امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفی و نقد رمان ییلاق دلپذیر/اسماء کرمی پور کاربر انجمن ایران رمان
#1
‌رمان ییلاق دلپذیر/اسماء کرمی پور کاربر انجمن ایران رمان

ژانر: عاشقانه، فرهنگی و کمی هم پلیسی

 خلاصه داستان:

[size=medium]غزال دختری است که در اثر حادثه ای دچار فراموشی شده و در بین عشایری از ایلات لرستان به هوش می آید. عدم آشنایی غزال با پیچ و خم های زندگی عشایری، دردسرهایی به همراه داره که باعث شرمندگی خودش و سرگرمی اهالی میشه.خان رضا که خان ایل عشایری است، شش فرزند داره. چهار پسر و دو دختر. دو تا از پسران خان رضا در شهر زندگی می کنند و ماجراهای اصلی از جایی شروع می شه که پسران خان رضا برای شرکت در یک مجلس عروسی، از شهر به ایل می آیند.

از دوستان عزیزی که مدت هاست منو همراهی می کنند واقعا سپاسگزارم. 

این رمان نکته های ریز و درشت زیادی داره که من برای نوشتن بعضی پست ها، گاهی مجبور میشم برم صد صفحه قبل تر رو دوباره مرور کنم که بتونم درست و بدون تناقض بنویسم، با این حال ممکنه یک سری مسائل به دور از واقعیت یا متناقض باشه. به همین خاطر این تاپیک نقد رو ایجاد کردم که اگر نکته ای از چشم من دور مونده و کسی از خوانندگان متوجه شده، به من بگه تا برطرفش کنم. ممنونم
 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
سلام به بانو اسماکرمی پور عزیز
من رمان شما رو خوندم و خیلی زمانه که منتظر ادامش بودم که شما بعد مدتها اومدی انجمن و خوشحالمون کردی و قرار شد که از اول مجددا رمان رو هم بازنگری کنی و هم یه تغییراتی بدی که دوباره تاپیک زدی و برای من شد روز از نو و روزگار از نو ...
حالا فک کن آدم تشنه باشه لیوان آبم جلوش باشه ولی نتونه بخوره ...مثلا بگن فعلا باید صبر کنی تا وقتش برسه twol
منم منتظر بودم خب dvia
اوایل هی میامدم تاپیک رمان سر میزدم و میخوندم بعد میدیدم که نخیرا هنوز اولاشه و حالا حالاها مونده تا برسه به جایی که من منتظرشم بقیشو بخونم dfgh
بعد تصمیم گرفتم دیگه صبر پیشه کنم و الان تو فرجه همون صبر کردنم ... azsx
آقا الان کجای رمانه ؟ من نیام بخونم ببینم هنوز اولاشه zaps
بعد به قول اسماجان که نویسنده هستن و خودشونم باید برگردن عقب و باز نگری کنن تا بتونن بنویسن من هم طبیعتا باید یه مروری بکنم رمانو و ببینم اسما جون چه کرده با این قلم توانایی که داره Tongue
بابت ایجاد تاپیک نقد رمانت تبریک میگم و ان شاءالله برات مفید وارزشمند باشه mara
میام باز xcvk
بازنده میگه میشه اما سخته
برنده میگه سخته اما میشه


 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
سلام به خانم کرمی پور نوشته های خیلی زیبایی دارید و خیلی هم زیبا مینویسید  mara ‌      
    
به نظرم اینکه دیگه  عرفان برنگشت به ایل جای سوال داره یا اینکه  چرا خیلی طول میکشه تا  کسی  از ایل به عرفان سر بزنه معمولا دو قلو‌ها به هم وابسته هستند ولی این دو تا داداش یه جورایی از هم دور هستند .یا مثلا اینجایی که اویژه رقص محلی روانجام میده بهتر نیست با لباس محلی غزال برقص ه؟؟

ایشاله که  قسمت های بعدی زود به زود تایپ بشه دلم اب میشه تا تایپیک بعدی mara
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
(۱۰-۰۱-۹۹، ۰۷:۳۴ ب.ظ)sadaf نوشته: سلام به بانو اسماکرمی پور عزیز
من رمان شما رو خوندم و خیلی زمانه که منتظر ادامش بودم که شما بعد مدتها اومدی انجمن و خوشحالمون کردی و قرار شد که از اول مجددا رمان رو هم بازنگری کنی و هم یه تغییراتی بدی که دوباره تاپیک زدی و برای من شد روز از نو و روزگار از نو ...
حالا فک کن آدم تشنه باشه لیوان آبم جلوش باشه ولی نتونه بخوره ...مثلا بگن فعلا باید صبر کنی تا وقتش برسه twol
منم منتظر بودم خب dvia
اوایل هی میامدم تاپیک رمان سر میزدم و میخوندم بعد میدیدم که نخیرا هنوز اولاشه و حالا حالاها مونده تا برسه به جایی که من منتظرشم بقیشو بخونم dfgh
بعد تصمیم گرفتم دیگه صبر پیشه کنم و الان تو فرجه همون صبر کردنم ... azsx
آقا الان کجای رمانه ؟ من نیام بخونم ببینم هنوز اولاشه zaps
بعد به قول اسماجان که نویسنده هستن و خودشونم باید برگردن عقب و باز نگری کنن تا بتونن بنویسن من هم طبیعتا باید یه مروری بکنم رمانو و ببینم اسما جون چه کرده با این قلم توانایی که داره Tongue
بابت ایجاد تاپیک نقد رمانت تبریک میگم و ان شاءالله برات مفید وارزشمند باشه mara
میام باز xcvk
سلام بانو صدف جان
من روم سیاه بابت دیرکردهای بی پایانم twoltwoltwoltwol
ایوب هم بود صبرش سر اومده بود. خواننده های ییلاق واقعا منو شرمنده کردند.
شما که فقط تعریف کردی و خجالت دادی. انشاءالله از خجالت شما دربیام. 
الان شروع کردم دیگه دارم پست های کاملا جدید میذارم ولی به نظرم بازم صبر کن چون پست های حساسی رو دارم می نویسم که خیلی باید بررسیشون کنم. بارها و بارها و هر بار یه نکته اضافه میکنم یا کم می کنم. ممکنه طول بکشه بازم twoltwoltwoltwoltwol
منتظر حضور سبز شما هستیم
fbcfbcfbc
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
(۱۱-۰۱-۹۹، ۰۷:۳۷ ق.ظ)09171273756 نوشته: سلام به خانم کرمی پور نوشته های خیلی زیبایی دارید و خیلی هم زیبا مینویسید  .mara. ‌      
    
به نظرم اینکه دیگه  عرفان برنگشت به ایل جای سوال داره یا اینکه  چرا خیلی طول میکشه تا  کسی  از ایل به عرفان سر بزنه معمولا دو قلو‌ها به هم وابسته هستند ولی این دو تا داداش یه جورایی از هم دور هستند .یا مثلا اینجایی که اویژه رقص محلی روانجام میده بهتر نیست با لباس محلی غزال برقص ه؟؟

ایشاله که  قسمت های بعدی زود به زود تایپ بشه دلم اب میشه تا تایپیک بعدی .mara.
سلام دوست گرامی
ممنون از اینکه به تاپیک نقد اومدید

در مورد اینکه عرفان به ایل برنگشته، صبور باشید قربونتون برم. بر می گرده ... اساسی هم بر می گرده .mnb.
‌متاسفانه چون من خیلی دیر به دیر پست میذارم، خواننده ها زمان اتفاقات رو در رمان گم می کنند. الان توی قصه ، هنوز تو فصل ییلاقیم. یعنی خانواده اش توی ایل هستند . کل بهار و تابستون فصل ییلاق محسوب میشه و الان توی داستان، حدودا سه ماه از کوچ خانواده ی عرفان به ایل می گذره. نکته ی دیگه اینکه الان عرفان درگیر کارشه. کارش هم جوری نیست که هر وقت دلش خواست راحت ول کنه بره ایل. 
و اما درباره اینکه چرا عارف که دوقلوش هست سر نزده به عرفان ... اون هم علت داره که به زودی معلوم میشه و سر و کله اش پیدا میشه .xcvb. ‌ .xcvb. .ieir. ‌
ولی خوشم میاد حواستون جمعه  .ieir. ‌
اینکه آویژه باید لباس محلی غزال رو می پوشید و رقص محلی می کرد ، موضوع اینه که آویژه فرصتش کم بود و در تایم کوتاهی که داشت برای تخلیه ی گنجه، دیگه فرصت تعویض لباس وجود نداره. البته این قسمت رو حتما یه بازبینی می کنم. تا خواننده متوجه تایم کمی که اویژه داره بشه.  
مررررسی از نقد خوبت .fbc. ‌ .fbc.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
سلام به اسما جون عزیز
والا من زیاد نقد کردن بلد نیستم
اسم رمان بنظرم  خوبه 
تو مقدمه رمان اگه جزئیاتی مثل اینکه آقا رضا چند تا بچه داره حذف بشه بهتر نیست؟! فکر کنم اینجاش اضافس وگرنه بقیش عالیه mara
روند رمان داره خوب پیش می‌ره فقط خیلی دیر به دیر پست میزارین
تو شیرینی قصه گیر میکنیم و چاره ای نداریم جز صبر
zaps ‌‌

لطفا زود تر پست بزار بخاطر ما
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
(۱۳-۰۱-۹۹، ۰۳:۴۴ ب.ظ)minaa نوشته: سلام به اسما جون عزیز
والا من زیاد نقد کردن بلد نیستم
اسم رمان بنظرم  خوبه 
تو مقدمه رمان اگه جزئیاتی مثل اینکه آقا رضا چند تا بچه داره حذف بشه بهتر نیست؟! فکر کنم اینجاش اضافس وگرنه بقیش عالیه mara
روند رمان داره خوب پیش می‌ره فقط خیلی دیر به دیر پست میزارین
تو شیرینی قصه گیر میکنیم و چاره ای نداریم جز صبر
zaps ‌‌

لطفا زود تر پست بزار بخاطر ما
عزیز دلی دوست جون
چشم. این چند روزه شوهر طفل معصوم رو وادار کردم به خونه داری تا من بتونم بنویسم. امیدوارم این قرنطینه حداقل واسه رمان مفید باشه
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
سلام اسماجون 
خوبی روزه وعباداتت قبول 
مثل همیشه عالی
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
سلام عالی بود مثل همیشه ولی دلم برا اویژه کباب شد در ضمن چرا همکارای عرفان وسط طرح به این مهمی اضافه میشن من که گیج شدم zaps
پاسخ
سپاس شده توسط: minaa ، دخترشب ، دخترشب ، sadaf ، اسماء کرمی پور
#10
سلام و خداقوت خدمت نویسنده عزیز خانم اسماء کرمی
واقعا سبک نوشتنتون زیباست و ادم رو برای ادامه خوندن ترغیب میکنه mara
فقط یکم پستا دیر به دیر گذاشته میشه ShyShy
پاسخ
سپاس شده توسط: minaa ، minaa ، Bahara ، ملکه برفی ، sadaf ، اسماء کرمی پور


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
27 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۱۷-۰۵-۹۹, ۱۲:۱۳ ب.ظ)، sadaf (۲۱-۰۵-۹۹, ۰۹:۲۹ ق.ظ)، ملکه برفی (۲۲-۰۲-۹۹, ۰۶:۲۲ ب.ظ)، hadis hpf (۲۷-۰۲-۹۹, ۱۰:۰۹ ب.ظ)، دخترشب (۲۸-۰۲-۹۹, ۱۲:۳۹ ق.ظ)، d.ali (۱۹-۰۵-۹۹, ۰۹:۱۰ ق.ظ)، Shasosa (۱۸-۰۳-۹۹, ۱۱:۰۹ ب.ظ)، ایانا (۱۲-۰۱-۹۹, ۰۱:۲۷ ق.ظ)، مرادی2 (۱۵-۰۵-۹۹, ۰۴:۳۹ ب.ظ)، آبشار طلایی (۱۲-۰۶-۹۹, ۰۵:۱۹ ب.ظ)، minaa (۲۰-۰۵-۹۹, ۱۲:۱۰ ق.ظ)، اسماء کرمی پور (۲۵-۰۵-۹۹, ۰۶:۱۱ ب.ظ)، کریسی (۳۱-۰۴-۹۹, ۱۲:۲۰ ب.ظ)، Parsasaboori (۰۴-۰۵-۹۹, ۱۱:۴۰ ق.ظ)، ghaaseedaak (۰۲-۰۵-۹۹, ۰۲:۵۳ ق.ظ)، Armanasade (۲۲-۰۵-۹۹, ۰۳:۴۱ ب.ظ)، عسل ناز (۲۱-۰۵-۹۹, ۰۸:۰۵ ق.ظ)، 4323518447 (۱۶-۰۵-۹۹, ۱۰:۰۴ ق.ظ)، 09171273756 (۲۱-۰۵-۹۹, ۰۳:۲۵ ب.ظ)، mojgan ss (۱۱-۰۱-۹۹, ۱۱:۲۴ ب.ظ)، آوا7 (۱۷-۰۵-۹۹, ۰۹:۱۹ ب.ظ)، itsmady (۱۵-۰۵-۹۹, ۱۰:۱۲ ق.ظ)، Bahara (۲۰-۰۵-۹۹, ۰۵:۰۰ ب.ظ)، unique i (۱۷-۰۴-۹۹, ۱۱:۵۹ ب.ظ)، Independent (۱۷-۰۵-۹۹, ۰۷:۲۱ ق.ظ)، Rahalotfan (۱۵-۰۵-۹۹, ۱۰:۴۶ ب.ظ)، Arameshjoon (۳۱-۰۶-۹۹, ۰۲:۱۰ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان