امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حضرت فاطمه زهرا (س)
#11
مصحف فاطمه زهرا(س)
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود سری از اسرار الهی است و دسترسی و شناخت مقام بلندش برای ما انسانهای خاكی به سادگی ممكن نیست، بالاتر از آن، گوشه های بسیاری از زندگانی اش چون در در صدف مخفی و پنهان باقی مانده است.
مصحف فاطمه - سلام الله علیها - ، سرچشمه جوشان معنویت و دانشها كه از طریق وحی بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازی است كه در پرده مانده و در اختیار ما خاكیان نیست. به راستی مصحف فاطمه - سلام الله علیها - چیست؟
چه زمانی به وجود آمد؟ چه مطالبی را در بر دارد؟ و اكنون كجاست و در اختیار كیست؟ و... پرسشهایی است كه تا حدودی پاسخ آنها در این نوشتار مختصر روشن می گردد.
محدثه
از نامهای معروف فاطمه زهرا - سلام الله علیها - محدثه است كه امام صادق - علیه السلام - در سبب نامگذاری مادرش فاطمه به محدثه چنین می فرماید:
انما سمیت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السماء فتنادیها كما تنادی مریم بنت عمران[1] اینكه فاطمه - سلام الله علیها - به محدثه نامگذاری شد چون فرشتگان پیوسته از آسمان فرود می آمدند و به فاطمه - سلام الله علیها - خبر می دادند همانطور كه به مریم دختر عمران خبر می دادند.
فرشتگان خطاب به فاطمه - سلام الله علیها - این آیات را تلاوت می كردند: - یا فاطمه - ان الله اصطفیك و طهرك و اصطفیك علی نساء العالمین - یا فاطمه - اقنتی لربك واسجدی واركعی مع الراكعین. [2]
فاطمه - سلام الله علیها - به فرشتگان خبر می داد و آنان به او خبر می دادند و سخنانی با یكدیگر داشتند كه در یكی از شبها فاطمه به آنها گفت: آیا مریم دختر عمران بر زنان عالم برتری ندارد؟
گفتند: مریم در روزگار خویش بانوی بزرگ زنان بود ولی خداوند عز و جل تو را در عصر خویش و در عصر او بزرگ بانوی زنان قرار داده است و تو «سیده نساء الاولین و الآخرین» هستی.[3]
گر چه فرشتگان با كسی جز انبیاء الهی گفتگو نداشتند ولی چهار بانوی بزرگ در تاریخ انبیاء بودند كه پیامبر نبودند و در عین حال فرشتگان با آنان سخن می گفتند:
الف) مریم، مادر حضرت عیسی - علیه السلام -
ب) همسر عمران مادر حضرت موسی و مریم (علیهماالسلام)
ج) ساره، مادر حضرت اسحاق و یعقوب - علیه السلام -
د) فاطمه زهرا - سلام الله علیها - .[4]
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - در بستر بیماری از هوش رفته بود كه در خانه كوبیده شد. فاطمه - سلام الله علیها - فرمود: كوبنده در كیست؟ عرض كرد: مرد غریبی هستم و پرسشی از رسول خدا دارم اجازه ورود می دهید؟ فاطمه پاسخ داد: برگرد خدا تو را رحمت كند! حال رسول الله مساعد نیست.
رفت و سپس برگشت و در را زد و گفت: غریبی است كه از رسول خدا اجازه می گیرد آیا به غریبان اجازه ورود می دهند؟ ناگاه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - به هوش آمد و فرمود: ای فاطمه! آیا می دانی چه كسی است؟ عرض كرد: خیر یا رسول الله! فرمود: این همان است كه جماعت ها را بهم می زند و لذتهای دنیوی را از بین می برد او فرشته مرگ است! به خدا قسم پیش از من از احدی اجازه نگرفت و پس از من از كسی اجازه نخواهد گرفت و به سبب بزرگواری و كرامتی كه در پیشگاه خداوند دارم تنها از من اجازه می گیرد به او اجازه ورود بده!
فاطمه فرمود: داخل شو خداوند تو را رحمت كند!
فرشته مرگ چون نسیم ملایمی وارد شد و فرمود: السلام علی اهل بیت رسول الله[5]
این جریان ناگوار از نوع سخنانی است كه فاطمه زهرا - سلام الله علیها - با فرشته داشته است و به راستی كه فاطمه محدثه است.
پیدایش مصحف فاطمه - سلام الله علیها -
زهرا - سلام الله علیها - پس از رحلت پیامبر - صلی الله علیه و آله - 75 یا 95 روز، در جهان زندگی كرد. در این مدت بسیار كوتاه كه دوره صبر و استقامت، حمایت از حریم ولایت و در عین حال حزن و اندوه زهرای مرضیه بود؛ جبرئبل امین - فرشته وحی - بر او فرود آمد و با گزارشهایی كه از منزلت پدر بزرگوارش در نزد خدا و نیز آینده تاریخ اسلام و تشیع الهام می كرد كتاب ارزشمندی به نام «مصحف فاطمه - سلام الله علیها -» برای امامان معصوم - علیه السلام - به یادگار ماند.
امام صادق - علیه السلام - در پاسخ به محدثانی كه درباره مصحف فاطمه - سلام الله علیها - سؤال كردند مدت طولانی سكوت كرد.... ثم قال: انكم لتبحثون عما تریدون و عما لا تریدون ان فاطمه مكثت بعد رسول الله - صلی الله علیه و آله - خمسه و سبعین یوما و كان دخلها حزن شدید علی ابیها و كان جبرئیل - علیه السلام - یاتیها فیحسن عزاءها علی ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن ابیها و مكانه و یخبرها بما یكون بعدها فی ذریتها و كان علی - علیه السلام - یكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه - سلام الله علیها -[6]
سپس فرمود: شما درباره چیزهایی كه چه لازم دارید و یا لازم ندارید جستجو و تحقیق می كنید. فاطمه - سلام الله علیها - پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز حیات داشت و بر اثر رحلت پدرش اندوه فراوان بر او وارد گشت. جبرئیل - فرشته وحی - پیوسته بر او فرود می آمد و ناگواریها و اندوه جدایی پدر را به خوبیها جلوه می داد و به جانش آرامش می بخشید. به او از پدر و جایگاه بلندش در نزد پروردگار خبر می داد و نیز از حوادث آینده كه بعد از فاطمه - سلام الله علیها - نسبت به فرزندانش واقع خواهد شد گزارش می داد. علی - علیه السلام - تمام آن گزارشها و اخبار را می نوشت كه همین مصحف فاطمه - سلام الله علیها - را شكل داد.
در حدیث دیگری امام صادق - علیه السلام - در پاسخ محدثی كه سؤال كرد: مصحف فاطمه چیست؟ چنین فرمود: خداوند متعال زمانی كه پیامبر را قبض روح كرد،بر فاطمه - سلام الله علیها - از اثر رحلت پیامبر - صلی الله علیه و آله - اندوهی وارد شد كه جز خدای عز و جل كسی نمی داند چه حزنی بود. لذا خداوند فرشته ای را به سوی او فرستاد تا غم و اندوهش را برطرف نماید و با او سخن گوید. فاطمه - سلام الله علیها - جریان را به امیرالمؤمنین گزارش داد و علی - علیه السلام - فرمود: هر وقت ورود فرشته را احساس كردی و صدایش را شنیدی به من بگو و مرا از سخنانش آگاه كن. بنابراین امیرالمؤمنین - علیه السلام - آنچه را كه می شنید می نوشت تا آنكه از سخنان و گزارشهای نوشته شده مصحفی به وجود آمد.[7]
با دقت در این دو حدیث شریف می توان گفت:
الف: مصحف فاطمه - سلام الله علیها - در فاصله زمانی پس از رحلت پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - تا شهادت صدیقه طاهره - سلام الله علیها - به وجود آمده است.
ب: مصحف فاطمه - سلام الله علیها - سخن وحی است كه توسط جبرئیل امین - علیه السلام - به فاطمه زهرا - سلام الله علیها - الهام شده است.
ج: مصحف فاطمه - سلام الله علیها - به دست مبارك مولا علی - علیه السلام - نوشته شده است.
زمینه های مصحف در زمان پیامبر
گرچه پیدایش و اتمام مصحف فاطمه - سلام الله علیها - پس از رحلت رسول خدا انجام گرفت و از جانب خداوند به او الهام گشت كه احادیث زیادی بر این دلالت دارد؛ ولی در برخی از روایات زمینه های پیدایش آن را از زمان حیات رسول الله می داند.
از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است كه فرمود: مصحف فاطمه - سلام الله علیها - به املاء رسول الله و خط علی - علیه السلام - شكل گرفت.[8]
چنین مصحفی در چندین حدیث با اسناد مختلف از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است و اینكه رسول خدا املا كرد و علی - علیه السلام - با دست مباركش نوشت این نظریه را اثبات می كند كه مصحف فاطمه - سلام الله علیها - در زمان پدرش بوجود آمد.
البته برخی قائل اند كه جمله «رسول الله» در این احادیث منظور پیامبر اسلام نیست، بلكه همان فرستاده خدا فرشته وحی است كه اخبار و گزارشها را املا كرد و علی - علیه السلام - آنها را نوشت.[9]
شاهدی كه سخن این گوینده را تایید می كند حدیثی است كه ابوبصیر از امام صادق - علیه السلام - نقل كرده و در آن كلمه رسول نیست. «انما هو شی ء املاه الله علیها و اوحی الیها»[10] همانا - مصحف فاطمه - سلام الله علیها - - چیزی است كه خداوند آن را بر فاطمه - سلام الله علیها - املاء و به سوی او وحی كرد. و روشن است كه املاء خدا به واسطه فرشته وحی است.
بنابراین مفهوم این احادیث نیز شبیه آن روایاتی می شود كه پیش از آن نقل كردیم كه در آنها پیدایش مصحف فاطمه را پس از رحلت پیامبر - صلی الله علیه و آله - می داند.
البته صحیفه هایی از مصحف فاطمه - سلام الله علیها - كه برگها و قسمتهای جزئی از آن مجموعه ارزشمند خدادادی است پیامبر در زمان حیات به فاطمه - سلام الله علیها - ارزانی داد كه بعدها كامل گشت و به نام مصحف فاطمه - سلام الله علیها - در اختیار امامان معصوم (علیهم السلام) قرار گرفت. چرا كه بخشی از آن مصحف در زمان پیامبر - صلی الله علیه و آله - در اختیار جابر بن عبدالله انصاری[11] قرار گرفت كه هم اكنون همین صحیفه در جوامع حدیثی شیعی در دسترس علاقه مندان است.
امام صادق - علیه السلام - فرمود: پدرم - امام محمدباقر - علیه السلام - - به جابر بن عبدالله انصاری گفت: پرسشی داشتم كه هر وقت مناسب شد آن را مطرح كنم. جابر عرض كرد: هر زمان كه دوست داشتی در محضرتان خواهم بود. تا آنكه فرصت مناسبی پیش آمد و پدرم خطاب به جابر گفت: ای جابر! به من خبر ده از لوحی كه در دست مادرم فاطمه دختر رسول الله (علیهما السلام) دیدی و مادرم از نوشته های آن لوح به تو چه خبر داد؟
جابر عرض كرد: خدای را گواه می گیرم كه در حیات رسول خدا برای عرض تبریك ولادت حسین - علیه السلام - بر مادرت فاطمه - سلام الله علیها - وارد شدم كه در دستش لوح سبزرنگی چون زمرد درخشش داشت و در آن نوشته سفیدی كه چون خورشید نورانیت داشت مشاهده كردم. عرض كردم: پدر و مادرم فدایت ای دختر رسول الله! این لوح چیست؟ فرمود: این لوحی است كه خداوند به پیامبرش هدیه داده است و در آن نام پدرم، نام همسرم، نام فرزندانم و نام اوصیاء از فرزندان نوشته شده است كه پدرم آن را به من بخشید تا به سبب آن مرا خشنود كند. جابر گفت: مادرت فاطمه - سلام الله علیها - آن را به من عطا كرد و خواندم و از آن رونوشت كردم. پدرم - امام محمدباقر - علیه السلام - - به جابر گفت: آیا ممكن است آن نوشته را بر من عرضه كنی؟ گفت: آری! پدرم همراهش به منزل جابر رفت و پیش از آنكه آن لوح را بیاورد ناگاه صحیفه ای از ورق نازكی كه در آن نوشته شده بود درآورد و گفت: ای جابر! نگاه كن در نوشته خودت تا من برایت بخوانم. جابر هم در نوشته خودش نگاه كرد و پدرم از روی نوشته ای كه داشت خواند؛ تا جایی كه این دو نوشته حتی در یك حرف هم با یكدیگر تفاوت نداشتند.
آنگاه جابر گفت: خدا را گواه می گیرم نوشته ای كه در آن لوح دیدم چنین بود... [12]
نشانه امامت
مصحف فاطمه - سلام الله علیها - به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومین (علیهم السلام) به یادگار ماند و در بین حجتهای خدا در روی زمین یكی پس از دیگری دست به دست گشت كه در اختیار داشتن آن را یكی از نشانه های امامت دانسته اند.
امام رضا - علیه السلام - وقتی علامت و نشانه های امام معصوم را شمارش كرد فرمود:
«و یكون عنده مصحف فاطمه - سلام الله علیها -» [13]
مصحف فاطمه - سلام الله علیها - در نزد او از نشانه های امامت می باشد.
روایات بسیاری دلالت دارد بر اینكه «جامعه»، «جفر» و «مصحف فاطمه - سلام الله علیها -» در نزد ائمه است كه در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشكلات و نیازهای فكری و علمی انسانها را حل می كردند. تمام این آثار گنجینه های گرانبهایی از معارف و دانشها بود كه تصور آنها در افكار مادی ذهن بشر نمی گنجد.
ابوبصیر می گوید: به حضور امام صادق - علیه السلام - رسیدم و عرض كردم: قربانت گردم! از شما سؤالی داردم، راستی در اینجا كسی - نامحرمی - هست كه سخن مرا بشنود؟، امام صادق - علیه السلام - پرده ای را كه میان آنجا و حجره دیگر بود بالا زد و در آنجا سر كشید سپس فرمود: ای ابا محمد! هر چه می خواهی بپرس.
... آنگاه فرمود: ای ابا محمد! همانا «جامعه» نزد ما است و مردم چه می دانند «جامعه» چیست؟ عرض كردم: قربانت شوم! جامعه چیست؟ فرمود: طوماری است به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط علی - علیه السلام - كه تمام حلال و حرام و همه نیازهای مردم در آن موجود است حتی جریمه خراش.
... آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه می دانند «جفر» چیست؟
عرض كردم: جفر چیست؟ فرمود: مخزنی از چرم است كه علم پیامبران و اوصیاء و دانشمندان گذشته بنی اسرائیل در آن وجود دارد.
... آنگاه فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه - سلام الله علیها - و ما یدریهم ما مصحف فاطمه - سلام الله علیها - ؟ [14]
همانا مصحف فاطمه - سلام الله علیها - در نزد ما است و مردم چه می دانند كه مصحف فاطمه - سلام الله علیها - چیست؟
ابوعبیده حذاء می گوید: ابوجعفر - امام محمدباقر - علیه السلام - - خطاب به من فرمود: ای ابا عبیده! كسی كه نزد او شمشیر رسول الله، زره، پرچم برافراشته اش و مصحف فاطمه - سلام الله علیها - باشد، چشم روشنی دارد.
راوی نقل می كند در محضر امام صادق - علیه السلام - بودم كه جمعی از محدثان نیز در مجلس حضور داشتند یكی از محدثان [15]
خطاب به امام عرض كرد: قربانت گردم! عبدالله بن حسن[16] درباره امامت و خلافت می گوید: این منصب از آن ماست و به دیگران نخواهد رسید! امام صادق - علیه السلام - پس از سخنانی فرمود: چه شگفت انگیز است از عبدالله! می پندارد كه پدرش علی - علیه السلام - امام نبوده؟ ولكن به خدا قسم (در حالی كه با دست به سینه اش اشاره می كرد) اسرار نبوت و نیز شمشیر و زره رسول الله در نزد ما است. «و عندنا و الله مصحف فاطمه» به خدا قسم مصحف فاطمه - سلام الله علیها - در نزد ما است. [17]
مصحف فاطمه - سلام الله علیها - قرآن نیست
برخی از نااهلان و یا مغرضان بر شیعه خرده گرفته اند كه شیعیان قرآن دیگری تراشیده اند! و ممكن است در عصر حاضر نیز چنین اتهاماتی را وارد كنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگیرند. این انتقادهای نابخردانه و اهانت های ناروا ممكن است از چند چیز نشات گیرد:
الف: عدم رجوع به متون و منابع حدیثی و جوامع روایی شیعی و ناآگاهی و عدم اطلاع از اینكه تشیع كه قائل است زهرای مرضیه - سلام الله علیها - دارای كتاب و مصحف بوده است مقصود چیست؟
ب: عناد و لجاجت با اندیشه های اسلام ناب و باورهای اعتقادی و معارف كه از طریق امامان معصوم - علیه السلام - این حجت های خدا در روی زمین در اختیار انسانها گذارده شد.
ج: ذهنیت و تصوری كه پس از رحلت پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - در اذهان مسلمانان حتی اصحاب و یاران پیامبر از كلمه «مصحف» بود. چرا كه «مصحف» بیشتر به نوشته هایی از آیات قرآن اطلاق می شد و در آن زمان مصحفهای متعددی وجود داشت و شخصیتی كه دارای مصحف بود به همو نسبت می دادند مثل اینكه می گفتند مصحف علی - علیه السلام - به اعتبار اینكه مولا علی - علیه السلام - دارای مصحف بود. البته هم اكنون نیز تعبیر «مصحف شریف» به قرآن مجید شهرت بسیار دارد.
گرچه چنین استعمالی در آن زمان شهرت فراوان داشت ولی این طور نبوده كه مصحف تنها به نوشته های آیات قرآن گفته شود بلكه نظرشان به معنای لغوی مصحف بوده چرا كه به مجموعه صحیفه های نوشته شده بین دو جلد كه به صورت كتاب درآمده باشد مصحف یا مصحف می گویند. [18]
بنابراین به مجموعه صحیفه ها و نوشته هایی كه در موضوعات و مطالبی غیر از آیات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق می گردد و مصحف فاطمه - سلام الله علیها - به همین اعتبار است.
ابوبصیر می گوید: در محضر امام صادق - علیه السلام - بودم و پرسیدم:
و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فیه مثل قرآنكم ثلاث مرات، و الله ما فیه من قرآنكم حرف واحد. [19]
مصحف فاطمه چیست؟ فرمود: مصحفی است سه برابر قرآن كه در دست شما است، ولی به خدا قسم حتی یك حرف از قرآن شما هم در آن نیست.
این حدیث آشكار می سازد كه مصحف فاطمه - سلام الله علیها - از نظر كمیت و حجم سه برابر قرآن است ولی از نظر محتوا و مطالب حتی یك حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد.
علامه مجلسی در توضیح این حدیث می نویسد: ممكن است كسی این شبهه را كند كه در احادیث بسیاری وارد شده قرآن همه احكام را در بردارد و نیز مشتمل بر حوادث و گزارشهای حال و آینده تاریخ است. پس مصحف فاطمه در پی چه چیزی است و این حدیث چگونه معنا می شود؟
در پاسخ شبهه می گوید: آری قرآن چنین است ولی ممكن است منظور از مصحف معانی و تاویلاتی باشد كه ما از قرآن نمی فهمیم نه معنای ظاهری كه از الفاظ درك می كنیم و می فهمیم. لذا مقصود از قرآن شما همان الفاظ ظاهری قرآن است كه در مصحف فاطمه - سلام الله علیها - وجود ندارد. [20]
البته احادیثی كه در آینده ذكر خواهد شد مطالب و موضوعات موجود در مصحف فاطمه را تا حدودی روشن می سازد.
محمد بن مسلم از امام باقر و یا از امام صادق - علیه السلام - چنین نقل كرده است:
«و خلفت فاطمه مصحفا ما هو قرآن ولكنه كلام من كلام الله انزل علیها.» [21]
فاطمه - سلام الله علیها - مصحفی را به یادگار گذاشت كه آن مصحف قرآن نیست ولی سخنی از سخن خداست كه بر فاطمه - سلام الله علیها - نازل كرده است.
حسین بن ابی العلاء می گوید: از امام صادق - علیه السلام - شنیدم كه فرمود:
«ان عندی... مصحف فاطمه ما ازعم ان فیه قرآنا» [22]
نزد من، مصحف فاطمه - سلام الله علیها - است. البته تصور نكن كه در آن آیات قرآن باشد.
ابی حمزه می گوید: امام صادق - علیه السلام - فرمود: «مصحف فاطمه - سلام الله علیها - ما فیه شی ء من كتاب الله و انما هو شی ء القی علیها بعد موت ابیها» [23]
در مصحف فاطمه - سلام الله علیها - چیزی از كتاب خدا - قرآن مجید - نیست و تنها مصحف چیزی است كه بر فاطمه - سلام الله علیها - پس از رحلت پدرش الهام گشته است.
روایات دیگری نیز وجود دارد كه دلالت می كنند مصحف فاطمه - سلام الله علیها - قرآن نیست و موضوعات و مطالب آن غیر از آیات قرآن است. [24]
مصحف فاطمه - سلام الله علیها - و علم الهی
دانشهایی كه بشر آنها را كسب می كند بسیار جزئی و محدود است و پس از مدتی فراموشش می شود و نسبت به علوم و دانشهایی هم كه در آینده وجود می آید بی اطلاع است. لذا تنها به علومی واقف است كه در حال حاضر به آنها دسترسی پیدا كرده است. اصطلاحات و دانش گذشته را كم كم از یاد می برد و از آینده هم آگاهی ندارد.
ولی خداوند متعال كه عالم مطلق است علم او محدود به زمان نیست و گذشته و حال و آینده در نزد او یكسان است. این دانش و حكمت خدایی كه زمان را در می نوردد و تنها در اختیار اوست شمه ای از آن را به هر كس كه اراده كند عطا می كند. یؤتی الحكمه من یشاء و من یؤت الحكمه فقد اوتی خیرا كثیرا. [25]
حكمت را به هر كه مشیتش تعلق گیرد می دهد و آن كس كه حكمت داده شده است همانا خیری بسیار داده شده است.
البته این دانش و اسرار الهی در حد اعلای آن به پیشوایان دین ارزانی گشته است و مصحف فاطمه - سلام الله علیها - مصداق بارزی از معارف و دانشهای خدایی است كه به زهرای مرضیه - سلام الله علیها - الهام شد و به عنوان اسرار نبوت و امامت در اختیار ائمه معصومین (علیهم السلام) قرار گرفت. بنابراین دانش و حكمت های موجود در مصحف فاطمه - سلام الله علیها - از سوی خدا است كه محدود به زمان و مكان نیست و قابل قیاس با دانشهای بشری نیست.
مطالب مصحف فاطمه - سلام الله علیها -
ابوبصیر می گوید: از امام محمدباقر - علیه السلام - از مصحف فاطمه - سلام الله علیها - پرسیدم. فرمود: پس از رحلت پدرش بر فاطمه - سلام الله علیها - نازل گشته است.
عرض كردم: آیا در آن چیزی از آیات قرآن است؟
فرمود: چیزی از آیات قرآن در آن نیست.
عرض كردم: برایم آن را توضیح دهید.
فرمود: جلدها و اطراف آن از یاقوت زینت داده شده است و برگهای آن از در سفید است.
عرض كردم: قربانت گردم! در آن چه سخنانی است؟
فرمود: خبرهای عصر حاضر و نیز خبرهایی كه تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد در آن موجود است. خبر آسمانها و شماره فرشتگان آسمانی، تعداد و نامهای تمام كسانی كه خداوند آنها را آفریده است. نامهای رسولان، نامهای تكذیب كنندگان و اسامی همه مؤمنان و كافران از آغاز آفرینش تا فرجام در آن موجود است.
اسامی و معرفی هر یك شهرهایی كه در شرق و غرب زمین است، تعداد مؤمنان و كافران هر شهر، اوصاف تكذیب كنندگان و نیز اوصاف ملت های گذشته و تاریخ آنها، طغیانگرانی كه حاكم اند تعداد آنها و زمان حكومتشان، نامهای پیشوایان و اوصاف آنها و آنچه در زمین یكی پس از دیگری مالك می شوند، شرح حال بزرگان آنها و هر كس كه در ادوار آینده بیاید در مصحف موجود است.
اوصاف بهشتیان و تعداد كسانی كه وارد بهشت خواهند شد، اوصاف جهنمیان و نامهای آنها در مصحف موجود است.
دانش قرآن آن طور كه نازل شده، دانش تورات و انجیل آن طور كه نازل گشته اند و دانش زبور و شماره درختهایی كه در تمام بلاد است در مصحف موجود است. [26]
اخباری كه جبرئیل بر فاطمه - سلام الله علیها - وحی می كرد
جبرئیل - فرشته وحی - كه پس از رحلت پیامبر - صلی الله علیه و آله - بر فاطمه نازل می شد دو قسم گزارش و اخبار به او وحی می كرد. «و یخبرها عن ابیها و مكانه و یخبرها بما یكون بعدها فی ذریتها» [27]
الف: از پدرش و جایگاه و منزلتی كه در نزد پروردگار داشت خبر می داد.
ب: از حوادث تلخ آینده تاریخ كه پس از شهادت صدیقه طاهره - سلام الله علیها - نسبت به فرزندانش از ناحیه دشمنان اهل بیت واقع خواهد شد گزارش می داد.
بنابراین مصحف فاطمه - سلام الله علیها - این دو نوع گزارش و اخبار را هم در بردارد.
دانش آینده
امام صادق - علیه السلام - می فرماید: اما انه لیس فیه شی ء من الحلال و الحرام و لكن فیه علم ما یكون. [28]
آگاه باشید! مصحف فاطمه - سلام الله علیها - چیزی از حلال و حرام خدا را در برندارد بلكه در آن دانش آینده تاریخ است.
پاسخگویی به نیازهای جامعه
امام صادق - علیه السلام - فرمود: در مصحف فاطمه - سلام الله علیها - آنچه را كه مردم به ما نیازمندند ولی ما به احدی نیاز نخواهیم داشت، حتی ارش خراش در آن موجود است. [29]
عبدالله بن حسن، تصورش این بود دانشی كه امام صادق - علیه السلام - دارد مثل دانش بقیه مردم است. ولی امام صادق - علیه السلام - فرمود: آری! راست گفته است عبدالله بن حسن چون علمی كه او دارد مثل علم مردم است ولی به خدا قسم در نزد ما «جامعه» است كه در آن حلال و حرام خداست و در نزد ما جفر است و عبدالله بن حسن چه می داند كه جفر آیا پوست شتر است یا پوست گوسفند و نزد ما مصحف فاطمه - سلام الله علیها - است كه به خدا قسم حرفی از قرآن در آن نیست... خوب عبدالله بن حسن آنگاه كه مردم از اطراف عالم بیایند و از او سؤال كنند چه جواب خواهد داد و چكار خواهد كرد؟! [30]
امام صادق - علیه السلام - در برابر كسانی كه حرفهایی می زدند و اعتراضاتی داشتند می فرمود:
اگر راست می گویند مصحف فاطمه - سلام الله علیها - را در بیاورند و نشان دهند؛ مصحفی كه در آن وصیت فاطمه موجود است. [31]
پیشگویی
ائمه معصومین (علیهم السلام) به مصحف فاطمه - سلام الله علیها - مراجعه و حوادث آینده را پیش از وقوع آن یادآوری می كردند. حماد بن عثمان می گوید: از امام صادق - علیه السلام - شنیدم كه فرمود: زنادقه[32] در سال 128 قمری، قیام می كنند و این سخن را كه می گویم به خاطر آن است كه در مصحف فاطمه - سلام الله علیها - نگاه كردم. [33]
ولید بن صبیح می گوید: امام صادق - علیه السلام - به من فرمود: ای ولید! من در مصحف فاطمه - سلام الله علیها - دقت كردم و از آن مساله كه پرسیدی، چیزی درباره فرزندان فلانی، در آن ندیدم جز گرد و غباری كه بر اثر سم اسبان بلند می شود. [34]
نامهای انبیاء و حاكمان
امام صادق - علیه السلام - می فرماید: اما مصحف فاطمه - سلام الله علیها - هر نوآوری كه به وجود بیاید و نیز نامهای كسانی كه تا روز قیامت می آیند و حكومت دارند، در آن موجود است. [35]
فضیل سكره می گوید: به محضر امام صادق - علیه السلام - مشرف شدم كه خطاب به من فرمود: ای فضیل! آیا می دانی در چه چیزی پیش از این نگاه می كردم؟! عرض كردم: خیر! فرمود: من در كتاب فاطمه - سلام الله علیها - نگاه می كردم، البته حاكمی نیست كه حكومت كند مگر آنكه نام او و نام پدرش در كتاب فاطمه نوشته شده است و برای فرزند حسن اثری در آن ندیدم. [36]
عبدالملك بن اعین می گوید: به امام صادق - علیه السلام - عرض كردم كه زیدیه و معتزله اطراف محمد بن عبدالله[37] را گرفته اند، آیا او حاكم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو كتاب است كه در آن كتابها نام هر پیامبر و نام هر حاكمی كه در زمین حكومت كند موجود است. خیر! به خدا قسم كه محمد بن عبدالله هیچ كدام از اینها نیست. [38]
معلی بن خنیس می گوید: امام صادق - علیه السلام - فرمود: هیچ پیامبر و جانشین پیام آور و حاكمی نیست مگر آنكه در كتابی كه نزد من موجود است، اسم آنها ذكر شده است. خیر! به خدا قسم كه از محمد بن عبدالله بن حسن در آن نامی نیست. [39]
نامهای امامان معصوم - علیه السلام -
در صحیفه ای كه قسمتی از مصحف فاطمه زهرا - سلام الله علیها - است و توسط جابربن عبدالله انصاری در اختیار همگان قرار گرفته است نامهای مبارك ائمه معصومین (علیهم السلام) یكی پس از دیگری ذكر شده است و این خود یكی از مطالب مصحف فاطمه - سلام الله علیها - را تشكیل می دهد. [40]
نزد فرزندش امام زمان (عج)
صحیفه فاطمیه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است. (امام خمینی (ره) [41]
مصحف فاطمه - سلام الله علیها - این خیر كثیر الهام شده از سوی خداوند متعال، به عنوان میراث بس ارزشمندی در نزد امامان معصوم - علیه السلام - دست به دست گشته است و هم اكنون در اختیار مهدی فاطمه حجت خدا بر روی زمین است.
روایات بسیاری از ائمه نقل شد كه در آنها لفظ «عندنا» یا «عندی» است و این تعبیر می فهماند كه مصحف فاطمه - سلام الله علیها - به مثابه علامت و نشانه ای از امامت، تنها در اختیار آنان بوده است و در مواردی نیز علیه كج اندیشان و منحرفان از مسیر امامت بدان احتجاج می كردند و به این وسیله حقانیت خویش و ادعای دروغین آنها را آشكار می ساختند.
ابوبصیر می گوید: از امام صادق - علیه السلام - شنیدم كه می فرمود: «ما مات ابوجعفر - علیه السلام - حتی قبض مصحف فاطمه - سلام الله علیها -» [42]
ابوجعفر - امام محمد باقر - علیه السلام - - از دنیا نرفت تا آنكه مصحف فاطمه - سلام الله علیها - را تحویل داد.
علی بن ابی حمزه می گوید: عبد صالح - منظور امام موسی كاظم - علیه السلام - - فرمود: عندی مصحف فاطمه - سلام الله علیها - لیس فیه شئ من القرآن. [43]
نزد من، مصحف فاطمه - سلام الله علیها - است كه البته چیزی از قرآن در آن نیست.
ابوبصیر می گوید: به امام محمد باقر - علیه السلام - عرض كردم: جانم فدایت! پس از رحلت جانسوز فاطمه - سلام الله علیها - آن مصحف به چه كسی انتقال گردید؟
فرمود: فاطمه - سلام الله علیها - شخصا آن را به امیرالمؤمنین - علیه السلام - تحویل داد و پس از شهادت علی - علیه السلام - به امام حسن - علیه السلام - منتقل گشت و پس از او به امام حسین - علیه السلام - و آنگاه در خاندان حسین - علیه السلام - دست به دست گشت تا اینكه به صاحب الامر (عج) تحویل داده شد. [44]
«اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمك».
[1] . عوالم العلوم و المعارف والاحوال، علامه بحرانی، ص 36.
[2] . آل عمران،3 / 42،43 آیات خطاب به مریم است و اذا قالت الملائكه یا مریم... و چون فرشتگان همین آیات را خطاب به فاطمه زهرا - سلام الله علیها - تلاوت كرده اند به جای یا مریم یا فاطمه گفته اند.
[3] . عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص 36.
[4] . مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ح 3، ص 336.
[5] . همان مدرك.
[6] . اصول كافی، ج 1، ص 241 و 458؛ بصائر الدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن صفار، ص 153؛ مسند فاطمه الزهراء، عزیزالله عطاردی، چاپ اول، ص 281؛ بحارالانوار، ج 22، ص 545 و ج 43، ص 79.
[7] . اصول كافی، ج 1، ص 240؛ بصائر الدرجات، ص 157؛ مسند فاطمه الزهراء، ص 282؛ بحارالانوار، ج 43، ص 80 و ج 26، ص 44 و ج 47، ص 65.
[8] . بصائر الدرجات، ص 156،157، 161؛ بحارالانوار، ج 26، ص 40 و46 و 48؛ ج 47، ص 271.
[9] . بحارالانوار، ج 26، ص 42.
[10] . بحارالانوار، ج 26، ص 39.
[11] . فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص 127.
[12] . رك: اصول كافی، ج 1، ص 527؛ الاختصاص، شیخ مفید، ص 210؛ مسند فاطمه الزهراء، ص 286.
[13] . بحارالانوار، ج 25، ص 117.
[14] . حدیث با تلخیص نقل شده. اصول كافی، ج 1، ص 239؛ بصائر الدرجات، ص 151؛ بحارالانوار، ج 26، ص 38.
[15] . بحارالانوار، ج 26، ص 211.
[16] . امام حسن مجتبی - علیه السلام - پسری داشت كه نام او هم حسن بود و به همین سبب به او «حسن مثنی » می گفتند... برای آگاهی بیشتر مراجعه كنید به سیری در سیره ائمه اطهار - علیه السلام - ، شهید مطهری، از ص 124 به بعد.
[17] . بصائر الدرجات، ص 153؛ بحارالانوار، ج 26، ص 40.
[18] . رك، لسان العرب، ج 10، كلمه صحف و مفردات راغب.
[19] . حدیث قسمتی از حدیثی است كه در پاورقی 14 منابع آن ذكر گردیده است.
[20] . بحارالانوار، ج 26، ص 40.
[21] . بصائر الدرجات، ص 156.
[22] . اصول كافی، ج 1، ص 240؛ بصائر الدرجات، ص 150 و 154؛ بحارالانوار، ج 26، ص 37.
[23] . بصائر الدرجات، ص 159؛ مسند فاطمه الزهراء - سلام الله علیها - ، ص 292؛ بحار، ج 26، ص 47.
[24] . بصائر الدرجات، ص 154 و 160؛ بحار، ج 26، ص 46.
[25] . بقره، 2،269.
[26] . مسند فاطمه الزهرا - سلام الله علیها - ، ص 290 و 291. البته با كمی تلخیص نقل شده است.
× امكان ذخیره سازی و بازیابی حجم بالای اطلاعات در دیسك های CD لیزری با سرعت مافوق تصور، شاهد خوبی بر این است كه می توان در جایگاه محدودی این حجم بالای اطلاعات را ذخیره نمود.
[27] . قسمتی از حدیثی است كه منابع آن در پاراگراف 6 نقل شده است.
[28] . قسمتی از حدیثی است كه منابع آن در پاورقی 7 ذكر شده است.
[29] . بصائر الدرجات، ص 150؛ اصول كافی، ج 1، ص 240، بحار، ج 26، ص 37.
[30] . بصائر الدرجات، ص 157 و 161، بحار، ج 26، ص 46.
[31] . اصول كافی، ج 1، ص 241؛ بصائر الدرجات، ص 157 و158.
[32] . زنادقه جمع زندیق است و زندیق در اصطلاح به مسلمان ملحدی گویند كه تفسیرهای او از نصوص شرعیه قرآن و سنت، موجب گمراهی مسلمانان گردد. كلمه زندیق، از ریشه پهلوی زندیك می آید كه به معنی مفسر «اوستا» كتاب زرتشت است و چون مانویان و مزدكیان جرات اظهار عقاید دینی خود را نداشتند به تفسیر اوستا پرداخته و می گفتند: منظور ما از این سخنان شرح و تفسیر اوستا می باشد، از آن جهت ایشان را زندیك نامیدند. زنادقه غالبا قائل به اباحه و شك در دین و نوعی آزاداندیشی و اغلب «ثنوی » بودند مانند صالح بن عبدالقدوس كه قائل به دو اصل قدیم «نور» و «ظلمت » بود. زنادقه از اساس منكر خدا و ادیان بودند و طبقه ای بودند كه تعهدی نداشتند و حتی در حرمین مكه و مدینه و در مسجد الحرام و مسجد النبی می نشستند و حرفهایشان را می زدند. البته به عنوان اینكه بالاخره فكری است، شبهه ای است كه برای ما پیدا شده و باید بگوییم زنادقه طبقه متجدد و تحصیل كرده آن عصر بودند كه با زبانهای زنده آن روز دنیا آشنا بودند، زبان سریانی را كه در آن زمان بیشتر زبان علمی بود می دانستند، بسیاری از آنها زبان یونانی و بسیاری ایرانی بودند و زبان فارسی می دانستند و بعضی هم زبان هندی. بیشتر معتقدند كه ریشه زندقه از مانویها است. (رك، فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشكور، ص 210؛ سیری در سیره ائمه اطهار، شهید مطهری، ص 146).
[33] . آغاز حدیثی است كه منابع آن در پاورقی 7 ذكر شده است.
[34] . بصائر الدرجات، ص 161؛ مسند فاطمه الزهرا - سلام الله علیها - ، ص 292؛ بحار، ج 26، ص 48 و156.
[35] . بحارالانوار، ج 26، ص 18.
[36] . اصول كافی، ج 1، ص 242، بحار، ج 26، ص 155.
[37] . محمد بن عبدالله بن حسن معروف به «نفس زكیه » كه به عنوان مهدی است با او بیعت شد و خودش هم باورش شده بود كه مهدی است. ولی امام صادق - علیه السلام - مخالفت كرد كه دروغ است، مهدی امت ایشان نیست و امام - علیه السلام - پیش بینی كرد كه فرزندان عبدالله بن حسن به دست منصور دوانقی كشته می شوند و آنهایی كه حكومت می كنند نه عبدالله و فرزندان او. طولی نكشید كه پیش بینی امام محقق شد و حكومت به دست ابوالعباس سفاح و برادرانش افتاد و محمد بن عبدالله (نفس زكیه) توسط منصور كشته شد. (برای توضیح بیشتر از جریانات سیاسی این عصر رجوع كنید به سیری در سیره ائمه اطهار، شهید مطهری، ص 133 به بعد).
[38] . اصول كافی، ج 1، ص 242.
[39] . بحارالانوار، ج 26، ص 156 و ج 47، ص 32.
[40] . اصول كافی، ج 1، ص 527؛ الاختصاص، شیخ مفید، ص 210. این صحیفه به نقل های دیگری نیز رسیده است كه در یكی از نقل ها علاوه بر اسامی ائمه معصومین - علیه السلام - نام مادر هر یك از امامان نیز ذكر شده است. (مسند فاطمه الزهراء، ص 248)
[41] . وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره)، ص 3. منظور حضرت امام از كلمه صحیفه همان مصحف فاطمه است كه به معنای كتاب است. گرچه صحیفه چیزی است كه در آن می نویسند و از مجموعه صحیفه نوشته شده، كتاب حاصل می شود ولی خود صحیفه نیز به معنای كتاب آمده است (ر.ك، لسان العرب، ج 7، ص 291) چنانچه به مجموعه دعاهای امام سجاد - علیه السلام - ، صحیفه سجادیه، و به مجموعه سخنرانیها، بیانیه ها و اعلامیه های حضرت امام راحل (ره)، صحیفه نور، گفته می شود.
[42] . بصائر الدرجات، ص 158؛ بحار، ج 26، ص 47.
[43] . همان، ص 154؛ بحار، ج 26، ص 45.
[44] . مسند فاطمه الزهرا - سلام الله علیها - ، ص 292.. علامه آقابزرگ تهرانی در الذریعه، ج 21، رقم 4248 از مصحف فاطمه - سلام الله علیها - نام برده و می نویسد: مصحف فاطمه از امانات امامت است كه در نزد امام و مولایمان صاحب الزمان (عج) موجود است.
محمدحسن اماني - ماهنامه كوثر، ش 8
پاسخ
سپاس شده توسط:
#12
پوشش و عفاف حضرت فاطمه(س)
مقدمه
این بحث را با رعایت اختصار بیان می كنیم بدان خاطر كه بحث درباره پوشش و عفاف فاطمه - سلام الله علیها - كه اسطوره عفت و تقواست بسیار بیمورد به نظر می رسد. مگر ممكن است كه در این زمینه غفلت و جهلی باشد كه برای بیان و اثبات آن تلاشی لازم باشد؟
آیات متعدد قرآن در خانه پدر حضرت فاطمه - سلام الله علیها - نازل شده و امر به حجابش كرده - مگر ممكن است در این مورد غفلتی پدید آید - آنهم برای زنی كه ملكه اسلام والگوی مجسم یك بانوی اسلامی است؟ اینكه در عین حال راجع به آن سخنی به میان می آید بدان خاطر است كه:
اولاً سری مباحث مربوط به مكتب حضرت فاطمه - سلام الله علیها - كامل باشد و ثانیاً مرز پوشش و عفاف و حد روابط آزاد مرد و زن ازطریق آن تا حدودی روشن گردد و ثالثاً زن مسلمان بداند بانوی او كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - است چگونه زندگی می كرد و چگونه عمل می كرد و این درسی باشد برای آنها.
رمز حجاب و پوشش
بر طبق آیات قرآن وروایات سخن ازستر و پوشش زن است و براساس آنچه كه در سنت است اصل بر این است زن بگونه ای مشی و حركت داشته باشد كه در عرصه اجتماعی جز به ضرورت هنوز چشمگیر نداشته باشد و از پوششی برخوردار باشد كه حجم بدن و زیبائی او پیدا نشود و این همان مسأله ای است كه در جامعه تحت عنوان، حجاب مطرح است.
حجاب برای زنان بر خلاف تصور عده ای عامل مصونیت زن از نگاه های ناروا و پیشگیری از تبدیل شخصیت و ارزش وجودی او به كالای قابل مبادله است، ممكن است آن را از دیدی محدودیت بحساب آورند ولی این محدودیت برای حفظ مصالح عالیتری است كه در سایه آن شرافت و شخصیت زن محفوظ می ماند.
ساختمان وجودی مرد و زن بویژه در بعد طلب و تسلیم، و در جنبه پذیرش و رد، و یا در تصرف و انعطاف بگونه ای است كه این ستر و پوشش مصلحهً باید توسط زنان اعمال گردد و شوق طلب و دعوت مرد را بهمراه داشته باشد. در غیر این صورت حیات عاطفی و اجتماعی، و به دنبال آن حیات اقتصادی و شخصیتی زن در معرض خطر است و این مسأله ای است كه باید در مجلد دیگری مورد بررسی قرار گیرد. فی الجمله این نكته كفایت كننده را باید در نظر داشت كه صدور حكم حجاب از سوی پروردگار بدان خاطر نیست كه خدای خواسته باشد محدودیتی را برای زن و آزادی و بی بند و باری را برای مرد پدید آورد و یا بی جهت موجب مزیتی و فضیلیتی از فردی برای دیگران شود. اعتماد به امر و نهی حكیمانه خدا ریشه بسیاری از افكار و اندیشه های انحرافی را در این زمینه می زداید.
الگوی عفاف حضرت فاطمه - سلام الله علیها -
درمسأله پوشش و روابط مرد و زن در اسلام كیست كه از نظر الگوئی برتر از حضرت فاطمه - سلام الله علیها - باشد؟ آنچه كه او عمل كرد و موضع گرفت حجتی است برای همه زنان در جامعه اسلامی، باید سعی بر این باشد از حضرت فاطمه - سلام الله علیها - عقب نمانند و هم در مواردی از او جلو نزنند. حضرت فاطمه - سلام الله علیها - یك میزان و محك است، یك معیار و وسیله سنجش است.
اگر در گوشه و كنار جامعه انحرافی بچشم می خورد و اگر خدای نخواسته در جاهائی در كوچه و خیابانی از جامعه اسلامی زنان و دختران بی بند و باری حضور دارند بدان خاطر است كه یا دین را نمی فهمند و یا اطلاعات دینی درست به گوشش شان نخورده است و البته جمع كسانی كه این چنین اند و جداً از حیات الگوئی حضرت فاطمه - سلام الله علیها - بیخبرند اندك نیست.
این نكته مهمی است كه باید پیام حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را به گوش ها رساند، افراد از منابع مطمئنی باید خبر بدست آورند كه او چگونه می زیسته و چه راه و روشی را در ارتباط با مردم اتخاذ می كرده است. یا حضور اجتماعیش چگونه بود و به چه صورتی با دیگران آمد و شد و سخن داشته است.
طرز فكر حضرت فاطمه - سلام الله علیها -
برای اینكه طرز فكر حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در رابطه اش با مردان روشن گردد به سخن زیر توجه شود كه راویان آن متعدد و از جمله انس بن مالك از امیرالمؤمنین و دیگران است كه قبلاً از آن سخن گفتیم واینك هم مكرر می كنیم. علی - علیه السلام - فرمود نزد پیامبر بودیم و او در منبر بود. پرسید:
- اخبرونی ای شئ خیر للنساء؟ به من خبر دهید و بگوئید چه چیز برای زن از همه چیز بهتر است؟ هر كس سخنی گفت و به نتیجه ای منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند. من به نزد حضرت فاطمه - سلام الله علیها - آمدم وسؤال پیامبر را تكرار كردم. حضرت فاطمه - سلام الله علیها - فرمود:
خیرللنساء ان لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال - بهترین چیز برای زن این است كه آنها مردی را نبینند و مردی هم آنها را نبیند.[1] خبر را به پیامبر بردیم تحسین و تأكید كرد و حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را در كنار گرفت و فرمود ذریه بعضها من بعض[2].
و یا در شب ازدواج حضرت فاطمه - سلام الله علیها - به هنگامی كه او به خانه شوهر رفت از پدرش پرسید تكلیف و وظیفه من وعلی در این خانه چیست؟ و پیامبر كارهای داخل خانه را به حضرت فاطمه - سلام الله علیها - سپرد وكارهای بیرون را به علی - علیه السلام - . حضرت فاطمه - سلام الله علیها - پس از تقسیم كار گفت جز خدا كسی نمی داند كه چقدر خوشحال شدم كه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - مرا از مواجهه با مردان معاف نمود.[3]
در دیدار مردم او ضوابط پوشش را در رابطه با نامحرم كاملاً رعایت می كرد وسعی داشت از غیر محارم كناره گیری داشته باشد[4] و داستان ذیل این سخن را نشان می دهد. روزی پیامبر به عمران بن حصین فرمود: با من به دیدن فاطمه نمی آئی! عمران گفت چرا یا رسول الله مایل به دیدار او هستم و با هم به سراغ فاطمه - سلام الله علیها - رفتیم. در زدیم و پیامبر از فاطمه - سلام الله علیها - رخصت خواست و فاطمه - سلام الله علیها - اجازه ورود داد. رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود كسی همراه من است آیا با او داخل شوم؟ فاطمه - سلام الله علیها - گفت جز پارچه ای پشمین وسیله ای برای پوشش و ستر خود ندارم. رسول خدا - صلی الله علیه و آله - دستور پوشش داد كه چنین و چنان خود را بپوشان تا وارد شویم فاطمه - سلام الله علیها - عرض كرد چیزی كه سرم را بپوشاند ندارم - پیامبر پارچه ای كهنه به همراه داشت كه با این پارچه سرت را بپوشان، و فاطمه - سلام الله علیها - خود را پوشاند وآنان وارد شدند.[5]
دامنه ستر و عفاف
دامنه عفاف او بمیزانی است كه حتی از فردی كور ونابینا حجاب می كند، ابن مكتوم بهمراه پیامبر بر حضرت فاطمه - سلام الله علیها - وارد شد. حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود را مستور كرد وكنار آنان آمد. دخترم او كور است و ترا نمی بیند چرا حجاب كردی؟ عرض كرد:
او مرا نمی بیند ولی من اورا می بینم اگر در پرده نباشم او بوی مرا استشمام می كند (كنایه از اینكه آن هم روا نیست) پیامبر فرمود گواهی می دهم كه تو پاره تن منی اشهد انّك بضعه مِنی[6]. همانگونه كه می ببینید حضرت فاطمه - سلام الله علیها - از جهت عفاف در كمال اوج است و زن مسلمان اگر بانوئی چون حضرت فاطمه - سلام الله علیها - دارد باید از او تبعیت كند نه دیگران.
آری،اینكه حدی كمتر از آن را مراجع تقلید و فقها اجازه دادند، بدان خاطر است كه عُسر و حرَجی در میان نباشد و كسی به خاطر احساس در بند بودن، خویشتن را گرفتار نبیند وگرنه برای آنكس كه خواستار حفظ عفت است و می خواهد همگام حضرت فاطمه - سلام الله علیها - باشد چاره ندارد جز آنكه اینچنین بیندیشد و عمل كند.
صورت جنازه حضرت فاطمه - سلام الله علیها -
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در امر ستر و عفاف حتی برای پس از مرگ خود در اندیشه بود. به اسماء كه محرم رازش بود فرمود: خوش ندارم بر جسد زن پس از مرگ جامه ای افكنند و حجم بدن را ورای جامه نمایان باشد در این باره چه می اندیشی؟ اسماء گفت در حبشه چیزی در مورد تابوت دیدم كه اینك صورت آن را بر تو نشان می دهم.
چند شاخه تر گرفت و آنها را خم كرد و به صورت عماری درآورد و متذكر شد كه جسد مرده را در دورن آن قرار می دهند و حجم بدن نمایان نمی شود. حضرت فاطمه - سلام الله علیها - آن را دید و پسندید و فرمود چیز خوبی است نقش زن و مرد در آن از هم متمایز نیست. و چون وفات یافتم تو مرا بشوی ونگذار كسی بر كنار جنازه ام بیاید و مرا در این گونه از تابوت گذارده (7) و در دنباله آن در برخی از روایات آمده است كه فاطمه - سلام الله علیها - فرمود: سترتنی سترك الله، مرا پوشانده ای خداوند تو را بپوشاند (و می گویند تابوت محمل گونه، از آن زمان پدید آمد).
زینت های آن حضرت
توصیه و دستور اسلامی این است كه زن خود را زینت كند ولی برای شوهر، متجمل باشد ولی در خانواده و برای همسر. و اسلام آن را یك وظیفه برای زن می داند و لذّات پدید آمده از آن را لذّاتی مشروع و حلال. در آنچه كه مربوط به بیرون است اسلام اصرار دارد كه زن متجمل نباشد، خود را به بوئی خوش نیاراید لباس شهرت نپوشد، در وسط خیابان راه نرود، از كفش و پای او صدائی برنخیزد و... و حضرت فاطمه - سلام الله علیها - این چینن بود و در تمام مدت عمر چنان عمل می كرد.
روایات ما سخن از این دارند كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود را برای همسر خویش آراست وحتی در یكی از جنگهای صدر اسلام كه علی بسلامت از جنگ باز می گشت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود را آرایش كرد و به استقبال علی رفت، و این لذت حلالی است كه اسلام بر آن صحه گذارده و بانوی اسلام بدان عامل است و ما قبلاً در این مورد سخن گفته ایم.
در عین حال این سخن پیامبر - صلی الله علیه و آله - هم برای بیرون محیط خانه مطرح است كه فرموده بود:
« یا فاطمه ما من امراه تزینت حسنه»، ای فاطمه زنی نیست كه خود را بیاراید، «و خرجت من بیتها باحسن ملبوس»، ازخانه خود با زیباترین پوشش خارج شود، «حتی ینظر الیها الناس» و در پی آن در دید و منظر مردم قرار گیرد، « الا لعنها ملائكه السموات السبّع و الارضین» جز آنكه فرشتگان آسمان هفت گانه و زمین ها بر او لعنت فرستند، «و كانت فی غضب اللّه حتی تموت»، او هم چنان در خشم وغضب خداست تا بمیرد،«و یمور بها الی النار» و فرمان می دهد او را در دوزخ اندازند.
در عین حال در عین چنان پوشش و عفافی، زن می تواند به ضرورت نیاز جامعه و خودش حضور اجتماعی داشته باشد، از حق خود و خانواده، و از حق شرافت جامعه و اسلام دفاع كند. پوشش و ستر مانع حق گوئی و حق طلبی، و حتی مانع كار و تلاش نیست، حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در عین چنان پوشش و ستر و در عین خانه داری و فرزندی داری :
معین و همكار همسر است، دارای حضور اجتماعی به موقع است، در مسیر هدایت زنان و بانوان است، خط سیاسی روشنی را تعقیب می كند، حق طلب است، مبارز است و در برابر ناروائی ها و نامرادی ها با تمام وجود می ایستد و حتی خلیفه زمان را به محاكمه می كشاند.
تاریخ فریقین پر است از اینگونه تلاش ها و اقدامات و این از یكسو پاسخی است به آنها كه حجاب را عامل محدودیت و قید وبند برای كار و تلاش اجتماعی معرفی می كند و از سوی دیگر درسی است برای همه آنها كه می خواهند در صراط مستقیم و وادی حق در سیر و سعی باشند.
[1] . منتهی الامال، ج 1 ص 133.
[2] . سوره آل عمران، آیه 34.
[3] . وسایل الشیعه، ج 14، ص 122.
[4] . ریاحین الشریعه، ج 1 ص 216.
[5] . حلیه الاولیاء، ج 2، ص 42.
[6] . منتهی الامال، ج 1، ص 134.
دكتر علي قائمي- در مكتب فاطمه (س)
پاسخ
سپاس شده توسط:
#13
مظهری از انسان كامل اگر بخواهیم فاطمه - سلام الله علیها - را در عبارتی كوتاه معرفی كنیم، خواهیم گفت او همان انسان كاملی است كه قرآن و روایات چهره آن را تصویر كرده اند. زنی است كه می توان گفت مثَل اعلای نفْس بشری است و مظهر صفات و اسمای الهی. از معدود زنانی است كه توانسته است به مرحله كمال انسانی دست یابد. قاضی بیضاوی در تفسیر خود می نویسد:
- عن النبی علیه الصلوه و السلام: كمل من الرجال كثیر و لم یكمل من النساء الا اربع: آسیه بنت مزاحم، مریم بنت عمران، خدیجه بنت خویلد، فاطمه - سلام الله علیها - بنت محمد - صلی الله علیه و آله -[1] رسول خدا كه درود و رحمت خدا بر او باد فرمود در مراحل رشد و تكامل انسانی مردان بسیاری به مرحله كمال مقدر خود رسیده اند ولی از زنان جز چهار تن به آن مقام دست نیافته اند و آن چهار آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه - سلام الله علیها - .
او برترین بانوی اسلام و سیده زنان عالم است. گوهری تابناك در منظومه و رشته نسل پیامبر است و فرشه ای است از ملكوت اعلی. او همسر شهید است و امام شهیدان، تربیت كننده نسل شهید است و خود زن شهیده، واجد كمالات انسانی است و نمونه تربیت محمد - صلی الله علیه و آله - .
او تنها زنی است كه از همان آغاز حیات و تشكّل، براساس اصول متعالی اسلام و ارزشهای اسلامی رشد و پرورش یافته و به درجه ای رسیده است كه او را در عالم زنان همتائی و در عالم مردان كفی جز علی - علیه السلام - نبوده است. سرمایه گذاری های تربیتی پیامبر - صلی الله علیه و آله - درباره او ثمر داد و كوشش های خود او نیز عاملی مهم در رشد او بحساب می آمده است.
در وصف او
فاطمه - سلام الله علیها - را به اوصاف و القابی ستوده اند كه ما بخشی از آن را در بحث پیشین ذكر كرده ایم و البته در قالب القاب و اسماء و تعابیر، ولی می توانیم مراتبی را بشرح زیر بر آن بیفزائیم و متذكر شویم كه او:
ولی خداست، محل اسرار ربٌ العالمین است، دختر ولی خدا پیامبر است و همسر ولی دیگر خدا امیرمؤمنان - علیه السلام - و مادر اولیای خدا از حضرات ائمه و معصومان است.
او ذخیره بزرگ الهی و ذخیره دار حجت خداوند است. نور چشم رسول است، دُردانه خدیجه كبری است، معجزه تربیت محمد - صلی الله علیه و آله - است و پرورنده امامان و حجت های الهی، مهدی - علیه السلام - ذخیره امت و بقیه الله فی الارض از فاطمه - علیه السلام - پدید، فاطمه - سلام الله علیها - مظهر است، مظهر عفت، مظهر طهارت نفس، مظهر تقوا، مظهر حلم و متانت، مظهر ادب، مظهر خدمت، مظهر شجاعت، مظهر عصمت، مظهر مظلومیت، مظهر حق طلبی، مظهر مبارزه و سیاست، مظهر عبادت، مظهر عشق به خدا، مظهر رحمت و مظهر اشك و آه و ناله، مظهر عصیان علیه ظلم و تجاوز و مظهر قهر علیه دشمنان خدا.
برتری او از فرشتگان و انبیاء گذشته
فاطمه - سلام الله علیها - انسان است ولی تعبیرات دیگران، از جمله رسول خدا - صلی الله علیه و آله - درباره او تعبیر فرشته ای است در صورت انسان. رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: فاطمه خلقت حوریه فی صوره انسیه[2] و براساس پاره ای از دیگر روایات او فوق فرشته است و حتی فرشتگان در خدمت او بودند، و از انفاس قدسیه اش بهره می گرفتند.
كدام فرشته است كه خدای را چون فاطمه - سلام الله علیها - با تمام وجود پرستیده باشد؟ و با آن همه علم و ایمان و اخلاص در پیشگاه او به خضوع و خشوع بایستد؟ و كدام فرشته است كه پیك الهی در ورود به آستانش از او اجازه بطلبد؟ روایات و اسناد ما نشان می دهند كه از حتی از فرشتگان مقرّب خدای هم برتر است و حتی فرشته مرگ در زمان رحلت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - باید از او اجازه ورود بطلبد.
به نص بسیاری از احادیث و روایات فاطمه - سلام الله علیها - از بسیاری از انبیای گذشته افضل بود، و حتی روایات ما در این زمینه استثنائی قائل نشده اند. پاره ای از روایات گویند كه پیامبران حتی همشأن و همتای فاطمه - سلام الله علیها - در ازدواج نبودند و اگر علی نبود برای فاطمه - سلام الله علیها - كفوی نبود.
كوشش و تلاش انسان ها زمینه ساز او جهاست و انسان در سایه آن تلاش ها می تواند قدرت توان گیرد. به پرواز در آید در آدمی قدرت سیری است از منهای بینهایت تا باضافه بینهایت. آنجا كه جای رشد است اگر آدمی در آن گام نهد تا اعلی علیین به پیش می رود، و به جائی می رسد كه فرشته وحی گوید لودنوت انمله لا حترقت اگر به میزان گام مورچه ای قدم فراتر گذارم خواهم سوخت (به جایگاه بلند ثمّ دنی فتدلی فكان قاب قوسین اوادنی[3] برسد).
و آنجا كه جای سقوط است اگر در آن افتند تا اسفل سافلین سقوط خواهند كرد (ثم رددناه اسفل سافلین) و در گزینش دو مسیر حق انتخاب با خود انسان است. فاطمه - سلام الله علیها - راه اول را برگزید و همسر نوح طریق دوم را و دیگر انسانها هم در بین دو مسیرند یا به این نزدیكترند و یا به آن.
در حسب و نسب
فاطمه - سلام الله علیها - از تبار پاكان و نیكان است، از اصلاب شامخه و مطهره ای پدید آمده كه هرگز آلودگی های جاهلیت آن را نیالوده است، از نطفه ای پدید آمد كه مایه اولیه آن را غذای بهشتی تشكیل می داد و در رحمی پرورش یافت كه هرگز وسوسه غذای شبه ناك در جریان خون او وارد نشد.
- من مثل فاطمه الزهراء فی نسب
و فی فخار و فی فضل و فی حسب
- والله فضلها حق و شرفها
اذ كانت ابنه خیر العجم و العرب
در جنبه حسب و نسل و فضل و افتخار چه كسی می تواند چون فاطمه - سلام الله علیها - باشد. او دختر بهترین افراد عرب و عجم است و خداوند است كه او را اشرف و افضل قرار داده است و او را حقاً چنین برتری و شرافتی بر دیگران است و دختر بهترین افراد عجم و عرب است.
او وارث انبیاء، از سلاله ابراهیم، آن پیامبر بت شكن و از نسل اسمعیل ذبیح آن قربانی راه صفا و اخلاص و از نسل خاتم انبیاء سید رسولان و هم انس و همسر سید اوصیاست، پدر سر سلسله انبیای الهی و مصداق و شأن لولاك لما خلقت الافلاك است و وضع مادر را هم دیده ایم كه سیده نساء العالمین بود. و خود هم اولین بانوی اسلام است.
در شأن خاندانش پیامبر فرمود:
- یا فاطمه منا خیر الانبیاء و هو ابوك ای فاطمه - سلام الله علیها - بهترین پیامبران از ماست و آن پدر تست.
- و منا خیر الاوصیاء و هو بعلك بهترین اوصیاء از ماست و آن شوهر تست.
- و منا خیر الشهداء و هو حمزه عم ابیك بهترین شهیدان از ماست كه آن حمزه سیدالشهداء عموی پدر تست.
- و منها من له جناحان یطیر بهما فی الجنه حیث شاء و هو جعفر ابن عم ابیك. و از ما شهیدی است كه او را در بهشت دو بال است كه به وسیله آن در بهشت بهر كجای كه بخواهد پرواز می كند و آن جعفر پسر عموی پیامبر تست.
و منا سبطا هذه الامه و سید شباب اهل الجنه الحسن و الحسین و هما ابناك از ما دو سبط پیامبر این امتند كه سید جوانان اهل بهشتند و آن حسن و حسین دو پسر تواند.
و اللذی نفسی بیده منا مهدی هذه الامه و هو من ولدك و قسم به آنكس كه جانم در دست اوست مهدی این امت از ماست و او از فرزند تست.[4]
جایگاهش نزد پیامبر:
فاطمه - سلام الله علیها - را نزد پیامبر احترامی عظیم بود بسی فراتر از احترام پدری به دخترش و این بگونه ای بود كه حیرت دیگران را بر می انگیخت او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را می بوسید و به گفته عایشه هرگاه كه فاطمه - سلام الله علیها - بر پیامبر وارد می شد رسول خدا به احترامش از جای بر می خاست و پیشانی او را می بوسید.[5] و یا در حین ورود از او جداً استقبال می كرد و یا در حین خروج از محضرش مشایعتش می فرمود.
در شأن وصف فاطمه - سلام الله علیها - و در انتساب او بخودش پیامبر كلمات والا و عجیب بكار می برد. گاهی می فرمود فاطمه - سلام الله علیها - یك شاخه گل است (ریحانه) ؛ زمانی می فرمود فاطمه - سلام الله علیها - پاره تن من است (بضعه مِنّی) ، و گاهی می فرمود فاطمه - سلام الله علیها - عزیزترین مردم به نزد من است.[6]
یا می فرمود هر كه فاطمه - سلام الله علیها - راشادان كند مرا شادان كرده است، و هر كه فاطمه - سلام الله علیها - را بیازارد مرا آزرده است، با این اضافه كه شادی و غضب من، یا محبت و آزارم،همانند محبت و آزار خداوند است، حتی در پاسخ به سؤال فاطمه - سلام الله علیها - و علی از پیامبر كه كدام محبوبتر و عزیزترند فرمود فاطمه احبُّ الی منك و انت یا علی اعزّ علی منها فاطمه - سلام الله علیها - از تو نزد من محبوبتر است و تو ای علی از فاطمه - سلام الله علیها - نزد من عزیزتری.
و این گونه سخنان از یك سو شأن فاطمه - سلام الله علیها - را نشان می دهد و از سوئی دیگر درس تربیتی است برای پدران و مادران در رابطه با دخترشان كه او را بحساب آورند و وزن و قدر او را كمتر از پسر ندانند، تعصبهای ناروا را درباره دختران نادیده گیرند و... ضمن اینكه این سخن انسان می تواند نوعی پیشگیری از جرأت خصم بر فاطمه - سلام الله علیها - باشد تا به او جسارتی نكنند و یا شأن او را نزد همسر بالا برند و...

[1] . انوارالتنزیل - آیات آخر سوره تحریم.
[2] . بحار ج 43 ص 91.
[3] . آیه 8 سوره نجم.
[4] . ص 436 ینابیع الموده.
[5] . ص 41 ذخائر العقبی.
[6] . ص 132 منتهی الامال. دكتر علي قائمي - در مكتب فاطمه (س)
پاسخ
سپاس شده توسط:
#14
شهادت حضرت فاطمه(س)
در تاریخ حیات هر انسانی سه روز مهم قابل ذكر وجود دارد: روز ولادت، روز مرگ، و روز حشر و قیام.
روز ولادت مهم است و سرنوشت ساز، هم از نظر كیفیت ولادت و آغاز زندگی و هم از نظر گشوده شدن دفتر حیات؛ به همین گونه است روز مرگ كه از سوئی روز بسته شدن دفتر حیات است و از سوئی روز گشوده شدن دفتری دیگر برای آنكس كه سنت حسنه ای یا سیئه ای را در جهان پایه گذاری كرده است. و چگونه مردن و در چه راهی دفتر عمر را به پایان رساندن اهمیت بسیار دارد.
و سوم روز حشر و رستاخیز انسان است كه اهمیت آن بخاطر دیدن نتیجه اعمال و درو كردن حاصل كشت و درو به دنبال حساب و كیفر است. روز فصل است و روز حسرت، روز احساس غبن است و احساس ندامت، تمنای بازگشت به دنیا برای جبران بسیار است و امكان آن محال.
مسأله شهادت حضرت فاطمه - سلام الله علیها -
می دانیم كه مرگ دست رد به سینه احدی نمی زند و انسانها در هر سطح و درجه و شأنی كه باشند روزی بدنیا آمده و روزی می میرند. خطاب خدا به پیامبر این است «انك میت و انهم میتون»[1] ای پیامبر تو هم زاده مرگی و روزی خواهی مرد و طبیعی است كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - نیز روز ولادت و مرگی داشته باشد.
اما آنچه مهم است این است كه برخی با مرگ خود برای همیشه می میرند و عده ای محدود هم هستند كه در سایه مردن خود حیات جدیدی را آغاز می كنند و این امر بستگی دارد به چگونگی زندگی و در نهایت چگونگی مردن او و كار و برنامه ای را كه در زندگی برای خود ایجاد كرده است.
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - از آن گروه افرادی است كه با مرگ خود هرگز نمرده و نمی میرد و با شیوه زندگی قبل از وفاتش پایه های حیات جاودانه ای را برای حضور مداوم در عرصه حیات تاریخ خود فراهم آورده است.
او زنده است با راه و روش خود، با سنت های حسنه ای كه ایجاد كرده، با مشی و قدم های استوار خود در زندگی و تلاقی و تلقی خویش از جهان و پدیده هایش.
بدین سان ذكر داستان شهادت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - برای گریستن و گریاندن نیست برای نقش اهمیت باری است كه در زندگی انسانها دارد و البته ذكر این تاریخ برانگیزاننده اشكها و عواطف است.
اهمیت مسأله شهادت او
همه چیز حضرت فاطمه - سلام الله علیها - درس است، حتی شهادت و شیوه مردن او، او از مرگش بعنوان عاملی جهت رشد اسلام استفاده كرد و آن را حربه ای قرار داد تا دشمن نتواند عوامفریبی كند. و از این دید واقعاً باید گفت آن مردنی خوبست كه چون مردن حضرت فاطمه - سلام الله علیها - باشد.
او شهیده اسلام است، بانوئی است كه در راه اثبات حق و دفاع از حق به شهادت رسید. این مسأله مهمی است كه اگر مسأله دین و خدا نبود، و اگر مسأله دفاع از مقام ولایت و حقانیت امام علی - علیه السلام - نبود او را با صدمه در به پهلو چه كار؟ او برای هدف اسلامی خود تلاش كرد و جان داد.
شهادت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - مسأله مهمی برای تاریخ حیات اسلام بحساب می آید، وسیله افشاگری عظیمی برای معرفی دشمن و آزمایش فوق العاده برای اتخاذ مواضع درباره حقایق بود. فوت او دشمن و دوست را نیكو معرفی كرد و اعتراض حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را نسبت به دیگران نشان داد.
عوامل شهادتش
او فردی بیمار و نحیف نبود كه زود از دنیا برود، و سن زیادی هم نداشت كه بگوئیم بر اثر پیری و سكته و مسائل زیستی مربوط به آن از دنیا رفته باشد. پس از فوت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - شرایط و دشواری هائی برای او پدید آمد كه زمینه را برای شهادت پیشرس او فراهم ساختند. اهم آنها:
1 - شرایط روانی:
وضع و شرایطی كه از پس از رحلت پدر برای او فراهم آورده اند او را متأثر و مكدر ساخته بود. او پس از رحلت پدر مردم را دید كه وصایای رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را از یاد بردند، حق امام علی - علیه السلام - را كه حق اسلام بود غصب كردند توطئه ها و نفاق ها جان گرفتند و صدائی هم از مردم برنیامد.
با این روندی كه در پیش بود حضرت فاطمه - سلام الله علیها - احساس كرد كه توطئه ها جان می گیرند و در فاصله ای اندك زحمات رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را بر باد می دهند، و چون شهدای را ناحق در مسیر فنا و اضمحلال است. در این گذشت بار مظلومیت شوهر هم بر این بار افزوده شده و فراق پدر هم كه برای او دردی جانكاه بود. (انهامازالت بعد ابیهامصیبه الراس ناحلهالجسم، منهده الركن، باكیه العین، محترقه القلب....)
این نكته اورارنج می داد كه می دید نه برای كمك به مستمندان بلكه تنها برای ورشكست كردن او و خاندانش و نیز برای پراكنده كردن مردم از دور و بر خاندانش فدك را از او گرفتند و حق او را پامال كردند واین همه كجروی وناروائی برای حضرت فاطمه - سلام الله علیها - بسیارناگواربود.مخصوصاًكه دشمن بردرخانه اش آتش افروخت.
2 - صدمه بدنی:
و این مسأله ای است كه بسیاری از بزرگان اهل سنت می خواهند بر آن سرپوش نهند در حالیكه واقعیت خلاف آن است. صلاح الدین صفدی شافعی گوید: ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت المحسن من بطنها[2] عمر ضربه ای بر شكم فاطمه - سلام الله علیها - وارد آورد در روز بیعت (روز سقیفه) تا محسن از شكم او سقط كرد. صاحب لسان المیزان به نقل از ابن حجر عسقلانی گوید ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن[3] عمر بر فاطمه - سلام الله علیها - فشار و لطمه ای وارد آورد تا محسن او سقط شد.
روایات شیعه هم در این زمینه بسیارند از جمله مجلسی بحث از ضربات قنفذ بر پیكر حضرت فاطمه - سلام الله علیها - دارد كه زمینه را برای رنجوری و بستری شدن او فراهم كرد.[4] صاحب تلخیص الشافعی هم همین مسأله را دارد و از جنین 6 ماهه اش حرف می زند كه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - او را محسن نامیده بود[5] و حتی صاحب بحار گوید امام علی - علیه السلام - آمد و پارچه ای بر سر همسر زجر كشیداش انداخت و...
بیماری او شدید شد تا حدی كه دیگر نتوانست درست برخیزد وبنشیند. خاطر ناشاد او هم احتمال درمان را كمتر كرد و اوقاتش به سختی و با دشواری می گذشت، اغلب اوقات با رنجوری،گریه و پژمردگی.
آمادگی برای شهادت:
شرایطی كه برای او پدید آمده بود زمینه را برای شهادت او فراهم كرده بود و این مسأله ای بود كه او انتظارش را می كشید. اما اینكه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - برای تسریع در مرگ خود دعا كند و یا زودتر مردن خود را از خدا بخواهد به نظر بعید می رسد. زیرا با مبانی اعتقادی، چندان سازگاری ندارد.
آری در مواردی ممكن است زندگی به گونه ای باشد كه دیگر ارزش زنده ماندن را نداشته باشد. امیرالمؤمنین - علیه السلام - خود در رابطه با ستمی كه به ناحق درباره دختركی یهودی واقع شده بود فرمود: اگر در این شرایط مردی از این فاجعه رغبت مرگ كند بر او ملامتی نیست.[6]
و یا حسین بن علی - علیه السلام - ، مؤمنان را در لقای خدای خود محق می داند و آن زمانی كه مردم به حق عمل نكنند و از نسبت به معروف روی گردان باشند... «الا ترون الحق لا یعمل به و الی المعروف لا یتناهی عنه - لیرغب المؤمن فی لقاء ربه محقا فانی لا اری الموت الاسعاده، و الحیاه مع الظالمین الا برما.[7]
تقاضای حضرت فاطمه - سلام الله علیها - از خدا برای تسریع مرگ و یا رغبت او به مردن اگر درست باشد از این نوع سخنان است البته حضرت فاطمه - سلام الله علیها - از كسانی نیست كه درباره نفس مرگ احساس كراهتی داشته باشد. او هم مرگ راچون پلی می داند و بدن راچون جسدی برای انتقال از این سرای به سرای دیگر. ضمن اینكه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - هم در حین وفات او را مژده داد نخستین كسی است كه به اوملحق می شود.[8]
بدین سان حضرت فاطمه - سلام الله علیها - درمانده اسیری نیست كه برای خلاصی خود تقاضای مرگ كند و یا از زحمت زندگی به زجر افتاده، از همسرش نارضائی داشته و خواستار آن باشد. اگر هم در جائی تقاضای مرگ دارد از همان نوع است.
اخبار مرگ خود :
او دارای بصیرت است و تقوای او چراغ راه اوست و با این چراغ می تواند آینده اش را ببیند و اخبار كند. روزی خبر مرگش را به امام علی - علیه السلام - گفت. امام علی - علیه السلام - پرسید از كجا می گوئی؟ گفت ساعتی بخواب رفتم، حبیبم رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را در خواب دیدم. به هنگامی كه مرا دید گفت دخترم، زود به سویم بشتاب زیرا كه مشتاق دیدار توام - گفتم بخدا قسم شوقم به دیدار تو بیشتر است - فرمود تو امشب نزد منی - و او راست گفته و وفای به عهد دارد.
روایات در این زمینه متعدد و از نظر محتوا مختلف است. ولی در كل همه آنها یك مسأله را اعلام می دارند. و آن مسأله اخبار از مرگ است. از جمله سخنی است كه در روضه الواعظین آمده كه فرمود ای پسر عم دل تمنای مرگ، دارد. وساعتی بعد باید به پدرم ملحق گردم (فقالت یابن عم، انه قد نعیت الی نفسی و اننی لاحقه باً بی ساعه بعد ساعه[9].
وصیتهای علی:
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - روی به امام علی - علیه السلام - كرد و گفت وصیتهائی است كه من مدتها آن را در دل نهفته داشتم - امام علی - علیه السلام - فرمود ای دختر پیامبر خدا آنچه دوست داری وصیت كن و آنگاه در بالای سرش نشست، اطاق را از اغیار خالی كرد.
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - گفت ای پسر عم در دوران ازدواج هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی و از آغاز زندگی مشترك و معاشرتم با تو جز طریق وفا و صفا نپیمودم. امام علی - علیه السلام - فرمود: پناه بر خدا راست می گوئی، به خدا سوگند تو داناترو نیكوتر و پرهیزكارتر از آن بودی (انت اعلم بالله و ابر و اتقی) تو گرامی تر از هر كس بود من نیز در مخالفت با توبیخ تو بیمناك بودم. فقدان و وجدائی تو بر من سنگین است چون چاره ای جز تسلیم ندارم آن را تحمل می كنم به خدا قسم مصیبت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - بر من تجدید شد...
آنگاه ساعتی با هم گریستند واخذ راسها و ضمها علی صدره، امام علی - علیه السلام - سر فاطمه - سلام الله علیها - را بسینه اش چسبانید و فرمود فاطمه جان، هر وصیتی كه داری بكن و من در اجرای وصیت تو كوشایم و كار تو را بر خود مقدم می دارم[10] حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را دعا كرد و وصیت نمود پس از او با امامه ازدواج كند كه به فرزندان او مأنوس ترند.
وصیت كرد كه نعش او را در تابوت خاص كه طرح آن را داده بود قرار دهد - احدی از آنها كه بر او ستم كرده اند در سر جنازه اش حاضر نشوند و بر او نمازنگذارند... آنگاه فرمود مرا شب غسل ده، شب كفن كن وشب دفن كن (غسلنی باللیل، فاكفنی فی اللیل وادفنی فی اللیل[11]...)
در سخنی آمده است كه درباره فرزندان سفارش كرد: علی جان فرزندانم یتیم می شوند - با آنها مدارا كن و از آنها دلجوئی فرما[12] و نمونهاین گونه مباحث بسیار و از نظر محتوا با مختصر تفاوتی در كتب روائی موجود است.
وصیتنامه او
براساس پاره ای از اسناد وصیتنامه ای بصورت مكتوب از حضرت فاطمه - سلام الله علیها - نقل شده كه متن آن را از كتاب بحارالانوار مجلسی نقل می كنیم:
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله - صلی الله علیه و آله - - اوصت و هی تشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً عبده و رسوله و ان الجنه حق و النار حق و ان الساعه آتیه لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور.
یا علی انا فاطمه بنت محمد ص زوجنی الله منك لاكون لك فی الدنیا و الاخره - انت اولی لی من غیری حنطنی و غسلنی و كفنی باللیل و لا تعلم احداً و استود عك اللّه و اقرء علی و لدی السلام الی یوم القیامه[13].
ترجمه ساده آن این است: این وصیت فاطمه - سلام الله علیها - دختر رسول الله است. و او شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد - صلی الله علیه و آله - می دهد و گواهی می دهد كه بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنی است در آن شك نیت و خداوند همه آنها را كه روزی در قبر می خوابند مبعوث می گرداند.
ای علی من فاطمه دختر پیامبرم، خدای مرا به همسری تو در دنیا و آخرت مفتخر گردانیده - توبه من سزاوارتر از دیگرانی مرا شب غسل ده و كفن و دفن كن و احدی را بر آن مطلع مساز - با تو خداحافظی كرده، و به فرزندانم را تا روز قیامت سلام می فرستم.
ساعت قبل از شهادت
قبل از شهادت، خود را نظافت و شستشو كرد. به اسماء گفت آبی بیاور كه غسل كنم، كمكم كن كه لباسم را عوض كنم غسل كرد و لباس تازه تری پوشیده به سوی قبله خوابیده و پارچه ای بر روی خود كشید. به اسما گفت مدتی درنگ و آنگاه مرا صدا كن. اگر جواب ندادم بدان از دنیا رفته ام و برو علی را خبر كن[14].
در وسط اطاق، او در بستر بود و در اندیشه فرزندان خردسال، تنهائی امام علی - علیه السلام -، دور نمای آینده نسل و ذریه خود در شهادت و مسمومیت و سرگرم دعا كه خدا و ندا: را برای من چنان كن كه وقتی بر من وارد می شود گوئی محبوب من است كه از سفر برگشته و من دیده براهش داشته ام... خداوندا آنگاه كه به خانه قبر درافتادم و تنها و بیچاره و محتاج رحمت تو شدم رحمت و عنایت خویش بر من فرست روشنائی در قبر و ثوابی كه بر مؤمنین وعده فرموده ای بر من نازل گردان، روح مرا در كنار ارواح پاك و جان مرا همدم جانهای صالح و جسد مرا در كنار اجساد مطهر و اعمال مرا در ردیف اعمال مقبوله قرار ده...
كلماتش را در حین شهادت چنین ضبط كرده اند: السلام علیك یا جبرائیل السلام علیك یا ملائكه ربی الیك ربی لا الی النار، الی رحمتك لا الی غضبك، رضاك رضاك...
فاصله اش با وفات پیامبر
در فاصله زمانی شهادت او با رسول خدا - صلی الله علیه و آله - این فاصله ها ذكر شده: 40 روز، 45 روز، 2 ماه، 6 روز، 72 روز، 75 روز نوشته اند و این فاصله اخیر مورد تأكید مورخان شیعه است مثل ابن شهر آشوب و كلینی در اصول كافی.
گروهی 83 روز، 90 روز، شهید اول در كتاب الدروس 100 روز، صحیح بخاری 6 ماه، و برخی هم 8 ماه نوشته اند در كل كمترین مدت 40 روز[15] و بیشترین مدت 8 ماه است.[16]
بهمین علت درباره تاریخ وفات او هم اختلاف نظر است برخی آن را سیزدهم جمادی الاولی، گروهی سوم جمادی الاخر نوشته اند، تاریخ های دیگر سوم ماه رمضان، بیستم جمادی الثانی، سیزدهم ربیع الاول و... نوشته اند كه دو سند اول مهمتر است.
اما سنش در حین وفات بصورت مشهور 18 سال و 2 ماه نوشته اند در حالیكه كلینی و طبری 29 سال، مجلسی و زبیر بن بكار 30 سال، برخی از علمای عامه 28 سال، یعقوبی 23 سال و... نوشته اند در كل هیچكس از 18 سال كمتر[17] و از 30 سال بیشتر ذكر نكرده است.[18]
غسل و كفن
اسماء بنت عمیس گوید فاطمه - سلام الله علیها - سفارش كرده بود كه چون در گذشت كسی جزمن و امام علی - علیه السلام - او را غسل ندهد. در برخی از روایات آمده است كه ام سلمه هم با او همكاری داشت. اسنادها گویند كه حتی عایشه را اجازه نداد كه كنار جنازه اش باشد.[19]
امام علی - علیه السلام - به ام سلمه گفت آب بریزد و آب ریخت و امام علی - علیه السلام - فاطمه - سلام الله علیها - را غسل داد و او را در وسط اطاق رو به قبل قرار داده و كفنش كرد[20] و امام علی - علیه السلام - فرماید بخدا قسم او را شستم و كفن كردم در حالیكه بدنش پاك و مطهر بود. او پاك بدنیا آمد و پاك از دنیا رفت.
او فرماید به هنگامی كه خواستم سر كفن را ببندم فرزندان را صدا كردم كه بیایند با مادر وداع كنند. زمان فراق رسیده و دیدار بعدی در بهشت خواهد بود. فرزندان بر جنازه مادر حاضر شدند و هر كدام سخنی و مرثیه ای گفتند:
- حسن آمد كه ای مادر پیش از اینكه جان از تنم بیرون رود با من سخنگوی (كلمنی قبل ان تفارق روحی بدنی).
- حسین آمد كه ای مادر پیش از آنكه قلبم ازكار بایستد با من حرف بزن (كلمنی قبل ان ینصدع قلبی فاموت).
- زینب آمد كه یا رسول الله هنوز لباس عزای تو بر تن داریم و...
- امام علی - علیه السلام - فرمود ای دختر پیامبر چگونه خود را تسلی دهم.
- و هم او فرمود خدای را شاهد می گیرم كه دستهای فاطمه - سلام الله علیها - از كفن بیرون آمد بچه هارا در بغل گرفت و بسینه چسبانید (الی اشهد الله - انهاقد حنت و انّت و مدّت یدیها و ضمتها الی صدرها بكیا).
- در این هنگام ندائی از آسمان برخاست كه یا علی فرزندان را از روی سینه مادر بردار، بخدا سوگند كه فرشتگان آسمان را بگریه انداختند (و اذا بهاتف من السماء ینادی یا اباالحسن ارفعهما فلقد بكیا و الله ملائكه السماوات فقد اشتیاق الحبیب الی المحبوب) [21]
دفن حضرت فاطمه - سلام الله علیها -
مردم در كنار خانه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - منتظر جنازه بودند - ابوذر به آنان اعلام كرد كه حركت جنازه به تأخیر افتاد. مردم پراكنده شدند و ابوبكر خبر نیافت تا بر جنازه اش حاضر شود[22]. در تشیع او عمار، مقداد، عقیل، زبیر، سلمان، ابوذر، حذیفه و... بودند.[23] و حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را در تاریكی شب و در سكوت دفن كردند. [24]
در دفنش غوغائی برخاست، همه می گریستند، امام علی - علیه السلام - فرمود فاطمه جان راحت شدی، سلام ما را به پدرت برسان...، در حین دفن خواست، حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را داخل قبر كند، خطاب به رسول خدا - صلی الله علیه و آله - السلام علیك یا رسول الله عنی و عن ابنتك النازله بك و السریعه اللحاق الیك...سلام من و دخترت را كه بر تو مهمان می شود بپذیر كه چه زود به تو ملحق شد... لقد استرجعت الودیعه و اخذت الرضینه،[25]... و دیعه ای كه در نزد من داشتی برگردانده شد، و گروئی و امانت تو پس داده شد...
اما حزنی فسرمد، و اما لیلی فمستهد...اندوهم پایان ندارد، شبم هرگز صبح شدنی نیست... تا روزی كه مرگم فرا رسد و در كنار تو قرار گیرم... امام علی - علیه السلام - از دفن فارغ شد، برخاست كه برود، اما احساس كرد توان قلبی آن را ندارد كه ای وای من خود فاطمه - سلام الله علیها - را بدست خویش به خاك سپردم؟ یكباره دچار اندوه شد و به كمك دو ركعت نماز خود را آرامش و سكون بخشید كه قرآن فرمود: و استعینوا بالصبر و الصلوه و انهالكبیره الا علی الخاشعین[26].
اما قبرش
اینكه قبر او در كجاست نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد، حق این است كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود خواسته بود كه قبرش مخفی باشد تا سندی برای اعتراض او در عرصه جهان باقی بماند. اما مجلسی و صدوق قبر او را در خانه اش می دانند و آن را صحیح ترین خبر می شناسند: (ان الا صح انهامدفونه فی بیته)[27].
بسیاری ازاهل سنت باستناد این سخن پیامبر كه فرمود بین قبر و منبرم باغی از باغهای بهشت است ما بین بیتی و منبری روضه من ریاض الجنه[28].
می گویند قبر او در همان محل است. گروهی قبر او را در بقیع می دانند و ابن جوزی آن را در كنار خانه عقیل... و حق این است كه به هیچكدام از آنها نمی توان اعتماد كرد، آنچه كه عرضه می شود در حد یك استحسان عقلی است.
امام علی - علیه السلام - بر سر مزاش
وضع حال امام علی - علیه السلام - و زمزمه هایش در كنار مزار یارش مشخص است از چه قبیل خواهد بود. زیرا تاریخ انس و صفا را بمانند انس و صفای علی - علیه السلام - و فاطمه - سلام الله علیها - نمی شناسد جز در رابطه با پیامبر و خدیجه. و طبیعی است كه از دست دادن حضرت فاطمه - سلام الله علیها - برای او گران است روزی از مشتی خاك برداشت و گریان شد، اندوهی شدید بر او غالب آمد، روی به مرقد پیامبر كرد و چنین زمزمه نمود:
- جانم فدای جگر كوشه پیامبر كه میراثش تباه شد، بعد از رحلت پیامبر حرمت او را در هم شكستند، او به خواسته خود نائل آمد، اما نزار و خسته، فقدان پدر توانش را كاست و اشك از دیدگانش جاری ساخت شبانه به خاك سپرده شد و هیچكس دیگر او را ندید...[29].
ای كاش این جان دردمند همراه با نفس هایم ازسینه برون می رفت نفسی علی زفراتها محبوسه - یا لیتها نخرجت مع الزفراتی) پس از تو چیزی برای زندگی نیست گریه ام برای این است كه زندگیم پس از تو طولانی شد «لا خیر بعدك فی الحیوه و انما ابكی مخافه ان تطول حیاتی».
و فرمود اگر از سر كویت برمی خیزم بدان خاصر نیست كه از ماندن در كنارت خسته و ملول شده ام و اگر میمانم بدان خاطر نیست كه به وعده خدا به صابران بدگمانم...[30].
سلام بر پیكر نحیف تو ای فاطمه، سلام بر بدن كبود وتازیانه خورده ات، سلام بر جنازه ات كه رسواگر شكنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت كه سند اعتراض است.
[1] . سوره زمر، آیه 30.
[2] . الوافی بالوفیات ج 5، ص 347.
[3] . لسان المیزان، ج 1 ، ص 268.
[4] . بحار، ج 43 ، ص 170.
[5] . تلخیص الشافعی، ص 415.
[6] . نهج البلاغه.
[7] . بررسی تاریخ عاشورا.
[8] . مناقب، ج 3، ص 362.
[9] . روضه الواعظین.
[10] . همان - و نیز ناسخ، ج 4 ، ص 1609.
[11] . احتجاج طبرسی، ص 59 .
[12] . بحار، ج 43، ص 178.
[13] . بحار،ج 43 ، ص 214.
[14] . كشف الغمه.
[15] . بحار، ج 43 ، ص 191.
[16] . الاستیعاب، ص 749.
[17] . مناقب ابن شهر آشوب.
[18] . مجلسی در بحار.
[19] . طبقات الكبری، ج 8، ص 18.
[20] . وفاه فاطمه الزهرا(س)، ص 77.
[21] . فاطمه الزهرا(س)، رحمانی، ص 538.
[22] . صحیح بخاری، ج 5 ، ص 177.
[23] . روضه الواعظین، ج 1، ص 151.
[24] . مناقب، ج 3، ص 363.
[25] . نهج البلاغه.
[26] . سوره بقره، آیه 45.
[27] . بحار، ج 43 ، ص 188.
[28] . صحیح مسلم.
[29] . الزهراء(س)، ص 188
[30] . كشف الغمه، ص 127.
دكتر علي قائمي- در مكتب فاطمه (س)
پاسخ
سپاس شده توسط:
#15
مکان قبر حضرت زهرا (س)



عضو هيئت علمي بعثه مقام معظم رهبري با بيان خاطره*اي از علامه العمري (ره) گفت: در ماه رمضان 1426 قمري در مدينه با شيخ العمري ديدار كردم. وي گفت: زماني كه ما كودك بوديم، قبر حضرت زهرا در خانه*اش مشخص بود و ارتفاع آن به يك متر مي*رسيد.

به گزارش فارس، آيت*الله محمدصادق نجمي در سال 1315 در روستاي هريس از توابع شبستر متولد و در سال 1332 وارد حوزه علميه قم شد. وي مدت 28 سال علوم متداول در حوزه علميه را نزد اساتيد و مراجع بزرگي مانند آيات عظام محقق داماد، حاج شيخ مرتضي حائري و گلپايگاني فرا گرفت.
آيت*الله نجمي در سال 1360 به دستور حضرت امام خميني (ره) به امامت جمعه شهرستان خوي منصوب و در مدت بيست سال، علاوه بر ايفاي وظيفه امامت جمعه، در همان سال اول ساختمان مدرسه علوم ديني اين شهر را تكميل و حوزه علميه را سامان بخشيد.
نجمي در سال 1364 پس از دريافت مدرك دكترا، دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان خوي را تاسيس كرد و تا سال 1380 رياست آن را به عهده داشت. وي در دور دوم مجلس خبرگان رهبري از سوي مردم آذربايجان غربي و در دور سوم از سوي مردم آذربايجان شرقي به عنوان نماينده مجلس خبرگان رهبري انتخاب شد.
آيت*الله نجمي هم*اكنون عضو هيئت علمي بعثه مقام معظم رهبري است.
يكي از مسائل مسلم و قطعي در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) اين است كه قبر شريف آن حضرت، مخفي مانده و تا به حال، به طور مشخص و دقيق، قبري به آن حضرت نسبت داده نشده است. از طرفي، مدفن و محلي كه ممكن است پيكر پاك ايشان در آن جايگاه دفن شده باشد، و نيز علت مخفي بودن قبر شريف، و علت تلاش وهابيت براي قطعي نشان دادن قبر آن حضرت، محل گفت*وگو و نظر بوده و نيازمند بحث و دقت فراوان است. از همين رو، گفت*وگويي با آيت*الله محمد صادق نجمي انجام داده*ايم كه مشروح آن در پي مي*آيد.
* علت مخفي بودن قبر حضرت فاطمه زهرا (س) چيست؟
ـ حداقل دو علت براي آن مي*توان بيان كرد: يكي از علل مخفي بودن قبر بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، عداوت و دشمني حكام با اهل بيت (ع) بوده است. شما ببينيد در سال 236 هجري متوكل دستور داد قبر امام حسين (ع) محو و با خاك يكسان شود. قبل از آن هم در قرن اول هجري به دستور بني*اميه، خانه حضرت فاطمه زهرا (س) تخريب شد.
علت ديگر مخفي بودن قبر ايشان، وصيت و تاكيد حضرت فاطمه زهرا (س) بر آن، بوده است مبني بر اينكه پيكر پاكش شبانه دفن و قبر مطهرش پنهان و مخفي شود.
به هر حال اين وصيت و اين نوع تدفين موجب شده كه قبر آن حضرت مخفي و اقوال و آراي مختلف در ميان محدثان و مورخان در مورد محل دفن وي پديد آيد.
* چند احتمال درباره محل دفن ايشان وجود دارد؟
ـ عده*اي مي گويند قبر حضرت فاطمه (س) در بقيع واقع شده، عده*اي ديگر بر اين عقيده*اند كه در داخل خانه*اش قرار گرفته و بعضي ديگر احتمال مي*دهند در مسجد رسول خدا (ص) و در ميان بيت و منبر آن حضرت باشد.
* آيا روايتي داريم كه محل دفن حضرت فاطمه زهرا (س) را مشخص كرده باشد؟
ـ بله، روايات مسند و مورد اعتمادي از شش امام معصوم درباره محل دفن حضرت زهرا (س) در منابع شيعه نقل شده است. اين روايات نشانگر آن است كه حضرت، داخل خانه خود كه در كنار مسجد و در جوار خانه رسول خدا (ص) قرار داشت دفن شده است.
* جالب است كه از شش امام در اين مورد روايت داريم!
ـ بله، در اين روايات دو نكته قابل توجه است: يكي اينكه شايد كمتر حادثه*اي وجود داشته باشد كه درباره آن از شش امام معصوم بالاتفاق روايت نقل شده باشد. نكته دوم اين است كه متن اين روايات، دفن شدن آن حضرت در بقيع را با صراحت نفي مي*كند.
* ممكن است نمونه*اي از اين روايات را نقل بفرماييد؟
ـ در يكي از آن روايات، مرحوم شيخ صدوق از ابي*نصر بزنطي نقل مي*كند كه از امام علي*بن موسي الرضا (ع) از محل قبر حضرت فاطمه (ع)سوال نمودم، حضرت فرمود: «دفنت في بيتها فلما زادت بنو اميه في مسجد صارت في مسجد » يعني امام رضا جواب داد: حضرت در داخل خانه*اش دفن شده و بعد كه بني*اميه خواستند مسجد را توسعه دهند خانه را تخريب كردند و قبر حضرت در مسجد، قرار گرفت.
اين روايت را مرحوم كليني، ابن شهرآشوب و علامه مجلسي نيز نقل كرده*اند.
روايت ديگري را هم عرض كنم؛ سيد*بن طاووس در كتاب «المسائل واجوبتها من الائمه» نقل مي*كند: محمد همداني مي*گويد: به آن حضرت نوشتم: اگر صلاح مي*دانيد مرا از محل دفن مادرتان فاطمه زهرا (س) آگاه سازيد كه آيا در مدينه است يا همانگونه كه مردم مي*گويند در بقيع قرار دارد؟ آن حضرت در جواب نوشت: «هي مع جدي صلوات الله عليه» يعني حضرت زهرا (س) در جوار جدم رسول الله (ص) دفن شده است.
* نظر علماي معروف شيعه در اين باره چيست؟
ـ مرحوم شيخ صدوق پس از نقل اختلاف در محل دفن آن حضرت مي*گويد عده*اي از محدثين رواياتي را نقل كرده*اند كه دلالت دارد بر اينكه آن حضرت داخل خانه*اش به خاك سپرده شده است، سپس مي گويد: «و هذا هو الصحيح عندي» يعني به نظر من هم اين قول صحيح است.
شيخ طوسي هم اين نظر را دارد. وي مي*گويد بهترين قول*ها اين است كه حضرت زهرا (س) داخل خانه*اش يا در روضه دفن شده است.
مرحوم طبرسي نيز معتقد است كه قول كساني كه مي*گويند مدفن حضرت، در بقيع است، قول بعيدي است و دو قول ديگر كه داخل خانه*اش و يا در روضه دفن شده است صحيح به نظر مي*رسد.
علامه مجلسي هم مي*فرمايد: همانگونه كه در كتاب مزار بيان كرده*ايم، اصح اقوال اين است كه آن حضرت داخل خانه*اش دفن شده است.
همچنين علامه حسن زاده آملي، كه خود از صاحبدلان است، مي نويسد: بعضي از صاحبدلان به طريق خاصي از علم جفر، سؤال طرح كرده*اند كه «يا عليم، قبر فاطمه زهرا (س) در كجاي مدينه است؟» جواب گرفته*اند كه: «جاي قبر، خانه شفيع جميع امت است.»
* آيا حضرت*عالي، همين نظر را داريد؟
بله، يك خاطره*اي از شيخ محمد علي عمري (ره) رهبر شيعيان حجاز كه اخيراً از دنيا رفت برايتان بگويم. در ماه رمضان سال 1426 قمري در مدينه منوره با ايشان ملاقات داشتم، ضمن مطالب سودمند درباره قبر شريف حضرت زهرا فرمودند: قبر آن حضرت مسلماً داخل بيت خودش است و زماني كه ما كودك بوديم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به يك متر مي*رسيد، ايشان اشاره كرد به عصايي كه در دست من بود و گفت: تقريبا به ارتفاع عصاي شما بود.
* آيا شواهد و قرائن ديگري مبني بر دفن شدن حضرت فاطمه زهرا (س) در خانه خود وجود دارد؟
ـ ترديدي نيست كه دفن شدن در كنار قبر پيامبر اكرم (ص) براي هر مسلماني بزرگترين افتخار دنيوي و عالي ترين مقام معنوي است. شما ببينيد طبق همين اصل، سران سقيفه با بهره*گيري از شرايط موجود و بدون اذن، توانستند كنار حضرت رسول (ص) دفن شوند.
باز بر همين اصل بود كه امام مجتبي (ع) وصيت كرد كه در صورت امكان در كنار تربت جد بزرگوارش رسول اكرم (ص) دفن شود ولي با اجبار و اكراه مانع شدند.
در مورد حضرت زهرا (س) افزون بر آنچه گفته شد، وجود ارتباط خاص معنوي و روحاني متقابل و عاطفه و محبت غير قابل وصف بين رسول خدا (ص) و ايشان، و با توجه به اينكه هيچ مانعي از دفن شدن آن حضرت در داخل خانه*اش متصور نيست، چگونه مي*توان قبول كرد كه حضرت فاطمه (س) راضي شود در جايي غير از خانه خودش و غير از جوار پدر بزرگوارش دفن شود؟!
* نظر علماي اهل تسنن در باره مدفن حضرت زهرا (س)چيست؟
علماي اهل سنت در باره مدفن حضرت زهرا (س) سه قول آورده*اند: يكي داخل بيت خود ايشان. اين قول را ابن*شيبه از قديمي*ترين مورخان آورده است و مدينه*شناس مشهور يعني عبدالعزيز نقل مي*كند كه وي مي*گفت: حضرت فاطمه (س) داخل خانه*اش دفن شده است.
قول ديگر آنها اين است كه حضرت، در بقيع دفن شده است البته در تعيين محل دقيق آن اختلاف نظر دارند.
قول سوم آنها اين است كه داخل حرم ائمه بقيع دفن شده است. اين قول را مي*توان قول مشهور ميان علماي اهل سنت دانست. دليل طرفداران اين قول وصيت امام حسن مجتبي (ع) است كه فرمود: «ادفنوني عند قبر امي فاطمه» مرا كنار قبر مادرم فاطمه (س) به خاك بسپاريد.
* مراد اين روايت چيست؟
در عين اينكه اصل وصيت امام مجتبي (ع) از نظر تاريخي مورد تاييد است اما منظور امام حسن مجتبي (ع) از جمله «امي فاطمه» مادر بزرگوارش «فاطمه بنت اسد» است نه مادرش حضرت زهرا (س) چون اطلاق كلمه «ام» به مادر بزرگ، يك اطلاق شايع و گسترده است.
شاهدش اينكه ابن*حبان از بزرگترين محدثان و علماي اهل سنت در قرن چهارم در مورد قبر امام مجتبي (ع) مي*نويسد: حسن بن علي (ع) در كنار قبر مادر بزرگش فاطمه بنت اسد، دفن شده است.
* عده*اي معتقدند حضرت فاطمه زهرا (س) در محل «روضه» دفن شده است، نظرتان چيست؟
ـ* مي*گويند روضه آن بخش از مسجد النبي است كه ميان منبر و خانه پيامبر قرار گرفته است.
اصطلاح روضه و نامگذاري آن مكان مقدس به اين اسم، برگرفته از گفتار رسول خداست كه فرمود: «ما بين بيتي و منبري روضة من رياض الجنة» يعني بين خانه و منبرم، باغي از باغ*هاي بهشت است.
محدوده روضه نزد شيعه با محدوده روضه در نظر اهل سنت متفاوت است.
به نظر ما، روضه از ديوار محراب مسجد النبي (ص) در جنوب ـ كه امروزه با نرده*هاي فلزي مشخص است ـ آغاز و در شمال به چهارمين ستون منتهي مي*شود. يعني يك ستون بيشتر از آنچه اهل سنت مي*گويند و حد دوم آن در شرق داخل بيت پيامبر (ص) و بيت فاطمه زهرا (س) است و در سمت غرب محاذي منبر شريف است.
اما پاسخ شما در مورد احتمال دفن ايشان در روضه، اين است كه ما بايد ببينيم منظور از روضه چيست؟ اگر مرادتان محدوده*اي است كه شيعه معتقد است و بيت حضرت زهرا را نيز شامل مي*شود؟ بايد عرض كنم مساله دفن شدن آن بزرگوار در روضه (به اين معنا) در واقع مكمل رواياتي خواهد بود كه با صراحت دلالت دارند بر اينكه پيكر آن بانو در داخل بيت خويش به خاك سپرده شده است. زيرا از نظر شيعه، روضه داراي مفهوم وسيعتر بوده و شامل بيت پيامبر و حضرت فاطمه (س) نيز مي*شود.
اما اگر مراد از روضه تنها فاصله بيت و منبر باشد علاوه بر اينكه دليلي بر مدفون بودن حضرت زهرا سلام الله عليها در آنجا وجود ندارد، اگر پيكر حضرت زهرا (س) در روضه (به اين معنا) دفن شده باشد، اشكال فقهي نيز بر آن متوجه آن خواهد شد چرا كه از نظر شرع، دفن شدن جنازه ـ متعلق به هر كسي كه باشد ـ در مسجد و محلي كه براي عبادت مسلمانان وقف شده است مجوز شرعي ندارد و لااقل مكروه است، و ائمه هدي (ع) بيشتر از هر كس، احكام الهي را مراعات مي*كردند. طبق اين تحليل، چگونه جسد مطهر حضرت زهرا (س) در روضه، كه حساس*ترين جاي مسجد پيامبر (ص) است، دفن شده است؟ و اگر چنين امري جايز بود، پيكر پاك رسول خدا (ص) بر اين كار، اولي و سزاوارتر بود.
* پس جمع*بندي بحث اين شد كه حضرت زهرا داخل خانه خود، مدفون است و احتمالات ديگر بسيار بسيار ضعيف است؟
ـ بله از مجموع ادله و شواهد به دست مي*آيد كه قبر مطهر حضرت زهرا (س) در بيت خود و در كنار مسجد رسول خدا (ص) است.
* اگر حضرت زهرا (س) در خانه خود مدفون است پس جريان تشييع جنازه، تابوت و .... چگونه توجيه مي*شود؟ چون به هر حال تابوتي براي حضرت ساختند و ايشان را مخفيانه تشييع كردند.
ـ حضرت، دو خانه داشته*اند. خانه اول كنار مسجد پيامبر بود و خانه دوم نزديك بقيع بود. حوادث مهم تاريخي هم بيشتر در خانه دوم اتفاق افتاده است كه از جمله يورش به خانه حضرت زهرا (س) و آتش زدن آن، دوران نقاهت ايشان، ملاقات*ها و حوادثي كه در ايام نقاهت حضرت زهرا (س) اتفاق افتاده در خانه دوم بوده است. لذا مراسم تجهيز و تشييع آن بانوي مكرمه، مربوط به منزل دوم بوده و از آنجا به سمت منزل اول تشييع شده و در منزل اول كنار مسجد دفن شده است.
* پس با اين بيان، اشكالي كه برخي وارد كرده*اند (چگونه خانه حضرت زهرا (س) را سوزاندند در حالي كه منزل ايشان، كنار مسجدالنبي بود و سقف مسجد و قبر رسول خدا (ص) از شاخه هاي قابل اشتعال بود، لذا اگر آن خانه را مي*سوزاندند همه مسجد آتش مي*گرفت) حل مي شود*؟
ـ بله، اين حادثه در بيت دوم اميرالمؤمنين (ع) اتفاق افتاده نه بيت اول كه كنار مسجد بود و اينطور اشكال*ها براي از بين بردن حوادث مهم آن زمان است.
* عده*اي معتقدند كه؛ وهابي*ها مي*خواهند قبر حضرت را مشخص جلوه دهند و اصرار دارند كه حضرت زهرا (س) در بقيع، دفن شده و لذا قبر فاطمه بنت اسد را قبر حضرت زهرا معرفي مي*كنند. نظرتان چيست؟
ـ تحريف اين واقعيت و اصرار و تلاش نويسندگان آنها، در طول تاريخ وجود داشته است. حكومت*ها در طول تاريخ با معرفي قبر حضرت زهرا (س) در داخل حرم ائمه بقيع، مي*خواستند فشار عقيدتي و سياسي را از خود دور كنند. همه اينها در راستاي سر پوش گذاشتن به ايراد و انتقادي است كه در طول تاريخ از سوي پيروان مكتب اهل بيت (ع) به خط فكري مخالفان اهل بيت (ع) از لحاظ مخفي بودن قبر يگانه يادگار رسول خدا (ص) مطرح شده است.
به همين جهت، حكومت*ها مجبور بودند به هر عنواني كه شده قبري براي فاطمه دختر رسول خدا (ص) معرفي كنند، لذا در طول تاريخ و حتي در دوران حكومت سعودي*ها كتيبه*هايي در حرم ائمه بقيع، مبني بر واقع شدن قبر فاطمه زهرا (س) در اين محل، نصب شد و در اين راستا براي فاطمه بنت اسد مدفن*هايي غير از اين مدفن اصلي معرفي كردند.
همه اين تلاش*ها به خاطر اين است كه سوال بزرگ تاريخ را از بين ببرند كه چه شرايطي اتفاق افتاد كه قبر فاطمه زهرا (س) دختر پيامبر اكرم (ص) مخفي ماند. و اين هشداري جدي براي حقيقت*طلبان است!
* علت اينكه امامان بعدها محل دفن را فرموده اند چه بوده است؟ *آيا منافاتي با مخفي ماندن ندارد؟
ـ خير، اوايل بايد مخفي مي*ماند، چون اوضاع و شرايط بسيار بد بود اما بعدها اين شرايط حساس و سخت از بين رفت لذا اظهار كردند كه در خانه خود مدفون شده است. سؤال تاريخي همچنان نيز باقي است كه چرا و به چه علت در آن زمان قبر شريف ايشان مخفي ماند*؟!
اين مطلب درباره قبر شريف حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام نيز هست، قبر ايشان نيز بعدها معلوم شد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#16
حضرت زهرا (س) در چه سالی متولّد شدند؟


در مورد سال تولّد حضرت زهرا سلام الله علیها ظاهراً بین علماء و مورّخین اختلاف زیادی است که باعث حیرت بنده شده و می‏خواهم بدانم قوی‏ترین احتمال کدام است؟ الف. ظاهراً روایتی از امام صادق علیه السّلام هست که حضرت زهرا هنگام وفات 18 سال داشتند، و در نتیجه در سال 5 بعثت متولّد شده‏اند. این روایت از نظر سند و وثاقت در چه حدّ است؟ ب. شیخ طوسی در مصباح المتهجّد آورده که حضرت زهرا در سال 2 بعثت متولّد شده‏اند، امّا روایت سال 5 بعد از بعثت را نیز نقل کرده (چ بیروت 1411، ص 793). ج. اختلاف بین مورّخین شیعه و سنّی و این‏که اکثر اهل سنّت سال تولّد ایشان را سال 5 قبل از بعثت نقل کرده‏اند از چه روست و از نظر تاریخی چگونه بین این دو قول قضاوت کنیم؟

پاسخ اجمالی
به دلیل کمبود امکانات در زمان های گذشته و عدم اهتمام به ضبط دقیق، عدم اهتمام به نگهداری منابع و.... اختلاف نظر در تایخ وقایع و حوادث تاریخی و در تاریخ تولد، وفات و شهادت شخصیت های بزرگ امری عادی و طبیعی بوده است. به همین دلیل در کتب تاریخ و احادیث سه تاریخ برای ولادت حضرت زهراء (ع) ذکر شده است: بیستم جمادی الاخر سال پنجم قبل از مبعث؛ دهم جمادی الآخر سال پنجم بعد از مبعث پیامبر اکرم (ص)؛ بیستم جمادی الآخر سال دوم بعد از مبعث.
این نظر که تولد حضرت زهراء (ع) در سال پنجم بعد از مبعث بوده و ایشان به هنگام وفات، هیجده سال داشته اند. نزد محدثان شیعی و تاریخ نگاران متاخر، پس از طوسی (م 460 ه) پذیرفته شده است. شواهد و قرائنی وجود دارد که باعث می شود ما این نظر را بر دیگر انظار ترجیح دهیم.

پاسخ تفصیلی
اختلاف نظر در تایخ وقایع و حوادث تاریخی و همچنین تولد و وفات و شهادت شخصیت های بزرگ امری عادی و طبیعی است. از آن جمله اختلاف نظر در تاریخ ولادت حضرت زهراء (س) است . علت اصلی چنین اختلاف نظر هایی عدم اهتمام به ضبط دقیق ، عدم اهتمام به نگهداری منابع و... است که منجر به از بین رفتن بسیاری از کتب و منابع اولیه شده است.
در کتب تاریخ و احادیث سه تاریخ برای ولادت آن حضرت ذکر شده است: بیستم جمادی الاخر سال پنجم قبل از مبعث؛ دهم جمادی الآخر سال پنجم بعد از مبعث پیامبر اکرم (ص)؛ بیستم جمادی الآخر سال دوم بعد از مبعث ما در اینجا به بررسی هریک از این اقوال در دو بخش قبل از بعثت و بعد از آن می پردازیم:

1. ولادت قبل از بعثت: بیستم جمادی الاخر سال پنجم قبل از مبعث: این تاریخ در منابع زیر آمده است:
الف در مصباح المتهجد آمده است: عامه (اهل سنت) روایت کرده اند که تولد آن حضرت در سال پنجم قبل از بعثت بوده است.[1]
این نظر (ولادت پنج سال پیش از بعثت، وفات در 29 سالگی) در نزد مورخان طرف داران زیادی دارد . اما به دلیل اینکه سخنان کسانی که این تاریخ را پذیرفته اند، یکسان نبوده و گاه متفاوت است، نمی توان این تاریخ را پذیرفت.! مثلا «ابن سعد» گزارش «واقدی » را در شرح حال نویسی فاطمهزهرا (س)[2] می پذیرد و می گوید:
فرزندان پیامبر (ص) از خدیجه (س) به ترتیب ذیل اند: ..،..،...، سپس فاطمه، بعد ام کلثوم و در زمان مسلمانی، عبدالله و میان هر فرزند، یک سال فاصله بود. [3]
اگر عبدالله در سال بعثت به دنیا آمده باشد، فاطمه (س) دو سال پیش از بعثت زاده شده است، نه پنج سال!
چنان که باید گفت: پیامبر 38 سال داشته، نه 35 سال، هم چنین دختر پیامبر در 5/25 یا 26 سالگی درگذشته است، نه در 29 سالگی .

2 . ولادت پس از بعثت: که یعقوبی و مسعودی بدان قطع و جزم دارند[4] بی آن که سال خاصی را برشمارند . کسانی که می گویند دخت گرامی پیامبر (ص)، پس از بعثت به دنیا آمده است، سه تاریخ را در زادروز ایشان ذکر می کنند:
نخست: در سالی که پیامبر (ص) به رسالت برانگیخته شد، که چهل سالگی ایشان بود . یعقوبی این تاریخ را برمی شمرد: «سن فاطمه به هنگام وفات، 23 بود».[5]
پیامبر (ص) پس از بعثت، 23 سال زنده بود و فاطمه (س) 75 روز یا شش ماه بعد از وفات پیامبر (ص) درگذشت. در این باره میان تاریخ نگاران اختلاف نظر است.
دوم: در سال دوم بعثت و در هنگامی که نبی 41 سال داشت، فاطمه به دنیا آمد. این تاریخ در منابع متعددی آمده است:
الف: عبدالله بن محمد بن سلیمان بن جعفر هاشمی به نقل از پدرانش - علیهم السلام - همین تاریخ را برمی گزیند، نیز حاکم، ابن عبدالبر، شیخ مفید، طوسی و نویری.[6] بسیاری دیگر (گر چه تاریخ های دیگری نقل می کنند) همین تاریخ را می پذیرند. در این صورت، حضرت به هنگام وفات، 21- 22 سال داشته است .
حاکم با استناد به امام جعفر صادق (ع) همین تاریخ در زاد روز و درگذشت پذیرفته است: «فاطمه در 21 سالگی درگذشت و هنگامی که پیامبر (ص) 41 سال داشت به دنیا آمد .»[7]
ب: در مصباح المتهجد آمده است که تولد حضرت فاطمه در روز بیستم جمادی الاخر(روز جمعه) سال دوم بعد از مبعث بوده است.[8]
ج: تاریخ المفید :و فی الیوم العشرین من جمادى الآخرة سنة اثنتین من المبعث کان مولد السیدة الزهراء فاطمة (ع)‏ کذا فی کتاب المصباح [9]
سوم . دهم جمادی الآخر سال پنجم بعد از مبعث پیامبر اکرم (ص): این تاریخ در منابع زیر آمده است:
الف: در کافی از امام صادق (ع) روایت شده است: "فاطمه دختر پیامبر (ص) در سال پنجم بعد از مبعث متولد و بعد از هیجده سال و هفتاد و پنج روز از دنیا رفت."[10]
ب: در مَنَاقِبِ روایت شده است که فاطمه (س) در سال پنجم بعد از مبعث و سال سوم بعد از اسراء (معراج) در دهم جمادی الاخر متولد شد." [11]
ج: فاطمه (س) در پنج سال بعد از آنکه خداوند نبوت پدرش (ص) را ظاهر ساخت متولد شد.[12]

بنا بر این نظریه، حضرت زهراء (ع) به هنگام وفات، هیجده سال داشته اند. این تاریخ فقط نزد محدثان شیعی و تاریخ نگاران متاخر، پس از طوسی (م 460 ه) پذیرفته شده است. شواهد و قرائنی وجود دارد که باعث می شود ما این نظر را بر دیگر انظار ترجیح دهیم . مهم ترین قرینه و شاهد بر صحت این قول، این روایت است که
مسلم روایت می کند: ابوجهل بر سر رسول الله (ص) در حال سجده شکم دان گوسفند ریخت . یک نفر فاطمه را خبر کرد . فاطمه که در آن هنگام دخترک کم سن و سالی بیش نبود، آمد و صورت پدر را پاک نمود و مشرکان را نفرین کرد . [13]
این واقعه پس از درگذشت ابوطالب، یعنی در سال های یازده و سیزده پس از بعثت بود. در روایت، حضرت دخترکی کم سن و سال توصیف شده که بیانگر خردسالی وی است و گواه ولادت ایشان پس از بعثت می باشد. اگر حضرت، پنج سال پیش از بعثت زاده شده بود، می بایست در آن هنگام، شانزده تا هیجده سال داشته باشد، که در این صورت وصف «دخترکی کم سن و سال » گفته نمی شد.
این خبر، گواه ولادت حضرت، در دومین یا پنجمین سال پس از بعثت است و دیگر تاریخ ها را رد می کند . گو این که قراینی دیگر - هر چند ضعیف یا مورد اختلاف - هست که تایید کننده گفته ماست .[14]

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
[1] .طوسی محمد بن الحسن، مصباح‏المتهجد ص 793، انتشارات مؤسسه فقه شیعه، بیروت ، 1411ه ق، یک جلدی
[2] . الهاشمی البصری محمد بن سعد بن منیع(م 230)، طبقات الکبری، ج 8، ص 16 و 26 . تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1410/1990.
[3] . همان، ج 1، ص 106
[4] . احمد بن أبى یعقوب بن جعفر بن وهب واضح الکاتب العباسى المعروف بالیعقوبى (م بعد 292)، تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 20 ، بیروت ، دار صادر، بى تا.؛ المسعودی أبو الحسن على بن الحسین بن على (م 346)، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 2، ص 291 ، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چ دوم، 1409.
[5] . تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 115 .
[6] . مستدرک، ج 3، ص 176، ح 4769؛ ابن عبد البر أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد (م 463)،الاستیعاب فى معرفة الأصحاب - در حاشیه ی الاصابه - ج 4، ص 374؛، بحارالانوار، ج 43، ص 8 به نقل از حدائق الریاض شیخ مفید؛ مصباح المتهجد، طوسی، ص 554، چ هند، المصباح، کفعمی، ص 512، چ دارالکتب العلمیه، قم; نهایة الارب، ج 18، ص 213 .
[7] . مستدرک، ج 3، ص 178، ح 4765 .
[8] . مجلسی محمد باقر، بحارالأنوار ج : 43 ص : 9 دارالوفاء ، بیروت ، 1404ه ق، 110جلدی
[9] . حلی رضی الدین علی بن یوسف، العددالقویة ص : 219،انتشارات کتابخانه آیت ا... مرعشی نجفی ، قم ، 1408ه ق، یک جلدی ؛ مصباح‏المتهجد ص : 793
[10] . الکافی ج 1 ص 458، حدیث 10، عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ وَ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ جَمِیعاً عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَخِیهِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حَبِیبٍ السِّجِسْتَانِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ "وُلِدَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ ص بَعْدَ مَبْعَثِ رَسُولِ اللَّهِ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ تُوُفِّیَتْ وَ لَهَا ثَمَانَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ خَمْسَةٌ وَ سَبْعُونَ یَوْما"
[11] . مجلسی محمد باقر،بحارالأنوار ج 95، ص 196،:" رُوِیَ أَنَّ فَاطِمَةَ وُلِدَتْ بِمَکَّةَ بَعْدَ الْمَبْعَثِ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ بَعْدَ الْإِسْرَاءِ بِثَلَاثِ سِنِینَ فِی الْعَشْرِ مِنْ جُمَادَى الْآخِرَةِ" دارالوفاء، بیروت ، 1404ه ق، 110جلدی ؛ حلی رضی الدین علی بن یوسف، العددالقویة ص : 220،انتشارات کتابخانه آیت ا... مرعشی نجفی ، قم ، 1408ه ق، یک جلدی
[12] . حلی رضی الدین علی بن یوسف، العددالقویة ص : 219، أن فاطمة ع ولدت بعد ما أظهر الله نبوة أبیها ص بخمس سنین ،انتشارات کتابخانه آیت ا... مرعشی نجفی ، قم ، 1408ه ق، یک جلدی
[13] . صحیح مسلم، ص 3، کتاب الجهاد و السیر، ح 107 .
[14] . مانند روایت نسائی; ابوبکر وی را خواستگاری کرد اما رسول الله فرمود: وی خردسال است . سنن نسایی، ج 6، ص 62، چ دارالکتب العربیة . از راه های دیگر نیز این گزارش رسیده، افزوده شد: «منتظر حکم خدایم » ، و «او کوچک است » وجود ندارد . طبقات الکبری، ج 8، ص 19 . نیز آمده: رسول الله این امر را بر آن دو نپذیرفت . اسد الغابه، ج 7، ص


منبع:اسلام کوئست
پاسخ
#17
بشارت باد بر اهالی زمین که سیب سرخ بهشت، جوانه زده است!

میلاد با سعادت حضرت فاطمه (س)بر شما مبارک mara
به نام خدایی که به گل ، خندیدن آموخت . . .
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  حرز حضرت فاطمه (س) چیست؟ و چه فضیلتی دارد؟ صنم بانو 1 189 ۲۷-۱۰-۹۹، ۰۵:۵۷ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
  زندگینامه ی حضرت مهدی (ع) d.ali 0 91 ۱۱-۰۲-۹۷، ۱۱:۵۳ ب.ظ
آخرین ارسال: d.ali
  نماز حضرت امیرالمومنین (ع) صنم بانو 0 105 ۰۶-۱۲-۹۶، ۰۲:۵۵ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
3 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۲۳-۱۰-۱, ۱۲:۲۷ ب.ظ)، زینب سلطان (۰۳-۱۱-۱, ۱۲:۰۷ ق.ظ)، qaz111 (۲۵-۱۰-۱, ۰۲:۰۳ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان