امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وقتی از خانواده یه چیزی میخوام
#1
[عکس: u744733_.jpg]
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط: minaa ، minaa ، minaa ، minaa ، minaa ، minaa ، sadaf ، admin ، شاهدخت. ، شاهدخت. ، شاهدخت.
#2
این منم وقتی ورپایم
از تو آشپزخونه قرص میارم تا میام کناره بابام میگه آب بیار
باز میرم میام داداشم میگه میوه بیار
باز میرم میام 
مامانم میگه صبحونه داداشتو حاضر کن:/
 و خدایی ک بشدت کافیست
پاسخ
سپاس شده توسط: sadaf ، sadaf ، دخترشب ، admin ، شاهدخت. ، شاهدخت.
#3
(۱۲-۰۶-۹۹، ۰۶:۱۹ ب.ظ)minaa نوشته: این منم وقتی ورپایم
از تو آشپزخونه قرص میارم تا میام کناره بابام میگه آب بیار
باز میرم میام داداشم میگه میوه بیار
باز میرم میام 
مامانم میگه صبحونه داداشتو حاضر کن:/

حالا که سر پایی شام مارو هم آماده کن
خداوندا...
توخيلي بزرگی ومن خيلي کوچـک، ولي جالب اينجاســـت
تـــوبه ايـــن بزرگـي من کوچک را فراموش نميکني ؛
ولـــــي من به اين کوچـکي تورا فرامـوش کرده ام
وجالب تر اينجاست كه نعمتهايت را نديده ميگيريم و
حكمت هايت را تحليل و زير سوال ميبريم!!!
به بزرگي ات همه را ببخش...

پاسخ
سپاس شده توسط: دخترشب ، شاهدخت.


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
6 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۱۲-۰۶-۹۹, ۰۷:۱۵ ب.ظ)، sadaf (۱۲-۰۶-۹۹, ۰۶:۲۲ ب.ظ)، دخترشب (۱۲-۰۶-۹۹, ۰۷:۵۱ ب.ظ)، minaa (۱۲-۰۶-۹۹, ۰۶:۱۹ ب.ظ)، محمودی (۱۲-۰۶-۹۹, ۰۵:۵۲ ب.ظ)، شاهدخت. (۱۲-۰۶-۹۹, ۰۷:۴۹ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان