امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکات نویسندگی
#1
توی این تاپیک قصد دارم نکاتی مهم برای نویسنده شده رو به شما ارائه بدم
این بخش در مورد اصول و نکات داستان نویسی هست
با من همراه‌ باشید...:)

مقدمه:رُمان متنی روایتگر و داستانی است که در قالب نثر نوشته می‌شود. در قرن هجدهم کلمهٔ «رمان» بیشتر برای اشاره به قصّه‌های کوتاه در مورد عشق و توطئه به کار می‌رفت. در ۲۰۰ سال اخیر رمان تبدیل به یکی از مهم‌ترین اشکال ادبی شده‌است. کلمهٔ «رمان» از زبان فرانسوی وارد زبان فارسی شده‌است. رمان در فارسی قالب ادبی مدرنی به شمار می‌رود. یعنی رمان در ادبیات فارسی، دیگر به معنای پیشین نیست و در معنای مدرن آن زیرمجموعه داستان طبقه‌بندی می‌شود.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط: ملکه برفی ، d.ali
#2
بایدها و نباید ها قبل از نوشتن داستان:
درس‌هایی برای نویسندگان‌ تازه‌کار


قبل شروع به نوشتن رمانتان تعیین شخصیت های داستان الزامی است. حداقل دو شخصیت برجسته در داستانتان خواهید داشت قهرمان مرد و قهرمان زن. اساسا در کل داستان آن دو بر یک دیگر تاثیر گذار خواهند بود و چگونگی تاثیر گذاری آن دو بر یک دیگر را نتیجه داستان مشخص خواهد کرد. می خواهید این دو شخصیت از ابتدا تا انتهای داستان در عشق پایدار بمانند؟ یا این که می خواهید در ابتدای داستان به یکدیگر عشق بورزند و سپس در انتها با کشمکش به جدایی برسند؟ زمانی که این دو شخصیت را انتخاب کردید حال لازم است تا در مورد سن، ویژگی های شخصیتی و نامشان تصمیم بگیرید.

"سن"
رفتارهای مناسب سنی در بسط دادن شخصیت در درجه اول اهمیت هستند. به عنوان مثال اگر سن شخصیت زن را سنین نوجوانی در نظر می گیرید باید بدانید که عکس العمل او نسبت به موقعیت ها متفاوت تر است از اواخر سن بیست سالگیش است. این مورد بهمان اندازه در مورد شخصیت قهرمان مرد نیز یکسان است (صدق می کند). در داستان های عاشقانه نوعا سن قهرمان زن اوایل سن بیست سالگی در نظر گرفته می شود حال آن که قهرمان مرد مسن تر است. اگر سن قهرمان مرد را بیست سالگی در نظر می گیرید نباید او را یک شخص سرمایه دار و با نفوذ نشان دهید مگر این که به واسطه ارثیه ثروتمند شده باشد و اگر سن سی سالگی را برایش در نظر می گیرید نباید او را در انجام فعالیت هایی نشان دهید که نسبت به سنش خام و بی تجربه است(نا معقول است)

ویژگی های شخصیت(1)
در داستانتان مستلزمید ویژگی های شخصیتی ممتازی را برای شخصیت اصلی در نظر بگیرید تا او را نسبت به شخصیت های دیگر داستان ممتاز سازد. با متمایز ساختن شخصیت های اصلی از اشخاص دیگر داستان می توانید هر نوع حالات یا موقعیت را بر اساس خصوصیات آنها خلق کنید. به طور نمونه در داستان ویژگی های شخصیتی در میان رفتارها، دیالوگ ها( گفتگو با افراد دیگر )آشکار می شود و گاهی اوقات در حین بازگویی داستان ممکن است آشکار شود که چطور فردی در آن سبک رفتاری در می آید.اگر با ویژگی های شخصیتی آشنا نیستید می توانید کتاب های روانشناسی که اینگونه صفات را توصیف می کنند مطالعه کنید. برخی از صفات شخصیتی عبارتند از: افراد درون گرا برون گرا و یا افراطی از نوع شخصیت های ذکر شده و غیره. برای مثال یک شخص درون گرا در محیط اجتماعی خجالتی ظاهر می شود، زیاد صحبت نمی کند و از مکان های اجتماعی دوری می کند و در حالیکه یک شخص برون گرا اجتماعی، صمیمی و معمولا اهل معاشرت و مهمانی است .انواع بسیاری از خصوصیات رفتاری وجود دارد که می توانید برای قهرمان زن انتخاب کنید. به طور نمونه یک زن رمانتیک این خصوصیات را داراست: مهربان، فرهیخته، عاشق، خونگرم، مجرد، خوش گذران، دانا و جذاب. برای قهرمان مرد نیز حتی خصوصیات رفتاری می تواند بیشتر از این باشد و معمولا این خصوصیات را داراست : مسن، قاطع، قدرتمند، مهربان، دستگیر، مجرد، نجیب و خوش تیپ.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
به طور معمول شما باید شخصیت های متنوع و متعددی در داستانتان داشته باشید . اما آگاه باشید که شخصیت هایی کاملا بی عیب و نقص خلق کنید. چون خوانندگان ترجیح می دهند در مورد افراد واقعی بخوانند و در عین حال در همان لحظه مایلند کمی گریز بزنند ( در حین خواندن داستان ). بعضی از فضاها را رها می کنند و به سمت شخصیت مورد پسندشان بسط می دهند تا آنها را به سمت رویداد سوق دهد. همانطور یک نویسنده، نویسنده نیز مجبور است بعضی از لغات را به شکل زیرکانه ای به کار ببرد تا اینچنین حادثه و رویدادی را تثبیت کند.البته خصوصیات رفتاری دیگری نیز می توان در نظر گرفت، ممکن است قهرمان زن شخصی لجوج و سر سخت باشد و به نصیحت دیگران گوش ندهد و یا ممکن است قهرمان مرد نسبت به هیچکس صادق نباشد بنابراین جالب است که او شخصی محتاط و هوشیار باشد.زمانی که در مورد ویژگی های هر شخصیت تصمیم گیری کردید سپس گام بعدی تخیل است. تخیل در مورد چگونگی عکس العمل آن ها نسبت به موقعیت های تعیین شده است.
برای مثال یک شخص بی فکر احتمالا عکس العمل متفاوتی نسبت به یک شخص محتاط در یک موقعیت مشابه خواهد داشت.

سعی کنید خودتان را در جایگاه شخصیتتان قرار دهید و آنچه را که آنها احساس خواهند کرد احساس کنید. وقتی قهرمان مرد و زن با هم صمیمی می شوند ممکن است تا پایان داستان در بر طرف کردن معایبشان به یکدیگر کمک کنند و در همان حال معایب و نقایص یکدیگر را بپذیرند . البته کشمکش هایی در رسیدن به عشقشان وجود خواهد داشت. داستانی بدون کشمکش وجود دارد ؟ !
آن ها تا پایان داستان نقایص یکدیگر را در زندگیشان می فهمند و با اینحال نمی توانند بدون یکدیگر زندگی کنند. زندگی بدون حضور دیگری معنا ندارد. مهم نیست به چه قیمتی آها....... عشق صادق و پاک !
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
نام ها:

زمانی که سن و ویژگی های شخصیتی هر شخصیت را مشخص کردید بعد از آن لازم است تا نامی برای آنها انتخاب کنید. اگر برای شخصیت مرد صفت مبارز یا رهبر را در نظر دارید نباید نامی برایش انتخاب کنید که جنس مونث به آن نام خوانده می شود. مثل نام جین یا فرانسیس. همچنین باید در مورد وضع ظاهر، منطقه یا ناحیه و دوره زمانی که شخصیت ها در آن هستند حساس باشید. علاوه بر این باید بدانید که نام های شخصیت های دیگر داستان نباید بر نام قهرمان های داستان چیرگی یا برتری داشته باشد.

سایر‌ ویژگی ها:

زمانی که شخصیت های اصلی را مشخص کردید بعد از آن باید در مورد افراد دیگری که می خواهید در داستانتان نقش داشته باشند فکر کنید. اینکه چه نقشی را این شخصیت ها می خواهند در پیشبرد شخصیت قهرمان های اصلی ایفا کنند ؟ اگر شما فردی را به داستانتان اضافه می کنید فقط به این خاطر که آن جنس مذکر یا مونث را دوست دارید این کافی نیست دوباره روی آن شخصیت فکر کنید که چطور آنها می توانند در داستان مثمر ثمر باشند.ممکن است از طریق این شخصیت ها مواردی را بفهمید که برای قهرمان های اصلی مفید باشد سپس آنها را به داستانتان اضافه کنید.

ایجاد شخصیت های سطحی یا ظاهری نتیجه تمرکز کردن بر روی یکی از ابعاد شخصیت می باشد. ویژگی های سطحی می تواند رویهم رفته بد خوب خنده دار غمگین و غیره باشد. البته این موارد تزلزل زیادی در توصیفات ایجاد نمی کنند. گاهی اوقات این شخصیت ها به یک رمان اضافه می شوند تا شخصیت فرد دیگری را اثبات کنند. برای مثال یک شخصیت بد را در مقابل قهرمانی که در مبارزه با او خوب ظاهر می شود قرار می دهیم که صرفا هدف از داشتن شخصیت بد خوب جلوه دادن قهرمان مرد است . سعی نکنید تا ویژگی شخصیت بد را آنچنان بسط دهید که بدی او را کمتر جلوه دهد. اگر چه در ادبیات اخیر یکی از مواردی که بیشتر دیده می شود ظاهر دلسوزانه افراد بد در انجام دادن کردارهای بدشان است و در عین حال به هر طریقی شخصیت را بسط می دهند تا احساس تاسف نسبت به آنها را در خواننده ایجاد کنند.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
فرایند نوشتن:

زمانی که در حال نوشتن هستید مهم نیست تماما فکر کنید. همیشه برگردید و کارتان را برای اثبات و سازگاری در داستانتان بررسی کنید .مطئمن شوید که اگر قهرمان داستانتان در شروع داستان چشم های آبی دارد هنوز هم تا پایان داستان چشم های آبی خواهد داشت و غیره. همچنین قبل از نوشتن مطئمن شوید که شخصیت های داستانتان را خوب شناخته اید. اگر اینطور نباشد در طول نوشته تان عدم شناخت شما ازشخصیت ها معلوم خواهد شد. در کل داستان شما مستلزمید در توصیف اشخاص واقعی در تمامی مراحل درخشش ها و همچنین معایبشان دقت کنید. زمانی که اولین چرک نویس رمان دختر لیپسیز را می خواندم فهمیدم که باید اندکی بیش تر و خیلی خوب در باره ایجاد کارکترها توجه می کردم. سپس فهمیدم عمدا یک یا دو کاستی در رمانم داشتم. 


فرایند نهایی:فرایند نهایی که در پایان به آن می رسید شخصیتی است که شما خلق کردید و یا آمیختید، شخصیتی کاملا جدید که با درسی که آنها از داستان گرفتند، با رشد دادن درون به سوی انسانی بهتر بودن گام بر می دارند. حال با خواندن این متن شروع کنید به نوشتن شخصیت هایتان و به آنها جان بدهید.

طرح داستان:داستان برای شکل گرفتن و کامل شدن نیاز به زمان دارد و داستان نویس در نوشتن آن نباید عجله کند. زیرا سوژه ای که به ذهن شما می آید باید مدتی در ذهنتان باقی بماند تا هم در زمینه های مختلف مطالعه کنید و هم در مورد عناصر تشکیل دهنده ی آن فکر کنید. هر داستانی بعد از مدتی، خودش مانند میوه ای رسیده، از شاخه ی ذهنتان جدا می شود و روی صفحه ی سفید دفترتان می افتد. برای این کار داستان باید مراحل زیر را بگذراند : 1 - موضوع یابی 2 - پیام داستان 3 - طراحی داستان 4 - رشد و پرداخت داستان


_ داستان نویس قبل از هر چیز باید بداند که قصد دارد درباره‌ی چه موضوعی داستان بنویسد.

_ از هر موضوعی باید در حدّ خودش انتظار رشد داشت. مثلاً اگر بخواهید رمانی طولانی بنویسید، باید موضوعی را انتخاب کنید که بتوان روی آن بیشتر کار کرد و همچنین نباید با موضوع های بلند، داستان های کوتاه بنویسید که باعث ورود حوادث پشت سرهم یا ورود شخصیت های گوناگون که درست معرفی نمی شوند و در ذهن خواننده باقی نمی مانند و باعث سر در گمی او می شوند .

_ پیام داستان نباید مستقیم بیان شود. بلکه باید مانند یک قند که در آب حل شده است، طوری در داستان به خواننده ارائه شود که دیده نشود ولی خواننده در طول استان آن را احساس کند. برای این کار باید در انتخاب شخصیت ها، حوادث، گفتگوها و ... دقت بسیار زیادی به خرج داد. زیرا هریک از این عناصری که در خدمت پیام هستند، می‌توانند پیام را باقدرت بسیار زیاد به نمایش بگذارند.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
یک نویسنده برای نوشتن داستانش باید نقشه داشته باشد. نقشه‌ی نویسنده برای نوشتن داستان را، «طرح داستان» می گویند. پس از آماده و تکمیل کردن طرح داستان است که نویسنده می تواند به سراغ نوشتن خود داستان برود

.
5_ طرح داستان باید روشن و کامل باشد؛ یعنی معلوم باشد که داستان از چه نقطه ای شروع شده، چه مسیری را طی کرده و چطور به پایان رسیده است. کمترین توقّعی که خواننده پس از خواندن داستان دارد، این است که بتواند طرح آن را تعریف بکند. یعنی بگوید که داستان درباره‌ی چه کس و یا چه چیزی بوده، چگونه شروع شده، چطور ادامه پیدا کرده و چطور پایان یافته است

_ باید برای هر عمل و حادثه ای که در داستان اتّفاق می افتد، دلیل روشن و محکمی ارائه داد و علّت بروز آن عمل و حادثه نیز در داستان باید به نحوی روشن باشد.
_ در هر طرح باید شخصیت اصلی، حادثه ی اصلی، زمان و مکانی که حادثه در آن روی داده است، کاملاً روشن و مشخص باشند

.
_ طرح داستان باید در خدمت پیام داستان باشد. گاهی اوقات در حین نوشتن و تکمیل کردن طرح داستان، حوادث پرهیجان و یا شخصیت های جالبی به ذهن نویسنده می رسد که نه تنها نقشی در انتقال پیام ندارد، بلکه باعث کم رنگ شدن آن نیز می شود.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
شخصیت پردازی
:
1_ پرداخت مستقیم خصوصیات شخصیت ها معمولاً در داستان هایی صورت می گیرد که شخصیت های بسیار زیادی دارند و نویسنده در طول داستان، مجال پرداخت غیر مستقیم مشخّصات آن ها را پیدا نمی کند و به همین خاطر خصوصیات شخصیت ها را در یک یا دو جمله از زبان خود و یا یکی از شخصیت های داستان بیان می کند . در داستان هایی که یک یا دو شخصیت اصلی دارند ، این کار از قوت داستان می کاهد و نویسنده باید به طور غیر مستقیم - یعنی از طریق گفتار و کردار آن شخصیت ها - به آن ها بپردازد.

2_ باید خصوصیات شخصیت هایی را بیان کرد که در داستان نقش اصلی را دارند . در غیر این صورت ، باعث پراکندگی ذهن خواننده می شود .

3_ نباید همه ی لحظاتی را که بر شخصیت های داستان می گذرد ، با ذکر جزئیات در داستان بیاوریم ، بلکه تنها لحظاتی را باید در داستان آورد که در آن زمان ، حوادث خاص - که در طرح داستان نقشی داشته باشند - اتفاق می افتد . از روی لحظات دیگر می توان بسیار راحت و تنها با اشاره گذشت .

4_ داستان هایی که از زبان اول شخص تعریف می شوند ، داستان های عاطفی و دارای فضای صمیمانه هستند و داستان هایی که از زبان سوم شخص روایت می شوند ، داستان های حادثه ای هستند و بهتر است که جای این دو را رعایت کنیم.
 
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
اسم داستان:

اسم داستان باید جدید ، جاذبه برانگیز و خوش آهنگ باشد .اسم داستان نباید طرح داستان را لو بدهد و همچنین باید در ارتباط منطقی با فضای داستان باشد .بهتر است اسم داستانتان را در آخر انتخاب کنید . زیرا در طول نوشتن داستان ، ذهن شما داستان را تغییر می دهد و داستانی که در ابتدا قصد داشتید بنویسید همانی نیست که حالا نوشته اید .

اولین پاراگراف:
می توان گفت دنیای امروز به نوعی دنیای کنش ها و واکنش های سریع محسوب می شود. جملات اولیه ی داستان کوتاه شما می بایست خیلی سریع با ارایه ی حادثه ای غیرمعمول، هیجانی و غیرمنتظره توجه خواننده را جلب کرده و وی را وادار به ادامه ی مطالعه نماید. بی درنگ و بدون فوت وقت به سراغ کشمکش و بحران بروید. همیشه به یاد داشته باشید که شروع داستان کوتاه همیشه به انتهایش نزدیک تر از آن چیزی است که تصورش را می کنید."من همیشه صدای همسایه امان را از پشت دیوار می شنوم."توضیحی خشک و غیرجالب"فکر کنم همسایه ی دیوار به دیوارمان هر روز زیر دوش جیغ می کشد."مورد فوق خیلی سریع توجه خواننده را به خود جلب می کند. همسایه ای که هر روز زیر دوش جیغ می کشد چه شخصیتی می تواند داشته باشد؟! چرا هر روز جیغ می کشد؟! بهتر است مابقی داستان را ادامه بدهیم تا متوجه قضیه بشویم."برای اولین بار که در حمام صدای جیغ زدنش را شنیدم، حدود 10 دقیقه گوشم را به دیوار مشترکمان چسباندم و گوش دادم. برای زنگ زدن به پلیس دو دل بودم. وضعیتی که زندگی در این آپارتمان داشت با سکونت در خانه ی دوبلکس آقا و خانم براون کاملا برایم متفاوت می نمود."عبارات فوق به عنوان مابقی پاراگراف اول شخصیت اصلی داستان را به همراه بحران و ماجرای اصلی معرفی کرده و احساس دو دل بودن و شاید هم ترسیدن وی را به عنوان کنش و واکنش ارایه می دهد. در ضمن کنتراست (تقابل) وضعیت حال و گذشته ی وی را نیز به نحوی برای مخاطب بیان می کند.به یاد داشتن این نکته بسیار مهم است؛ قبل از بررسی این مساله که چگونه عناصر داستان خود را کنار همدیگر بچسبانید، می بایست نکات اولیه و ضروری داستان نویسی و همچنین نحوه ی استفاده از آن ها را بدانید. برای مثال؛ داشتن مواد اولیه برای پخت کیک، یک مساله و داشتن مهارت و طرز پخت یک کیک مساله ی دیگری است. این که چه مقدار مواد اولیه و نحوه ی مخلوط کردن و هم زدن و ... را می دانید مطمئنا در صورت نداشتن مواد اولیه نمی توانید هیچ کیکی درست کنید.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
شما به عنوان نویسنده ی داستان های کوتاه بدون توجه به طرز فکر، باورها و ایدئولوژی تان، می بایست شخصیت هایی کاملا پیچیده و جاندار خلق کرده و آن ها را وارد صحنه کنید. مجبورشان کنید در داستان شما قدم زده و تحریکشان کنید تا داستان خود را بسازند. به نحوی که فریادها و خشم های آنان (به گفته ی چخوف) نشان دهنده ی دنیای درونی و افکار آن ها باشد.به منظور ساختن یک زندگی، کاراکترهای چند وجهی و جاندار، دانستن این نکته ضروری به نظر می رسد که شخصیت داستان خود را بیش از آن که چه درداستان از او استفاده می کنید باید بشناسید. در زیر برخی از ویژگی هایی که می توانید برای شروع کار و در جهت شناخت بهتر شخصیت های تان از آن ها استفاده کنید ذکر شده است.
*نام
*شغل
*سن
*محل اقامت
*دین
*علاقه مندی ها*سرگرمی ها
*مجرد یا متاهل
*تعداد و نوع فرزندها
*خلق و خو
*رنگ مورد علاقه
*دوستان
*غذاهای مورد علاقه
*ترس ها
*اطلاعات قومی
*عیب های شخصیتی و جسمی قابل توجه و بیماری ها
*رازه
ا*چیزهایی که از آن ها تنفر دارد
*خاطرات به یادماندنی
*مشکلات عصبی و روانی
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#10
دانستن و توجه کردن به تمام این جزییات می تواند به شما کمک کند تا شخصیت داستانتان را خیلی خوب بشناسید اما فراموش نکنید که لازم نیست تمام این جزییات را در داستان خود بیاورید. فقط جزییات ضروری و مهم.*
- ظاهر؛ به مخاطب خود دیدی عمومی و قابل فهم از ظاهر شخصیت بدهید.
*- با استفاده از کنش ها و واکنش ها، شخصیت خود را به مخاطب بشناسانید.*- شخصیت های داستانتان را آدم فرض کرده و اجازه بدهید خودشان صحبت کنند. از آن ها فقط برای ارایه ی محض اطلاعات مهم استفاده نکنید.*
- می توانید مخاطب های داستانتان را وارد ذهن شخصیت ها کنید تا با خاطرات به یادماندنی و مهم وی یا ترس ها و آرزوهایش آشنا بشوند.

به عنوان مثال؛ بیایید با هم شخصیت یک دانشجو را که قرار است داستانی کوتاه درباره ی وی بنویسیم را به کمک هم پرداخت کنیم. چه چیزهایی درباره ی او می دانیم؟اسمش "جنیفر ماری جانسون" است که دوستانش "جنی" صدایش می کنند. 21 سال سن دارد. پوستی نسبتا روشن و چشم هایی آبی، موهایی بلند و شرابی و حدود 170 سانتی متر هم قد دارد. بر خلاف خیلی از دخترهای موقرمز، او خجالتی نیست و خیلی هم پررو می باشد. دو گربه به نام های "بیلی" و "آل" دارد. رشته ی تحصیلی اش زیست شناسی است. می تواند پیانو بزند و به صورت آماتور عکاسی هم می کند. فعلا در خوابگاه دانشگاهش سکونت دارد. هر روز برای ناهار پیتزا می خورد و برای نوشیدن چای "رز قرمز" دوست دارد. مواقعی که عصبی است عادت دارد که انگشت هایش را به شدت می خاراند. مادرش به تازگی خودکشی کرده است.
 
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
5 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
sadaf (۱۵-۰۳-۹۹, ۰۹:۲۹ ب.ظ)، ملکه برفی (۱۴-۰۳-۹۹, ۰۵:۵۹ ب.ظ)، hadis hpf (۱۸-۰۳-۹۹, ۰۲:۴۰ ب.ظ)، d.ali (۱۵-۰۳-۹۹, ۰۷:۰۷ ب.ظ)، minaa (۱۵-۰۳-۹۹, ۰۹:۵۴ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان