امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پيدا کردن مردى خوشبخت
#1
Photo 
سلطان بزرگی پس از اینکه گرفتار بیماری سختی شد گفت : نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند.
تمام طبیبان دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد اما نوانستند . تنها یکی از طبیبان گفت :من می‌توانم شاه را معالجه کنم اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید ، پادشاه معالجه می شود.
شاه، سربازانش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد
آنها به تمام شهرها سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد آن که ثروت داشت بیمار بود.
آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت یا اگر فرزندی داشت فرزندانش بد بودن.
خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند یک شب پسر شاه از کنار کلبه‌ای فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید:
شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم بخوابم چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند سربازان برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت..!!..xcvl
یه عقاب همیشه تنهاس
بزار لاشخورا دور هم حال کنن ..!!..
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
خو بهش یه پیراهن میدادن[عکس: xcvl.gif]
برای هر دردی دو درمان است:

سکوت و زمان
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
ديگه اون پيراهنى که اينا بهش مى دادن فايده اى نداشتهTongue
یه عقاب همیشه تنهاس
بزار لاشخورا دور هم حال کنن ..!!..
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
4 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
نويد (۱۲-۰۴-۹۶, ۱۱:۴۱ ب.ظ)، ♥صنم♥ (۱۲-۰۴-۹۶, ۰۳:۵۸ ب.ظ)، taranomi (۱۲-۰۴-۹۶, ۰۴:۱۶ ب.ظ)، بهار نارنج (۱۲-۰۴-۹۶, ۰۱:۵۶ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان