امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
++++ بانک ایده +++++
#1
Question 
به نام او

عزیزان خوانده /نویسنده سلام

همونطور که از اسم تاپیک معلومه اینجا قراره تبدیل به
بانکی از ایده های ناب و غیر تکراری و جذاب شما عزیزان بشه.


یعنی چی؟ یعنی شما خواننده/نویسنده و یا عضو انجمن هر زمان ایده ای بکر و جذاب به ذهنتون خطور کرد لطف میکنید ، تشریف میارید اینجا و در حد یه پاراگراف درباره موضوع یا ایده تون توضیح می دید.
نویسنده های محترم هم هر زمان قصد نوشتن داستان جدیدی(بلند یا کوتاه ) داشتن، میتونن از ایده های این بانک استفاده کنن.

امیدوارم این تاپیک مورد استقبال شما عزیزان قرار بگیره و
کمک کنه موضوعات جدید و ناب و مورد پسند شما خوبان
به رمان هایی جذاب و مورد قبول تبدیل بشه.




مطمئنا اجر دوستان ایده دهنده هم بی پاداش نمونه و
پاداشی هر چند کوچک برای ایده های خوب ارائه شده ،در نظر گرفته میشه

پیشاپیش از همکاری شما عزیزان متشکریم
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
با سلام مرسی از این که این تاپیک رو ایجاد کردید mara
خیلی دلم میخواست حرف دلم رو به گوش نویسنده های عزیز برسونم و شاید از این طریق بشه
موضوعات رمان به شدت تکراریه یا موضوع هم خونه ست یا یه ازدواج و رابطه اجباری که به عشق آتشین تبدیل میشه.
نویسنده های عزیز ما اصلا توجه نمیکنن که کجا و برای کی دارن می نویسن.
ببخشید که اینجوری میگم ولی سایتامون پر شده از رمانهای م ب ت ذ ل
این رمان فقط برای نویسنده های کم سن و سال نیست بلکه نویسنده های تحصیل کرده و بالغ هم گاهی چنین اشتباهی میکنند با این توضیح که اینا مشکلات خود اجتماع هست و اجتماع پر از این مسائل هست بقیه رو توجیه میکنند.
ولی شما نویسنده گل باید دقت کنی که رده سنی خواننده از چه سالی هست یا اگه بعضی مشکلات رو از نزدیک حس کردین و جزء اسرار مگو هست می تونین در لفافه بگین یا در حاشیه داستان ازش استفاده کنین تا چشم و گوش مردم و اطرافیان باز بشه.
خواهشا اینقدر بی پرده در مورد هر مسئله ای صحبت نکنین.
ممنون از این که صبوری به خرج دادیم و این متن رو خوندین.
اينه همه دستايي كه منتظر بارونه
يكي اون بالا نشسته كه خودش ميدونه
ميدونه كاريه كه فقط خودش ميتونه
دستاي خالي رو خالي برنميگردونه
.mara.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
(۱۴-۰۶-۹۵، ۰۳:۵۴ ب.ظ)آرزو نوشته: با سلام مرسی از این که این تاپیک رو ایجاد کردید mara
خیلی دلم میخواست حرف دلم رو به گوش نویسنده های عزیز برسونم و شاید از این طریق بشه
موضوعات رمان به شدت تکراریه یا موضوع هم خونه ست یا یه ازدواج و رابطه اجباری که به عشق آتشین تبدیل میشه.
نویسنده های عزیز ما اصلا توجه نمیکنن که کجا و برای کی دارن می نویسن.
ببخشید که اینجوری میگم ولی سایتامون پر شده از رمانهای م ب ت ذ ل
این رمان فقط برای نویسنده های کم سن و سال نیست بلکه نویسنده های تحصیل کرده و بالغ هم گاهی چنین اشتباهی میکنند با این توضیح که اینا مشکلات خود اجتماع هست و اجتماع پر از این مسائل هست بقیه رو توجیه میکنند.
ولی شما نویسنده گل باید دقت کنی که رده سنی خواننده از چه سالی هست یا اگه بعضی مشکلات رو از نزدیک حس کردین و جزء اصرار مگو هست می تونین در لفافه بگین یا در حاشیه داستان ازش استفاده کنین تا چشم و گوش مردم و اطرافیان باز بشه.
خواهشا اینقدر بی پرده در مورد هر مسئله ای صحبت نکنین.
ممنون از این که صبوری به خرج دادیم و این متن رو خوندین.


آرزوی عزیز

صحبت شما متین.این حرف دل خیلی از خواننده هاست و حرف حق هم که جواب نداره.
twol

اما حالا که همه مون میدونیم مشکل چیه و کجاست کاش علاوه بر نشون دادن نقاط ضعف نوشته ها، به تقویت ایده ها و رمان ها کمک کنیم.
Shy

ما دقیقا این تاپیک رو برپا کردیم تا ایده های ناب خواننده ها رو دریافت کنیم.
Tongue

اگر به صورت دقیق الان نمی تونید یه پاراگراف درباره داستانی که دوست دارید نوشته بشه تعریفی ارائه کنید لااقل تیتر وار با نویسنده ها ایده هاتون رو مطرح کنید.

مثلا:

من ثمین هستم .من از داستان های جنایی-مافیایی خوشم میاد و دوست دارم شخصیت دختر قصه پزشک باشه- آخرشم دختره موقع فرار از گروه تیر بخوره و تا خود مرگ بره



نویسنده به این ایده میرسه :

خانوم پزشکی در بیمارستان توسط گروه مافیایی گروگان گرفته میشه .گروه مافیایی دختره رو میبره تو مقر خودشون و مجبورش میکنن تو تیمشون بمونه و زخمی هاشون رو مخفیانه جراحی و درمان کنه -خانوم پزشک، مخفیانه یکی از دشمن های گروه مافیایی رو جراحی میکنه و کمک میکنه اون مرد زنده بمونه به این شرط که اون مرد کمکش کنه تا از چنگ گروه فرار کنه .این دو نفر عاشق هم میشن .آخرشم دختره موقع فرار تا خود مرگ میره و برمی گرده .


عجب ایده ای شدا xcvb به بالاترین قیمت میفروشم آقا asna
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
سلام
اول از همه تشکر از ثمین بانو بابت زدن این تاپیک mara


خب ایده برای رمان ، بهتره رمانی که مینویسید از دنیای خودمون باشه من هر رمانی رو که خوندم طرف توش بچه پولدار و همه چی تموم و خوشچهره و با جذبه و مهره مار دار بوده !


این داستانا تکراری شده دیگه ، شخصی با ماشین مدل بالا و ویلا و بیست تا خونه توی شمال و کیش و هر شهر و....


یکم نزدیک به واقعیت رمان بنویسید مثال :
دختری که در سطح متوسط هستش ، در خوانواده متوسط که نه زیاد مذهبی هستن و نه زیاد اوپن ماین ..
با داشتن برادر غیرتی و عاقل ، کسی که از خوشی های خودش بیشتریاش میگذره که کمک دست پدرش باشه
کسی که بهش پیشنهاد میدن پاشو برو با دوستات شمال و اینور و اونور هرماه برو بگرد ولی بگه نه من تا به خودم بیام خواهرایی دارم که باید مراقبشون باشم و بفرستمشون خونه بخت
کمک دست باشم برای تهییه جاهازشون من فقط برای خودم نیستم که برم کل ماه در گردش
پدری که زحمت کش باشه واقعا ، با یک مادر خونه دار (والا ما هر رمانی خوندیم مامانه دکتر بوده باباهه مهندس 45 تا شرکت )


این از دختر و اما پسر :
پسری باشه که میره سرکار و خودش پول درمیاره نه اینکه تو شرکت باباش مدیر باشه صدنفرم آدم جلوش تا کمر خم بشنبا قیافه متوسط و وضع مالی متوسط
کسی که با حرف خوانوادش بره خاستگاری دختره و باهاش آشنا بشه و یک مدت به آَشنایی سپری بشه و ازدواح کنن
اگر نویسنده واقعا نویسنده باشه میتونه بهترین رمان رو از این مدل داستان ها در بیاره
در طول زندگیشون با فراز و نشیب های زیادی روبه رو بشن به عنوان مثال یک بیماری ، یک اشتباه و خیانت این فرم داستان ها که به زندگی نزدیک باشه


نشون بدید و با قلم عالی بنویسید میتونید کلی ایده وسطاش بدید ، بازم به نویسندگی طرف بستگی داره


حیف که خودم اعتماد به نفس نویسندگی رو ندارم و واقعا شهامت میخوادشShy
حالا منم اومدم یک ایده دادم دیگه با خودتون Tongue
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
وقتتون بخیرgggm
قرار نیست همیشه دختر و پسرای داستان از نظر اخلاقی فوق العاده باشن و یا به شدت غیر قابل تحمل باشن
اکثر آدمای دور و بر ما آدمای معمولی ای هستن . در حالی که توی اکثر رمانا یا پسر داستان فوق العاده خشکه و سرد ، به خاطر جریاناتی که قبلا تو زندگیش داشته و یا دختر داستانمون .
بیشتر هم دختر داستان پاک و مطهره و پسر هفت خط .
تجربه نشون داده زن و مرد هر جور رابطه ای با جنس مخالف قبل از ازدواجشون داشتن ، حتما طرف مقابلشون هم مثل خودشونه
میشه یه پسری باشه که نه سرد و عصبی باشه و نه شاد و شنگول و نه دختری که زیادی مهربون باشه .
نه پسری که پولدار پولدار باشه نه فقیر فقیر .
و نه دارای هوش افسانه ای باشن .
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...! 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
سلام.
موضوعى كه مطرح مى كنم رخ داده :معلمى كه با دانش اموز ١٣ساله ارتباط عاطفى برقرارمى كند(هردو از يك جنس)ودانش اموز با شرح مشكلاتش از معلم مدد مى خواهد.اين همراهى ١٢سال طول مى كشد دختر بزرگ مى شود ازدواج مى كند،طلاق مى گيرد ودر يك لحظه با ذكر خاطره ايى ،معلم مشكوك شده با تحقيق متوجه مى شود ١٢سال فريب دروغگويى را خورده وارتباط راقطع مى كند.دختر حالا نه همسر دارد نه همراهى معلم وخانواده اش را.
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
خانم مشاورى كه براى دادن روحيه به كودكى "داراى بيمارى لاعلاج"هفته اى دو بار به منزلشان مى رود،با مادر كودك رابطه ايى دوستانه برقرار مى كند.
وقصه درمانى را براى كودك درپيش مى گيرد.
كودك چيزى نام ببرد ومشاور داستانى كودكانه بسازد.
مثلا ديگ،سيب زمينى،ياكريم و…
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
43 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۲۳-۱۱-۹۵, ۱۲:۴۱ ق.ظ)، mahiye ghermez (۲۳-۰۶-۹۵, ۱۰:۴۷ ق.ظ)، sadaf (۲۳-۰۷-۹۵, ۰۹:۱۹ ب.ظ)، آرزو (۱۲-۰۸-۹۵, ۱۱:۰۹ ب.ظ)، ~ MoOn ~ (۲۵-۰۸-۹۵, ۰۹:۲۵ ب.ظ)، hadis hpf (۲۹-۱۰-۹۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ)، نويد (۲۳-۱۱-۹۵, ۱۲:۴۱ ق.ظ)، خانوم معلم (۲۱-۰۶-۹۵, ۱۰:۳۷ ب.ظ)، Mahdiye (۱۴-۰۶-۹۵, ۰۷:۳۲ ب.ظ)، • Niha • (۱۴-۰۶-۹۵, ۰۴:۲۳ ب.ظ)، آیداموسوی (۲۳-۰۷-۹۵, ۱۱:۰۶ ب.ظ)، parysa7 (۲۴-۰۶-۹۵, ۱۱:۵۲ ب.ظ)، fatemeh . R (۲۳-۰۵-۹۵, ۰۵:۵۲ ب.ظ)، #*Ralya*# (۲۳-۰۵-۹۵, ۰۵:۳۶ ب.ظ)، barooni (۱۸-۰۶-۹۵, ۰۸:۱۳ ب.ظ)، برف سیاه (۰۵-۰۹-۹۵, ۱۲:۱۸ ق.ظ)، عسل6 (۱۳-۰۶-۹۵, ۰۶:۰۶ ب.ظ)، ariel (۲۳-۰۸-۹۵, ۱۲:۵۶ ب.ظ)، ثـمین (۰۴-۰۹-۹۵, ۰۹:۰۷ ب.ظ)، maryamix (۱۱-۰۹-۹۵, ۰۶:۱۸ ب.ظ)، AsαNα (۰۸-۱۱-۹۵, ۱۲:۴۲ ق.ظ)، ft.samadi (۰۷-۰۷-۹۵, ۰۲:۳۴ ب.ظ)، hananee (۲۷-۰۶-۹۵, ۰۲:۱۵ ق.ظ)، _AYNAZ_ (۱۶-۰۸-۹۵, ۱۱:۳۳ ب.ظ)، happyramina (۲۶-۰۷-۹۵, ۰۸:۱۹ ب.ظ)، فاطمه۲۷ (۰۴-۰۹-۹۵, ۰۹:۰۸ ب.ظ)، آسیل (۲۸-۱۰-۹۵, ۰۲:۱۸ ب.ظ)، farnaz83 (۱۴-۰۷-۹۵, ۰۹:۵۱ ق.ظ)، nil2001 (۰۲-۰۹-۹۵, ۰۹:۴۶ ب.ظ)، یاس ارغوان (۱۶-۰۶-۹۵, ۱۰:۰۹ ق.ظ)، vida_shamari (۱۶-۰۶-۹۵, ۰۱:۲۷ ب.ظ)، نشان (۲۹-۰۶-۹۵, ۰۴:۰۱ ب.ظ)، Sareh.gh (۱۳-۰۸-۹۵, ۱۱:۵۵ ب.ظ)، d.ali (۲۵-۰۷-۹۷, ۰۸:۲۱ ق.ظ)، * م .عباس زاده* (۰۴-۰۹-۹۵, ۰۹:۵۱ ب.ظ)، موش موش (۰۲-۱۱-۹۵, ۱۱:۳۴ ب.ظ)، دختربهار (۰۸-۰۹-۹۵, ۰۴:۱۱ ب.ظ)، Land star (۰۵-۰۹-۹۵, ۰۲:۰۸ ب.ظ)، tanhaie (۰۵-۱۰-۹۵, ۰۱:۰۸ ق.ظ)، :)nafas (۰۱-۱۱-۹۵, ۰۹:۰۹ ب.ظ)، لیلی پارسا (۰۸-۰۱-۹۶, ۰۲:۴۱ ق.ظ)، نیاز۲ (۱۱-۱۱-۹۶, ۱۲:۳۱ ق.ظ)، author (۰۴-۱۲-۹۶, ۱۰:۱۲ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان