<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[ایران رمان - ساير ادیان]]></title>
		<link>http://forum.iranroman.com/</link>
		<description><![CDATA[ایران رمان - http://forum.iranroman.com]]></description>
		<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 18:10:11 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[دانشمندی که در کام زمین فرو رفت !!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%AA</link>
			<pubDate>Fri, 10 Nov 2017 02:32:26 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%AA</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align">
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re2445.jpg" alt="[عکس: re2445.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
‌قارون که یک روز از دانشمندان مورد احترام بنی اسراییل بود</span></span></span></span></div>
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می زند.<br />
<br />
قارون با ثروت‌های کلان و مرکب‌های راهوار از خانه بیرون می‌آمد و بر اثر جنون نمایش ثروت، اموال خود را به رخ مردم می‌کشید. حتی بعضی نوشته اند: «قارون با یک جمعیت ۴۰ هزار نفری در میان بنی اسراییل رژه رفته است، درحالی که ۴ هزار نفر براسب‌های گران قیمت با پوشش‌های سرخ سوار بودند و نیز کنیزان سپید روی با خود آوردکه بر زین‌های طلایی که بر استر‌های سفید رنگ قرار داشت سوار بودند، لباسهایشان سرخ بوده و همه غرق در زینت آلات طلا جلوه می‌کردند، و مطابق گفته بعضی، تعداد آنان ۷۰ هزار نفر بود.<br />
<br />
اکثر آن‌ها دنیا پرست که عقلشان در چشمان بود، وقتی که آن صحنه پر زرق و برق را دیدند، با حسرت عمیق، آه سوزان از دل برمی‌کشیدند و چنین آرزو می‌کردند که‌ای کاش به جای قارون بودند، و حتی یک روز و یک ساعت و یک لحظه مانند قارون بودند؛ و می‌گفتند: «به راستی که قارون دارای بهره عظیمی از نعمت هاست. آفرین بر قارون و ثروت سرشارش، چه جاه و جلالی و چه حشمتی که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد؟!» در حقیقت هم قارون و هم آن آرزو کنندگان در کوره عظیم امتحان الهی قرار گرفته بودند.<br />
<br />
ولی در مقابل این اکثریت دنیا پرست، گروه اندکی از آگاهان و پرهیزکاران نیز بودند و می‌گفتند: «وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا یُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ» (آیه ۸۰ سوره قصص). «وای بر شما، ثواب و پاداش الهی برای کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام میدهند بهتر است.».<br />
<br />
اما طولی نکشید که همان اکثریت دنیاپرست نیز، حقیقت را درک کردند، و به جای حسرت و آه، اظهار تنفر به زرق و برق قارون می‌نمودند، و این درآن هنگام بود که خداوند بر قارون غضب کرد، و همه خانه و تشکیلاتش را در کام زمین فرو برد. در این وقت همان آرزومندان پر حسرت می‌گفتند: «وای بر ما! گویی خداوند روزی را بر هرکسی که بخواهد گسترش می‌دهد، و بر هر کس بخواهد تنگ می‌کند، و کلید آن تنها در دست خداست.» از این روی در این فکر فرو رفتند که اگر آرزوی مصرانه دیروز آنان به اجابت می‌رسید، و خدا آن‌ها را به جای قارون قرار می‌داد، چه خاکی بر سر می‌کردند.<br />
<br />
به همین سبب درمقام شکر برآمده و گفتند: «اگر خداوند برما منت نگذارده بود، ما را هم به قعر زمین فرو می‌برد،‌ای وای! مثل اینکه کافرانهرگز رستگار نمی‌شوند. اکنون حقیقت را با چشم خود می‌نگریم، و نتیجه غرور و سرکشی و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شهوت</span>‌پرستی را می‌بینیم و می‌فهمیم که اینگونه زندگی‌هایی که دورنمای دل‌انگیزی دارد، بسیار وحشت‌زاست.»<br />
<br />
آری! قارون که یک روز از دانشمندان مورد احترام بنی اسراییل بود، امروز بر اثر غرور اینگونه به خاک مذلت نشست.<br />
<br />
<br />
<br />
منبع: afkarnews.ir</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align">
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re2445.jpg" alt="[عکس: re2445.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
‌قارون که یک روز از دانشمندان مورد احترام بنی اسراییل بود</span></span></span></span></div>
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می زند.<br />
<br />
قارون با ثروت‌های کلان و مرکب‌های راهوار از خانه بیرون می‌آمد و بر اثر جنون نمایش ثروت، اموال خود را به رخ مردم می‌کشید. حتی بعضی نوشته اند: «قارون با یک جمعیت ۴۰ هزار نفری در میان بنی اسراییل رژه رفته است، درحالی که ۴ هزار نفر براسب‌های گران قیمت با پوشش‌های سرخ سوار بودند و نیز کنیزان سپید روی با خود آوردکه بر زین‌های طلایی که بر استر‌های سفید رنگ قرار داشت سوار بودند، لباسهایشان سرخ بوده و همه غرق در زینت آلات طلا جلوه می‌کردند، و مطابق گفته بعضی، تعداد آنان ۷۰ هزار نفر بود.<br />
<br />
اکثر آن‌ها دنیا پرست که عقلشان در چشمان بود، وقتی که آن صحنه پر زرق و برق را دیدند، با حسرت عمیق، آه سوزان از دل برمی‌کشیدند و چنین آرزو می‌کردند که‌ای کاش به جای قارون بودند، و حتی یک روز و یک ساعت و یک لحظه مانند قارون بودند؛ و می‌گفتند: «به راستی که قارون دارای بهره عظیمی از نعمت هاست. آفرین بر قارون و ثروت سرشارش، چه جاه و جلالی و چه حشمتی که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد؟!» در حقیقت هم قارون و هم آن آرزو کنندگان در کوره عظیم امتحان الهی قرار گرفته بودند.<br />
<br />
ولی در مقابل این اکثریت دنیا پرست، گروه اندکی از آگاهان و پرهیزکاران نیز بودند و می‌گفتند: «وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا یُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ» (آیه ۸۰ سوره قصص). «وای بر شما، ثواب و پاداش الهی برای کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام میدهند بهتر است.».<br />
<br />
اما طولی نکشید که همان اکثریت دنیاپرست نیز، حقیقت را درک کردند، و به جای حسرت و آه، اظهار تنفر به زرق و برق قارون می‌نمودند، و این درآن هنگام بود که خداوند بر قارون غضب کرد، و همه خانه و تشکیلاتش را در کام زمین فرو برد. در این وقت همان آرزومندان پر حسرت می‌گفتند: «وای بر ما! گویی خداوند روزی را بر هرکسی که بخواهد گسترش می‌دهد، و بر هر کس بخواهد تنگ می‌کند، و کلید آن تنها در دست خداست.» از این روی در این فکر فرو رفتند که اگر آرزوی مصرانه دیروز آنان به اجابت می‌رسید، و خدا آن‌ها را به جای قارون قرار می‌داد، چه خاکی بر سر می‌کردند.<br />
<br />
به همین سبب درمقام شکر برآمده و گفتند: «اگر خداوند برما منت نگذارده بود، ما را هم به قعر زمین فرو می‌برد،‌ای وای! مثل اینکه کافرانهرگز رستگار نمی‌شوند. اکنون حقیقت را با چشم خود می‌نگریم، و نتیجه غرور و سرکشی و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شهوت</span>‌پرستی را می‌بینیم و می‌فهمیم که اینگونه زندگی‌هایی که دورنمای دل‌انگیزی دارد، بسیار وحشت‌زاست.»<br />
<br />
آری! قارون که یک روز از دانشمندان مورد احترام بنی اسراییل بود، امروز بر اثر غرور اینگونه به خاک مذلت نشست.<br />
<br />
<br />
<br />
منبع: afkarnews.ir</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا پیروان دیگر ادیان آسمانى اهل دوزخند؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%89-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%AF%D9%88%D8%B2%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%9F</link>
			<pubDate>Tue, 14 Mar 2017 21:03:47 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%89-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%AF%D9%88%D8%B2%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re918.jpg" alt="[عکس: re918.jpg]" class="mycode_img" /> <br />
 <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو  می کند و مى‏فرماید: اگر این انسان روابط خود را باخدا از طریق نماز  عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق پرداخت زكات و با جامعه از طریق وفاى به  عهد و امانتدارى و با خود از طریق كنترل غرایز و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	رانى‏ها حفظ كند، به  رستگارى رسیده است.<br />
<br />
در این مقاله به سه سۆال مهم با توجه به آیات قرآن به طور خلاصه پاسخ خواهیم گفت:</div>
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رستگاران چه كسانى هستند؟</span></span><br />
با یك نگاه اجمالى به اوصاف رستگاران در قرآن می فهمیم كه:<br />
<br />
آنان اهل عبادت و كار خیرند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«ووَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »</span> (حج، 77)<br />
<br />
از بخل دورى مى‏كنند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »</span> (حشر،9)<br />
<br />
غافل نیستند و خدا را زیاد یاد مى‏كنند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ »</span> (انفال، 45)<br />
<br />
در راه او جهادگرند.<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color"> «وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »</span> (مائده، 35)<br />
<br />
اهل توبه و استغفارند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»</span> (نور، 31)<br />
<br />
و در جامعه، اصلاح گر و آمر به معروف و ناهى از منكرند. (آل عمران، 104)<br />
<br />
و به پیامبران خدا ایمان دارند و آنان را احترام و یارى مى‏كنند. (اعراف، 157)<br />
<br />
كوتاه  سخن آنكه اگر مى‏بینیم همیشه در طول تاریخ گروهى به دنبال مكتب‏هاى مختلف و  دانشمندان و عُرفا و مصلحان و فیلسوفان و حاكمان و شاعران مى‏روند، آرزوى  همه آنها رسیدن به رستگارى است كه هركسى آن را در چیزى و كسى مى‏جوید؛ یكى  رستگارى را (همچون فرعون) در زور و قدرت‏ مى‏پندارد و مى‏گوید: <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«قد أفلح الیوم من استعلى»</span> آن‏كس كه پیروز است، رستگار است كه این تفكّر هنوز در ابرقدرت‏ها وجود دارد.<br />
<br />
یكى رستگارى را در هنر و صنعت و جمعیت و داشتن منابع طبیعى و پیشرفت تكنولوژى، توسعه سیاسى، اقتصادى، نظامى، علمى و ... مى‏داند.<br />
<br />
امّا  اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو مى‏كند و مى‏فرماید: اگر این  انسان روابط خود را با خدا از طریق نماز عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق  پرداخت زكات و با جامعه از طریق وفاى به عهد و امانتدارى و با خود از طریق  كنترل غرایز و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	رانى‏ها حفظ كند، به رستگارى رسیده است.<br />
<br />
با نگاهى  گذرا به جوامع بشرى به خوبى مى‏توان دریافت كه پیشرفت‏ها و توسعه‏هاى  گوناگون، ابزار رفاه و آسایش را فراهم كرده؛ ولى از آمار خیانت‏ها و  جنایت‏ها و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تجاوز</span>ها، <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	‏بازى‏ها و حق‏كشى‏ها چیزى نكاسته و سردمداران حركت  غیرالهى تمام فكر و قدرت پیروان خود را در راه رسیدن به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	 هاى پوچ و  بیهوده صرف كرده‏اند.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color">بزرگ‏ترین نعمت كدام است؟</span></span><br />
گرچه  از نگاه و دیدگاه بعضى، بزرگ‏ترین نعمت، زندگى همراه با رفاه و امكانات و  مقام و ثروت و قدرت و محبوبیّت است؛ امّا حقیقت این است كه بزرگ‏ترین نعمت  آن است كه انسان را به هدف واقعى برساند.<br />
<br />
كسى كه انواع نعمت‏ها را  داشته باشد؛ ولى به هدف نرسد، مثل كسى مى‏ ماند كه انواع ماشین‏ها را دارد،  ولى خود در خیابان‏ها سرگردان است.<br />
<br />
بنابراین، بزرگ‏ترین نعمت، هدایت الهى و معرفت و اطاعت كامل و داشتن هادیان معصوم و نجات از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	هاى درونى و طاغوت‏هاى بیرونى است.<br />
<br />
قرآن مى ‏فرماید: <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا »</span>  (مائده، 3) یعنى با آمدن قرآن و پیامبر اسلام و تعیین رهبرى معصوم براى  بعد از پیامبر نعمت بر مردم تمام و دین كامل و خدا راضى شد و در ذیل آیه <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»</span> (تكاثر، 8) همچنین امام رضا علیه السلام فرمود: مراد از نعمت، ولایت ما اهل بیت است، خواه در رفاه و زندگى باشد یا در تلخى و شهادت.<br />
<br />
با  این نگاه است كه فرزند 13 ساله‏ى امام حسن مجتبى علیه السلام (حضرت قاسم)  در كربلا در پاسخ به عموى خود مى‏گوید: مرگ براى من از عسل شیرین‏تر است؛  زیرا حق را فهمیدم و رهبرم امام معصوم است و هدفم مبارزه با ظلم و جانم را  با خدا معامله مى‏كنم.<br />
 <br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آیا پیروان دیگر ادیان آسمانى اهل دوزخند؟</span></span><br />
به  گواهى آیه‏ى 62 سوره‏ى بقره، اجر هر كدام كه در زمان پیامبر خود ایمان به  خدا و معاد داشته و اهل عمل صالح بوده‏اند، محفوظ است و نگرانى وجود  ندارند؛ امّا با آمدن پیامبر اسلام و دعوت او از اهل كتاب،<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color"> «یَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ ...»</span> (مائده، 19) آنان مأمور به پذیرش اسلام شدند.<br />
<br />
بنابراین  از پیروان دیگر ادیان، كسانى كه آگاهانه اسلام را قبول نكرده و آن را رد  مى‏كنند و همچنان بر مكتب ناكامل خود باقى بمانند، گرفتار قهر الهى خواهند  شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re918.jpg" alt="[عکس: re918.jpg]" class="mycode_img" /> <br />
 <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو  می کند و مى‏فرماید: اگر این انسان روابط خود را باخدا از طریق نماز  عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق پرداخت زكات و با جامعه از طریق وفاى به  عهد و امانتدارى و با خود از طریق كنترل غرایز و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	رانى‏ها حفظ كند، به  رستگارى رسیده است.<br />
<br />
در این مقاله به سه سۆال مهم با توجه به آیات قرآن به طور خلاصه پاسخ خواهیم گفت:</div>
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رستگاران چه كسانى هستند؟</span></span><br />
با یك نگاه اجمالى به اوصاف رستگاران در قرآن می فهمیم كه:<br />
<br />
آنان اهل عبادت و كار خیرند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«ووَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »</span> (حج، 77)<br />
<br />
از بخل دورى مى‏كنند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »</span> (حشر،9)<br />
<br />
غافل نیستند و خدا را زیاد یاد مى‏كنند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ »</span> (انفال، 45)<br />
<br />
در راه او جهادگرند.<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color"> «وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »</span> (مائده، 35)<br />
<br />
اهل توبه و استغفارند. <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»</span> (نور، 31)<br />
<br />
و در جامعه، اصلاح گر و آمر به معروف و ناهى از منكرند. (آل عمران، 104)<br />
<br />
و به پیامبران خدا ایمان دارند و آنان را احترام و یارى مى‏كنند. (اعراف، 157)<br />
<br />
كوتاه  سخن آنكه اگر مى‏بینیم همیشه در طول تاریخ گروهى به دنبال مكتب‏هاى مختلف و  دانشمندان و عُرفا و مصلحان و فیلسوفان و حاكمان و شاعران مى‏روند، آرزوى  همه آنها رسیدن به رستگارى است كه هركسى آن را در چیزى و كسى مى‏جوید؛ یكى  رستگارى را (همچون فرعون) در زور و قدرت‏ مى‏پندارد و مى‏گوید: <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«قد أفلح الیوم من استعلى»</span> آن‏كس كه پیروز است، رستگار است كه این تفكّر هنوز در ابرقدرت‏ها وجود دارد.<br />
<br />
یكى رستگارى را در هنر و صنعت و جمعیت و داشتن منابع طبیعى و پیشرفت تكنولوژى، توسعه سیاسى، اقتصادى، نظامى، علمى و ... مى‏داند.<br />
<br />
امّا  اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو مى‏كند و مى‏فرماید: اگر این  انسان روابط خود را با خدا از طریق نماز عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق  پرداخت زكات و با جامعه از طریق وفاى به عهد و امانتدارى و با خود از طریق  كنترل غرایز و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	رانى‏ها حفظ كند، به رستگارى رسیده است.<br />
<br />
با نگاهى  گذرا به جوامع بشرى به خوبى مى‏توان دریافت كه پیشرفت‏ها و توسعه‏هاى  گوناگون، ابزار رفاه و آسایش را فراهم كرده؛ ولى از آمار خیانت‏ها و  جنایت‏ها و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تجاوز</span>ها، <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	‏بازى‏ها و حق‏كشى‏ها چیزى نكاسته و سردمداران حركت  غیرالهى تمام فكر و قدرت پیروان خود را در راه رسیدن به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	 هاى پوچ و  بیهوده صرف كرده‏اند.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color">بزرگ‏ترین نعمت كدام است؟</span></span><br />
گرچه  از نگاه و دیدگاه بعضى، بزرگ‏ترین نعمت، زندگى همراه با رفاه و امكانات و  مقام و ثروت و قدرت و محبوبیّت است؛ امّا حقیقت این است كه بزرگ‏ترین نعمت  آن است كه انسان را به هدف واقعى برساند.<br />
<br />
كسى كه انواع نعمت‏ها را  داشته باشد؛ ولى به هدف نرسد، مثل كسى مى‏ ماند كه انواع ماشین‏ها را دارد،  ولى خود در خیابان‏ها سرگردان است.<br />
<br />
بنابراین، بزرگ‏ترین نعمت، هدایت الهى و معرفت و اطاعت كامل و داشتن هادیان معصوم و نجات از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	هاى درونى و طاغوت‏هاى بیرونى است.<br />
<br />
قرآن مى ‏فرماید: <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا »</span>  (مائده، 3) یعنى با آمدن قرآن و پیامبر اسلام و تعیین رهبرى معصوم براى  بعد از پیامبر نعمت بر مردم تمام و دین كامل و خدا راضى شد و در ذیل آیه <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">«ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»</span> (تكاثر، 8) همچنین امام رضا علیه السلام فرمود: مراد از نعمت، ولایت ما اهل بیت است، خواه در رفاه و زندگى باشد یا در تلخى و شهادت.<br />
<br />
با  این نگاه است كه فرزند 13 ساله‏ى امام حسن مجتبى علیه السلام (حضرت قاسم)  در كربلا در پاسخ به عموى خود مى‏گوید: مرگ براى من از عسل شیرین‏تر است؛  زیرا حق را فهمیدم و رهبرم امام معصوم است و هدفم مبارزه با ظلم و جانم را  با خدا معامله مى‏كنم.<br />
 <br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آیا پیروان دیگر ادیان آسمانى اهل دوزخند؟</span></span><br />
به  گواهى آیه‏ى 62 سوره‏ى بقره، اجر هر كدام كه در زمان پیامبر خود ایمان به  خدا و معاد داشته و اهل عمل صالح بوده‏اند، محفوظ است و نگرانى وجود  ندارند؛ امّا با آمدن پیامبر اسلام و دعوت او از اهل كتاب،<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color"> «یَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ ...»</span> (مائده، 19) آنان مأمور به پذیرش اسلام شدند.<br />
<br />
بنابراین  از پیروان دیگر ادیان، كسانى كه آگاهانه اسلام را قبول نكرده و آن را رد  مى‏كنند و همچنان بر مكتب ناكامل خود باقى بمانند، گرفتار قهر الهى خواهند  شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ستاره پرستان و آتش پرستان نزد عرب جاهلي]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B2%D8%AF-%D8%B9%D8%B1%D8%A8-%D8%AC%D8%A7%D9%87%D9%84%D9%8A</link>
			<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 21:32:48 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B2%D8%AF-%D8%B9%D8%B1%D8%A8-%D8%AC%D8%A7%D9%87%D9%84%D9%8A</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://rasekhoon.net/userfiles/Article/1393/03/4/0039508.JPG" alt="[عکس: 0039508.JPG]" class="mycode_img" /><br />
<br />
		 گروهي از عربها ستارگان و کواکبي نظير خورشيد، ماه، و زهره را مي  پرستيدند. بايد ستارگان ديگري مانند دبران، عيوق، ثريا، شعري، مرزم، عطارد،  و سهيل را بر اين سه اضافه کنيم. قبيله ي کنانه ماه و دبران را عبادت مي  کردند. جرهم در برابر مشتري سجده مي کردند. قبيله ي طي ثريا، مرزم، و سهيل  را مي پرستيدند و پاره اي از تيره هاي ربيعه به پرستش مرزم مي پرداختند.  يکي از طوايف تميم دبران را عبادت مي کرد. بعضي از تيره هاي لخم، خزاعه، و  قريش شعري العبور (شعراي يماني) را مورد پرستش قرار مي دادند.<br />
		 نخستين کسي که پرستش شعري العبور را در ميان عربها رواج داد ابوکبشه، و  جزء بن غالب نياي وهب بن عبد مناف پدر آمنه مادر پيامبر (صلي الله عليه و  آله و سلم) بود. اين شعري همان است که خداوند متعال در قرآن کريم بدان  اشاره کرده است: وَ اِنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعري.(سوره ي نجم/ 49)<br />
		 «همانا او پروردگار ستاره ي شعري است». شعري از ستاره هاي صورت فلکي جوزا  است. از آن رو، نام «شعري العبور» يافته است که از کهکشان عبور مي کند و  به سهيل مي پيوندند و «شعراي يماني» نام مي گيرد. شعري العبور در اصل با  غميصاء در يک نقطه قرار داشت. چون شعري از کهکشان گذشت، غميصاء در همان  نقطه باقي ماند. شعري از غميصاء پرنورتر و درخشانتر است.(1) ثريا مجموعه اي  از ستارگان کوچکي است که در کنار هم قرار گرفته اند و تعداد آنها بالغ بر  20 ستاره است.(2) اما مرزم عبارت از دو ستاره است يکي از آنها تابع شعري  العبور است و «کف <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">الکل</span>ب» ناميده مي شود، و ديگري به «کوکب الأخفي» معروف  است.(3) ستاره پرستان به «صابئيان» نيز شهرت داشتند. نام صابئيان در اين  آيه از قرآن کريم نيز آمده است: اِنَّ الذَّينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا  وَ النَّصاري وَ الصَّابِئِينَ، مَن آمَنَ بِاللهِ و اليَومِ الأخِرِ وَ  عَمِلَ صالِحاً فَلَهُم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَ لا خَوفٌ عَلَيهِم وَ  لا هُم يَحزَنُونَ.( سوره بقره/ 62)<br />
		 «آنان که ايمان آورده اند و آنان يهودي شدند و نصرانيان و صابئين، هر کس  به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد و عمل نيک انجام دهد آنان در پيشگاه  پروردگارشان پاداش بزرگي دارند، نه بيمي براي آنان است و نه بايد اندوهگين  شوند».<br />
		 و نيز در اين آيه: اِنَّ الذَّينَ آمَنُوا وَ الذَّينَ هادُوا وَ  الصابِئُونَ وَ النَّصاري مَن آمَنَ بِاللهِ وَ اليَومِ الآخِرِ وَ عَمِلَ  صالحاً فَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنُونَ.(سوره ي مائده/ 69)<br />
		 «از ميان آنان که ايمان آورده اند و يهود و صابئين و نصرانيان هر که به  خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد و کار شايسته کند بيمي بر او نيست و  محزون نمي شود.» همچنين در اين آيه: اِنَّ الذَّينَ آمَنُوا وَ الذَّينَ  هادُوا وَ الصابِئِينَ وَ النَّصاري وَ المجُوسَ وَ الذَّينَ أَشرَکُوا  اِنَّ اللهَ يَفصِلُ بَينَهُم يَومَ القِيامَهِ اِنَّ اللهَ عَلي کُلِّ شي  ءٍ شَهيدٌ. (سوره ي حج/ 17)<br />
		 «همانا آنان که ايمان آوردند و آنان که يهودي شدند و صابئيان و نصرانيان و  زرتشتيان و آنان که شرک ورزيدند، خداوند در قيامت ميان آنان به حق حکم مي  کند. همانا خداوند بر همه چيز گواه است.»<br />
		 صابئيان به دو گروه مؤمن و کافر تقسيم مي شوند؛ صابئيان مؤمن حنيفان  هستند و صابئيان کافر، مشرکان. صابئيان مشرک ستارگان و برجهاي دوازده گانه  را بزرگ مي شمردند و در معابد خود تصوير آنها را رسم مي کردند. هر سيّاره  اي که مورد پرستش آنان بود معبدي داشت. به عنوان مثال خورشيد، ماه، زهره، و  مريخ و... هر يک داراي معبد جداگانه اي بودند. صابئيان به زعم خود آيين  خويش را در اصل از محاسن همه ي اديان جهان گرفته اند و هر چه را که در  گفتار و کردار زشت و ناپسند بود به کنار نهاده اند و به همين علت نيز به  آنان «صائبيان» يعني «خارج شوندگان» گفته اند؛ زيرا که از پايبندي به کليت  هر ديني خود را بر کنار داشته اند.(4)<br />
		 گروه حنيفان در اعتقاد به آيين حنيف با مسلمانان مشترکند؛ در حالي که  مشرکان صابئي با بت پرستان اشتراک عقيده دارند. اعراب از طريق ايرانيان در  حيره، يمن، و بحرين با آتش پرستي يا آيين مجوس آشنا شدند. در عصر جاهلي  آيين مجوسي در قبيله ي تميم رواج داشت. زرارة بن عدس تميمي، و پسرش حاجب بن  زراره، و نيز اقرع بن حابس، و ابوالأسود، جد وکيع بن حسان، از جمله ي  پيروان اين آيين بودند.(5)<br />
		 همچنين زندقه از طريق حيره به ميان عربها راه يافت و به دليل ارتباط  تجاري قريش با ايرانيان اين عقيده نخست در ميان آنان رواج يافت. زندقه بر  دو نوع است: زندقه ي مبتني بر دوگانه پرستي و اعتقاد به روشنايي و تاريکي  که آيين مزدک، ماني، و زرتشت از آن جمله است. زندقه ي مبتني بر اعتقاد به  قديم بودن دهر و روزگار، خداوند متعال درباره ي آنان مي گويد:<br />
		 وَ قالُوا ما هِيَ اِلاّ حَياتُنَا الدُّنيا، نَمُوتُ و نَحيا و ما  يُهلِکُنا اِلاّ الدَّهرُ وَ ما لَهُم بِذِلِکَ مِن عِلمِ اِن هُم اِلّا  يَظُنُونَ.(سوره ي جاثيه/ 24)<br />
		 «گفتند چيزي جز زندگاني ما در دنيا نيست، ما مي ميريم و زنده مي شويم، و  ما را جز روزگار نمي ميراند، آنان علم و آگاهي در اين مورد ندارند و اسير  پندار خويشند.» دهريان کساني بودند که خدا و برانگيخته شدن از گور، و  بازگشت را انکار مي کردند و معتقد بودند که: «طبيعت زنده مي کند و روزگار  مي ميراند.»(6)<br />
		 <br />
			 پي نوشت ها :<br />
		 <br />
			 1-آلوسي، بلوغ الأرب في معرفة أحوال العرب، ج2، ص 239.<br />
			 2-آلوسي، منبع پيشين؛ محمد نعمان جارم، اديان العرب في الجاهلية، ص 189.<br />
			 3-آلوسي، منبع پيشين، ص 240.<br />
			 4-آلوسي، منبع پيشين، ج2، ص 225؛ جوادعلي، تاريخ العرب قبل الاسلام، ج5، ص 368.<br />
			 5-ابن قتيبه، کتاب المعارف، ص 205؛ آلوسي، منبع پيشين، ج2، ص 235.<br />
			 6-آلوسي، منبع پيشين، ج2، ص 22.<br />
		 <br />
منبع مقاله : <br />
		 <br />
سالم، عبدالعزيز، (1391)، تاريخ عرب قبل از اسلام، ترجمه ي باقر صدري نيا، تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ چهارم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://rasekhoon.net/userfiles/Article/1393/03/4/0039508.JPG" alt="[عکس: 0039508.JPG]" class="mycode_img" /><br />
<br />
		 گروهي از عربها ستارگان و کواکبي نظير خورشيد، ماه، و زهره را مي  پرستيدند. بايد ستارگان ديگري مانند دبران، عيوق، ثريا، شعري، مرزم، عطارد،  و سهيل را بر اين سه اضافه کنيم. قبيله ي کنانه ماه و دبران را عبادت مي  کردند. جرهم در برابر مشتري سجده مي کردند. قبيله ي طي ثريا، مرزم، و سهيل  را مي پرستيدند و پاره اي از تيره هاي ربيعه به پرستش مرزم مي پرداختند.  يکي از طوايف تميم دبران را عبادت مي کرد. بعضي از تيره هاي لخم، خزاعه، و  قريش شعري العبور (شعراي يماني) را مورد پرستش قرار مي دادند.<br />
		 نخستين کسي که پرستش شعري العبور را در ميان عربها رواج داد ابوکبشه، و  جزء بن غالب نياي وهب بن عبد مناف پدر آمنه مادر پيامبر (صلي الله عليه و  آله و سلم) بود. اين شعري همان است که خداوند متعال در قرآن کريم بدان  اشاره کرده است: وَ اِنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعري.(سوره ي نجم/ 49)<br />
		 «همانا او پروردگار ستاره ي شعري است». شعري از ستاره هاي صورت فلکي جوزا  است. از آن رو، نام «شعري العبور» يافته است که از کهکشان عبور مي کند و  به سهيل مي پيوندند و «شعراي يماني» نام مي گيرد. شعري العبور در اصل با  غميصاء در يک نقطه قرار داشت. چون شعري از کهکشان گذشت، غميصاء در همان  نقطه باقي ماند. شعري از غميصاء پرنورتر و درخشانتر است.(1) ثريا مجموعه اي  از ستارگان کوچکي است که در کنار هم قرار گرفته اند و تعداد آنها بالغ بر  20 ستاره است.(2) اما مرزم عبارت از دو ستاره است يکي از آنها تابع شعري  العبور است و «کف <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">الکل</span>ب» ناميده مي شود، و ديگري به «کوکب الأخفي» معروف  است.(3) ستاره پرستان به «صابئيان» نيز شهرت داشتند. نام صابئيان در اين  آيه از قرآن کريم نيز آمده است: اِنَّ الذَّينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا  وَ النَّصاري وَ الصَّابِئِينَ، مَن آمَنَ بِاللهِ و اليَومِ الأخِرِ وَ  عَمِلَ صالِحاً فَلَهُم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَ لا خَوفٌ عَلَيهِم وَ  لا هُم يَحزَنُونَ.( سوره بقره/ 62)<br />
		 «آنان که ايمان آورده اند و آنان يهودي شدند و نصرانيان و صابئين، هر کس  به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد و عمل نيک انجام دهد آنان در پيشگاه  پروردگارشان پاداش بزرگي دارند، نه بيمي براي آنان است و نه بايد اندوهگين  شوند».<br />
		 و نيز در اين آيه: اِنَّ الذَّينَ آمَنُوا وَ الذَّينَ هادُوا وَ  الصابِئُونَ وَ النَّصاري مَن آمَنَ بِاللهِ وَ اليَومِ الآخِرِ وَ عَمِلَ  صالحاً فَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنُونَ.(سوره ي مائده/ 69)<br />
		 «از ميان آنان که ايمان آورده اند و يهود و صابئين و نصرانيان هر که به  خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد و کار شايسته کند بيمي بر او نيست و  محزون نمي شود.» همچنين در اين آيه: اِنَّ الذَّينَ آمَنُوا وَ الذَّينَ  هادُوا وَ الصابِئِينَ وَ النَّصاري وَ المجُوسَ وَ الذَّينَ أَشرَکُوا  اِنَّ اللهَ يَفصِلُ بَينَهُم يَومَ القِيامَهِ اِنَّ اللهَ عَلي کُلِّ شي  ءٍ شَهيدٌ. (سوره ي حج/ 17)<br />
		 «همانا آنان که ايمان آوردند و آنان که يهودي شدند و صابئيان و نصرانيان و  زرتشتيان و آنان که شرک ورزيدند، خداوند در قيامت ميان آنان به حق حکم مي  کند. همانا خداوند بر همه چيز گواه است.»<br />
		 صابئيان به دو گروه مؤمن و کافر تقسيم مي شوند؛ صابئيان مؤمن حنيفان  هستند و صابئيان کافر، مشرکان. صابئيان مشرک ستارگان و برجهاي دوازده گانه  را بزرگ مي شمردند و در معابد خود تصوير آنها را رسم مي کردند. هر سيّاره  اي که مورد پرستش آنان بود معبدي داشت. به عنوان مثال خورشيد، ماه، زهره، و  مريخ و... هر يک داراي معبد جداگانه اي بودند. صابئيان به زعم خود آيين  خويش را در اصل از محاسن همه ي اديان جهان گرفته اند و هر چه را که در  گفتار و کردار زشت و ناپسند بود به کنار نهاده اند و به همين علت نيز به  آنان «صائبيان» يعني «خارج شوندگان» گفته اند؛ زيرا که از پايبندي به کليت  هر ديني خود را بر کنار داشته اند.(4)<br />
		 گروه حنيفان در اعتقاد به آيين حنيف با مسلمانان مشترکند؛ در حالي که  مشرکان صابئي با بت پرستان اشتراک عقيده دارند. اعراب از طريق ايرانيان در  حيره، يمن، و بحرين با آتش پرستي يا آيين مجوس آشنا شدند. در عصر جاهلي  آيين مجوسي در قبيله ي تميم رواج داشت. زرارة بن عدس تميمي، و پسرش حاجب بن  زراره، و نيز اقرع بن حابس، و ابوالأسود، جد وکيع بن حسان، از جمله ي  پيروان اين آيين بودند.(5)<br />
		 همچنين زندقه از طريق حيره به ميان عربها راه يافت و به دليل ارتباط  تجاري قريش با ايرانيان اين عقيده نخست در ميان آنان رواج يافت. زندقه بر  دو نوع است: زندقه ي مبتني بر دوگانه پرستي و اعتقاد به روشنايي و تاريکي  که آيين مزدک، ماني، و زرتشت از آن جمله است. زندقه ي مبتني بر اعتقاد به  قديم بودن دهر و روزگار، خداوند متعال درباره ي آنان مي گويد:<br />
		 وَ قالُوا ما هِيَ اِلاّ حَياتُنَا الدُّنيا، نَمُوتُ و نَحيا و ما  يُهلِکُنا اِلاّ الدَّهرُ وَ ما لَهُم بِذِلِکَ مِن عِلمِ اِن هُم اِلّا  يَظُنُونَ.(سوره ي جاثيه/ 24)<br />
		 «گفتند چيزي جز زندگاني ما در دنيا نيست، ما مي ميريم و زنده مي شويم، و  ما را جز روزگار نمي ميراند، آنان علم و آگاهي در اين مورد ندارند و اسير  پندار خويشند.» دهريان کساني بودند که خدا و برانگيخته شدن از گور، و  بازگشت را انکار مي کردند و معتقد بودند که: «طبيعت زنده مي کند و روزگار  مي ميراند.»(6)<br />
		 <br />
			 پي نوشت ها :<br />
		 <br />
			 1-آلوسي، بلوغ الأرب في معرفة أحوال العرب، ج2، ص 239.<br />
			 2-آلوسي، منبع پيشين؛ محمد نعمان جارم، اديان العرب في الجاهلية، ص 189.<br />
			 3-آلوسي، منبع پيشين، ص 240.<br />
			 4-آلوسي، منبع پيشين، ج2، ص 225؛ جوادعلي، تاريخ العرب قبل الاسلام، ج5، ص 368.<br />
			 5-ابن قتيبه، کتاب المعارف، ص 205؛ آلوسي، منبع پيشين، ج2، ص 235.<br />
			 6-آلوسي، منبع پيشين، ج2، ص 22.<br />
		 <br />
منبع مقاله : <br />
		 <br />
سالم، عبدالعزيز، (1391)، تاريخ عرب قبل از اسلام، ترجمه ي باقر صدري نيا، تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ چهارم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تولد دوباره بت ها]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7</link>
			<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 21:27:07 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7</guid>
			<description><![CDATA[انسان امروز، دلخوش است به اینکه چون گذشتگان بت پرستی نمی کند، لات و عزی و هبل را نمی پرستد و در مقابل خدایان  سنگی و بی جان سجده نمی آورد و از اینکه گاه و بیگاه در کلیسایی یا محراب مسجدی سر به آسمان بلند می کند و بر آستان خدایی  مفروض سجده می آورد به خود می بالد . <br />
یافتن پاسخی برای این سؤال که «آیا حقیقتا» امروزه رسم بت پرستی از میان رفته است یا آنها به طریقی دیگر امکان حیات یافته اند،  سخت می نماید . <br />
 «پرستش » بیش از آنکه در قالب یک مصداق خارجی قابل گفت وگو باشد یک «مفهوم » است; یعنی پرستیدن و پرستش ذاتی و  ضروری وجود آدمی است و به همین دلیل پرستش امکان استمرار حیات را برای انسان به وجود می آورد . یعنی آدمی به اتکای  نیرویی ماورای خود و با چنگ انداختن به ریسمان نیرویی فراتر از خود بر پای می ایستد و حوادث و مخاطرات را پشت سر می نهد . <br />
 آنچه که موجب می شود مقوله ای به نام «پرستش » و «پرستیدن » مورد گفت وگو واقع شود مصداقی است که مفهوم «پرستش » را  متجلی می کند . <br />
باید گفت اگر آدمی، روزی سر بر آستان بت ها می سایید و هبل را می پرستید، هبل تمامیت پرستش او نبود . «پرستش » یک مفهوم  بود که برای آن انسان جاهل در مصداق هبل و دیگر بت ها ظاهر می شد; چرا که آدمی ناخواسته و نادانسته به عنوان یک امر  درونی و فطری پذیرفته بود که باید برآستانی سر فرود آورد ولی در این میان جهالت او موجب می شد که مصداق را اشتباه بگیرد . <br />
بی گمان اگر روزی از آن اعرابی جاهل بت پرست پرسیده می شد: آیا این چوب خدا و آفریننده توست؟ پاسخ آری نبود و او آن قطعه  چوب را به حقیقت خالق خویش نمی شناخت، بلکه او در توجیه پرستش خود، بت ها را مظهر یک الهه درونی و مورد قبول عنوان  می کرد . جهالت موجب بود تا او در انتخاب مصداق دچار اشتباه شود و تمامیت مفهوم «پرستش » را درک نکند و به جای روی  آوردن به یک کل واحد به اجزای منتشر، محتاج و نیازمند روی بیاورد و به پرستش موجوداتی بپردازد که خود مخلوق بودند،  مصداق بیرونی بودند و جسمیت داشتند . <br />
 آنچه که انبیای الهی و نبی گرامی اسلام (ص) در هم شکستند بت هایی بودند که به عنوان مظهر «مفهوم پرستش » که نیاز درونی  آدمی بود مورد اشاره واقع می شدند; زیرا: «بت پرستی » یا «کفرورزی » هر دو مفاهیمی هستند که مصداق بیرونی پیدا می کنند;  یعنی «بت پرستی » یا «کفرورزی » در عمل بت پرست جلوه گر می شوند . لیکن انبیا در پی آن بودند که هم مفهوم بت پرستی و هم  مصادیق آن را در هم شکنند . هم بت را بشکنند و هم شیوه بت پرستی را ویران کنند و پیروزی آنها زمانی ظاهر شد که مصادیق  کفر را شکستند اما در هم شکستن آن «مفهوم » و حذف شدن تمامیت آن «مفهوم » نیازمند زمانی دراز بود; زیرا، مصداق در بیرون  بود و مفهوم در درون . مصداق نمود داشت و «مفهوم » پنهان و پوشیده بود . <br />
 اگر «مفهوم » و «محتوا» ی بت پرستی و کفر در هم می شکست این انسان دیگر به بت پرستی روی نمی آورد و کسانی که بعد از انبیا  دیگر بار روی به کفر و شرک و بت پرستی آوردند کسانی بودند که صورت بت هایشان شکسته شده بود اما مفاهیم درونی ایشان  تغییر و تحول پیدا نکرده بود . از این رو دیگر بار و در اولین فرصت به مصداق جدیدی از آن مفهومی که شکسته نشده بود رجعت  کردند . <br />
 در ماجرای مسلمین اگر چه بت های خانه کعبه شکسته شدند، اما دیری نگذشت که رسم بت پرستی به شیوه ای دیگر زنده شد;  یعنی آنها نابخردانه مصادیق جدیدی را جایگزین بتها کردند . آنها اگر چه ظاهرا بر آستان خرما، سنگ و کلوخ سر نمی ساییدند اما،  در حقیقت باز هم بت پرستی پیشه کرده بودند; زیرا این بار بت ها جلوه و هیات و شکل جدیدی یافته بودند . این بار، بت ها راه  می رفتند، جان داشتند، حرف می زدند، می خوردند و می آشامیدند; یعنی بت های انسانی جایگزین جمادات شده بودند . <br />
 آنچه که می توانست آدمی را از بازگشت مجدد به مفهوم بت پرستی و شرک و کفر و بازگشت به سجده بر بت ها مانع شود این بود که  چنان درک عمیق و ژرفی به دست آورد که تغییر مصادیق و صورت ها امکان فریبش را فراهم نکند; یعنی آدمی می بایست ماهیت  عمل را می شناخت و مفاهیم را درمی یافت و می فهمید که بت پرستی به منزله سر ساییدن در برابر سنگ نیست بلکه عملی است که  در ورای خود محتوا و مفهومی دارد و این مفهوم در هر مصداقی که دیگربار باز گردد عین «بت پرستی » است . چون همه هنر بت ها  این است که انسان را از مشغول شدن به خدای واحد و مطلق باز می دارند; مانع پرستش حقیقی می شوند و پرستشی مجازی،  جعلی و دروغین را جایگزین پرستش حقیقی می کنند; همه آزادگی انسان را از انسان می گیرند و به نوعی خود را بر آدمی تحمیل  می کنند; امکان رشد را از او می گیرند و مسیر «غی » را جانشین مسیر «رشد» می سازند; طی طریق در کمال و رشد را جایگزین  طی طریق و سلوک در مسیر شرک و نفاق و کفر می کنند و موجب زبونی و درماندگی آدمی می شوند . <br />
 در مقابل «معرفت » تنها مفهومی است که موجب می شود این انسان در برابر بازگشت بت ها مصونیت پیدا کند و دیگربار گرفتار  مصداق جدیدی از کفر و شرک نگردد . <br />
 تاریخ حیات بشر در روی زمین از بازگشت و احیای نو به نو این بت ها حکایت ها دارد . لیکن; از زمانی که بت پرستی در هیات های  جدید ظاهر شده وحشتناک ترین صورت آن بر انسان ها تحمیل گشته است . <br />
بی تردید، اتفاقی افتاده است که موجب شده شرک و کفر در پیچیده ترین شکل خود ظاهر شوند; یعنی اگر شرک در قرون گذشته  صورتی بسیط و ساده داشت، امروزه شکلی مرکب، پیچیده و چند وجهی به خود گرفته است; تا قبل از این دوره، گونه های مختلف  پرستش وجود داشته و حتی انواع بت ها پرستیده می شدند . آنها اگر چه به انحراف می رفتند اما میل انسان برای چنگ یازیدن به  یک نیروی ماورایی او را رها نمی ساخت و انسان هنوز متوسل و متمسک به یک نیروی ناشناخته بیرون از خود بود و در نتیجه  معترف به وجود و حضور یک نیروی بیرونی و ماورایی . اما، در دوره جدید علی رغم آنکه رسم بت پرستی به سخره گرفته می شود،  رسم دینداری نیز تنها موضوعی برای کند و کاو پژوهش و شناسایی است . چنان که با نفی همه نیروهای ماورایی آدمی تمامیت  پرستش را معطوف «خویش » ساخته است . گوئیا دیگر او نه خدایی را می پرستد و نه بر آستان بتی سر فرود می آورد . او خود را  می پرستد و بر پای خود <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>ه می زند . او نیرو و قوه خود را جانشین همه بت ها را می سازد و ما به ازاء خدای همه اقوام و ملل او را  می ستاید . <br />
 عرب جاهل بت پرست خود را فدای آنچه می پرستید می کرد; یعنی «پرستش » برای او معنا داشت، او خود را نمی پرستید، قانونی  فراتر، قوی تر و مقدس تر از خود را می شناخت که باید پرستیده شود اما در دوره جدید انسان رجعت به «خود» کرده است و خود را  شایسته پرستش می داند . پرستش به این معنی که باور بیاوریم نیرویی برتر از من انسان وجود دارد که مقدس تر، پاک تر و مطهرتر  از من است . در حالی که انسان امروز معتقد است که نیرویی قوی تر، مقدس تر و برتر از «او» در فضای بیرونی وجود ندارد و اگر  تقدسی و پاکی ای هست متعلق به اوست . بنابراین نتیجه می گیرد که «خود» را در اختیار «خود» بگذارد . این به معنی بازگشت به  خویشتن است . از این رو به خدمت «خود» درمی آید، به قانون مندی های «خود» <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 می نهد و دور کعبه وجود «خود» طواف  می کند . این بدترین نوع کفر و بدترین نوع بت پرستی است . <br />
 انسان امروز نسبت به تمامی اعصار گذشته و نسبت به تمامی انسان های بت پرست قرون دور دست، بت پرست تر است و کفر امروز  نسبت به همه اعصار گذشته پیچیده تر . <br />
باید گفت که انسان دوره جدید درست در زمانی که گمان می کند تمام بت ها را شکسته است، کافرتر و مشرک تر از هر عصری است .  بنابراین اتفاقی که افتاده این است که مفهوم «بت پرستی » در یک مصداق تمام عیار، به پیچیده ترین شکل بروز کرده است،  مصداقی که دیگر نه سنگ است و نه چوب . انسانی است که «خود» را می پرستد و این، همه صورت و سیرت و ماهیت تمدن و  فرهنگ امروزی است . حتی اگر در صورت ظاهر رسم دینداران را هم به نمایش گذارد . <br />
 آنگاه که غرب به این درجه از کفر و شرک رسید، در شقاوت تمام مسکن گزید، ظلم به خود به تمامی معنا بروز کرد و انسان  متوجه شد که برای استیلای این خدای جدید و الهه جدید نیازمند اعمال قدرت است . <br />
  دقت در مفهوم «پرستش » در همه ادیان نشان می دهد که انسان دیروز می گفت:  هوالغنی، هوالقدیر، هوالمتکبر، هوالبصیر،  هوالسمیع، هوالغفور . . . اما انسان امروز فریاد برمی آورد که اناالغنی،  اناالقدیر، اناالمتکبر، اناالبصیر، اناالسمیع و . . . همین باور  است که از او یک فاشیست، یک استعمارگر، یک استثمارگر و یک امپریالیست تمام  عیار می سازد . او دیگر نمی تواند رئوف و غفور  باشد; زیرا این صفات با شیطان و شیطنت او سازگاری ندارد . به عبارت دیگر  تولد این انسان جدید در رحمانیت نیست، تولد در  شیطنت است و طغیانگری صفت بارز و مشخصه شیطان . <br />
 از آنجا که اعمال قدرت، نیازمند فراهم آوردن اسباب قدرت و حذف موانع آن است، بنابراین با فرهنگ و سنت قدیم در می افتد تا  امکان اجرای تمامی فرمانهای خویش را در گستره زمین فراهم آورد . <br />
 و اینهمه در حالی است که مظاهر گوناگون این «بت پرستی نوین » را از کنار خانه خدا - که قطب زمین است - تا همه اقصی نقاط  کره ارض می توان دید . چنان که ساکنان سرزمین های اسلامی نیز گونه های مختلف این پرستش را در صحن حیات و مناسبات  خویش آشکار ساخته اند . گوئیا به گرد خانه ای به طواف می آیند که هیچ نسبتی با آسمان ندارد و دست در دست خدایی می گذارند  و با وی پیمان وفاداری می بندند که با خالق نشسته بر آستانه عرش متفاوت است . اینان نه در برابر کعبه که در برابر عظمت  دروغین سازندگان ابزار و ادوات غربی سجده می آورند و بی آنکه واقف بر باطن اعمال خویش باشند در برابر الگوها و نمونه هایی  خضوع و خشوع می کنند که آنها را هیچ نسبتی با حقیقت ایمان نیست . <br />
 پیش و بیش از همه، در عصر و عهد جدید انسان غربی شالوده و بنای «بت خانه مدرن » را برکشید و خود نیز در آستانش به سجده  افتاد و پس از آن از بستر خویش و جغرافیای خاکی خویش بیرون آمد تا این رسم و بدعت نامیمون را در میان همه ملل پراکنده  سازد . از این رو به رسم و سنت همه ادیان آسمانی نمونه ها و اسوه های خویش را فراروی همه ساکنان قرارداد تا زرق و برق و رنگ و  لعاب این نمونه ها چونان گوساله سامری جاذب ذهن و زبان و جان مردمان شود . <br />
 اسوه ها نشانه ای در میانه تاریکی غالب بودند تا آدمی در سیر آفاق و سفر در انفس به اشتباه نیفتد، راه گم نکند . بسان یک تابلو،  راهنمایی که هدایت می کردند . با توانی که مدد می دادند، حرکت می آفریدند و دستگیر می شدند تا هر افتاده ای در طی راه به مدد  آن ها دیگربار قدم راست کند . بایستد و به راه بیفتد . نمونه هایی واقعی و عینی که شدن و رفتن را ممکن و واقعی می نمودند تا  مباد که خیال و و هم و گمان رهزن عقل آدمی شود . <br />
 هیهات! <br />
<br />
 هیهات که انسان غربی با درک جایگاه و عملکرد اسوه ها پیش و بیش از هر اقدام از اسوه های اقوام سلب حیثیت نمود و تمامی  حیثیت آنها را حمل بر نمونه های جعلی و مجعول خویش ساخت تا مذهب جدید پذیرفته همگان شود . از همین جا بود که  مسلمین نیز بی آنکه بخواهند و بدانند از اسوه های پیشین روی برتافتند . <br />
 پس از آن توفان «از خود بیگانگی » بنای هدم و انهدام همه نشانه ها را گذارد . نشانه هایی که چشم و گوش و دل ساکنان  سرزمین های اسلامی را متذکر ومتوجه اسوه ها می نمود . متوجه خانه ها، کوچه ها، شهرها، و همه آنچه که نشانه بودند و نشانی از  یار با خود داشتند . <br />
 امروزه وقتی شما وارد هر یک از سرزمین های اسلامی می شوید از نشانه ها کمتر نشان می بینید چنان که وقتی به صحن فراخ  مسجدالنبی پای می گذاری و پیرامون آن را می کاوی، هیچ نشانی از خانه ساده امام صادق (ع)، کوچه بنی هاشم، و حتی  مسجدالنبی چنان که بود نمی بینی . در مقابل، صحن مفروش عظیم سنگی مسجدالنبی از کف اوج گرفته و خود را می نمایاند و بر  جان و جسمت سنگینی می کند . به همان سان که جلوه و جلالش تو را مرعوب تکنیک و تکنولوژی مدرن می سازد و هیبت او را بر  دلت چیره می نماید . <br />
خانه فاطمه (ع)، کوچه بی هاشم و بقیع، بسان هزاران هزار نشانه دیگر که در سرزمین های اسلامی منتشر بود به تو می فهماند که  تو در طریق این اسوه های حسنه ای . و تو را فرا می خوانند تا چونان آنان زندگی کنی، بندگی کنی، بالنده شوی و نورانی . <br />
 اما امروزه، صحن صدها مسجد و ابنیه مذهبی در سرزمین های اسلامی تنها مؤید تواند . مؤید عنان گسیختگی نفس تو و مؤید  هزاران شهر و خانه و کوچه و خیابانی که ساخته ای در حالی که هیچ یک از نشانه های اسوه ها و نشانه های ممدوح و مطلوب را  ندارند . <br />
 اتفاق عجیبی افتاده . بی آنکه بدانی و بخواهی تمامی اسوه ها و نشانه هایشان در خدمت مظاهر فرهنگ و تمدنی وارد آمده اند که  تنها گوساله سامری را به یاد آدمی می آورد . نشانه ها ملاکند، ملاک را از تو و از ما گرفتند . نشانه ها فارق اند، فارق میان سره و  ناسره اما، از میان ما رخت بربسته اند . <br />
 نشانه ها، خطکشی و میزانی برای سنجش اند در حالی که من و تو، خود خطکشی برای سنجش آن اسوه ها شده ایم و درباره اش به  اظهار رای و نظر و نقد می نشینیم . <br />
 نشانه ها نورند، نوری که ره را از بیراهه می نمایانند و شبح و اشباح را محو می سازند . جملگی این نشانه ها حذف شده اند و به جای  آنها نشانه هایی آمده اند که ما آنها را ملاک و فارق و معیار خویش ساخته ایم . <br />
 روزگاری گفته می شد که در هیچ شهری، هیچ خانه ای و بنائی نمی بایست بلندتر و رفیع تر از خانه کعبه باشد . چرا؟ <br />
<br />
 مباد که خانه های تو، خانه خدای تو، مسجد تو و سجده گاه تو را تحت الشعاع خویش قرار دهد آن را در ذهنت بشکند و تو را از  جایگاهت خارج سازد . <br />
 اما، امروزه روز، ساکنان همه سرزمین های اسلامی از بلندای آسمان خراش های جهنمی به عالم و آدم می نگرند، از همان بلندا با  احساس متکبرانه و تفوق طلبانه به صحن مسجدالحرام و همه مسجدهای کوچک و بزرگ منتشر در میان شهرها می نگرند . چنان  که همه خوی خاکساری پدران خویش را در میانه <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> ها و صندلی ها به دست تندباد فراموشی سپرده اند و همه آثار پیشین را به  رسم فرنگیان در تالار موزه ها و قالب های شیشه ای به بند کشیده اند تا آذین بند حیات سست این جهانی شان باشد . و آنگاه واسپس  شنیدن آیاتی از قرآن که اعلام می دارد: «هر آینه اگر قرآن بر کوه ها خوانده می شد به زاری و خضوع درمی آمدند» و یا وقتی  می شنوند که تلاوت آیه ای از قرآن آتش در جان و جامه سالکی می انداخت و او را متحول می ساخت تعجب می کنند که چرا با  وجود هزاران بلندگو، هزاران هزار قرآن مزین و هزاران هزار قاری و مسجد قلبشان از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینه</span>	 بیرون نمی زند، هیبتی او را نمی گیرد و  خوفی بر دلش نمی نشیند . <br />
 اینان (و ما) بی آنکه متذکر باشند بر آستان خدایی سرمی سایند که کعبه خانه او نیست و در کنار مسجدی به تماشا می نشینند که  نشانی از اسوه حسنه را با خود ندارد . بلکه، اینهمه خود مقدم و مؤید مفتضح ترین نوع پرستش ما در عصر به ظاهر خرد و  دانائی اند . <br />
 همه عظمت در چشمان خیره مانده ما متوجه ابنیه هاست، همانها که در مسجدالنبی می بینی و تکرارش را در شهر و دیارت . ما  مبهوت خود و حیران دستاورد چونان خودیم . وقتی که همه نشانه ها و همه اسوه های ما را در لایه های تو در توی خودپرستی مان  پنهان ساختند رهایمان ساختند تا هر چه دلمان بخواهد قرآن بخوانیم . <br />
سالی در صحن مسجد شجره، همان مسجدی که حاجیان از آنجا محرم می شوند تا راهی مکه <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	د و امروزه با دیوارهای  برکشیده و گلدسته پیچ در پیچ و حلزونی شکلش تو را به خود مشغول می دارد، شاهد جمعی از کودکان بودم که در گوشه ای از  مسجد نشسته بودند . هر کدام رحلی و قرآنی در پیش روی داشت و در سایه سار معلمی که با تعلیمی مخصوص خود (چوب) از  لابلای آنها در رفت و آمد بود، به قرائت قرآن مشغول بودند . عین تورات خوان های حرفه ای قوم بنی اسرائیل، بی وقفه و مداوم تنها  می خواندند حتی وقتی که چوب تعلیمی بر دست و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">پاها</span>	یشان فرود می آمد . تنها خطی از درد بر چهره آنان ظاهر می شد اما  خواندن ادامه داشت . گویا سر در لانه زنبوران کرده باشی . حتی وقتی که به رسم بازیگوشی و طبیعت کودکی مشغول تماشای  حجاجی می شدند که مشغول احرام بستن بودند خواندنشان منقطع نمی شد . آنها تنها یاد گرفته بودند که روخوانی کنند . <br />
 صورت قرآن آنان را به خود مشغول می داشت با چاشنی تعلیمی معلمی خشن . <br />
 قرآنی را می خواندند که اسوه نداشت . نشانه نداشت و در کنارش حجتی نبود . <br />
<br />
 وقتی قهرمانان میدان های ورزشی و ستاره های عالم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا را در چشم ما آراستند و آنان را اسوه ها و نمونه های ما برای بودن و  زیستن ساختند و بابت جایگیر شدن این مذهب و طریقت در میان ما آسوده خاطر شدند . رهایمان ساختند تا هر چه می خواهیم  مسجد بسازیم . به هر بلندی و به هر زیبایی که دلمان خواست و هر چه دوست داشتیم در صحن آن بیاوریم و زاری و ندبه کنیم و  تسبیح بگردانیم . <br />
 در واقع چیزی باقی نمانده است . <br />
<br />
 وقتی علم و قوانین حاکم بر علوم کمی را امام ما ساختند و عقل مکانیکی را ملاک سنجش همه باورها و سنت ها، آینه ها و  دریافت ها، و مطمئن شدند که ما خود چونان مبلغی و زاهدی عالی مقام سر در پی نشر آنها می گذاریم وجان و مال و فرزندان خود  را به راحتی در آستانش قربانی می کنیم رهایمان ساختند . تا هر چه دلمان می خواهد مدرسه بسازیم، دانشگاه بنا کنیم، دانشجو  بپروریم، کتاب بنویسیم و مطمئن بودند که ما خود چونان سربازی مطیع بی چون و چرا دستورات آنها را <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 می نهیم و برای  تقرب جستن بدان قربانی می کنیم . چنانکه امروز تنها ملاک و سند هویت و بودن ما را تمامی مدارک اعتباری تشکیل می دهند .  خدایی را می خوانیم که در دایره علم حصولی ما وارد شده و عرض و طول و ارتفاعش را با آمار و ارقام عقل کمی خویش ساخته ایم .  چنان که فرمانهایش را هم با میزان شناخته شده خود می سنجیم، امتیاز می دهیم، و در مجموعه ای ممزوج از دانسته ها از آن بهره  می بریم تا متضمن حیات این جهانی مان شود و بر نحوه بودن و زیستن مان مهر تایید نهد . <br />
بلای همسان سازی، بلای بزرگی است که ما را و همه کسانی را که در وضعی چونان ما به سر می برند در ورطه هولناک نیست  انگاری گرفتار آورده است . بی آنکه لحظه ی آرامش و غنودن بی دغدغه را تجربه کرده باشیم . <br />
بلای همسان سازی، بی آنکه بخواهیم همه ساکنان خاک را بدل به آدم های ماشینی با دنیایی کوچک آرزوهایی خرد کرده است که  همه جغرافیای بودنشان را حیات حیوی تشکیل می دهد . چنان که در برابر همه آنچه که بخواهد این جغرافیا را درهم بریزد  می ایستیم . و گوش هایمان را در وقت مواجهه با سخنی متفاوت با آنچه بدان خو کرده ایم می گیریم . چونان قوم نوح که در  قت شنیدن کلام نوح نبی گوش ها را می گرفتند و فرار می کردند . <br />
 گوئیا جملگی ساکنان این خاک نادانسته اقتضای هلاکت و نیستی دارند، ما، خود را و فرزندان خود را مطابق احکام خدای مدرن  می پروریم و جز آن را ترک ادب وآداب دانی می شناسیم . و آنان نیز چونان ما سر در پی خدایان دروغین می نهند و نمونه ها و  قهرمانانش را امام خویش می سازند و من در صحن مسجدالحرام دیدم که چگونه حاجیان در وقت مواجه شدن با قهرمانان میدان  فوتبال، خدای خویش، کعبه و طواف را رها کردند و با چشمان از حدقه برآمده سر در پی آنان گذاردند . <br />
 هیهات که ما بت پرستان عصر علم و تکنولوژی به عبث در کار بت پرستان عصر جاهلی مانده ایم و بر پرستش سنگ ها می خندیم .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[انسان امروز، دلخوش است به اینکه چون گذشتگان بت پرستی نمی کند، لات و عزی و هبل را نمی پرستد و در مقابل خدایان  سنگی و بی جان سجده نمی آورد و از اینکه گاه و بیگاه در کلیسایی یا محراب مسجدی سر به آسمان بلند می کند و بر آستان خدایی  مفروض سجده می آورد به خود می بالد . <br />
یافتن پاسخی برای این سؤال که «آیا حقیقتا» امروزه رسم بت پرستی از میان رفته است یا آنها به طریقی دیگر امکان حیات یافته اند،  سخت می نماید . <br />
 «پرستش » بیش از آنکه در قالب یک مصداق خارجی قابل گفت وگو باشد یک «مفهوم » است; یعنی پرستیدن و پرستش ذاتی و  ضروری وجود آدمی است و به همین دلیل پرستش امکان استمرار حیات را برای انسان به وجود می آورد . یعنی آدمی به اتکای  نیرویی ماورای خود و با چنگ انداختن به ریسمان نیرویی فراتر از خود بر پای می ایستد و حوادث و مخاطرات را پشت سر می نهد . <br />
 آنچه که موجب می شود مقوله ای به نام «پرستش » و «پرستیدن » مورد گفت وگو واقع شود مصداقی است که مفهوم «پرستش » را  متجلی می کند . <br />
باید گفت اگر آدمی، روزی سر بر آستان بت ها می سایید و هبل را می پرستید، هبل تمامیت پرستش او نبود . «پرستش » یک مفهوم  بود که برای آن انسان جاهل در مصداق هبل و دیگر بت ها ظاهر می شد; چرا که آدمی ناخواسته و نادانسته به عنوان یک امر  درونی و فطری پذیرفته بود که باید برآستانی سر فرود آورد ولی در این میان جهالت او موجب می شد که مصداق را اشتباه بگیرد . <br />
بی گمان اگر روزی از آن اعرابی جاهل بت پرست پرسیده می شد: آیا این چوب خدا و آفریننده توست؟ پاسخ آری نبود و او آن قطعه  چوب را به حقیقت خالق خویش نمی شناخت، بلکه او در توجیه پرستش خود، بت ها را مظهر یک الهه درونی و مورد قبول عنوان  می کرد . جهالت موجب بود تا او در انتخاب مصداق دچار اشتباه شود و تمامیت مفهوم «پرستش » را درک نکند و به جای روی  آوردن به یک کل واحد به اجزای منتشر، محتاج و نیازمند روی بیاورد و به پرستش موجوداتی بپردازد که خود مخلوق بودند،  مصداق بیرونی بودند و جسمیت داشتند . <br />
 آنچه که انبیای الهی و نبی گرامی اسلام (ص) در هم شکستند بت هایی بودند که به عنوان مظهر «مفهوم پرستش » که نیاز درونی  آدمی بود مورد اشاره واقع می شدند; زیرا: «بت پرستی » یا «کفرورزی » هر دو مفاهیمی هستند که مصداق بیرونی پیدا می کنند;  یعنی «بت پرستی » یا «کفرورزی » در عمل بت پرست جلوه گر می شوند . لیکن انبیا در پی آن بودند که هم مفهوم بت پرستی و هم  مصادیق آن را در هم شکنند . هم بت را بشکنند و هم شیوه بت پرستی را ویران کنند و پیروزی آنها زمانی ظاهر شد که مصادیق  کفر را شکستند اما در هم شکستن آن «مفهوم » و حذف شدن تمامیت آن «مفهوم » نیازمند زمانی دراز بود; زیرا، مصداق در بیرون  بود و مفهوم در درون . مصداق نمود داشت و «مفهوم » پنهان و پوشیده بود . <br />
 اگر «مفهوم » و «محتوا» ی بت پرستی و کفر در هم می شکست این انسان دیگر به بت پرستی روی نمی آورد و کسانی که بعد از انبیا  دیگر بار روی به کفر و شرک و بت پرستی آوردند کسانی بودند که صورت بت هایشان شکسته شده بود اما مفاهیم درونی ایشان  تغییر و تحول پیدا نکرده بود . از این رو دیگر بار و در اولین فرصت به مصداق جدیدی از آن مفهومی که شکسته نشده بود رجعت  کردند . <br />
 در ماجرای مسلمین اگر چه بت های خانه کعبه شکسته شدند، اما دیری نگذشت که رسم بت پرستی به شیوه ای دیگر زنده شد;  یعنی آنها نابخردانه مصادیق جدیدی را جایگزین بتها کردند . آنها اگر چه ظاهرا بر آستان خرما، سنگ و کلوخ سر نمی ساییدند اما،  در حقیقت باز هم بت پرستی پیشه کرده بودند; زیرا این بار بت ها جلوه و هیات و شکل جدیدی یافته بودند . این بار، بت ها راه  می رفتند، جان داشتند، حرف می زدند، می خوردند و می آشامیدند; یعنی بت های انسانی جایگزین جمادات شده بودند . <br />
 آنچه که می توانست آدمی را از بازگشت مجدد به مفهوم بت پرستی و شرک و کفر و بازگشت به سجده بر بت ها مانع شود این بود که  چنان درک عمیق و ژرفی به دست آورد که تغییر مصادیق و صورت ها امکان فریبش را فراهم نکند; یعنی آدمی می بایست ماهیت  عمل را می شناخت و مفاهیم را درمی یافت و می فهمید که بت پرستی به منزله سر ساییدن در برابر سنگ نیست بلکه عملی است که  در ورای خود محتوا و مفهومی دارد و این مفهوم در هر مصداقی که دیگربار باز گردد عین «بت پرستی » است . چون همه هنر بت ها  این است که انسان را از مشغول شدن به خدای واحد و مطلق باز می دارند; مانع پرستش حقیقی می شوند و پرستشی مجازی،  جعلی و دروغین را جایگزین پرستش حقیقی می کنند; همه آزادگی انسان را از انسان می گیرند و به نوعی خود را بر آدمی تحمیل  می کنند; امکان رشد را از او می گیرند و مسیر «غی » را جانشین مسیر «رشد» می سازند; طی طریق در کمال و رشد را جایگزین  طی طریق و سلوک در مسیر شرک و نفاق و کفر می کنند و موجب زبونی و درماندگی آدمی می شوند . <br />
 در مقابل «معرفت » تنها مفهومی است که موجب می شود این انسان در برابر بازگشت بت ها مصونیت پیدا کند و دیگربار گرفتار  مصداق جدیدی از کفر و شرک نگردد . <br />
 تاریخ حیات بشر در روی زمین از بازگشت و احیای نو به نو این بت ها حکایت ها دارد . لیکن; از زمانی که بت پرستی در هیات های  جدید ظاهر شده وحشتناک ترین صورت آن بر انسان ها تحمیل گشته است . <br />
بی تردید، اتفاقی افتاده است که موجب شده شرک و کفر در پیچیده ترین شکل خود ظاهر شوند; یعنی اگر شرک در قرون گذشته  صورتی بسیط و ساده داشت، امروزه شکلی مرکب، پیچیده و چند وجهی به خود گرفته است; تا قبل از این دوره، گونه های مختلف  پرستش وجود داشته و حتی انواع بت ها پرستیده می شدند . آنها اگر چه به انحراف می رفتند اما میل انسان برای چنگ یازیدن به  یک نیروی ماورایی او را رها نمی ساخت و انسان هنوز متوسل و متمسک به یک نیروی ناشناخته بیرون از خود بود و در نتیجه  معترف به وجود و حضور یک نیروی بیرونی و ماورایی . اما، در دوره جدید علی رغم آنکه رسم بت پرستی به سخره گرفته می شود،  رسم دینداری نیز تنها موضوعی برای کند و کاو پژوهش و شناسایی است . چنان که با نفی همه نیروهای ماورایی آدمی تمامیت  پرستش را معطوف «خویش » ساخته است . گوئیا دیگر او نه خدایی را می پرستد و نه بر آستان بتی سر فرود می آورد . او خود را  می پرستد و بر پای خود <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>ه می زند . او نیرو و قوه خود را جانشین همه بت ها را می سازد و ما به ازاء خدای همه اقوام و ملل او را  می ستاید . <br />
 عرب جاهل بت پرست خود را فدای آنچه می پرستید می کرد; یعنی «پرستش » برای او معنا داشت، او خود را نمی پرستید، قانونی  فراتر، قوی تر و مقدس تر از خود را می شناخت که باید پرستیده شود اما در دوره جدید انسان رجعت به «خود» کرده است و خود را  شایسته پرستش می داند . پرستش به این معنی که باور بیاوریم نیرویی برتر از من انسان وجود دارد که مقدس تر، پاک تر و مطهرتر  از من است . در حالی که انسان امروز معتقد است که نیرویی قوی تر، مقدس تر و برتر از «او» در فضای بیرونی وجود ندارد و اگر  تقدسی و پاکی ای هست متعلق به اوست . بنابراین نتیجه می گیرد که «خود» را در اختیار «خود» بگذارد . این به معنی بازگشت به  خویشتن است . از این رو به خدمت «خود» درمی آید، به قانون مندی های «خود» <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 می نهد و دور کعبه وجود «خود» طواف  می کند . این بدترین نوع کفر و بدترین نوع بت پرستی است . <br />
 انسان امروز نسبت به تمامی اعصار گذشته و نسبت به تمامی انسان های بت پرست قرون دور دست، بت پرست تر است و کفر امروز  نسبت به همه اعصار گذشته پیچیده تر . <br />
باید گفت که انسان دوره جدید درست در زمانی که گمان می کند تمام بت ها را شکسته است، کافرتر و مشرک تر از هر عصری است .  بنابراین اتفاقی که افتاده این است که مفهوم «بت پرستی » در یک مصداق تمام عیار، به پیچیده ترین شکل بروز کرده است،  مصداقی که دیگر نه سنگ است و نه چوب . انسانی است که «خود» را می پرستد و این، همه صورت و سیرت و ماهیت تمدن و  فرهنگ امروزی است . حتی اگر در صورت ظاهر رسم دینداران را هم به نمایش گذارد . <br />
 آنگاه که غرب به این درجه از کفر و شرک رسید، در شقاوت تمام مسکن گزید، ظلم به خود به تمامی معنا بروز کرد و انسان  متوجه شد که برای استیلای این خدای جدید و الهه جدید نیازمند اعمال قدرت است . <br />
  دقت در مفهوم «پرستش » در همه ادیان نشان می دهد که انسان دیروز می گفت:  هوالغنی، هوالقدیر، هوالمتکبر، هوالبصیر،  هوالسمیع، هوالغفور . . . اما انسان امروز فریاد برمی آورد که اناالغنی،  اناالقدیر، اناالمتکبر، اناالبصیر، اناالسمیع و . . . همین باور  است که از او یک فاشیست، یک استعمارگر، یک استثمارگر و یک امپریالیست تمام  عیار می سازد . او دیگر نمی تواند رئوف و غفور  باشد; زیرا این صفات با شیطان و شیطنت او سازگاری ندارد . به عبارت دیگر  تولد این انسان جدید در رحمانیت نیست، تولد در  شیطنت است و طغیانگری صفت بارز و مشخصه شیطان . <br />
 از آنجا که اعمال قدرت، نیازمند فراهم آوردن اسباب قدرت و حذف موانع آن است، بنابراین با فرهنگ و سنت قدیم در می افتد تا  امکان اجرای تمامی فرمانهای خویش را در گستره زمین فراهم آورد . <br />
 و اینهمه در حالی است که مظاهر گوناگون این «بت پرستی نوین » را از کنار خانه خدا - که قطب زمین است - تا همه اقصی نقاط  کره ارض می توان دید . چنان که ساکنان سرزمین های اسلامی نیز گونه های مختلف این پرستش را در صحن حیات و مناسبات  خویش آشکار ساخته اند . گوئیا به گرد خانه ای به طواف می آیند که هیچ نسبتی با آسمان ندارد و دست در دست خدایی می گذارند  و با وی پیمان وفاداری می بندند که با خالق نشسته بر آستانه عرش متفاوت است . اینان نه در برابر کعبه که در برابر عظمت  دروغین سازندگان ابزار و ادوات غربی سجده می آورند و بی آنکه واقف بر باطن اعمال خویش باشند در برابر الگوها و نمونه هایی  خضوع و خشوع می کنند که آنها را هیچ نسبتی با حقیقت ایمان نیست . <br />
 پیش و بیش از همه، در عصر و عهد جدید انسان غربی شالوده و بنای «بت خانه مدرن » را برکشید و خود نیز در آستانش به سجده  افتاد و پس از آن از بستر خویش و جغرافیای خاکی خویش بیرون آمد تا این رسم و بدعت نامیمون را در میان همه ملل پراکنده  سازد . از این رو به رسم و سنت همه ادیان آسمانی نمونه ها و اسوه های خویش را فراروی همه ساکنان قرارداد تا زرق و برق و رنگ و  لعاب این نمونه ها چونان گوساله سامری جاذب ذهن و زبان و جان مردمان شود . <br />
 اسوه ها نشانه ای در میانه تاریکی غالب بودند تا آدمی در سیر آفاق و سفر در انفس به اشتباه نیفتد، راه گم نکند . بسان یک تابلو،  راهنمایی که هدایت می کردند . با توانی که مدد می دادند، حرکت می آفریدند و دستگیر می شدند تا هر افتاده ای در طی راه به مدد  آن ها دیگربار قدم راست کند . بایستد و به راه بیفتد . نمونه هایی واقعی و عینی که شدن و رفتن را ممکن و واقعی می نمودند تا  مباد که خیال و و هم و گمان رهزن عقل آدمی شود . <br />
 هیهات! <br />
<br />
 هیهات که انسان غربی با درک جایگاه و عملکرد اسوه ها پیش و بیش از هر اقدام از اسوه های اقوام سلب حیثیت نمود و تمامی  حیثیت آنها را حمل بر نمونه های جعلی و مجعول خویش ساخت تا مذهب جدید پذیرفته همگان شود . از همین جا بود که  مسلمین نیز بی آنکه بخواهند و بدانند از اسوه های پیشین روی برتافتند . <br />
 پس از آن توفان «از خود بیگانگی » بنای هدم و انهدام همه نشانه ها را گذارد . نشانه هایی که چشم و گوش و دل ساکنان  سرزمین های اسلامی را متذکر ومتوجه اسوه ها می نمود . متوجه خانه ها، کوچه ها، شهرها، و همه آنچه که نشانه بودند و نشانی از  یار با خود داشتند . <br />
 امروزه وقتی شما وارد هر یک از سرزمین های اسلامی می شوید از نشانه ها کمتر نشان می بینید چنان که وقتی به صحن فراخ  مسجدالنبی پای می گذاری و پیرامون آن را می کاوی، هیچ نشانی از خانه ساده امام صادق (ع)، کوچه بنی هاشم، و حتی  مسجدالنبی چنان که بود نمی بینی . در مقابل، صحن مفروش عظیم سنگی مسجدالنبی از کف اوج گرفته و خود را می نمایاند و بر  جان و جسمت سنگینی می کند . به همان سان که جلوه و جلالش تو را مرعوب تکنیک و تکنولوژی مدرن می سازد و هیبت او را بر  دلت چیره می نماید . <br />
خانه فاطمه (ع)، کوچه بی هاشم و بقیع، بسان هزاران هزار نشانه دیگر که در سرزمین های اسلامی منتشر بود به تو می فهماند که  تو در طریق این اسوه های حسنه ای . و تو را فرا می خوانند تا چونان آنان زندگی کنی، بندگی کنی، بالنده شوی و نورانی . <br />
 اما امروزه، صحن صدها مسجد و ابنیه مذهبی در سرزمین های اسلامی تنها مؤید تواند . مؤید عنان گسیختگی نفس تو و مؤید  هزاران شهر و خانه و کوچه و خیابانی که ساخته ای در حالی که هیچ یک از نشانه های اسوه ها و نشانه های ممدوح و مطلوب را  ندارند . <br />
 اتفاق عجیبی افتاده . بی آنکه بدانی و بخواهی تمامی اسوه ها و نشانه هایشان در خدمت مظاهر فرهنگ و تمدنی وارد آمده اند که  تنها گوساله سامری را به یاد آدمی می آورد . نشانه ها ملاکند، ملاک را از تو و از ما گرفتند . نشانه ها فارق اند، فارق میان سره و  ناسره اما، از میان ما رخت بربسته اند . <br />
 نشانه ها، خطکشی و میزانی برای سنجش اند در حالی که من و تو، خود خطکشی برای سنجش آن اسوه ها شده ایم و درباره اش به  اظهار رای و نظر و نقد می نشینیم . <br />
 نشانه ها نورند، نوری که ره را از بیراهه می نمایانند و شبح و اشباح را محو می سازند . جملگی این نشانه ها حذف شده اند و به جای  آنها نشانه هایی آمده اند که ما آنها را ملاک و فارق و معیار خویش ساخته ایم . <br />
 روزگاری گفته می شد که در هیچ شهری، هیچ خانه ای و بنائی نمی بایست بلندتر و رفیع تر از خانه کعبه باشد . چرا؟ <br />
<br />
 مباد که خانه های تو، خانه خدای تو، مسجد تو و سجده گاه تو را تحت الشعاع خویش قرار دهد آن را در ذهنت بشکند و تو را از  جایگاهت خارج سازد . <br />
 اما، امروزه روز، ساکنان همه سرزمین های اسلامی از بلندای آسمان خراش های جهنمی به عالم و آدم می نگرند، از همان بلندا با  احساس متکبرانه و تفوق طلبانه به صحن مسجدالحرام و همه مسجدهای کوچک و بزرگ منتشر در میان شهرها می نگرند . چنان  که همه خوی خاکساری پدران خویش را در میانه <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> ها و صندلی ها به دست تندباد فراموشی سپرده اند و همه آثار پیشین را به  رسم فرنگیان در تالار موزه ها و قالب های شیشه ای به بند کشیده اند تا آذین بند حیات سست این جهانی شان باشد . و آنگاه واسپس  شنیدن آیاتی از قرآن که اعلام می دارد: «هر آینه اگر قرآن بر کوه ها خوانده می شد به زاری و خضوع درمی آمدند» و یا وقتی  می شنوند که تلاوت آیه ای از قرآن آتش در جان و جامه سالکی می انداخت و او را متحول می ساخت تعجب می کنند که چرا با  وجود هزاران بلندگو، هزاران هزار قرآن مزین و هزاران هزار قاری و مسجد قلبشان از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینه</span>	 بیرون نمی زند، هیبتی او را نمی گیرد و  خوفی بر دلش نمی نشیند . <br />
 اینان (و ما) بی آنکه متذکر باشند بر آستان خدایی سرمی سایند که کعبه خانه او نیست و در کنار مسجدی به تماشا می نشینند که  نشانی از اسوه حسنه را با خود ندارد . بلکه، اینهمه خود مقدم و مؤید مفتضح ترین نوع پرستش ما در عصر به ظاهر خرد و  دانائی اند . <br />
 همه عظمت در چشمان خیره مانده ما متوجه ابنیه هاست، همانها که در مسجدالنبی می بینی و تکرارش را در شهر و دیارت . ما  مبهوت خود و حیران دستاورد چونان خودیم . وقتی که همه نشانه ها و همه اسوه های ما را در لایه های تو در توی خودپرستی مان  پنهان ساختند رهایمان ساختند تا هر چه دلمان بخواهد قرآن بخوانیم . <br />
سالی در صحن مسجد شجره، همان مسجدی که حاجیان از آنجا محرم می شوند تا راهی مکه <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	د و امروزه با دیوارهای  برکشیده و گلدسته پیچ در پیچ و حلزونی شکلش تو را به خود مشغول می دارد، شاهد جمعی از کودکان بودم که در گوشه ای از  مسجد نشسته بودند . هر کدام رحلی و قرآنی در پیش روی داشت و در سایه سار معلمی که با تعلیمی مخصوص خود (چوب) از  لابلای آنها در رفت و آمد بود، به قرائت قرآن مشغول بودند . عین تورات خوان های حرفه ای قوم بنی اسرائیل، بی وقفه و مداوم تنها  می خواندند حتی وقتی که چوب تعلیمی بر دست و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">پاها</span>	یشان فرود می آمد . تنها خطی از درد بر چهره آنان ظاهر می شد اما  خواندن ادامه داشت . گویا سر در لانه زنبوران کرده باشی . حتی وقتی که به رسم بازیگوشی و طبیعت کودکی مشغول تماشای  حجاجی می شدند که مشغول احرام بستن بودند خواندنشان منقطع نمی شد . آنها تنها یاد گرفته بودند که روخوانی کنند . <br />
 صورت قرآن آنان را به خود مشغول می داشت با چاشنی تعلیمی معلمی خشن . <br />
 قرآنی را می خواندند که اسوه نداشت . نشانه نداشت و در کنارش حجتی نبود . <br />
<br />
 وقتی قهرمانان میدان های ورزشی و ستاره های عالم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا را در چشم ما آراستند و آنان را اسوه ها و نمونه های ما برای بودن و  زیستن ساختند و بابت جایگیر شدن این مذهب و طریقت در میان ما آسوده خاطر شدند . رهایمان ساختند تا هر چه می خواهیم  مسجد بسازیم . به هر بلندی و به هر زیبایی که دلمان خواست و هر چه دوست داشتیم در صحن آن بیاوریم و زاری و ندبه کنیم و  تسبیح بگردانیم . <br />
 در واقع چیزی باقی نمانده است . <br />
<br />
 وقتی علم و قوانین حاکم بر علوم کمی را امام ما ساختند و عقل مکانیکی را ملاک سنجش همه باورها و سنت ها، آینه ها و  دریافت ها، و مطمئن شدند که ما خود چونان مبلغی و زاهدی عالی مقام سر در پی نشر آنها می گذاریم وجان و مال و فرزندان خود  را به راحتی در آستانش قربانی می کنیم رهایمان ساختند . تا هر چه دلمان می خواهد مدرسه بسازیم، دانشگاه بنا کنیم، دانشجو  بپروریم، کتاب بنویسیم و مطمئن بودند که ما خود چونان سربازی مطیع بی چون و چرا دستورات آنها را <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 می نهیم و برای  تقرب جستن بدان قربانی می کنیم . چنانکه امروز تنها ملاک و سند هویت و بودن ما را تمامی مدارک اعتباری تشکیل می دهند .  خدایی را می خوانیم که در دایره علم حصولی ما وارد شده و عرض و طول و ارتفاعش را با آمار و ارقام عقل کمی خویش ساخته ایم .  چنان که فرمانهایش را هم با میزان شناخته شده خود می سنجیم، امتیاز می دهیم، و در مجموعه ای ممزوج از دانسته ها از آن بهره  می بریم تا متضمن حیات این جهانی مان شود و بر نحوه بودن و زیستن مان مهر تایید نهد . <br />
بلای همسان سازی، بلای بزرگی است که ما را و همه کسانی را که در وضعی چونان ما به سر می برند در ورطه هولناک نیست  انگاری گرفتار آورده است . بی آنکه لحظه ی آرامش و غنودن بی دغدغه را تجربه کرده باشیم . <br />
بلای همسان سازی، بی آنکه بخواهیم همه ساکنان خاک را بدل به آدم های ماشینی با دنیایی کوچک آرزوهایی خرد کرده است که  همه جغرافیای بودنشان را حیات حیوی تشکیل می دهد . چنان که در برابر همه آنچه که بخواهد این جغرافیا را درهم بریزد  می ایستیم . و گوش هایمان را در وقت مواجهه با سخنی متفاوت با آنچه بدان خو کرده ایم می گیریم . چونان قوم نوح که در  قت شنیدن کلام نوح نبی گوش ها را می گرفتند و فرار می کردند . <br />
 گوئیا جملگی ساکنان این خاک نادانسته اقتضای هلاکت و نیستی دارند، ما، خود را و فرزندان خود را مطابق احکام خدای مدرن  می پروریم و جز آن را ترک ادب وآداب دانی می شناسیم . و آنان نیز چونان ما سر در پی خدایان دروغین می نهند و نمونه ها و  قهرمانانش را امام خویش می سازند و من در صحن مسجدالحرام دیدم که چگونه حاجیان در وقت مواجه شدن با قهرمانان میدان  فوتبال، خدای خویش، کعبه و طواف را رها کردند و با چشمان از حدقه برآمده سر در پی آنان گذاردند . <br />
 هیهات که ما بت پرستان عصر علم و تکنولوژی به عبث در کار بت پرستان عصر جاهلی مانده ایم و بر پرستش سنگ ها می خندیم .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[«فنگ‌شويي»؛ بت‌پرستي مدرن قرن 21 + عكس]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%C2%AB%D9%81%D9%86%DA%AF%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%8A%D9%8A%C2%BB%D8%9B-%D8%A8%D8%AA%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%8A-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%86-21-%D8%B9%D9%83%D8%B3</link>
			<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 20:55:40 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%C2%AB%D9%81%D9%86%DA%AF%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%8A%D9%8A%C2%BB%D8%9B-%D8%A8%D8%AA%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%8A-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%86-21-%D8%B9%D9%83%D8%B3</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">هنگامي كه نامي از «تهاجم فرهنگي» برده مي‌شود، عده‌اي بي‌جهت موضع   مي‌گيرند اما باور كنيم يك مجسمه ساده بودا، صدف مارپيج، وزغ سه پا به شكل   سربازان اين تهاجم در يونيفرم قدرت نرم فنگ‌شويي باورهاي ما را هدف قرار   داده‌اند. </span><br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> شايد از هنگامي كه بشر در قرن 21 خود را  از مباني اصيل الهي دور كرد و با  پيشرفت روز افزون علم از معنويت فاصله  گرفت و به مرز افسردگي رسيد؛ بر آن  شد كه به دنبال معنويتي برود كه ساخته  خود او باشد تا در پس آن، دنياي  ايده‌آل را جست‌وجو كرده و به خوشبختي مورد  انتظار خود دست يابد. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> در  محيط اطراف ما نيز گاهي شنيده مي‌شود كه برخي افراد به دنبال خوشبختي   خيالي خود به سمت عرفان‌هاي خوش‌ آب و رنگ اما پوچ كشيده مي‌شوند.   «فنگ‌شويي» نيز يكي از مواردي است كه در ايران طي چندين سال فعاليت،   توانسته علاقه‌مندان را به سوي خود جذب كند، اما اينكه صحت و سقم فنگ‌شويي   تا چه ميزان است، بررسي بيشتري را مي‌طلبد كه در اين گزارش آن را پيگيري   مي‌كنيم. * فنگ‌شويي؛ خرافه يا واقعيت؟</span><br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">در تعريف فنگ‌شويي آورده‌اند؛ به معناي  باد و آب است، يك فلسفه و فن  باستاني در چين است و براي پيدا كردن  دكوراسيون مناسب و چيدمان درست اشيا  در ساختمان‌هاي مسكوني، تجاري، باغ و  غيره استفاده مي‌شود تا بهترين اثر  را بر سلامتي، شادي، موفقيت، هماهنگي و  به طور كلي انرژي مثبت چي داشته  باشد. مهم‌ترين چيزهايي كه بايد رعايت كرد،  پرهيز از بي‌نظمي و هرگونه  انباشتگي، استفاده از رنگ‌هاي مناسب، خطوط  منحني، در نظر گرفتن جهت‌هاي  مناسب است، البته امروزه به طور رسمي در چين  آن را خرافات مي‌دانند.</span><br />
<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">  <img src="http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/fang%20shooi%20(00).jpg" alt="[عکس: fang%20shooi%20(00).jpg]" class="mycode_img" /></span></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">  </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">هنگامي كه به برخي فروشگاهاي عرضه محصولات فنگ‌شويي مراجعه مي‌كنيم، با  اين  جملات روبه‌رو مي‌شويم: اين اجناس باعث آمدن بركت به خانه شما مي‌شود،  اين  نشان‌ها مي‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر كند، اين مجسمه  شب‌ها روح  خود را در اتاق به حركت در مي‌آورد و انرژي‌ آن را عوض مي‌كند،  اينكه چقدر  يك مجسمه و يا نماد مي‌تواند، با خود اين ره‌آورد را به ارمغان  بياورد،  سوالي است كه شايد ذهن بسياري را با خود مشغول كرده است. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> براي بررسي اينكه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهاي فنگ‌شويي در بازار وجود دارد، به برخي از فروشگاه‌هاي مجسمه‌فروشي سر مي‌زنيم. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">  خانم فروشنده‌اي كه سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و   در ميان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نيز به چشم مي‌خورد، در پاسخ به   اين سؤال كه آيا مجسمه فنگ‌شويي را در مغازه داريد، با حالتي تعجب گونه   بيان مي‌كند: فنگ‌شويي چيست؟ مرد جواني هم كه خبري از نمادهاي فنگ‌شويي در   مغازه‌اش نيست،‌ انگار براي نخستين بار اين واژه را مي‌شنود و مي‌پرسد: چه   جور مجسمه‌اي است؟</span><br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">بالاخره در يكي از نقاط شمالي شهر  مغازه‌اي را يافتم كه به طور فروش  عمده نشان‌ها و مجسمه‌هاي فنگ‌شويي را به  فروش مي‌رساند. خانم م-ف درباره  فعاليتش‌ مي‌گويد: حدود 25 سال است كه در  كار فروش وسايل فنگ‌شويي هستم و  مردم به خوبي از اين نمادها استقبال  مي‌كنند. بيشتر مشتري‌هايم را نيز  خانم‌ها تشكيل مي‌دهند. وقتي از او  درباره ميزان اعتقادش به فنگ‌شويي سؤال  مي‌شود در پاسخ مي‌گويد: اعتقادي به  فنگ‌شويي ندارم و خرافه‌اي بيش نيست!</span><br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">خانم ميانسالي به نام زهره ـ‌ الف كه براي  خريد در مغازه حضور داشت‌ـ  نيز در پاسخ به اين پرسش كه چرا از مجسمه  فنگ‌شويي استفاده مي‌كنيد،  مي‌گويد: اصلاً نمي‌دانم فنگ‌شويي چيست، من فقط  براي زيبايي اين مجسمه را  خريده‌ام. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> خانم ديگري كه كنجكاوانه به صحبت‌هاي ما گوش مي‌داد با شور و  هيجان خاصي  مي‌گويد: خانم! فنگ‌شويي حقيقت دارد، از زماني كه من  دكوراسيون خانه‌ام  تغييرات ايجاد كردم و از اين مجسمه‌ها استفاده كردم،  زندگي‌ام از اين رو به  آن رو شده‌است. از او پرسيدم با فنگ‌شويي كجا آشنا  شديد و پاسخ داد: در  كلاس يوگا! مربي در خصوص نقش فنگ‌شويي در تحول زندگي  صحبت كرد و جزوه‌اي هم  براي آشنايي بيشتر به ما داد. با دو نفر ديگر در  خارج از مغازه درباره  فنگ‌شويي سوال كردم، ابراز بي‌اطلاعي مي‌كردند.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">هنگامي كه نامي از «تهاجم فرهنگي» برده مي‌شود، عده‌اي بي‌جهت موضع   مي‌گيرند اما باور كنيم يك مجسمه ساده بودا، صدف مارپيج، وزغ سه پا به شكل   سربازان اين تهاجم در يونيفرم قدرت نرم فنگ‌شويي باورهاي ما را هدف قرار   داده‌اند. </span><br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> شايد از هنگامي كه بشر در قرن 21 خود را  از مباني اصيل الهي دور كرد و با  پيشرفت روز افزون علم از معنويت فاصله  گرفت و به مرز افسردگي رسيد؛ بر آن  شد كه به دنبال معنويتي برود كه ساخته  خود او باشد تا در پس آن، دنياي  ايده‌آل را جست‌وجو كرده و به خوشبختي مورد  انتظار خود دست يابد. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> در  محيط اطراف ما نيز گاهي شنيده مي‌شود كه برخي افراد به دنبال خوشبختي   خيالي خود به سمت عرفان‌هاي خوش‌ آب و رنگ اما پوچ كشيده مي‌شوند.   «فنگ‌شويي» نيز يكي از مواردي است كه در ايران طي چندين سال فعاليت،   توانسته علاقه‌مندان را به سوي خود جذب كند، اما اينكه صحت و سقم فنگ‌شويي   تا چه ميزان است، بررسي بيشتري را مي‌طلبد كه در اين گزارش آن را پيگيري   مي‌كنيم. * فنگ‌شويي؛ خرافه يا واقعيت؟</span><br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">در تعريف فنگ‌شويي آورده‌اند؛ به معناي  باد و آب است، يك فلسفه و فن  باستاني در چين است و براي پيدا كردن  دكوراسيون مناسب و چيدمان درست اشيا  در ساختمان‌هاي مسكوني، تجاري، باغ و  غيره استفاده مي‌شود تا بهترين اثر  را بر سلامتي، شادي، موفقيت، هماهنگي و  به طور كلي انرژي مثبت چي داشته  باشد. مهم‌ترين چيزهايي كه بايد رعايت كرد،  پرهيز از بي‌نظمي و هرگونه  انباشتگي، استفاده از رنگ‌هاي مناسب، خطوط  منحني، در نظر گرفتن جهت‌هاي  مناسب است، البته امروزه به طور رسمي در چين  آن را خرافات مي‌دانند.</span><br />
<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">  <img src="http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/fang%20shooi%20(00).jpg" alt="[عکس: fang%20shooi%20(00).jpg]" class="mycode_img" /></span></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">  </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">هنگامي كه به برخي فروشگاهاي عرضه محصولات فنگ‌شويي مراجعه مي‌كنيم، با  اين  جملات روبه‌رو مي‌شويم: اين اجناس باعث آمدن بركت به خانه شما مي‌شود،  اين  نشان‌ها مي‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر كند، اين مجسمه  شب‌ها روح  خود را در اتاق به حركت در مي‌آورد و انرژي‌ آن را عوض مي‌كند،  اينكه چقدر  يك مجسمه و يا نماد مي‌تواند، با خود اين ره‌آورد را به ارمغان  بياورد،  سوالي است كه شايد ذهن بسياري را با خود مشغول كرده است. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> براي بررسي اينكه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهاي فنگ‌شويي در بازار وجود دارد، به برخي از فروشگاه‌هاي مجسمه‌فروشي سر مي‌زنيم. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">  خانم فروشنده‌اي كه سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و   در ميان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نيز به چشم مي‌خورد، در پاسخ به   اين سؤال كه آيا مجسمه فنگ‌شويي را در مغازه داريد، با حالتي تعجب گونه   بيان مي‌كند: فنگ‌شويي چيست؟ مرد جواني هم كه خبري از نمادهاي فنگ‌شويي در   مغازه‌اش نيست،‌ انگار براي نخستين بار اين واژه را مي‌شنود و مي‌پرسد: چه   جور مجسمه‌اي است؟</span><br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">بالاخره در يكي از نقاط شمالي شهر  مغازه‌اي را يافتم كه به طور فروش  عمده نشان‌ها و مجسمه‌هاي فنگ‌شويي را به  فروش مي‌رساند. خانم م-ف درباره  فعاليتش‌ مي‌گويد: حدود 25 سال است كه در  كار فروش وسايل فنگ‌شويي هستم و  مردم به خوبي از اين نمادها استقبال  مي‌كنند. بيشتر مشتري‌هايم را نيز  خانم‌ها تشكيل مي‌دهند. وقتي از او  درباره ميزان اعتقادش به فنگ‌شويي سؤال  مي‌شود در پاسخ مي‌گويد: اعتقادي به  فنگ‌شويي ندارم و خرافه‌اي بيش نيست!</span><br />
 <br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">خانم ميانسالي به نام زهره ـ‌ الف كه براي  خريد در مغازه حضور داشت‌ـ  نيز در پاسخ به اين پرسش كه چرا از مجسمه  فنگ‌شويي استفاده مي‌كنيد،  مي‌گويد: اصلاً نمي‌دانم فنگ‌شويي چيست، من فقط  براي زيبايي اين مجسمه را  خريده‌ام. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> خانم ديگري كه كنجكاوانه به صحبت‌هاي ما گوش مي‌داد با شور و  هيجان خاصي  مي‌گويد: خانم! فنگ‌شويي حقيقت دارد، از زماني كه من  دكوراسيون خانه‌ام  تغييرات ايجاد كردم و از اين مجسمه‌ها استفاده كردم،  زندگي‌ام از اين رو به  آن رو شده‌است. از او پرسيدم با فنگ‌شويي كجا آشنا  شديد و پاسخ داد: در  كلاس يوگا! مربي در خصوص نقش فنگ‌شويي در تحول زندگي  صحبت كرد و جزوه‌اي هم  براي آشنايي بيشتر به ما داد. با دو نفر ديگر در  خارج از مغازه درباره  فنگ‌شويي سوال كردم، ابراز بي‌اطلاعي مي‌كردند.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قوم نفرین شده ای که آدامس می جویدند!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%82%D9%88%D9%85-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF</link>
			<pubDate>Thu, 23 Feb 2017 20:46:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%82%D9%88%D9%85-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[قوم نفرین شده ای که آدامس می جویدند!<br />
 <br />
 <br />
  <div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re1821.jpg" alt="[عکس: re1821.jpg]" class="mycode_img" /></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">
 هر جا در قرآن، سخن از شخصیت یا قومیتی رفته است، بدانید پای یک نکته اخلاقی در میان است<br />
 <br />
 </div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">در  قرآن، هر جا سخن از شخصیت یا قومیتی رفته است، پای یک نکته اخلاقی در میان  است. اگر از گذشتگان، سرگذشتی می آورد، برای تنبّه است و درس آموزی و نه  تفنّن و بازی. با این نگاه اگر بروید سراغ قرآن، آن وقت دیگر در گیر و دار  زندگی، گیر نمی کنید و در مشق های روزگار، بدون سرمشق نخواهید ماند<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <span style="color: #990066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قوم لوط</span></span><br />
 <br />
 <br />
 بزرگی می گفت: عالم، کتاب تکوین خداست و قرآن کتاب تدوین او. خِرد خُرد من  از این جمله این را می فهمد که قرآن، آئینه تمام نمای حقایق هستی است. هر  چه در عالم خلقت، رنگ وجود به خود بگیرد می شود "شیء". و قرآن<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">، "تبیانا لکل شیء"</span> است.  این حرف البته نباید تو را به سوی  این انگاره باطل بکشاند که تصور کنی  قرآن یک کتاب صرفا علمی است! نه که نیست، هست اما آنقدر که اخلاقیات در  قرآن موضوعیت دارند علوم ندارند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> درست است که قرآن از جنبه علمی، هم برای عرب بادیه نشین دیروز حرف داشته  است برای گفتن و هم برای بشر امروز هزاره سوم. اما فروزان ترین بعد  اعجازآمیز قرآن، آموزه های اخلاقی این کتاب وحیانی است که به تعبیر علامه  طباطبایی،[1] این سبک اخلاقی، در هیچ آئینی مسبوق به سابقه نبوده و نیست.  با این همه، اما قرآن امروز نیز چون قرآن دیروز، همچنان غریب است و مهجور.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> مهجوریت قرآن در بلاد کفر، البته عجیب نیست؛ شگفتی اینجاست که قرآن در ام  القرای جهان اسلام نیز، آنگونه که باید در متن زندگی ها ساری و جاری نیست.  مسلمانیم و در کسوت اسلام اما سلوکمان بر مسلک قرآن نیست. این نقشه تمام  گنج های بزرگ دنیا است که حالا در پستوی خانه ها و روی طاقچه روزمرگی و  عادت، به دست فراموشی اش سپرده ایم.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> بگذارید یک متر و مقیاس به دستتان بدهم. هر جا در قرآن، سخن از شخصیت یا  قومیتی رفته است، بدانید پای یک نکته اخلاقی در میان است. اگر از گذشتگان،  سرگذشتی می آورد، صرفا برای تنبّه است و درس آموزی و نه تفنّن و بازی. با  این نگاه اگر بروید سراغ قرآن، آن وقت دیگر در گیر و دار زندگی، گیر نمی  کنید و در مشق های روزگار، بدون سرمشق نخواهید بود.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> بیایید همینجا یک نمونه کوچک را به صورت کارگاهی، بررسی کنیم.<br />
 گفتیم در قرآن اگر از عاد و ثمود و لوط و تُبَّع، نقل حکایت می کند برای  تذکار یک نکته اخلاقی است مثلا قوم عاد را کبر و استکبارشان به زمین زد که <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">« فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَق »</span>[2]. و قوم شعیب(اصحاب أیکه)، را کم فروشی. اما تعبیری که قرآن برای قوم لوط می آورد، وصف "<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فاحشه</span>" است.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">اصل  این کلمه از ماده ف ح ش یه معنای ظهور یا زیادی است هر دو. وقتی می گویند:  فلان با بهمان اختلاف فاحش دارد. (از این حسن تا آن حسن، صد گز رسن) منظور  این است که اختلاف بین این دو، بسیار زیاد است؛ آنقدر که اظهر من الشمس  است و بی نیاز از بیان. روی همین حساب، به سخن زشتی که با سایر سخنان عادی،  زیاد فاصله دارد می گویند: فحش. در قرآن هم از عملی که دایره قبحش فراگیر  است و در سرشت و سرنوشت جامعه، موج و اثر منفی ایجاد می کند، تعبیر به  «فحشاء» می شود.<br />
 <br />
 جالب است بدانید قوم لوط، مردمی بودند که در غایت رفاه و برخورداری زندگی  می کردند. با این حال، به رذیله اخلاقی بخل و خست مبتلا بودند. آنها در چند  شهر ساحلی که قرآن از آن تعبیر به "مؤتفکات" می کند سکنی داشتند. شهرهاىی  در نواحی فلسطین شمالی و شام، به اسم سدوم ، عامورا، دوما و صبواءیم كه  سدوم بزرگ تر از همه بود و لوط هم در آن شهر زندگى مى كرد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> آنها در برخی گناهان پیشکسوت بودند و جلودار. قرآن می فرماید:<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color"> وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمین</span> [33]  اینها گذشته از عمل شنیع همجنس بازی که  متاسفانه غرب متمدن امروز نیز  بدین بلیه خانمانسوز گرفتار است، تفریحاتی دیگری هم داشتند که با اغراضی  خاص، در محافل اجتماعی و معابر عمومی انجام می دادند.<br />
 <br />
 قرآن در این باره می فرماید<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">: أَإِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبیلَ وَ تَأْتُونَ فی نادیكُمُ الْمُنْكَر...</span>[4]</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> «نادی» یعنی مجلس عمومی و به اصطلاح امروز یعنی همان پارتی های شبانه و  میهمانی های گناه آلود. اگر الف و لامی که بر سر کلمه "المنکر" آمده است را  " عهد" بگیریم، معنا این می شود که آنها، عمل شنیع لواط را در انظار عموم  مرتکب می شدند. اما اگر الف و لام را " جنس" بگیریم، یعنی همه منکراتی که  تا آن روز بلد بودند را در جلوی چشم اغیار مرتکب می شدند. از لواط که بدعت  ابتکاری خودشان بود، گرفته تا تفریحاتی همچون سنگ ریزه پراندن، سوت زدن،  تیله بازی، یقه باز گذاشتن، سقز(آدامس) جویدن و الخ.<br />
 <br />
 <br />
 </div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re1821-1.jpg" alt="[عکس: re1821-1.jpg]" class="mycode_img" /></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">
 <br />
  جویدن سقز (آدامس)، سوت زدن و باز گذاشتن دگمه هاى قبا و پیراهن از کارهای قوم لوط بود<br />
 <br />
 <br />
 </div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">
 طبرسی، در مجمع البیان می گوید: « مراد این است كه مجالس آنان از افعال  ناشایسته و قبیح پر بود، از بدگوئیها، پستیها، كتك كاریها با دست و دستار،  قماربازیها، سنگ پرانى بطرف عابرین، سازندگى و نوازندگیها، كشف عورت و  انجام كارهاى زشت- و خلاصه آنچه افعال ناشایسته و منافى با مقام انسانیت  بود در انجمنهاى خویش انجام میدادند-»[5]</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> در تایید سخن مرحوم طبرسی، از پیشوایان پاک، روایات عدیده رسیده است که از باب نمونه، به نقل یک روایت، کفایت می شود.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> مرحوم حر عاملی در وسایل الشیعه، (ره ) از امیرمؤ منان(علیه السلام) روایت  كرده كه شش عمل میان این امت، از اخلاق قوم لوط است: مهره بازى (تیله  بازى)، تلنگر زدن، جویدن سقز (آدامس)، سوت زدن، دامن بر زمین کشیدن، و باز  گذاشتن دگمه هاى قبا و پیراهن. [6]</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> این حدیث، شاید دلیلی باشد بر اینکه الف و لام "المنکر"، عهد ذکری نیست  بلکه جنس است. با این پیش فرض، باید گفت حضرت در مقام بیان نیستند بلکه  تنها پاره ای از مصادیق را از باب نمونه، ذکر کرده اند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> هرچند گناه عظیم اکتفاء مردان به مردان و زنان به زنان، علت العلل نابودی  این قوم عنود و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	باز بود اما تعبیر «المنکر» نشان می دهد که آنها در منظر  و مرآی عمومی، عادات سخیف دیگری هم داشتند که ای بسا، در گرایش شان به آن  عمل شنیع بی تاثیر نبوده است. عاداتی که بعضا قلم حیا می کند از بیانش. مع  الاسف پاره ای از این عادات ناپسند، امروزه روز، کم و بیش، به صورت یک خرده  فرهنگ ناهنجار در جامعه قابل مشاهده است همچون؛ سوت زدن، یقه باز گذاشتن و  آدامس جویدن.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> پیش از بعثت حضرت خاتم، عادت نکوهیده سوت زدن، رسم مشرکان عصر جاهلی بود که در کنار خانه خدا، سوت می کشیدند و کف می زدند: <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">« وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ....»؛</span>[7]<br />
 <br />
 در روایتی، راوی از صادق آل محمد(علیهم السلام) می پرسد: قوم لوط از کجا با  خبر شدند که گروهی از مردم نزد لوط آمدند؟ و حضرت می فرمایند توسط همسر  لوط که از منزل بیرون آمد و سوتی زد، وقتی صدای سوت را شنیدند وارد شدند؛  از این رو سوت زدن مکروه شده است.[8].<br />
 درباره آدامس جویدن اما مساله اندکی متفاوت است. جویدن سقز (آدامس) به  تنهایی ایرادی نداشته و حتی روایاتی را می توان یافت که پیشوایان دینی نیز  برای استحکام لثه به این کار مبادرت می کردند. دانش دنیای امروز هم در کنار  اندکی عوارض، ده ها فایده پزشکی برای آن اثبات کرده است. جویدن آدامس به  طور مطلق مورد نهی شارع مقدس نیست بلکه این کار، اخلاقا زمانی مورد مذمت  است که در حضور جمع باشد و یا مانند افراد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	 باز برای تحریک <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شهوت</span>، صورت  پذیرد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> حال بیایید با این اِشل قیاس کنید بقیه موارد را و بگذارید روی جامعه، تا  ببینید فاصله سبک زیست مسلمانی ما با آنچه قرآن می گوید، از کجاست تا به  کجا؟</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[قوم نفرین شده ای که آدامس می جویدند!<br />
 <br />
 <br />
  <div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re1821.jpg" alt="[عکس: re1821.jpg]" class="mycode_img" /></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">
 هر جا در قرآن، سخن از شخصیت یا قومیتی رفته است، بدانید پای یک نکته اخلاقی در میان است<br />
 <br />
 </div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">در  قرآن، هر جا سخن از شخصیت یا قومیتی رفته است، پای یک نکته اخلاقی در میان  است. اگر از گذشتگان، سرگذشتی می آورد، برای تنبّه است و درس آموزی و نه  تفنّن و بازی. با این نگاه اگر بروید سراغ قرآن، آن وقت دیگر در گیر و دار  زندگی، گیر نمی کنید و در مشق های روزگار، بدون سرمشق نخواهید ماند<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <span style="color: #990066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قوم لوط</span></span><br />
 <br />
 <br />
 بزرگی می گفت: عالم، کتاب تکوین خداست و قرآن کتاب تدوین او. خِرد خُرد من  از این جمله این را می فهمد که قرآن، آئینه تمام نمای حقایق هستی است. هر  چه در عالم خلقت، رنگ وجود به خود بگیرد می شود "شیء". و قرآن<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">، "تبیانا لکل شیء"</span> است.  این حرف البته نباید تو را به سوی  این انگاره باطل بکشاند که تصور کنی  قرآن یک کتاب صرفا علمی است! نه که نیست، هست اما آنقدر که اخلاقیات در  قرآن موضوعیت دارند علوم ندارند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> درست است که قرآن از جنبه علمی، هم برای عرب بادیه نشین دیروز حرف داشته  است برای گفتن و هم برای بشر امروز هزاره سوم. اما فروزان ترین بعد  اعجازآمیز قرآن، آموزه های اخلاقی این کتاب وحیانی است که به تعبیر علامه  طباطبایی،[1] این سبک اخلاقی، در هیچ آئینی مسبوق به سابقه نبوده و نیست.  با این همه، اما قرآن امروز نیز چون قرآن دیروز، همچنان غریب است و مهجور.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> مهجوریت قرآن در بلاد کفر، البته عجیب نیست؛ شگفتی اینجاست که قرآن در ام  القرای جهان اسلام نیز، آنگونه که باید در متن زندگی ها ساری و جاری نیست.  مسلمانیم و در کسوت اسلام اما سلوکمان بر مسلک قرآن نیست. این نقشه تمام  گنج های بزرگ دنیا است که حالا در پستوی خانه ها و روی طاقچه روزمرگی و  عادت، به دست فراموشی اش سپرده ایم.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> بگذارید یک متر و مقیاس به دستتان بدهم. هر جا در قرآن، سخن از شخصیت یا  قومیتی رفته است، بدانید پای یک نکته اخلاقی در میان است. اگر از گذشتگان،  سرگذشتی می آورد، صرفا برای تنبّه است و درس آموزی و نه تفنّن و بازی. با  این نگاه اگر بروید سراغ قرآن، آن وقت دیگر در گیر و دار زندگی، گیر نمی  کنید و در مشق های روزگار، بدون سرمشق نخواهید بود.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> بیایید همینجا یک نمونه کوچک را به صورت کارگاهی، بررسی کنیم.<br />
 گفتیم در قرآن اگر از عاد و ثمود و لوط و تُبَّع، نقل حکایت می کند برای  تذکار یک نکته اخلاقی است مثلا قوم عاد را کبر و استکبارشان به زمین زد که <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">« فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَق »</span>[2]. و قوم شعیب(اصحاب أیکه)، را کم فروشی. اما تعبیری که قرآن برای قوم لوط می آورد، وصف "<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فاحشه</span>" است.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">اصل  این کلمه از ماده ف ح ش یه معنای ظهور یا زیادی است هر دو. وقتی می گویند:  فلان با بهمان اختلاف فاحش دارد. (از این حسن تا آن حسن، صد گز رسن) منظور  این است که اختلاف بین این دو، بسیار زیاد است؛ آنقدر که اظهر من الشمس  است و بی نیاز از بیان. روی همین حساب، به سخن زشتی که با سایر سخنان عادی،  زیاد فاصله دارد می گویند: فحش. در قرآن هم از عملی که دایره قبحش فراگیر  است و در سرشت و سرنوشت جامعه، موج و اثر منفی ایجاد می کند، تعبیر به  «فحشاء» می شود.<br />
 <br />
 جالب است بدانید قوم لوط، مردمی بودند که در غایت رفاه و برخورداری زندگی  می کردند. با این حال، به رذیله اخلاقی بخل و خست مبتلا بودند. آنها در چند  شهر ساحلی که قرآن از آن تعبیر به "مؤتفکات" می کند سکنی داشتند. شهرهاىی  در نواحی فلسطین شمالی و شام، به اسم سدوم ، عامورا، دوما و صبواءیم كه  سدوم بزرگ تر از همه بود و لوط هم در آن شهر زندگى مى كرد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> آنها در برخی گناهان پیشکسوت بودند و جلودار. قرآن می فرماید:<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color"> وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمین</span> [33]  اینها گذشته از عمل شنیع همجنس بازی که  متاسفانه غرب متمدن امروز نیز  بدین بلیه خانمانسوز گرفتار است، تفریحاتی دیگری هم داشتند که با اغراضی  خاص، در محافل اجتماعی و معابر عمومی انجام می دادند.<br />
 <br />
 قرآن در این باره می فرماید<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">: أَإِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبیلَ وَ تَأْتُونَ فی نادیكُمُ الْمُنْكَر...</span>[4]</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> «نادی» یعنی مجلس عمومی و به اصطلاح امروز یعنی همان پارتی های شبانه و  میهمانی های گناه آلود. اگر الف و لامی که بر سر کلمه "المنکر" آمده است را  " عهد" بگیریم، معنا این می شود که آنها، عمل شنیع لواط را در انظار عموم  مرتکب می شدند. اما اگر الف و لام را " جنس" بگیریم، یعنی همه منکراتی که  تا آن روز بلد بودند را در جلوی چشم اغیار مرتکب می شدند. از لواط که بدعت  ابتکاری خودشان بود، گرفته تا تفریحاتی همچون سنگ ریزه پراندن، سوت زدن،  تیله بازی، یقه باز گذاشتن، سقز(آدامس) جویدن و الخ.<br />
 <br />
 <br />
 </div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re1821-1.jpg" alt="[عکس: re1821-1.jpg]" class="mycode_img" /></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">
 <br />
  جویدن سقز (آدامس)، سوت زدن و باز گذاشتن دگمه هاى قبا و پیراهن از کارهای قوم لوط بود<br />
 <br />
 <br />
 </div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">
 طبرسی، در مجمع البیان می گوید: « مراد این است كه مجالس آنان از افعال  ناشایسته و قبیح پر بود، از بدگوئیها، پستیها، كتك كاریها با دست و دستار،  قماربازیها، سنگ پرانى بطرف عابرین، سازندگى و نوازندگیها، كشف عورت و  انجام كارهاى زشت- و خلاصه آنچه افعال ناشایسته و منافى با مقام انسانیت  بود در انجمنهاى خویش انجام میدادند-»[5]</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> در تایید سخن مرحوم طبرسی، از پیشوایان پاک، روایات عدیده رسیده است که از باب نمونه، به نقل یک روایت، کفایت می شود.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> مرحوم حر عاملی در وسایل الشیعه، (ره ) از امیرمؤ منان(علیه السلام) روایت  كرده كه شش عمل میان این امت، از اخلاق قوم لوط است: مهره بازى (تیله  بازى)، تلنگر زدن، جویدن سقز (آدامس)، سوت زدن، دامن بر زمین کشیدن، و باز  گذاشتن دگمه هاى قبا و پیراهن. [6]</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> این حدیث، شاید دلیلی باشد بر اینکه الف و لام "المنکر"، عهد ذکری نیست  بلکه جنس است. با این پیش فرض، باید گفت حضرت در مقام بیان نیستند بلکه  تنها پاره ای از مصادیق را از باب نمونه، ذکر کرده اند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> هرچند گناه عظیم اکتفاء مردان به مردان و زنان به زنان، علت العلل نابودی  این قوم عنود و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	باز بود اما تعبیر «المنکر» نشان می دهد که آنها در منظر  و مرآی عمومی، عادات سخیف دیگری هم داشتند که ای بسا، در گرایش شان به آن  عمل شنیع بی تاثیر نبوده است. عاداتی که بعضا قلم حیا می کند از بیانش. مع  الاسف پاره ای از این عادات ناپسند، امروزه روز، کم و بیش، به صورت یک خرده  فرهنگ ناهنجار در جامعه قابل مشاهده است همچون؛ سوت زدن، یقه باز گذاشتن و  آدامس جویدن.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> پیش از بعثت حضرت خاتم، عادت نکوهیده سوت زدن، رسم مشرکان عصر جاهلی بود که در کنار خانه خدا، سوت می کشیدند و کف می زدند: <span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">« وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ....»؛</span>[7]<br />
 <br />
 در روایتی، راوی از صادق آل محمد(علیهم السلام) می پرسد: قوم لوط از کجا با  خبر شدند که گروهی از مردم نزد لوط آمدند؟ و حضرت می فرمایند توسط همسر  لوط که از منزل بیرون آمد و سوتی زد، وقتی صدای سوت را شنیدند وارد شدند؛  از این رو سوت زدن مکروه شده است.[8].<br />
 درباره آدامس جویدن اما مساله اندکی متفاوت است. جویدن سقز (آدامس) به  تنهایی ایرادی نداشته و حتی روایاتی را می توان یافت که پیشوایان دینی نیز  برای استحکام لثه به این کار مبادرت می کردند. دانش دنیای امروز هم در کنار  اندکی عوارض، ده ها فایده پزشکی برای آن اثبات کرده است. جویدن آدامس به  طور مطلق مورد نهی شارع مقدس نیست بلکه این کار، اخلاقا زمانی مورد مذمت  است که در حضور جمع باشد و یا مانند افراد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	 باز برای تحریک <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شهوت</span>، صورت  پذیرد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"> حال بیایید با این اِشل قیاس کنید بقیه موارد را و بگذارید روی جامعه، تا  ببینید فاصله سبک زیست مسلمانی ما با آنچه قرآن می گوید، از کجاست تا به  کجا؟</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[امام حسین در ادیان دیگر]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1</link>
			<pubDate>Wed, 14 Oct 2015 12:30:35 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1</guid>
			<description><![CDATA[امام حسين(ع) از ديدگاه ديگر اديان و متفكران جهان<br />
<br />
 <br />
<br />
<img src="http://uploadax.ir/images/qdnybbl0ydumbxgesvw.jpg" alt="[عکس: qdnybbl0ydumbxgesvw.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
ماهاتما گاندي(رهبر استقلال هند):<br />
<br />
 <br />
<br />
من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده‏ ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين پيروي كند.<br />
<br />
 <br />
<br />
محمد علي جناح(قايد اعظم پاكستان):<br />
<br />
 <br />
<br />
هيچ نمونه‏ اي از شجاعت، بهتر از آن كه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي ‏شود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايند.<br />
<br />
 <br />
<br />
چارلز ديكنز(نويسنده معروف انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته ‏هاي دنيايي بود، من نمي ‏فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.<br />
<br />
 <br />
<br />
توماس كارلايل(فيلسوف و مورخ انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند؛ آنان با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل روبرو مي شود اهميت ‏ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.<br />
<br />
 <br />
<br />
ادوارد براون(مستشرق معروف انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و درد نگردد؟! حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
فردريك جمس:<br />
<br />
 <br />
<br />
درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغييرناپذيرند و هم چنين مي رساند كه هر گاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ي نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.<br />
<br />
 <br />
<br />
ل.م.بويد:<br />
<br />
 <br />
<br />
در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته ‏اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند شركت كرده‏ ام، هر چند كه ۱۳۰۰ سال از تاريخ آن گذشته است.<br />
<br />
 <br />
<br />
واشنگتن ايروينگ(مورخ مشهور آمريكايي):<br />
<br />
 <br />
<br />
براي امام حسين(ع) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن بر اراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسيوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي ‏داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ي به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت، و در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك، و در روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح حسين فناناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!<br />
<br />
 <br />
<br />
توماس ماساريك:<br />
<br />
 <br />
<br />
گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصايب حضرت مسيح مردم را متأثر مي سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين(ع) يافت مي شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصايب مسيح در برابر مصايب حسين(ع) مانند پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.<br />
<br />
 <br />
<br />
موريس دوكبري:<br />
<br />
 <br />
<br />
در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زيردستي استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم.<br />
<br />
 <br />
<br />
ماربين آلماني(خاور شناس معروف):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هر چه در ظاهر عظيم و استوار باشد، ولي در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.<br />
<br />
 <br />
<br />
بنت الشاطي:<br />
<br />
 <br />
<br />
زينب، خواهر حسين بن علي(ع) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، هم چون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.<br />
<br />
 <br />
<br />
لياقت علي خان(نخستين نخست وزير پاكستان):<br />
<br />
 <br />
<br />
اين روز محرم، براي مسلمانان سراسر جهان معناي بزرگي دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك‏ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين(ع) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار مي رفت. اين درس به ما مي آموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.<br />
<br />
 <br />
<br />
جرج جرداق(دانشمند و اديب مسيحي):<br />
<br />
 <br />
<br />
وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي مي ‏كرد، آنان مي گفتند: "چه مبلغ مي دهي؟"<br />
<br />
 <br />
<br />
اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم؛ اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.<br />
<br />
 <br />
<br />
عباس محمود عقاد(نويسنده و اديب مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
جنبش حسين، يكي از بي نظيرترين جنبشهاي تاريخي است كه تاكنون در زمينه دعوت هاي ديني يا نهضت هاي سياسي پديدار گشته است... دولت اموي پس از اين جنبش، به قدر عمر يك انسان طبيعي دوام نكرد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.<br />
<br />
 <br />
<br />
احمد محمود صبحي(نويسنده):<br />
<br />
 <br />
<br />
اگر چه حسين بن علي(ع) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد؛ اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين(ع) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضت هاي ديگر را در پي داشت، تا آن جا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين(ع)، فريادي شد كه با آن <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> ها و حكومت ها را به لرزه درآورد.<br />
<br />
 <br />
<br />
آنتوان بارا(نويسنده مسيحي):<br />
<br />
 <br />
<br />
اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مي نموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي خوانديم<br />
<br />
 <br />
<br />
گيبون(مورخ انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
با آن كه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، اما سختي ها و مشكلاتي كه حضرت حسين «ع» تحمل نموده، احساسات سنگين دل‏ترين خواننده را بر مي ‏انگيزد، چندان كه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي يابد.<br />
<br />
 <br />
<br />
نيكلسون(خاورشناس معروف):<br />
<br />
 <br />
<br />
بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد:<br />
<br />
 <br />
<br />
دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابر اين، تاريخ از روي انصاف حكم مي كند كه خون حسين «ع» به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 بني اميه است.<br />
<br />
 <br />
<br />
سر پرسي سايكس(خاور شناس انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجه‏ اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي كه آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، مانند مدافعان ترموپيل، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.<br />
<br />
 <br />
<br />
تاملاس توندون(رييس سابق كنگره ملي هندوستان):<br />
<br />
 <br />
<br />
اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين(ع)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
محمد زغلول پاشا:<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اين گونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش مي دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مي گردد.<br />
<br />
 <br />
<br />
عبدالرحمان شرقاوي(نويسنده مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
طه حسين(دانشمند و اديب مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال كردن از جايي كه پدرش رها كرده بود، در آتش شوق مي سوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود؛ اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.<br />
<br />
 <br />
<br />
عبدالحميد جودة السحار(نويسنده مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) نمي توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن در دهد؛ زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه مي گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي نمود. امام حسين به اين كارها راضي نمي شد، گر چه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.<br />
<br />
 <br />
<br />
علامه طنطاوي(دانشمند و فيلسوف مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
داستان حسين عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي آورد، چندان كه براي شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.<br />
<br />
 <br />
<br />
العبيدي(مفتي موصل):<br />
<br />
 <br />
<br />
فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادره‏ اي است، هم چنان كه مسببين آن نيز نادره‏ اند... حسين بن علي(ع) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيمبر اكرم(ص) وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار،"سرور شهيدان"محسوب شد و در تاريخ ايام،"پيشواي اصلاح طلبان"به شمار رفت؛ آري، به آن چه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[امام حسين(ع) از ديدگاه ديگر اديان و متفكران جهان<br />
<br />
 <br />
<br />
<img src="http://uploadax.ir/images/qdnybbl0ydumbxgesvw.jpg" alt="[عکس: qdnybbl0ydumbxgesvw.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
ماهاتما گاندي(رهبر استقلال هند):<br />
<br />
 <br />
<br />
من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده‏ ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين پيروي كند.<br />
<br />
 <br />
<br />
محمد علي جناح(قايد اعظم پاكستان):<br />
<br />
 <br />
<br />
هيچ نمونه‏ اي از شجاعت، بهتر از آن كه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي ‏شود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايند.<br />
<br />
 <br />
<br />
چارلز ديكنز(نويسنده معروف انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته ‏هاي دنيايي بود، من نمي ‏فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.<br />
<br />
 <br />
<br />
توماس كارلايل(فيلسوف و مورخ انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند؛ آنان با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل روبرو مي شود اهميت ‏ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.<br />
<br />
 <br />
<br />
ادوارد براون(مستشرق معروف انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و درد نگردد؟! حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
فردريك جمس:<br />
<br />
 <br />
<br />
درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغييرناپذيرند و هم چنين مي رساند كه هر گاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ي نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.<br />
<br />
 <br />
<br />
ل.م.بويد:<br />
<br />
 <br />
<br />
در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته ‏اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند شركت كرده‏ ام، هر چند كه ۱۳۰۰ سال از تاريخ آن گذشته است.<br />
<br />
 <br />
<br />
واشنگتن ايروينگ(مورخ مشهور آمريكايي):<br />
<br />
 <br />
<br />
براي امام حسين(ع) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن بر اراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسيوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي ‏داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ي به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت، و در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك، و در روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح حسين فناناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!<br />
<br />
 <br />
<br />
توماس ماساريك:<br />
<br />
 <br />
<br />
گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصايب حضرت مسيح مردم را متأثر مي سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين(ع) يافت مي شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصايب مسيح در برابر مصايب حسين(ع) مانند پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.<br />
<br />
 <br />
<br />
موريس دوكبري:<br />
<br />
 <br />
<br />
در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زيردستي استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم.<br />
<br />
 <br />
<br />
ماربين آلماني(خاور شناس معروف):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هر چه در ظاهر عظيم و استوار باشد، ولي در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.<br />
<br />
 <br />
<br />
بنت الشاطي:<br />
<br />
 <br />
<br />
زينب، خواهر حسين بن علي(ع) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، هم چون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.<br />
<br />
 <br />
<br />
لياقت علي خان(نخستين نخست وزير پاكستان):<br />
<br />
 <br />
<br />
اين روز محرم، براي مسلمانان سراسر جهان معناي بزرگي دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك‏ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين(ع) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار مي رفت. اين درس به ما مي آموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.<br />
<br />
 <br />
<br />
جرج جرداق(دانشمند و اديب مسيحي):<br />
<br />
 <br />
<br />
وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي مي ‏كرد، آنان مي گفتند: "چه مبلغ مي دهي؟"<br />
<br />
 <br />
<br />
اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم؛ اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.<br />
<br />
 <br />
<br />
عباس محمود عقاد(نويسنده و اديب مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
جنبش حسين، يكي از بي نظيرترين جنبشهاي تاريخي است كه تاكنون در زمينه دعوت هاي ديني يا نهضت هاي سياسي پديدار گشته است... دولت اموي پس از اين جنبش، به قدر عمر يك انسان طبيعي دوام نكرد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.<br />
<br />
 <br />
<br />
احمد محمود صبحي(نويسنده):<br />
<br />
 <br />
<br />
اگر چه حسين بن علي(ع) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد؛ اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين(ع) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضت هاي ديگر را در پي داشت، تا آن جا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين(ع)، فريادي شد كه با آن <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> ها و حكومت ها را به لرزه درآورد.<br />
<br />
 <br />
<br />
آنتوان بارا(نويسنده مسيحي):<br />
<br />
 <br />
<br />
اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مي نموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي خوانديم<br />
<br />
 <br />
<br />
گيبون(مورخ انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
با آن كه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، اما سختي ها و مشكلاتي كه حضرت حسين «ع» تحمل نموده، احساسات سنگين دل‏ترين خواننده را بر مي ‏انگيزد، چندان كه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي يابد.<br />
<br />
 <br />
<br />
نيكلسون(خاورشناس معروف):<br />
<br />
 <br />
<br />
بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد:<br />
<br />
 <br />
<br />
دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابر اين، تاريخ از روي انصاف حكم مي كند كه خون حسين «ع» به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 بني اميه است.<br />
<br />
 <br />
<br />
سر پرسي سايكس(خاور شناس انگليسي):<br />
<br />
 <br />
<br />
حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجه‏ اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي كه آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، مانند مدافعان ترموپيل، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.<br />
<br />
 <br />
<br />
تاملاس توندون(رييس سابق كنگره ملي هندوستان):<br />
<br />
 <br />
<br />
اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين(ع)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
محمد زغلول پاشا:<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اين گونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش مي دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مي گردد.<br />
<br />
 <br />
<br />
عبدالرحمان شرقاوي(نويسنده مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
طه حسين(دانشمند و اديب مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال كردن از جايي كه پدرش رها كرده بود، در آتش شوق مي سوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود؛ اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.<br />
<br />
 <br />
<br />
عبدالحميد جودة السحار(نويسنده مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
حسين(ع) نمي توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن در دهد؛ زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه مي گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي نمود. امام حسين به اين كارها راضي نمي شد، گر چه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.<br />
<br />
 <br />
<br />
علامه طنطاوي(دانشمند و فيلسوف مصري):<br />
<br />
 <br />
<br />
داستان حسين عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي آورد، چندان كه براي شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.<br />
<br />
 <br />
<br />
العبيدي(مفتي موصل):<br />
<br />
 <br />
<br />
فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادره‏ اي است، هم چنان كه مسببين آن نيز نادره‏ اند... حسين بن علي(ع) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيمبر اكرم(ص) وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار،"سرور شهيدان"محسوب شد و در تاريخ ايام،"پيشواي اصلاح طلبان"به شمار رفت؛ آري، به آن چه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اعمال و زمان شيطان پرستی]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%8A%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C</link>
			<pubDate>Sat, 27 Jun 2015 22:34:53 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%8A%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بسم الله الرحمن الرحیم</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اعمال و زمان شیطان پرستی :</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></span></div><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">زمان شیطان پرستی در زمانهای بسیار قدیم و قرون اولیه آدمی در چندین زمان انجام میگرفت : اولین زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر این تصور که شیطان و خدای تاریکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هدیه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نمیگرفت خدای تاریکی و شیطان تمام انسانها را قتل عام میکردند لذا برای آرامش شیطان قربانی کردن انسان انجام میشد . این مراسم به خصوص در قبایل امریکای</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">جنوبی بسیار فراوان دیده شده است به گونه ای که اکتشافات به دست آمده وجود این قربانی کردن ها را تصدیق میکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نیز به شیوه ای خاص بنا شده بود و تزئینات خاص خود را داشت . البته قربانی کردن انسان در زمانهای دیگر نیز انجام میشد که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در یک شب کاملا تاریک انجام میشود .</div></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اعمال مراسم شیطان پرستی نیز بسیار زیاد است و به ذکر چند مورد بسنده میکنم . مهمترین اعمال آنها اعمالی است که همیشه انجام میدهند و در آن به انجام امور <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> میپردازند و همچنین از شیطان برای پیشبرد اهداف حاضرین کمک میخواهند و اگر کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا میشود . مراسم بعدی ؛ مراسم عضویت یک عضو جدید به این هیئت و مجموعه است که این کار توسط کشیش کلیسای شیطان و یا همسر وی ( بستگی به مذکر یا مونث بودن عضو جدید دارد ) انجام میشود .</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مراسم قربانی کردن : در شیطان پرستی جدید قربانی کردن مفهومی ندارد اما برای آنان که هنوز پیرو شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی هستند این کار در شبی تاریک انجام میشود . قربانی توسط آب مقدس غسل داده میشود و بر روی محراب خوابانده میشود . البته اصولا قربانی ها قبل از انجام مراسم بیهوش میشوند . و در کاملترین مراسم قربانی کردن برای شیطان ؛ قربانی پس از کشته شدن و نوشیدن خون وی توسط آتش سوزانده میشود . در این مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی کاملا بی معنی و گاها عبری انجام میگیرد .</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها برعکس انجام میشود و البته کارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد که از ذکر آنها خودداری میکنم.</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بسم الله الرحمن الرحیم</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اعمال و زمان شیطان پرستی :</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></span></div><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">زمان شیطان پرستی در زمانهای بسیار قدیم و قرون اولیه آدمی در چندین زمان انجام میگرفت : اولین زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر این تصور که شیطان و خدای تاریکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هدیه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نمیگرفت خدای تاریکی و شیطان تمام انسانها را قتل عام میکردند لذا برای آرامش شیطان قربانی کردن انسان انجام میشد . این مراسم به خصوص در قبایل امریکای</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">جنوبی بسیار فراوان دیده شده است به گونه ای که اکتشافات به دست آمده وجود این قربانی کردن ها را تصدیق میکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نیز به شیوه ای خاص بنا شده بود و تزئینات خاص خود را داشت . البته قربانی کردن انسان در زمانهای دیگر نیز انجام میشد که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در یک شب کاملا تاریک انجام میشود .</div></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اعمال مراسم شیطان پرستی نیز بسیار زیاد است و به ذکر چند مورد بسنده میکنم . مهمترین اعمال آنها اعمالی است که همیشه انجام میدهند و در آن به انجام امور <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> میپردازند و همچنین از شیطان برای پیشبرد اهداف حاضرین کمک میخواهند و اگر کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا میشود . مراسم بعدی ؛ مراسم عضویت یک عضو جدید به این هیئت و مجموعه است که این کار توسط کشیش کلیسای شیطان و یا همسر وی ( بستگی به مذکر یا مونث بودن عضو جدید دارد ) انجام میشود .</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مراسم قربانی کردن : در شیطان پرستی جدید قربانی کردن مفهومی ندارد اما برای آنان که هنوز پیرو شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی هستند این کار در شبی تاریک انجام میشود . قربانی توسط آب مقدس غسل داده میشود و بر روی محراب خوابانده میشود . البته اصولا قربانی ها قبل از انجام مراسم بیهوش میشوند . و در کاملترین مراسم قربانی کردن برای شیطان ؛ قربانی پس از کشته شدن و نوشیدن خون وی توسط آتش سوزانده میشود . در این مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی کاملا بی معنی و گاها عبری انجام میگیرد .</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها برعکس انجام میشود و البته کارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد که از ذکر آنها خودداری میکنم.</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قواعد یازده گانه شیطان پرستان]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%82%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86</link>
			<pubDate>Sat, 27 Jun 2015 22:32:27 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%82%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بسم الله الرحمن الرحیم</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قواعد یازده گانه شیطان پرستی:</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دوستان عزیز دقت داشته باشید این قواعد شامل فرایند تسخیر و کنترل انرژی نمیشود و در کل شاخه نظری شیطان پرستی هست</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۱- نباید اعتقادات خود را به دیگران بگویی، مگر آنکه از تو بپرسند.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۲- نباید زحمتهایی را که متحمل شده ای به دیگران بگویی، مگر اینکه بخواهند بشنوند.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۳- هنگامی که دروغ دیگران را می بینی، یا به آنها احترام بگذار و چیزی مگو، یا دیگر آنجا نرو.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۴- اگر میهمان با دروغ تو را اذیت کرد، بی رحمانه به او حمله کن و به او اذیت برسان. (حق او را کف دستش بگذار)</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۵- در انجام عمل <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> پیش قدم نشو، مگر اینکه کس مشخصی را برای <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">همبستر</span>	ی پیدا کنی.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۶- چیـزی را که مال تـو نیست برندار، مگـر اینکه هـزینه آن را بـه دیگران بپردازی یا فریاد بزنی و صاحبش را بیابی و خود را خلاص کنی.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۷- قبول کن قدرت از آن جادوگری است. اگر آن را درست استفاده کنی، به هر چه بخواهی دست خواهی یافت. و اگر با وجود کامیابی در استفاده از قدرت جادو، آن را انکار کنی تمام چیزهایی را که بدست آورده ای از دست خواهی داد.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۸- نباید به هر چیزی اعتراض کنی. این شما هستی که باید مورد اعتراض قرار بگیری (یعنی فقط حق داری به خودت اعتراض کنی).</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۹- به کودکان نباید هیچ آسیب کوچکی بزنی.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۱۰- نباید هیچ انسان یا حیوانی را بکشی، مگر آنکه به تو حمله کرده یا اینکه مجبور باشی آن را بخوری.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۱۱- هنگامی که خواستی در مناطق آزاد به گردش بروی، به کسی زحمت نده. اگر بعضی افراد همراه تو زحمت می کشند، به او بگو دست نگه دار. اگر دست نگه نداشت آن را خراب کن.</div></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">همانطور که آشکار و هویداست برخی از این اعتقادات درست، برخـی پـوچ و یـاوه و بعضی نیـز خنثی می باشند. اما هـر چه که هست، بسیاری از مردم فریب همین ساده گویی را خورده و نسبت به گرایش به آن افتخار کرده و خود را افرادی آگاه می پندارند، که اعتقادات راسخی دارند. </div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">نمونه دیگری که می توان در این راستا ارائه کرد، گناهان نه گانه شیطان پرستی است. این گناهان تا حدودی با گناهان مذموم در سایر ادیان مشابهت دارد. اما آنچه که جلب توجه می کند، این است که چرا شیطان پرستان چنین حدودی را برای خود قرار داده و به آن معتقد هستند؟ </div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">مگر نه اینکه اعتقاد دارند انسان نباید هیچ نیرویی را به عنوان نیروی مافوق قبول کند. و آزادی مطلق، با قبول محدودیت سازگاری ندارد!. تأمل در این مسئله می تواند بسیاری از حقایق را روشن سازد.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">موارد مذکور، آنچنان برخی را فریب داده است که همانطـور که اشاره شد، عده ای شیطان پرستی را یکی از مذاهب آئینی دانسته که می توان در کنار سایر مذاهب به آن اعتقاد داشت. و در واقع بعدی از مانیفیسم یا یونیورسالیسم را ترویج می کنند. که همه راهها، چه راههای الهی و چه راههای مادی و حتی راههای کفر آمیزی همچون شیطان پرستی، همگی به سعادت بشر منجر می شوند.</div></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به خواست خدا بزودی درباره گناهان نه گانه بحث خواهد شد ولی نکته پایانی استفاده از اعداد مقدس هست که ۱۱ و ۹ مقدسترین اعداد هستند ۱۱ عدد ابلیس هست و ۹ عدد قدرت در کابالا هست و جالب هست خداوند هم برای حقیر و ذلیل کردن شیطانپرستان و فراعنه در زمان خروج حضرت موسی کلیم الله و قوم بنی اسراییل از مصر با ۹ معجزه فرعون را شکست داده و نابود کرد</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بسم الله الرحمن الرحیم</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قواعد یازده گانه شیطان پرستی:</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دوستان عزیز دقت داشته باشید این قواعد شامل فرایند تسخیر و کنترل انرژی نمیشود و در کل شاخه نظری شیطان پرستی هست</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۱- نباید اعتقادات خود را به دیگران بگویی، مگر آنکه از تو بپرسند.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۲- نباید زحمتهایی را که متحمل شده ای به دیگران بگویی، مگر اینکه بخواهند بشنوند.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۳- هنگامی که دروغ دیگران را می بینی، یا به آنها احترام بگذار و چیزی مگو، یا دیگر آنجا نرو.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۴- اگر میهمان با دروغ تو را اذیت کرد، بی رحمانه به او حمله کن و به او اذیت برسان. (حق او را کف دستش بگذار)</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۵- در انجام عمل <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> پیش قدم نشو، مگر اینکه کس مشخصی را برای <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">همبستر</span>	ی پیدا کنی.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۶- چیـزی را که مال تـو نیست برندار، مگـر اینکه هـزینه آن را بـه دیگران بپردازی یا فریاد بزنی و صاحبش را بیابی و خود را خلاص کنی.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۷- قبول کن قدرت از آن جادوگری است. اگر آن را درست استفاده کنی، به هر چه بخواهی دست خواهی یافت. و اگر با وجود کامیابی در استفاده از قدرت جادو، آن را انکار کنی تمام چیزهایی را که بدست آورده ای از دست خواهی داد.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۸- نباید به هر چیزی اعتراض کنی. این شما هستی که باید مورد اعتراض قرار بگیری (یعنی فقط حق داری به خودت اعتراض کنی).</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۹- به کودکان نباید هیچ آسیب کوچکی بزنی.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۱۰- نباید هیچ انسان یا حیوانی را بکشی، مگر آنکه به تو حمله کرده یا اینکه مجبور باشی آن را بخوری.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">۱۱- هنگامی که خواستی در مناطق آزاد به گردش بروی، به کسی زحمت نده. اگر بعضی افراد همراه تو زحمت می کشند، به او بگو دست نگه دار. اگر دست نگه نداشت آن را خراب کن.</div></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">همانطور که آشکار و هویداست برخی از این اعتقادات درست، برخـی پـوچ و یـاوه و بعضی نیـز خنثی می باشند. اما هـر چه که هست، بسیاری از مردم فریب همین ساده گویی را خورده و نسبت به گرایش به آن افتخار کرده و خود را افرادی آگاه می پندارند، که اعتقادات راسخی دارند. </div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">نمونه دیگری که می توان در این راستا ارائه کرد، گناهان نه گانه شیطان پرستی است. این گناهان تا حدودی با گناهان مذموم در سایر ادیان مشابهت دارد. اما آنچه که جلب توجه می کند، این است که چرا شیطان پرستان چنین حدودی را برای خود قرار داده و به آن معتقد هستند؟ </div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">مگر نه اینکه اعتقاد دارند انسان نباید هیچ نیرویی را به عنوان نیروی مافوق قبول کند. و آزادی مطلق، با قبول محدودیت سازگاری ندارد!. تأمل در این مسئله می تواند بسیاری از حقایق را روشن سازد.</div></span><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">موارد مذکور، آنچنان برخی را فریب داده است که همانطـور که اشاره شد، عده ای شیطان پرستی را یکی از مذاهب آئینی دانسته که می توان در کنار سایر مذاهب به آن اعتقاد داشت. و در واقع بعدی از مانیفیسم یا یونیورسالیسم را ترویج می کنند. که همه راهها، چه راههای الهی و چه راههای مادی و حتی راههای کفر آمیزی همچون شیطان پرستی، همگی به سعادت بشر منجر می شوند.</div></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به خواست خدا بزودی درباره گناهان نه گانه بحث خواهد شد ولی نکته پایانی استفاده از اعداد مقدس هست که ۱۱ و ۹ مقدسترین اعداد هستند ۱۱ عدد ابلیس هست و ۹ عدد قدرت در کابالا هست و جالب هست خداوند هم برای حقیر و ذلیل کردن شیطانپرستان و فراعنه در زمان خروج حضرت موسی کلیم الله و قوم بنی اسراییل از مصر با ۹ معجزه فرعون را شکست داده و نابود کرد</span></div></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ</span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شیطان پرستی چیست؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F</link>
			<pubDate>Sat, 27 Jun 2015 22:09:54 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پاسخ اجمالی<br />
 <br />
 <br />
شیطان پرستی به معنای پرستش شیطان به عنوان قدرتی بسیار قویتر و مؤثرتر از قدرت واقعی یعنی خدا می باشد. در این عقیده باطل شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین و قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد که دنیا را قانونمند می‌کند. شیطان پرستان، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت مطلق از اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. پیروان این عقیده در کشور ما فعالیت های خود را به صورت مخفی آغاز کرده اند. تبلیغاتشان بیشتر از راه پارتی و مهمانی های شبانه صورت می گیرد که در آن انواع <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">مشروب</span>ات <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">الکل</span>ی و آمیختگی پسران و دختران و موسیقی بی ریشه جاز که از موسیقی یهودی گرفته شده و قرص های روان گردان و مواد مخدر مانند شیشه و کوکائین وجود دارد. آنها دارای علائم و سمبل های خاصی هستند که حاکی از عقایدشان است و گاهی در مجالس آنها و یا بر روی لباس هایشان دیده می شود؛ مانند: صلیب شکسته یا چرخ خورشید- چشمی که به همه جا می نگرد- صلیب وارونه و... .</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پاسخ اجمالی<br />
 <br />
 <br />
شیطان پرستی به معنای پرستش شیطان به عنوان قدرتی بسیار قویتر و مؤثرتر از قدرت واقعی یعنی خدا می باشد. در این عقیده باطل شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین و قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد که دنیا را قانونمند می‌کند. شیطان پرستان، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت مطلق از اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. پیروان این عقیده در کشور ما فعالیت های خود را به صورت مخفی آغاز کرده اند. تبلیغاتشان بیشتر از راه پارتی و مهمانی های شبانه صورت می گیرد که در آن انواع <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">مشروب</span>ات <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">الکل</span>ی و آمیختگی پسران و دختران و موسیقی بی ریشه جاز که از موسیقی یهودی گرفته شده و قرص های روان گردان و مواد مخدر مانند شیشه و کوکائین وجود دارد. آنها دارای علائم و سمبل های خاصی هستند که حاکی از عقایدشان است و گاهی در مجالس آنها و یا بر روی لباس هایشان دیده می شود؛ مانند: صلیب شکسته یا چرخ خورشید- چشمی که به همه جا می نگرد- صلیب وارونه و... .</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تحریم اسراییل!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%84</link>
			<pubDate>Fri, 26 Jun 2015 23:44:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%84</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://alirajabi.persiangig.com/image/news/Boycott_Israel.gif" alt="[عکس: Boycott_Israel.gif]" class="mycode_img" /></div></span></span></span><br />
<br />
قبلا در مطلب بایکوت اسراییل	<br />
/لیستی از مارکها و محصولاتی که مستقیما و رسما وابسته به لابی جهانی صهیونیست هستند و در کشورهای مختلف جهان تولید می شوند و پول آنها به حساب صهیون جهانی واریز می شود ، را معرفی کردیم تا همه با شناخت بیشتر، این مارکها را تحریم کنیم.ولی از آنجا که تحریم اسراییل یعنی تحریم هر آنچه در این کشور جعلی یا با نام این کشور جعلی تولید می شود. شما را دعوت می کنیم:  هر محصولی که بارکد آن با  729 شروع می شود مصرف نکنید تا کلیه ی تولیدات کشور محنوس و جعلی اسراییل را تحریم کنیم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://alirajabi.persiangig.com/image/news/Boycott_Israel.gif" alt="[عکس: Boycott_Israel.gif]" class="mycode_img" /></div></span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> </span> <span style="color: #0000ff;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"></span></span></span></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><a href="http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.kosmo.com.my/kosmo/pix/2009/0109/Kosmo/Rencana_Utama/ru_01.1.jpg&amp;imgrefurl=http://save-palestine-boycott-israel-america.blogspot.com/&amp;usg=__SZsK5ANq36_KnRkR__g37XjIKwE=&amp;h=312&amp;w=375&amp;sz=54&amp;hl=fa&amp;start=18&amp;zoom=1&amp;tbnid=rqKRgJtiZYvAyM:&amp;tbnh=102&amp;tbnw=122&amp;ei=DUZWTreVOMGu8QPz3piLDA&amp;prev=/images%3Fq%3Dboycott%2Bisrael%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DX%26tbm%3Disch&amp;itbs=1" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTMctRx6NMKrQfPwwyDhkXlR57UAvccE3GH0jJxtRpAmtiGxj9M2sBFKYU" alt="[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTMctRx6NMKrQfPwwyDhkX...j9M2sBFKYU]" class="mycode_img" /></a></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">
<br />
بایکوت کردن اسراییل یعنی نخریدن هر آنچه بویی از خون کودکان فلسطینی می دهد.<br />
بایکوت کردن اسراییل یعنی هم پیاله نشدن با شیطان در تجارتی که درآمد آن صرف نابودی انسانها در جهان ، خصوصا در فلسطین می شود.<br />
یعنی ...  نخریم آنچه را که شیطان می سازد...نخوریم آنچه را که شیطان میسازد....<br />
در زیر تعدادی از برند ها و مارکهایی که جزء</div></span></span></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"></span><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
<br />
<img src="http://www.inminds.com/logos/auc1.gif" alt="[عکس: auc1.gif]" class="mycode_img" /><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/bio_visu.jpg" alt="[عکس: bio_visu.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/banana1.gif" alt="[عکس: banana1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/boss1.gif" alt="[عکس: boss1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Bumble.gif" alt="[عکس: Bumble.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/cal1.gif" alt="[عکس: cal1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/buitoni.gif" alt="[عکس: buitoni.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/crw1.gif" alt="[عکس: crw1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/carr1.gif" alt="[عکس: carr1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/coke.gif" alt="[عکس: coke.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-danone.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/danone_titre.gif" alt="[عکس: danone_titre.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/clinique.gif" alt="[عکس: clinique.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dim1.gif" alt="[عکس: dim1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-disney.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/disney.gif" alt="[عکس: disney.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/donnakaran-logo.gif" alt="[عکس: donnakaran-logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/gap1.gif" alt="[عکس: gap1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/la_mer_logo.gif" alt="[عکس: la_mer_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/garnierlogo.gif" alt="[عکس: garnierlogo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/perrier.jpg" alt="[عکس: perrier.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/helena-rub.gif" alt="[عکس: helena-rub.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/JoMalone.gif" alt="[عکس: JoMalone.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/justmysizelogo.gif" alt="[عکس: justmysizelogo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/lancone.jpg" alt="[عکس: lancone.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/giorgi-arma-logo.gif" alt="[عکس: giorgi-arma-logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/libby.gif" alt="[عکس: libby.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo19.gif" alt="[عکس: logo19.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo11.gif" alt="[عکس: logo11.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo6.gif" alt="[عکس: logo6.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/loreal.gif" alt="[عکس: loreal.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Prescriptives_Logo.gif" alt="[عکس: Prescriptives_Logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/m2s2_ds.gif" alt="[عکس: m2s2_ds.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hema1.gif" alt="[عکس: hema1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-marks-and-spencer.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/m%20and%20s.jpg" alt="[عکس: m%20and%20s.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logos_kleenex.gif" alt="[عکس: logos_kleenex.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Origins_logo.gif" alt="[عکس: Origins_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/mayb_photo1.jpg" alt="[عکس: mayb_photo1.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/maggi.gif" alt="[عکس: maggi.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nestle_banner.gif" alt="[عکس: nestle_banner.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/rochelogo.gif" alt="[عکس: rochelogo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/pry1.gif" alt="[عکس: pry1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/redkenhaut.gif" alt="[عکس: redkenhaut.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ral1.gif" alt="[عکس: ral1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/plan1.gif" alt="[عکس: plan1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/vichy3.gif" alt="[عکس: vichy3.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-selfridges.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/selfridges-logo.gif" alt="[عکس: selfridges-logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sm_shreddies.gif" alt="[عکس: sm_shreddies.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/str1.gif" alt="[عکس: str1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/tommy_logo.gif" alt="[عکس: tommy_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sm_kitkat.gif" alt="[عکس: sm_kitkat.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/vittel.jpg" alt="[عکس: vittel.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/vic1.gif" alt="[عکس: vic1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ambipur.gif" alt="[عکس: ambipur.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/wonderbra.gif" alt="[عکس: wonderbra.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-johnson-and-johnson.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Johnson.gif" alt="[عکس: Johnson.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/aoste.gif" alt="[عکس: aoste.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/douwe.gif" alt="[عکس: douwe.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kiwi.gif" alt="[عکس: kiwi.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/bali.gif" alt="[عکس: bali.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hanes.gif" alt="[عکس: hanes.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/leggs.gif" alt="[عکس: leggs.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/bryan.gif" alt="[عکس: bryan.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hanes_hosiery.gif" alt="[عکس: hanes_hosiery.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/lovable.gif" alt="[عکس: lovable.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/champion.gif" alt="[عکس: champion.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hillshire.gif" alt="[عکس: hillshire.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/saralee.gif" alt="[عکس: saralee.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/outer.gif" alt="[عکس: outer.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/pickwick.gif" alt="[عکس: pickwick.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-revlon.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/revlon.jpg" alt="[عکس: revlon.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ball_park.gif" alt="[عکس: ball_park.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/jimmy_dean.gif" alt="[عکس: jimmy_dean.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kotex.jpg" alt="[عکس: kotex.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sanex.gif" alt="[عکس: sanex.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/maison.gif" alt="[عکس: maison.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/huggies.jpg" alt="[عکس: huggies.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/superior.gif" alt="[عکس: superior.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-lewis-trust.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/river-island.jpg" alt="[عکس: river-island.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kimberly.jpg" alt="[عکس: kimberly.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nur_die.gif" alt="[عکس: nur_die.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/wbcc_logo.gif" alt="[عکس: wbcc_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_mast.gif" alt="[عکس: logo_mast.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_express.gif" alt="[عکس: logo_express.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-expo.gif" alt="[عکس: dp-expo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-george.jpg" alt="[عکس: dp-george.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_structure.gif" alt="[عکس: logo_structure.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-village.gif" alt="[عکس: dp-village.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_lerner.gif" alt="[عکس: logo_lerner.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/pilao.gif" alt="[عکس: pilao.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-mw.gif" alt="[عکس: dp-mw.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_henribendel.gif" alt="[عکس: logo_henribendel.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/intimate_logo.gif" alt="[عکس: intimate_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_limited.gif" alt="[عکس: logo_limited.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_nyco.gif" alt="[عکس: logo_nyco.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/homedepot.gif" alt="[عکس: homedepot.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-apex.gif" alt="[عکس: dp-apex.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Dr.Pepper.jpg" alt="[عکس: Dr.Pepper.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/fanta.gif" alt="[عکس: fanta.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sprite.gif" alt="[عکس: sprite.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/schweppes_logo.jpg" alt="[عکس: schweppes_logo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/liltman.jpg" alt="[عکس: liltman.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/fruitopia-grap.jpg" alt="[عکس: fruitopia-grap.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sunkist_orange_logo.jpg" alt="[عکس: sunkist_orange_logo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kia_ora_logo.jpg" alt="[عکس: kia_ora_logo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/time-mag.gif" alt="[عکس: time-mag.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/icq.gif" alt="[عکس: icq.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/aol.gif" alt="[عکس: aol.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/cnn_logo_260.gif" alt="[عکس: cnn_logo_260.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nokia.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nokia.gif" alt="[عکس: nokia.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-ibm.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ibm.gif" alt="[عکس: ibm.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sky.gif" alt="[عکس: sky.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/fox.jpg" alt="[عکس: fox.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/star.jpg" alt="[عکس: star.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/natgeo.jpg" alt="[عکس: natgeo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/standard.jpg" alt="[عکس: standard.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/newyorkpost.jpg" alt="[عکس: newyorkpost.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/newsoftheworld.jpg" alt="[عکس: newsoftheworld.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sun.jpg" alt="[عکس: sun.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/times.jpg" alt="[عکس: times.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/telegraph.jpg" alt="[عکس: telegraph.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/harper.jpg" alt="[عکس: harper.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nurseryworld.jpg" alt="[عکس: nurseryworld.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-intel.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/intel.gif" alt="[عکس: intel.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/gossard_logo.gif" alt="[عکس: gossard_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-starbucks.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/starbucks2.gif" alt="[عکس: starbucks2.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-mcdonalds.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/mac.gif" alt="[عکس: mac.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-timberland.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/timberland.gif" alt="[عکس: timberland.gif]" class="mycode_img" /></a></span></span></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
</span></div></span></span></div></span></div></div>
<br />
<br />
<span style="font-size: large;" class="mycode_size">برای کسب اطلاعات بیشتر و اسناد مربوط به هر مارک روی آن کلیک کنید<br />
<br />
با آرزوی ازادی فلسطین و نابودی لانه شیاطین اسراییل.......<br />
ان شاء ا..</span>.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://alirajabi.persiangig.com/image/news/Boycott_Israel.gif" alt="[عکس: Boycott_Israel.gif]" class="mycode_img" /></div></span></span></span><br />
<br />
قبلا در مطلب بایکوت اسراییل	<br />
/لیستی از مارکها و محصولاتی که مستقیما و رسما وابسته به لابی جهانی صهیونیست هستند و در کشورهای مختلف جهان تولید می شوند و پول آنها به حساب صهیون جهانی واریز می شود ، را معرفی کردیم تا همه با شناخت بیشتر، این مارکها را تحریم کنیم.ولی از آنجا که تحریم اسراییل یعنی تحریم هر آنچه در این کشور جعلی یا با نام این کشور جعلی تولید می شود. شما را دعوت می کنیم:  هر محصولی که بارکد آن با  729 شروع می شود مصرف نکنید تا کلیه ی تولیدات کشور محنوس و جعلی اسراییل را تحریم کنیم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://alirajabi.persiangig.com/image/news/Boycott_Israel.gif" alt="[عکس: Boycott_Israel.gif]" class="mycode_img" /></div></span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"> </span> <span style="color: #0000ff;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"></span></span></span></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><a href="http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.kosmo.com.my/kosmo/pix/2009/0109/Kosmo/Rencana_Utama/ru_01.1.jpg&amp;imgrefurl=http://save-palestine-boycott-israel-america.blogspot.com/&amp;usg=__SZsK5ANq36_KnRkR__g37XjIKwE=&amp;h=312&amp;w=375&amp;sz=54&amp;hl=fa&amp;start=18&amp;zoom=1&amp;tbnid=rqKRgJtiZYvAyM:&amp;tbnh=102&amp;tbnw=122&amp;ei=DUZWTreVOMGu8QPz3piLDA&amp;prev=/images%3Fq%3Dboycott%2Bisrael%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DX%26tbm%3Disch&amp;itbs=1" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTMctRx6NMKrQfPwwyDhkXlR57UAvccE3GH0jJxtRpAmtiGxj9M2sBFKYU" alt="[عکس: images?q=tbn:ANd9GcTMctRx6NMKrQfPwwyDhkX...j9M2sBFKYU]" class="mycode_img" /></a></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">
<br />
بایکوت کردن اسراییل یعنی نخریدن هر آنچه بویی از خون کودکان فلسطینی می دهد.<br />
بایکوت کردن اسراییل یعنی هم پیاله نشدن با شیطان در تجارتی که درآمد آن صرف نابودی انسانها در جهان ، خصوصا در فلسطین می شود.<br />
یعنی ...  نخریم آنچه را که شیطان می سازد...نخوریم آنچه را که شیطان میسازد....<br />
در زیر تعدادی از برند ها و مارکهایی که جزء</div></span></span></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"></span><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
<br />
<img src="http://www.inminds.com/logos/auc1.gif" alt="[عکس: auc1.gif]" class="mycode_img" /><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/bio_visu.jpg" alt="[عکس: bio_visu.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/banana1.gif" alt="[عکس: banana1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/boss1.gif" alt="[عکس: boss1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Bumble.gif" alt="[عکس: Bumble.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/cal1.gif" alt="[عکس: cal1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/buitoni.gif" alt="[عکس: buitoni.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/crw1.gif" alt="[عکس: crw1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/carr1.gif" alt="[عکس: carr1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/coke.gif" alt="[عکس: coke.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-danone.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/danone_titre.gif" alt="[عکس: danone_titre.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/clinique.gif" alt="[عکس: clinique.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dim1.gif" alt="[عکس: dim1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-disney.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/disney.gif" alt="[عکس: disney.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/donnakaran-logo.gif" alt="[عکس: donnakaran-logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/gap1.gif" alt="[عکس: gap1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/la_mer_logo.gif" alt="[عکس: la_mer_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/garnierlogo.gif" alt="[عکس: garnierlogo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/perrier.jpg" alt="[عکس: perrier.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/helena-rub.gif" alt="[عکس: helena-rub.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/JoMalone.gif" alt="[عکس: JoMalone.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/justmysizelogo.gif" alt="[عکس: justmysizelogo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/lancone.jpg" alt="[عکس: lancone.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/giorgi-arma-logo.gif" alt="[عکس: giorgi-arma-logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/libby.gif" alt="[عکس: libby.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo19.gif" alt="[عکس: logo19.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo11.gif" alt="[عکس: logo11.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo6.gif" alt="[عکس: logo6.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/loreal.gif" alt="[عکس: loreal.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Prescriptives_Logo.gif" alt="[عکس: Prescriptives_Logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/m2s2_ds.gif" alt="[عکس: m2s2_ds.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hema1.gif" alt="[عکس: hema1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-marks-and-spencer.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/m%20and%20s.jpg" alt="[عکس: m%20and%20s.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logos_kleenex.gif" alt="[عکس: logos_kleenex.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Origins_logo.gif" alt="[عکس: Origins_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/mayb_photo1.jpg" alt="[عکس: mayb_photo1.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/maggi.gif" alt="[عکس: maggi.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nestle_banner.gif" alt="[عکس: nestle_banner.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/rochelogo.gif" alt="[عکس: rochelogo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/pry1.gif" alt="[عکس: pry1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/redkenhaut.gif" alt="[عکس: redkenhaut.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ral1.gif" alt="[عکس: ral1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/plan1.gif" alt="[عکس: plan1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-l-oreal.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/vichy3.gif" alt="[عکس: vichy3.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-selfridges.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/selfridges-logo.gif" alt="[عکس: selfridges-logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sm_shreddies.gif" alt="[عکس: sm_shreddies.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/str1.gif" alt="[عکس: str1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-estee-lauder.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/tommy_logo.gif" alt="[عکس: tommy_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sm_kitkat.gif" alt="[عکس: sm_kitkat.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nestle.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/vittel.jpg" alt="[عکس: vittel.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-delta-galil.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/vic1.gif" alt="[عکس: vic1.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ambipur.gif" alt="[عکس: ambipur.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/wonderbra.gif" alt="[عکس: wonderbra.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-johnson-and-johnson.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Johnson.gif" alt="[عکس: Johnson.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/aoste.gif" alt="[عکس: aoste.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/douwe.gif" alt="[عکس: douwe.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kiwi.gif" alt="[عکس: kiwi.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/bali.gif" alt="[عکس: bali.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hanes.gif" alt="[عکس: hanes.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/leggs.gif" alt="[عکس: leggs.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/bryan.gif" alt="[عکس: bryan.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hanes_hosiery.gif" alt="[عکس: hanes_hosiery.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/lovable.gif" alt="[عکس: lovable.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/champion.gif" alt="[عکس: champion.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/hillshire.gif" alt="[عکس: hillshire.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/saralee.gif" alt="[عکس: saralee.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/outer.gif" alt="[عکس: outer.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/pickwick.gif" alt="[عکس: pickwick.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-revlon.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/revlon.jpg" alt="[عکس: revlon.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ball_park.gif" alt="[عکس: ball_park.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/jimmy_dean.gif" alt="[عکس: jimmy_dean.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kotex.jpg" alt="[عکس: kotex.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sanex.gif" alt="[عکس: sanex.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/maison.gif" alt="[عکس: maison.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/huggies.jpg" alt="[عکس: huggies.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/superior.gif" alt="[عکس: superior.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-lewis-trust.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/river-island.jpg" alt="[عکس: river-island.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-kimberly-clark.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kimberly.jpg" alt="[عکس: kimberly.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nur_die.gif" alt="[عکس: nur_die.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/wbcc_logo.gif" alt="[عکس: wbcc_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_mast.gif" alt="[عکس: logo_mast.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_express.gif" alt="[عکس: logo_express.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-expo.gif" alt="[عکس: dp-expo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-george.jpg" alt="[عکس: dp-george.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_structure.gif" alt="[عکس: logo_structure.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-village.gif" alt="[عکس: dp-village.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_lerner.gif" alt="[عکس: logo_lerner.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/pilao.gif" alt="[عکس: pilao.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-mw.gif" alt="[عکس: dp-mw.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_henribendel.gif" alt="[عکس: logo_henribendel.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/intimate_logo.gif" alt="[عکس: intimate_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_limited.gif" alt="[عکس: logo_limited.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-limited.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/logo_nyco.gif" alt="[عکس: logo_nyco.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/homedepot.gif" alt="[عکس: homedepot.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-home-depot.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/dp-apex.gif" alt="[عکس: dp-apex.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/Dr.Pepper.jpg" alt="[عکس: Dr.Pepper.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/fanta.gif" alt="[عکس: fanta.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sprite.gif" alt="[عکس: sprite.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/schweppes_logo.jpg" alt="[عکس: schweppes_logo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/liltman.jpg" alt="[عکس: liltman.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/fruitopia-grap.jpg" alt="[عکس: fruitopia-grap.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sunkist_orange_logo.jpg" alt="[عکس: sunkist_orange_logo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-coca-cola.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/kia_ora_logo.jpg" alt="[عکس: kia_ora_logo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/time-mag.gif" alt="[عکس: time-mag.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/icq.gif" alt="[عکس: icq.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/aol.gif" alt="[عکس: aol.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-aol.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/cnn_logo_260.gif" alt="[عکس: cnn_logo_260.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-nokia.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nokia.gif" alt="[عکس: nokia.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-ibm.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/ibm.gif" alt="[عکس: ibm.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sky.gif" alt="[عکس: sky.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/fox.jpg" alt="[عکس: fox.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/star.jpg" alt="[عکس: star.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/natgeo.jpg" alt="[عکس: natgeo.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/standard.jpg" alt="[عکس: standard.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/newyorkpost.jpg" alt="[عکس: newyorkpost.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/newsoftheworld.jpg" alt="[عکس: newsoftheworld.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/sun.jpg" alt="[عکس: sun.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/times.jpg" alt="[عکس: times.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/telegraph.jpg" alt="[عکس: telegraph.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/harper.jpg" alt="[عکس: harper.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-news-corporation.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/nurseryworld.jpg" alt="[عکس: nurseryworld.jpg]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-intel.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/intel.gif" alt="[عکس: intel.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-sara-lee.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/gossard_logo.gif" alt="[عکس: gossard_logo.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-starbucks.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/starbucks2.gif" alt="[عکس: starbucks2.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-mcdonalds.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/mac.gif" alt="[عکس: mac.gif]" class="mycode_img" /></a><a href="http://www.inminds.com/boycott-timberland.html" target="_blank" class="mycode_url"><img src="http://www.inminds.com/logos/timberland.gif" alt="[عکس: timberland.gif]" class="mycode_img" /></a></span></span></span></span><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
</span></div></span></span></div></span></div></div>
<br />
<br />
<span style="font-size: large;" class="mycode_size">برای کسب اطلاعات بیشتر و اسناد مربوط به هر مارک روی آن کلیک کنید<br />
<br />
با آرزوی ازادی فلسطین و نابودی لانه شیاطین اسراییل.......<br />
ان شاء ا..</span>.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[توهین شرکت اپل به مقدسات]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D9%BE%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA</link>
			<pubDate>Fri, 26 Jun 2015 23:43:25 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D9%BE%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">شرکت معروف آمریکایی Apple سازنده گوشی های آیفون و آی پد و کامپیوترهای خانگی و قابل حمل است، اقدام به ساخت فروشگاهی به شکل کعبه در خیابان پنجم نیویورک کرده است</span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">این شرکت آمریکایی برای جلب مشتری اقدام به سرو <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">مشروب</span>ات <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">الکل</span>ی در این مکان کرده است و چون این معماری هر فردی را به یاد ساختمان کعبه و مسلمانان می اندازد تصویری بدی را در ذهن تداعی می کند. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">در مورد ساخت این بنا مجامع اسلامی نیویورک و آمریکا و همچنین وبلاگ نویسان مستقل آمریکای شمالی به اعتراض رسمی پرداخته اند. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">البته نیویورک چند وقتی است شاهد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">مشروب</span>خانه هایی با نام های اسلامی چون "مکه" است و عموم مسلمانان این شهر نسبت این نام گذاری معترضند. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">این مطلب که توسط مهدی عباسی مهر نوشته شده است در ادامه نوشته است هر از چند گاهی توسط رسانه ها و شرکت ها و دولت های غربی توهین غیرمستقیم و مستقیم به مقدسات دینی مسلمانان می شود، همانند توهین روزنامه دانمارکی و اروپایی به حضرت رسول و یا اظهارات برخی سران کشورهای اروپایی. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">به گفته برخی مفسران سیاسی اسلامی، این اقدامات بعضا به عنوان محک هایی برای تشخیص حساسیت مسلمانان به مقدسات خود به حساب می آید. به گفته فوکویاما، جامعه ای آمادگی پذیرایی از لشکرکشی فرهنگی و نظامی سلطه را خواهد داشت که نسبت به موطن و مقدسات دینی و ملی خود بی توجه شود.</span><br />
<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">[b]<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://www.sedayeshia.com/Userfiles/Apple_Mecca.jpg" alt="[عکس: Apple_Mecca.jpg]" class="mycode_img" /><img src="http://www.sedayeshia.com/Userfiles/apple3.JPG" alt="[عکس: apple3.JPG]" class="mycode_img" /></span></span></div></span>[/b]<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></span></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">شرکت معروف آمریکایی Apple سازنده گوشی های آیفون و آی پد و کامپیوترهای خانگی و قابل حمل است، اقدام به ساخت فروشگاهی به شکل کعبه در خیابان پنجم نیویورک کرده است</span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">این شرکت آمریکایی برای جلب مشتری اقدام به سرو <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">مشروب</span>ات <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">الکل</span>ی در این مکان کرده است و چون این معماری هر فردی را به یاد ساختمان کعبه و مسلمانان می اندازد تصویری بدی را در ذهن تداعی می کند. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">در مورد ساخت این بنا مجامع اسلامی نیویورک و آمریکا و همچنین وبلاگ نویسان مستقل آمریکای شمالی به اعتراض رسمی پرداخته اند. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">البته نیویورک چند وقتی است شاهد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">مشروب</span>خانه هایی با نام های اسلامی چون "مکه" است و عموم مسلمانان این شهر نسبت این نام گذاری معترضند. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">این مطلب که توسط مهدی عباسی مهر نوشته شده است در ادامه نوشته است هر از چند گاهی توسط رسانه ها و شرکت ها و دولت های غربی توهین غیرمستقیم و مستقیم به مقدسات دینی مسلمانان می شود، همانند توهین روزنامه دانمارکی و اروپایی به حضرت رسول و یا اظهارات برخی سران کشورهای اروپایی. </span><br />
<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font">به گفته برخی مفسران سیاسی اسلامی، این اقدامات بعضا به عنوان محک هایی برای تشخیص حساسیت مسلمانان به مقدسات خود به حساب می آید. به گفته فوکویاما، جامعه ای آمادگی پذیرایی از لشکرکشی فرهنگی و نظامی سلطه را خواهد داشت که نسبت به موطن و مقدسات دینی و ملی خود بی توجه شود.</span><br />
<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><br />
</span></div><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align">[b]<span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://www.sedayeshia.com/Userfiles/Apple_Mecca.jpg" alt="[عکس: Apple_Mecca.jpg]" class="mycode_img" /><img src="http://www.sedayeshia.com/Userfiles/apple3.JPG" alt="[عکس: apple3.JPG]" class="mycode_img" /></span></span></div></span>[/b]<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
</span></span></div><div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><span style="font-family: tahoma;" class="mycode_font"></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[علاقه شهرداری تهران به شیطان !]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86</link>
			<pubDate>Fri, 26 Jun 2015 23:41:39 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://media.farsnews.com/Media/8909/Images/jpg/A0955/A0955506.jpg" alt="[عکس: A0955506.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چشم شیطان هم حکایتی عجیب پیدا کرده است. <br />
<br />
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، بعضا در وبلاگ ها در مورد نصب نمادهای شیطان پرستی و فراماسونری در اماکن متعلق به شهرداری تهران ابراز نگرانی کرده و با توجه به فراوانی این نماد، آنرا نه اتفاقی که مبتنی بر برنامه ریزی دانسته است.متن این یادداشت بدین شرح است: <br />
چندی پیش خبرگزاری فارس از استفاده از این نماد بارز شیطان‌پرستی در ایستگاه متروی چهارراه ولی‌عصر خبر داد. ماجرا وقتی داغ شد که شهرداری تهران آن را تکذیب کرد و فارس هم مجبور شد فیلم و عکس‌های «چشم لوسیفر» را منتشر کند تا دست آخر شهرداری مجبور شود با پذیرش تلویحی این مطلب، قول اصلاح آن را تا دهه فجر بدهد.<br />
<br />
<br />
اما این همه ماجرا نبود چرا که بعد از آن معلوم شد بقیه ایستگاه‌های مترو هم از «چشم لوسیفر» بی‌نصیب نیستند و این «چشم» به‌اصطلاح شیطان‌پرستان «جهان‌بین» در سرتاسر ایستگاه‌های مترو حضوری فعال دارد. <br />
<br />
ماجرا بازهم ادامه پیدا کرد تا اینکه شهرداری تهران درپی کار و تلاش شبانه‌روزی برای خدمت‌رسانی بیشتر به مردم و تغییر دوره‌ای دکورآسیون شهر برای رفع خستگی چشم تهرانی‌ها، تصمیم گرفت سکوهای ایستگاه‌های اتو<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> خیابان ولی‌عصر که همین دو سه سال پیش عوض کرده بود را دوباره تغییر بدهد. اما دست بر قضا، این «لوسیفر» گویا دست‌بردار نیست و به «چشم»چرانی خود این‌بار نه در زیر زمین، بلکه در لابه‌لای نرده‌های ایستگاه‌های جدید پرداخته و درست وسط هریک از این نرده‌های شیک و گران‌قیمت که تهرانی‌ها شاید بعدها بفهمند چندبرابر قیمت برایشان تمام شده، یکی از «چشم»ها مشغول چشم‌چرانی است. <br />
<br />
راستش من هم این خبر را توی برخی وبلاگ‌ها دیده بودم اما امروز داشتم از خیابان ولی‌عصر(عج) رد می‌شدم که دیدم یکی از این «چشم»ها بدجوری به من خیره شده، گفتم یک‌جوری از خجالتش دربیایم. <br />
<br />
حالا این‌ها غیر از نمادهای «آبلیسک» یا همان «شیطانک» نصب شده در پارک محله قدیم خودمان توی هفت‌چنار است. عجیب هست که درست روبه‌روی مجسد المهدی(عج) میدان بریانک، توی محوطه چمن‌کاری شده این پارک، سه‌تا از این نمادها نصب شده. <br />
<br />
نمی‌دانم این «لوسیفر» چه پدرکشتگی‌ای با امام زمان ما(روحی فداه و عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) دارد که بیشتر دور و بر مکان‌هایی با اسم آن بزرگوار پرسه می‌زند. <br />
<br />
راستی چرا شهرداری تهران با وجود اینکه می‌داند این «چشم»ها نماد شیطان هستند، اصرار دارد که توی کارهایش از این چشم‌ها استفاده کند؟ شاید اول کارهایشان «اعوذ بالله من‌الشیطان‌الرجیم» نمی‌گویند. آخر می‌دانید که حدیث داریم حتی هنگام انعقاد نطفه هم اگر اعوذبالله گفته نشود، شیطان خود را در آن نطفه شریک می‌کند. <br />
<br />
این را هم بگویم که زمان شهرداری کرباسچی یادم هست که شهرداری تهران در اقدامی خبیثانه، اسامی شهدا را از کوی و برزن‌ها حذف می‌کرد. حتی خیابانی که خانه پدری ما توی آن بود را از شهید عرب به محمدی(اسم سابق آن) تغییر نام داده بودند ولی بچه‌ها رفتند تابلوهای جدید را کندند و چندجای این خیابان روی دیوار نوشتند «خیابان شهید عرب» تا اینکه شهرداری مجبور شد دوباره نام زیبای «شهید عرب» را بر روی تابلوی این خیابان بنویسد. بعد هم معلوم شد که مدیران شهرداری تصمیم گرفته‌اند به‌صورت کاملا ملایمت‌آمیز از تهران «شهیدزدایی» کنند. یعنی اسامی شهدا را از خیابان‌ها پایین بکشند و هرجا اعتراض شد آن را دوباره برگردانند و اگر اعتراضی هم نشد که فبهاالمراد..</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://media.farsnews.com/Media/8909/Images/jpg/A0955/A0955506.jpg" alt="[عکس: A0955506.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چشم شیطان هم حکایتی عجیب پیدا کرده است. <br />
<br />
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، بعضا در وبلاگ ها در مورد نصب نمادهای شیطان پرستی و فراماسونری در اماکن متعلق به شهرداری تهران ابراز نگرانی کرده و با توجه به فراوانی این نماد، آنرا نه اتفاقی که مبتنی بر برنامه ریزی دانسته است.متن این یادداشت بدین شرح است: <br />
چندی پیش خبرگزاری فارس از استفاده از این نماد بارز شیطان‌پرستی در ایستگاه متروی چهارراه ولی‌عصر خبر داد. ماجرا وقتی داغ شد که شهرداری تهران آن را تکذیب کرد و فارس هم مجبور شد فیلم و عکس‌های «چشم لوسیفر» را منتشر کند تا دست آخر شهرداری مجبور شود با پذیرش تلویحی این مطلب، قول اصلاح آن را تا دهه فجر بدهد.<br />
<br />
<br />
اما این همه ماجرا نبود چرا که بعد از آن معلوم شد بقیه ایستگاه‌های مترو هم از «چشم لوسیفر» بی‌نصیب نیستند و این «چشم» به‌اصطلاح شیطان‌پرستان «جهان‌بین» در سرتاسر ایستگاه‌های مترو حضوری فعال دارد. <br />
<br />
ماجرا بازهم ادامه پیدا کرد تا اینکه شهرداری تهران درپی کار و تلاش شبانه‌روزی برای خدمت‌رسانی بیشتر به مردم و تغییر دوره‌ای دکورآسیون شهر برای رفع خستگی چشم تهرانی‌ها، تصمیم گرفت سکوهای ایستگاه‌های اتو<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> خیابان ولی‌عصر که همین دو سه سال پیش عوض کرده بود را دوباره تغییر بدهد. اما دست بر قضا، این «لوسیفر» گویا دست‌بردار نیست و به «چشم»چرانی خود این‌بار نه در زیر زمین، بلکه در لابه‌لای نرده‌های ایستگاه‌های جدید پرداخته و درست وسط هریک از این نرده‌های شیک و گران‌قیمت که تهرانی‌ها شاید بعدها بفهمند چندبرابر قیمت برایشان تمام شده، یکی از «چشم»ها مشغول چشم‌چرانی است. <br />
<br />
راستش من هم این خبر را توی برخی وبلاگ‌ها دیده بودم اما امروز داشتم از خیابان ولی‌عصر(عج) رد می‌شدم که دیدم یکی از این «چشم»ها بدجوری به من خیره شده، گفتم یک‌جوری از خجالتش دربیایم. <br />
<br />
حالا این‌ها غیر از نمادهای «آبلیسک» یا همان «شیطانک» نصب شده در پارک محله قدیم خودمان توی هفت‌چنار است. عجیب هست که درست روبه‌روی مجسد المهدی(عج) میدان بریانک، توی محوطه چمن‌کاری شده این پارک، سه‌تا از این نمادها نصب شده. <br />
<br />
نمی‌دانم این «لوسیفر» چه پدرکشتگی‌ای با امام زمان ما(روحی فداه و عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) دارد که بیشتر دور و بر مکان‌هایی با اسم آن بزرگوار پرسه می‌زند. <br />
<br />
راستی چرا شهرداری تهران با وجود اینکه می‌داند این «چشم»ها نماد شیطان هستند، اصرار دارد که توی کارهایش از این چشم‌ها استفاده کند؟ شاید اول کارهایشان «اعوذ بالله من‌الشیطان‌الرجیم» نمی‌گویند. آخر می‌دانید که حدیث داریم حتی هنگام انعقاد نطفه هم اگر اعوذبالله گفته نشود، شیطان خود را در آن نطفه شریک می‌کند. <br />
<br />
این را هم بگویم که زمان شهرداری کرباسچی یادم هست که شهرداری تهران در اقدامی خبیثانه، اسامی شهدا را از کوی و برزن‌ها حذف می‌کرد. حتی خیابانی که خانه پدری ما توی آن بود را از شهید عرب به محمدی(اسم سابق آن) تغییر نام داده بودند ولی بچه‌ها رفتند تابلوهای جدید را کندند و چندجای این خیابان روی دیوار نوشتند «خیابان شهید عرب» تا اینکه شهرداری مجبور شد دوباره نام زیبای «شهید عرب» را بر روی تابلوی این خیابان بنویسد. بعد هم معلوم شد که مدیران شهرداری تصمیم گرفته‌اند به‌صورت کاملا ملایمت‌آمیز از تهران «شهیدزدایی» کنند. یعنی اسامی شهدا را از خیابان‌ها پایین بکشند و هرجا اعتراض شد آن را دوباره برگردانند و اگر اعتراضی هم نشد که فبهاالمراد..</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روش عجیب روزه‌داری در هند !]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF</link>
			<pubDate>Sat, 20 Dec 2014 05:14:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"> <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http:///fa/news/82165/عکس-روش-عجیب-روزه‌داری-در-هند" target="_blank" class="mycode_url">روش عجیب روزه‌داری در هند </a></span></div> پیروان یکی از ادیان در هندوستان روش عجیبی برای روزه گرفتن دارند؛ آنها تا سر حد مرگ روزه می‌گیرند. <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">روزه داری یکی از بخش های دینی است که در ادیان مختلف وجود دارد و ما در دین اسلام نیز هر ساله در ماه رمضان روزه می گیرم اما در هندوستان روزه داری را به نوعی بسیار عجیب برگزار می کنند که می تواند باعث مرگ افراد نیز بشود.<br />
یکی از ادیانی که در هندوستان وجود دارد با نام "Jainism" شناخته می شود. در این دین مردم باید هر ساله یک روزه خاص و عجیب بگیرند. آن ها در محلی دور هم جمع می شوند و تا سر حد مرگ روزه می گیرند.<br />
در این مراسم که با نام "Santhara" شناخته می شود بیشتر خانم ها شرکت می کنند و اغلب افرادی هستند که مریضی خاصی دارند یا در انتظار مرگ هستند. البته دیده شده است که افراد سالم و سرحال نیز در این مراسم شرکت کنند.<br />
<br />
طولانی ترین زمان روزه داری در دست فردی به نام "راجاستانی" است که در سال 2009 توانست 87 روز بدون آب و غذا زنده بماند. در لحظات آخر مرگش نزدیک به 20 هزار نفر برای دیدن او آمده بودند و پس از مرگش برای این روزه داری جشن بپا کردند.</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"> <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http:///fa/news/82165/عکس-روش-عجیب-روزه‌داری-در-هند" target="_blank" class="mycode_url">روش عجیب روزه‌داری در هند </a></span></div> پیروان یکی از ادیان در هندوستان روش عجیبی برای روزه گرفتن دارند؛ آنها تا سر حد مرگ روزه می‌گیرند. <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">روزه داری یکی از بخش های دینی است که در ادیان مختلف وجود دارد و ما در دین اسلام نیز هر ساله در ماه رمضان روزه می گیرم اما در هندوستان روزه داری را به نوعی بسیار عجیب برگزار می کنند که می تواند باعث مرگ افراد نیز بشود.<br />
یکی از ادیانی که در هندوستان وجود دارد با نام "Jainism" شناخته می شود. در این دین مردم باید هر ساله یک روزه خاص و عجیب بگیرند. آن ها در محلی دور هم جمع می شوند و تا سر حد مرگ روزه می گیرند.<br />
در این مراسم که با نام "Santhara" شناخته می شود بیشتر خانم ها شرکت می کنند و اغلب افرادی هستند که مریضی خاصی دارند یا در انتظار مرگ هستند. البته دیده شده است که افراد سالم و سرحال نیز در این مراسم شرکت کنند.<br />
<br />
طولانی ترین زمان روزه داری در دست فردی به نام "راجاستانی" است که در سال 2009 توانست 87 روز بدون آب و غذا زنده بماند. در لحظات آخر مرگش نزدیک به 20 هزار نفر برای دیدن او آمده بودند و پس از مرگش برای این روزه داری جشن بپا کردند.</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شما با چه سرعتی از پل صراط عبور می کنید؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%84-%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%B7-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF%D8%9F</link>
			<pubDate>Sun, 30 Nov 2014 10:15:43 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%84-%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%B7-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.beytoote.com/religious/tenet/cross2-bridge.html" target="_blank" class="mycode_url"> </a> <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چرا ما آدما در مقابل هشدارهای قرآن بی تفاویم و خیلی راحت از کنارش میگذری و هیچ تحولی در زندگیمان ایجاد نمی شود؟</span><br />
<br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">علت اینکه ما احتمالاً به یکی از دو آفت زیر مبتلا شدیم:</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1-</span> مبتلا به بیماری ضعف ایمان و کمبود یقین  هستیم و در یک کلمه قیامت باورمان نشده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2-</span>  غرور بی جا  نسبت به رحمت خدا  و شفاعت اولیاء خدا در فکر ما به وجود  آورده و کار ما را به بی پروایی و بی مبالاتی در امر دین خدا کشیده است.<br />
<br />
در صورتی که همین یک آیه از قرآن کریم باید برای ما کافی باشد و ما را دگرگون سازد.<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">"وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا"</span><br />
<br />
و هیچ كس از شما نیست مگر [اینكه‏] در آن وارد مى‏گردد. این [امر] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است. (آیه 71، سوره مبارکه مریم)<br />
<br />
آنگاه  آنان را که پرهیزگار بودن نجات می دهیم و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تجاوز</span>گران را در میان جهنم به  زانو در می آوریم. البته مقصود از ورود به جهنم، اشراف پیدا کردن به جهنم  است که لازمه ی عبور از صراط است و صراط از متن جهنم کشیده شده و همه باید  از آن عبور کنند تا به بهشت برسند یا در بین راه به میان جهنم سقوط کنند.<br />
<br />
بله،  همین یک آیه کافیه که انسان را بلرزاند تا پیش خود فکر کند که ورودم به  جهنم حتمی و نجاتم مشکوک است. نمی دانم از الذین اتقوا هستم که ناجی باشم  یا از ظالمینم که هلاک گردم؟<br />
<br />
قلب انسان مومن از این آیه پیوسته  ترسان و چشمش گریان است تا لحظه ای که خود را ببیند که به سلامت از صراط  عبور کرده و مقابل درب ورودی بهشت ندای بشارت آمیز خازن جنت را بشنود که:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">"سَلَامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ " (آیه 73 سوره مبارکه زمر)</span><br />
خوش آمدید! داخل شوید و با سلامت و امنیت همیشگی خوش باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color">چرا همه وارد جهنم می شوند؟</span></span><br />
سرّش‌  اینست که‌ جهنّم‌ در آخرت‌ مظهر دنیاست‌ در اینجا، و انبیاء و ائمّه‌ و  اولیاء هم‌ در این‌ دنیا آمدند، پس‌ همه‌ در جهنّم‌ آمدند و از این‌ جهنّم‌  باید به‌ بهشت‌ بروند. چون‌ دنیا پل‌ آخرت ‌ و جهنّم‌ پل‌ بهشت‌ است‌، و  رسیدن‌ به‌ بهشت‌ و مقام‌ قرب‌ حضرت‌ حقّ بدون‌ آمدن‌ در دنیا و مجاهدات‌  نفسانیه‌ ممکن‌ نیست‌؛ پس‌ همه‌ باید در این‌ جهنّم‌ بیایند و سپس‌ خلاص‌  شوند.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color">شما با چه سرعتی از پل صراط عبور می‌کنید؟</span></span><br />
همان  طور که گفتیم طبق آیه 71 سوره مریم همه از پل صراط، پلی که از جهنم می‎  گذرد رد خواهیم شد. منتها سرعت رد شدن  از این پل تنها بر مبنای امتیاز  تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. </div>
<a href="http://www.beytoote.com/religious/tenet/cross2-bridge.html" target="_blank" class="mycode_url"> <img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re1350-1.jpg" alt="[عکس: re1350-1.jpg]" class="mycode_img" /> </a><br />
 <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ما چه تصویری از جهنم داریم، جهنم  چه نسبتی با بهشت دارد؟ صراط کجاست؟ آیا جهنم و بهشت تمثیل است یا واقعیت؟  صراط چه ربطی با جهنم و بهشت دارد؟</span><br />
<br />
صراط از مو باریک ‏تر   و از شمشیر تیزتر است. همان پلی است که از جهنم می‎گذرد و به بهشت منتهی  می‎شود. صراط بین جهنم و بهشت است و مردم همه پس از وارد شدن به جهنم از پل  صراط عبور می‎کنند و در نهایت از آن خارج می‎شوند.<br />
<br />
بنا بر فرموده  پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عده‏ای با سرعت نور، عده‎ای با سرعت باد،  گروهی با سرعت وسیله سواری تندرو، گروهی با سرعت وسیله سواری کندرو، گروهی  با سرعت یک انسان دونده و گروهی با سرعت یک انسان پیاده از این پل عبور  می‎کنند.<br />
<br />
آنان که طبق فرمایش پیامبر گرامی با اعمالشان لیاقت دریافت  وسیله‏ای با سرعت نور را دارند، این مسیر را در کمترین زمان و احساس نکردن  هیچ حرارتی طی خواهند کرد.<br />
<br />
برای این دسته، آتش از خاصیت می‏افتد و نمی‏سوزاند زیرا آنها تبدیل به نور می‏شوند.<br />
<br />
نوریان  در کمترین زمان و کمترین درد از پل عبور می‏کنند. اما معصومین و اولیای  الهی فقط تبدیل به نور می‏شوند و سایرین برحسب پرهیزگاریشان سرعت عبورشان  معین خواهد شد و هرچه سرعتمان بالاتر باشد، سوزش کمتری خواهیم داشت یعنی  کمتر عذاب می‏شویم.<br />
<br />
بنابراین ای نفس من! نافرمانی نکن چون از روی پل  به اعماق آتش پرتاب خواهی شد. هرچه نافرمانیت بیشتر باشد، شدت پرتابت به  عمق آتش بیشتر می‏شود. تقوای بیشتری داشتن باعث می‏شود که مسیر را سریع‏ تر  از دیگران طی کنیم.<br />
<br />
به هر مقدار از دین را می‏دانیم حتی اگر یک صدم  باشد همان را عمل کنیم، بخشی از 99 درصد باقیمانده بسته به ظرفیت وجودمان  به ما آموخته خواهد شد. راه آموختنش سر راهمان قرار می‎گیرد. حالِ آموختنش  به ما تزریق می‎شود یا هر تصور دیگری.<br />
<br />
اگر می ‎خواهید تقوایتان را  بسنجید، ترجمه خطبه متقین نهج البلاغه را بخوانید و اگر قانعتان نکرد به  یکی از شرح ‏ها و تفسیرهای نهج البلاغه مراجعه کنید. قدم به قدم 114 صفت  بیان کننده تقوی را در خودتان پیاده کنید.<br />
<br />
سرعت رد شدن از این پل  تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها  است. در درجات عالی تقوا با سرعت نور از آن رد می‏ شویم و آتش جهنم هیچ  آسیبی به فرد نمی‏ رساند که این حالت فقط مختص معصومین و اولیای الهی است.<br />
<br />
به  اندازه تقوایت بالاخره از پل رد خواهی شد ولی اگر تقوای انسان از حداقل  نیز برخوردار نباشد که طی چند هزار سال از پل صراط بگذرد به داخل آتش پرتاپ  می‎شود.<br />
<br />
شدت پرتاپ و عمقی که به آن می‏ افتد فقط بر مبنای امتیاز  منفی سرکشی و نافرمانی است. نافرمانی  هم یعنی عدم انجام بایدها و عدم  پرهیز از نبایدها.<br />
<br />
تنها راه نجات انسان پایین بردن نمره نافرمانی و بالا بردن نمره قبولی اوست.</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.beytoote.com/religious/tenet/cross2-bridge.html" target="_blank" class="mycode_url"> </a> <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چرا ما آدما در مقابل هشدارهای قرآن بی تفاویم و خیلی راحت از کنارش میگذری و هیچ تحولی در زندگیمان ایجاد نمی شود؟</span><br />
<br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">علت اینکه ما احتمالاً به یکی از دو آفت زیر مبتلا شدیم:</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1-</span> مبتلا به بیماری ضعف ایمان و کمبود یقین  هستیم و در یک کلمه قیامت باورمان نشده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2-</span>  غرور بی جا  نسبت به رحمت خدا  و شفاعت اولیاء خدا در فکر ما به وجود  آورده و کار ما را به بی پروایی و بی مبالاتی در امر دین خدا کشیده است.<br />
<br />
در صورتی که همین یک آیه از قرآن کریم باید برای ما کافی باشد و ما را دگرگون سازد.<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">"وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا"</span><br />
<br />
و هیچ كس از شما نیست مگر [اینكه‏] در آن وارد مى‏گردد. این [امر] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است. (آیه 71، سوره مبارکه مریم)<br />
<br />
آنگاه  آنان را که پرهیزگار بودن نجات می دهیم و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تجاوز</span>گران را در میان جهنم به  زانو در می آوریم. البته مقصود از ورود به جهنم، اشراف پیدا کردن به جهنم  است که لازمه ی عبور از صراط است و صراط از متن جهنم کشیده شده و همه باید  از آن عبور کنند تا به بهشت برسند یا در بین راه به میان جهنم سقوط کنند.<br />
<br />
بله،  همین یک آیه کافیه که انسان را بلرزاند تا پیش خود فکر کند که ورودم به  جهنم حتمی و نجاتم مشکوک است. نمی دانم از الذین اتقوا هستم که ناجی باشم  یا از ظالمینم که هلاک گردم؟<br />
<br />
قلب انسان مومن از این آیه پیوسته  ترسان و چشمش گریان است تا لحظه ای که خود را ببیند که به سلامت از صراط  عبور کرده و مقابل درب ورودی بهشت ندای بشارت آمیز خازن جنت را بشنود که:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">"سَلَامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ " (آیه 73 سوره مبارکه زمر)</span><br />
خوش آمدید! داخل شوید و با سلامت و امنیت همیشگی خوش باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color">چرا همه وارد جهنم می شوند؟</span></span><br />
سرّش‌  اینست که‌ جهنّم‌ در آخرت‌ مظهر دنیاست‌ در اینجا، و انبیاء و ائمّه‌ و  اولیاء هم‌ در این‌ دنیا آمدند، پس‌ همه‌ در جهنّم‌ آمدند و از این‌ جهنّم‌  باید به‌ بهشت‌ بروند. چون‌ دنیا پل‌ آخرت ‌ و جهنّم‌ پل‌ بهشت‌ است‌، و  رسیدن‌ به‌ بهشت‌ و مقام‌ قرب‌ حضرت‌ حقّ بدون‌ آمدن‌ در دنیا و مجاهدات‌  نفسانیه‌ ممکن‌ نیست‌؛ پس‌ همه‌ باید در این‌ جهنّم‌ بیایند و سپس‌ خلاص‌  شوند.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color">شما با چه سرعتی از پل صراط عبور می‌کنید؟</span></span><br />
همان  طور که گفتیم طبق آیه 71 سوره مریم همه از پل صراط، پلی که از جهنم می‎  گذرد رد خواهیم شد. منتها سرعت رد شدن  از این پل تنها بر مبنای امتیاز  تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. </div>
<a href="http://www.beytoote.com/religious/tenet/cross2-bridge.html" target="_blank" class="mycode_url"> <img src="http://www.beytoote.com/images/stories/religious/re1350-1.jpg" alt="[عکس: re1350-1.jpg]" class="mycode_img" /> </a><br />
 <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ما چه تصویری از جهنم داریم، جهنم  چه نسبتی با بهشت دارد؟ صراط کجاست؟ آیا جهنم و بهشت تمثیل است یا واقعیت؟  صراط چه ربطی با جهنم و بهشت دارد؟</span><br />
<br />
صراط از مو باریک ‏تر   و از شمشیر تیزتر است. همان پلی است که از جهنم می‎گذرد و به بهشت منتهی  می‎شود. صراط بین جهنم و بهشت است و مردم همه پس از وارد شدن به جهنم از پل  صراط عبور می‎کنند و در نهایت از آن خارج می‎شوند.<br />
<br />
بنا بر فرموده  پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عده‏ای با سرعت نور، عده‎ای با سرعت باد،  گروهی با سرعت وسیله سواری تندرو، گروهی با سرعت وسیله سواری کندرو، گروهی  با سرعت یک انسان دونده و گروهی با سرعت یک انسان پیاده از این پل عبور  می‎کنند.<br />
<br />
آنان که طبق فرمایش پیامبر گرامی با اعمالشان لیاقت دریافت  وسیله‏ای با سرعت نور را دارند، این مسیر را در کمترین زمان و احساس نکردن  هیچ حرارتی طی خواهند کرد.<br />
<br />
برای این دسته، آتش از خاصیت می‏افتد و نمی‏سوزاند زیرا آنها تبدیل به نور می‏شوند.<br />
<br />
نوریان  در کمترین زمان و کمترین درد از پل عبور می‏کنند. اما معصومین و اولیای  الهی فقط تبدیل به نور می‏شوند و سایرین برحسب پرهیزگاریشان سرعت عبورشان  معین خواهد شد و هرچه سرعتمان بالاتر باشد، سوزش کمتری خواهیم داشت یعنی  کمتر عذاب می‏شویم.<br />
<br />
بنابراین ای نفس من! نافرمانی نکن چون از روی پل  به اعماق آتش پرتاب خواهی شد. هرچه نافرمانیت بیشتر باشد، شدت پرتابت به  عمق آتش بیشتر می‏شود. تقوای بیشتری داشتن باعث می‏شود که مسیر را سریع‏ تر  از دیگران طی کنیم.<br />
<br />
به هر مقدار از دین را می‏دانیم حتی اگر یک صدم  باشد همان را عمل کنیم، بخشی از 99 درصد باقیمانده بسته به ظرفیت وجودمان  به ما آموخته خواهد شد. راه آموختنش سر راهمان قرار می‎گیرد. حالِ آموختنش  به ما تزریق می‎شود یا هر تصور دیگری.<br />
<br />
اگر می ‎خواهید تقوایتان را  بسنجید، ترجمه خطبه متقین نهج البلاغه را بخوانید و اگر قانعتان نکرد به  یکی از شرح ‏ها و تفسیرهای نهج البلاغه مراجعه کنید. قدم به قدم 114 صفت  بیان کننده تقوی را در خودتان پیاده کنید.<br />
<br />
سرعت رد شدن از این پل  تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها  است. در درجات عالی تقوا با سرعت نور از آن رد می‏ شویم و آتش جهنم هیچ  آسیبی به فرد نمی‏ رساند که این حالت فقط مختص معصومین و اولیای الهی است.<br />
<br />
به  اندازه تقوایت بالاخره از پل رد خواهی شد ولی اگر تقوای انسان از حداقل  نیز برخوردار نباشد که طی چند هزار سال از پل صراط بگذرد به داخل آتش پرتاپ  می‎شود.<br />
<br />
شدت پرتاپ و عمقی که به آن می‏ افتد فقط بر مبنای امتیاز  منفی سرکشی و نافرمانی است. نافرمانی  هم یعنی عدم انجام بایدها و عدم  پرهیز از نبایدها.<br />
<br />
تنها راه نجات انسان پایین بردن نمره نافرمانی و بالا بردن نمره قبولی اوست.</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ایا مسیحیان و یهودیان به بهشت میروند ؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%9F</link>
			<pubDate>Sun, 30 Nov 2014 10:13:48 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[ا توجه به آیات 15 و 16 سوره مبارکه هود  علیه السلام و نیز آیاتی که عمل صالح را شرط ورود به بهشت می دانند، این  نتیجه به دست می آید: عملی نجات بخش است و بهشت جاویدان را در پی خواهد  داشت که دارای این دو عنصر باشد: حُسن فعلی و حُسن فاعلی؛ یعنی هم عمل،  عملی باشد که در فرهنگ دینی مقبول است و هم کننده کار آن را با نیت الهی و  قصد قربت انجام داده باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قسمت اول</span><br />
آیات قرآن  کریم تأکید و اصرار دارند بر اینکه شرط ورود به بهشت دو چیز است: یکی ایمان  و دیگری عمل صالح؛ مانند آیه 82 سوره بقره که اهل ایمان و عمل صالح را اهل  بهشت و جاویدان در آن معرفی می کند:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ</span><br />
آیات الهی این واقعیت را هم بیان می دارند که نه ایمان بی عمل برای انسان مفید خواهد بود و نه عملِ بی نیت الهی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بی فایده بودن ایمانِ بی عمل را در آیه 158 سوره انعام آمده است:</span><br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">یَوْمَ  یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَكُنْ  آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً</span><br />
روزى كه  برخى از نشانه‏هاى پروردگارت به ظهور آید، ایمان آوردن كسى كه پیش از این  ایمان نیاورده یا در حال ایمانش عمل شایسته‏اى انجام نداده سودى نخواهد  داشت.<br />
<br />
و اینکه عمل بی نیت الهی در آخرت بهره ای از پاداش الهی  نخواهد داشت حقیقتی است که آیات 15 و 16 سوره هود علیه السلام از آن پرده  بر می دارد:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">مَنْ كانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ</span><br />
كسانى  كه زندگى دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور كامل در  [همین‏] دنیا به آنان مى‏دهیم و در آن چیزى از آنان كاسته نخواهد شد.<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">أُوْلَئكَ  الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ  وَ حَبِطَ مَا  صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا كَانُواْ یَعْمَلُون</span><br />
اینان  كسانى هستند كه در آخرت، سهمى جز آتش براى آنان نیست و آنچه [در دنیا از  كار خیر] كرده اند، در آخرت تباه و بى اثر مى شود و آنچه همواره [برای غیر  خدا‏] انجام مى دادند، باطل است.<br />
<br />
<span style="color: #cc0066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> کدام ایمان؟ کدام عمل؟</span></span><br />
حال  که ضرورت داشتن ایمان و عمل صالح برای جلب رضای خداوندی و ورود به بهشت  اثبات شد این سوال مطرح می شود که کدام ایمان و عقیده و کدام عمل شایسته  این هدف را تأمین می کند و انسان را به سر منزل مقصود می رساند؟ <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">
<span style="color: #cc0066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کدام ایمان نجات بخش است؟</span></span><br />
از  آیات قرآن کریم به دست می آید تنها عقیده و باوری نجات بخش است که مقبول  درگاه الهی باشد و آن نیست جز باور به معارف دین اسلام است.<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ (آل عمران/19)</span><br />
بی تردید دینِ [واقعى كه همه پیامبران، مُبلّغ آن بودند] نزد خدا اسلام است.<br />
<br />
اسلام  در اینجا  عبارت است از تسلیم شدن در برابر بیانى كه از پروردگار عالم در  مورد عقاید و اعمال و یا در مورد معارف و احكام صادر مى‏شود.[1]<br />
<br />
و نیز می فرماید:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ (آل عمران/85)</span><br />
و هركه جز اسلام، دینى طلب كند، هرگز از او پذیرفته نمى‏شود و او در آخرت از زیانكاران خواهد بود.<br />
<br />
بنابراین  هر مکتب و عقیده ای که در آن سخنی از فرامین الهی نباشد و تسلیم بودن محض  در برابر تمام آنچه او فرموده است معنی نداشته باشد ، مکتبی نیست که انسان  با باور به آموزه های آن بتواند به قرب الهی و بهشت جاویدان دست پیدا کند.<br />
<br />
با  این قید، تمام ادیان و مکاتب غیر الهی یکسره باطل اعلام شده و کنار گذاشته  می شوند؛ می ماند ادیان الهی. در بین ادیان الهی هم، قرآن کریم فقط اسلام  به معنای دین خاتم را برگزیده و بقیه را با صراحتِ تمام مردود اعلام کرده  است. این بیانیه سه بار در قرآن کریم دیده می شود:<br />
<br />
در آیات 33 سوره توبه، 28 سوره فتح و 9 سوره صف که فرمود:</div> <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ</span><br />
اوست كه پیامبرش را به همراه هدایت الهی و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان چیره گرداند.<br />
<br />
در  این آیات مراد از «دین حق»، دین اسلام و عقاید و احكام آن است كه با واقع و  حق انطباق دارد. بنابراین معنای آیه این می شود: خدا آن كسى است كه رسول  خود محمد (صلی الله علیه و آله) را با هدایت- و یا با آیات و معجزات- و با  دینى كه با فطرت و حقیقت آفرینش منطبق است، فرستاد تا آن را بر سایر ادیان  غلبه دهد.[2]<br />
<br />
بر اساس این آیات، ایمان به غیر دین اسلام در درگاه  الهی مردود است و پذیرفته نخواهد بود. برای همین قرآن کریم، اهل کتاب را به  دست برداشتن از دین سابق دعوت می کند و از آنها می خواهد تا به دین اسلام  ایمان بیاورند:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُۆْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ (آل عمران /110)</span><br />
اگر  اهل كتاب (یهود و نصارى) ایمان بیاورند به سود خودشان است؛ اما متاسفانه  تنها اقلیتى از آنها پشت پا به تعصبهاى جاهلانه زده‏ و اسلام را با <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">آغوش</span>  باز پذیرفته اند؛ در حالى كه اكثریت آنها از تحت فرمان پروردگار خارج شده و  حتى بشاراتى كه در باره پیامبر صلی الله علیه و آله در كتب آنها بوده  نادیده انگاشته و بر كفر و عصبیت خود هم چنان باقى مانده اند. [3]<br />
<br />
و یا در آیه 65 سوره مائده آنها را به شرطی اهل بهشت و رستگاری می داند که به اسلام ایمان بیاورند و مسلمان شوند:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعیمِ</span><br />
اگر  اهل كتاب ایمان بیاورند و پرهیزگارى پیشه كنند، از گناهان گذشته آنها درمی  گذریم و آنها را در باغ هاى بهشت كه كانون انواع نعمت ها است وارد  مى‏كنیم.<br />
<br />
خداوند متعال کار را به اینجا خاتمه نداده و سخن از اسلامی  به میان می آورد که مورد رضایت اوست ؛ چرا که می دانسته همین اسلامی که تا  قیامت بشر را به آن فراخوانده ، خود به فرق و مذاهب متعدد تقسیم خواهد شد؛  برای همین فرمود:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً (مائده/6)</span><br />
یعنی اسلامی مورد قبول و رضایت من است که مُهر «غدیر» پای آن باشد.</div>
<span style="color: #cc0066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کدام عمل نجات بخش است؟</span></span><br />
با  توجه به آیات 15 و 16 سوره مبارکه هود علیه السلام و نیز آیاتی که عمل  صالح را شرط ورود به بهشت می دانند (در بالا گذشت) این نتیجه به دست می  آید:<br />
<br />
عملی نجات بخش است و بهشت جاویدان را در پی خواهد داشت که  دارای این دو عنصر باشد: حُسن فعلی و حُسن فاعلی؛ یعنی هم عمل، عملی باشد  که در فرهنگ دینی مقبول است و هم کننده کار آن را با نیت الهی و قصد قربت  انجام داده باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بنابراین دو دسته کار است که بی تردید در قیامت بهشت و ثوابی نخواهد داشت:</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">1ـ</span> </span>کاری  که در فرهنگ دینی معصیت است و گناه محسوب می شود (حُسن فعلی نداشته باشد)  هر چند فاعل آن مۆمن باشد؛ مانند سرقت اموال ثروتمندان برای کمک به  نیازمندان با نیت قربة الی الله.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">2ـ</span> </span>کاری  که در فرهنگ دینی پسندیده است؛ ولی فاعلش آن را برای جلب رضای الهی و نیل  به ثواب اخروی انجام نداده است (حُسن فاعلی نداشته باشد)؛ مانند ساخت  بیمارستان با نیت کسب شهرت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ا توجه به آیات 15 و 16 سوره مبارکه هود  علیه السلام و نیز آیاتی که عمل صالح را شرط ورود به بهشت می دانند، این  نتیجه به دست می آید: عملی نجات بخش است و بهشت جاویدان را در پی خواهد  داشت که دارای این دو عنصر باشد: حُسن فعلی و حُسن فاعلی؛ یعنی هم عمل،  عملی باشد که در فرهنگ دینی مقبول است و هم کننده کار آن را با نیت الهی و  قصد قربت انجام داده باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قسمت اول</span><br />
آیات قرآن  کریم تأکید و اصرار دارند بر اینکه شرط ورود به بهشت دو چیز است: یکی ایمان  و دیگری عمل صالح؛ مانند آیه 82 سوره بقره که اهل ایمان و عمل صالح را اهل  بهشت و جاویدان در آن معرفی می کند:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ</span><br />
آیات الهی این واقعیت را هم بیان می دارند که نه ایمان بی عمل برای انسان مفید خواهد بود و نه عملِ بی نیت الهی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بی فایده بودن ایمانِ بی عمل را در آیه 158 سوره انعام آمده است:</span><br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">یَوْمَ  یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَكُنْ  آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً</span><br />
روزى كه  برخى از نشانه‏هاى پروردگارت به ظهور آید، ایمان آوردن كسى كه پیش از این  ایمان نیاورده یا در حال ایمانش عمل شایسته‏اى انجام نداده سودى نخواهد  داشت.<br />
<br />
و اینکه عمل بی نیت الهی در آخرت بهره ای از پاداش الهی  نخواهد داشت حقیقتی است که آیات 15 و 16 سوره هود علیه السلام از آن پرده  بر می دارد:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">مَنْ كانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ</span><br />
كسانى  كه زندگى دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور كامل در  [همین‏] دنیا به آنان مى‏دهیم و در آن چیزى از آنان كاسته نخواهد شد.<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">أُوْلَئكَ  الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ  وَ حَبِطَ مَا  صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا كَانُواْ یَعْمَلُون</span><br />
اینان  كسانى هستند كه در آخرت، سهمى جز آتش براى آنان نیست و آنچه [در دنیا از  كار خیر] كرده اند، در آخرت تباه و بى اثر مى شود و آنچه همواره [برای غیر  خدا‏] انجام مى دادند، باطل است.<br />
<br />
<span style="color: #cc0066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> کدام ایمان؟ کدام عمل؟</span></span><br />
حال  که ضرورت داشتن ایمان و عمل صالح برای جلب رضای خداوندی و ورود به بهشت  اثبات شد این سوال مطرح می شود که کدام ایمان و عقیده و کدام عمل شایسته  این هدف را تأمین می کند و انسان را به سر منزل مقصود می رساند؟ <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">
<span style="color: #cc0066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کدام ایمان نجات بخش است؟</span></span><br />
از  آیات قرآن کریم به دست می آید تنها عقیده و باوری نجات بخش است که مقبول  درگاه الهی باشد و آن نیست جز باور به معارف دین اسلام است.<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ (آل عمران/19)</span><br />
بی تردید دینِ [واقعى كه همه پیامبران، مُبلّغ آن بودند] نزد خدا اسلام است.<br />
<br />
اسلام  در اینجا  عبارت است از تسلیم شدن در برابر بیانى كه از پروردگار عالم در  مورد عقاید و اعمال و یا در مورد معارف و احكام صادر مى‏شود.[1]<br />
<br />
و نیز می فرماید:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ (آل عمران/85)</span><br />
و هركه جز اسلام، دینى طلب كند، هرگز از او پذیرفته نمى‏شود و او در آخرت از زیانكاران خواهد بود.<br />
<br />
بنابراین  هر مکتب و عقیده ای که در آن سخنی از فرامین الهی نباشد و تسلیم بودن محض  در برابر تمام آنچه او فرموده است معنی نداشته باشد ، مکتبی نیست که انسان  با باور به آموزه های آن بتواند به قرب الهی و بهشت جاویدان دست پیدا کند.<br />
<br />
با  این قید، تمام ادیان و مکاتب غیر الهی یکسره باطل اعلام شده و کنار گذاشته  می شوند؛ می ماند ادیان الهی. در بین ادیان الهی هم، قرآن کریم فقط اسلام  به معنای دین خاتم را برگزیده و بقیه را با صراحتِ تمام مردود اعلام کرده  است. این بیانیه سه بار در قرآن کریم دیده می شود:<br />
<br />
در آیات 33 سوره توبه، 28 سوره فتح و 9 سوره صف که فرمود:</div> <div style="text-align: JUSTIFY;" class="mycode_align">
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ</span><br />
اوست كه پیامبرش را به همراه هدایت الهی و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان چیره گرداند.<br />
<br />
در  این آیات مراد از «دین حق»، دین اسلام و عقاید و احكام آن است كه با واقع و  حق انطباق دارد. بنابراین معنای آیه این می شود: خدا آن كسى است كه رسول  خود محمد (صلی الله علیه و آله) را با هدایت- و یا با آیات و معجزات- و با  دینى كه با فطرت و حقیقت آفرینش منطبق است، فرستاد تا آن را بر سایر ادیان  غلبه دهد.[2]<br />
<br />
بر اساس این آیات، ایمان به غیر دین اسلام در درگاه  الهی مردود است و پذیرفته نخواهد بود. برای همین قرآن کریم، اهل کتاب را به  دست برداشتن از دین سابق دعوت می کند و از آنها می خواهد تا به دین اسلام  ایمان بیاورند:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُۆْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ (آل عمران /110)</span><br />
اگر  اهل كتاب (یهود و نصارى) ایمان بیاورند به سود خودشان است؛ اما متاسفانه  تنها اقلیتى از آنها پشت پا به تعصبهاى جاهلانه زده‏ و اسلام را با <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">آغوش</span>  باز پذیرفته اند؛ در حالى كه اكثریت آنها از تحت فرمان پروردگار خارج شده و  حتى بشاراتى كه در باره پیامبر صلی الله علیه و آله در كتب آنها بوده  نادیده انگاشته و بر كفر و عصبیت خود هم چنان باقى مانده اند. [3]<br />
<br />
و یا در آیه 65 سوره مائده آنها را به شرطی اهل بهشت و رستگاری می داند که به اسلام ایمان بیاورند و مسلمان شوند:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعیمِ</span><br />
اگر  اهل كتاب ایمان بیاورند و پرهیزگارى پیشه كنند، از گناهان گذشته آنها درمی  گذریم و آنها را در باغ هاى بهشت كه كانون انواع نعمت ها است وارد  مى‏كنیم.<br />
<br />
خداوند متعال کار را به اینجا خاتمه نداده و سخن از اسلامی  به میان می آورد که مورد رضایت اوست ؛ چرا که می دانسته همین اسلامی که تا  قیامت بشر را به آن فراخوانده ، خود به فرق و مذاهب متعدد تقسیم خواهد شد؛  برای همین فرمود:<br />
<br />
<span style="color: #3366ff;" class="mycode_color">الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً (مائده/6)</span><br />
یعنی اسلامی مورد قبول و رضایت من است که مُهر «غدیر» پای آن باشد.</div>
<span style="color: #cc0066;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کدام عمل نجات بخش است؟</span></span><br />
با  توجه به آیات 15 و 16 سوره مبارکه هود علیه السلام و نیز آیاتی که عمل  صالح را شرط ورود به بهشت می دانند (در بالا گذشت) این نتیجه به دست می  آید:<br />
<br />
عملی نجات بخش است و بهشت جاویدان را در پی خواهد داشت که  دارای این دو عنصر باشد: حُسن فعلی و حُسن فاعلی؛ یعنی هم عمل، عملی باشد  که در فرهنگ دینی مقبول است و هم کننده کار آن را با نیت الهی و قصد قربت  انجام داده باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بنابراین دو دسته کار است که بی تردید در قیامت بهشت و ثوابی نخواهد داشت:</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">1ـ</span> </span>کاری  که در فرهنگ دینی معصیت است و گناه محسوب می شود (حُسن فعلی نداشته باشد)  هر چند فاعل آن مۆمن باشد؛ مانند سرقت اموال ثروتمندان برای کمک به  نیازمندان با نیت قربة الی الله.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">2ـ</span> </span>کاری  که در فرهنگ دینی پسندیده است؛ ولی فاعلش آن را برای جلب رضای الهی و نیل  به ثواب اخروی انجام نداده است (حُسن فاعلی نداشته باشد)؛ مانند ساخت  بیمارستان با نیت کسب شهرت.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نمسیس الهه نیک و بد]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%87-%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%A8%D8%AF</link>
			<pubDate>Sat, 18 Oct 2014 17:12:55 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%87-%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%A8%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">نمسيس در <br />
اساطير يونان<br />
 الهه نيک  و بد، عدالت و انتقام بود. تنديس و معبد او در روستاي رامنوسيا واقع در  شمال آتيک است و به همين علت با نام رامنوسيا نيز شناخته مي‌شود. او به  عنوان دختر زئوس يا اوکئانوس شناخته مي‌شود، اما برطبق هزيود او فرزند  ار<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> و نوکس (شب) بود. او مجازات کننده? عاشقان بي‌وفا و قانون‌شکنان و  مغروران بود. نمسيس به مانند يک زن جدي داراي بال‌، که در دست چپ خود يک  شلاق، افسار، شمشير، شاخه سيب و يا يک ترازو دارد.</span></span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">علي رغم اينکه ايزدبانويي قابل احترام بود، نمسيس غم و اندوه فراواني براي افراد فناپذيري همچون اکو و <br />
نارسيس<br />
  به بار آورد. نارسيس شکارچي زيباروي و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 فرازي بود که عاشقان خود را   خوار مي‌شمرد. نمسيس او را کنار آبگيري فريفت و بازتاب خود را در آب مشاهده   نمود و عاشق خود شد، بدون آنکه بداند آن بازتاب تنها چيزي شبيه عکس است.   نارسيس نمي‌توانست دست از زيبايي خود بردارد و سرانجام در همان حال جان   باخت. نمسيس بر آن بود که هيچ کس نبايد خيلي خوب باشد، و هميشه آناني را که   با هداياي بسيار مورد احترام قرار مي‌گرفتند، نفرين مي کرد.</span></span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">واژه‌ي نمسيس در اصل به معناي توزيع کننده شانس و اقبال است؛ که  اين شانس بر اساس شايستگي توزيع مي‌گردد. بنابراين، نمسيس  به افرادي اشاره  دارد که در حق اين شايستگي ايجاد اختلال مي‌کنند. در  تراژدي‌هاي يونان  نمسيس بطور عمده خونخواه جرم و تنبيه کننده گستاخي به  نظر مي‌رسد و همدست  آته و <br />
اريني‌ها<br />
 مي‌باشد.</span></span><br />
 <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">او گاهي با آدراستيا قياس مي‌شود که به معناي فردي است که راه گريزي از او نمي‌باشد.</span></span><br />
 <div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/49/Gheorghe_Tattarescu_-_Nemesis%2C_zeita_razbunarii.jpg/200px-Gheorghe_Tattarescu_-_Nemesis%2C_zeita_razbunarii.jpg" alt="[عکس: 200px-Gheorghe_Tattarescu_-_Nemesis%2C_z...unarii.jpg]" class="mycode_img" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">نمسيس در <br />
اساطير يونان<br />
 الهه نيک  و بد، عدالت و انتقام بود. تنديس و معبد او در روستاي رامنوسيا واقع در  شمال آتيک است و به همين علت با نام رامنوسيا نيز شناخته مي‌شود. او به  عنوان دختر زئوس يا اوکئانوس شناخته مي‌شود، اما برطبق هزيود او فرزند  ار<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> و نوکس (شب) بود. او مجازات کننده? عاشقان بي‌وفا و قانون‌شکنان و  مغروران بود. نمسيس به مانند يک زن جدي داراي بال‌، که در دست چپ خود يک  شلاق، افسار، شمشير، شاخه سيب و يا يک ترازو دارد.</span></span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">علي رغم اينکه ايزدبانويي قابل احترام بود، نمسيس غم و اندوه فراواني براي افراد فناپذيري همچون اکو و <br />
نارسيس<br />
  به بار آورد. نارسيس شکارچي زيباروي و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 فرازي بود که عاشقان خود را   خوار مي‌شمرد. نمسيس او را کنار آبگيري فريفت و بازتاب خود را در آب مشاهده   نمود و عاشق خود شد، بدون آنکه بداند آن بازتاب تنها چيزي شبيه عکس است.   نارسيس نمي‌توانست دست از زيبايي خود بردارد و سرانجام در همان حال جان   باخت. نمسيس بر آن بود که هيچ کس نبايد خيلي خوب باشد، و هميشه آناني را که   با هداياي بسيار مورد احترام قرار مي‌گرفتند، نفرين مي کرد.</span></span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">واژه‌ي نمسيس در اصل به معناي توزيع کننده شانس و اقبال است؛ که  اين شانس بر اساس شايستگي توزيع مي‌گردد. بنابراين، نمسيس  به افرادي اشاره  دارد که در حق اين شايستگي ايجاد اختلال مي‌کنند. در  تراژدي‌هاي يونان  نمسيس بطور عمده خونخواه جرم و تنبيه کننده گستاخي به  نظر مي‌رسد و همدست  آته و <br />
اريني‌ها<br />
 مي‌باشد.</span></span><br />
 <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i">او گاهي با آدراستيا قياس مي‌شود که به معناي فردي است که راه گريزي از او نمي‌باشد.</span></span><br />
 <div style="text-align: CENTER;" class="mycode_align"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/49/Gheorghe_Tattarescu_-_Nemesis%2C_zeita_razbunarii.jpg/200px-Gheorghe_Tattarescu_-_Nemesis%2C_zeita_razbunarii.jpg" alt="[عکس: 200px-Gheorghe_Tattarescu_-_Nemesis%2C_z...unarii.jpg]" class="mycode_img" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[به چه علت دخترها زودتر مکلف می‌ شوند؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DA%A9%D9%84%D9%81-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%9F</link>
			<pubDate>Mon, 22 Jul 2013 19:04:35 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DA%A9%D9%84%D9%81-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[به چه علت دخترها زودتر مکلف می‌ شوند؟<br />
<br />
خبر حوزه نوشت: آیت‌الله جوادی‌آملی در پاسخی، راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را تشریح کرد.<br />
<br />
متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است.<br />
<br />
* توفیق زن بیش از مرد است<br />
<br />
توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین که از ۹ سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‎ ‎شد، خدا او را به حضور می‌پذیرد و با او ‏سخن می‌گوید و روزه را بر او واجب می‌کند، مناجات‌های او را به عنوان دستور مستحب شرعی ‏گوش می‌دهد. آن هنگام که مرد به عنوان یک نوجوان در حال بازی کودکانه است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است. شش سال زمینه‏‌سازی کردن، از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‌اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که ‏زن برای دریافت فضائل، شایسته‏‌تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.<br />
<br />
* یک دستورالعمل<br />
<br />
‏‎ ‎زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد اما تمامی آن‏ها ‏جبران‏‌پذیر است، زیرا قضای روزه‏‌ها را به جا می‌آورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به ‏قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را می‌برد. همان گونه که اگر مسافری پس از ‏خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط ‏شده را خواهد کرد.<br />
<br />
پس این گونه از فضائل جبران‏‌پذیر است.‏‎ ‎عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، ‏شایستگی خطاب الهی را کسب می‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ، زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.‎ ‎‎<br />
<br />
* جشن تکلیف<br />
<br />
درباره یکی از علمای شیعه، ابن طاووس – رضوان اللَّه علیه – نقل شده است که روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد دوستان و آشنایان خود ‏را به شکرانه این که من نَمُردم و سنّ من به حدّی رسید که خدای سبحان با من سخن گفت و از ‏من تکلیف طلب کرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به ‏هنگام بلوغ لیاقت می‌یابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود. – اما این که آیا این جشن، در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‏‌ای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزاری این مراسم نمی‌کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار می‌نماید. و شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حق‏‌شناس و ‏شاکر باشید، این چنین عملی را انجام داده است‎. – بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل عرفان هستند، می‌گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‏‌الذاکرین امام ‏سجاد (ع) می‌خوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه ‏شرافت است.‎ ‎اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا باشد و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به این شرافت می‌رسد.<br />
<br />
اگر ‏چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادی از این راه را طی کرده است. بنابراین هم آن محرومیت‏‌هایی که زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار ‏می‌شود.‏<br />
<br />
* دلایل جبران محرومیت از عبادات<br />
<br />
در پایان عمر نیز برای زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگی سخن از ایام محرومیت نیست ‏و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود و چند روز بیشتر نیست. ثانیاً، آنها که باردارند و ‏توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمی‌شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمی‌شود. ثالثاً، مدت شش سالی که زن قبل از بلوغ مرد، بالغ می‌شود، همه نقص‏‌ها را ‏ترمیم می‌کند. بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتی فزونتر نیز ‏خواهد یافت.‏ ‎ ‎از آنچه گفته شد روشن می‌شود سِرّ بیان حضرت امیر – سلام‏‌اللَّه علیه – در نهج‏‌البلاغه که در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید‎:‎ ‎»‎فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة»(۱).‏ ‎ ‎یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع می‌شود. روایتی دیگر نیز از حضرت صادق – سلام‏‌اللَّه علیه – نقل شده است که ‏می‌فرماید:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(۲).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‏‌بازی نیست، بلکه یعنی، زن ریحانه است، این ریحانه را ‏ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور می‌دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی ‏کنید. اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع می‌شود بنابراین اولیای منزل و مدرسه ‏مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست‎ ‎ ‎روی این تحلیل، معلوم می‌شود زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا می‌کند و اگر‎ ‎احیاناً راه‌های عاطفی، زمینه‏‌های انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راه‌ها را تعدیل ‏می‌کند تا مبادا به انحراف برود‎.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به چه علت دخترها زودتر مکلف می‌ شوند؟<br />
<br />
خبر حوزه نوشت: آیت‌الله جوادی‌آملی در پاسخی، راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را تشریح کرد.<br />
<br />
متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است.<br />
<br />
* توفیق زن بیش از مرد است<br />
<br />
توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین که از ۹ سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‎ ‎شد، خدا او را به حضور می‌پذیرد و با او ‏سخن می‌گوید و روزه را بر او واجب می‌کند، مناجات‌های او را به عنوان دستور مستحب شرعی ‏گوش می‌دهد. آن هنگام که مرد به عنوان یک نوجوان در حال بازی کودکانه است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است. شش سال زمینه‏‌سازی کردن، از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‌اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که ‏زن برای دریافت فضائل، شایسته‏‌تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.<br />
<br />
* یک دستورالعمل<br />
<br />
‏‎ ‎زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد اما تمامی آن‏ها ‏جبران‏‌پذیر است، زیرا قضای روزه‏‌ها را به جا می‌آورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به ‏قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را می‌برد. همان گونه که اگر مسافری پس از ‏خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط ‏شده را خواهد کرد.<br />
<br />
پس این گونه از فضائل جبران‏‌پذیر است.‏‎ ‎عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، ‏شایستگی خطاب الهی را کسب می‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ، زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.‎ ‎‎<br />
<br />
* جشن تکلیف<br />
<br />
درباره یکی از علمای شیعه، ابن طاووس – رضوان اللَّه علیه – نقل شده است که روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد دوستان و آشنایان خود ‏را به شکرانه این که من نَمُردم و سنّ من به حدّی رسید که خدای سبحان با من سخن گفت و از ‏من تکلیف طلب کرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به ‏هنگام بلوغ لیاقت می‌یابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود. – اما این که آیا این جشن، در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‏‌ای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزاری این مراسم نمی‌کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار می‌نماید. و شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حق‏‌شناس و ‏شاکر باشید، این چنین عملی را انجام داده است‎. – بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل عرفان هستند، می‌گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‏‌الذاکرین امام ‏سجاد (ع) می‌خوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه ‏شرافت است.‎ ‎اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا باشد و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به این شرافت می‌رسد.<br />
<br />
اگر ‏چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادی از این راه را طی کرده است. بنابراین هم آن محرومیت‏‌هایی که زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار ‏می‌شود.‏<br />
<br />
* دلایل جبران محرومیت از عبادات<br />
<br />
در پایان عمر نیز برای زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگی سخن از ایام محرومیت نیست ‏و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود و چند روز بیشتر نیست. ثانیاً، آنها که باردارند و ‏توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمی‌شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمی‌شود. ثالثاً، مدت شش سالی که زن قبل از بلوغ مرد، بالغ می‌شود، همه نقص‏‌ها را ‏ترمیم می‌کند. بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتی فزونتر نیز ‏خواهد یافت.‏ ‎ ‎از آنچه گفته شد روشن می‌شود سِرّ بیان حضرت امیر – سلام‏‌اللَّه علیه – در نهج‏‌البلاغه که در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید‎:‎ ‎»‎فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة»(۱).‏ ‎ ‎یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع می‌شود. روایتی دیگر نیز از حضرت صادق – سلام‏‌اللَّه علیه – نقل شده است که ‏می‌فرماید:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(۲).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‏‌بازی نیست، بلکه یعنی، زن ریحانه است، این ریحانه را ‏ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور می‌دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی ‏کنید. اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع می‌شود بنابراین اولیای منزل و مدرسه ‏مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست‎ ‎ ‎روی این تحلیل، معلوم می‌شود زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا می‌کند و اگر‎ ‎احیاناً راه‌های عاطفی، زمینه‏‌های انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راه‌ها را تعدیل ‏می‌کند تا مبادا به انحراف برود‎.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زکات چیست؟ و چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B2%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%85%D8%B3%D8%9F</link>
			<pubDate>Fri, 12 Jul 2013 14:25:23 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B2%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%85%D8%B3%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[زکات چیست؟ و چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟<br />
<br />
زکات چیست؟ <br />
<br />
چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟<br />
زکات به چه معنا است؟ چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس که شرایط عمومی‌‌‌تری دارد؟ آیا به این دلیل است که معنای زکات چیزی غیر از آن است که تا به حال می‌‌دانستیم؟ آیا دلیل دیگری دارد؟ اگر بگوییم در آن زمان، زکات نسبت به خمس عمومی‌‌تر بوده، پس این حقیقت که آیات قرآن برای تمامی دوران‌‌ها است از بین می‌‌رود! آیا اگر در قرآن بیان می‌‌شود «مؤمن واقعی کسی است که در حال رکوع زکات می‌‌دهد، پس کسانی که در حال رکوع زکات نمی‌‌دهند»؛ یعنی همه به جز حضرت علی(ع) مؤمن نیستند؟ از کجا مشخص می‌‌شود که آن انگشتر اهدایی همان مالی بوده که زکات نام گرفته در حالی‌که زکات به آن معنایی که ما می‌‌شناسیم، باید محاسبه و بعد پرداخت شود، پس چطور دقیقاً همان انگشتر، زکات مال شده است؟ چرا خمس یا قسمتی از آن نشده است؟ لطفاً با دلیل و مدرک و مرجع پاسخ دهید.<br />
پاسخ اجمالی<br />
«زکاة» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى. کلمه «زکات» به سهمی اطلاق می‌شود که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات را دارد، و موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود.<br />
معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالى‌که معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده است؛ همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب، زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی، زکات به معناى پاکى. اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال – اعم از واجب یا مستحب- است. همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار می‏رفته، نه در خصوص زکات‏ واجب‏.<br />
اما باید دانست که هرکدام از این‌دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی، جایگاه ویژه خود را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب قرار داده شده‌اند.<br />
پاسخ تفصیلی<br />
اصل کلمه «زکاة» به معناى رشد و نموّى است که از برکت الهى در چیزهاى دنیوى و اخروى حاصل می‌شود.[۱] کلمه «زکات» به سهم الهى که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، اطلاق می‌شود. به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات دارد، یا موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود و یا از هر دو جنبه است؛ زیرا هر دو فایده در پرداخت زکات وجود دارد.[۲] بنابراین، «زکات» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى.[۳]<br />
بر اساس معنای لغوی و عام، هر چیزى زکاتى دارد. امام على(ع) می‌فرماید: «زکات بدن؛ جهاد و روزه گرفتن است. زکات جاه و مقام؛ بذل و بخشش، زکات جمال و زیبایى؛ عفت و عصمت خواهد بود. زکات سلطه و قدرت؛ نجات افراد اندوهگین، زکات شجاعت؛ جهاد فى سبیل اللّه است. زکات صحت و سلامتى؛ کوشش در اطاعت پروردگار و زکات پیروزى؛ احسان خواهد بود. زکات علم آن است که آن‌را نشر دهى و خود را به انجام آن وادار کنى … زکات قدرت؛ انصاف است…».[۴]<br />
زکات در قرآن<br />
در قرآن کریم؛ آمدن «زکات» در کنار «صلاة» نشان آن است که رابطه با خداوند متعال از طریق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زکات برقرار می‌شود. همراهى این‌دو به جهت اهمیت ویژه آنها است؛ زیرا نماز در آیات قرآن کریم و روایات اسلامى از جایگاه خاصى برخوردار است و زکات نیز در دین اسلام در بُعد اقتصادى و اجتماعى و … بسیار اهمیت دارد و ذکر زکات در کنار نماز نشانه جامعیت اسلام و همه جانبه‌نگرى دین مقدس اسلام است.<br />
اما باید توجه داشت آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده، همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب،[۵] زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی،[۶] زکات به معناى پاکى.[۷]  اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال – اعم از واجب یا مستحب-[۸] است.<br />
همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار می‏رفته، نه در خصوص زکات‏ واجب‏. علامه طباطبایی(ره) در ذیل آیه شریفه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ»؛[۹] (بر اساس روایات متعددى از منابع شیعه و منابع اهل تسنن، این آیه شریفه در شأن امام على(ع) نازل شده است)، می‌گوید: «اگر مى‏‌بینید امروز وقتى زکات گفته می‌‌شود ذهن منصرف به زکات واجب شده و صدقه به ذهن نمی‌‌آید، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب صدقه، زکات نباشد، بلکه از این جهت است که در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام، متشرعه و مسلمانان زکات را در واجب به کار برده‌‌اند، و گرنه در صدر اسلام زکات به همان معناى لغوى خود بوده است. و معناى لغوى زکات، اعم است از معناى مصطلح آن (زکات واجب فقهی)، و صدقه و انفاق مستحبی.<br />
<br />
در حقیقت زکات در لغت، مخصوصاً اگر در کنار نماز قرار گیرد، به معناى انفاق مال در راه خدا و مرادف آن است، همان‌‌طور که همین مطلب از آیاتى که احوال پیامبران گذشته را حکایت می‌کنند به خوبى استفاده می‌شود، مانند این آیه که در باره حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب می‌فرماید: «وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِیتاءَ الزَّکاةِ»[۱۰] و راجع به حضرت اسماعیل می‌فرماید: «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»[۱۱] و درباره حضرت عیسى(ع) در گهواره می‌فرماید: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا».[۱۲] ناگفته پیداست که در شریعت ابراهیم و یعقوب و اسماعیل و عیسى(ع) زکات به آن معنایى که در اسلام است نبود.[۱۳]<br />
همچنین در قرآن می‌خوانیم: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»،[۱۴] و «الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ»،[۱۵] و «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ»[۱۶] و آیات دیگرى که در سوره‏هاى مکى و مخصوصاً سوره‏هایى که در اوایل بعثت نازل شده مانند سوره «حم سجده» و امثال آن. چه این سوره‌ها وقتى نازل شدند که اصولاً زکات به معناى معروف و مصطلح فقهی هنوز واجب نشده بود، و لابد مسلمانان آن روز از کلمه زکاتى که در این آیات است، چیزى می‌فهمیده‌اند، بلکه این آیه مربوط به زکات: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»[۱۷] دلالت دارد بر این‌که زکات مصطلح یکى از مصادیق صدقه است، و از این جهت آن‌را زکات گفته‌اند که صدقه است، و چون صدقه پاک کننده است، زکات هم از تزکیه و به معناى پاک کردن است.[۱۸]<br />
در قرآن کریم با این‌که پرداخت زکات به عنوان یک واجب مالى مورد تأکید قرار گرفته، اما به طور مشخص موارد وجوب آن معیّن نشده است و موارد وجوب آن در روایات بیان شده است.<br />
<br />
مقایسه زکات با خمس<br />
پرداخت زکات و خمس و دیگر انفاق‌هاى واجب و مستحب، از تکالیف اقتصادی مسلمانان است. ادای این وظایف مالی، افزون بر آثار سازنده اخلاقى، نقش مهمى در توزیع و تعدیل ثروت میان افراد جامعه و برقرارى عدالت اجتماعى دارند. اما هر کدام از خمس و زکات از جهت موارد تعلّق، شرایط وجوب و مصرف با هم تفاوت دارند.<br />
در فقه اسلامی؛ «خمس» عبارت است از یک پنجم اموال انسان که باید از درآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى که در فقه بیان شده، پرداخت شود و آن حقّى است که خداوند براى پیامبر اکرم(ص) و امام معصوم(ع) قرار داده تا مستمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زکات مصرف و نیازمندی‌هاى خود را با آن تأمین کنند. خمس به دو قسم تقسیم می‌شود: نیمى از آن، سهم امام(ع) است که باید توسط حاکم اسلامى در مصالح اسلام و مسلمانان هزینه گردد و نیم دیگر آن، سهم سادات است.[۱۹] خمس به مواردی با شرایط ویژه تعلّق می‌گیرد.[۲۰]<br />
در فقه اسلامى، زکات عبارت است از: حقّ واجبى که به بخشى از اموال برخی افراد غنیّ و ثروت‌مند جامعه تعلق می‌گیرد و باید به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود.[۲۱] اغنیا با دادن زکات، از صفات زشتى مانند حرص و بخل (تا اندازه‌اى) پاک می‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	د و اموالشان نیز با خیر و برکت دنیوى و اخروى، رشد و نموّ خواهد کرد. همچنین از دیدگاه فقها، اصل وجوب زکات از ضروریات و ارکان دین مقدس اسلام است.[۲۲]<br />
آثار زکات<br />
زکات دارای آثار زیادی است؛ مانند این که امام علی(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «زکات، پُل اسلام است هر کس آن‌را بپردازد از پُل عبور کرده و هر کس آن‌را نپردازد در زیر آن پُل زندانى می‌شود، و زکات خشم پروردگار را فرو می‌نشاند».[۲۳]<br />
نتیجه<br />
۱٫ معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالى‌که معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. اما هرکدام از این دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی جایگاه خویش را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب هستند.<br />
۲٫ درباره علت کثرت آیات زکات –واجب و مستحب- نسبت به خمس، می‌توان گفت: موارد مصرف زکات نسبت به خمس بیشتر است؛ لذا تأکید بیشترى بر مسئله زکات و پرداخت آن شده است؛ زیرا زکات، حکمی است که دایره مصرف آن، شامل تمام افراد جامعه اسلامی (و در برخی از موارد غیر مسلمانان) است و حتی انفاق و صدقات مستحبی شامل سادات هم می‌شود،[۲۴] ولی دایره شمول مصرف خمس محدودتر است و شامل همه افراد جامعه اسلامی نمی‌شود، بلکه در مقابل زکات واجب که برای بنی‌هاشم حرام می‌باشد و آنها حق استفاده از آن‌را ندارند، بخشی از آن برای فقرا و مستمندان آنان اختصاص دارد و نیز سهمی از آن مخصوص امام(ع) است که در عصر غیبت فقیه جامع شرایط در رفع احتیاجات جامعه و هر کمک اقتصادی که رضایت امام مهدی(عج) در آن است، مصرف می‌کند.<br />
درباره بخش مربوط به زکات دادن امام علی(ع) «زکات دادن حضرت علی(ع) در حال نماز»، سؤال ۹۳۱ را مطالعه کنید.<br />
[۱]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص ۳۸۰، دارالعلم‏، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.<br />
[۲]. همان، ص ۳۸۱٫<br />
[۳]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۴، ص ۳۵۸، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.<br />
[۴]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۷، ص ۴۶، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق؛ ر.ک: لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، محقق و مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، ص ۲۷۵، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.‏<br />
[۵]. بقره، ۱۷۷: «نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانى)، و پیامبران، ایمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‌اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد و (همچنین) کسانى که به عهد خود -به هنگامى که عهد بستند- وفا می‌کنند و در برابر محرومیت‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‏دهند اینها کسانى هستند که راست می‏گویند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اینها هستند پرهیزکاران!»؛ توبه، ۱۰۳: «از اموال آنها صدقه‌اى(به عنوان زکات) بگیر، تا به وسیلۀ آن، آنها را پاک سازى و پرورش دهى! و(به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعاى تو، مایۀ آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!».<br />
[۶]. روم، ۳۹: «آنچه را به عنوان زکات می‌پردازید و تنها رضاى خدا را می‌طلبید (مایه برکت است و) کسانى که چنین می‌کنند داراى پاداش مضاعفند». منظور از زکات در این آیه هر گونه صدقه‌ای را شامل می‌شود؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۱۸۵، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.<br />
[۷]. کهف، ۸۱: «از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاک‌تر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد!»؛ مریم، ۱۳: «و رحمت و محبّتى از ناحیه خود به او بخشیدیم، و پاکى (دل و جان)! و او پرهیزگار بود».<br />
[۸]. ر.ک: «موارد تعلّق زکات واجب و مستحب»، سؤال ۹۴۲۲٫<br />
[۹]. مائده، ۵۵: «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند».<br />
[۱۰]. انبیاء، ۷۳: «ما وحى کردیم به آنان کارهاى نیک و نماز خواندن و زکات دادن را».<br />
[۱۱]. مریم، ۵۵: «اسماعیل چنان بود که همواره اهل خود را به نماز و زکات توصیه می‏کرد و در نزد خداوند پسندیده بود».<br />
[۱۲]. مریم، ۳۱: «و خداى من به من دستور داد که تا زنده‏ام نماز و زکات را ترک نکنم».<br />
[۱۳]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۰، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.<br />
[۱۴]. اعلى، ۱۵: «به تحقیق رستگارى یافت آن که تزکیه کرده و به یاد خدایش افتاده نماز گزارد».<br />
[۱۵]. فصلت، ۷: «آنان که زکات را نمی‏پردازند، و آخرت را منکرند».<br />
[۱۶]. مؤمنون، ۴: «آنهایى که دستور زکات را انجام می‏دهند».<br />
[۱۷]. توبه، ۱۰۳٫<br />
[۱۸]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۰ – ۱۱٫<br />
[۱۹]. ر.ک: «سهم امام(ع)»، سؤال ۸۴۱۹؛ «پرداخت خمس و اجازۀ مراجع»، سؤال ۶۹۰٫<br />
[۲۰]. ر.ک: «چیستی خمس و موارد تعلق آن»، سؤال ۱۹۶۶۴٫<br />
[۲۱]. ر.ک: مشکینی، میرزا علی، مصطلحات الفقه، ص ۲۸۰ – ۲۸۱، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.<br />
[۲۲]. علامه حلّی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص ۷ – ۸، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، بی‌تا؛  محدث بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، محقق و مصحح: ایروانی، محمد تقی، مقرم‌، سید عبد الرزاق، ج ۱۲، ص ۸، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ق؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج ۱، ص ۳۱۱، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، چاپ اول، بی‌تا؛ حسینی سیستانى، سید على، منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۳۵۱، انتشارات دفتر حضرت آیة الله سیستانى، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.<br />
[۲۳]. «الزَّکاةُ قَنْطَرَةُ الْاسْلامِ فَمَنْ ادَّاها جازَ الْقَنْطَرَةَ وَ مَنْ مَنَعَهَا احْتَبَسَ دُوْنَها وَ هِىَ تُطْفِى‏ءُ غَضَبَ الرَّبِّ»؛ شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۲۲، دار الثقافة، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.<br />
[۲۴]. ر.ک: «موارد مصرف صدقه و حرمت دادن صدقه به سید»، سؤال ۲۹۸۱٫]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[زکات چیست؟ و چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟<br />
<br />
زکات چیست؟ <br />
<br />
چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟<br />
زکات به چه معنا است؟ چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس که شرایط عمومی‌‌‌تری دارد؟ آیا به این دلیل است که معنای زکات چیزی غیر از آن است که تا به حال می‌‌دانستیم؟ آیا دلیل دیگری دارد؟ اگر بگوییم در آن زمان، زکات نسبت به خمس عمومی‌‌تر بوده، پس این حقیقت که آیات قرآن برای تمامی دوران‌‌ها است از بین می‌‌رود! آیا اگر در قرآن بیان می‌‌شود «مؤمن واقعی کسی است که در حال رکوع زکات می‌‌دهد، پس کسانی که در حال رکوع زکات نمی‌‌دهند»؛ یعنی همه به جز حضرت علی(ع) مؤمن نیستند؟ از کجا مشخص می‌‌شود که آن انگشتر اهدایی همان مالی بوده که زکات نام گرفته در حالی‌که زکات به آن معنایی که ما می‌‌شناسیم، باید محاسبه و بعد پرداخت شود، پس چطور دقیقاً همان انگشتر، زکات مال شده است؟ چرا خمس یا قسمتی از آن نشده است؟ لطفاً با دلیل و مدرک و مرجع پاسخ دهید.<br />
پاسخ اجمالی<br />
«زکاة» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى. کلمه «زکات» به سهمی اطلاق می‌شود که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات را دارد، و موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود.<br />
معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالى‌که معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده است؛ همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب، زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی، زکات به معناى پاکى. اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال – اعم از واجب یا مستحب- است. همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار می‏رفته، نه در خصوص زکات‏ واجب‏.<br />
اما باید دانست که هرکدام از این‌دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی، جایگاه ویژه خود را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب قرار داده شده‌اند.<br />
پاسخ تفصیلی<br />
اصل کلمه «زکاة» به معناى رشد و نموّى است که از برکت الهى در چیزهاى دنیوى و اخروى حاصل می‌شود.[۱] کلمه «زکات» به سهم الهى که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، اطلاق می‌شود. به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات دارد، یا موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود و یا از هر دو جنبه است؛ زیرا هر دو فایده در پرداخت زکات وجود دارد.[۲] بنابراین، «زکات» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى.[۳]<br />
بر اساس معنای لغوی و عام، هر چیزى زکاتى دارد. امام على(ع) می‌فرماید: «زکات بدن؛ جهاد و روزه گرفتن است. زکات جاه و مقام؛ بذل و بخشش، زکات جمال و زیبایى؛ عفت و عصمت خواهد بود. زکات سلطه و قدرت؛ نجات افراد اندوهگین، زکات شجاعت؛ جهاد فى سبیل اللّه است. زکات صحت و سلامتى؛ کوشش در اطاعت پروردگار و زکات پیروزى؛ احسان خواهد بود. زکات علم آن است که آن‌را نشر دهى و خود را به انجام آن وادار کنى … زکات قدرت؛ انصاف است…».[۴]<br />
زکات در قرآن<br />
در قرآن کریم؛ آمدن «زکات» در کنار «صلاة» نشان آن است که رابطه با خداوند متعال از طریق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زکات برقرار می‌شود. همراهى این‌دو به جهت اهمیت ویژه آنها است؛ زیرا نماز در آیات قرآن کریم و روایات اسلامى از جایگاه خاصى برخوردار است و زکات نیز در دین اسلام در بُعد اقتصادى و اجتماعى و … بسیار اهمیت دارد و ذکر زکات در کنار نماز نشانه جامعیت اسلام و همه جانبه‌نگرى دین مقدس اسلام است.<br />
اما باید توجه داشت آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده، همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب،[۵] زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی،[۶] زکات به معناى پاکى.[۷]  اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال – اعم از واجب یا مستحب-[۸] است.<br />
همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار می‏رفته، نه در خصوص زکات‏ واجب‏. علامه طباطبایی(ره) در ذیل آیه شریفه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ»؛[۹] (بر اساس روایات متعددى از منابع شیعه و منابع اهل تسنن، این آیه شریفه در شأن امام على(ع) نازل شده است)، می‌گوید: «اگر مى‏‌بینید امروز وقتى زکات گفته می‌‌شود ذهن منصرف به زکات واجب شده و صدقه به ذهن نمی‌‌آید، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب صدقه، زکات نباشد، بلکه از این جهت است که در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام، متشرعه و مسلمانان زکات را در واجب به کار برده‌‌اند، و گرنه در صدر اسلام زکات به همان معناى لغوى خود بوده است. و معناى لغوى زکات، اعم است از معناى مصطلح آن (زکات واجب فقهی)، و صدقه و انفاق مستحبی.<br />
<br />
در حقیقت زکات در لغت، مخصوصاً اگر در کنار نماز قرار گیرد، به معناى انفاق مال در راه خدا و مرادف آن است، همان‌‌طور که همین مطلب از آیاتى که احوال پیامبران گذشته را حکایت می‌کنند به خوبى استفاده می‌شود، مانند این آیه که در باره حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب می‌فرماید: «وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِیتاءَ الزَّکاةِ»[۱۰] و راجع به حضرت اسماعیل می‌فرماید: «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»[۱۱] و درباره حضرت عیسى(ع) در گهواره می‌فرماید: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا».[۱۲] ناگفته پیداست که در شریعت ابراهیم و یعقوب و اسماعیل و عیسى(ع) زکات به آن معنایى که در اسلام است نبود.[۱۳]<br />
همچنین در قرآن می‌خوانیم: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»،[۱۴] و «الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ»،[۱۵] و «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ»[۱۶] و آیات دیگرى که در سوره‏هاى مکى و مخصوصاً سوره‏هایى که در اوایل بعثت نازل شده مانند سوره «حم سجده» و امثال آن. چه این سوره‌ها وقتى نازل شدند که اصولاً زکات به معناى معروف و مصطلح فقهی هنوز واجب نشده بود، و لابد مسلمانان آن روز از کلمه زکاتى که در این آیات است، چیزى می‌فهمیده‌اند، بلکه این آیه مربوط به زکات: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»[۱۷] دلالت دارد بر این‌که زکات مصطلح یکى از مصادیق صدقه است، و از این جهت آن‌را زکات گفته‌اند که صدقه است، و چون صدقه پاک کننده است، زکات هم از تزکیه و به معناى پاک کردن است.[۱۸]<br />
در قرآن کریم با این‌که پرداخت زکات به عنوان یک واجب مالى مورد تأکید قرار گرفته، اما به طور مشخص موارد وجوب آن معیّن نشده است و موارد وجوب آن در روایات بیان شده است.<br />
<br />
مقایسه زکات با خمس<br />
پرداخت زکات و خمس و دیگر انفاق‌هاى واجب و مستحب، از تکالیف اقتصادی مسلمانان است. ادای این وظایف مالی، افزون بر آثار سازنده اخلاقى، نقش مهمى در توزیع و تعدیل ثروت میان افراد جامعه و برقرارى عدالت اجتماعى دارند. اما هر کدام از خمس و زکات از جهت موارد تعلّق، شرایط وجوب و مصرف با هم تفاوت دارند.<br />
در فقه اسلامی؛ «خمس» عبارت است از یک پنجم اموال انسان که باید از درآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى که در فقه بیان شده، پرداخت شود و آن حقّى است که خداوند براى پیامبر اکرم(ص) و امام معصوم(ع) قرار داده تا مستمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زکات مصرف و نیازمندی‌هاى خود را با آن تأمین کنند. خمس به دو قسم تقسیم می‌شود: نیمى از آن، سهم امام(ع) است که باید توسط حاکم اسلامى در مصالح اسلام و مسلمانان هزینه گردد و نیم دیگر آن، سهم سادات است.[۱۹] خمس به مواردی با شرایط ویژه تعلّق می‌گیرد.[۲۰]<br />
در فقه اسلامى، زکات عبارت است از: حقّ واجبى که به بخشى از اموال برخی افراد غنیّ و ثروت‌مند جامعه تعلق می‌گیرد و باید به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود.[۲۱] اغنیا با دادن زکات، از صفات زشتى مانند حرص و بخل (تا اندازه‌اى) پاک می‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	د و اموالشان نیز با خیر و برکت دنیوى و اخروى، رشد و نموّ خواهد کرد. همچنین از دیدگاه فقها، اصل وجوب زکات از ضروریات و ارکان دین مقدس اسلام است.[۲۲]<br />
آثار زکات<br />
زکات دارای آثار زیادی است؛ مانند این که امام علی(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «زکات، پُل اسلام است هر کس آن‌را بپردازد از پُل عبور کرده و هر کس آن‌را نپردازد در زیر آن پُل زندانى می‌شود، و زکات خشم پروردگار را فرو می‌نشاند».[۲۳]<br />
نتیجه<br />
۱٫ معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالى‌که معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. اما هرکدام از این دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی جایگاه خویش را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب هستند.<br />
۲٫ درباره علت کثرت آیات زکات –واجب و مستحب- نسبت به خمس، می‌توان گفت: موارد مصرف زکات نسبت به خمس بیشتر است؛ لذا تأکید بیشترى بر مسئله زکات و پرداخت آن شده است؛ زیرا زکات، حکمی است که دایره مصرف آن، شامل تمام افراد جامعه اسلامی (و در برخی از موارد غیر مسلمانان) است و حتی انفاق و صدقات مستحبی شامل سادات هم می‌شود،[۲۴] ولی دایره شمول مصرف خمس محدودتر است و شامل همه افراد جامعه اسلامی نمی‌شود، بلکه در مقابل زکات واجب که برای بنی‌هاشم حرام می‌باشد و آنها حق استفاده از آن‌را ندارند، بخشی از آن برای فقرا و مستمندان آنان اختصاص دارد و نیز سهمی از آن مخصوص امام(ع) است که در عصر غیبت فقیه جامع شرایط در رفع احتیاجات جامعه و هر کمک اقتصادی که رضایت امام مهدی(عج) در آن است، مصرف می‌کند.<br />
درباره بخش مربوط به زکات دادن امام علی(ع) «زکات دادن حضرت علی(ع) در حال نماز»، سؤال ۹۳۱ را مطالعه کنید.<br />
[۱]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص ۳۸۰، دارالعلم‏، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.<br />
[۲]. همان، ص ۳۸۱٫<br />
[۳]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۴، ص ۳۵۸، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.<br />
[۴]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۷، ص ۴۶، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق؛ ر.ک: لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، محقق و مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، ص ۲۷۵، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.‏<br />
[۵]. بقره، ۱۷۷: «نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانى)، و پیامبران، ایمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‌اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد و (همچنین) کسانى که به عهد خود -به هنگامى که عهد بستند- وفا می‌کنند و در برابر محرومیت‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‏دهند اینها کسانى هستند که راست می‏گویند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اینها هستند پرهیزکاران!»؛ توبه، ۱۰۳: «از اموال آنها صدقه‌اى(به عنوان زکات) بگیر، تا به وسیلۀ آن، آنها را پاک سازى و پرورش دهى! و(به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعاى تو، مایۀ آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!».<br />
[۶]. روم، ۳۹: «آنچه را به عنوان زکات می‌پردازید و تنها رضاى خدا را می‌طلبید (مایه برکت است و) کسانى که چنین می‌کنند داراى پاداش مضاعفند». منظور از زکات در این آیه هر گونه صدقه‌ای را شامل می‌شود؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۱۸۵، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.<br />
[۷]. کهف، ۸۱: «از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاک‌تر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد!»؛ مریم، ۱۳: «و رحمت و محبّتى از ناحیه خود به او بخشیدیم، و پاکى (دل و جان)! و او پرهیزگار بود».<br />
[۸]. ر.ک: «موارد تعلّق زکات واجب و مستحب»، سؤال ۹۴۲۲٫<br />
[۹]. مائده، ۵۵: «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند».<br />
[۱۰]. انبیاء، ۷۳: «ما وحى کردیم به آنان کارهاى نیک و نماز خواندن و زکات دادن را».<br />
[۱۱]. مریم، ۵۵: «اسماعیل چنان بود که همواره اهل خود را به نماز و زکات توصیه می‏کرد و در نزد خداوند پسندیده بود».<br />
[۱۲]. مریم، ۳۱: «و خداى من به من دستور داد که تا زنده‏ام نماز و زکات را ترک نکنم».<br />
[۱۳]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۰، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.<br />
[۱۴]. اعلى، ۱۵: «به تحقیق رستگارى یافت آن که تزکیه کرده و به یاد خدایش افتاده نماز گزارد».<br />
[۱۵]. فصلت، ۷: «آنان که زکات را نمی‏پردازند، و آخرت را منکرند».<br />
[۱۶]. مؤمنون، ۴: «آنهایى که دستور زکات را انجام می‏دهند».<br />
[۱۷]. توبه، ۱۰۳٫<br />
[۱۸]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۰ – ۱۱٫<br />
[۱۹]. ر.ک: «سهم امام(ع)»، سؤال ۸۴۱۹؛ «پرداخت خمس و اجازۀ مراجع»، سؤال ۶۹۰٫<br />
[۲۰]. ر.ک: «چیستی خمس و موارد تعلق آن»، سؤال ۱۹۶۶۴٫<br />
[۲۱]. ر.ک: مشکینی، میرزا علی، مصطلحات الفقه، ص ۲۸۰ – ۲۸۱، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.<br />
[۲۲]. علامه حلّی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص ۷ – ۸، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، بی‌تا؛  محدث بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، محقق و مصحح: ایروانی، محمد تقی، مقرم‌، سید عبد الرزاق، ج ۱۲، ص ۸، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ق؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج ۱، ص ۳۱۱، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، چاپ اول، بی‌تا؛ حسینی سیستانى، سید على، منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۳۵۱، انتشارات دفتر حضرت آیة الله سیستانى، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.<br />
[۲۳]. «الزَّکاةُ قَنْطَرَةُ الْاسْلامِ فَمَنْ ادَّاها جازَ الْقَنْطَرَةَ وَ مَنْ مَنَعَهَا احْتَبَسَ دُوْنَها وَ هِىَ تُطْفِى‏ءُ غَضَبَ الرَّبِّ»؛ شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۲۲، دار الثقافة، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.<br />
[۲۴]. ر.ک: «موارد مصرف صدقه و حرمت دادن صدقه به سید»، سؤال ۲۹۸۱٫]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ثواب قرائت کدام سوره بیشتر است؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AB%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F</link>
			<pubDate>Fri, 12 Jul 2013 14:21:12 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AB%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[ثواب قرائت کدام سوره بیشتر است؟<br />
<br />
قرائت و تلاوت تمام سوره های قرآن آثار دنیوی و اخروی بی شماری دارد و برای هر کدام از سوره های قرآن فضائل زیادی بیان شده است .<br />
به این نکته باید توجه داشت که قرآن برنامه ی زندگی و کتاب عمل است و تلاوت آن سرآغازی است برای تفکر و ایمان و وسیله ای است برای عمل کردن به محتوای قرآن و همه پاداشهای عظیم نیکو کاران نیز از همین جا و با همین شرایط تحقق می یابد.<br />
<br />
نکته دیگری که قابل تذکر است این است که ما نباید به خواندن قرآن به عنوان یک کار تجاری نگاه کنیم و دنبال این باشیم که کدام سوره از همه ثواب بیشتری دارد و تنها با خواندن همیشگی آن سوره از برکت سوره های دیگر محروم بمانیم. قرآن مجموعه ای است که باید همه ی آن در کنار هم باشد و انسان با بهره گیری از همه ی آن است که می تواند به خودسازی بپردازد.<br />
<br />
البته در روایات فضیلت ها و برکات خاصی برای هر کدام از سوره ها و حتی بعضی از آیات قرآن بیان شده است. که از باب نمونه به ذکر برخی از این فضائل می پردازیم:<br />
فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم»<br />
<br />
در روایات اسلامی به قدری به این آیه اهمیت داده شده که آن را چیزی هم ردیف اسم اعظم الهی معرفی می کند. چنانکه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: “«بسم الله الرحمن الرحیم» به اسم اعظم خدا نزدیک تر است از مردمک چشم به سفیدی آن”.[ تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۱] روایات بسیاری به همین مضمون در فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» به ما رسیده است.<br />
فضیلت سوره حمد<br />
<br />
در باب فضیلت سوره های قرآن هم در روایات برای هر سوره ای فضیلتی ذکر شده مثلاً درباره ی سوره ی حمد (فاتحه الکتاب) از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده است که حضرت فرمودند: “هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند به او آن چنان پاداشی می دهند که گویی دو ثلث قرآن را خوانده و بر هر مۆمن صدقه داده است.”[ تفسیر المجمع البیان، ج ۱، ص ۱۴ و ۱۵]<br />
<br />
می خواهی دو سوره به دو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا حضرت معوذتین (سوره ی فلق و سوره ی ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان<br />
<br />
در روایت دیگری وارد شده که:” هر کس این سوره(حمد) را بخواند هر چه از خدا بخواهد به او می دهد.” یا سوره ی حمد را شفای برای هر درد و بیماری معرفی کرده اند. به هر حال روایات بسیاری در اهمیت این سوره وارد شده است و قرائت آن ثواب بسیار زیادی دارد.<br />
فضیلت سوره توحید<br />
<br />
درباره ی سوره ی توحید هم فضائل زیادی ذکر شده از جمله اینکه سوره توحید را ثلث قرآن می دانند و در تشییع جنازه خواننده سوره ی توحید هفتاد هزار ملک می آیند پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان او را می آمرزد.[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۲۹]<br />
توصیه به قرائت سوره توحید<br />
<br />
در باب فضیلت این سوره آیت الله وحید خراسانی نکته ای را به جوانان بیان می کنند:<br />
<br />
به دیگران هم سفارش کنید، نماز صبح را که خواندید، یازده بار سوره (قل هو الله احد) را بخوانید، وقت خواب هم یازده بار این سوره را بخوانید، بین روز هم که بیکارید، راه می روید، این سوره را بخوانید، شما جوانها از حالا شروع کنید، بعد روحتان می شود اکسیر احمر، یک روز می بینی شب شده، صد تا سوره (قل هو الله احد) خواندی، آن وقت این صد تا سوره چه می کند؟<br />
<br />
به حکم روایات متعدده هم از طرق عامه، هم از طرق خاصه، قرائت یک سوره (قل هو الله احد) ثلث تورات، ثلث انجیل، ثلث زبور، ثلث قرآن، حساب می شود، آن وقت سه سوره که خواندی، خدا به رحمت واسعه اش اجر تورات و انجیل و زبور و قرآن را به تو می دهد، این سوره را بخوانید، شروع کنید از امروز، همه را هم هدیه به امام زمان کنید، آن هدیه به امام زمان اثرش این است، که این سوره دیگر رد نمی شود.<br />
افضلیت آیت الکرسی در سوره بقره<br />
<br />
درباره ی سوره ی بقره از پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) سۆال شد که کدام سوره افضل سوره ها می باشد حضرت فرمودند:” سوره بقره و در آن آیة الکرسی.”<br />
<br />
ثواب آیة الکرسی آنقدر زیاد است که شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر گاه مۆمنی آیة الکرسی بخواند و ثواب آن را به اهل قبور اهدا کند خداوند به ازاء هر حرفی برای او فرشته ای قرار می دهد که تا روز قیامت برای او تسبیح کنند.<br />
<br />
پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان اون را می آمرزد<br />
دو سوره از برترین سوره ها<br />
<br />
همچنین در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که به یکی از یارانش فرمود: می خواهی دو سوره به تو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا. حضرت معوذتین (سوره فلق و سوره ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۵۴]<br />
توصیه به قرائت قرآن و سوره یس<br />
<br />
سعی کنید هر روز بدون استثناء یک قسمت از قرآن را بخوانید، حداقل پنجاه آیه، اگر بخوانید، ده برکت در دنیا و آخرت نصیبتان می شود. از امروز شروع کنید. هر روز یک سوره یس بخوانید چون ایام، ایام امام زمان است، آن سوره یس را که هر روز می خوانید، هدیه کنید به خود امام زمان. ان شاء الله با این برنامه هم سعادت دنیاتان تأمین می شود و هم سعادت آخرتتان. (بیانات آیت الله وحید خراسانی)<br />
<br />
خلاصه هر سوره ای از قرآن خاصیتی دارد پس به راحتی نمی شود قضاوت کنیم کدام سوره ثواب بیشتری دارد. بلکه باید همه قرآن را قرائت کرد و از همه ی فضائل قرآن بهرمند شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ثواب قرائت کدام سوره بیشتر است؟<br />
<br />
قرائت و تلاوت تمام سوره های قرآن آثار دنیوی و اخروی بی شماری دارد و برای هر کدام از سوره های قرآن فضائل زیادی بیان شده است .<br />
به این نکته باید توجه داشت که قرآن برنامه ی زندگی و کتاب عمل است و تلاوت آن سرآغازی است برای تفکر و ایمان و وسیله ای است برای عمل کردن به محتوای قرآن و همه پاداشهای عظیم نیکو کاران نیز از همین جا و با همین شرایط تحقق می یابد.<br />
<br />
نکته دیگری که قابل تذکر است این است که ما نباید به خواندن قرآن به عنوان یک کار تجاری نگاه کنیم و دنبال این باشیم که کدام سوره از همه ثواب بیشتری دارد و تنها با خواندن همیشگی آن سوره از برکت سوره های دیگر محروم بمانیم. قرآن مجموعه ای است که باید همه ی آن در کنار هم باشد و انسان با بهره گیری از همه ی آن است که می تواند به خودسازی بپردازد.<br />
<br />
البته در روایات فضیلت ها و برکات خاصی برای هر کدام از سوره ها و حتی بعضی از آیات قرآن بیان شده است. که از باب نمونه به ذکر برخی از این فضائل می پردازیم:<br />
فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم»<br />
<br />
در روایات اسلامی به قدری به این آیه اهمیت داده شده که آن را چیزی هم ردیف اسم اعظم الهی معرفی می کند. چنانکه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: “«بسم الله الرحمن الرحیم» به اسم اعظم خدا نزدیک تر است از مردمک چشم به سفیدی آن”.[ تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۱] روایات بسیاری به همین مضمون در فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» به ما رسیده است.<br />
فضیلت سوره حمد<br />
<br />
در باب فضیلت سوره های قرآن هم در روایات برای هر سوره ای فضیلتی ذکر شده مثلاً درباره ی سوره ی حمد (فاتحه الکتاب) از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده است که حضرت فرمودند: “هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند به او آن چنان پاداشی می دهند که گویی دو ثلث قرآن را خوانده و بر هر مۆمن صدقه داده است.”[ تفسیر المجمع البیان، ج ۱، ص ۱۴ و ۱۵]<br />
<br />
می خواهی دو سوره به دو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا حضرت معوذتین (سوره ی فلق و سوره ی ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان<br />
<br />
در روایت دیگری وارد شده که:” هر کس این سوره(حمد) را بخواند هر چه از خدا بخواهد به او می دهد.” یا سوره ی حمد را شفای برای هر درد و بیماری معرفی کرده اند. به هر حال روایات بسیاری در اهمیت این سوره وارد شده است و قرائت آن ثواب بسیار زیادی دارد.<br />
فضیلت سوره توحید<br />
<br />
درباره ی سوره ی توحید هم فضائل زیادی ذکر شده از جمله اینکه سوره توحید را ثلث قرآن می دانند و در تشییع جنازه خواننده سوره ی توحید هفتاد هزار ملک می آیند پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان او را می آمرزد.[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۲۹]<br />
توصیه به قرائت سوره توحید<br />
<br />
در باب فضیلت این سوره آیت الله وحید خراسانی نکته ای را به جوانان بیان می کنند:<br />
<br />
به دیگران هم سفارش کنید، نماز صبح را که خواندید، یازده بار سوره (قل هو الله احد) را بخوانید، وقت خواب هم یازده بار این سوره را بخوانید، بین روز هم که بیکارید، راه می روید، این سوره را بخوانید، شما جوانها از حالا شروع کنید، بعد روحتان می شود اکسیر احمر، یک روز می بینی شب شده، صد تا سوره (قل هو الله احد) خواندی، آن وقت این صد تا سوره چه می کند؟<br />
<br />
به حکم روایات متعدده هم از طرق عامه، هم از طرق خاصه، قرائت یک سوره (قل هو الله احد) ثلث تورات، ثلث انجیل، ثلث زبور، ثلث قرآن، حساب می شود، آن وقت سه سوره که خواندی، خدا به رحمت واسعه اش اجر تورات و انجیل و زبور و قرآن را به تو می دهد، این سوره را بخوانید، شروع کنید از امروز، همه را هم هدیه به امام زمان کنید، آن هدیه به امام زمان اثرش این است، که این سوره دیگر رد نمی شود.<br />
افضلیت آیت الکرسی در سوره بقره<br />
<br />
درباره ی سوره ی بقره از پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) سۆال شد که کدام سوره افضل سوره ها می باشد حضرت فرمودند:” سوره بقره و در آن آیة الکرسی.”<br />
<br />
ثواب آیة الکرسی آنقدر زیاد است که شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر گاه مۆمنی آیة الکرسی بخواند و ثواب آن را به اهل قبور اهدا کند خداوند به ازاء هر حرفی برای او فرشته ای قرار می دهد که تا روز قیامت برای او تسبیح کنند.<br />
<br />
پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان اون را می آمرزد<br />
دو سوره از برترین سوره ها<br />
<br />
همچنین در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که به یکی از یارانش فرمود: می خواهی دو سوره به تو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا. حضرت معوذتین (سوره فلق و سوره ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۵۴]<br />
توصیه به قرائت قرآن و سوره یس<br />
<br />
سعی کنید هر روز بدون استثناء یک قسمت از قرآن را بخوانید، حداقل پنجاه آیه، اگر بخوانید، ده برکت در دنیا و آخرت نصیبتان می شود. از امروز شروع کنید. هر روز یک سوره یس بخوانید چون ایام، ایام امام زمان است، آن سوره یس را که هر روز می خوانید، هدیه کنید به خود امام زمان. ان شاء الله با این برنامه هم سعادت دنیاتان تأمین می شود و هم سعادت آخرتتان. (بیانات آیت الله وحید خراسانی)<br />
<br />
خلاصه هر سوره ای از قرآن خاصیتی دارد پس به راحتی نمی شود قضاوت کنیم کدام سوره ثواب بیشتری دارد. بلکه باید همه قرآن را قرائت کرد و از همه ی فضائل قرآن بهرمند شد.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>