امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بفرمایید شعر
چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اينها که من با جان خود کردم
طبيبم گفت درمانى ندارد درد مهجورى
غلط مى گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
مگو وقتى دل سد پاره اى بودت کجا بردى
کجا بردم ز راه ديده در دامان خود کردم
ز سر بگذشت آب ديده اش از سر گذشت من
به هر کس شرح آب ديده گريان خود کردم
ز حرف گرم وحشى آتشى در سينه افکندم
باو اظهار سوز سينه سوزان خود کردم

پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  درخواست شعر درباره ایران minaa 4 194 ۱۵-۰۸-۹۷، ۰۲:۳۸ ب.ظ
آخرین ارسال: minaa
Star مشاعره با شعر های خواننده ها ... ! ونوشه 1,009 52,650 ۱۲-۰۶-۹۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ
آخرین ارسال: tanin93
  شعر گرافی سعدی ! !!Tina!! 17 486 ۲۳-۰۸-۹۶، ۰۸:۲۱ ب.ظ
آخرین ارسال: !!Tina!!

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
9 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۱۹-۰۸-۰, ۰۹:۵۵ ق.ظ)، صنم بانو (۱۹-۰۸-۰, ۱۰:۱۵ ق.ظ)، دخترشب (۱۷-۰۸-۰, ۰۳:۰۵ ق.ظ)، دختربهار (۱۹-۰۷-۰, ۱۱:۱۰ ق.ظ)، minaa (۱۶-۰۸-۰, ۰۱:۲۶ ق.ظ)، Mr. pickle (۱۶-۰۸-۰, ۱۲:۵۲ ق.ظ)، arom (۲۵-۰۹-۰, ۰۹:۰۷ ق.ظ)، mahdi942 (۰۳-۰۹-۰, ۰۳:۴۹ ب.ظ)، arashke (۲۰-۰۸-۰, ۰۶:۵۹ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان