امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یادش بخیر قدیما...............
#1
[عکس: fu6330.jpg]


یادش بخیر قدیما..................

*دبستان که بودیم وقتی معلم می گفت : "یه خودکار بدید به من " زیر
دست و پا همدیگه رو له و لورده می کردیم تا زودتر برسیم تا معلم خودکار ما رو بگیره..........

*بی سر و صدا ، وسایلتونو جمع کنید با صف برید تو حیاط ، معلمتون نیومده
یکی از ناگهانی ترین و سوپرایز کننده ترین جملات دوران مدرسه ما بود.............

*یادش بخیر قدیما تلویزیون که کنترل نداشت یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه
با پاش کانال ها رو عوض کنه.....................

*یادش بخیر اون قدیما ، وقتی چسب نواری کم میاوردیم از جلد کتابامون می کندیم..........

*کیا یادشونه وقتایی که معلم می خواست درس بپرسه پاک کنمونو مینداختیم
زیر میز که بریم بیاریمش تا تو تیررس نگاه معلم نباشیم....................

*یادش بخیر اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا می پوشیدن.............

*یه تبلیغ بستنی هم بود که گاوه به بچه اش می گفت : بیا بچه جون
بیا شیرتو بخور......بیا دیگه !!!
بچه اش می گفت : نمی خوام مامان جون ، نمی خوام ، بستنیش خوشمزه تره..............

*خدا نکنه میرسیدیم خونه و فقط یه قابلمه روی گاز میدیدیم ، این یعنی ناهار یا آبگوشته
یا کوفته اس یا آش و از برنج خبری نیست................

*یادش بخیر یکی از بازیای محبوب پسرا کارت جمع کردن بود با عکس و اسم
و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیست ها یا ضرب المثل ویا چیستان...............

*یادش بخیر یه کارتون بود ، یکی از شخصیتاش می گفت : من کارم ، من کارم ،
بازو و نیرو دارم ، هر چیزی رو می سازم ، از تنبلی بیزارم
بعد اون یکی می گفت : اسم من اندیشه ه ه ه ه ، به کار می گم همیشه ،
بی کارو بی اندیشه ، چیزی درست نمی شه ، چیزی درست نمی شه..............

*یادش بخیر ، بچه که بودیم روزها رو میشمردیم تا جمعه برسه با نهار نوشابه بخوریم.....
یه شیشه ی کامل تو یه لیوان که تا سرش یخ باشه.................

*یادتونه قدیما موقع پخش فوتبال می گفتن : " کسانیکه تلویزیون سیاه و سفید دارن
بازیکنای مثلا پرسپوایس رو با رنگ تیره می بینن "

*یادش بخیر مامانم که شیشه پاک کن می خرید ، لحظه شماری می کردم
تا مایع داخلش تموم بشه ، بعد توش آب پر می کردم برای آب بازی........
این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام می دادم................

*یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که صبح دیر برسی
مدرسه و ببینی هیچ کسی توی حیاط مدرسه نیست................


یادش بخیر چه زود گذشت..............................................................

[عکس: 001.jpg]


ابر و باد و مه و خورشید و فلک یک شعر است / هر نسیم حرم کرب و بلا را عشق است.
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
3 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
MaryaM_sh (۲۵-۱۰-۹۴, ۰۷:۵۰ ب.ظ)، شقایق سرخ (۱۹-۱۰-۹۴, ۰۱:۲۰ ق.ظ)، d.ali (۰۷-۰۸-۹۶, ۰۶:۰۰ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان