امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا به تك تك انسان ها وحی نشد؟
#1
پرسش:
چرا به تك تك انسان ها وحی نشد؟

پاسخ:
تحقق ادراک کردن به این است که دو مسئله وجود داشته باشد: 1 قوه ادراکی 2 عدم مانع. به طور مثال دیدن، یکی از شایع ترین ادراکات انسان هاست زیرا قوه آن در اکثر انسان ها وجود دارد و در بسیاری از موارد نیز مانعی وجود ندارد بنا بر این دیدن تحقق پیدا می کند به طور مثال من در حال تایپ این نوشته، متن را می بینم. اما اگر یک کاغذ بزرگ بین من و مانیتور فاصله بیاندازد، علی رغم اینکه من قوه بینایی دارم ولی به جهت وجود مانع، قادر به دیدن نخواهم بود.
در مسئله وحی نیز چنین است. اگر چه همه انسان ها ذاتا می توانند و قابلیت این را دارند که مورد وحی الهی باشند ولی از آنجایی که رسیدن به مرحله دریافت وحی، مرحله بالایی است، پاکی و خلوص (رفع موانع) برای همه انسان ها رخ نمی دهد و در نتیجه انسان ها علی رغم داشتن قوه آن، در عمل موفق به درک وحی نمی شوند.

طهارت شرط لازم نبی بودن است ولی شرط کافی نیست. به عبارت دیگر نبی بودن نیازمند رسیدن به سطح خاصی از طهارت است ولی به این معنا نیست که هر کسی که به مرتبه ای از طهارت برسد، نبی باشد بلکه شروط دیگری نیز برای آن مطرح است.
از سوی دیگر، یکی از مهم ترین ویژگی های پیامبران، عصمت است که کاملا امری اختیاری است و معنای عصمت این نیست که فرد مجبور باشد که گناه نکند بلکه فرد معصوم با علم خود گناه نمی کند.
در مورد اصل امکان این دریافت نیز توجه به این مطلب لازم است که از سوی خداوند مانعی وجود ندارد بلکه این مانع از سوی ماست. قوه و استعداد این دریافت توسط خداوند در انسان ها قرار داده شده است ولی انسان ها باید موانع را از بین ببرند تا شایسته رسیدن به این مقام شوند.
پیامبر شدن هم دارای "شرط لازم" است،مانند طهارت و هم دارای "شرط کافی" مانند انتخاب شدن از سوی خداوند.
شرط نخست، امری اختیاری است و فرد با تلاش خود می تواند به طهارت برسد ولی شرط دوم اختیاری نیست و از سوی خداوند صورت می گیرد. بنا بر این بخشی از شرایط، اختیاری است و بخشی از آن اختیاری نیست.
انسان های دیگر نیز این استعداد را دارند که به آن ها وحی شود و این مسئله نیازمند پاکی روح و آماده کردن زمینه های آن است. اما مطلبی که باید به آن توجه کرد این است که وحی خود، دو نوع است. گاهی وحی، وحی تشریعی است به این معنا که خداوند از طریق وحی، شریعت و دینی را به مردم ارائه می کند و در این بین پیامبر کسی است که از طریق وحی آن را دریافت می کند و مامور است که به دیگران ابلاغ کند. وحی به این معنا منحصر در پیامبران است و آخرین آن ها نیز پیامبر اسلام است که با رحلت ایشان، راه این نوع وحی، بسته شد.

معنای دیگر وحی، الهام است که از طریق آن، خداوند به بشر، معارفی یا اخباری را الهام می کند. این نوع از وحی منحصر در پیامبران نیست بلکه برای دیگر انسان ها نیز قابل حصول است. البته طبیعتا بسته به اینکه فرد چقدر دارای پاکی باطن باشد، الهام و وحی ای که به او می شود، دارای معارف بیشتر، وضوح بیشتر و اعتبار بیشتری است. از جمله مثال ها برای این نوع وحی، وحی خداوند به مادر حضرت موسی در مورد رها کردن طفل (حضرت موسی) در رود است که در قرآن بیان شده است.(1)

____
(1) قصص/ 7.
تصویرقشنگیست که در صحنه ی محشر مادورحسینیم(ع) و بهشت است که مات است!
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
3 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
نويد (۲۹-۰۵-۹۵, ۱۲:۵۰ ق.ظ)، nza3380 (۲۸-۰۵-۹۵, ۰۹:۰۰ ب.ظ)، #*Ralya*# (۲۸-۰۵-۹۵, ۰۲:۲۴ ق.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان