<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[ایران رمان - سینما،تلوزیون،تئاتر و نمایش]]></title>
		<link>http://forum.iranroman.com/</link>
		<description><![CDATA[ایران رمان - http://forum.iranroman.com]]></description>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2026 10:43:48 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[۴ سریال جدید کره‌ای که مثل بمب در فضای مجازی ترکیدند]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B4-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF</link>
			<pubDate>Fri, 09 May 2025 09:35:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B4-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[این روزها، دنیای سریال‌های کره‌ای همچون پازل‌هایی با تکه‌های مختلف از هیجان، احساس و راز، هر بیننده‌ای را به خود جذب می‌کند. داستان‌هایی که با آرامش و دقت، مخاطب را در خود غرق می‌کنند. از معماهایی که در پیچ‌وخم‌های روایت گم می‌شوند، تا صحنه‌های اکشن که قلب را به تپش می‌اندازند. از کمدی‌هایی که لبخند می‌آورند، تا درام‌های عاشقانه‌ای که با هر جمله، احساسات را برمی‌انگیزند. در هر کدام از این داستان‌ها، چیزی هست که نمی‌توان به راحتی از آن چشم پوشید. چیزی که شما را وا می‌دارد تا ادامه دهید، تا پایان لحظه‌ها با شخصیت‌ها همراه شوید و در دنیای آن‌ها گم شوید.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ePo1w4cBXNTR/Bumv1zAHak0,/0.jpg" alt="[عکس: 0.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
در چند هفته گذشته، چند سریال کره‌ای با داستان‌های هیجان‌انگیز و جذاب توانسته‌اند توجه بسیاری را جلب کنند. از معماهای پیچیده تا داستان‌های عاشقانه، این سریال‌ها به سرعت در صدر پربیننده‌ها قرار گرفتند و در شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار شدند. در ادامه با چهار سریال جدید آشنا می‌شوید که توانسته‌اند موجی از هیجان و بحث را ایجاد کنند.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
۴ سریال کره‌ای پربیننده در هفته‌های اخیر<br />
سریال «گروه مطالعه»<br />
در دل دنیای آموزش، جایی که انتظار می‌رود کتاب‌ها و کلاس‌ها محور ماجرا باشند، سریال «گروه مطالعه» تصویری وارونه از یک مدرسه ارائه می‌دهد؛ مدرسه‌ای که نه علم، بلکه قدرت فیزیکی در آن حرف اول را می‌زند. این اثر، با ترکیب اکشن نفس‌گیر و لحظات طنزآمیز، موفق شده فضای متفاوتی خلق کند که مخاطب را میان خنده، تعجب و هیجان نگه می‌دارد.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/7hdFF7jMmoW8/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
این سریال داستان یون گا مین یک‌پسر نوجوان با چهره‌ای معصوم و ظاهر مرتب است که برخلاف تصور اولیه، در مبارزه مهارتی حیرت‌انگیز دارد. او که در درس‌ خواندن موفق نیست، وارد مدرسه‌ای بدنام می‌شود؛ جایی که دانش‌آموزان بیشتر به گروه‌های خلافکار شبیه‌اند تا شاگردان دبیرستانی. در این مدرسه، نظام آموزشی عجیبی حاکم است؛ سیستمی طراحی‌شده از سوی یکی از خانواده‌های بانفوذ، که در آن هرچه دانش‌آموزی در مبارزات فیزیکی موفق‌تر باشد، امتیاز بیشتری کسب می‌کند. یون گا مین با هدف استفاده از سهمیه قبولی دانشگاهی وارد این مدرسه می‌شود، اما خیلی زود درمی‌یابد که برای بقا و پیشرفت باید استعداد واقعی‌اش را به کار بگیرد. او گروهی به ظاهر «مطالعه‌محور» تشکیل می‌دهد، اما این گروه بیش از آن‌که درگیر کتاب و درس باشد، به صحنه‌ای برای دفاع، رقابت و درگیری‌های نفس‌گیر بدل می‌شود. در مسیر چالش‌برانگیز خود، گا مین باید میان رؤیاهایش و واقعیت خشن مدرسه تعادل برقرار کند. «گروه مطالعه» با صحنه‌های اکشن خلاقانه، طنز و فضاسازی متفاوت، موفق شده نگاه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. گرچه نقدهای مختلفی درباره محتوای آموزشی آن مطرح شده، اما نمی‌توان انکار کرد که این سریال با سبک خاص خود، توانسته جایگاهی پررنگ در میان آثار پرسر‌و‌صدای این فصل پیدا کند.<br />
سریال جادوگر<br />
گاهی عشق نه نجات‌دهنده، بلکه آغاز یک نفرین است. سریال کره‌ای جادوگر، روایتی شاعرانه و تلخ از دختری‌ست که زیبایی‌اش کا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> دیگران می‌شود، و پسری که در دل تاریکی، همچنان به نوری دوردست دل می‌بندد. فضایی بین رویا و کا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>، شبیه قصه‌های غم‌زده دیزنی، این سریال را به اثری خاص در میان درام‌های عاشقانه اخیر تبدیل کرده است.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/qTE04SmDobKK/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
</div>در این سریال پارک می جونگ دختری‌ست زیبا، اما انگار زیبایی‌اش نفرینی‌ست که دامن هر کسی را که عاشقش می‌شود می‌گیرد، یکی می‌میرد، دیگری ناپدید می‌شود، و برخی دچار بدترین اتفاقات زندگی‌شان می‌شوند. همین نفرین باعث شده که او از همه دنیا کناره‌ بگیرد، خود را منزوی کند و دیگران از ترس، لقب «جادوگر» به او بدهند.<br />
لی دونگ جین پسری آرام و درون‌گراست که از زمان دبیرستان دلباخته‌ی پارک می جونگ بوده، اما هرگز جرأت نکرده نزدیکش شود. با گذر زمان و ورود به دانشگاه، عشق در دل او خاموش نمی‌شود. او که در رشته‌ی آمار تحصیل می‌کند، سعی می‌کند با فرمول‌های ریاضی و منطق، راز نفرین پارک می جونگ را کشف کند. دونگ جین تلاش دارد مسیر خطرناک عشق را مثل یک مسئله‌ی آماری حل کند اما هر قدم او را بیشتر درگیر جادویی می‌کند که فرمول‌ها از پس آن برنمی‌آیند. سریال «جادوگر» یک درام کوتاه ۱۰ قسمتی است که با روایت جذاب شما را به یک دنیای اسرارآمیز و عاشقانه‌ می‌برد و با شخصیت‌های عمیق و داستانی غیرمنتظره، این سریال به سرعت توجه شما را جلب کرده و شما را درگیر خود می‌کند.<br />
دبیرستان مخفی<br />
اگر دنبال سریالی هستید که هم شما را بخنداند، هم حس کنجکاوی‌تان را قلقلک دهد و در عین حال داستانی پرهیجان از مأموریت مخفی و گنج پنهان ارائه دهد، «دبیرستان مخفی» دقیقاً همان انتخابی است که باید به سراغش بروید. ترکیب فضای مدرسه، مأمور امنیتی، معمای گنج تاریخی و عشق قدیمی، این سریال را به تجربه‌ای متفاوت و تماشایی تبدیل کرده است.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/gLTf6w0T5eqg/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /></div>
در این سریال جونگ هه سونگ، مأمور مخفی سازمان امنیت کره، پس از یک شکست شغلی ناخواسته، مأموریتی عجیب و پر رمز و راز دریافت می‌کند، او باید با هویت جعلی، به‌عنوان یک دانش‌آموز به دبیرستانی برود که در آنجا گنجی متعلق به شاه گوجونگ پنهان شده است. مدرسه‌ای که پشت ظاهر ساده‌اش، دنیایی از راز، رقابت و دردسرهای نوجوانانه پنهان شده است. همه‌چیز وقتی پیچیده‌تر می‌شود که او با او سوآه، معلمی که در گذشته عاشقش بوده، روبه‌رو می‌شود. این ملاقات نه‌تنها احساسات فراموش‌شده را زنده می‌کند، بلکه روند مأموریت را هم پیچیده‌تر می‌سازد.<br />
«دبیرستان مخفی» با ماجراهای بامزه، شخصیت‌های رنگارنگ، و تعلیق ناشی از گنج مخفی شما را جذب می‌کند. ترکیب طنز، ماجراجویی و کمی احساسات، «دبیرستان مخفی» را به اثری دیدنی تبدیل کرده که تا قسمت آخر، ذهن‌تان را درگیر خواهد کرد: آیا گنج واقعاً وجود دارد؟ و اگر دارد، چه کسی زودتر به آن می‌رسد؟<br />
قهرمان ضعیف کلاس ۲<br />
پس از موفقیت چشم‌گیر فصل اول، «قهرمان ضعیف کلاس» در فصل دوم نیز با همان قدرت بازمی‌گردد؛ این‌بار با روایتی تیره‌تر، پرتنش‌تر و عمیق‌تر. سریالی در ژانر اکشن و روان‌شناختی که بار دیگر قلدری در مدارس، قدرت دوستی، و کشمکش‌های درونی نوجوانان را به تصویر می‌کشد.<br />
در فصل اول، یون شی‌اون، دانش‌آموزی ممتاز اما ظاهراً ضعیف، درگیر خشونت و قلدری مدرسه می‌شود. آشنایی او با آن سوهو، پسر مرموز و توانمند در مبارزه، و اوه بوم‌سوک، دانش‌آموزی تازه‌وارد، محور شکل‌گیری دوستی‌ای می‌شود که خیلی زود درگیر تنش، خیانت و نبردی بی‌رحمانه می‌گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/wlxpMcC7dHiG/Bumv1zAHak0,/5.jpg" alt="[عکس: 5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
اکنون در فصل دوم، شی‌اون که به دلیل وقایع دردناک گذشته از مدرسه قبلی اخراج شده، به دبیرستان اون‌جانگ منتقل می‌شود. در حالی‌که هنوز تحت تأثیر آسیب‌های روانی پیشین است، این‌بار با تصمیمی محکم‌تر، در برابر خشونت ساختاری و گروه‌های قلدر می‌ایستد. او با دانش‌آموزانی مانند پارک هو مین (باکو)، سئو جون‌ته و گو هیون‌تاک (گوتاک) آشنا می‌شود که همگی در مسیر مقابله با باند خطرناکی به نام «یونیون» به رهبری نا بک‌جین، همراه او می‌شوند. با بالا گرفتن درگیری‌ها، شی‌اون با بهره‌گیری از ذهن استراتژیک و اراده‌ی قوی‌اش، رهبری این نبرد را برعهده می‌گیرد. فصل دوم نه‌تنها خشونت فیزیکی، بلکه لایه‌های پنهان‌تری از زورگویی روانی و اجتماعی را نیز به تصویر می‌کشد؛ و با طرح پرسش‌هایی بنیادین، بیننده را با چالشی اخلاقی روبه‌رو می‌کند: آیا پاسخ خشونت، خشونت است؟ یا می‌توان با اتحاد، استراتژی و اعتماد متقابل، راهی برای شکستن این چرخه پیدا کرد؟<br />
اگر هنوز این مجموعه را ندیده‌اید، تماشای فصل اول و دوم آن قطعاً ارزشمند است؛ چرا که با داستانی پرکشش، شخصیت‌پردازی دقیق و مفاهیم عمیق اجتماعی، تجربه‌ای فراتر از یک سریال مدرسه‌ای معمولی را به مخاطب ارائه می‌دهد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این روزها، دنیای سریال‌های کره‌ای همچون پازل‌هایی با تکه‌های مختلف از هیجان، احساس و راز، هر بیننده‌ای را به خود جذب می‌کند. داستان‌هایی که با آرامش و دقت، مخاطب را در خود غرق می‌کنند. از معماهایی که در پیچ‌وخم‌های روایت گم می‌شوند، تا صحنه‌های اکشن که قلب را به تپش می‌اندازند. از کمدی‌هایی که لبخند می‌آورند، تا درام‌های عاشقانه‌ای که با هر جمله، احساسات را برمی‌انگیزند. در هر کدام از این داستان‌ها، چیزی هست که نمی‌توان به راحتی از آن چشم پوشید. چیزی که شما را وا می‌دارد تا ادامه دهید، تا پایان لحظه‌ها با شخصیت‌ها همراه شوید و در دنیای آن‌ها گم شوید.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ePo1w4cBXNTR/Bumv1zAHak0,/0.jpg" alt="[عکس: 0.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
در چند هفته گذشته، چند سریال کره‌ای با داستان‌های هیجان‌انگیز و جذاب توانسته‌اند توجه بسیاری را جلب کنند. از معماهای پیچیده تا داستان‌های عاشقانه، این سریال‌ها به سرعت در صدر پربیننده‌ها قرار گرفتند و در شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار شدند. در ادامه با چهار سریال جدید آشنا می‌شوید که توانسته‌اند موجی از هیجان و بحث را ایجاد کنند.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
۴ سریال کره‌ای پربیننده در هفته‌های اخیر<br />
سریال «گروه مطالعه»<br />
در دل دنیای آموزش، جایی که انتظار می‌رود کتاب‌ها و کلاس‌ها محور ماجرا باشند، سریال «گروه مطالعه» تصویری وارونه از یک مدرسه ارائه می‌دهد؛ مدرسه‌ای که نه علم، بلکه قدرت فیزیکی در آن حرف اول را می‌زند. این اثر، با ترکیب اکشن نفس‌گیر و لحظات طنزآمیز، موفق شده فضای متفاوتی خلق کند که مخاطب را میان خنده، تعجب و هیجان نگه می‌دارد.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/7hdFF7jMmoW8/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
این سریال داستان یون گا مین یک‌پسر نوجوان با چهره‌ای معصوم و ظاهر مرتب است که برخلاف تصور اولیه، در مبارزه مهارتی حیرت‌انگیز دارد. او که در درس‌ خواندن موفق نیست، وارد مدرسه‌ای بدنام می‌شود؛ جایی که دانش‌آموزان بیشتر به گروه‌های خلافکار شبیه‌اند تا شاگردان دبیرستانی. در این مدرسه، نظام آموزشی عجیبی حاکم است؛ سیستمی طراحی‌شده از سوی یکی از خانواده‌های بانفوذ، که در آن هرچه دانش‌آموزی در مبارزات فیزیکی موفق‌تر باشد، امتیاز بیشتری کسب می‌کند. یون گا مین با هدف استفاده از سهمیه قبولی دانشگاهی وارد این مدرسه می‌شود، اما خیلی زود درمی‌یابد که برای بقا و پیشرفت باید استعداد واقعی‌اش را به کار بگیرد. او گروهی به ظاهر «مطالعه‌محور» تشکیل می‌دهد، اما این گروه بیش از آن‌که درگیر کتاب و درس باشد، به صحنه‌ای برای دفاع، رقابت و درگیری‌های نفس‌گیر بدل می‌شود. در مسیر چالش‌برانگیز خود، گا مین باید میان رؤیاهایش و واقعیت خشن مدرسه تعادل برقرار کند. «گروه مطالعه» با صحنه‌های اکشن خلاقانه، طنز و فضاسازی متفاوت، موفق شده نگاه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. گرچه نقدهای مختلفی درباره محتوای آموزشی آن مطرح شده، اما نمی‌توان انکار کرد که این سریال با سبک خاص خود، توانسته جایگاهی پررنگ در میان آثار پرسر‌و‌صدای این فصل پیدا کند.<br />
سریال جادوگر<br />
گاهی عشق نه نجات‌دهنده، بلکه آغاز یک نفرین است. سریال کره‌ای جادوگر، روایتی شاعرانه و تلخ از دختری‌ست که زیبایی‌اش کا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> دیگران می‌شود، و پسری که در دل تاریکی، همچنان به نوری دوردست دل می‌بندد. فضایی بین رویا و کا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>، شبیه قصه‌های غم‌زده دیزنی، این سریال را به اثری خاص در میان درام‌های عاشقانه اخیر تبدیل کرده است.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/qTE04SmDobKK/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
</div>در این سریال پارک می جونگ دختری‌ست زیبا، اما انگار زیبایی‌اش نفرینی‌ست که دامن هر کسی را که عاشقش می‌شود می‌گیرد، یکی می‌میرد، دیگری ناپدید می‌شود، و برخی دچار بدترین اتفاقات زندگی‌شان می‌شوند. همین نفرین باعث شده که او از همه دنیا کناره‌ بگیرد، خود را منزوی کند و دیگران از ترس، لقب «جادوگر» به او بدهند.<br />
لی دونگ جین پسری آرام و درون‌گراست که از زمان دبیرستان دلباخته‌ی پارک می جونگ بوده، اما هرگز جرأت نکرده نزدیکش شود. با گذر زمان و ورود به دانشگاه، عشق در دل او خاموش نمی‌شود. او که در رشته‌ی آمار تحصیل می‌کند، سعی می‌کند با فرمول‌های ریاضی و منطق، راز نفرین پارک می جونگ را کشف کند. دونگ جین تلاش دارد مسیر خطرناک عشق را مثل یک مسئله‌ی آماری حل کند اما هر قدم او را بیشتر درگیر جادویی می‌کند که فرمول‌ها از پس آن برنمی‌آیند. سریال «جادوگر» یک درام کوتاه ۱۰ قسمتی است که با روایت جذاب شما را به یک دنیای اسرارآمیز و عاشقانه‌ می‌برد و با شخصیت‌های عمیق و داستانی غیرمنتظره، این سریال به سرعت توجه شما را جلب کرده و شما را درگیر خود می‌کند.<br />
دبیرستان مخفی<br />
اگر دنبال سریالی هستید که هم شما را بخنداند، هم حس کنجکاوی‌تان را قلقلک دهد و در عین حال داستانی پرهیجان از مأموریت مخفی و گنج پنهان ارائه دهد، «دبیرستان مخفی» دقیقاً همان انتخابی است که باید به سراغش بروید. ترکیب فضای مدرسه، مأمور امنیتی، معمای گنج تاریخی و عشق قدیمی، این سریال را به تجربه‌ای متفاوت و تماشایی تبدیل کرده است.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/gLTf6w0T5eqg/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /></div>
در این سریال جونگ هه سونگ، مأمور مخفی سازمان امنیت کره، پس از یک شکست شغلی ناخواسته، مأموریتی عجیب و پر رمز و راز دریافت می‌کند، او باید با هویت جعلی، به‌عنوان یک دانش‌آموز به دبیرستانی برود که در آنجا گنجی متعلق به شاه گوجونگ پنهان شده است. مدرسه‌ای که پشت ظاهر ساده‌اش، دنیایی از راز، رقابت و دردسرهای نوجوانانه پنهان شده است. همه‌چیز وقتی پیچیده‌تر می‌شود که او با او سوآه، معلمی که در گذشته عاشقش بوده، روبه‌رو می‌شود. این ملاقات نه‌تنها احساسات فراموش‌شده را زنده می‌کند، بلکه روند مأموریت را هم پیچیده‌تر می‌سازد.<br />
«دبیرستان مخفی» با ماجراهای بامزه، شخصیت‌های رنگارنگ، و تعلیق ناشی از گنج مخفی شما را جذب می‌کند. ترکیب طنز، ماجراجویی و کمی احساسات، «دبیرستان مخفی» را به اثری دیدنی تبدیل کرده که تا قسمت آخر، ذهن‌تان را درگیر خواهد کرد: آیا گنج واقعاً وجود دارد؟ و اگر دارد، چه کسی زودتر به آن می‌رسد؟<br />
قهرمان ضعیف کلاس ۲<br />
پس از موفقیت چشم‌گیر فصل اول، «قهرمان ضعیف کلاس» در فصل دوم نیز با همان قدرت بازمی‌گردد؛ این‌بار با روایتی تیره‌تر، پرتنش‌تر و عمیق‌تر. سریالی در ژانر اکشن و روان‌شناختی که بار دیگر قلدری در مدارس، قدرت دوستی، و کشمکش‌های درونی نوجوانان را به تصویر می‌کشد.<br />
در فصل اول، یون شی‌اون، دانش‌آموزی ممتاز اما ظاهراً ضعیف، درگیر خشونت و قلدری مدرسه می‌شود. آشنایی او با آن سوهو، پسر مرموز و توانمند در مبارزه، و اوه بوم‌سوک، دانش‌آموزی تازه‌وارد، محور شکل‌گیری دوستی‌ای می‌شود که خیلی زود درگیر تنش، خیانت و نبردی بی‌رحمانه می‌گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/wlxpMcC7dHiG/Bumv1zAHak0,/5.jpg" alt="[عکس: 5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
اکنون در فصل دوم، شی‌اون که به دلیل وقایع دردناک گذشته از مدرسه قبلی اخراج شده، به دبیرستان اون‌جانگ منتقل می‌شود. در حالی‌که هنوز تحت تأثیر آسیب‌های روانی پیشین است، این‌بار با تصمیمی محکم‌تر، در برابر خشونت ساختاری و گروه‌های قلدر می‌ایستد. او با دانش‌آموزانی مانند پارک هو مین (باکو)، سئو جون‌ته و گو هیون‌تاک (گوتاک) آشنا می‌شود که همگی در مسیر مقابله با باند خطرناکی به نام «یونیون» به رهبری نا بک‌جین، همراه او می‌شوند. با بالا گرفتن درگیری‌ها، شی‌اون با بهره‌گیری از ذهن استراتژیک و اراده‌ی قوی‌اش، رهبری این نبرد را برعهده می‌گیرد. فصل دوم نه‌تنها خشونت فیزیکی، بلکه لایه‌های پنهان‌تری از زورگویی روانی و اجتماعی را نیز به تصویر می‌کشد؛ و با طرح پرسش‌هایی بنیادین، بیننده را با چالشی اخلاقی روبه‌رو می‌کند: آیا پاسخ خشونت، خشونت است؟ یا می‌توان با اتحاد، استراتژی و اعتماد متقابل، راهی برای شکستن این چرخه پیدا کرد؟<br />
اگر هنوز این مجموعه را ندیده‌اید، تماشای فصل اول و دوم آن قطعاً ارزشمند است؛ چرا که با داستانی پرکشش، شخصیت‌پردازی دقیق و مفاهیم عمیق اجتماعی، تجربه‌ای فراتر از یک سریال مدرسه‌ای معمولی را به مخاطب ارائه می‌دهد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خاندانِ داوود؛ سریال مذهبی هالیوود که مساله‌ها دارد!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%AF%D8%9B-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF</link>
			<pubDate>Fri, 11 Apr 2025 11:24:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%AF%D8%9B-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[سریال House of David، جدیدترین ساخته‌ی تاریخی هالیوود در سال ۲۰۲۵ محسوب می‌شود، این سریال جدید به زندگی داوود نبی (ع) و ماجرای‌های او می‌پردازد و زندگی او را شرح خواهد داد؛ در این مطلب به سراغ نقد و بررسی سریال House of David برویم تا با داستان و اتفاقات مختلف سریال آشنا شویم و به این موضوع پی ببریم که آیا سریال خاندان داوود ارزش تماشا دارد یا نه؟<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/xpmdhq5LDUVv/Bumv1zAHak0,/98.jpg" alt="[عکس: 98.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
 پریسا مقیلان در رویداد ۲۴ می‌نویسد: شاید بتوان چکیده و ایده اصلی سریال خاندان داوود را در گفت‌وگوی میان دو شخصیت فرعی داستان جست‌و‌جو کرد. آکیش رهبر فلسطینیان که توانسته ۵ ارتش فلسطینی را برای نبرد نهایی با بنی اسرائیل متحد کند به جاناتان پسر شائول نخستین پادشاه اسرائیل می‌گوید: «قرن‌ها پیش ما از آن سوی دریای بزرگ به این سرزمین آمدیم. شاهزاده‌ها، اشراف‌زاده‌هایی که فرستاده شدند تا مصر و این سرزمین را فتح کنند.اجداد شما در مصر برده بودند. فلسطینی‌ها برای فرمانروایی ساخته شده‌اند و عبری‌ها برای بردگی. وقتی به این سرزمین آمدید برده بودید و به عنوان برده هم از این سرزمین باز می‌گردید، چون این حالت طبیعی شما است. شما نمی‌توانید در این نبرد برنده شوید، اما می‌توانید مثل دورانی که در مصر بودید به عنوان یک برده زندگی کنید.»<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<br />
روایت‌ها چنانچه خوب ساخته و پرداخته شوند می‌توانند نتیجه جنگ‌ها را تعیین کنند، حتی تعیین کننده‌تر از گلوله‌ها. آنها می‌توانند هویت، مشروعیت و حتی حقانیتی بسازند و یا در جهت تخریب آن قدم بردارند. سریال «خاندان داوود» نمونه‌ای از همین پدیده است؛ اثری که در پوشش تاریخ، به بازتولید یک گفتمان سیاسی دست می‌زند.<br />
۲۷ فوریه ۲۰۲۵، آمازون پرایم نخستین قسمت از سریال «خاندان داوود» (House of David) را منتشر کرد؛ مجموعه‌ای تاریخی‌-مذهبی که با نگاهی <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی به زندگی داوود نبی، دومین پادشاه اسرائیل، می‌پردازد. این سریال که توسط جان اروین کارگردانی و با همکاری شرکت‌هایی، چون لایزنگیت و آمازون‌ام. جی.‌ام. استودیو ساخته شده است، از همان ابتدای پخش واکنش‌های متفاوتی را برانگیخت.<br />
در ظاهر، «خاندان داوود» می‌تواند یک اثر حماسی و مذهبی باشد که به‌دنبال بازآفرینی زندگی یکی از چهره‌های کلیدی عهد عتیق است؛ اما در بطن آن، مفاهیمی نهفته است که نمی‌توان آن را از زمینه سیاسی‌-اجتماعی امروز خاورمیانه جدا کرد.<br />
نکته‌ای که نمی‌توان از کنار آن به سادگی گذشت، هم‌زمانی پخش این سریال با ادامه جنگ در غزه است. درگیری تمام عیاری که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و تا بهار ۲۰۲۵ همچنان ادامه دارد. پخش چنین سریالی درست در زمانی که افکار عمومی جهانی نسبت به اقدامات اسرائیل در غزه حساس شده است، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا «خاندان داوود» صرفاً یک پروژه هنری است یا بخشی از یک استراتژی رسانه‌ای گسترده‌تر؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ریتم و روند داستانی سریال خاندان داوود</span><br />
سریال خاندان داوود در هر بخش داستانی یک ریتم و روندی دارد، به چه شکل؟ این‌طور‌ که داستان در دوران چوپانی داوود، کند و خسته کننده پیش می‌رود، با پرش داستانی به سمت خاندان شائول و جنگ‌های او شاهد اوج‌گیری ریتم سریال می‌شویم. با پیشرفت سریال در داستان و متوجه‌شدن اینکه دیگر شائول قرار نیست پادشاه اسرائیل باشد. شاهد حاکم شدن یک ریتم متوسط در سریال خواهیم بود، زمانی که داستان به سوی غول‌ها می‌رود و ماجرای پیوستن‌ آن‌ها را به ارتش فلسطین نشان می‌دهد، در این بخش از سریال‌ هم شاهد کند شدن ریتم خواهیم بود. اوج‌گیری ریتم سریال و سریع‌شدن آن دقیقا زمانی است که سموئیل به دنبال داوود می‌رود، بعد از اینکه او داوود را مسح می‌کند، داوود توسط همسر شائول به قصر خوانده می‌شود تا برای شاه نوازندگی کند، به این ترتیب او به قصر شائول راه پیدا می‌کند. در مجموع گفتنی است: سریال House of David ریتم متوسطی دارد و آن‌طور پرشور و هیجان نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Sf3MxJtx9oPW/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مشکلات تاریخی سریال خاندان داوود</span><br />
اگر بخواهیم از بعد تاریخی به سریال خاندان داوود نگاه کنیم، بیش از ۷۰ درصد داستان سریال از کتاب تورات یهودیان اقتباس گرفته شده است. همین موضوع خودش نشان دهنده‌ی این خواهد بود که سریال به سود کدام طرف روایت خواهد شد. مابقی داستان سریال نیز از قرآن و تخیل نویسندگان شکل گرفته است. خودتان قاضی این ماجرا باشید، اگر بخواهم برای‌تان از سود منفعت صحبت کنم، داستان حضرت داوود و جالوت را از روی قرآن برداشته‌اند چون به سود قوم یهود است. اما مابقی بخش‌ها بیشترا از روی تورات اقتباس گرفته‌اند. با توجه به بررسی‌های تاریخی، تورات به دلیل جنگ‌ها و اختلافات زیاد دچار تغییر شده است و چندین نسخه‌ی مختلف دارد، پس سازندگان نسخه‌ای را انتخاب خواهند کرد که به نفع آن‌ها باشد نه به ضررشان.<br />
از نمونه مشکلات کاملا واضحی که می‌توان به آن‌ها اشاره داشت، سن حضرت داوود هنگام نبرد با جالوت غول فلسطینی است، سن ایشان در هنگام نبرد بیشتر از این بوده است اما سریال سن ایشان را خیلی کمتر نشان داده‌ است. علاوه بر این موضوع، نشان دادن صمیمت برخی روابط با توجه با کتب تاریخی اصلا درست نیست، همچنین از نظر معماری و تسلیحات نظامی آن زمان، سریال دچار تغییراتی شده است که صحیح نیست. در مجموع این طور بگویم: سریال با تحریف‌های زیادی همراه است. یکی از نکات خیلی مهم در رابطه با پخش این اثر، به محبوبیت رسیدن کتاب‌های تاریخی آن دوران است، همین موضوع خودش نشان دهنده‌ی این است که سازندگان و سرمایه‌گذران سریال خاندان داوود به مقصود خود رسیده‌اند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/NRoooHyIn94k/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در پایان اگر بخواهیم به یک جمع‌ بندی کلی راجع‌ به سریال House of David برسیم، باید بگویم: اگر مشکلات تحریف و سیاسی سریال را کنار بگذاریم، این اثر یک ساخته‌ی تاریخی و درامی است که ارزش یک بار تماشا را دارد. داستانی که در فصل اول سریال به نمایش گذاشته شده است، مربوط به دورانی است که حضرت داوود تازه از سوی خداوند پذیرفته شده است و قرار بر این است که به روی <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> پادشاهی اسرائیل بنشیند. همان طور که در کمی بالاتر اشاره کردم، با توجه به استقبال مخاطبان این اثر برای دومین فصل نیز تمدید شده است، همچنین اگر سریال همین‌طور با استقبال خوب مخاطبان پیش‌برود، این احتمال وجود دارد که در فصل‌های بعدی شاهد ساخته شدن سریال حضرت سلیمان نیز باشیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سریال House of David، جدیدترین ساخته‌ی تاریخی هالیوود در سال ۲۰۲۵ محسوب می‌شود، این سریال جدید به زندگی داوود نبی (ع) و ماجرای‌های او می‌پردازد و زندگی او را شرح خواهد داد؛ در این مطلب به سراغ نقد و بررسی سریال House of David برویم تا با داستان و اتفاقات مختلف سریال آشنا شویم و به این موضوع پی ببریم که آیا سریال خاندان داوود ارزش تماشا دارد یا نه؟<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/xpmdhq5LDUVv/Bumv1zAHak0,/98.jpg" alt="[عکس: 98.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
 پریسا مقیلان در رویداد ۲۴ می‌نویسد: شاید بتوان چکیده و ایده اصلی سریال خاندان داوود را در گفت‌وگوی میان دو شخصیت فرعی داستان جست‌و‌جو کرد. آکیش رهبر فلسطینیان که توانسته ۵ ارتش فلسطینی را برای نبرد نهایی با بنی اسرائیل متحد کند به جاناتان پسر شائول نخستین پادشاه اسرائیل می‌گوید: «قرن‌ها پیش ما از آن سوی دریای بزرگ به این سرزمین آمدیم. شاهزاده‌ها، اشراف‌زاده‌هایی که فرستاده شدند تا مصر و این سرزمین را فتح کنند.اجداد شما در مصر برده بودند. فلسطینی‌ها برای فرمانروایی ساخته شده‌اند و عبری‌ها برای بردگی. وقتی به این سرزمین آمدید برده بودید و به عنوان برده هم از این سرزمین باز می‌گردید، چون این حالت طبیعی شما است. شما نمی‌توانید در این نبرد برنده شوید، اما می‌توانید مثل دورانی که در مصر بودید به عنوان یک برده زندگی کنید.»<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<br />
روایت‌ها چنانچه خوب ساخته و پرداخته شوند می‌توانند نتیجه جنگ‌ها را تعیین کنند، حتی تعیین کننده‌تر از گلوله‌ها. آنها می‌توانند هویت، مشروعیت و حتی حقانیتی بسازند و یا در جهت تخریب آن قدم بردارند. سریال «خاندان داوود» نمونه‌ای از همین پدیده است؛ اثری که در پوشش تاریخ، به بازتولید یک گفتمان سیاسی دست می‌زند.<br />
۲۷ فوریه ۲۰۲۵، آمازون پرایم نخستین قسمت از سریال «خاندان داوود» (House of David) را منتشر کرد؛ مجموعه‌ای تاریخی‌-مذهبی که با نگاهی <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی به زندگی داوود نبی، دومین پادشاه اسرائیل، می‌پردازد. این سریال که توسط جان اروین کارگردانی و با همکاری شرکت‌هایی، چون لایزنگیت و آمازون‌ام. جی.‌ام. استودیو ساخته شده است، از همان ابتدای پخش واکنش‌های متفاوتی را برانگیخت.<br />
در ظاهر، «خاندان داوود» می‌تواند یک اثر حماسی و مذهبی باشد که به‌دنبال بازآفرینی زندگی یکی از چهره‌های کلیدی عهد عتیق است؛ اما در بطن آن، مفاهیمی نهفته است که نمی‌توان آن را از زمینه سیاسی‌-اجتماعی امروز خاورمیانه جدا کرد.<br />
نکته‌ای که نمی‌توان از کنار آن به سادگی گذشت، هم‌زمانی پخش این سریال با ادامه جنگ در غزه است. درگیری تمام عیاری که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و تا بهار ۲۰۲۵ همچنان ادامه دارد. پخش چنین سریالی درست در زمانی که افکار عمومی جهانی نسبت به اقدامات اسرائیل در غزه حساس شده است، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا «خاندان داوود» صرفاً یک پروژه هنری است یا بخشی از یک استراتژی رسانه‌ای گسترده‌تر؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ریتم و روند داستانی سریال خاندان داوود</span><br />
سریال خاندان داوود در هر بخش داستانی یک ریتم و روندی دارد، به چه شکل؟ این‌طور‌ که داستان در دوران چوپانی داوود، کند و خسته کننده پیش می‌رود، با پرش داستانی به سمت خاندان شائول و جنگ‌های او شاهد اوج‌گیری ریتم سریال می‌شویم. با پیشرفت سریال در داستان و متوجه‌شدن اینکه دیگر شائول قرار نیست پادشاه اسرائیل باشد. شاهد حاکم شدن یک ریتم متوسط در سریال خواهیم بود، زمانی که داستان به سوی غول‌ها می‌رود و ماجرای پیوستن‌ آن‌ها را به ارتش فلسطین نشان می‌دهد، در این بخش از سریال‌ هم شاهد کند شدن ریتم خواهیم بود. اوج‌گیری ریتم سریال و سریع‌شدن آن دقیقا زمانی است که سموئیل به دنبال داوود می‌رود، بعد از اینکه او داوود را مسح می‌کند، داوود توسط همسر شائول به قصر خوانده می‌شود تا برای شاه نوازندگی کند، به این ترتیب او به قصر شائول راه پیدا می‌کند. در مجموع گفتنی است: سریال House of David ریتم متوسطی دارد و آن‌طور پرشور و هیجان نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Sf3MxJtx9oPW/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مشکلات تاریخی سریال خاندان داوود</span><br />
اگر بخواهیم از بعد تاریخی به سریال خاندان داوود نگاه کنیم، بیش از ۷۰ درصد داستان سریال از کتاب تورات یهودیان اقتباس گرفته شده است. همین موضوع خودش نشان دهنده‌ی این خواهد بود که سریال به سود کدام طرف روایت خواهد شد. مابقی داستان سریال نیز از قرآن و تخیل نویسندگان شکل گرفته است. خودتان قاضی این ماجرا باشید، اگر بخواهم برای‌تان از سود منفعت صحبت کنم، داستان حضرت داوود و جالوت را از روی قرآن برداشته‌اند چون به سود قوم یهود است. اما مابقی بخش‌ها بیشترا از روی تورات اقتباس گرفته‌اند. با توجه به بررسی‌های تاریخی، تورات به دلیل جنگ‌ها و اختلافات زیاد دچار تغییر شده است و چندین نسخه‌ی مختلف دارد، پس سازندگان نسخه‌ای را انتخاب خواهند کرد که به نفع آن‌ها باشد نه به ضررشان.<br />
از نمونه مشکلات کاملا واضحی که می‌توان به آن‌ها اشاره داشت، سن حضرت داوود هنگام نبرد با جالوت غول فلسطینی است، سن ایشان در هنگام نبرد بیشتر از این بوده است اما سریال سن ایشان را خیلی کمتر نشان داده‌ است. علاوه بر این موضوع، نشان دادن صمیمت برخی روابط با توجه با کتب تاریخی اصلا درست نیست، همچنین از نظر معماری و تسلیحات نظامی آن زمان، سریال دچار تغییراتی شده است که صحیح نیست. در مجموع این طور بگویم: سریال با تحریف‌های زیادی همراه است. یکی از نکات خیلی مهم در رابطه با پخش این اثر، به محبوبیت رسیدن کتاب‌های تاریخی آن دوران است، همین موضوع خودش نشان دهنده‌ی این است که سازندگان و سرمایه‌گذران سریال خاندان داوود به مقصود خود رسیده‌اند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/NRoooHyIn94k/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در پایان اگر بخواهیم به یک جمع‌ بندی کلی راجع‌ به سریال House of David برسیم، باید بگویم: اگر مشکلات تحریف و سیاسی سریال را کنار بگذاریم، این اثر یک ساخته‌ی تاریخی و درامی است که ارزش یک بار تماشا را دارد. داستانی که در فصل اول سریال به نمایش گذاشته شده است، مربوط به دورانی است که حضرت داوود تازه از سوی خداوند پذیرفته شده است و قرار بر این است که به روی <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> پادشاهی اسرائیل بنشیند. همان طور که در کمی بالاتر اشاره کردم، با توجه به استقبال مخاطبان این اثر برای دومین فصل نیز تمدید شده است، همچنین اگر سریال همین‌طور با استقبال خوب مخاطبان پیش‌برود، این احتمال وجود دارد که در فصل‌های بعدی شاهد ساخته شدن سریال حضرت سلیمان نیز باشیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بازگشت شاهکار خارجی که حتی صداوسیما هم از آن نمی‌گذرد!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF</link>
			<pubDate>Thu, 10 Apr 2025 07:48:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[سه سال به تماشاچیان زمان زیادی برای فکر کردن به مسائل دنیای Severance را داد. خیلی از آن‌ها به شکل تئوری در پلتفرم‌هایی شبیه به Reddit، Tiktok یا X به اشتراک گذاشته می‌شد. تصور کنید دنیایی که در آن مرز بین کار و زندگی، ذهن و احساس، کاملاً محو شده است؛ جایی که هر روز با چالش‌هایی مواجه می‌شوید که از واقعیت‌های دنیای مدرن الهام گرفته‌اند. سریال «تفکیک سازی» با روایت نوآورانه‌اش شما را به همین دنیای عجیب و در عین حال ملموس دعوت می‌کند. فصل دوم این سریال، پس از سه سال انتظار، نه تنها پاسخ سوالات بی‌شماری که در فصل اول برایتان باقی مانده بود را می‌دهد، بلکه با عمق و احساس بیشتری به بررسی روح و روان شخصیت‌ها می‌پردازد. <br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/JkrOk5b4Fbtd/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ماجرای فصل دوم چیست؟</span><br />
داستان منحصر به فرد، عمیق و خلاقانۀ این سریال دربارۀ کارمندان یک شرکت مرموز است؛ شرکتی که با کار گذاشتن یک تراشه در مغز کارمندانش، حافظۀ آن‌ها را به دو بخش بیرونی و درونی تقسیم کرده است. یعنی وقتی کارمندان وارد شرکت می‌شوند هیچ حافظه و خاطره‌ای از زندگی‌شان در بیرون از شرکت ندارند و وقتی هم که از آنجا خارج می‌شوند هیچ چیز از اتفاقات داخل شرکت در ذهنشان باقی نمی‌ماند.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
این مقدمه جذاب و فلسفی در فصل اول تماشاگران را به یک دنیای مرموز و علمی-تخیلی برد که سوالات زیادی را درباره ماهیت کار، هویت فردی و زندگی در دنیای مدرن مطرح می‌کرد. به علاوه در قسمت‌های پایانی فصل اول شاهد نوعی شورش از سوی کارکنان شرکت بودیم؛ آن‌ها تلاش می‌کردند تا به نحوی مرز میان درون و بیرون شرکت را از بین ببرند و از راز و رمزهای شرکت سر در بیاورند. نتیجۀ این تلاش‌ها آن چیزی بود که مخاطبان منتظر بودند تا در فصل دوم شاهدش باشند. اما آیا فصل دوم توانسته است همچنان همان سطح از هیجان، پیچیدگی و جذابیت را حفظ کند؟<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ادامه داستان و تعمیق در رمز و رازها</span><br />
فصل دوم داستان را چند ماه پس از وقایع هیجان‌انگیز فصل اول ادامه می‌دهد. در این فصل، رازهای نهفته پشت دیوارهای شرکت Lumon Industries بیش از پیش نمایان می‌شوند. شخصیت‌های اصلی همچنان با چالش‌های هویتی و درگیری‌های روان‌شناختی دست و پنجه نرم می‌کنند و تلاش می‌کنند تا به حقیقت پشت ساختار دوگانه زندگی خود دست یابند. این روند باعث می‌شود که داستان از یک روایت صرفاً هیجان‌انگیز به یک تجربه فلسفی و عمیق تبدیل شود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/7ZhzWqJW5bdb/Bumv1zAHak0,/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-800x450.jpg" alt="[عکس: %D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D...00x450.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجید اسلامی، منتقد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا در یادداشتی مفصل درباره کلیت سریال تا بدین جا نوشت: ر</span>استش تماشای این نوزده قسمت سریال "جداسازی" برایم پر از تناقض بود: از یک طرف نشانه‌هایی بود که آدم را تکان می‌داد، در تصویر، میزانسن، یک جور امساک در اطلاعات‌ دادن، امساک در بروز احساسات و استفاده از ترفندهای سخیف و البته خود موضوع داستان و اتصالش به همه‌ی نمونه‌های هیجان‌انگیز سال‌های دور و نزدیک (فصل اول "وست‌ورلد"، "دارک"، "سایلو") و انعکاس این جهان مکانیکی آخرالزمانی که درش زندگی می‌کنیم. و اتصال کاملا عامدانه‌اش به هنر نخبه، ژاک تاتی، <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای هنری اروپا در دهه شصت میلادی، موریس اشر، گاس‌ ون‌سنت آن چهارگانه، مینیمالیسم طراحی صحنه، استفاده‌ی اغلب بسیار هیجان‌انگیز از قاب عریض در کمپوزیسیون، طراحی رنگ و غیره. <br />
از طرف دیگر تجربه‌ی تماشای این نوزده قسمت برایم مثل شکنجه بود: این کندی، سکوت‌ها، بلاتکلیفی بسیار طولانی در خیلی از قسمت‌ها، داستانی که جلو نمی‌رفت و بسیار امتناع می‌کرد از دادن اطلاعات، ولی وقتی اطلاعات می‌داد قانع‌کننده نبود. و هر چه سریال به پایان فصل دوم نزدیک‌تر شد؛ وقتی سرانجام تصمیم گرفت دستش را رو کند، این لایه‌ی مرعوب‌کننده‌ی هم<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> با "هنر نخبه" بیش‌تر کنار رفت، و ناگهان با چیزهایی، صحنه‌هایی، عناصری، پیچش‌هایی در داستان، روبه‌رو شدیم که از جنس سریال‌های آبکی بود. شاید نقطه اوج این افشا شدن قسمت پایانی فصل دوم بود: آن آیین بی‌ربط پرجمعیت و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 و تعلیق و هیجان کاذب که جای سکوت و سکون را گرفت.<br />
راستش در پایان حسم این بود که وقتم را هدر داده‌ام. این تجربه‌ی روبه‌رویی با یک اثر هنری نخبه نیست، بلکه همان "جریان‌اصلی" آشنایی‌ست که نقاب به چهره زده. درواقع حسم این بود که سریال را کمپانی‌ای از جنس "لومن" قصه ساخته، با همان ظاهر مرعوب‌کننده، و پشت این افشاگری که نمایش می‌دهد، همان اهدافی‌ست که قهرمانان قصه در پی چالش با آن هستند. دلم برای ژاک تاتی تنگ شد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/8S3D7iUh7kzp/Bumv1zAHak0,/777.jpg" alt="[عکس: 777.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
تناقض‌ها بسیار بدیهی‌ست. استراتژی امساک در دادن اطلاعات، بهترین شیوه‌اش محدود کردن زاویه دید است. ولی سریال‌های جریان اصلی با این روش غریبه‌اند. چون نمی‌توانند از مونتاژ موازی و تعلیق و غافلگیری‌هایش صرف نظر کنند. درنتیجه ما تنهایی و خلوت و جلسات محرمانه‌ی شخصیت‌های منفی قصه را هم به‌تناوب می‌بینیم، ولی سریال دلش نمی‌خواهد اطلاعاتی را که گرو گرفته لو بدهد. این است که رابطه‌ی خانم کوبل با هیات مدیره آن‌قدر مضحک از آب درمی‌آید و آدم‌ها در جهان واقعی هم همان‌قدر گزیده‌گو و مکانیکی هستند که در شرکت "لومون".<br />
قضیه حتی ختم نمی‌شود به گرو گرفتن اطلاعات (این که نفهمیم خانم کیسی همان جماست، یا هلی‌آر همان هلنا ایگان است)، بلکه گاهی روایت آشکارا آدرس غلط می‌دهد: مثلا مارک در همان قسمت‌های اولیه موقع خروج از پارکینگ شرکت با شخصیت بیرونی هلنا ایگان روبه‌رو می‌شود که دارد پیاده از جلوی ماشین رد می‌شود و هیچ نشانی از عضو هیات مدیره بودن ندارد و مثل یک شهروند عادی‌ست. تازه، بعدا معلوم می‌شود که او برخلاف بقیه جداشده‌ها با شخصیت مارک آشناست و نباید برخوردش مثل غریبه‌ها باشد. ایده‌ی "بدن مشترک" ایده‌ی درخشانی‌ست که هدر رفته. این‌که این‌ها جسم‌شان را انگار کرایه می‌دهند. آن جسم در آن ساعات روز به کار گرفته می‌شود. اشاره‌های گذرا به زخم‌ها و سرفه و غیره بسیار سردستی‌ست. این می‌توانست عمیق‌ترین دغدغه‌ی شخصیت‌ها باشد. - اپیزود مربوط به گذشته‌ی خانم کوبل در فصل دو جزو بهترین بخش‌های سریال است. نمونه‌ای عالی از محدودیت زاویه دید هرچند موقتی ولی همه‌جانبه. - مایکل چرنوس در نقش شوهر "دوون" به تنها چیزی که نمی‌خورد نویسندگی‌ست! بازیگر نقش دراموند کاملا شبیه بود اسپنسر بود و در قسمت اکشن آخر همان کاربرد را داشت!<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/bQ7UexZ3wfRo/Bumv1zAHak0,/222.jpg" alt="[عکس: 222.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
 "پرسه‌زنی" در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای هنری اروپا و فیلم‌های متاثر از آن جریان این چیزی نیست که در این سریال می‌بینیم. در "ماجرا"ی آنتونیونی، "سولاریس" تارکوفسکی، یا "جری" [ون‌سنت] در حال مکاشفه‌ی فضا هستیم. آن فیلم‌ها اعتقادی به غافلگیری و تعلیق ندارند و از تماشاگر می‌خواهند در پی چیز دیگری باشد. در این‌جا این همه بطالت، جلو نرفتن قصه، این همه سکوت و سکون هیچ چیزی نیست جز اراده‌ی خالقی که پیش از موعد نمی‌خواهد اطلاعات بدهد و به‌نظرش نوبت اکشن هنوز فرا نرسیده. و ما مثل کارمندهایی هستیم که هیچ کاری نمی‌کنند و فقط منتظر کارت زدن ساعت پنج هستند. ما هم منتظریم هر قسمت تمام شود و به قسمت‌های پایانی فصل برسیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سه سال به تماشاچیان زمان زیادی برای فکر کردن به مسائل دنیای Severance را داد. خیلی از آن‌ها به شکل تئوری در پلتفرم‌هایی شبیه به Reddit، Tiktok یا X به اشتراک گذاشته می‌شد. تصور کنید دنیایی که در آن مرز بین کار و زندگی، ذهن و احساس، کاملاً محو شده است؛ جایی که هر روز با چالش‌هایی مواجه می‌شوید که از واقعیت‌های دنیای مدرن الهام گرفته‌اند. سریال «تفکیک سازی» با روایت نوآورانه‌اش شما را به همین دنیای عجیب و در عین حال ملموس دعوت می‌کند. فصل دوم این سریال، پس از سه سال انتظار، نه تنها پاسخ سوالات بی‌شماری که در فصل اول برایتان باقی مانده بود را می‌دهد، بلکه با عمق و احساس بیشتری به بررسی روح و روان شخصیت‌ها می‌پردازد. <br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/JkrOk5b4Fbtd/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ماجرای فصل دوم چیست؟</span><br />
داستان منحصر به فرد، عمیق و خلاقانۀ این سریال دربارۀ کارمندان یک شرکت مرموز است؛ شرکتی که با کار گذاشتن یک تراشه در مغز کارمندانش، حافظۀ آن‌ها را به دو بخش بیرونی و درونی تقسیم کرده است. یعنی وقتی کارمندان وارد شرکت می‌شوند هیچ حافظه و خاطره‌ای از زندگی‌شان در بیرون از شرکت ندارند و وقتی هم که از آنجا خارج می‌شوند هیچ چیز از اتفاقات داخل شرکت در ذهنشان باقی نمی‌ماند.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
این مقدمه جذاب و فلسفی در فصل اول تماشاگران را به یک دنیای مرموز و علمی-تخیلی برد که سوالات زیادی را درباره ماهیت کار، هویت فردی و زندگی در دنیای مدرن مطرح می‌کرد. به علاوه در قسمت‌های پایانی فصل اول شاهد نوعی شورش از سوی کارکنان شرکت بودیم؛ آن‌ها تلاش می‌کردند تا به نحوی مرز میان درون و بیرون شرکت را از بین ببرند و از راز و رمزهای شرکت سر در بیاورند. نتیجۀ این تلاش‌ها آن چیزی بود که مخاطبان منتظر بودند تا در فصل دوم شاهدش باشند. اما آیا فصل دوم توانسته است همچنان همان سطح از هیجان، پیچیدگی و جذابیت را حفظ کند؟<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ادامه داستان و تعمیق در رمز و رازها</span><br />
فصل دوم داستان را چند ماه پس از وقایع هیجان‌انگیز فصل اول ادامه می‌دهد. در این فصل، رازهای نهفته پشت دیوارهای شرکت Lumon Industries بیش از پیش نمایان می‌شوند. شخصیت‌های اصلی همچنان با چالش‌های هویتی و درگیری‌های روان‌شناختی دست و پنجه نرم می‌کنند و تلاش می‌کنند تا به حقیقت پشت ساختار دوگانه زندگی خود دست یابند. این روند باعث می‌شود که داستان از یک روایت صرفاً هیجان‌انگیز به یک تجربه فلسفی و عمیق تبدیل شود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/7ZhzWqJW5bdb/Bumv1zAHak0,/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-800x450.jpg" alt="[عکس: %D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D...00x450.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجید اسلامی، منتقد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا در یادداشتی مفصل درباره کلیت سریال تا بدین جا نوشت: ر</span>استش تماشای این نوزده قسمت سریال "جداسازی" برایم پر از تناقض بود: از یک طرف نشانه‌هایی بود که آدم را تکان می‌داد، در تصویر، میزانسن، یک جور امساک در اطلاعات‌ دادن، امساک در بروز احساسات و استفاده از ترفندهای سخیف و البته خود موضوع داستان و اتصالش به همه‌ی نمونه‌های هیجان‌انگیز سال‌های دور و نزدیک (فصل اول "وست‌ورلد"، "دارک"، "سایلو") و انعکاس این جهان مکانیکی آخرالزمانی که درش زندگی می‌کنیم. و اتصال کاملا عامدانه‌اش به هنر نخبه، ژاک تاتی، <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای هنری اروپا در دهه شصت میلادی، موریس اشر، گاس‌ ون‌سنت آن چهارگانه، مینیمالیسم طراحی صحنه، استفاده‌ی اغلب بسیار هیجان‌انگیز از قاب عریض در کمپوزیسیون، طراحی رنگ و غیره. <br />
از طرف دیگر تجربه‌ی تماشای این نوزده قسمت برایم مثل شکنجه بود: این کندی، سکوت‌ها، بلاتکلیفی بسیار طولانی در خیلی از قسمت‌ها، داستانی که جلو نمی‌رفت و بسیار امتناع می‌کرد از دادن اطلاعات، ولی وقتی اطلاعات می‌داد قانع‌کننده نبود. و هر چه سریال به پایان فصل دوم نزدیک‌تر شد؛ وقتی سرانجام تصمیم گرفت دستش را رو کند، این لایه‌ی مرعوب‌کننده‌ی هم<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> با "هنر نخبه" بیش‌تر کنار رفت، و ناگهان با چیزهایی، صحنه‌هایی، عناصری، پیچش‌هایی در داستان، روبه‌رو شدیم که از جنس سریال‌های آبکی بود. شاید نقطه اوج این افشا شدن قسمت پایانی فصل دوم بود: آن آیین بی‌ربط پرجمعیت و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 و تعلیق و هیجان کاذب که جای سکوت و سکون را گرفت.<br />
راستش در پایان حسم این بود که وقتم را هدر داده‌ام. این تجربه‌ی روبه‌رویی با یک اثر هنری نخبه نیست، بلکه همان "جریان‌اصلی" آشنایی‌ست که نقاب به چهره زده. درواقع حسم این بود که سریال را کمپانی‌ای از جنس "لومن" قصه ساخته، با همان ظاهر مرعوب‌کننده، و پشت این افشاگری که نمایش می‌دهد، همان اهدافی‌ست که قهرمانان قصه در پی چالش با آن هستند. دلم برای ژاک تاتی تنگ شد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/8S3D7iUh7kzp/Bumv1zAHak0,/777.jpg" alt="[عکس: 777.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
تناقض‌ها بسیار بدیهی‌ست. استراتژی امساک در دادن اطلاعات، بهترین شیوه‌اش محدود کردن زاویه دید است. ولی سریال‌های جریان اصلی با این روش غریبه‌اند. چون نمی‌توانند از مونتاژ موازی و تعلیق و غافلگیری‌هایش صرف نظر کنند. درنتیجه ما تنهایی و خلوت و جلسات محرمانه‌ی شخصیت‌های منفی قصه را هم به‌تناوب می‌بینیم، ولی سریال دلش نمی‌خواهد اطلاعاتی را که گرو گرفته لو بدهد. این است که رابطه‌ی خانم کوبل با هیات مدیره آن‌قدر مضحک از آب درمی‌آید و آدم‌ها در جهان واقعی هم همان‌قدر گزیده‌گو و مکانیکی هستند که در شرکت "لومون".<br />
قضیه حتی ختم نمی‌شود به گرو گرفتن اطلاعات (این که نفهمیم خانم کیسی همان جماست، یا هلی‌آر همان هلنا ایگان است)، بلکه گاهی روایت آشکارا آدرس غلط می‌دهد: مثلا مارک در همان قسمت‌های اولیه موقع خروج از پارکینگ شرکت با شخصیت بیرونی هلنا ایگان روبه‌رو می‌شود که دارد پیاده از جلوی ماشین رد می‌شود و هیچ نشانی از عضو هیات مدیره بودن ندارد و مثل یک شهروند عادی‌ست. تازه، بعدا معلوم می‌شود که او برخلاف بقیه جداشده‌ها با شخصیت مارک آشناست و نباید برخوردش مثل غریبه‌ها باشد. ایده‌ی "بدن مشترک" ایده‌ی درخشانی‌ست که هدر رفته. این‌که این‌ها جسم‌شان را انگار کرایه می‌دهند. آن جسم در آن ساعات روز به کار گرفته می‌شود. اشاره‌های گذرا به زخم‌ها و سرفه و غیره بسیار سردستی‌ست. این می‌توانست عمیق‌ترین دغدغه‌ی شخصیت‌ها باشد. - اپیزود مربوط به گذشته‌ی خانم کوبل در فصل دو جزو بهترین بخش‌های سریال است. نمونه‌ای عالی از محدودیت زاویه دید هرچند موقتی ولی همه‌جانبه. - مایکل چرنوس در نقش شوهر "دوون" به تنها چیزی که نمی‌خورد نویسندگی‌ست! بازیگر نقش دراموند کاملا شبیه بود اسپنسر بود و در قسمت اکشن آخر همان کاربرد را داشت!<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/bQ7UexZ3wfRo/Bumv1zAHak0,/222.jpg" alt="[عکس: 222.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
 "پرسه‌زنی" در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای هنری اروپا و فیلم‌های متاثر از آن جریان این چیزی نیست که در این سریال می‌بینیم. در "ماجرا"ی آنتونیونی، "سولاریس" تارکوفسکی، یا "جری" [ون‌سنت] در حال مکاشفه‌ی فضا هستیم. آن فیلم‌ها اعتقادی به غافلگیری و تعلیق ندارند و از تماشاگر می‌خواهند در پی چیز دیگری باشد. در این‌جا این همه بطالت، جلو نرفتن قصه، این همه سکوت و سکون هیچ چیزی نیست جز اراده‌ی خالقی که پیش از موعد نمی‌خواهد اطلاعات بدهد و به‌نظرش نوبت اکشن هنوز فرا نرسیده. و ما مثل کارمندهایی هستیم که هیچ کاری نمی‌کنند و فقط منتظر کارت زدن ساعت پنج هستند. ما هم منتظریم هر قسمت تمام شود و به قسمت‌های پایانی فصل برسیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تغییر لهجه‌ بازیگران پای[color=#ff0000]تخت[/color]، مردم را سردرگم کرد]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%84%D9%87%D8%AC%D9%87%E2%80%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA%D8%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF</link>
			<pubDate>Wed, 09 Apr 2025 10:26:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%84%D9%87%D8%AC%D9%87%E2%80%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA%D8%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[هفتمین سری از سریال مجبوب "پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>" را باید خبرسازترین فصل آن دانست. از تغییرات اساسی در کیفیت فیلمنامه و به طور کلی متن اثر تا حتی مدل فیلمبرداری. اما مساله‌ای که بیشتر در بین مردم مورد بحث قرار می‌گیرد، تغییر فاحش لهجه‌ در بین کاراکترهای اصلی داستان است. از سویی دیگر اضافه شدن لهجه اصفهانی به سریال هم بحث‌برانگیز شده است.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/VXnUCe2kjmQJ/Bumv1zAHak0,/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA%2B7%2B%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%2B15+%281%29.jpg" alt="[عکس: %D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA%2B7...281%29.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در میان اتفاقات خانواده معمولی، نقی همواره در صدر اخبار بوده. مساله تغییر لهجه نیز اصلا با او کلید خورد. محسن تنابنده در قسمت نخست سریال، سایه نقی معمولی در شش فصل گذشته بود. البته که رفته رفته و با گذشت چند قسمت، او بیشتر به مازنی نزدیک شد اما با این حال هنوز هم انتقاداتی به فرم بیان دیالو‌گ‌ها توسط او وجود دارد. <a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
از سویی دیگر ارسطو عامل هم به همین مساله دچار شده؛ او به لحاظ سبک زندگی با فصول ابتدایی پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> تفاوت کرده که البته چیز دور از انتظاری نیست اما اینکه تونالیته صدا و لهجه‌اش به طور ناگهانی از مرزهای مازندران فراتر رود نکته‌ای‌ست که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت. برخی معتقدند او مثل کاراکتر "قنبر" در فیلم "خجالت نکش" دیالوگ می‌گوید و این فرم بیان حال حاضر او شباهتی به کاراکتر ارسطو عامل ندارد. اما بهتاش، فهیمه و حتی رحمت تا حدود قابل قبولی توانستند از خط بیرون نزنند و همانی باشند که در فصول گذشته ارائه می‌کردند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به هر حال با توجه به داغ شدن نظرات بین کاربران درباره این موضوع در ادامه به سراغ کامنت‌های آن‌ها می‌رویم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پارادوکس نوشت: </span>در سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> که به نظر داره قسمت به قسمت بهتره میشه متوجه تغییر لهجه ارسطو نسبت به قسمت‌های اولیه شدین یا نه؟  داره مازنی تر میشه در حالی که قسمت های اول برگرفته از شخصیت قنبر بود.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رجینا درباره لهجه اصفهانی کاراکتر شِری:</span> فقط اصفهانیا میتونن درک کنن چقد لهجه زن ارسطو مصنوعی بود.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فردین:</span> به عنوان یه شمالی میگم لهجه ارسطو همدانی بود تا مازنی.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ادواردو هم این ویدئو را منتشر کرد:</span> ببینید دوستان لهجه اصفهانی یعنی مکالمه‌های این دوتا؛ این چیزی که زن ارسطو ارائه داد نمیدونم کجایی بود! امیدوارم متوجه تفاوتشون شده باشید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فرعی:</span> سیروس مقدم و محسن تنابنده در سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>۷ هم قسم شدند تا گند بزنند به لهجه‌های ایرانی، اون از لهجه مازنی‌ها، حالا هم لهجه اصفهانی. اگر نمی‌توانید لهجه‌ای را تقلید کنید سریال نسازید. حالم بهم خورد از این لهجه اصفهانی!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">گیله‌دختر: </span>والا من که شمالی و گیلانی هستم لهجه کاراکتر "شری" را میفهمم اذیت میشم. حتی حین حرف زدن یهو فارسی میشه یهو تیکه اصفهانی میاد بعدم یه چیزایی اون وسط میگه کلا نمیفهمم نمیدونم به کدوم گویش و زبان ربط داره. واقعا اینقدر سخت بود با بازیگر برای گویشش کار کردن؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پارسا از سرگشتگی ارسطو گفته : </span>من دیشب ندیدمش ولی از دور که مشغول کارم بوده چنددقیقه ازش رو شنیدم که یکیش سکانس ارسطو و رحمت بود، بنظرم احمد مهران‌فر لهجه ارسطو رو گم کرده و نتونسته باز پیداش کنه چون داشت خیلی شبیه نقشش تو "خجالت نکش "حرف میزد نه ارسطوی سابق!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">متولد ۶۶ هم:</span> چرا ارسطو لحن و لهجه خودش رو فراموش کرده و تبدیل شده به قنبر فیلم خجالت نکش؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/c0lvhySt8u5z/Bumv1zAHak0,/444.jpg" alt="[عکس: 444.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و سحر: </span>اگه بخوام منصف باشم باید بگم حالا که جلوتر رفته، قابل تحمل‌تر شده و کاراکترها کمی بیشتر به خودشون نزدیک شدن. فهمیه با فاصله جلوتر از همه است. لهجه ارسطو درست‌تر و‌ نقی، نقی‌تر شده... همای فصل‌های پیش صمیمی‌تر بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هفتمین سری از سریال مجبوب "پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>" را باید خبرسازترین فصل آن دانست. از تغییرات اساسی در کیفیت فیلمنامه و به طور کلی متن اثر تا حتی مدل فیلمبرداری. اما مساله‌ای که بیشتر در بین مردم مورد بحث قرار می‌گیرد، تغییر فاحش لهجه‌ در بین کاراکترهای اصلی داستان است. از سویی دیگر اضافه شدن لهجه اصفهانی به سریال هم بحث‌برانگیز شده است.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/VXnUCe2kjmQJ/Bumv1zAHak0,/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA%2B7%2B%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%2B15+%281%29.jpg" alt="[عکس: %D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA%2B7...281%29.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در میان اتفاقات خانواده معمولی، نقی همواره در صدر اخبار بوده. مساله تغییر لهجه نیز اصلا با او کلید خورد. محسن تنابنده در قسمت نخست سریال، سایه نقی معمولی در شش فصل گذشته بود. البته که رفته رفته و با گذشت چند قسمت، او بیشتر به مازنی نزدیک شد اما با این حال هنوز هم انتقاداتی به فرم بیان دیالو‌گ‌ها توسط او وجود دارد. <a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
از سویی دیگر ارسطو عامل هم به همین مساله دچار شده؛ او به لحاظ سبک زندگی با فصول ابتدایی پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> تفاوت کرده که البته چیز دور از انتظاری نیست اما اینکه تونالیته صدا و لهجه‌اش به طور ناگهانی از مرزهای مازندران فراتر رود نکته‌ای‌ست که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت. برخی معتقدند او مثل کاراکتر "قنبر" در فیلم "خجالت نکش" دیالوگ می‌گوید و این فرم بیان حال حاضر او شباهتی به کاراکتر ارسطو عامل ندارد. اما بهتاش، فهیمه و حتی رحمت تا حدود قابل قبولی توانستند از خط بیرون نزنند و همانی باشند که در فصول گذشته ارائه می‌کردند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به هر حال با توجه به داغ شدن نظرات بین کاربران درباره این موضوع در ادامه به سراغ کامنت‌های آن‌ها می‌رویم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پارادوکس نوشت: </span>در سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> که به نظر داره قسمت به قسمت بهتره میشه متوجه تغییر لهجه ارسطو نسبت به قسمت‌های اولیه شدین یا نه؟  داره مازنی تر میشه در حالی که قسمت های اول برگرفته از شخصیت قنبر بود.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رجینا درباره لهجه اصفهانی کاراکتر شِری:</span> فقط اصفهانیا میتونن درک کنن چقد لهجه زن ارسطو مصنوعی بود.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فردین:</span> به عنوان یه شمالی میگم لهجه ارسطو همدانی بود تا مازنی.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ادواردو هم این ویدئو را منتشر کرد:</span> ببینید دوستان لهجه اصفهانی یعنی مکالمه‌های این دوتا؛ این چیزی که زن ارسطو ارائه داد نمیدونم کجایی بود! امیدوارم متوجه تفاوتشون شده باشید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فرعی:</span> سیروس مقدم و محسن تنابنده در سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>۷ هم قسم شدند تا گند بزنند به لهجه‌های ایرانی، اون از لهجه مازنی‌ها، حالا هم لهجه اصفهانی. اگر نمی‌توانید لهجه‌ای را تقلید کنید سریال نسازید. حالم بهم خورد از این لهجه اصفهانی!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">گیله‌دختر: </span>والا من که شمالی و گیلانی هستم لهجه کاراکتر "شری" را میفهمم اذیت میشم. حتی حین حرف زدن یهو فارسی میشه یهو تیکه اصفهانی میاد بعدم یه چیزایی اون وسط میگه کلا نمیفهمم نمیدونم به کدوم گویش و زبان ربط داره. واقعا اینقدر سخت بود با بازیگر برای گویشش کار کردن؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پارسا از سرگشتگی ارسطو گفته : </span>من دیشب ندیدمش ولی از دور که مشغول کارم بوده چنددقیقه ازش رو شنیدم که یکیش سکانس ارسطو و رحمت بود، بنظرم احمد مهران‌فر لهجه ارسطو رو گم کرده و نتونسته باز پیداش کنه چون داشت خیلی شبیه نقشش تو "خجالت نکش "حرف میزد نه ارسطوی سابق!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">متولد ۶۶ هم:</span> چرا ارسطو لحن و لهجه خودش رو فراموش کرده و تبدیل شده به قنبر فیلم خجالت نکش؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/c0lvhySt8u5z/Bumv1zAHak0,/444.jpg" alt="[عکس: 444.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و سحر: </span>اگه بخوام منصف باشم باید بگم حالا که جلوتر رفته، قابل تحمل‌تر شده و کاراکترها کمی بیشتر به خودشون نزدیک شدن. فهمیه با فاصله جلوتر از همه است. لهجه ارسطو درست‌تر و‌ نقی، نقی‌تر شده... همای فصل‌های پیش صمیمی‌تر بود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رقیب تازه پای[color=#ff0000]تخت[/color] در همان ابتدای کار از نفس افتاد]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF</link>
			<pubDate>Sat, 05 Apr 2025 22:23:38 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[آنطور که به‌نظر می‌رسد بعد از گذشت چند سال از پخش سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>، بالاخره سریالی در صدا و سیما پخش شده که توان رقابت با پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>ِ پرطرفدار را دارد. البته این نه حرف مخاطبان، بلکه حرف رسانه‌های مختلف است که بنظر دوست دارند یک سریال جدید را با نزدیک کردن به پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> مطرح کنند. مدعی این جایگاه سریال<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> "قول مردونه"</span> از شبکه سه سیما است. در ادامه با یک نگاه اجمالی به نکات مهم این سریال، بررسی می‌کنیم که چرا این مجموعه توانسته در جایگاه رقیب پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> قرار گیرد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/JWNaVBBOAVgd/Bumv1zAHak0,/638788615197810331.jpg" alt="[عکس: 638788615197810331.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ایده‌ی تکراری <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا ، این‌ بار در تلویزیون</span><br />
دقیقا زمانی که فکر می‌کردیم تاریخ انقضای داستان‌های دهه ۶۰ در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا به اتمام رسیده، این ایده پا به تلویزیون گذاشت و مورد استقبال قرار گرفت. در کل در چند سال گذشته فروختن حال و هوای گذشته و زیستن در آن زمان، ایده‌ی درآمدزایی است که برای مخاطبان به فروش می‌رسد. "قول مردونه" هم با استفاده از این ایده‌ی تکراری اما پرطرفدار توانست مورد توجه قرار گیرد و در بین بینندگان مطرح شود. اگر چه محدودیت‌های صداوسیما ظرفیتِ تکمیلی برای به تصویر کشیدن حال و هوای دهه ۶۰ واقعی ندارد، اما با این حال سریال قول مردونه توانسته با یک گریم و طراحی صحنه درست و به اندازه یاد آن دوران را برای مخاطبان زنده کند و توجه لازم را از سوی آن‌ها دریافت کند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/mnnu06zwFbKb/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%87.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D9...%D9%87.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شوخی با جنگ خنده‌دار است؟</span><br />
نمی‌توان دقیق گفت که ساخت کمدی‌های مربوط به جنگ درست و منطقی هستند یا نه اما چیزی که می‌توان کمی واضح‌تر راجع به آن بحث کرد این است که این جنس شوخی‌ها دیگر مورد علاقه مخاطبان نیست. اینکه یک جوان دهه شصتی تمام راه حل‌های ممکن را برای فرار از جبهه و خط مقدم امتحان کند و در انتها با نیروی معنویِ درونی‌اش بالاخره به جبهه برود، از آن قصه‌های نخ نما شده است که شاید سریال قول مردونه را به بن‌بست بکشاند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/LgSEQVaP77jF/Bumv1zAHak0,/b68bd322.jpg" alt="[عکس: b68bd322.jpg]" class="mycode_img" /><br />
خسته از دسیسه‌های مجاهدین<br />
وقتی به سراغ دهه ۶۰ و حال و هوای آن زمان می‌رویم آیتم‌های زیادی برای بررسی در دسترس ما هستند. اما با این حال بنظر می‌رسد سازندگان عادت دارند تنها از برخی از مفاهیم تکراری استفاده کنند. یکی از این مفاهیم تکراری اشاره به فرقه مجاهدین در سریال‌های چندسال اخیر است. خودمان هم نمی‌دانیم چرا باید انقدر شاهد دسیسه‌های مجاهدین در آثار اخیر باشم اما بنظر می‌رسد استفاده از این ایده هنوز تمامی ندارد. در سریال قول مردونه مجاهدین نقش پررنگی در داستان سریال دارند اما اگر قرار است ایده‌ی استفاده از آن‌ها مثل ایده‌های قبلی باشد، این  سریال عاقبت چندان خوشی در جدول پخش نخواهد داشت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دوست داریم کاراکترها را بیشتر بشناسیم</span><br />
تا این قسمت از سریال قول مردونه، اکثر مخاطبان هنوز نتوانسته‌اند با کاراکتر‌ها (مخصوصا شخصیت اصلی داستان) ارتباط بر قرار کنند. در نگاه اول شاید علت این موضوع را عدم شهرت بازیگران بدانید اما نکته‌ای که نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد کمبود داستان و قصه برای کاراکتر‌هاست. در واقع تمامی شخصیت‌ها در این سریال شبیه مواد لازم یک کیک هستند: یک پسر ترسو که نمی‌خواهد به جبهه برود، یک پدر رزمنده در خط مقدم که می‌خواهد پسرش میراث‌دار او باشد، چندین شخصیت دلسوز و مهربان و یک شخصیت تقریبا منفی و پول پرست. همه این مواد اولیه در کنار هم می‌توانند نتایج خوبی به همراه داشته باشند اما به شرط آن‌‌که در ادامه مقدار لازم آن‌ها در داستان مشخص و معلوم شود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/pyMv0NmZXCuZ/Bumv1zAHak0,/71b1aa6d.jpg" alt="[عکس: 71b1aa6d.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نتیجه رقابت؟!</span><br />
شاید چیزی که ما از آن بی‌خبریم این است که سریال قول مردونه در واقع با دستی پر وارد میدان شده. اگر غیر از این بود رسانه‌های مختلفت تا این حد به رقابت میان سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> و قول مردونه تمرکز نمی‌کردند. اما تا به اینجای کار پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> ۷ با آبرو و محبوبیت چندین ساله‌اش در صدا سیما، می‌تواند به راحتی صدرنشین جدول پخش صدا و سیما باقی بماند اما اگر "قول مردونه" برگ برنده خود را زودتر برای مخاطبان رو کند، ممکن است رقابت اصلی تازه شروع شود. بی‌صبرانه منتظر شروع این رقابت هستیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[آنطور که به‌نظر می‌رسد بعد از گذشت چند سال از پخش سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>، بالاخره سریالی در صدا و سیما پخش شده که توان رقابت با پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span>ِ پرطرفدار را دارد. البته این نه حرف مخاطبان، بلکه حرف رسانه‌های مختلف است که بنظر دوست دارند یک سریال جدید را با نزدیک کردن به پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> مطرح کنند. مدعی این جایگاه سریال<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> "قول مردونه"</span> از شبکه سه سیما است. در ادامه با یک نگاه اجمالی به نکات مهم این سریال، بررسی می‌کنیم که چرا این مجموعه توانسته در جایگاه رقیب پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> قرار گیرد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/JWNaVBBOAVgd/Bumv1zAHak0,/638788615197810331.jpg" alt="[عکس: 638788615197810331.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ایده‌ی تکراری <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا ، این‌ بار در تلویزیون</span><br />
دقیقا زمانی که فکر می‌کردیم تاریخ انقضای داستان‌های دهه ۶۰ در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا به اتمام رسیده، این ایده پا به تلویزیون گذاشت و مورد استقبال قرار گرفت. در کل در چند سال گذشته فروختن حال و هوای گذشته و زیستن در آن زمان، ایده‌ی درآمدزایی است که برای مخاطبان به فروش می‌رسد. "قول مردونه" هم با استفاده از این ایده‌ی تکراری اما پرطرفدار توانست مورد توجه قرار گیرد و در بین بینندگان مطرح شود. اگر چه محدودیت‌های صداوسیما ظرفیتِ تکمیلی برای به تصویر کشیدن حال و هوای دهه ۶۰ واقعی ندارد، اما با این حال سریال قول مردونه توانسته با یک گریم و طراحی صحنه درست و به اندازه یاد آن دوران را برای مخاطبان زنده کند و توجه لازم را از سوی آن‌ها دریافت کند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/mnnu06zwFbKb/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%87.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D9...%D9%87.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شوخی با جنگ خنده‌دار است؟</span><br />
نمی‌توان دقیق گفت که ساخت کمدی‌های مربوط به جنگ درست و منطقی هستند یا نه اما چیزی که می‌توان کمی واضح‌تر راجع به آن بحث کرد این است که این جنس شوخی‌ها دیگر مورد علاقه مخاطبان نیست. اینکه یک جوان دهه شصتی تمام راه حل‌های ممکن را برای فرار از جبهه و خط مقدم امتحان کند و در انتها با نیروی معنویِ درونی‌اش بالاخره به جبهه برود، از آن قصه‌های نخ نما شده است که شاید سریال قول مردونه را به بن‌بست بکشاند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/LgSEQVaP77jF/Bumv1zAHak0,/b68bd322.jpg" alt="[عکس: b68bd322.jpg]" class="mycode_img" /><br />
خسته از دسیسه‌های مجاهدین<br />
وقتی به سراغ دهه ۶۰ و حال و هوای آن زمان می‌رویم آیتم‌های زیادی برای بررسی در دسترس ما هستند. اما با این حال بنظر می‌رسد سازندگان عادت دارند تنها از برخی از مفاهیم تکراری استفاده کنند. یکی از این مفاهیم تکراری اشاره به فرقه مجاهدین در سریال‌های چندسال اخیر است. خودمان هم نمی‌دانیم چرا باید انقدر شاهد دسیسه‌های مجاهدین در آثار اخیر باشم اما بنظر می‌رسد استفاده از این ایده هنوز تمامی ندارد. در سریال قول مردونه مجاهدین نقش پررنگی در داستان سریال دارند اما اگر قرار است ایده‌ی استفاده از آن‌ها مثل ایده‌های قبلی باشد، این  سریال عاقبت چندان خوشی در جدول پخش نخواهد داشت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دوست داریم کاراکترها را بیشتر بشناسیم</span><br />
تا این قسمت از سریال قول مردونه، اکثر مخاطبان هنوز نتوانسته‌اند با کاراکتر‌ها (مخصوصا شخصیت اصلی داستان) ارتباط بر قرار کنند. در نگاه اول شاید علت این موضوع را عدم شهرت بازیگران بدانید اما نکته‌ای که نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد کمبود داستان و قصه برای کاراکتر‌هاست. در واقع تمامی شخصیت‌ها در این سریال شبیه مواد لازم یک کیک هستند: یک پسر ترسو که نمی‌خواهد به جبهه برود، یک پدر رزمنده در خط مقدم که می‌خواهد پسرش میراث‌دار او باشد، چندین شخصیت دلسوز و مهربان و یک شخصیت تقریبا منفی و پول پرست. همه این مواد اولیه در کنار هم می‌توانند نتایج خوبی به همراه داشته باشند اما به شرط آن‌‌که در ادامه مقدار لازم آن‌ها در داستان مشخص و معلوم شود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/pyMv0NmZXCuZ/Bumv1zAHak0,/71b1aa6d.jpg" alt="[عکس: 71b1aa6d.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نتیجه رقابت؟!</span><br />
شاید چیزی که ما از آن بی‌خبریم این است که سریال قول مردونه در واقع با دستی پر وارد میدان شده. اگر غیر از این بود رسانه‌های مختلفت تا این حد به رقابت میان سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> و قول مردونه تمرکز نمی‌کردند. اما تا به اینجای کار پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> ۷ با آبرو و محبوبیت چندین ساله‌اش در صدا سیما، می‌تواند به راحتی صدرنشین جدول پخش صدا و سیما باقی بماند اما اگر "قول مردونه" برگ برنده خود را زودتر برای مخاطبان رو کند، ممکن است رقابت اصلی تازه شروع شود. بی‌صبرانه منتظر شروع این رقابت هستیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک سریال تکان‌دهنده، محبوب قلب ایرانی‌ها شده است]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA</link>
			<pubDate>Thu, 03 Apr 2025 08:04:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA</guid>
			<description><![CDATA[سریال نوجوانی این روزها خیلی مورد تمجید قرار گرفته و مخاطبان زیادی در ایران با این سریال ارتباط برقرار کرده‌اند. از طرف دیگر از لحاظ فنی و تکنیکی هم سریال سطح بالایی به نظر می‌رسد. به همین مناسبت چند یادداشت پیرامون آن را در ادامه آورده‌ایم. همراه ما باشید<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Q3VDOQ2hzpf4/Bumv1zAHak0,/Capture.png" alt="[عکس: Capture.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نوید غضنفری درباره این سریال نوشت: </span>در مینی سریال چهار قسمته‌ی «نوجوانی»، محصول نتفلیکس که شخص استیون گراهام که در آن نقش بسیار سخت و پرتنش پدر جِیمی را نیز به‌عهده گرفته، ساخته و پرداخته و فیلیپ بارانتینی که در «نقطه‌‌ی جوش» نیز او را کارگردانی کرده بود، کارگردانی‌اش کرده، در اپیزود دوم (در‌مدرسه) فصلی هست که به‌نظرم با آن‌که به‌نظر نمی‌رسد یکی از لحظه‌های دهشت‌ناک این سریال انگلیسی‌ست؛ پسر بازرس پلیس باسکومب (با بازی اشلی والترز)، آدام که او هم در همان مدرسه‌ی جِیمی ۱۳ ساله (متهم به‌قتل کِیتی، دانش‌آموز دیگر) درس می‌خواند و از اتفاق توسط دانش‌آموزان دیگر مرتب تحقیر/ بولی می‌شود در آن فصل پدرش را غافل‌گیرانه می‌کشد به گوشه‌ای از مدرسه و رو به او می‌گوید که بابا خیلی پرتی! می‌خوام راه‌نمایی‌ات کنم انقده بی‌خود تو تحقیقات‌ات به درودیوار نزنی و هم اوست که سرنخ را به پدرش/ بازرس پلیس می‌دهد و برای نخستین‌بار از دنیای ناشناخته‌ی نوجوانان آن مدرسه، توی آن تاون کوچک انگلستان می‌گوید، از هیولای درست‌شده در میان نوجوانان در فضای سوشال مدیا… و آن‌جاست که کُرک‌وپرمان می‌ریزد که چه‌قدر (هم‌چون بازرس، هم‌چون پدر جیمی) دنیای نوجوانان امروزی را نمی‌شناسیم. نه فقط طرز حرف‌زدن و کامنت‌گذاشتن‌شان با ایموجی‌های مختلف، در زیر پست‌ها که شکاف نسل‌ها با هجوم و ظهور سوشال مدیا و اینترنت به‌حدی‌ست که اصلن این دنیا را نمی‌شناسیم.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/LdMcCIz1PEmY/Bumv1zAHak0,/22.png" alt="[عکس: 22.png]" class="mycode_img" /><br />
و این روایت فقط محدود به مدرسه‌ها و جامعه‌ی بریتانیا نیست- که باتوجه به رشته‌‌ی دانشگاهی‌ای که تازه آن‌را آغاز کرده‌ام و به‌همین‌خاطر از میزان اهمیت «سیف‌گاردینگ» و امنیت و حفاظت از بچه‌ها در مدرسه‌های بریتانیا آگاهم و حالا لمس می‌کنم که چه رشته‌ی خطیری برگزیده‌ام و راست‌اش چالش پیش رویم حالا بیش‌تر برام عریان شده- که بریتانیا جرأت کرده درمورد این شکاف بسیار عمیق و ناشناخته‌ی بشر مدرن امروز فیلمی بسازد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">منوچهر اکبرلو، کارگردان تئاتر هم اینطور توصیف کرد: </span>نوجوان ١٣ساله به جرم قتل دختر همکلاسی دستگیر می‌شه. پلیس دنبال انگیزه‌های اوست. سریال دنبال جنبه‌های هیجان‌انگیز معمول در ژانر پلیسی نیست.بلکه نشون می‌ده که فضای مجازی، معلم و مدرسه و خیابان و خانواده چطور نوجوانان را شکل می‌دن. فقط چهار قسمت. هر قسمت، یکجا یک سکانس/پلان. بازی درخشان پسربچه و پدر. نوجوان فیلم بی‌آن‌که تجربه زیستی زیادی داشته باشد، ترکیبی از یک نوجوان معصوم و یک هیولا را بازی می‌کند. این سریال از آنهاست که توصیه می‌کنم خانواده همراه با نوجوانان تماشا کنه. البته شاید بهتر باشه یکبار فیلم را ببینید و بعد خودتان متناسب با رابطه‌تان با نوجوان،تصمیم بگیرید که با هم ببینید یا خیر.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/LuIW8XzK1WTx/Bumv1zAHak0,/21.png" alt="[عکس: 21.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجید اسلامی، <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	اگر هم نوشت:</span> این سریال چهار قسمتی، با جاه‌طلبی فنی و اجرای بی‌نقص و به‌ویژه بازی‌های معجزه‌وارش، شاید بهترین چیزی‌ست که می‌توانستم انتظار داشته باشم که در این سال <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی به‌شدت ناامیدکننده ببینم. سریال همان رویکرد اجتماعی واقع‌گرای آشنای بریتانیایی را دارد که به‌ویژه در بهترین فیلم‌های مایک لی و کن لوچ دیده‌ایم. اما ترکیب این رویکرد با این لانگ‌تیک‌های باورنکردنی، چنان ارزش افزوده‌ای به‌وجود آورده که قابل تصور نیست. هر کدام از قسمت‌ها در یک برداشت گرفته شده و استراتژی هر قسمت (از نظر میزان تحرک دوربین و وسعت محدوده‌ی جغرافیایی) متفاوت است. ولی چیزی که بیش از دوربین توجه را جلب می‌کند بازی‌هاست (به‌خصوص بازیگران نوجوان فیلم). سریال، همچون اغلب نمونه‌های لانگ‌تیک، بیش‌تر با درام جلو می‌رود، ولی (گرچه به رویکرد رادیکال "ماهی و گربه" و "کشتی نوح روسی" و "فیل" در جدا شدن موضعی از درام نزدیک نمی‌شود)، در مواجهه با مایه‌های دراماتیک و پیروی از استراتژی‌های متنوع به اندازه‌ی کافی غافلگیرکننده هست. "نوجوانی" لانگ‌تیک را به شکلی جدی وارد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای داستانی می‌کند، ظرفیت‌های تازه‌ای در آن کشف می‌کند، و نشان می‌دهد که این تکنیک همچنان جای مکاشفه هست. <br />
صحنه‌ی ورود پلیس به خانه‌ی متهم تکان‌دهنده است. حضور آن همه پلیس مسلح برای گرفتن یک نوجوان سیزده ساله، رعایت آن همه پروتکل و جا خوردن اعضای خانواده.<br />
- بعدتر، آن همه آداب بوروکراتیک مواجهه با متهم. جابه‌جایی‌ها، پرسش‌ها (درباره‌ی صبحانه، این که آیا کورن‌فلکس می‌خوری یا نه؟)، آدم‌هایی که کارشان را مثل ماشین‌های کوک‌شده انجام می‌دهند، و پلیسی که وقتی با پسرش یا همسرش در خانه طرف هست لحنش فرق نمی‌کند. این قسمت تا حدی مرا یاد فیلم "ریالیتی" انداخت.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/uInIVcGO4ppv/Bumv1zAHak0,/1.png" alt="[عکس: 1.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اسلامی ادامه داد: - صحنه‌ی بازرسی بدنی پسربچه درخشان است: دوربین فقط پدر را نشان می‌دهد و دیگران را که پشت‌شان را به صحنه کرده‌اند و بازرسی بدنی بیرون قاب انجام می‌شود. لانگ‌تیک این‌جا بسیار موثر است.<br />
- قسمت دوم آدم را کمی یاد "فیل" ون‌سنت می‌اندازد. البته از آن فیلم دراماتیک‌تر است. تصویری که از مدرسه نشان می‌دهد ترسناک است. چه از نظر بی‌نظمی بچه‌ها و چه رفتار خشن اولیای مدرسه. پلیس‌ها کاملا معذب‌اند و در موضع ضعف. نمایش سرگردانی دختر سیاه‌پوست در پایان و آن نمای هوایی دوربین عالی‌ست.<br />
- قسمت سوم از نظر بازی حیرت‌انگیز است. دوربین مدام فضای کل اتاق را نشان می‌دهد. جایی برای هدایت بازیگران از پشت دوربین نیست. دیالوگ‌ها زیاد و بسیار مقطع است. یعنی چه‌قدر تمرین کرده‌اند؟ صحنه‌ی اتاق تلویزیون‌ها عالی‌ست: ماموری که از کارش متنفر است (در تضاد با احساس مسولیت دختر)؛ قضیه‌ی هات‌چاکلت و شطرنج پیچیده‌ی دختر و پسربچه.<br />
- قسمت پایانی پازل را کامل می‌کند و به خانواده می‌پردازد. تضاد روز تولد با تنش شعار روی ون. شعاری که پاک نمی‌شود. آهنگ دهه هشتادی گروه "آ-ها". تلفن پسر و معذب بودن اعضای خانواده. <br />
- لانگ‌تیک یک جور رو بازی کردن است. امکان دخل و تصرف را از فیلم‌ساز می‌گیرد. دخل‌وتصرف زمانی و دخل‌وتصرف بازیگری. یک جور نمایش قدرت است. چاره‌ای نداریم که مهارت‌شان را تحسین کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سریال نوجوانی این روزها خیلی مورد تمجید قرار گرفته و مخاطبان زیادی در ایران با این سریال ارتباط برقرار کرده‌اند. از طرف دیگر از لحاظ فنی و تکنیکی هم سریال سطح بالایی به نظر می‌رسد. به همین مناسبت چند یادداشت پیرامون آن را در ادامه آورده‌ایم. همراه ما باشید<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Q3VDOQ2hzpf4/Bumv1zAHak0,/Capture.png" alt="[عکس: Capture.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نوید غضنفری درباره این سریال نوشت: </span>در مینی سریال چهار قسمته‌ی «نوجوانی»، محصول نتفلیکس که شخص استیون گراهام که در آن نقش بسیار سخت و پرتنش پدر جِیمی را نیز به‌عهده گرفته، ساخته و پرداخته و فیلیپ بارانتینی که در «نقطه‌‌ی جوش» نیز او را کارگردانی کرده بود، کارگردانی‌اش کرده، در اپیزود دوم (در‌مدرسه) فصلی هست که به‌نظرم با آن‌که به‌نظر نمی‌رسد یکی از لحظه‌های دهشت‌ناک این سریال انگلیسی‌ست؛ پسر بازرس پلیس باسکومب (با بازی اشلی والترز)، آدام که او هم در همان مدرسه‌ی جِیمی ۱۳ ساله (متهم به‌قتل کِیتی، دانش‌آموز دیگر) درس می‌خواند و از اتفاق توسط دانش‌آموزان دیگر مرتب تحقیر/ بولی می‌شود در آن فصل پدرش را غافل‌گیرانه می‌کشد به گوشه‌ای از مدرسه و رو به او می‌گوید که بابا خیلی پرتی! می‌خوام راه‌نمایی‌ات کنم انقده بی‌خود تو تحقیقات‌ات به درودیوار نزنی و هم اوست که سرنخ را به پدرش/ بازرس پلیس می‌دهد و برای نخستین‌بار از دنیای ناشناخته‌ی نوجوانان آن مدرسه، توی آن تاون کوچک انگلستان می‌گوید، از هیولای درست‌شده در میان نوجوانان در فضای سوشال مدیا… و آن‌جاست که کُرک‌وپرمان می‌ریزد که چه‌قدر (هم‌چون بازرس، هم‌چون پدر جیمی) دنیای نوجوانان امروزی را نمی‌شناسیم. نه فقط طرز حرف‌زدن و کامنت‌گذاشتن‌شان با ایموجی‌های مختلف، در زیر پست‌ها که شکاف نسل‌ها با هجوم و ظهور سوشال مدیا و اینترنت به‌حدی‌ست که اصلن این دنیا را نمی‌شناسیم.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/LdMcCIz1PEmY/Bumv1zAHak0,/22.png" alt="[عکس: 22.png]" class="mycode_img" /><br />
و این روایت فقط محدود به مدرسه‌ها و جامعه‌ی بریتانیا نیست- که باتوجه به رشته‌‌ی دانشگاهی‌ای که تازه آن‌را آغاز کرده‌ام و به‌همین‌خاطر از میزان اهمیت «سیف‌گاردینگ» و امنیت و حفاظت از بچه‌ها در مدرسه‌های بریتانیا آگاهم و حالا لمس می‌کنم که چه رشته‌ی خطیری برگزیده‌ام و راست‌اش چالش پیش رویم حالا بیش‌تر برام عریان شده- که بریتانیا جرأت کرده درمورد این شکاف بسیار عمیق و ناشناخته‌ی بشر مدرن امروز فیلمی بسازد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">منوچهر اکبرلو، کارگردان تئاتر هم اینطور توصیف کرد: </span>نوجوان ١٣ساله به جرم قتل دختر همکلاسی دستگیر می‌شه. پلیس دنبال انگیزه‌های اوست. سریال دنبال جنبه‌های هیجان‌انگیز معمول در ژانر پلیسی نیست.بلکه نشون می‌ده که فضای مجازی، معلم و مدرسه و خیابان و خانواده چطور نوجوانان را شکل می‌دن. فقط چهار قسمت. هر قسمت، یکجا یک سکانس/پلان. بازی درخشان پسربچه و پدر. نوجوان فیلم بی‌آن‌که تجربه زیستی زیادی داشته باشد، ترکیبی از یک نوجوان معصوم و یک هیولا را بازی می‌کند. این سریال از آنهاست که توصیه می‌کنم خانواده همراه با نوجوانان تماشا کنه. البته شاید بهتر باشه یکبار فیلم را ببینید و بعد خودتان متناسب با رابطه‌تان با نوجوان،تصمیم بگیرید که با هم ببینید یا خیر.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/LuIW8XzK1WTx/Bumv1zAHak0,/21.png" alt="[عکس: 21.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجید اسلامی، <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	اگر هم نوشت:</span> این سریال چهار قسمتی، با جاه‌طلبی فنی و اجرای بی‌نقص و به‌ویژه بازی‌های معجزه‌وارش، شاید بهترین چیزی‌ست که می‌توانستم انتظار داشته باشم که در این سال <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی به‌شدت ناامیدکننده ببینم. سریال همان رویکرد اجتماعی واقع‌گرای آشنای بریتانیایی را دارد که به‌ویژه در بهترین فیلم‌های مایک لی و کن لوچ دیده‌ایم. اما ترکیب این رویکرد با این لانگ‌تیک‌های باورنکردنی، چنان ارزش افزوده‌ای به‌وجود آورده که قابل تصور نیست. هر کدام از قسمت‌ها در یک برداشت گرفته شده و استراتژی هر قسمت (از نظر میزان تحرک دوربین و وسعت محدوده‌ی جغرافیایی) متفاوت است. ولی چیزی که بیش از دوربین توجه را جلب می‌کند بازی‌هاست (به‌خصوص بازیگران نوجوان فیلم). سریال، همچون اغلب نمونه‌های لانگ‌تیک، بیش‌تر با درام جلو می‌رود، ولی (گرچه به رویکرد رادیکال "ماهی و گربه" و "کشتی نوح روسی" و "فیل" در جدا شدن موضعی از درام نزدیک نمی‌شود)، در مواجهه با مایه‌های دراماتیک و پیروی از استراتژی‌های متنوع به اندازه‌ی کافی غافلگیرکننده هست. "نوجوانی" لانگ‌تیک را به شکلی جدی وارد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای داستانی می‌کند، ظرفیت‌های تازه‌ای در آن کشف می‌کند، و نشان می‌دهد که این تکنیک همچنان جای مکاشفه هست. <br />
صحنه‌ی ورود پلیس به خانه‌ی متهم تکان‌دهنده است. حضور آن همه پلیس مسلح برای گرفتن یک نوجوان سیزده ساله، رعایت آن همه پروتکل و جا خوردن اعضای خانواده.<br />
- بعدتر، آن همه آداب بوروکراتیک مواجهه با متهم. جابه‌جایی‌ها، پرسش‌ها (درباره‌ی صبحانه، این که آیا کورن‌فلکس می‌خوری یا نه؟)، آدم‌هایی که کارشان را مثل ماشین‌های کوک‌شده انجام می‌دهند، و پلیسی که وقتی با پسرش یا همسرش در خانه طرف هست لحنش فرق نمی‌کند. این قسمت تا حدی مرا یاد فیلم "ریالیتی" انداخت.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/uInIVcGO4ppv/Bumv1zAHak0,/1.png" alt="[عکس: 1.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اسلامی ادامه داد: - صحنه‌ی بازرسی بدنی پسربچه درخشان است: دوربین فقط پدر را نشان می‌دهد و دیگران را که پشت‌شان را به صحنه کرده‌اند و بازرسی بدنی بیرون قاب انجام می‌شود. لانگ‌تیک این‌جا بسیار موثر است.<br />
- قسمت دوم آدم را کمی یاد "فیل" ون‌سنت می‌اندازد. البته از آن فیلم دراماتیک‌تر است. تصویری که از مدرسه نشان می‌دهد ترسناک است. چه از نظر بی‌نظمی بچه‌ها و چه رفتار خشن اولیای مدرسه. پلیس‌ها کاملا معذب‌اند و در موضع ضعف. نمایش سرگردانی دختر سیاه‌پوست در پایان و آن نمای هوایی دوربین عالی‌ست.<br />
- قسمت سوم از نظر بازی حیرت‌انگیز است. دوربین مدام فضای کل اتاق را نشان می‌دهد. جایی برای هدایت بازیگران از پشت دوربین نیست. دیالوگ‌ها زیاد و بسیار مقطع است. یعنی چه‌قدر تمرین کرده‌اند؟ صحنه‌ی اتاق تلویزیون‌ها عالی‌ست: ماموری که از کارش متنفر است (در تضاد با احساس مسولیت دختر)؛ قضیه‌ی هات‌چاکلت و شطرنج پیچیده‌ی دختر و پسربچه.<br />
- قسمت پایانی پازل را کامل می‌کند و به خانواده می‌پردازد. تضاد روز تولد با تنش شعار روی ون. شعاری که پاک نمی‌شود. آهنگ دهه هشتادی گروه "آ-ها". تلفن پسر و معذب بودن اعضای خانواده. <br />
- لانگ‌تیک یک جور رو بازی کردن است. امکان دخل و تصرف را از فیلم‌ساز می‌گیرد. دخل‌وتصرف زمانی و دخل‌وتصرف بازیگری. یک جور نمایش قدرت است. چاره‌ای نداریم که مهارت‌شان را تحسین کنیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شش کارتون قدیمی که قبله کودکی بچه‌های ایران شدند]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF</link>
			<pubDate>Sat, 29 Mar 2025 09:59:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[در سال‌های 60 تا 70، بچه‌هایی که متولد دهه پنجاه و شصت هستند، امکانات خیلی محدودی داشتند ؛ تلویزیون بود و دو کانال و یک ساعات محدودی که برنامه کودک پخش می‌شد. به‌خاطر همین کارتون‌هایی که آن سال‌ها پخش می‌شد خیلی ماندگار شد. البته از حیث بنای متن هم آن کارتون‌ها خیلی خاص و اصطلاحا عمیق بودند و تاثیر گذاری‌شان تا سال‌ها بعد ادامه داشت. اینجا به مناسبت این روزهای نوروز که انگار تقویم استپ می‌خورد، ما نگاهی داشتیم به گذشته و به آن لحظاتی که برای همه ما تاثیرگذار بوده. شش کارتون ماندگار صداوسیما را انتخاب کردیم و کمی درباره‌اش نوشتیم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/S0X0RvCjewvq/Bumv1zAHak0,/zduqlg9p.jpg" alt="[عکس: zduqlg9p.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مهاجران</span><br />
ویژه شدن کارتون "مهاجران" از این لحاظ بود که روی مفهوم مهاجرت و خانواده تاکید بسیار زیادی داشت. خانواده‌ای تصمیم می‌گیرند خودشان را از محیط قبلی جدا کنند و با کمترین امکانات در محیط جدید که شبیه به جنگل بود وارد شوند. آن فضاسازی کارتون باعث شد که در ذهن مخاطبان خودش ماندگار شود.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
داستان مهاجران درباره دختر نوجوانی به نام "لوسی‌مِی" است که خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند از انگلستان به استرالیا سفر کنند و در حین مهاجرت با مشکلاتی روبرو می‌شوند. البته این سفر هیجاناتی را هم به همراه دارد و آن‌ها در استرالیا در آدلاید زندگی جدیدی را شروع می‌کنند. لوسی و خواهرش کیت از این که تجربیات جدیدی به دست می‌آورند، لذت می‌برند. آن‌ها با اشخاص جدیدی آشنا می‌شوند ،حیوانات جدیدی پیدا می‌کنند و ماجراهایی را دنبال می‌کنند.<a href="https://l.24d.ir/yGk1PxeX" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آن شرلی با موهای قرمز </span><br />
آن چیزی که وجه تمایز ایجاد می‌کرد این بود که دختری رنج کشیده مستقل را به نمایش می‌گذاشت. یعنی کاراکتری را به روح و روان بچه‌های آن نسل تزریق می‌کرد که اتفاقا خیلی به زندگی واقعی نزدیک بود و برای پیشبرد یک زندگی واقعی انگار یک الگو را ترویج می‌کرد، شاید حتی خلاف خواسته‌های صداوسیما.<br />
آن شرلی دختری است که در یتیم خانه بزرگ شده‌ است. آن به‌طور تصادفی نزد خانم ماریلا کاتبرت و آقای مت کاتبرت فرستاده می‌شود که در اصل درخواست یک پسر کرده بودند. خانم ماریلا در ابتدا شگفت‌زده می‌شود. پس از اینکه ماریلا از گذشته غم‌انگیز "آن" مطلع می‌شود، او به تدریج به عضوی غیرقابل جایگزین از خانواده کاتبرت تبدیل می‌شود.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حنا دختری در مزرعه</span><br />
در مورد حنا آن چیزی که وجه تمایز ایجاد می‌کند این است که یک نوع رفاقت دخترانه و کنار آمدن و ادامه دادن در شرایط یک زندگی تحمیلی را به بچه‌ها آموزش می‌داد. دختری که ناگهان وارد موقعیتی تحمیلی می‌شود که شاید اصلا مطلوبش نیست؛ در بدو ورود خیلی محبوبیت ندارد اما با اکسیر رفاقت زندگی را ادامه می‌دهد.<br />
کارتون «حنا دختری در مزرعه» داستان دختری به نام «حنا» است که به همراه پدربزرگ و مادربزرگش در یک مزرعه زندگی می‌کند. مادر حنا برای پیدا کردن کار به کشور آلمان سفر کرده است. در این مدت حنا با داستان‌ها و چالش‌های زیادی رو به رو می‌شود. سه سال از زمانی که مادر حنا فنلاند را برای کار به قصد آلمان ترک کرده و دخترش را به نزد پدربزرگ و مادربزرگش در مزرعه تنها گذاشت می‌گذرد. جنگ جهانی اول شروع شده و فنلاند هنوز هم تحت سلطه روسیه است. ساکنان این سرزمین تقریباً هیچ خبری از خارج نداشته و هیچ کس نمی‌داند آیا حنا دوباره مادر خود را خواهید دید یا نه.<br />
مشکلات، روز به روز بدتر و سخت تر می‌شد و هیچ چیز در مزرعه پدربزرگ و مادربزرگ خوب پیش نمی‌رفت، محصول آن سال کفاف خرج خانواده را نداد و تنها گاو شیرده آنها توسط یک خرس کشته شد و خانواده با مشکلات مالی بزرگی مواجه شد. بنابراین حنا تصمیم گرفت در خرج و مخارج خانه کمک کند و علی‌رغم میل پدربزرگ و مادربزرگ کاری در مزرعه همسایه ‌می‌یابد. برای یک دختر کوچکی به سن او که به سختی به نه سال می‌رسد، کار در مزرعه سخت و خسته کننده است. اما او با شور و علاقه کار را به دست می‌گیرد و با خُلق و خوی خوبش با همه برخورد می‌کند و در نتیجه جایگاهش را در میان دیگران و در دل‌های آنان حفظ می‌کند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بابا لنگ دراز </span><br />
بابا لنگ دراز شاید جسورانه‌ترین کارتونی بود که البته با فاصله زمانی کم از نسل مهاجران بعد از چند سال پخش شد. اما یک جسارتی داشت؛ جسارتی که با استفاده از سلاح سانسور تا حد زیادی البته اخته شد. با این حال ماجرای یک عاشقانه را نشان می‌دهد؛ یک دختر نوجوان که درگیر یک عشق غیرمنتظره و تا حدی نامتعارف می‌شود. نامه نوشتن، احساسات و نریشن از خصوصیات این انیمیشن بود که ما تا قبل از آن مشابهش را در صداوسیما ندیدیم.<br />
"جودی اَبوت" دختر بچه یتیمی است که با پشتیبانی مالی حامی مرموز خود که جودی او را با نام "جان اسمیت" می‌شناسد، می‌تواند به دبیرستان راه یابد. او فقط یک بار سایه او را دیده و به‌ خاطر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">پاها</span>	ی درازش، او را "بابا لنگ دراز" صدا می‌زند. در مقابل خوبی‌های حامی‌اش تنها کاری که باید انجام دهد این است که هر ماه برایش نامه بنویسد، بدون اینکه انتظار دریافت پاسخ نامه‌هایش را داشته باشد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هاچ زنبور عسل</span><br />
نکته تمایز کارتون هاچ زنبور عسل این بود که به بحث هویت پرداخته بود. به بحث اینکه کاراکتری که دنبال گمشده خودش است و آن گمشده به طور خاص مادر بود. این طی مسیر کردن، طی طریق کردن وجه تمایزی بود که هاچ زنبور عسل را در اذهان ماندگار کرد. این شاید منطبق‌ترین مضمون بود در میان تمامی کارتون‌های آن دوره؛ یعنی این مدل روایت، این مدل سرگشتگی و سردرگمی و در پی هویت بودن باب میل مدیران صداوسیما بود.<br />
زندگی "هاچ" سراسر غم و غصه بود که شاید با حال و هوای دهه شصت هماهنگی عجیبی داشت. هاچ داستان زنبوری هست که مادر خود را در حادثه‌ای در کندو گم می‌کند و همراه با زنبوری به اسم آیا در به در دنبال مادر خود می‌گردد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لوک خوش‌شانس</span><br />
در میان همه کارتون‌هایی که فضای مفرح و طنازانه‌ای داشتند، ما اینجا لوک خوش‌شانس را انتخاب کردیم. گزینه‌های دیگری هم بود منتها لوک به‌خاطر آن فضای خیلی تازه‌ای که به مخاطب خردسال ایرانی ارائه می‌داد ویژه است و ایجاد تمایز می‌کند؛ از این لحاظ که یک فضای وسترن را به نمایش می‌گذارد؛ یعنی یک چیزی که در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای جهان ریشه‌دار است و ما اینجا به شکل کارتونی می‌دیدیم. البته درباره لوک آن دوبله درخشانی که همراه کار شد بسیار تاثیرگذار بود؛ کاراکترهایی مثل بوشوِگ و برادران دالتون‌ها، ترکیبی بامزه و شیرینی ساخته بودند که هنوز هم تماشایی‌ست.<br />
کارتون نوستالژیک لوک خوش‌شانس و برادران قد و نیم قد دالتون و جناب بوشوگِ روشنفکر، همه یعنی نوستالژی. برادران دالتون زندانی که قد و نیم قد هستند و همواره به دنبال کارهای منفی و خرابکاری‌های گسترده هستند، همواره با حضور لوک خوش‌شانس و سگ وفادارش، داستان و روایت جالب و جذابی را به یادها می‌آورد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در سال‌های 60 تا 70، بچه‌هایی که متولد دهه پنجاه و شصت هستند، امکانات خیلی محدودی داشتند ؛ تلویزیون بود و دو کانال و یک ساعات محدودی که برنامه کودک پخش می‌شد. به‌خاطر همین کارتون‌هایی که آن سال‌ها پخش می‌شد خیلی ماندگار شد. البته از حیث بنای متن هم آن کارتون‌ها خیلی خاص و اصطلاحا عمیق بودند و تاثیر گذاری‌شان تا سال‌ها بعد ادامه داشت. اینجا به مناسبت این روزهای نوروز که انگار تقویم استپ می‌خورد، ما نگاهی داشتیم به گذشته و به آن لحظاتی که برای همه ما تاثیرگذار بوده. شش کارتون ماندگار صداوسیما را انتخاب کردیم و کمی درباره‌اش نوشتیم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/S0X0RvCjewvq/Bumv1zAHak0,/zduqlg9p.jpg" alt="[عکس: zduqlg9p.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مهاجران</span><br />
ویژه شدن کارتون "مهاجران" از این لحاظ بود که روی مفهوم مهاجرت و خانواده تاکید بسیار زیادی داشت. خانواده‌ای تصمیم می‌گیرند خودشان را از محیط قبلی جدا کنند و با کمترین امکانات در محیط جدید که شبیه به جنگل بود وارد شوند. آن فضاسازی کارتون باعث شد که در ذهن مخاطبان خودش ماندگار شود.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
داستان مهاجران درباره دختر نوجوانی به نام "لوسی‌مِی" است که خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند از انگلستان به استرالیا سفر کنند و در حین مهاجرت با مشکلاتی روبرو می‌شوند. البته این سفر هیجاناتی را هم به همراه دارد و آن‌ها در استرالیا در آدلاید زندگی جدیدی را شروع می‌کنند. لوسی و خواهرش کیت از این که تجربیات جدیدی به دست می‌آورند، لذت می‌برند. آن‌ها با اشخاص جدیدی آشنا می‌شوند ،حیوانات جدیدی پیدا می‌کنند و ماجراهایی را دنبال می‌کنند.<a href="https://l.24d.ir/yGk1PxeX" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آن شرلی با موهای قرمز </span><br />
آن چیزی که وجه تمایز ایجاد می‌کرد این بود که دختری رنج کشیده مستقل را به نمایش می‌گذاشت. یعنی کاراکتری را به روح و روان بچه‌های آن نسل تزریق می‌کرد که اتفاقا خیلی به زندگی واقعی نزدیک بود و برای پیشبرد یک زندگی واقعی انگار یک الگو را ترویج می‌کرد، شاید حتی خلاف خواسته‌های صداوسیما.<br />
آن شرلی دختری است که در یتیم خانه بزرگ شده‌ است. آن به‌طور تصادفی نزد خانم ماریلا کاتبرت و آقای مت کاتبرت فرستاده می‌شود که در اصل درخواست یک پسر کرده بودند. خانم ماریلا در ابتدا شگفت‌زده می‌شود. پس از اینکه ماریلا از گذشته غم‌انگیز "آن" مطلع می‌شود، او به تدریج به عضوی غیرقابل جایگزین از خانواده کاتبرت تبدیل می‌شود.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حنا دختری در مزرعه</span><br />
در مورد حنا آن چیزی که وجه تمایز ایجاد می‌کند این است که یک نوع رفاقت دخترانه و کنار آمدن و ادامه دادن در شرایط یک زندگی تحمیلی را به بچه‌ها آموزش می‌داد. دختری که ناگهان وارد موقعیتی تحمیلی می‌شود که شاید اصلا مطلوبش نیست؛ در بدو ورود خیلی محبوبیت ندارد اما با اکسیر رفاقت زندگی را ادامه می‌دهد.<br />
کارتون «حنا دختری در مزرعه» داستان دختری به نام «حنا» است که به همراه پدربزرگ و مادربزرگش در یک مزرعه زندگی می‌کند. مادر حنا برای پیدا کردن کار به کشور آلمان سفر کرده است. در این مدت حنا با داستان‌ها و چالش‌های زیادی رو به رو می‌شود. سه سال از زمانی که مادر حنا فنلاند را برای کار به قصد آلمان ترک کرده و دخترش را به نزد پدربزرگ و مادربزرگش در مزرعه تنها گذاشت می‌گذرد. جنگ جهانی اول شروع شده و فنلاند هنوز هم تحت سلطه روسیه است. ساکنان این سرزمین تقریباً هیچ خبری از خارج نداشته و هیچ کس نمی‌داند آیا حنا دوباره مادر خود را خواهید دید یا نه.<br />
مشکلات، روز به روز بدتر و سخت تر می‌شد و هیچ چیز در مزرعه پدربزرگ و مادربزرگ خوب پیش نمی‌رفت، محصول آن سال کفاف خرج خانواده را نداد و تنها گاو شیرده آنها توسط یک خرس کشته شد و خانواده با مشکلات مالی بزرگی مواجه شد. بنابراین حنا تصمیم گرفت در خرج و مخارج خانه کمک کند و علی‌رغم میل پدربزرگ و مادربزرگ کاری در مزرعه همسایه ‌می‌یابد. برای یک دختر کوچکی به سن او که به سختی به نه سال می‌رسد، کار در مزرعه سخت و خسته کننده است. اما او با شور و علاقه کار را به دست می‌گیرد و با خُلق و خوی خوبش با همه برخورد می‌کند و در نتیجه جایگاهش را در میان دیگران و در دل‌های آنان حفظ می‌کند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بابا لنگ دراز </span><br />
بابا لنگ دراز شاید جسورانه‌ترین کارتونی بود که البته با فاصله زمانی کم از نسل مهاجران بعد از چند سال پخش شد. اما یک جسارتی داشت؛ جسارتی که با استفاده از سلاح سانسور تا حد زیادی البته اخته شد. با این حال ماجرای یک عاشقانه را نشان می‌دهد؛ یک دختر نوجوان که درگیر یک عشق غیرمنتظره و تا حدی نامتعارف می‌شود. نامه نوشتن، احساسات و نریشن از خصوصیات این انیمیشن بود که ما تا قبل از آن مشابهش را در صداوسیما ندیدیم.<br />
"جودی اَبوت" دختر بچه یتیمی است که با پشتیبانی مالی حامی مرموز خود که جودی او را با نام "جان اسمیت" می‌شناسد، می‌تواند به دبیرستان راه یابد. او فقط یک بار سایه او را دیده و به‌ خاطر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">پاها</span>	ی درازش، او را "بابا لنگ دراز" صدا می‌زند. در مقابل خوبی‌های حامی‌اش تنها کاری که باید انجام دهد این است که هر ماه برایش نامه بنویسد، بدون اینکه انتظار دریافت پاسخ نامه‌هایش را داشته باشد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هاچ زنبور عسل</span><br />
نکته تمایز کارتون هاچ زنبور عسل این بود که به بحث هویت پرداخته بود. به بحث اینکه کاراکتری که دنبال گمشده خودش است و آن گمشده به طور خاص مادر بود. این طی مسیر کردن، طی طریق کردن وجه تمایزی بود که هاچ زنبور عسل را در اذهان ماندگار کرد. این شاید منطبق‌ترین مضمون بود در میان تمامی کارتون‌های آن دوره؛ یعنی این مدل روایت، این مدل سرگشتگی و سردرگمی و در پی هویت بودن باب میل مدیران صداوسیما بود.<br />
زندگی "هاچ" سراسر غم و غصه بود که شاید با حال و هوای دهه شصت هماهنگی عجیبی داشت. هاچ داستان زنبوری هست که مادر خود را در حادثه‌ای در کندو گم می‌کند و همراه با زنبوری به اسم آیا در به در دنبال مادر خود می‌گردد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لوک خوش‌شانس</span><br />
در میان همه کارتون‌هایی که فضای مفرح و طنازانه‌ای داشتند، ما اینجا لوک خوش‌شانس را انتخاب کردیم. گزینه‌های دیگری هم بود منتها لوک به‌خاطر آن فضای خیلی تازه‌ای که به مخاطب خردسال ایرانی ارائه می‌داد ویژه است و ایجاد تمایز می‌کند؛ از این لحاظ که یک فضای وسترن را به نمایش می‌گذارد؛ یعنی یک چیزی که در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای جهان ریشه‌دار است و ما اینجا به شکل کارتونی می‌دیدیم. البته درباره لوک آن دوبله درخشانی که همراه کار شد بسیار تاثیرگذار بود؛ کاراکترهایی مثل بوشوِگ و برادران دالتون‌ها، ترکیبی بامزه و شیرینی ساخته بودند که هنوز هم تماشایی‌ست.<br />
کارتون نوستالژیک لوک خوش‌شانس و برادران قد و نیم قد دالتون و جناب بوشوگِ روشنفکر، همه یعنی نوستالژی. برادران دالتون زندانی که قد و نیم قد هستند و همواره به دنبال کارهای منفی و خرابکاری‌های گسترده هستند، همواره با حضور لوک خوش‌شانس و سگ وفادارش، داستان و روایت جالب و جذابی را به یادها می‌آورد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شما برای معاویه حرص می‌خورید، اما مردم درگیر مادر او شده‌اند]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D8%B5-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88-%D8%B4%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF</link>
			<pubDate>Fri, 14 Mar 2025 15:51:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D8%B5-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88-%D8%B4%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[این روزها سریال معاویه در صدر خبرهاست. در واقع قرائت بخش‌هایی از صدر اسلام در این سریال با چیزی که ما سال‌ها دیده‌ایم زمین تا آسمان تفاوت دارد. البته این مساله‌ای‌ست که بیشتر مورد توجه رسانه‌های داخلی قرار گرفته و چیزی که بیشتر مورد توجه مردم عادی بوده لایه بیرونی سریال است. در واقع زیبایی‌های زنانه اطرافیان معاویه یا حتی نمایش تصویر امام اول شیعیان باعث کنجکاوی برخی در جزئیات این سریال شده و برای همین این روزها حواشی "معاویه" جلب توجه می‌کند. در ادامه این مطلب به سراغ موضع دو روزنامه فرهیختگان و هم‌میهن در قبال این سریال می‌رویم. با ما همراه باشید.<br />
<br />
<br />
<br />
 <img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/TopxGb0d7U32/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%...%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روزنامه فرهیختگان که مواضعی اصولگرایانه دارد در مطلبی با عنوان "رویای بن سلمان"، ساخت این سریال را جزو پروژ‌ه‌های هدفمند سعودی‌ها دانسته. ایمان عظیمی، نویسنده این یادداشت نگاه تند و تیزی به ساختمان اثر داشته که در ادامه بخش‌هایی از آن را مرور می‌کنیم: </span><br />
<br />
سریال «معاویه» که از آن به‌عنوان پرخرج‌ترین سریال جهان عرب یاد می‌کنند در «تونس» جلوی دوربین رفت و مبلغی حدود 75 تا 100 میلیون دلار خرج روی دست عربستان سعودی به‌عنوان سرمایه‌گذار گذاشت. بسیاری از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا و تلویزیون به‌عنوان دو مدیوم مهم هنری-رسانه‌ای، نه برای آگاه شدن مخاطب، بلکه به‌منظور عمیق‌تر کردن شکاف میان مخاطب و واقعیت استفاده می‌کنند و این ابزار کاملاً در راستای منافع قدرت‌ها قرار دارد. در این نگاه سویه‌های چپ‌گرایانه موج می‌زند، اما اگر نیک بنگریم درمی‌یابیم که این سخن گزاف و بی‌مایه‌ای نیست. «معاویه» در قالب و قامت، یک کار سفارشی و تابعی از رأی و نظر مقاطعه‌دهندگان خویش است و آن‌ها مختارند هرطور که دلشان می‌خواهد این شخصیت مهم ولی بدنام تاریخ اسلام را به مخاطبان بی‌حافظه خود معرفی کنند!<br />
فیلمساز برای قبولاندن قرائت دروغین و خنده‌دار خود از تاریخ اسلام باید بتواند تماشاگرش را پیش از اقناع کردن، «سرگرم» کند و مفاهیم اساسی و ضمنی‌اش را در لایه‌های درونی‌تر اثر به خورد او بدهد تا همه‌چیز در عین استاندارد بودن، منطقی هم به‌نظر برسد. این دقیقاً رویکردی ا‌ست که سازندگان معاویه هیچ نسبتی با آن برقرار نکرده‌اند و در راه نشان دادن «معاویه» به‌عنوان یک پروتاگونیست عملگرا و علاقه‌مند به مسئله توسعه به‌غایت خام‌دستانه عمل کرده‌اند. <br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/S92F5JnnzNqW/Bumv1zAHak0,/photo_2025-03-07_14-48-58.jpg" alt="[عکس: photo_2025-03-07_14-48-58.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ساختار و ساختمان بصری مجموعه «معاویه» شباهت زیادی به کلیپ‌های اینستاگرامی دارد ولی حتی به اندازه آن‌ها نیز نمی‌تواند جذاب به‌نظر برسد. درنهایت اینکه اثر موردنظر، کاری زمان‌پریشانه است که هیچ نسبتی با واقعیت برقرار نمی‌کند و با توجه به عدم شناخت نسبت به مقوله درام در تاریخ گم خواهد شد. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما در سمت دیگر، هم‌میهن قرار گرفته که حالا پرچمدار رسانه‌های اصلاح‌طلب است. محسن محمودی، نویسنده یادداشتِ هم‌میهن معتقد است که سناریوی این سریال، با نص صریح بسیاری از منابع تاریخی به‌ویژه منابع معتبر اهل‌سنت تطابق ندارد و تلاش شده که یک ری‌برندینگ اساسی درباره کاراکتر معاویه اتفاق بیفتد:</span><br />
در اینجا قرار نیست که معاویه در قامت «پسر ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>فیان و هند بن عتبه، پدر یزید» رسمی‌کننده حکومت موروثی، دشمن خلیفه برحق مسلمین، و بسیاری از صحابی رسول اکرم (ص) ظاهر شود، بلکه باید از او آشنایی‌زدایی صورت بگیرد و او به‌صورت سیاستمداری زیرک، عمل‌گرا، نکته‌سنج و فرصت‌شناس ظاهر ‌شود که از ابتدا به فکر تأسیس یک امپراتوری اسلامی و انتقال شکوه و جلال دربار ایران و روم به سلطنت اسلامی بود که سرانجام توانست این مهم را محقق کند.<br />
شگفت آن‌که سازندگان هیچ تلاشی برای پنهان کردن این مسئله نمی‌کنند تا جایی‌که از همان قسمت نخست که به کودکی معاویه اختصاص دارد، این پیشگویی و پیش‌بینی کاملاً عیان است. این سریال قرار است مابه‌ازای امروزی نیز داشته باشد، شاهزاده جوان سعودی که سودایی مشابه در سر دارد و به‌دنبال تحقق آن است.   <br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/wsbCGWpQa2JG/Bumv1zAHak0,/muawiya-trailer-screengrab-mbc.jpg" alt="[عکس: muawiya-trailer-screengrab-mbc.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
جزئیات سریال «معاویه» عملاً فاجعه است. آرایش و لباس زن‌ها عملاً متعلق به بیروت یا دوبی یا ریاض سال 2025 است. تیپ و استایل بازیگران مرد را نیز همین حالا می‌توانید در ترانه‌ها و شوهای عربی مشاهده کنید. معماری حجاز پیش از اسلام می‌تواند هرجای دیگری در جهان باشد و هیچ عنصر و المان مختص به جغرافیای فرهنگی زمان ظهور حضرت رسول (ص) در آنجا وجود ندارد.<br />
مردم کاری به ایدئولوژی معاویه ندارند<br />
به هر حال واقعیت سریال معاویه همان چیزی بود که در مقدمه متن اشاره کردیم و با مرور مطالب رسانه‌های داخلی (چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا) در می‌یابیم که شکل برخورد با قضیه در ایران به سمت سیاست‌زدگی رفته و گاها درگیر مذهب‌زدگی هم میشود. در واقع بنظر می‌رسد که برخی رسانه‌ها قضیه را بابزرگنمایی‌های معمول خود، خیلی پیچیده می‌کنند، البته که این هم احتمالا به خاطر گره خوردن منافع برخی با این پیچیدگی‌هاست.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/51jUcRFklHb2/Bumv1zAHak0,/Souhir_Ben_Amara_4.jpg" alt="[عکس: Souhir_Ben_Amara_4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
در واقع اگر به واقعیت عریان جامعه بنگریم، متوجه می‌شویم که در این روزها چیزی که برای مردم بیشتر از ایدئولوگ بودن سریال معاویه اهمیت داشته؛ تصاویر بازیگر تونسی این سریال بوده که به عنوان ترند شبکه‌های اجتماعی موج خبری خود را ایجاد کرده. از کاراکتر هند بنت عتبه (مادر معاویه) صحبت می‌کنیم که در فیلم مشهور محمد رسول‌الله با بازی ایرنه پاپاس برای ایرانی‌ها ماندگار شد و حالا تصاویرش به خاطر چهره‌ای متفاوت دائماً در حال دست به دست شدن است. اساسا این جلوه‌های بصری سریال بوده که جلوتر از هرچیزی در بین مخاطبان حرکت کرده و شاید اصلا نباید اینقدرها هم به برخی چیزها دامن زده می‌شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این روزها سریال معاویه در صدر خبرهاست. در واقع قرائت بخش‌هایی از صدر اسلام در این سریال با چیزی که ما سال‌ها دیده‌ایم زمین تا آسمان تفاوت دارد. البته این مساله‌ای‌ست که بیشتر مورد توجه رسانه‌های داخلی قرار گرفته و چیزی که بیشتر مورد توجه مردم عادی بوده لایه بیرونی سریال است. در واقع زیبایی‌های زنانه اطرافیان معاویه یا حتی نمایش تصویر امام اول شیعیان باعث کنجکاوی برخی در جزئیات این سریال شده و برای همین این روزها حواشی "معاویه" جلب توجه می‌کند. در ادامه این مطلب به سراغ موضع دو روزنامه فرهیختگان و هم‌میهن در قبال این سریال می‌رویم. با ما همراه باشید.<br />
<br />
<br />
<br />
 <img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/TopxGb0d7U32/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%...%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روزنامه فرهیختگان که مواضعی اصولگرایانه دارد در مطلبی با عنوان "رویای بن سلمان"، ساخت این سریال را جزو پروژ‌ه‌های هدفمند سعودی‌ها دانسته. ایمان عظیمی، نویسنده این یادداشت نگاه تند و تیزی به ساختمان اثر داشته که در ادامه بخش‌هایی از آن را مرور می‌کنیم: </span><br />
<br />
سریال «معاویه» که از آن به‌عنوان پرخرج‌ترین سریال جهان عرب یاد می‌کنند در «تونس» جلوی دوربین رفت و مبلغی حدود 75 تا 100 میلیون دلار خرج روی دست عربستان سعودی به‌عنوان سرمایه‌گذار گذاشت. بسیاری از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا و تلویزیون به‌عنوان دو مدیوم مهم هنری-رسانه‌ای، نه برای آگاه شدن مخاطب، بلکه به‌منظور عمیق‌تر کردن شکاف میان مخاطب و واقعیت استفاده می‌کنند و این ابزار کاملاً در راستای منافع قدرت‌ها قرار دارد. در این نگاه سویه‌های چپ‌گرایانه موج می‌زند، اما اگر نیک بنگریم درمی‌یابیم که این سخن گزاف و بی‌مایه‌ای نیست. «معاویه» در قالب و قامت، یک کار سفارشی و تابعی از رأی و نظر مقاطعه‌دهندگان خویش است و آن‌ها مختارند هرطور که دلشان می‌خواهد این شخصیت مهم ولی بدنام تاریخ اسلام را به مخاطبان بی‌حافظه خود معرفی کنند!<br />
فیلمساز برای قبولاندن قرائت دروغین و خنده‌دار خود از تاریخ اسلام باید بتواند تماشاگرش را پیش از اقناع کردن، «سرگرم» کند و مفاهیم اساسی و ضمنی‌اش را در لایه‌های درونی‌تر اثر به خورد او بدهد تا همه‌چیز در عین استاندارد بودن، منطقی هم به‌نظر برسد. این دقیقاً رویکردی ا‌ست که سازندگان معاویه هیچ نسبتی با آن برقرار نکرده‌اند و در راه نشان دادن «معاویه» به‌عنوان یک پروتاگونیست عملگرا و علاقه‌مند به مسئله توسعه به‌غایت خام‌دستانه عمل کرده‌اند. <br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/S92F5JnnzNqW/Bumv1zAHak0,/photo_2025-03-07_14-48-58.jpg" alt="[عکس: photo_2025-03-07_14-48-58.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ساختار و ساختمان بصری مجموعه «معاویه» شباهت زیادی به کلیپ‌های اینستاگرامی دارد ولی حتی به اندازه آن‌ها نیز نمی‌تواند جذاب به‌نظر برسد. درنهایت اینکه اثر موردنظر، کاری زمان‌پریشانه است که هیچ نسبتی با واقعیت برقرار نمی‌کند و با توجه به عدم شناخت نسبت به مقوله درام در تاریخ گم خواهد شد. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما در سمت دیگر، هم‌میهن قرار گرفته که حالا پرچمدار رسانه‌های اصلاح‌طلب است. محسن محمودی، نویسنده یادداشتِ هم‌میهن معتقد است که سناریوی این سریال، با نص صریح بسیاری از منابع تاریخی به‌ویژه منابع معتبر اهل‌سنت تطابق ندارد و تلاش شده که یک ری‌برندینگ اساسی درباره کاراکتر معاویه اتفاق بیفتد:</span><br />
در اینجا قرار نیست که معاویه در قامت «پسر ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>فیان و هند بن عتبه، پدر یزید» رسمی‌کننده حکومت موروثی، دشمن خلیفه برحق مسلمین، و بسیاری از صحابی رسول اکرم (ص) ظاهر شود، بلکه باید از او آشنایی‌زدایی صورت بگیرد و او به‌صورت سیاستمداری زیرک، عمل‌گرا، نکته‌سنج و فرصت‌شناس ظاهر ‌شود که از ابتدا به فکر تأسیس یک امپراتوری اسلامی و انتقال شکوه و جلال دربار ایران و روم به سلطنت اسلامی بود که سرانجام توانست این مهم را محقق کند.<br />
شگفت آن‌که سازندگان هیچ تلاشی برای پنهان کردن این مسئله نمی‌کنند تا جایی‌که از همان قسمت نخست که به کودکی معاویه اختصاص دارد، این پیشگویی و پیش‌بینی کاملاً عیان است. این سریال قرار است مابه‌ازای امروزی نیز داشته باشد، شاهزاده جوان سعودی که سودایی مشابه در سر دارد و به‌دنبال تحقق آن است.   <br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/wsbCGWpQa2JG/Bumv1zAHak0,/muawiya-trailer-screengrab-mbc.jpg" alt="[عکس: muawiya-trailer-screengrab-mbc.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
جزئیات سریال «معاویه» عملاً فاجعه است. آرایش و لباس زن‌ها عملاً متعلق به بیروت یا دوبی یا ریاض سال 2025 است. تیپ و استایل بازیگران مرد را نیز همین حالا می‌توانید در ترانه‌ها و شوهای عربی مشاهده کنید. معماری حجاز پیش از اسلام می‌تواند هرجای دیگری در جهان باشد و هیچ عنصر و المان مختص به جغرافیای فرهنگی زمان ظهور حضرت رسول (ص) در آنجا وجود ندارد.<br />
مردم کاری به ایدئولوژی معاویه ندارند<br />
به هر حال واقعیت سریال معاویه همان چیزی بود که در مقدمه متن اشاره کردیم و با مرور مطالب رسانه‌های داخلی (چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا) در می‌یابیم که شکل برخورد با قضیه در ایران به سمت سیاست‌زدگی رفته و گاها درگیر مذهب‌زدگی هم میشود. در واقع بنظر می‌رسد که برخی رسانه‌ها قضیه را بابزرگنمایی‌های معمول خود، خیلی پیچیده می‌کنند، البته که این هم احتمالا به خاطر گره خوردن منافع برخی با این پیچیدگی‌هاست.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/51jUcRFklHb2/Bumv1zAHak0,/Souhir_Ben_Amara_4.jpg" alt="[عکس: Souhir_Ben_Amara_4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
در واقع اگر به واقعیت عریان جامعه بنگریم، متوجه می‌شویم که در این روزها چیزی که برای مردم بیشتر از ایدئولوگ بودن سریال معاویه اهمیت داشته؛ تصاویر بازیگر تونسی این سریال بوده که به عنوان ترند شبکه‌های اجتماعی موج خبری خود را ایجاد کرده. از کاراکتر هند بنت عتبه (مادر معاویه) صحبت می‌کنیم که در فیلم مشهور محمد رسول‌الله با بازی ایرنه پاپاس برای ایرانی‌ها ماندگار شد و حالا تصاویرش به خاطر چهره‌ای متفاوت دائماً در حال دست به دست شدن است. اساسا این جلوه‌های بصری سریال بوده که جلوتر از هرچیزی در بین مخاطبان حرکت کرده و شاید اصلا نباید اینقدرها هم به برخی چیزها دامن زده می‌شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اکران آنلاین «فسیل» با یک رکورد جدید به پایان رسید!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%C2%AB%D9%81%D8%B3%DB%8C%D9%84%C2%BB-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF</link>
			<pubDate>Thu, 02 May 2024 13:40:50 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%C2%AB%D9%81%D8%B3%DB%8C%D9%84%C2%BB-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[فیلم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی «فسیل» که به‌عنوان پدیده اکران سال گذشته <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	اها توانست بخشی از رکوردهای تاریخ <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای ایران را جابه‌جا کند، حالا در اکران آنلاین هم رکورد تازه‌ای را به نام خود ثبت کرد و وارد بخش اشتراک نمایش خانگی شد. <br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/emQ0eeO6l6VE/Bumv1zAHak0,/photo_2024-05-02_16-02-57.jpg" alt="[عکس: photo_2024-05-02_16-02-57.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
«فسیل» به کارگردانی کریم امینی و تهیه‌کنندگی سیدابراهیم عامریان از روزهای پایانی اسفند سال گذشته اکران آنلاین خود را به‌صورت اختصاصی در فیلیمو آغاز کرد و تا به امروز با بیش از ۴۰ میلیون دقیقه بازدید، تبدیل به پربازدیدترین فیلم‌ عرضه شده در فرآیند اکران آنلاین در سال‌های اخیر شده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فیلم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی «فسیل» که به‌عنوان پدیده اکران سال گذشته <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	اها توانست بخشی از رکوردهای تاریخ <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای ایران را جابه‌جا کند، حالا در اکران آنلاین هم رکورد تازه‌ای را به نام خود ثبت کرد و وارد بخش اشتراک نمایش خانگی شد. <br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/emQ0eeO6l6VE/Bumv1zAHak0,/photo_2024-05-02_16-02-57.jpg" alt="[عکس: photo_2024-05-02_16-02-57.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
«فسیل» به کارگردانی کریم امینی و تهیه‌کنندگی سیدابراهیم عامریان از روزهای پایانی اسفند سال گذشته اکران آنلاین خود را به‌صورت اختصاصی در فیلیمو آغاز کرد و تا به امروز با بیش از ۴۰ میلیون دقیقه بازدید، تبدیل به پربازدیدترین فیلم‌ عرضه شده در فرآیند اکران آنلاین در سال‌های اخیر شده است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اگر به «شهرزاد» علاقه داشتی، این سریال‌ها را ببین!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%C2%AB%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%C2%BB-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86</link>
			<pubDate>Tue, 30 Apr 2024 13:17:25 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%C2%AB%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%C2%BB-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[دقت کرده‌اید که در زمان‌های قدیم همه چیز حس‌وحال و معنای دیگری داشت؟ عشق عمیق‌تر بود، دوری جان‌فرساتر! حالا چارچوب‌های اخلاقی که روزی هویت ما را شکل می‌دادند تبدیل به جوک شده‌اند و تکنولوژی بسیاری از سختی‌ها را برطرف کرده است.اما، ما به دنبال سریالی عمیق می‌گردیم! سریالی که همه چیز در آن معنادار است. برخی از سریال‌هایی که تم آن‌ها رترو است به بسیاری از احساسات عمق می‌بخشند. مثلا سریال شهرزاد که در آن مسائل بغرنج‌تر هستند و اگر چنین ماجرایی در زمان حال می‌گذشت راحت‌تر حل می‌شد. حالا راهنماتو در ادامه سریال‌های خارجی‌ای را معرفی خواهد کرد که همچون سریال شهرزاد تمی قدیمی و گاهی عاشقانه و رمانتیک دارند.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/778e8b86-ade8-46e4-982a-f49a916b2be7.jpg" alt="[عکس: 778e8b86-ade8-46e4-982a-f49a916b2be7.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
<br />
1. سریال بریجرتون BRIDGERTON<br />
سال انتشار: 2020<br />
تعداد قسمت‌ها: 16<br />
<br />
بازیگران: روپرت اوانس، روث گمل، جاناتان بیلی، لوک تامپسون، لوک نیوتن<br />
سریال بریجرتون BRIDGERTON سریالی بود که تبدیل به پربازدیدترین سریال نتفلیکس شده بود، اما سریال کره‌ای «بازی مرکب» آن را شکست داد. این سریال که با تم قدیمی و در دوران نیابت سلطنت می‌گذرد داستان 8 برادر و خواهر را نشان می‌دهد که در میان درگیری‌های سیاسی و در حالی که سخت تحت نظر رقبای خود هستند، به دنبال عشق می‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	د.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/a05debc9-31d4-4567-bce5-3a20f0b7ee3b.jpg" alt="[عکس: a05debc9-31d4-4567-bce5-3a20f0b7ee3b.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
2.سریال هاواردز اند HOWARDS END<br />
سال انتشار: 2017<br />
تعداد قسمت‌ها: 4<br />
بازیگران: هیلی اتول، متیو مک فادین، فیلیپا کالتارد<br />
سریال هاواردز اند HOWARDS END را بر اساس کتابی نوشته مورگان فورستر ساخته‌اند. این سریال اتفاقاتی که میان سه خانواده از سه طبقه متفاوت می‌افتد را نشان می‌دهد. یک خانواده باست‌های کارگر، یک خانواده شلگل‌های متوسط و دیگری ویلکاکس‌های مرفه هستند. حال مارگارت شلگل که از طبقه متوسط است و زنی به شدت آرمان‌گرا، با یکی از ویلکاکس‌ها به نام هنری آشنا می‌شود که تاجری ثروتمند است. از طرفی دیگر خانم ویلکاکس هم می‌خواهد ملک هاواردزر اند را پس از مرگش به او بدهد، اما همه چیز به همین سادگی‌ها نیست.<br />
<br />
<img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/1d9ca75c-07ad-4dca-9470-b2db963ebc5b.jpg" alt="[عکس: 1d9ca75c-07ad-4dca-9470-b2db963ebc5b.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
3. سریال بلگرویا Belgravia<br />
سال انتشار: 2020<br />
تعداد قسمت‌ها: 1 فصل 6 قسمت<br />
بازیگران: فیلیپ گلینستر، تمسین گریگ، هریت والتر، ساسکیا ریوز، پائول ریتر، آلیس ایو، الا پورنل<br />
پیش از هر چیز باید توجه کرد که بلگرویا نام یک منطقه اعیان نشین در لندن است. حال سریال بلگرویا Belgravia از رمانی با همین نام اثر جولین فلوز ساخته شده است. داستان این سریال خانواده‌هایی ثروتمند را نشان می‌دهد که غرق در لذت دنیا زندگی می‌کنند، اما کمی بعد پشت پرده زندگی آن‌ها به تصویر کشیده می‌شود، اینکه این همه ثروت از چه راهی کسب شده است! این سریال پر است از تهدیدها، صلح‌ها، دست به یکی کردن‌ها و عشق‌هایی که گاهی عمیق و گاهی دیگر سطحی هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/fa0ab6b7-5d82-432c-85c8-73b3012194bc.jpg" alt="[عکس: fa0ab6b7-5d82-432c-85c8-73b3012194bc.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
4. سریال سندیتون Sanditon<br />
سال انتشار: 2019<br />
تعداد قسمت‌ها: 3 فصل<br />
بازیگران: کریستال کلارک، شارلوت اسپنسر، کیت اشفیلد، مارک استنلی، جک فاکس، تئو جیمز، کریس مارشال، آن رید، رز ویلیامز.<br />
جین آستین بدون شک یکی از بهترین نویسندگان زنِ کلاسیک است که کتابی به نام سندیتون را ناتمام گذاشت. اما، اندرو دیوس آن را ادامه داد و یک سریال جذاب به نام سریال سندیتون Sanditon از آن بیرون آمد. این سریال داستان زندگی زنی به نام شارلوت هیوود را به تصویر می‌کشد. او زنی ساده، اما به شدت سخت‌کوش است و تصمیم می‌گیرد از جایی که در آن زندگی می‌کند به یک دهکده ماهیگیری برود. این سریال پر است از لحظات عاشقانه در دل زمستان، ابراز محبت، تنش، خطر و جواب منفی شنیدن‌ها.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/462c86e2-2d78-437b-bb3f-0a11b8026f1e.jpg" alt="[عکس: 462c86e2-2d78-437b-bb3f-0a11b8026f1e.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
5. سریال خانم اسکارلت و دوک MISS SCARLET AND THE DUKE<br />
سال انتشار: 2020<br />
تعداد قسمت‌ها: 18<br />
بازیگران: کیت فیلیپس، استوارت مارتین، دنی میدوینتر، آنسو کابینا، اندرو گوور<br />
سریال خانم اسکارلت و دوک MISS SCARLET AND THE DUKE یک سریال است که در دوره ویکتوریا می‌گذرد. این سریال نشان می‌دهد که یک جامعه مردسالار تا چه حدی می‌تواند بر زندگی یک زن تاثیر منفی بگذارد. خانم اسکارلت پس از فوت پدرش بی‌پناه می‌شود. او برای بیرون آمدن از این شرایط مجبور به ازدواج است و هیچ راه دیگری ندارد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دقت کرده‌اید که در زمان‌های قدیم همه چیز حس‌وحال و معنای دیگری داشت؟ عشق عمیق‌تر بود، دوری جان‌فرساتر! حالا چارچوب‌های اخلاقی که روزی هویت ما را شکل می‌دادند تبدیل به جوک شده‌اند و تکنولوژی بسیاری از سختی‌ها را برطرف کرده است.اما، ما به دنبال سریالی عمیق می‌گردیم! سریالی که همه چیز در آن معنادار است. برخی از سریال‌هایی که تم آن‌ها رترو است به بسیاری از احساسات عمق می‌بخشند. مثلا سریال شهرزاد که در آن مسائل بغرنج‌تر هستند و اگر چنین ماجرایی در زمان حال می‌گذشت راحت‌تر حل می‌شد. حالا راهنماتو در ادامه سریال‌های خارجی‌ای را معرفی خواهد کرد که همچون سریال شهرزاد تمی قدیمی و گاهی عاشقانه و رمانتیک دارند.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/778e8b86-ade8-46e4-982a-f49a916b2be7.jpg" alt="[عکس: 778e8b86-ade8-46e4-982a-f49a916b2be7.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
<br />
1. سریال بریجرتون BRIDGERTON<br />
سال انتشار: 2020<br />
تعداد قسمت‌ها: 16<br />
<br />
بازیگران: روپرت اوانس، روث گمل، جاناتان بیلی، لوک تامپسون، لوک نیوتن<br />
سریال بریجرتون BRIDGERTON سریالی بود که تبدیل به پربازدیدترین سریال نتفلیکس شده بود، اما سریال کره‌ای «بازی مرکب» آن را شکست داد. این سریال که با تم قدیمی و در دوران نیابت سلطنت می‌گذرد داستان 8 برادر و خواهر را نشان می‌دهد که در میان درگیری‌های سیاسی و در حالی که سخت تحت نظر رقبای خود هستند، به دنبال عشق می‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	د.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/a05debc9-31d4-4567-bce5-3a20f0b7ee3b.jpg" alt="[عکس: a05debc9-31d4-4567-bce5-3a20f0b7ee3b.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
2.سریال هاواردز اند HOWARDS END<br />
سال انتشار: 2017<br />
تعداد قسمت‌ها: 4<br />
بازیگران: هیلی اتول، متیو مک فادین، فیلیپا کالتارد<br />
سریال هاواردز اند HOWARDS END را بر اساس کتابی نوشته مورگان فورستر ساخته‌اند. این سریال اتفاقاتی که میان سه خانواده از سه طبقه متفاوت می‌افتد را نشان می‌دهد. یک خانواده باست‌های کارگر، یک خانواده شلگل‌های متوسط و دیگری ویلکاکس‌های مرفه هستند. حال مارگارت شلگل که از طبقه متوسط است و زنی به شدت آرمان‌گرا، با یکی از ویلکاکس‌ها به نام هنری آشنا می‌شود که تاجری ثروتمند است. از طرفی دیگر خانم ویلکاکس هم می‌خواهد ملک هاواردزر اند را پس از مرگش به او بدهد، اما همه چیز به همین سادگی‌ها نیست.<br />
<br />
<img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/1d9ca75c-07ad-4dca-9470-b2db963ebc5b.jpg" alt="[عکس: 1d9ca75c-07ad-4dca-9470-b2db963ebc5b.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
3. سریال بلگرویا Belgravia<br />
سال انتشار: 2020<br />
تعداد قسمت‌ها: 1 فصل 6 قسمت<br />
بازیگران: فیلیپ گلینستر، تمسین گریگ، هریت والتر، ساسکیا ریوز، پائول ریتر، آلیس ایو، الا پورنل<br />
پیش از هر چیز باید توجه کرد که بلگرویا نام یک منطقه اعیان نشین در لندن است. حال سریال بلگرویا Belgravia از رمانی با همین نام اثر جولین فلوز ساخته شده است. داستان این سریال خانواده‌هایی ثروتمند را نشان می‌دهد که غرق در لذت دنیا زندگی می‌کنند، اما کمی بعد پشت پرده زندگی آن‌ها به تصویر کشیده می‌شود، اینکه این همه ثروت از چه راهی کسب شده است! این سریال پر است از تهدیدها، صلح‌ها، دست به یکی کردن‌ها و عشق‌هایی که گاهی عمیق و گاهی دیگر سطحی هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/fa0ab6b7-5d82-432c-85c8-73b3012194bc.jpg" alt="[عکس: fa0ab6b7-5d82-432c-85c8-73b3012194bc.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
4. سریال سندیتون Sanditon<br />
سال انتشار: 2019<br />
تعداد قسمت‌ها: 3 فصل<br />
بازیگران: کریستال کلارک، شارلوت اسپنسر، کیت اشفیلد، مارک استنلی، جک فاکس، تئو جیمز، کریس مارشال، آن رید، رز ویلیامز.<br />
جین آستین بدون شک یکی از بهترین نویسندگان زنِ کلاسیک است که کتابی به نام سندیتون را ناتمام گذاشت. اما، اندرو دیوس آن را ادامه داد و یک سریال جذاب به نام سریال سندیتون Sanditon از آن بیرون آمد. این سریال داستان زندگی زنی به نام شارلوت هیوود را به تصویر می‌کشد. او زنی ساده، اما به شدت سخت‌کوش است و تصمیم می‌گیرد از جایی که در آن زندگی می‌کند به یک دهکده ماهیگیری برود. این سریال پر است از لحظات عاشقانه در دل زمستان، ابراز محبت، تنش، خطر و جواب منفی شنیدن‌ها.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/4/462c86e2-2d78-437b-bb3f-0a11b8026f1e.jpg" alt="[عکس: 462c86e2-2d78-437b-bb3f-0a11b8026f1e.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
5. سریال خانم اسکارلت و دوک MISS SCARLET AND THE DUKE<br />
سال انتشار: 2020<br />
تعداد قسمت‌ها: 18<br />
بازیگران: کیت فیلیپس، استوارت مارتین، دنی میدوینتر، آنسو کابینا، اندرو گوور<br />
سریال خانم اسکارلت و دوک MISS SCARLET AND THE DUKE یک سریال است که در دوره ویکتوریا می‌گذرد. این سریال نشان می‌دهد که یک جامعه مردسالار تا چه حدی می‌تواند بر زندگی یک زن تاثیر منفی بگذارد. خانم اسکارلت پس از فوت پدرش بی‌پناه می‌شود. او برای بیرون آمدن از این شرایط مجبور به ازدواج است و هیچ راه دیگری ندارد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ماجرای سریالی که پخش آن در ایران ممنوع شد]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B4%D8%AF</link>
			<pubDate>Tue, 30 Apr 2024 13:13:23 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B4%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[سریال حشاشین این روزها خیلی دیده شده، سریالی که به زندگی حسن صباح می‌پردازد و دستپخت مصری‌هاست. طی روزهای اخیر اخباری بر ممنوعیت این سریال پخش شد که ظاهرا در کمال تعجب واقعی‌ست. حتی برخی پلتفرم‌ها این سریال را بر حسب دستور حذف کرده‌اند.<div style="text-align: center;" class="mycode_align">
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/I1HyXMjdEWNd/Bumv1zAHak0,/63008583.jpg" alt="[عکس: 63008583.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
جالب اینجاست که همین حالا اگر بخواهید این سریال را تماشا کنید، کلی مسیر است که به راحتی این سریال را در اختیار شما قرار دهد، بدون سانسور و با بالاترین کیفیت! حالا در زمانه فراوانی رسانه‌ها مشخص نیست که تصمیم‌گیرندگان دقیقا چه چیزی را سانسور یا در این مورد، حذف می‌کنند؟ بهتر نیست به جای این قبیل اقدامات سلبی، سراغ ساخت آثاری برویم که استعداد و بضاعتش را هم داریم، ما هم روایت خودمان را ارائه بدهیم، جهان خودش قضاوت خواهد کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این ممنوعیت با واکنش‌های گسترده‌‍ای در فضای مجازی مواجه شده است.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آذری جهرمی، وزیر سابق ارتباطات در این باره نوشت:</span> دیشب آخرین قسمت سریال «حشاشین» رو دیدم. روایتی از یک رویداد تاریخی با عینک سازندگان، در هر حال ممکنه در بیان این روایت نقصها یا تحریفاتی هم باشه، اما تصویر کلان تاریخی ساخته شده از عصر سلجوقیان، قابل توجه بود. مطلبی که توجهم را جلب کرد این بود که بنیاد آقا خان مستقر در انگلیس -که  ادامه سلسله اسماعیلیه هستند- با آن همه امکانات و ثروت و مکنت، عکس العملی شبیه «ساترا» نداشت. کاش حداقل توضیح دهند دلیل اعلام ممنوعیت انتشار این سریال در سکوهای ایرانی چیست و همچنین تبیین کنند که انحرافات چیست تا کسانی که به طرقی دیگر این سریال را دیده اند، توجیه شوند. از قدیم گفته اند وقتی زور هست، عقل چرا؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کاربری توئیتری به نام «دلگرم» در این باره نوشت:</span> مشکل سریال حشاشین چه بود که توقیف شد؟!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لیلا نظری (یک کاربر توئیتر) هم از ممنوعیت پخش این سریال انتقاد کرد:</span> ما بچه بودیم کتاب حسن صباح خداوند الموت رو خوندیم هیچ اتفاق ویژه وامصیبتهایی هم نیفتاد. حالا اگر درصدی هم تمایل به دیدن سریال حشاشین نبود با ممنوع‌ کردن نمایشش در ایران اون یک درصد را هم به سمت دیدنش سوق دادند. کسی که به تحریف تاریخ حساس باشد با مطالعه منابع به قضاوت خواهد نشست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انسیه برخلاف نظر توقیف کنندگان سریال نوشت:</span> تا پایان قسمت 7 بر اساس کتب تاریخی هیچ لغزشی در فیلم وجود نداشت. <br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><a href="https://mcdn.bartarinha.ir/d/18f2ea1ac8a_68cff4/%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%B4%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-2024-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%881-360p-online-video-cutter.mp4" target="_blank" class="mycode_url"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/RQMN1LkfU9RT/Bumv1zAHak0,/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88.png" alt="[عکس: %D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9...%D9%88.png]" class="mycode_img" /></a>‌</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سریال حشاشین این روزها خیلی دیده شده، سریالی که به زندگی حسن صباح می‌پردازد و دستپخت مصری‌هاست. طی روزهای اخیر اخباری بر ممنوعیت این سریال پخش شد که ظاهرا در کمال تعجب واقعی‌ست. حتی برخی پلتفرم‌ها این سریال را بر حسب دستور حذف کرده‌اند.<div style="text-align: center;" class="mycode_align">
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/I1HyXMjdEWNd/Bumv1zAHak0,/63008583.jpg" alt="[عکس: 63008583.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
جالب اینجاست که همین حالا اگر بخواهید این سریال را تماشا کنید، کلی مسیر است که به راحتی این سریال را در اختیار شما قرار دهد، بدون سانسور و با بالاترین کیفیت! حالا در زمانه فراوانی رسانه‌ها مشخص نیست که تصمیم‌گیرندگان دقیقا چه چیزی را سانسور یا در این مورد، حذف می‌کنند؟ بهتر نیست به جای این قبیل اقدامات سلبی، سراغ ساخت آثاری برویم که استعداد و بضاعتش را هم داریم، ما هم روایت خودمان را ارائه بدهیم، جهان خودش قضاوت خواهد کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این ممنوعیت با واکنش‌های گسترده‌‍ای در فضای مجازی مواجه شده است.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آذری جهرمی، وزیر سابق ارتباطات در این باره نوشت:</span> دیشب آخرین قسمت سریال «حشاشین» رو دیدم. روایتی از یک رویداد تاریخی با عینک سازندگان، در هر حال ممکنه در بیان این روایت نقصها یا تحریفاتی هم باشه، اما تصویر کلان تاریخی ساخته شده از عصر سلجوقیان، قابل توجه بود. مطلبی که توجهم را جلب کرد این بود که بنیاد آقا خان مستقر در انگلیس -که  ادامه سلسله اسماعیلیه هستند- با آن همه امکانات و ثروت و مکنت، عکس العملی شبیه «ساترا» نداشت. کاش حداقل توضیح دهند دلیل اعلام ممنوعیت انتشار این سریال در سکوهای ایرانی چیست و همچنین تبیین کنند که انحرافات چیست تا کسانی که به طرقی دیگر این سریال را دیده اند، توجیه شوند. از قدیم گفته اند وقتی زور هست، عقل چرا؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کاربری توئیتری به نام «دلگرم» در این باره نوشت:</span> مشکل سریال حشاشین چه بود که توقیف شد؟!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لیلا نظری (یک کاربر توئیتر) هم از ممنوعیت پخش این سریال انتقاد کرد:</span> ما بچه بودیم کتاب حسن صباح خداوند الموت رو خوندیم هیچ اتفاق ویژه وامصیبتهایی هم نیفتاد. حالا اگر درصدی هم تمایل به دیدن سریال حشاشین نبود با ممنوع‌ کردن نمایشش در ایران اون یک درصد را هم به سمت دیدنش سوق دادند. کسی که به تحریف تاریخ حساس باشد با مطالعه منابع به قضاوت خواهد نشست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انسیه برخلاف نظر توقیف کنندگان سریال نوشت:</span> تا پایان قسمت 7 بر اساس کتب تاریخی هیچ لغزشی در فیلم وجود نداشت. <br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><a href="https://mcdn.bartarinha.ir/d/18f2ea1ac8a_68cff4/%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%B4%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-2024-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%881-360p-online-video-cutter.mp4" target="_blank" class="mycode_url"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/RQMN1LkfU9RT/Bumv1zAHak0,/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88.png" alt="[عکس: %D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9...%D9%88.png]" class="mycode_img" /></a>‌</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آقای آقاخانی، این شب‌ها ساعت ۱۰ نگران آبروی شماییم!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DB%B1%DB%B0-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%85</link>
			<pubDate>Wed, 10 Apr 2024 16:09:12 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DB%B1%DB%B0-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%85</guid>
			<description><![CDATA[تاکنون چندین فصل از این سریال پخش شده است و هر فصل، حرفی تازه برای گفتن داشته و موفق شده جمع زیادی از مخاطبان را با خود همراه کند. در این مطلب به نقد و بررسی فصل پنجم این سریال پرداخته‌ایم. سریال نون خ، درباره شخصی به نام نورالدین خانزاده است که طی داستان، دچار اتفاقات و حواشی مختلف شده و بر همین اساس هر بار داستان جدید یا به‌عبارتی فصل جدیدی از سریال خلق خواهد شد.<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/eAKEUAAjyZ1V/Bumv1zAHak0,/6.png" alt="[عکس: 6.png]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نگاهی به فصل پنجم سریال نون خ</span><br />
<br />
در این فصل نورالدین از روستای خود دل کنده و این بار به کرمان و چابهار سفر می‌کند. به همین دلیل گروه سازنده و عوامل از مسیر کرمان، سیستان و بلوچستان به شهرهای چابهار و دیگر شهرهای آن منطقه سفر کرده‌اند و قصه سریال همراه با کردها به چند قومیت دیگر نیز می‌پردازد. در فصل‌های گذشته شاهد بودیم که این سریال با شوخی و طنز به تورم، گرانی‌ها، حاشیه‌های فوتبال، اختلاس، روابط بین‌الملل و … پرداخته است و قرار است که در این فصل، یک قصه شیرین، از سه منطقه ایران را روایت کند و همین اتفاق باعث می‌شود تا داستان این فصل از سریال، نسبت به فصل‌های گذشته، برای مخاطبان شیرین‌تر باشد.فصل پنجم سریال «نون.خ» از چهارشنبه 15 فروردین روی آنتن رفته. همانطور که پیش‌تر هم اعلام شده بود، بخش مهمی از ماجراهای این فصل در جاده روایت می‌شود. در دو قسمت ابتدایی، بخشی از بازیگران سریال را می‌ببینیم که با یک مینی‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> درحال رفتن به سمت کرمان هستند تا در یک نمایشگاه صنایع‌دستی شرکت کنند. در این بین ماجراهایی باعث می‌شود که آنها مدام در جاده توقف داشته باشند و با یکدیگر درگیر شوند. پیش‌تر سعید آقاخانی اعلام کرده بود که «نون.خ5» لوکیشن ثابتی ندارد و همه چیز داخل مینی‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>ی می‌گذرد که از کردستان به سمت جنوب حرکت می‌کند و بخش مهمی از آن در کوهستان پیش می‌رود. به بهانه شروع فصل پنج، نگاهی داریم به دو قسمت ابتدایی آن.<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ymMHkRaDjgIM/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</div> «نون خ» از فصل یک به عنوان سریالی پربازیگر شناخته می‌شود. درست است که بخش مهمی از ماجراها در ارتباط با چند شخصیت اصلی پیش می‌رود اما تعداد همین شخصیت‌های اصلی هم کم نیست. در قسمت اول و دوم سریال، جای بعضی شخصیت‌ها خالی است و هنوز نمی‌دانیم آیا در ادامه قرار است به داستان اضافه شوند یا به طور کلی حضور ندارند. درحال حاضر بازی سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، سیروس میمنت، پاشا جمالی، صهبا شرافتی، کاظم نوربخش و … شروع شده است. البته بخش مهمی از ماجراهای دو قسمت اول پیرامون شخصیت‌های خلیل و سلمان و خود نورالدین پیش می‌رود و سایرین هنوز حضور چشم‌گیری ندارند. محور اصلی حرکت خاندان نورالدین به سمت کرمان، شرکت آنها در یک نمایشگاه صنایع‌دستی است. به این بهانه سوار مینی‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>ی که روناک راننده آن است شده‌اند و می‌خواهند هرچه زودتر برسند اما در این بین تلاش خلیل و مهیار برای فروختن یک شاهین هم به ماجرای اصلی گره می‌خورد. آنها به این بهانه مدام می‌ایستند و سر از مسجد و محیط‌بانی و خانه دامپزشک و … درمی‌‌آورند و عمده دعواها و اختلافات‌شان هم به حضور همین شاهین برمی‌گردد. یکی از نکات جذاب در داستان فصل پنجم، ازدواج دختر نورالدین با سلمان است. آنها هم در این بین راهی ماه عسل شده‌اند اما مدام دعوا دارند و اختلاف‌های میان آنها هم موقعیت‌های جالبی را ساخته است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پای <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 های محلی ایرانی به «نون خ» باز شد!</span><br />
<br />
<a href="https://uupload.ir/view/download_t03h.mp4/" target="_blank" class="mycode_url">https://uupload.ir/view/download_t03h.mp4/</a><br />
<br />
<br />
 تجربه نشان داده کار کردن در لوکیشن‌های متغیر بخصوص در جاده و کوه و … کار سختی است. بخصوص اینکه همه مدام پیاده می‌شوند و سر از جاهای مختلف درمی‌آورند. به همین دلیل هم کاملا مشخص است آقانی برای ساخت این فصل بیشتر از فصل‌های قبل به سختی افتاده است. در دو قسمت ابتدایی با موقعیت‌های جالبی روبه‌رو می‌شویم اما هنوز زود است بتوانیم درباره کلیت کار صحبت کنیم.<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/GT1tiFadKeGG/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">صفحه فرهنگی «تی وی بان» نقد این سریال در اینستاگرام خود نوشته است:  </span><br />
<br />
مهم‌ترین تفاوت فصل پنجم «نون‎خ»، روایت داستان در فضاهای خارج از کرمانشاه است. پیش‌تر بخش‌هایی از قصه در تهران گذشته بود اما تمرکز اصلی، جغرافیای کرمانشاه بود. داستان سری جدید سریال، با سفر نورالدین‌ خانزاده و دوستان برای شرکت در نمایشگاه صنایع دستی در کرمان شروع شد. به این ترتیب «نون‌خ ۵» یک اثر جاده‌ای محسوب می‌شود. در طول مسیر، اتفاقات ریز و درشتی رخ داد که برخی، مثل ماجرای رفتن پیش دامپزشک یا پرواز شاهین در مسجد جذاب بود و برخی نه. گل‌درشت‌ترین اتفاق، ازدواج شیرین و سلمان است؛ پسر ساده و خوش قلب روستا، آداب همسرداری نمی‌داند و دختر عزیز دردانه نورالدین دلخور و غمناک است. پایه و اساس این شوخی، جذاب است اما جنس کمدی و اغراق آن، نتیجه معکوس داده.بله، یک طرف ماجرا مردی ایستاده که انتظار رفتار صحیح از او نابجا است! نویسنده اما مثلا می‌توانست سلمان را بعد از ازدواج متحول کند و نوع رفتارهای شوخ او را تغییر دهد. این کاراکتر جزو برگ برنده‌های «نون‌خ» بود اما حالا رسما روی روان مخاطب راه می‌رود.<br />
ایده سفر ارزشمند است؛ چون می‌تواند سریال را متنوع کند. لطمه اما از ناحیه فیلمنامه وارد آمده که فاقد قصه پرکشش به همراه موقعیت‌های متعدد و بکر کمدی است.این ضعف حتی روی شخصیت‌های سریال هم اثر منفی گذاشته. موتور نورالدین به عنوان یکی از امتیازات سریال هنوز روشن نشده و کنش و واکنش‌های او به ندرت می‌تواند خنده بر لب بیاورد. یا در مثالی دیگر می‌توان از زیاده‌روی شوخی وحید با عمو کاووس گفت که فاقد قدرت برای خنداندن است. «نون‌خ» در فصل پیش، افتی محسوس داشت. از همین رو انتظار می‌رفت فصل پنجم جبران مافات کند. امیدواریم در ادامه چنین شود. فعلا تنها امتیاز سریال، کارگردانی خوب سعید آقاخانی است که توانسته از پس یک اثر جاده‌ای برآید. شما چه نظری درباره «نون‌خ ۵» دارید؟مهم‌ترین تفاوت فصل پنجم «نون‎خ»، روایت داستان در فضاهای خارج از کرمانشاه است. پیش‌تر بخش‌هایی از قصه در تهران گذشته بود اما تمرکز اصلی، جغرافیای کرمانشاه بود.<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ZfhnZrPhpvMX/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</div>داستان سری جدید سریال، با سفر نورالدین‌ خانزاده و دوستان برای شرکت در نمایشگاه صنایع دستی در کرمان شروع شد. به این ترتیب «نون‌خ ۵» یک اثر جاده‌ای محسوب می‌شود. در طول مسیر، اتفاقات ریز و درشتی رخ داد که برخی، مثل ماجرای رفتن پیش دامپزشک یا پرواز شاهین در مسجد جذاب بود و برخی نه. گل‌درشت‌ترین اتفاق، ازدواج شیرین و سلمان است؛ پسر ساده و خوش قلب روستا، آداب همسرداری نمی‌داند و دختر عزیز دردانه نورالدین دلخور و غمناک است. پایه و اساس این شوخی، جذاب است اما جنس کمدی و اغراق آن، نتیجه معکوس داده. بله، یک طرف ماجرا مردی ایستاده که انتظار رفتار صحیح از او نابجا است! نویسنده اما مثلا می‌توانست سلمان را بعد از ازدواج متحول کند و نوع رفتارهای شوخ او را تغییر دهد. این کاراکتر جزو برگ برنده‌های «نون‌خ» بود اما حالا رسما روی روان مخاطب راه می‌رود.ایده سفر ارزشمند است؛ چون می‌تواند سریال را متنوع کند. لطمه اما از ناحیه فیلمنامه وارد آمده که فاقد قصه پرکشش به همراه موقعیت‌های متعدد و بکر کمدی است.<br />
این ضعف حتی روی شخصیت‌های سریال هم اثر منفی گذاشته. موتور نورالدین به عنوان یکی از امتیازات سریال هنوز روشن نشده و کنش و واکنش‌های او به ندرت می‌تواند خنده بر لب بیاورد. یا در مثالی دیگر می‌توان از زیاده‌روی شوخی وحید با عمو کاووس گفت که فاقد قدرت برای خنداندن است.«نون‌خ» در فصل پیش، افتی محسوس داشت. از همین رو انتظار می‌رفت فصل پنجم جبران مافات کند. امیدواریم در ادامه چنین شود. فعلا تنها امتیاز سریال، کارگردانی خوب سعید آقاخانی است که توانسته از پس یک اثر جاده‌ای برآید. شما چه نظری درباره «نون‌خ ۵» دارید؟<br />
<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/dmiIk3Fn7aHh/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چند نمونه از واکنش برخی کاربران به پخش فصل جدید «نون.خ» را برایتان آورده‌ایم که می‌خوانید:</span><br />
<br />
کاربری به نام بهنام نوشت: آقای سعید آقاخانی، درد و بلات همزمان بخوره تو سر سلبریدی‌‌های دوزاری. تو نماد یک کُرد وطن‌پرست هستی و منِ تُرک‌زبان به داشتن هم‌وطنی مثل تو افتخار می‌کنم. نون خ را ببینید و از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 دسته‌جمعی زیبای اقوام ایرانی لذت ببرید.<br />
محمدرضا دیگر کاربر توئیتر هم با گلایه گفت: قصه سریال نون خ در فصل جدید خود به ظاهر در کرمان اتفاق افتاده، اما غیر از لهجه برخی بازیگران هیچ اِلمانی از کرمان در تصاویری که تاکنون پخش شده وجود ندارد. در تیتراژ پایانی هم هیچ نامی از کرمان نیست. چرا باید سریالی که در جای دیگری ضبط شده به نام کرمان به مخاطب عرضه شود؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Ir2zjqArqnki/Bumv1zAHak0,/photo_2024-04-08_13-35-33.jpg" alt="[عکس: photo_2024-04-08_13-35-33.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
مهشید هم با انتشار تصویری در توئیتر خود نظر داد: قسمتی از فصل جدید سریال نون.خ که این شب‌ها از شبکه یک سیما در حال پخش است در مسجد فیلمبرداری شده و در این بین شاهد حضور یک روحانی با عبای آستین کوتاه و خاص هستیم. ازطرف دیگر جالب است که صداوسیما واجدِ ردیف بودجه، برای تولیداتش از بودجه دولت هم خرج می‌کند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/SjtVvnjKKNnH/Bumv1zAHak0,/19.jpg" alt="[عکس: 19.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
نرگس هم با طعنه به پخش سری جدید نون خ نوشت: نکات سریال نون خ: والیبال بازی کردن(شیرین)با نامحرم در مقابل چشمان شوهرش. تشویق افراد متاهل به اینکه به نحوی همسر خودشان را با نقشه ای به سفر نیاورند ومجردی به سفر بروند! تلاش بازیگر نقش مرد برای اینکه خودش با یک دختر نامحرم (صاحب شاهین) در ماشین باشند و به مسافرت بروند!<br />
<br />
اکانت توئیتری «سریال بین خوب» هم گفت: واقعا سریال نون خ قشنگه؟ حتی یک قسمتشم ندیدم تا حالا. مسخره و بی محتوا و یخ!<br />
امیرحسین در تمجید از سعید آقاخانی نظر داده است: از سعید آقاخانی سپاسگزارم که داستان سریال «نون خ»رو به سمت کرمان و سیستان و بلوچستان کشونده و باعث شده این مناطقی که کمتر بهشون پرداخته شده نیز دیده بشن.<br />
حساب کاربری «خانم متین» هم می‌گوید: از شخصیت وحید تو سریال نون خ شدیداً متنفرم ، واقعا برای صدا و سیمای میلی و سعید آقاخانی متاسفم که شوخی های بی مزه یک جوان بی ادب با یه پیرمرد مثلاً خنده دار دونستن! واقعاً زشته زشت.<br />
مشکات هم گفته است: ثانیه به ثانیه‌ی سریال نون خ رو من دارم حرص میخورم که چرا شیرین، زن اون مردک سلمان لج‌درار و رومخ شده؟!<br />
این مطلب را با نظر احسان به پایان می‌بریم که نوشته است: تو سریال نون خ سکانس رستوران و تغییر غذا بعد فهمیدن دنگی بودن یاد رفیقم افتادم که تو رستوران یه سیخ بال سفارش داد،وقتی فهمید تولده و مهمان یکی دیگه هستیم شیشلیک سفارش داد!! چقدر زود ۱۴سال گذشت رفیق!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تاکنون چندین فصل از این سریال پخش شده است و هر فصل، حرفی تازه برای گفتن داشته و موفق شده جمع زیادی از مخاطبان را با خود همراه کند. در این مطلب به نقد و بررسی فصل پنجم این سریال پرداخته‌ایم. سریال نون خ، درباره شخصی به نام نورالدین خانزاده است که طی داستان، دچار اتفاقات و حواشی مختلف شده و بر همین اساس هر بار داستان جدید یا به‌عبارتی فصل جدیدی از سریال خلق خواهد شد.<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/eAKEUAAjyZ1V/Bumv1zAHak0,/6.png" alt="[عکس: 6.png]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نگاهی به فصل پنجم سریال نون خ</span><br />
<br />
در این فصل نورالدین از روستای خود دل کنده و این بار به کرمان و چابهار سفر می‌کند. به همین دلیل گروه سازنده و عوامل از مسیر کرمان، سیستان و بلوچستان به شهرهای چابهار و دیگر شهرهای آن منطقه سفر کرده‌اند و قصه سریال همراه با کردها به چند قومیت دیگر نیز می‌پردازد. در فصل‌های گذشته شاهد بودیم که این سریال با شوخی و طنز به تورم، گرانی‌ها، حاشیه‌های فوتبال، اختلاس، روابط بین‌الملل و … پرداخته است و قرار است که در این فصل، یک قصه شیرین، از سه منطقه ایران را روایت کند و همین اتفاق باعث می‌شود تا داستان این فصل از سریال، نسبت به فصل‌های گذشته، برای مخاطبان شیرین‌تر باشد.فصل پنجم سریال «نون.خ» از چهارشنبه 15 فروردین روی آنتن رفته. همانطور که پیش‌تر هم اعلام شده بود، بخش مهمی از ماجراهای این فصل در جاده روایت می‌شود. در دو قسمت ابتدایی، بخشی از بازیگران سریال را می‌ببینیم که با یک مینی‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> درحال رفتن به سمت کرمان هستند تا در یک نمایشگاه صنایع‌دستی شرکت کنند. در این بین ماجراهایی باعث می‌شود که آنها مدام در جاده توقف داشته باشند و با یکدیگر درگیر شوند. پیش‌تر سعید آقاخانی اعلام کرده بود که «نون.خ5» لوکیشن ثابتی ندارد و همه چیز داخل مینی‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>ی می‌گذرد که از کردستان به سمت جنوب حرکت می‌کند و بخش مهمی از آن در کوهستان پیش می‌رود. به بهانه شروع فصل پنج، نگاهی داریم به دو قسمت ابتدایی آن.<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ymMHkRaDjgIM/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</div> «نون خ» از فصل یک به عنوان سریالی پربازیگر شناخته می‌شود. درست است که بخش مهمی از ماجراها در ارتباط با چند شخصیت اصلی پیش می‌رود اما تعداد همین شخصیت‌های اصلی هم کم نیست. در قسمت اول و دوم سریال، جای بعضی شخصیت‌ها خالی است و هنوز نمی‌دانیم آیا در ادامه قرار است به داستان اضافه شوند یا به طور کلی حضور ندارند. درحال حاضر بازی سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، سیروس میمنت، پاشا جمالی، صهبا شرافتی، کاظم نوربخش و … شروع شده است. البته بخش مهمی از ماجراهای دو قسمت اول پیرامون شخصیت‌های خلیل و سلمان و خود نورالدین پیش می‌رود و سایرین هنوز حضور چشم‌گیری ندارند. محور اصلی حرکت خاندان نورالدین به سمت کرمان، شرکت آنها در یک نمایشگاه صنایع‌دستی است. به این بهانه سوار مینی‌<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>ی که روناک راننده آن است شده‌اند و می‌خواهند هرچه زودتر برسند اما در این بین تلاش خلیل و مهیار برای فروختن یک شاهین هم به ماجرای اصلی گره می‌خورد. آنها به این بهانه مدام می‌ایستند و سر از مسجد و محیط‌بانی و خانه دامپزشک و … درمی‌‌آورند و عمده دعواها و اختلافات‌شان هم به حضور همین شاهین برمی‌گردد. یکی از نکات جذاب در داستان فصل پنجم، ازدواج دختر نورالدین با سلمان است. آنها هم در این بین راهی ماه عسل شده‌اند اما مدام دعوا دارند و اختلاف‌های میان آنها هم موقعیت‌های جالبی را ساخته است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پای <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 های محلی ایرانی به «نون خ» باز شد!</span><br />
<br />
<a href="https://uupload.ir/view/download_t03h.mp4/" target="_blank" class="mycode_url">https://uupload.ir/view/download_t03h.mp4/</a><br />
<br />
<br />
 تجربه نشان داده کار کردن در لوکیشن‌های متغیر بخصوص در جاده و کوه و … کار سختی است. بخصوص اینکه همه مدام پیاده می‌شوند و سر از جاهای مختلف درمی‌آورند. به همین دلیل هم کاملا مشخص است آقانی برای ساخت این فصل بیشتر از فصل‌های قبل به سختی افتاده است. در دو قسمت ابتدایی با موقعیت‌های جالبی روبه‌رو می‌شویم اما هنوز زود است بتوانیم درباره کلیت کار صحبت کنیم.<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/GT1tiFadKeGG/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">صفحه فرهنگی «تی وی بان» نقد این سریال در اینستاگرام خود نوشته است:  </span><br />
<br />
مهم‌ترین تفاوت فصل پنجم «نون‎خ»، روایت داستان در فضاهای خارج از کرمانشاه است. پیش‌تر بخش‌هایی از قصه در تهران گذشته بود اما تمرکز اصلی، جغرافیای کرمانشاه بود. داستان سری جدید سریال، با سفر نورالدین‌ خانزاده و دوستان برای شرکت در نمایشگاه صنایع دستی در کرمان شروع شد. به این ترتیب «نون‌خ ۵» یک اثر جاده‌ای محسوب می‌شود. در طول مسیر، اتفاقات ریز و درشتی رخ داد که برخی، مثل ماجرای رفتن پیش دامپزشک یا پرواز شاهین در مسجد جذاب بود و برخی نه. گل‌درشت‌ترین اتفاق، ازدواج شیرین و سلمان است؛ پسر ساده و خوش قلب روستا، آداب همسرداری نمی‌داند و دختر عزیز دردانه نورالدین دلخور و غمناک است. پایه و اساس این شوخی، جذاب است اما جنس کمدی و اغراق آن، نتیجه معکوس داده.بله، یک طرف ماجرا مردی ایستاده که انتظار رفتار صحیح از او نابجا است! نویسنده اما مثلا می‌توانست سلمان را بعد از ازدواج متحول کند و نوع رفتارهای شوخ او را تغییر دهد. این کاراکتر جزو برگ برنده‌های «نون‌خ» بود اما حالا رسما روی روان مخاطب راه می‌رود.<br />
ایده سفر ارزشمند است؛ چون می‌تواند سریال را متنوع کند. لطمه اما از ناحیه فیلمنامه وارد آمده که فاقد قصه پرکشش به همراه موقعیت‌های متعدد و بکر کمدی است.این ضعف حتی روی شخصیت‌های سریال هم اثر منفی گذاشته. موتور نورالدین به عنوان یکی از امتیازات سریال هنوز روشن نشده و کنش و واکنش‌های او به ندرت می‌تواند خنده بر لب بیاورد. یا در مثالی دیگر می‌توان از زیاده‌روی شوخی وحید با عمو کاووس گفت که فاقد قدرت برای خنداندن است. «نون‌خ» در فصل پیش، افتی محسوس داشت. از همین رو انتظار می‌رفت فصل پنجم جبران مافات کند. امیدواریم در ادامه چنین شود. فعلا تنها امتیاز سریال، کارگردانی خوب سعید آقاخانی است که توانسته از پس یک اثر جاده‌ای برآید. شما چه نظری درباره «نون‌خ ۵» دارید؟مهم‌ترین تفاوت فصل پنجم «نون‎خ»، روایت داستان در فضاهای خارج از کرمانشاه است. پیش‌تر بخش‌هایی از قصه در تهران گذشته بود اما تمرکز اصلی، جغرافیای کرمانشاه بود.<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ZfhnZrPhpvMX/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</div>داستان سری جدید سریال، با سفر نورالدین‌ خانزاده و دوستان برای شرکت در نمایشگاه صنایع دستی در کرمان شروع شد. به این ترتیب «نون‌خ ۵» یک اثر جاده‌ای محسوب می‌شود. در طول مسیر، اتفاقات ریز و درشتی رخ داد که برخی، مثل ماجرای رفتن پیش دامپزشک یا پرواز شاهین در مسجد جذاب بود و برخی نه. گل‌درشت‌ترین اتفاق، ازدواج شیرین و سلمان است؛ پسر ساده و خوش قلب روستا، آداب همسرداری نمی‌داند و دختر عزیز دردانه نورالدین دلخور و غمناک است. پایه و اساس این شوخی، جذاب است اما جنس کمدی و اغراق آن، نتیجه معکوس داده. بله، یک طرف ماجرا مردی ایستاده که انتظار رفتار صحیح از او نابجا است! نویسنده اما مثلا می‌توانست سلمان را بعد از ازدواج متحول کند و نوع رفتارهای شوخ او را تغییر دهد. این کاراکتر جزو برگ برنده‌های «نون‌خ» بود اما حالا رسما روی روان مخاطب راه می‌رود.ایده سفر ارزشمند است؛ چون می‌تواند سریال را متنوع کند. لطمه اما از ناحیه فیلمنامه وارد آمده که فاقد قصه پرکشش به همراه موقعیت‌های متعدد و بکر کمدی است.<br />
این ضعف حتی روی شخصیت‌های سریال هم اثر منفی گذاشته. موتور نورالدین به عنوان یکی از امتیازات سریال هنوز روشن نشده و کنش و واکنش‌های او به ندرت می‌تواند خنده بر لب بیاورد. یا در مثالی دیگر می‌توان از زیاده‌روی شوخی وحید با عمو کاووس گفت که فاقد قدرت برای خنداندن است.«نون‌خ» در فصل پیش، افتی محسوس داشت. از همین رو انتظار می‌رفت فصل پنجم جبران مافات کند. امیدواریم در ادامه چنین شود. فعلا تنها امتیاز سریال، کارگردانی خوب سعید آقاخانی است که توانسته از پس یک اثر جاده‌ای برآید. شما چه نظری درباره «نون‌خ ۵» دارید؟<br />
<br />
 <div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/dmiIk3Fn7aHh/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چند نمونه از واکنش برخی کاربران به پخش فصل جدید «نون.خ» را برایتان آورده‌ایم که می‌خوانید:</span><br />
<br />
کاربری به نام بهنام نوشت: آقای سعید آقاخانی، درد و بلات همزمان بخوره تو سر سلبریدی‌‌های دوزاری. تو نماد یک کُرد وطن‌پرست هستی و منِ تُرک‌زبان به داشتن هم‌وطنی مثل تو افتخار می‌کنم. نون خ را ببینید و از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 دسته‌جمعی زیبای اقوام ایرانی لذت ببرید.<br />
محمدرضا دیگر کاربر توئیتر هم با گلایه گفت: قصه سریال نون خ در فصل جدید خود به ظاهر در کرمان اتفاق افتاده، اما غیر از لهجه برخی بازیگران هیچ اِلمانی از کرمان در تصاویری که تاکنون پخش شده وجود ندارد. در تیتراژ پایانی هم هیچ نامی از کرمان نیست. چرا باید سریالی که در جای دیگری ضبط شده به نام کرمان به مخاطب عرضه شود؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Ir2zjqArqnki/Bumv1zAHak0,/photo_2024-04-08_13-35-33.jpg" alt="[عکس: photo_2024-04-08_13-35-33.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
مهشید هم با انتشار تصویری در توئیتر خود نظر داد: قسمتی از فصل جدید سریال نون.خ که این شب‌ها از شبکه یک سیما در حال پخش است در مسجد فیلمبرداری شده و در این بین شاهد حضور یک روحانی با عبای آستین کوتاه و خاص هستیم. ازطرف دیگر جالب است که صداوسیما واجدِ ردیف بودجه، برای تولیداتش از بودجه دولت هم خرج می‌کند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/SjtVvnjKKNnH/Bumv1zAHak0,/19.jpg" alt="[عکس: 19.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
نرگس هم با طعنه به پخش سری جدید نون خ نوشت: نکات سریال نون خ: والیبال بازی کردن(شیرین)با نامحرم در مقابل چشمان شوهرش. تشویق افراد متاهل به اینکه به نحوی همسر خودشان را با نقشه ای به سفر نیاورند ومجردی به سفر بروند! تلاش بازیگر نقش مرد برای اینکه خودش با یک دختر نامحرم (صاحب شاهین) در ماشین باشند و به مسافرت بروند!<br />
<br />
اکانت توئیتری «سریال بین خوب» هم گفت: واقعا سریال نون خ قشنگه؟ حتی یک قسمتشم ندیدم تا حالا. مسخره و بی محتوا و یخ!<br />
امیرحسین در تمجید از سعید آقاخانی نظر داده است: از سعید آقاخانی سپاسگزارم که داستان سریال «نون خ»رو به سمت کرمان و سیستان و بلوچستان کشونده و باعث شده این مناطقی که کمتر بهشون پرداخته شده نیز دیده بشن.<br />
حساب کاربری «خانم متین» هم می‌گوید: از شخصیت وحید تو سریال نون خ شدیداً متنفرم ، واقعا برای صدا و سیمای میلی و سعید آقاخانی متاسفم که شوخی های بی مزه یک جوان بی ادب با یه پیرمرد مثلاً خنده دار دونستن! واقعاً زشته زشت.<br />
مشکات هم گفته است: ثانیه به ثانیه‌ی سریال نون خ رو من دارم حرص میخورم که چرا شیرین، زن اون مردک سلمان لج‌درار و رومخ شده؟!<br />
این مطلب را با نظر احسان به پایان می‌بریم که نوشته است: تو سریال نون خ سکانس رستوران و تغییر غذا بعد فهمیدن دنگی بودن یاد رفیقم افتادم که تو رستوران یه سیخ بال سفارش داد،وقتی فهمید تولده و مهمان یکی دیگه هستیم شیشلیک سفارش داد!! چقدر زود ۱۴سال گذشت رفیق!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[۱۰ دیالوگ آغازین برتر فیلم‌های [color=#ff0000]سینم[/color]	ایی]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B1%DB%B0-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C</link>
			<pubDate>Tue, 19 Jul 2022 02:09:32 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B1%DB%B0-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[دیجی‌کالا: هیچ چیز مهم‌تر از اولین برخورد ما با یک فیلم نیست؛ نقطه‌ی آغازین هر اثری که باید صحنه را جوری بچیند تا مخاطب برای ادامه‌ی داستان آماده شود. چه فیلم‌ساز سعی کند تا تماشاگر را با جهان ساخته‌ی خود احاطه کند چه در تلاش باشد تا برداشتی اولیه از کاراکتر‌های پیچیده‌ی فیلمش ارائه بدهد، راه‌های بسیاری وجود دارد که مقدمه‌های باورپذیر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی می‌توانند از طریق‌شان به ما برای ورود به جهان فیلم مورد نظر خوش‌آمد بگویند.<br />
همان طور که صحنه‌‌ای پویا می‌تواند تماشاگر را فورا وارد ماجرا کند، نتایج زیادی هم می‌تواند از تاثیر انفجاری دیالوگ‌های ابتدایی فیلم‌ها حاصل شود؛ دیالوگ‌هایی که قادرند نفس مخاطب را بند بیاورند و آن‌ها را با سکوتی میخکوب‌کننده سرجایشان بنشاند؛ گرچه هر فیلمی توانایی چنین کاری را ندارد. فهرست پیش‌ روی ما ۱۰ دیالوگ آغازین برتر تاریخ <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا را گردآورده است، با حضور برخی از بهترین نام‌ها در این صنعت؛ از استنلی کوبریک تا مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کوپولا.<br />
مواردی که در این فهرست گنجانده شده‌اند، تنها خط‌هایی از دیالوگ‌هایی به حساب می‌آیند که کاراکترهای فیلم ادا کرده‌اند، نه جملاتی مثل روزی روزگاری در کهکشان‌های بسیار دور. علاوه بر این، گفت‌و‌گو‌های خارج از صحنه‌ی اصلی در این فهرست گنجانده نشده‌اند و دیالوگ‌های ارزیابی‌شده یا اولین عبارت فیلم بوده‌اند یا اولین دیالوگ مهم فیلم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۱۰. کار درست را بکن (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Do The Right Thing</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«بیدار شین، بیدار شین، بیدار شین، بیدار شین، بلند شین، بلند شین، بلند شین، بلند شین!»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/7fkG4w8Vjjur/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کمدی درام تابستانی و نمادین اسپایک لی لبریز از انرژی و شوری برق‌آساست که فیتیله‌ی دینامیت زیر پوست گروهی در بروکلین را روشن می‌کند که از شدت تنش نژادی در تنگناست. کارگردان خودش در نقش اصلی بازی می‌‌کند و دنی آیلو، جیانکارلو اسپوزیتو، روبی دی، ساموئل ال. جکسون، جان تورتورو و رزی پرز دیگر بازیگران «کار درست را بکن» هستند.<br />
این خط از فیلم‌نامه که حال و هوای صحنه را به خوبی مهیا می‌کند، به سان گذاری دل‌نشین از تیتراژ ابتدایی دیوانه‌وارش با آهنگ «Fight the Power» گروه پابلیک انمی است که ریتم سرآغاز‌ فیلم را ثابت نگه می‌دارد و از طرفی ضرورت توجه به پیام اصلی فیلم را گوشزد می‌کند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۹. نمایش ترومن (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">The Truman Show</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«حوصله‌مون سر رفته از دیدن بازیگرایی که احساسات جعلی تحویل ما میدن. از آتش‌بازی و جلوه‌های ویژه خسته شدیم. درسته جایی که اون زندگی می‌کنه، یک جورایی یک نسخه‌ی بدلیه، اما هیچ چیز قلابی درباره‌ی خود ترومن وجود نداره. نه نمایش‌نامه‌ای، نه برگه‌ی یادآوری. همیشه شکسپیر نیست، اما اصیل و واقعیه. خود زندگیه.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/E4EDeLvWe3KP/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
با همه‌ی آن کمدی‌‌، درام نوآورانه و هسته‌ی احساسی غم‌انگیزش، همیشه حقیقتی فرازمینی درباره «نمایش ترومن» وجود دارد که از قضا با جامعه‌ی معاصر جور درمی‌آید. چندین لحظه در فیلم وجود دارد که این حقیقت را بهتر از دیالوگ آغازینی بازگو می‌کند که دارد راجع به اشتیاق و علاقه‌ی زیاد نسبت به برنامه‌های زنده‌ی تلویزیونی و تنگنای اخلاقی که آن‌ها به تصویر می‌کشند، صحبت می‌کند.<br />
گرچه برنامه‌های زنده‌ی تلویزیونی در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ هم وجود داشتند اما با این حال درام کلاسیک پیتر ویر حتی از زمان خودش هم جلوتر بود با جیم کری در نقش اصلی که یکی از بهترین بازی‌های حرفه‌ی هنری خود را ارائه می‌دهد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۸. ارباب <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span>‌ها: یاران <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span> (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">The Lord of The Rings: The Fellowship of The Ring</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«جهان تغییر کرده. من این را در آب احساس می‌کنم. در زمین احساس می‌کنم. این را در هوا استشمام می‌کنم. بسیاری چیزها که قبلا وجود داشت، از دست رفته چرا که زندگان امروز هیچ کدام آن گذشته را به خاطر نخواهند آورد.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/7SMCR3O75MGb/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
با شروع چیزی که تبدیل به یک فرنچایز فانتزی ماندگار شد، سه‌گانه‌ی «ارباب <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span>‌ها» پیتر جکسون نه تنها الگویی برای این است که چگونه باید در جهانی شگفت‌انگیز مکاشفه کرد بلکه از طرفی شاخصی برای این است که یک فیلم بلاک‌باستری را چگونه باید ساخت. درست است که هنوز هم بر سر انتخاب اینکه کدام یک از این سه شاهکار بهترین است، مناقشه‌ای بین طرفداران و صاحب‌نظران وجود دارد ولی این را باید دانست که دیالوگ آغازین «یاران <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span>» واقعا شاعرانه است. با ارائه‌ی فضایی کنجکاوی‌برانگیز از سرزمین میانه که به دست جریان حاکم شیطانی و فاسد دگرگون شده است، لحن آرامش‌بخش شخصیت گالادریل (با بازی کیت بلانشت) آن افسون دل‌ربای فیلم در لحظه‌ی آغازین را به ما می‌دهد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۷. نابودگر ۲: روزی داوری (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Terminator ۲: Judgment Day</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«زندگی سه میلیارد انسان در بیست و نهم آگوست ۱۹۹۷ از بین رفت. بازماندگان آتش سلاح هسته‌ای که اون روز را روز داوری جنگ نامیدن، یک بار دیگه زندگی کردن تا فقط با یک کا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> جدید روبه‌رو بشن: جنگ علیه ماشین‌ها.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/FnUD7QPBahPl/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
وسعت دید، جاه‌طلبی و مقیاس آخر‌الزمانی دنباله‌ی علمی تخیلی جیمز کامرون تاثیری عظیم بر آینده‌ی فیلم‌سازی آثار علمی تخیلی داشت، با قرار‌دادن نقش ابرشرور فیلم در نقطه‌ی مرکزی داستان و طرح این پرسش که آیا اصلا او یک ضدقهرمان است یا نه؟ همه‌ی این‌ها با سکانس ابتدایی وحشت‌آفرین و سریعا درگیر‌کننده‌ای آغاز می‌شود که در آن دوربین حول یک زمین مخروبه‌ی مه‌آلود که پر از آوار و جمجمه‌های انسان‌ها است، می‌‌گردد.<br />
راوی این سکانس کوتاه سارا کانر است که مونولوگش با رباتی فلزی که پایش را بر روی جمجمه‌ی انسان می‌گذارد و فضایی که غرق در غبار است، قطع می‌شود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۶. گاو خشمگین (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Raging Bull</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«من اون فریاد‌ها را به خاطر دارم. هنوز هم توی گوشم صدا میدن. بعد از سال‌ها، توی فکرم موندن. همش به این خاطر که یک شب لباسم را در آوردم و کاری که کردم، یادم رفت <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">لباس زیر</span> بپوشم.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/J8IyZQ17cuUu/Bumv1zAHak0,/5.jpg" alt="[عکس: 5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
به طرق مختلفی، فیلم ماندگار درباره‌ی بوکس مارتین اسکورسیزی، اثر ورزشی ویرانگری است که به قواعد مرسوم موجود در کتاب راهنمای این ژانر پشت پا می‌زند. این فیلم که کمتر درباره‌ی خود ورزش یا حتی راجع به هر مشخصه‌‌ی دیگری از یک ورزشکار است، بیشتر راجع به فردی شکننده است که به خاطر حسادت و تزلزل <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> شکسته است و وقت خود را در رینگ بوکس می‌گذراند تا به نوعی خود را تنبیهی سرسختانه و وحشیانه‌ کرده باشد.<br />
این مونولوگ ابتدایی مستقیما درباره‌ی اضطراب <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> و ترسی شخصی صحبت می‌کند با نسخه‌ای پابه‌سن‌گذاشته از کاراکتر اصلی که زمان بوکسور‌بودن خودش را با آمیزه‌ای از چشم‌اندازی روشن و نوستالژی به یاد می‌آورد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دیجی‌کالا: هیچ چیز مهم‌تر از اولین برخورد ما با یک فیلم نیست؛ نقطه‌ی آغازین هر اثری که باید صحنه را جوری بچیند تا مخاطب برای ادامه‌ی داستان آماده شود. چه فیلم‌ساز سعی کند تا تماشاگر را با جهان ساخته‌ی خود احاطه کند چه در تلاش باشد تا برداشتی اولیه از کاراکتر‌های پیچیده‌ی فیلمش ارائه بدهد، راه‌های بسیاری وجود دارد که مقدمه‌های باورپذیر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ایی می‌توانند از طریق‌شان به ما برای ورود به جهان فیلم مورد نظر خوش‌آمد بگویند.<br />
همان طور که صحنه‌‌ای پویا می‌تواند تماشاگر را فورا وارد ماجرا کند، نتایج زیادی هم می‌تواند از تاثیر انفجاری دیالوگ‌های ابتدایی فیلم‌ها حاصل شود؛ دیالوگ‌هایی که قادرند نفس مخاطب را بند بیاورند و آن‌ها را با سکوتی میخکوب‌کننده سرجایشان بنشاند؛ گرچه هر فیلمی توانایی چنین کاری را ندارد. فهرست پیش‌ روی ما ۱۰ دیالوگ آغازین برتر تاریخ <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا را گردآورده است، با حضور برخی از بهترین نام‌ها در این صنعت؛ از استنلی کوبریک تا مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کوپولا.<br />
مواردی که در این فهرست گنجانده شده‌اند، تنها خط‌هایی از دیالوگ‌هایی به حساب می‌آیند که کاراکترهای فیلم ادا کرده‌اند، نه جملاتی مثل روزی روزگاری در کهکشان‌های بسیار دور. علاوه بر این، گفت‌و‌گو‌های خارج از صحنه‌ی اصلی در این فهرست گنجانده نشده‌اند و دیالوگ‌های ارزیابی‌شده یا اولین عبارت فیلم بوده‌اند یا اولین دیالوگ مهم فیلم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۱۰. کار درست را بکن (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Do The Right Thing</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«بیدار شین، بیدار شین، بیدار شین، بیدار شین، بلند شین، بلند شین، بلند شین، بلند شین!»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/7fkG4w8Vjjur/Bumv1zAHak0,/1.jpg" alt="[عکس: 1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کمدی درام تابستانی و نمادین اسپایک لی لبریز از انرژی و شوری برق‌آساست که فیتیله‌ی دینامیت زیر پوست گروهی در بروکلین را روشن می‌کند که از شدت تنش نژادی در تنگناست. کارگردان خودش در نقش اصلی بازی می‌‌کند و دنی آیلو، جیانکارلو اسپوزیتو، روبی دی، ساموئل ال. جکسون، جان تورتورو و رزی پرز دیگر بازیگران «کار درست را بکن» هستند.<br />
این خط از فیلم‌نامه که حال و هوای صحنه را به خوبی مهیا می‌کند، به سان گذاری دل‌نشین از تیتراژ ابتدایی دیوانه‌وارش با آهنگ «Fight the Power» گروه پابلیک انمی است که ریتم سرآغاز‌ فیلم را ثابت نگه می‌دارد و از طرفی ضرورت توجه به پیام اصلی فیلم را گوشزد می‌کند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۹. نمایش ترومن (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">The Truman Show</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«حوصله‌مون سر رفته از دیدن بازیگرایی که احساسات جعلی تحویل ما میدن. از آتش‌بازی و جلوه‌های ویژه خسته شدیم. درسته جایی که اون زندگی می‌کنه، یک جورایی یک نسخه‌ی بدلیه، اما هیچ چیز قلابی درباره‌ی خود ترومن وجود نداره. نه نمایش‌نامه‌ای، نه برگه‌ی یادآوری. همیشه شکسپیر نیست، اما اصیل و واقعیه. خود زندگیه.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/E4EDeLvWe3KP/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
با همه‌ی آن کمدی‌‌، درام نوآورانه و هسته‌ی احساسی غم‌انگیزش، همیشه حقیقتی فرازمینی درباره «نمایش ترومن» وجود دارد که از قضا با جامعه‌ی معاصر جور درمی‌آید. چندین لحظه در فیلم وجود دارد که این حقیقت را بهتر از دیالوگ آغازینی بازگو می‌کند که دارد راجع به اشتیاق و علاقه‌ی زیاد نسبت به برنامه‌های زنده‌ی تلویزیونی و تنگنای اخلاقی که آن‌ها به تصویر می‌کشند، صحبت می‌کند.<br />
گرچه برنامه‌های زنده‌ی تلویزیونی در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ هم وجود داشتند اما با این حال درام کلاسیک پیتر ویر حتی از زمان خودش هم جلوتر بود با جیم کری در نقش اصلی که یکی از بهترین بازی‌های حرفه‌ی هنری خود را ارائه می‌دهد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۸. ارباب <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span>‌ها: یاران <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span> (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">The Lord of The Rings: The Fellowship of The Ring</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«جهان تغییر کرده. من این را در آب احساس می‌کنم. در زمین احساس می‌کنم. این را در هوا استشمام می‌کنم. بسیاری چیزها که قبلا وجود داشت، از دست رفته چرا که زندگان امروز هیچ کدام آن گذشته را به خاطر نخواهند آورد.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/7SMCR3O75MGb/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
با شروع چیزی که تبدیل به یک فرنچایز فانتزی ماندگار شد، سه‌گانه‌ی «ارباب <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span>‌ها» پیتر جکسون نه تنها الگویی برای این است که چگونه باید در جهانی شگفت‌انگیز مکاشفه کرد بلکه از طرفی شاخصی برای این است که یک فیلم بلاک‌باستری را چگونه باید ساخت. درست است که هنوز هم بر سر انتخاب اینکه کدام یک از این سه شاهکار بهترین است، مناقشه‌ای بین طرفداران و صاحب‌نظران وجود دارد ولی این را باید دانست که دیالوگ آغازین «یاران <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حلقه</span>» واقعا شاعرانه است. با ارائه‌ی فضایی کنجکاوی‌برانگیز از سرزمین میانه که به دست جریان حاکم شیطانی و فاسد دگرگون شده است، لحن آرامش‌بخش شخصیت گالادریل (با بازی کیت بلانشت) آن افسون دل‌ربای فیلم در لحظه‌ی آغازین را به ما می‌دهد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۷. نابودگر ۲: روزی داوری (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Terminator ۲: Judgment Day</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«زندگی سه میلیارد انسان در بیست و نهم آگوست ۱۹۹۷ از بین رفت. بازماندگان آتش سلاح هسته‌ای که اون روز را روز داوری جنگ نامیدن، یک بار دیگه زندگی کردن تا فقط با یک کا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> جدید روبه‌رو بشن: جنگ علیه ماشین‌ها.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/FnUD7QPBahPl/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
وسعت دید، جاه‌طلبی و مقیاس آخر‌الزمانی دنباله‌ی علمی تخیلی جیمز کامرون تاثیری عظیم بر آینده‌ی فیلم‌سازی آثار علمی تخیلی داشت، با قرار‌دادن نقش ابرشرور فیلم در نقطه‌ی مرکزی داستان و طرح این پرسش که آیا اصلا او یک ضدقهرمان است یا نه؟ همه‌ی این‌ها با سکانس ابتدایی وحشت‌آفرین و سریعا درگیر‌کننده‌ای آغاز می‌شود که در آن دوربین حول یک زمین مخروبه‌ی مه‌آلود که پر از آوار و جمجمه‌های انسان‌ها است، می‌‌گردد.<br />
راوی این سکانس کوتاه سارا کانر است که مونولوگش با رباتی فلزی که پایش را بر روی جمجمه‌ی انسان می‌گذارد و فضایی که غرق در غبار است، قطع می‌شود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۶. گاو خشمگین (</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Raging Bull</span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">)</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«من اون فریاد‌ها را به خاطر دارم. هنوز هم توی گوشم صدا میدن. بعد از سال‌ها، توی فکرم موندن. همش به این خاطر که یک شب لباسم را در آوردم و کاری که کردم، یادم رفت <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">لباس زیر</span> بپوشم.»</span><br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/J8IyZQ17cuUu/Bumv1zAHak0,/5.jpg" alt="[عکس: 5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
به طرق مختلفی، فیلم ماندگار درباره‌ی بوکس مارتین اسکورسیزی، اثر ورزشی ویرانگری است که به قواعد مرسوم موجود در کتاب راهنمای این ژانر پشت پا می‌زند. این فیلم که کمتر درباره‌ی خود ورزش یا حتی راجع به هر مشخصه‌‌ی دیگری از یک ورزشکار است، بیشتر راجع به فردی شکننده است که به خاطر حسادت و تزلزل <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> شکسته است و وقت خود را در رینگ بوکس می‌گذراند تا به نوعی خود را تنبیهی سرسختانه و وحشیانه‌ کرده باشد.<br />
این مونولوگ ابتدایی مستقیما درباره‌ی اضطراب <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span> و ترسی شخصی صحبت می‌کند با نسخه‌ای پابه‌سن‌گذاشته از کاراکتر اصلی که زمان بوکسور‌بودن خودش را با آمیزه‌ای از چشم‌اندازی روشن و نوستالژی به یاد می‌آورد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نفوذ آقای بازیگر دخترکش به سرزمین خدایان]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86</link>
			<pubDate>Sun, 22 May 2022 23:48:45 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000080;" class="mycode_color">برترین‌ها:</span> سریال شوالیه ماه از همان ابتدا با وعده یک اثر متفاوت و مستقل در MCU معرفی شد که قرار است مسیری متفاوت نسبت به دیگر آثار تولید شده طی کند و تمامی اتفاقات را تنها در ۶ قسمت ارائه دهد. حالا که پخش سریال مون نایت به پایان رسیده است، زمان آن فرا رسیده است تا ببینیم که چقدر مارول استودیو و سازندگان سریال به وعده‌های خود عمل کرده‌اند و اینکه آیا سریال به هدفش رسیده یا شکست خورده است.<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/pje2JQaLu0ll/Bumv1zAHak0,/11481868_011722-cc-moon-knight-still-img.jpg" alt="[عکس: 11481868_011722-cc-moon-knight-still-img.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان</span><br />
سریال «Moon Knight» داستان مردی با اختلال چند شخصیتی که در دنیای جذاب خدایان و اسطوره‌های مصر باستان در تلاش برای پیدا کردن آرامش است را به تصویر می‌کشد. اسکار آیزاک با بازی فوق‌العاده خود موفق به تصویر کشیدن سه شخصیت‌ کاملا متفاوت شد. افرادی که با کمیک‌های این قهرمان آشنایی دارند می‌دانند که شوالیه ماه شامل سه فرد، مارک اسپکتور، استیون گرنت و جیک لاکلی می‌شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بررسی فصل نخست</span><br />
در طول شش قسمت، این سریال با اقتباسِ یکی از شخصیت‌های نه چندان شناخته شده مارول این فرصت را پیدا کرد تا مدل‌های جدیدی را با فرمول شناخته شده آن تلفیق کند و آن را مورد آزمایش قرار دهد. همچنین این سریال باعث شد تا مارول کارگردانانی مانند آرون مورهد و جاستین بنسون را به سر میز بیاورد و یک سفر شخصیتی کامل را برای مخاطب طراحی کند که امکان تعادل بین ژانرها را نیز فراهم می‌کند. بنابراین در طول این سریال هم ماجراجویی و اکشن وجود داشت، و هم لحظاتی با لحن وحشتناک و تم روانی و ظهور موجودات و عناصر دیگر که همیشه در محصولات اخیر ماورل مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/l0B5ylLYESqC/Bumv1zAHak0,/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-%DB%B0%DB%B5-%DB%B0%DB%B5_%DB%B1%DB%B3-%DB%B4%DB%B1-%DB%B4%DB%B0-1024x422.jpg" alt="[عکس: photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-%DB%B0%DB...24x422.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
این سریال روی شخصیتی دست گذاشته که تا به امروز در مدیوم دیگری آن را ندیده بودیم. از زیر خاک بیرون کشیدن شوالیه ماه توسط مارول کار بسیار پسندیده‌ایست اما سریال ایرادات ریز و درشتی دارد. ایراد شماره اول سریال مون نایت در این مسئله نهفته که این اثر در شروع قصه نمی‌تواند به درستی مخاطبش که ما باشیم را آماده داستان کند. ما نه از کانشو و خدایان باستانیِ جهان سریال باخبر بوده‌ایم و نه می‌دانستیم مکانیسم رفتار و فعالیت‌های این دسته از موجوداتِ کمیک مارول به چه صورت است. به یک‌باره با استیون گرانت آشنا می‌شویم، به یک‌باره با بیماری‌اش تا حد کمی روبه‌رو می‌شویم و به یک‌باره درگیر جریان اصلی داستان می‌شویم! مشکلِ بارز و محسوس قسمت اول سریال مون نایت در همین «به یک‌باره» بودن‌هاست که مخاطب را در همان ابتدای سریال کلافه می‌کند. البته از یک جنبه نمی‌توان چندان شورانر و عوامل سازنده سریال را سرزنش کرد؛ چراکه این سریال قرار بوده تنها در شش اپیزود تهیه شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000080;" class="mycode_color">برترین‌ها:</span> سریال شوالیه ماه از همان ابتدا با وعده یک اثر متفاوت و مستقل در MCU معرفی شد که قرار است مسیری متفاوت نسبت به دیگر آثار تولید شده طی کند و تمامی اتفاقات را تنها در ۶ قسمت ارائه دهد. حالا که پخش سریال مون نایت به پایان رسیده است، زمان آن فرا رسیده است تا ببینیم که چقدر مارول استودیو و سازندگان سریال به وعده‌های خود عمل کرده‌اند و اینکه آیا سریال به هدفش رسیده یا شکست خورده است.<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/pje2JQaLu0ll/Bumv1zAHak0,/11481868_011722-cc-moon-knight-still-img.jpg" alt="[عکس: 11481868_011722-cc-moon-knight-still-img.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان</span><br />
سریال «Moon Knight» داستان مردی با اختلال چند شخصیتی که در دنیای جذاب خدایان و اسطوره‌های مصر باستان در تلاش برای پیدا کردن آرامش است را به تصویر می‌کشد. اسکار آیزاک با بازی فوق‌العاده خود موفق به تصویر کشیدن سه شخصیت‌ کاملا متفاوت شد. افرادی که با کمیک‌های این قهرمان آشنایی دارند می‌دانند که شوالیه ماه شامل سه فرد، مارک اسپکتور، استیون گرنت و جیک لاکلی می‌شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بررسی فصل نخست</span><br />
در طول شش قسمت، این سریال با اقتباسِ یکی از شخصیت‌های نه چندان شناخته شده مارول این فرصت را پیدا کرد تا مدل‌های جدیدی را با فرمول شناخته شده آن تلفیق کند و آن را مورد آزمایش قرار دهد. همچنین این سریال باعث شد تا مارول کارگردانانی مانند آرون مورهد و جاستین بنسون را به سر میز بیاورد و یک سفر شخصیتی کامل را برای مخاطب طراحی کند که امکان تعادل بین ژانرها را نیز فراهم می‌کند. بنابراین در طول این سریال هم ماجراجویی و اکشن وجود داشت، و هم لحظاتی با لحن وحشتناک و تم روانی و ظهور موجودات و عناصر دیگر که همیشه در محصولات اخیر ماورل مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/l0B5ylLYESqC/Bumv1zAHak0,/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-%DB%B0%DB%B5-%DB%B0%DB%B5_%DB%B1%DB%B3-%DB%B4%DB%B1-%DB%B4%DB%B0-1024x422.jpg" alt="[عکس: photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-%DB%B0%DB...24x422.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
این سریال روی شخصیتی دست گذاشته که تا به امروز در مدیوم دیگری آن را ندیده بودیم. از زیر خاک بیرون کشیدن شوالیه ماه توسط مارول کار بسیار پسندیده‌ایست اما سریال ایرادات ریز و درشتی دارد. ایراد شماره اول سریال مون نایت در این مسئله نهفته که این اثر در شروع قصه نمی‌تواند به درستی مخاطبش که ما باشیم را آماده داستان کند. ما نه از کانشو و خدایان باستانیِ جهان سریال باخبر بوده‌ایم و نه می‌دانستیم مکانیسم رفتار و فعالیت‌های این دسته از موجوداتِ کمیک مارول به چه صورت است. به یک‌باره با استیون گرانت آشنا می‌شویم، به یک‌باره با بیماری‌اش تا حد کمی روبه‌رو می‌شویم و به یک‌باره درگیر جریان اصلی داستان می‌شویم! مشکلِ بارز و محسوس قسمت اول سریال مون نایت در همین «به یک‌باره» بودن‌هاست که مخاطب را در همان ابتدای سریال کلافه می‌کند. البته از یک جنبه نمی‌توان چندان شورانر و عوامل سازنده سریال را سرزنش کرد؛ چراکه این سریال قرار بوده تنها در شش اپیزود تهیه شود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شروع طوفانی رامبد و خندوانه؛ انصافا لایک داشت]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D9%81%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA</link>
			<pubDate>Mon, 15 Nov 2021 15:19:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D9%81%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA</guid>
			<description><![CDATA[روزنامه خراسان - مائده کاشیان: سه‌شنبه شب اولین قسمت «خندوانه ۸» که قرار بود دوشنبه‌شب پخش شود، با تاخیر و بدون اطلاع‌رسانی یا توضیح درباره این تاخیر، روی آنتن رفت و سری جدید این برنامه آغاز شد. هنوز تنها یک قسمت از برنامه و در واقع افتتاحیه آن پخش شده، بنابراین نمی‌توان درباره سری جدید قضاوت قطعی داشت، اما با توجه به آن چه در افتتاحیه گذشت، «خندوانه» شروع شاد و مفرحی داشت. فارغ از خلف وعده در پخش قسمت نخست، به نظر می‌رسد قرار است مخاطبان در این فصل، شاهد اتفاقات جدید و متفاوتی نسبت به فصل قبلی باشند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/20/2727806_783.jpg" alt="[عکس: 2727806_783.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
دکور شاد و رنگارنگ<br />
<br />
بنا بر آن چه در قسمت اول فصل هشتم «خندوانه» دیدیم، دکور این برنامه در مقایسه با فصل هفتم تغییر قابل توجهی داشت که کاملا به چشم می‌آمد.در فصل هفتم بیشتر رنگ‌های تیره به چشم می‌خورد و خلوت بودن فضای استودیو گرما و صمیمیت «خندوانه» را کم کرده بود، اما در سری جدید دوباره رنگ‌های متنوع و شاد به دکور برگشته‌اند و بهبود اوضاع شیوع کرونا باعث شده تماشاچیان بیشتری در استودیو حضور داشته باشند. چینش تماشاگران نیز طوری است که فضای استودیو را به خوبی پر کرده، در نتیجه «خندوانه» از لحاظ بصری فضای متفاوتی نسبت به سری قبل دارد. به نظر می‌رسد دکور این فصل «خندوانه» ای‌تر است.<br />
<br />
<br />
وعده برگزاری مسابقه «خنداننده شو»<br />
<br />
طبق وعده‌ای که رامبد جوان در قسمت افتتاحیه برنامه داد، تعدادی آیتم جدید برای فصل هشتم طراحی شده و قرار است در این فصل بار دیگر مسابقه «خنداننده‌شو» برگزار شود. رامبد جوان قصد داشت خیلی زودتر از این‌ها مسابقه را برگزار کند. قرار بود مسابقه مرداد ۹۹ با نام «استندآپ شو» در بستر فضای مجازی منتشر شود و داوران آن نیز سروش صحت و ویشکا آسایش بودند، اما جلوی ساخت مسابقه گرفته شد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/20/2727805_291.jpg" alt="[عکس: 2727805_291.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
رامبد جوان با انتشار پستی خبر از تعطیلی این «استندآپ شو» و ساخت آن با نام «خنداننده شو» ویژه برنامه «خندوانه» داد، اما در حالی که به نظر می‌رسید این سری در فصل ۷ «خندوانه» دیده شود، شیوع کرونا برنامه‌ریزی‌ها را تغییر داد و خبری از این مسابقه نشد و بدون اطلاع‌رسانی خاصی، به زمان دیگری موکول شد. اکنون قرار است «خنداننده شو ۳» همزمان با فصل هشتم «خندوانه» برگزار شود و موجی را میان مخاطبان برنامه به راه بیندازد.<br />
<br />
<br />
بازی‌های جدید و بامزه<br />
<br />
در قسمت اول، «خندوانه» میزبان حامد همایون، هومن گامنو و فینالیست‌های دو سری نخست «خنداننده شو» بود. حامد همایون و هومن گامنو قطعاتی را اجرا کردند و میثم درویشان‌پور، امیرحسین قیاسی، ابوطالب حسینی و مجید ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ی بازی‌هایی را انجام دادند. در حالی که نفر اول و دوم «خنداننده شو ۱» حضور داشتند، اما علی صبوری نفر اول «خنداننده شو ۲» در این برنامه حضور نداشت و در ابتدای گفتگو با فینالیست‌ها هم به وی اشاره شد، اگرچه دلیل این اتفاق اعلام نشد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/20/2727808_277.jpg" alt="[عکس: 2727808_277.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
بازی‌هایی که برای این چهره‌ها انتخاب شده بود، باعث شد قسمت اول برنامه بسیار شاد و سرحال باشد و اتفاقات خنده‌داری بیفتد که نه تنها تماشاچیان حاضر در استودیو بلکه مخاطبان تلویزیون را هم به خنده بیندازد. «جناب خان» نیز مثل همیشه با حضور در برنامه و شوخی‌هایش، همه توجهات را به خود جلب کرد. ویدئوی شوخی «جناب خان» با ماجرای اختلاف طارمی و اسکوچیچ در فضای مجازی دست به دست شد و بازی‌هایی که رامبد جوان و فینالیست‌های «خنداننده شو» انجام دادندبا استقبال مخاطبان مواجه شد.<br />
کاربری در واکنش به افتتاحیه «خندوانه» نوشت: «چقدر خندیدم دیشب، عالی بودن.» کاربر دیگری نوشت: «خیلی خندیدیم، بهترین بخش اش مسابقه با لباس هندوانه بود.» کاربر دیگری نیز با اشاره به تغییر خوب دکور برنامه نوشت: «دکور فصل‌های قبل انگار یه صمیمیت خاصی داشت، اما دکور فصل قبل این طوری نبود».<br />
<br />
<br />
حضور مهمانان تکراری<br />
<br />
سازندگان «خندوانه» تصمیم گرفتند افتتاحیه فصل هشتم را به انجام بازی با مهمانان و اجرای موسیقی اختصاص دهند و فعلا از آیتم‌ها و اتفاقات جدید رونمایی نکنند، بنابراین برای ارزیابی کیفیت سری جدید و تغییرات آن باید بیشتر صبر کرد. ناگفته نماند بهتر بود برای شروع فصل جدید از چهره‌های دیگری استفاده می‌شد. حامد همایون بار‌ها در «خندوانه» قطعاتی را اجرا کرده است و در «حالا برعکس» نیز به عنوان بازیگر حضور داشت.<br />
امیرحسین قیاسی، ابوطالب حسینی و مجید ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ی به تازگی در پایان فصل هفتم به عنوان شرکت‌کننده مسابقه «ادابازی» در برنامه حضور داشتند. میثم درویشان‌پور، مجید ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ی و ابوطالب حسینی نیز به صورت روتین برنامه‌هایی مانند «کارستون»، «شما و آی‌فیلم» و «فوتبال ۱۲۰» را از شبکه نسیم، آی‌فیلم و ورزش روی آنتن دارند و در طول سال با این برنامه‌ها در تلویزیون دیده می‌شوند، با این اوصاف بهتر بود در افتتاحیه فصل هشتم چهره‌هایی به برنامه بیایند که کمتر در تلویزیون یا «خندوانه» حضور داشته‌اند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روزنامه خراسان - مائده کاشیان: سه‌شنبه شب اولین قسمت «خندوانه ۸» که قرار بود دوشنبه‌شب پخش شود، با تاخیر و بدون اطلاع‌رسانی یا توضیح درباره این تاخیر، روی آنتن رفت و سری جدید این برنامه آغاز شد. هنوز تنها یک قسمت از برنامه و در واقع افتتاحیه آن پخش شده، بنابراین نمی‌توان درباره سری جدید قضاوت قطعی داشت، اما با توجه به آن چه در افتتاحیه گذشت، «خندوانه» شروع شاد و مفرحی داشت. فارغ از خلف وعده در پخش قسمت نخست، به نظر می‌رسد قرار است مخاطبان در این فصل، شاهد اتفاقات جدید و متفاوتی نسبت به فصل قبلی باشند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/20/2727806_783.jpg" alt="[عکس: 2727806_783.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
دکور شاد و رنگارنگ<br />
<br />
بنا بر آن چه در قسمت اول فصل هشتم «خندوانه» دیدیم، دکور این برنامه در مقایسه با فصل هفتم تغییر قابل توجهی داشت که کاملا به چشم می‌آمد.در فصل هفتم بیشتر رنگ‌های تیره به چشم می‌خورد و خلوت بودن فضای استودیو گرما و صمیمیت «خندوانه» را کم کرده بود، اما در سری جدید دوباره رنگ‌های متنوع و شاد به دکور برگشته‌اند و بهبود اوضاع شیوع کرونا باعث شده تماشاچیان بیشتری در استودیو حضور داشته باشند. چینش تماشاگران نیز طوری است که فضای استودیو را به خوبی پر کرده، در نتیجه «خندوانه» از لحاظ بصری فضای متفاوتی نسبت به سری قبل دارد. به نظر می‌رسد دکور این فصل «خندوانه» ای‌تر است.<br />
<br />
<br />
وعده برگزاری مسابقه «خنداننده شو»<br />
<br />
طبق وعده‌ای که رامبد جوان در قسمت افتتاحیه برنامه داد، تعدادی آیتم جدید برای فصل هشتم طراحی شده و قرار است در این فصل بار دیگر مسابقه «خنداننده‌شو» برگزار شود. رامبد جوان قصد داشت خیلی زودتر از این‌ها مسابقه را برگزار کند. قرار بود مسابقه مرداد ۹۹ با نام «استندآپ شو» در بستر فضای مجازی منتشر شود و داوران آن نیز سروش صحت و ویشکا آسایش بودند، اما جلوی ساخت مسابقه گرفته شد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/20/2727805_291.jpg" alt="[عکس: 2727805_291.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
رامبد جوان با انتشار پستی خبر از تعطیلی این «استندآپ شو» و ساخت آن با نام «خنداننده شو» ویژه برنامه «خندوانه» داد، اما در حالی که به نظر می‌رسید این سری در فصل ۷ «خندوانه» دیده شود، شیوع کرونا برنامه‌ریزی‌ها را تغییر داد و خبری از این مسابقه نشد و بدون اطلاع‌رسانی خاصی، به زمان دیگری موکول شد. اکنون قرار است «خنداننده شو ۳» همزمان با فصل هشتم «خندوانه» برگزار شود و موجی را میان مخاطبان برنامه به راه بیندازد.<br />
<br />
<br />
بازی‌های جدید و بامزه<br />
<br />
در قسمت اول، «خندوانه» میزبان حامد همایون، هومن گامنو و فینالیست‌های دو سری نخست «خنداننده شو» بود. حامد همایون و هومن گامنو قطعاتی را اجرا کردند و میثم درویشان‌پور، امیرحسین قیاسی، ابوطالب حسینی و مجید ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ی بازی‌هایی را انجام دادند. در حالی که نفر اول و دوم «خنداننده شو ۱» حضور داشتند، اما علی صبوری نفر اول «خنداننده شو ۲» در این برنامه حضور نداشت و در ابتدای گفتگو با فینالیست‌ها هم به وی اشاره شد، اگرچه دلیل این اتفاق اعلام نشد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/20/2727808_277.jpg" alt="[عکس: 2727808_277.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
بازی‌هایی که برای این چهره‌ها انتخاب شده بود، باعث شد قسمت اول برنامه بسیار شاد و سرحال باشد و اتفاقات خنده‌داری بیفتد که نه تنها تماشاچیان حاضر در استودیو بلکه مخاطبان تلویزیون را هم به خنده بیندازد. «جناب خان» نیز مثل همیشه با حضور در برنامه و شوخی‌هایش، همه توجهات را به خود جلب کرد. ویدئوی شوخی «جناب خان» با ماجرای اختلاف طارمی و اسکوچیچ در فضای مجازی دست به دست شد و بازی‌هایی که رامبد جوان و فینالیست‌های «خنداننده شو» انجام دادندبا استقبال مخاطبان مواجه شد.<br />
کاربری در واکنش به افتتاحیه «خندوانه» نوشت: «چقدر خندیدم دیشب، عالی بودن.» کاربر دیگری نوشت: «خیلی خندیدیم، بهترین بخش اش مسابقه با لباس هندوانه بود.» کاربر دیگری نیز با اشاره به تغییر خوب دکور برنامه نوشت: «دکور فصل‌های قبل انگار یه صمیمیت خاصی داشت، اما دکور فصل قبل این طوری نبود».<br />
<br />
<br />
حضور مهمانان تکراری<br />
<br />
سازندگان «خندوانه» تصمیم گرفتند افتتاحیه فصل هشتم را به انجام بازی با مهمانان و اجرای موسیقی اختصاص دهند و فعلا از آیتم‌ها و اتفاقات جدید رونمایی نکنند، بنابراین برای ارزیابی کیفیت سری جدید و تغییرات آن باید بیشتر صبر کرد. ناگفته نماند بهتر بود برای شروع فصل جدید از چهره‌های دیگری استفاده می‌شد. حامد همایون بار‌ها در «خندوانه» قطعاتی را اجرا کرده است و در «حالا برعکس» نیز به عنوان بازیگر حضور داشت.<br />
امیرحسین قیاسی، ابوطالب حسینی و مجید ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ی به تازگی در پایان فصل هفتم به عنوان شرکت‌کننده مسابقه «ادابازی» در برنامه حضور داشتند. میثم درویشان‌پور، مجید ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ی و ابوطالب حسینی نیز به صورت روتین برنامه‌هایی مانند «کارستون»، «شما و آی‌فیلم» و «فوتبال ۱۲۰» را از شبکه نسیم، آی‌فیلم و ورزش روی آنتن دارند و در طول سال با این برنامه‌ها در تلویزیون دیده می‌شوند، با این اوصاف بهتر بود در افتتاحیه فصل هشتم چهره‌هایی به برنامه بیایند که کمتر در تلویزیون یا «خندوانه» حضور داشته‌اند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پنج سریال برتر کره‌ای؛ شاید عاشقش شدید]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%D8%9B-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF</link>
			<pubDate>Mon, 15 Nov 2021 15:05:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%D8%9B-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[روزنامه همشهری: محبوبیت جهانی سریال‌های کره‌ای سبب شد تا نتفلیکس از سال ۲۰۱۸ فعالیت جدی‌تری را در زمینه تولید و پخش سریال‌های کره‌ای آغاز کند. در این مطلب به معرفی ۵ سریال پرمخاطب و محبوب کره‌ای پرداخته‌ایم.<br />
<br />
<br />
آقای آفتاب ۲۰۱۸<br />
<br />
«آقای آفتاب» سریال کره‌ای ساخته شده در سال ۲۰۱۸ است. کیم ائون سوک، نویسندگی و لی ائون بوک، کارگردانی این سریال را عهده‌دار بوده‌اند. موضوع داستان این سریال در هانسئونگ (سئول امروزی) می‌گذرد و داستان فعالان سیاسی‌ای را که برای استقلال کره در حال مبارزه هستند، روایت می‌کند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/21/2728212_528.jpg" alt="[عکس: 2728212_528.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این سریال از طریق شبکه تی وی ان، در کره و توسط نتفلیکس در عرصه بین‌المللی پخش شد. «آقای آفتاب» ششمین سریال پربیننده کره‌ای در تاریخ تلویزیون‌های کابلی است. منتقدان، این سریال را به‌خاطر فیلمبرداری و روایت داستانی ستوده‌اند، اما در عین حال به‌دلیل ترسیم غیردقیق وقایع تاریخی مورد انتقاد قرار داده‌اند.<hr class="mycode_hr" />سقوط روی تو ۲۰۱۹<br />
<br />
این سریال، پربیننده‌ترین سریال شبکه تی‌وی‌ان و سومین سریال پربیننده کره‌ای تاریخ تلویزیون‌های کابلی محسوب می‌شود. پارک جی‌یون، نگارش سناریو و لی جونگ‌هیو، کارگردانی این سریال را عهده‌دار بوده‌اند. این سریال از ۱۴ دسامبر ۲۰۱۹ تا ۱۶ فوریه سال ۲۰۲۰ از شبکه تی‌وی‌ان در کره‌جنوبی و از طریق نتفلیکس پخش بین‌المللی شد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/21/2728213_161.jpg" alt="[عکس: 2728213_161.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
این سریال داستان زنی به نام سون سی ری را روایت می‌کند که سوار بر پاراگلایدر می‌شود، اما وزش ناگهانی باد باعث می‌شود به‌طور اشتباهی از مرز کره‌شمالی گذشته و در خاک این کشور فرود آید. او در ادامه توسط یک افسر ارتش کره‌شمالی پیدا می‌شود، اما این افسر به جای تحویل دادن وی، تصمیم می‌گیرد به او کمک کند که به کشورش کره‌جنوبی برگردد. در این میان این دو عاشق یکدیگر می‌شوند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روزنامه همشهری: محبوبیت جهانی سریال‌های کره‌ای سبب شد تا نتفلیکس از سال ۲۰۱۸ فعالیت جدی‌تری را در زمینه تولید و پخش سریال‌های کره‌ای آغاز کند. در این مطلب به معرفی ۵ سریال پرمخاطب و محبوب کره‌ای پرداخته‌ایم.<br />
<br />
<br />
آقای آفتاب ۲۰۱۸<br />
<br />
«آقای آفتاب» سریال کره‌ای ساخته شده در سال ۲۰۱۸ است. کیم ائون سوک، نویسندگی و لی ائون بوک، کارگردانی این سریال را عهده‌دار بوده‌اند. موضوع داستان این سریال در هانسئونگ (سئول امروزی) می‌گذرد و داستان فعالان سیاسی‌ای را که برای استقلال کره در حال مبارزه هستند، روایت می‌کند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/21/2728212_528.jpg" alt="[عکس: 2728212_528.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این سریال از طریق شبکه تی وی ان، در کره و توسط نتفلیکس در عرصه بین‌المللی پخش شد. «آقای آفتاب» ششمین سریال پربیننده کره‌ای در تاریخ تلویزیون‌های کابلی است. منتقدان، این سریال را به‌خاطر فیلمبرداری و روایت داستانی ستوده‌اند، اما در عین حال به‌دلیل ترسیم غیردقیق وقایع تاریخی مورد انتقاد قرار داده‌اند.<hr class="mycode_hr" />سقوط روی تو ۲۰۱۹<br />
<br />
این سریال، پربیننده‌ترین سریال شبکه تی‌وی‌ان و سومین سریال پربیننده کره‌ای تاریخ تلویزیون‌های کابلی محسوب می‌شود. پارک جی‌یون، نگارش سناریو و لی جونگ‌هیو، کارگردانی این سریال را عهده‌دار بوده‌اند. این سریال از ۱۴ دسامبر ۲۰۱۹ تا ۱۶ فوریه سال ۲۰۲۰ از شبکه تی‌وی‌ان در کره‌جنوبی و از طریق نتفلیکس پخش بین‌المللی شد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/21/2728213_161.jpg" alt="[عکس: 2728213_161.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
این سریال داستان زنی به نام سون سی ری را روایت می‌کند که سوار بر پاراگلایدر می‌شود، اما وزش ناگهانی باد باعث می‌شود به‌طور اشتباهی از مرز کره‌شمالی گذشته و در خاک این کشور فرود آید. او در ادامه توسط یک افسر ارتش کره‌شمالی پیدا می‌شود، اما این افسر به جای تحویل دادن وی، تصمیم می‌گیرد به او کمک کند که به کشورش کره‌جنوبی برگردد. در این میان این دو عاشق یکدیگر می‌شوند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سرجوخه؛ خیز صداوسیما علیه قماربازها]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B3%D8%B1%D8%AC%D9%88%D8%AE%D9%87%D8%9B-%D8%AE%DB%8C%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7</link>
			<pubDate>Sun, 31 Oct 2021 03:29:25 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B3%D8%B1%D8%AC%D9%88%D8%AE%D9%87%D8%9B-%D8%AE%DB%8C%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7</guid>
			<description><![CDATA[روزنامه خراسان - مائده کاشیان: سریال «سرجوخه» به کارگردانی احمد معظمی و تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری از دوشنبه هفته گذشته به کنداکتور شبکه سه اضافه شده است. این مجموعه مانند دیگر ساخته‌های آن‌ها در سال‌های اخیر، فضای امنیتی دارد. «سرجوخه» در ابتدای قصه با پرداختن به موضوع سایت‌های شرط‌بندی و شاخ‌های اینستاگرام، شروع خوبی داشت و موفق شد مخاطب را با قصه خود درگیر کند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/8/2720016_388.jpg" alt="[عکس: 2720016_388.jpg]" class="mycode_img" /><br />
روایت فعالیت سایت‌های شرط‌بندی و شاخ‌ها<br />
قصه «سرجوخه» با نمایش برشی از زندگی شخصیت‌های اصلی داستان، «کیان» با بازی سامان صفاری و «غلامرضا» با بازی حمیدرضا محمدی آغاز شد و روایت ماجرای مربوط به این دو شخصیت به صورت موازی پیش رفت. «کیان» جوان ثروتمندی است که سایت‌های شرط‌بندی را اداره می‌کند. درست در نقطه مقابل او «غلامرضا» جوان جنوب شهری است که شغل و درآمدی ندارد و به همین دلیل نمی‌تواند با دختر مورد علاقه خود ازدواج کند. با توجه به آن چه در سریال دیده‌ایم احتمالا زندگی این دو شخصیت به یکدیگر پیوند می‌خورد و وارد ماجرا‌هایی خواهند شد.<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/8/2720018_592.jpg" alt="[عکس: 2720018_592.jpg]" class="mycode_img" /><br />
همان طور که اشاره کردیم سریال «سرجوخه» دست روی موضوعات جذاب و به روزی مانند جذب چهره‌ها به سایت‌های شرط‌بندی و فعالیت شاخ‌های اینستاگرامی گذاشته است که برگ برنده‌ای برای سریال محسوب می‌شود. شاید چنین موضوعاتی برای مخاطب جوان بیشتر قابل درک و ملموس باشد، اما به طور کلی «سرجوخه» می‌تواند برای تماشاگر کشش داشته باشد. ریتم خوب و مناسب قصه نیز باعث شده بتواند مخاطب را پای تماشای سریال نگه دارد. هرچند که هنوز بعضی از نقاط تاریک قصه روشن نشده و ممکن است مخاطب کمی سردرگم شود، اما با جلو رفتن قصه، ممکن است اوضاع بهتر شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روزنامه خراسان - مائده کاشیان: سریال «سرجوخه» به کارگردانی احمد معظمی و تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری از دوشنبه هفته گذشته به کنداکتور شبکه سه اضافه شده است. این مجموعه مانند دیگر ساخته‌های آن‌ها در سال‌های اخیر، فضای امنیتی دارد. «سرجوخه» در ابتدای قصه با پرداختن به موضوع سایت‌های شرط‌بندی و شاخ‌های اینستاگرام، شروع خوبی داشت و موفق شد مخاطب را با قصه خود درگیر کند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/8/2720016_388.jpg" alt="[عکس: 2720016_388.jpg]" class="mycode_img" /><br />
روایت فعالیت سایت‌های شرط‌بندی و شاخ‌ها<br />
قصه «سرجوخه» با نمایش برشی از زندگی شخصیت‌های اصلی داستان، «کیان» با بازی سامان صفاری و «غلامرضا» با بازی حمیدرضا محمدی آغاز شد و روایت ماجرای مربوط به این دو شخصیت به صورت موازی پیش رفت. «کیان» جوان ثروتمندی است که سایت‌های شرط‌بندی را اداره می‌کند. درست در نقطه مقابل او «غلامرضا» جوان جنوب شهری است که شغل و درآمدی ندارد و به همین دلیل نمی‌تواند با دختر مورد علاقه خود ازدواج کند. با توجه به آن چه در سریال دیده‌ایم احتمالا زندگی این دو شخصیت به یکدیگر پیوند می‌خورد و وارد ماجرا‌هایی خواهند شد.<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/8/2720018_592.jpg" alt="[عکس: 2720018_592.jpg]" class="mycode_img" /><br />
همان طور که اشاره کردیم سریال «سرجوخه» دست روی موضوعات جذاب و به روزی مانند جذب چهره‌ها به سایت‌های شرط‌بندی و فعالیت شاخ‌های اینستاگرامی گذاشته است که برگ برنده‌ای برای سریال محسوب می‌شود. شاید چنین موضوعاتی برای مخاطب جوان بیشتر قابل درک و ملموس باشد، اما به طور کلی «سرجوخه» می‌تواند برای تماشاگر کشش داشته باشد. ریتم خوب و مناسب قصه نیز باعث شده بتواند مخاطب را پای تماشای سریال نگه دارد. هرچند که هنوز بعضی از نقاط تاریک قصه روشن نشده و ممکن است مخاطب کمی سردرگم شود، اما با جلو رفتن قصه، ممکن است اوضاع بهتر شود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قهرمان فرهادی، واقعا ارزش تماشا دارد؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F</link>
			<pubDate>Fri, 29 Oct 2021 23:38:53 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000ff;" class="mycode_color">برترین‌ها:</span> اکران فیلم قهرمان ساخته اصغر فرهادی کارگردان نام آشنای کشورمان چند روزی است در ایران آغاز شده.<br />
دوستداران <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا در ایران از زمان درخشش این فیلم در کن 2021 که جایزه بزرگ هیات داوران این جشنواره را از آن خود کرد، منتظر اکران این فیلم بودند.<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/7/2719748_751.jpg" alt="[عکس: 2719748_751.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color">در خلاصه این فیلم آمده:</span><br />
رحیم (امیر جدیدی) خطّاط و نقّاشی مطلّقه است که به علّت عدم پرداخت بدهی‌اش به بهرام (محسن تنابنده) که یک نزول‌خور است به زندان افتاده‌. رحیم به مرخصی دو روزه‌ای می‌آید. او پسری دارد که لکنت زبان دارد و با مربی گفتاردرمانی او فرخنده (سحر گلدوست) در رابطه است. فرخنده به رحیم می‌گوید که کیفی حاوی چند سکهٔ طلا پیدا کرده‌است و با فروش آن‌ها می‌تواند بدهی خود را به بهرام بدهد اما...<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/7/2719746_478.jpg" alt="[عکس: 2719746_478.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کمپانی آمازون روز گذشته تریلر اکران آمریکای فیلم «قهرمان» اصغر فرهادی را منتشر کرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000ff;" class="mycode_color">برترین‌ها:</span> اکران فیلم قهرمان ساخته اصغر فرهادی کارگردان نام آشنای کشورمان چند روزی است در ایران آغاز شده.<br />
دوستداران <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا در ایران از زمان درخشش این فیلم در کن 2021 که جایزه بزرگ هیات داوران این جشنواره را از آن خود کرد، منتظر اکران این فیلم بودند.<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/7/2719748_751.jpg" alt="[عکس: 2719748_751.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color">در خلاصه این فیلم آمده:</span><br />
رحیم (امیر جدیدی) خطّاط و نقّاشی مطلّقه است که به علّت عدم پرداخت بدهی‌اش به بهرام (محسن تنابنده) که یک نزول‌خور است به زندان افتاده‌. رحیم به مرخصی دو روزه‌ای می‌آید. او پسری دارد که لکنت زبان دارد و با مربی گفتاردرمانی او فرخنده (سحر گلدوست) در رابطه است. فرخنده به رحیم می‌گوید که کیفی حاوی چند سکهٔ طلا پیدا کرده‌است و با فروش آن‌ها می‌تواند بدهی خود را به بهرام بدهد اما...<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/8/7/2719746_478.jpg" alt="[عکس: 2719746_478.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کمپانی آمازون روز گذشته تریلر اکران آمریکای فیلم «قهرمان» اصغر فرهادی را منتشر کرد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نوستالژیک‌ترین سریال‌های خارجی تلویزیون]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86</link>
			<pubDate>Sun, 05 Sep 2021 00:53:38 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[دیجی کالا مگ: از اواسط دهه‌ی شصت که تلویزیون با داشتن تنها دو شبکه، تصمیم به خرید، دوبله و پخش سریال‌های خارجی گرفت، مجموعه‌های شرقی، اروپایی و تولید قاره آمریکا، عضو جدانشدنی سبد فرهنگی خانواده‌های ایرانی بودند.<br />
این اقبال به سریال‌های خارجی در دهه هفتاد شکل دیگری به خود گرفت و با پخش مجموعه‌های پلیسی جنایی اروپایی، مخاطب هم بیشتر به این نوع محصولات اقبال نشان داد. مرور سریال‌های نوستالژیک تلویزیون اتفاق خوبی است که گاهی حتی نام بردن از آن‌ها با حجم بزرگی از خاطرات همراه می‌شود. در ادامه به معرفی محبوب‌ترین سریال‌های نوستالژیک خارجی، همراه با ناگفته‌هایی درباره‌ی آن‌ها خواهیم پرداخت.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color">سریال‌های آسیای شرقی</span><br />
<br />
جنگجویان کوهستان (The Water Margin)محصول: ۱۹۷۳<br />
<br />
حالا قریب به نیم قرن از ساخت سریال «جنگجویان کوهستان» گذشته است. سریالی ژاپنی که نام اصلی آن «لب آب» است و با اقتباس از داستانی به همین نام از ادبیات کلاسیک چین ساخت شده. با این وجود مردم ایران این مجموعه را با نام دیگری می‌شناسند: «لیان شان پو».<br />
این نام برگرفته از مکانی است که ۱۰۸ قهرمان داستان دور هم جمع می‌شدند و آن‌جا برای مبارزه با شخصیت‌های پلید تصمیم‌گیری می‌کردند. چهره‌ی اساطیری که این سریال از قهرمانان داستان خود ساخته بود، این مجموعه را به یکی از سریال‌های آسیایی محبوب مردم ایران در اوایل دهه‌ی هفتاد شمسی تبدیل کرد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/13/2684467_784.jpg" alt="[عکس: 2684467_784.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
«جنگجویان کوهستان» خیلی پیش‌تر از مجموعه‌های دیگر ژاپنی که پایشان به تلویزیون ایران رسیده بود، ساخته شد، اما زمانی روی آنتن رفت که اقبال مخاطبان ایرانی به محصولات شرق آسیا، روز به روز افزایش پیدا می‌کرد.<br />
از سویی دیگر «لین چان» به‌عنوان شخصیت اصلی داستان جنگجویان کوهستان از آن کاراکتر‌های محبوب جوانان ایرانی در اوایل دهه‌ی هفتاد بود که به او به‌عنوان یک قهرمان اساطیری نگاه می‌کردند.<hr class="mycode_hr" />
<br />
سال‌های دور از خانه (Oshin)محصول: ۱۹۸۳<br />
<br />
نام اصلی این سریال «اوشین» بود، اما بنا به تصمیم تلویزیون به «سال‌های دور از خانه» تغییر نام داد.<br />
مجموعه‌ای در ژانر درام خانوادگی که به‌عنوان اولین سریال از شرق آسیا وارد تلویزیون ایران شد و هیچ کس تصور نمی‌کرد به یکی از محبوب‌ترین سریال‌ها تبدیل شود.<br />
شدت محبوبیت «اوشین» تا حدی بود که یکشنبه شب‌ها، در ساعت پخش این سریال، خیابان‌ها خلوت می‌شد و همچنین مردم شب‌های بمباران جنگ را با دیدن این مجموعه سپری می‌کردند. از موضوعات پشت پرده‌ای که درباره این سریال همیشه مطرح بوده، سانسور کلی آن است. به نحوی که گفته می‌شد شخصیت واقعی اوشین در نسخه پخش شده در ایران، کاملا تغییرکرده و در نسخه‌ی اصلی این سریال، اوشین هرگز یک آرایشگر معمولی نبوده و مشتری‌هایش هم مشتری‌های ساده‌ای نبودند. در واقع او آرایشگر یک شرکت مخصوص «گیشاها» بود، اما در آنچه از فیلم در ویکی‌پدیا موجود است چنین چیزی دیده نمی‌شود.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/13/2684468_911.jpg" alt="[عکس: 2684468_911.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
البته با وجود اینکه بعد‌ها ژاله علو و مریم شیرزاد به‌عنوان مدیر دوبلاژ سریال و صداپیشه نقش اوشین این شایعات را رد کردند، اما هنوز هم بسیاری بر این باورند که تلویزیون با تغییر قصه و شخصیت‌ها، خود سریالی جدید تولیدکرده است. اوشین تنها در ژاپن و ایران محبوب نبود بلکه مثلا در کشور تایلند جلسه‌های هیات دولت را طوری تنظیم می‌کردند که با پخش این مجموعه تداخل نداشته باشد. این سریال حتی پس از به پایان رسیدن ظلم و جنگ‌های امپرطوری ژاپن با کشور‌های جنوب شرق آسیا، چهره‌ی این کشور را برای ساکنین سرزمین‌های دیگر تلطیف کرد.<br />
<br />
<br />
از سرزمین شمالی (From the North Country)محصول: ۲۰۰۲-۱۹۸۱<br />
<br />
این مجموعه یکی از محبوب‌ترین و طولانی‌ترین سریال‌های ساخته شده در تلویزیون ژاپن است. سریالی که براساس داستان زندگی یک پدر و دو فرزندش در یکی از روستا‌های شمالی کشور ژاپن شکل گرفت و تا ۱۸ سال بعد و رسیدن فرزندان خانواده به دانشگاه و ازدواج آن‌ها، ادامه پیداکرد.<br />
«از سرزمین شمالی» تا حدی در میان مردم ژاپن محبوب بود که فیلمنامه‌های آن پس از انتشار، بلافاصله در بازار کتاب کم‌یاب می‌شد. از سویی دیگر روستایی محل فیلمبرداری این سریال، حالا تبدیل به موزه‌ای برای بازدید عموم مردم شده است.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/13/2684471_438.jpg" alt="[عکس: 2684471_438.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
نکته‌ی جالب این است که در اواسط دهه‌ی شصت تنها فصل اول از سرزمین شمالی در تلویزیون ایران نمایش داده‌شد که با وجود ساختار ملودرامی که داشت بسیار جلب توجه کرد. پس از نزدیک به سی سال در فروردین ۱۳۹۶ ادامه‌ی این سریال، البته نه به صورت کامل از شبکه تماشا به روی آنتن رفت، اما حجم سانسور صورت گرفته درباره این سریال به حدی بود که مخاطب تلویزیون چندان متوجه ارتباطات داستانی فصل آخر آن نشد.<br />
از سویی دیگر سال‌ها پس از پخش اولیه‌ی این سریال در شبکه یک، مسئول تأمین برنامه این شبکه در مصاحبه‌ای اعلام کرد که از سوی گروه‌های خاصی موانعی برای پخش این سریال به وجود آمده بوده و همچنین معتقد بودند خاله‌ی بچه‌ها که به روستا می‌آیند با پدر خانواده ارتباط دارد و باید پخش این سریال متوقف شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دیجی کالا مگ: از اواسط دهه‌ی شصت که تلویزیون با داشتن تنها دو شبکه، تصمیم به خرید، دوبله و پخش سریال‌های خارجی گرفت، مجموعه‌های شرقی، اروپایی و تولید قاره آمریکا، عضو جدانشدنی سبد فرهنگی خانواده‌های ایرانی بودند.<br />
این اقبال به سریال‌های خارجی در دهه هفتاد شکل دیگری به خود گرفت و با پخش مجموعه‌های پلیسی جنایی اروپایی، مخاطب هم بیشتر به این نوع محصولات اقبال نشان داد. مرور سریال‌های نوستالژیک تلویزیون اتفاق خوبی است که گاهی حتی نام بردن از آن‌ها با حجم بزرگی از خاطرات همراه می‌شود. در ادامه به معرفی محبوب‌ترین سریال‌های نوستالژیک خارجی، همراه با ناگفته‌هایی درباره‌ی آن‌ها خواهیم پرداخت.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color">سریال‌های آسیای شرقی</span><br />
<br />
جنگجویان کوهستان (The Water Margin)محصول: ۱۹۷۳<br />
<br />
حالا قریب به نیم قرن از ساخت سریال «جنگجویان کوهستان» گذشته است. سریالی ژاپنی که نام اصلی آن «لب آب» است و با اقتباس از داستانی به همین نام از ادبیات کلاسیک چین ساخت شده. با این وجود مردم ایران این مجموعه را با نام دیگری می‌شناسند: «لیان شان پو».<br />
این نام برگرفته از مکانی است که ۱۰۸ قهرمان داستان دور هم جمع می‌شدند و آن‌جا برای مبارزه با شخصیت‌های پلید تصمیم‌گیری می‌کردند. چهره‌ی اساطیری که این سریال از قهرمانان داستان خود ساخته بود، این مجموعه را به یکی از سریال‌های آسیایی محبوب مردم ایران در اوایل دهه‌ی هفتاد شمسی تبدیل کرد.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/13/2684467_784.jpg" alt="[عکس: 2684467_784.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
«جنگجویان کوهستان» خیلی پیش‌تر از مجموعه‌های دیگر ژاپنی که پایشان به تلویزیون ایران رسیده بود، ساخته شد، اما زمانی روی آنتن رفت که اقبال مخاطبان ایرانی به محصولات شرق آسیا، روز به روز افزایش پیدا می‌کرد.<br />
از سویی دیگر «لین چان» به‌عنوان شخصیت اصلی داستان جنگجویان کوهستان از آن کاراکتر‌های محبوب جوانان ایرانی در اوایل دهه‌ی هفتاد بود که به او به‌عنوان یک قهرمان اساطیری نگاه می‌کردند.<hr class="mycode_hr" />
<br />
سال‌های دور از خانه (Oshin)محصول: ۱۹۸۳<br />
<br />
نام اصلی این سریال «اوشین» بود، اما بنا به تصمیم تلویزیون به «سال‌های دور از خانه» تغییر نام داد.<br />
مجموعه‌ای در ژانر درام خانوادگی که به‌عنوان اولین سریال از شرق آسیا وارد تلویزیون ایران شد و هیچ کس تصور نمی‌کرد به یکی از محبوب‌ترین سریال‌ها تبدیل شود.<br />
شدت محبوبیت «اوشین» تا حدی بود که یکشنبه شب‌ها، در ساعت پخش این سریال، خیابان‌ها خلوت می‌شد و همچنین مردم شب‌های بمباران جنگ را با دیدن این مجموعه سپری می‌کردند. از موضوعات پشت پرده‌ای که درباره این سریال همیشه مطرح بوده، سانسور کلی آن است. به نحوی که گفته می‌شد شخصیت واقعی اوشین در نسخه پخش شده در ایران، کاملا تغییرکرده و در نسخه‌ی اصلی این سریال، اوشین هرگز یک آرایشگر معمولی نبوده و مشتری‌هایش هم مشتری‌های ساده‌ای نبودند. در واقع او آرایشگر یک شرکت مخصوص «گیشاها» بود، اما در آنچه از فیلم در ویکی‌پدیا موجود است چنین چیزی دیده نمی‌شود.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/13/2684468_911.jpg" alt="[عکس: 2684468_911.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
البته با وجود اینکه بعد‌ها ژاله علو و مریم شیرزاد به‌عنوان مدیر دوبلاژ سریال و صداپیشه نقش اوشین این شایعات را رد کردند، اما هنوز هم بسیاری بر این باورند که تلویزیون با تغییر قصه و شخصیت‌ها، خود سریالی جدید تولیدکرده است. اوشین تنها در ژاپن و ایران محبوب نبود بلکه مثلا در کشور تایلند جلسه‌های هیات دولت را طوری تنظیم می‌کردند که با پخش این مجموعه تداخل نداشته باشد. این سریال حتی پس از به پایان رسیدن ظلم و جنگ‌های امپرطوری ژاپن با کشور‌های جنوب شرق آسیا، چهره‌ی این کشور را برای ساکنین سرزمین‌های دیگر تلطیف کرد.<br />
<br />
<br />
از سرزمین شمالی (From the North Country)محصول: ۲۰۰۲-۱۹۸۱<br />
<br />
این مجموعه یکی از محبوب‌ترین و طولانی‌ترین سریال‌های ساخته شده در تلویزیون ژاپن است. سریالی که براساس داستان زندگی یک پدر و دو فرزندش در یکی از روستا‌های شمالی کشور ژاپن شکل گرفت و تا ۱۸ سال بعد و رسیدن فرزندان خانواده به دانشگاه و ازدواج آن‌ها، ادامه پیداکرد.<br />
«از سرزمین شمالی» تا حدی در میان مردم ژاپن محبوب بود که فیلمنامه‌های آن پس از انتشار، بلافاصله در بازار کتاب کم‌یاب می‌شد. از سویی دیگر روستایی محل فیلمبرداری این سریال، حالا تبدیل به موزه‌ای برای بازدید عموم مردم شده است.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/13/2684471_438.jpg" alt="[عکس: 2684471_438.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
نکته‌ی جالب این است که در اواسط دهه‌ی شصت تنها فصل اول از سرزمین شمالی در تلویزیون ایران نمایش داده‌شد که با وجود ساختار ملودرامی که داشت بسیار جلب توجه کرد. پس از نزدیک به سی سال در فروردین ۱۳۹۶ ادامه‌ی این سریال، البته نه به صورت کامل از شبکه تماشا به روی آنتن رفت، اما حجم سانسور صورت گرفته درباره این سریال به حدی بود که مخاطب تلویزیون چندان متوجه ارتباطات داستانی فصل آخر آن نشد.<br />
از سویی دیگر سال‌ها پس از پخش اولیه‌ی این سریال در شبکه یک، مسئول تأمین برنامه این شبکه در مصاحبه‌ای اعلام کرد که از سوی گروه‌های خاصی موانعی برای پخش این سریال به وجود آمده بوده و همچنین معتقد بودند خاله‌ی بچه‌ها که به روستا می‌آیند با پدر خانواده ارتباط دارد و باید پخش این سریال متوقف شود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شکست‌خورده‌های تلویزیون تا اینجای ۱۴۰۰]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2021 00:55:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: center;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: justify;" class="mycode_align">رامبد جوان، اکبر عبدی و مرجانه گلچین از چهره‌های ناموفق ۶ ماه اول سال ۱۴۰۰ بوده‌اند.<br />
</div><div style="text-align: justify;" class="mycode_align">روزنامه خراسان - مائده کاشیان: تلویزیون از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا امروز سریال‌ها و برنامه‌های مختلفی را روی آنتن برده است. بعضی از این برنامه‌ها و سریال‌ها جزو برند‌های رسانه ملی شناخته می‌شدند و تلویزیون روی جذب مخاطب به واسطه آن‌ها حساب زیادی باز کرده بود، بعضی دیگر از آن‌ها هم بی سروصدا پخش شدند، مدتی روی آنتن بودند و به پایان رسیدند. اکنون که شهریورماه است و تقریبا نیمی از سال ۱۴۰۰ سپری شده، از میان چهره‌های شاخص تلویزیون ناموفق‌ترین‌ها را در شش ماه ابتدایی سال بررسی کرده‌ایم.<br />
داریوش ارجمند/ سریال یاور<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/11/2683516_288.jpg" alt="[عکس: 2683516_288.jpg]" class="mycode_img" /><br />
یکی از پرحاشیه‌ترین سریال‌های تلویزیون در شش ماه ابتدایی سال، «یاور» است. بسیاری از اتفاقات قصه تناسبی با واقعیت نداشت و ایراد‌های فیلم نامه باعث می‌شد ماجرا‌هایی که در سریال اتفاق می‌افتاد برای مخاطب باورپذیر و منطقی نباشد. شخصیت داریوش ارجمند به نام «یاور چلویی» شباهت‌هایی به شخصیت «حشمت فردوس» در «ستایش» داشت و بازی او در «یاور» کاملا یادآور بازی‌اش در «ستایش» بود. علاوه بر این که سریال در جلب رضایت مخاطب موفق نبود، داریوش ارجمند هم به عنوان بازیگر خودش را تکرار کرد، در نتیجه این سریال هیچ دستاوردی برای او نداشت.<hr class="mycode_hr" />علیرضا افخمی/ احضار<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/11/2683517_749.jpg" alt="[عکس: 2683517_749.jpg]" class="mycode_img" /><br />
علیرضا افخمی پس از چند سال دوری از ساخت سریال‌های ماورایی، سال گذشته مجموعه «احضار» را جلوی دوربین برد. این کارگردان با ساخت سریال‌های پرمخاطبی مانند «او یک فرشته بود»، «پنجمین خورشید» و «پنج کیلومتر تا بهشت» کارنامه قابل دفاعی در ژانر ماورایی داشت، اما با «احضار» نتوانست موفقیت پیشین خود را تکرار کند. پیام‌های مستقیم و شعاری سریال برای نقد رمالی و اعتقاد به خرافات و بازی ضعیف بازیگران از نقاط ضعف این مجموعه بود. هرچند که «احضار» با ۴۳ درصد مخاطب پربیننده‌ترین سریال ماه رمضان امسال بود، اما رضایت مخاطبان را جلب نکرد.<hr class="mycode_hr" />برق نورد و تشکر/ دودکش ۲<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/11/2683518_741.jpg" alt="[عکس: 2683518_741.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ساخت فصل دوم «دودکش» به دلیل استقبال مخاطبان از «دودکش ۱» و «پادری» خبر مهمی بود و این سریال جزو برگ‌های برنده تلویزیون به حساب می‌آمد، اما «دودکش ۲» ساخته برزو نیک‌نژاد نتوانست خاطره خوب فصل‌های قبلی را تکرار کند. بخش زیادی از سریال به کل کل تکراری هومن برق‌نورد و بهنام تشکر با یکدیگر می‌گذشت. علاوه بر این تکرار، حضور بهنام تشکر در قصه نسبت به دو فصل قبلی کم رنگ‌تر شده بود و شخصیت «بهروز» جای آن را گرفته بود که این موضوع هم لطمه‌ای به سریال زد و در نهایت زوج کمدی «فیروز» و «نصرت» در «دودکش ۲» موفق ظاهر نشدند.</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: center;" class="mycode_align"> </div><div style="text-align: justify;" class="mycode_align">رامبد جوان، اکبر عبدی و مرجانه گلچین از چهره‌های ناموفق ۶ ماه اول سال ۱۴۰۰ بوده‌اند.<br />
</div><div style="text-align: justify;" class="mycode_align">روزنامه خراسان - مائده کاشیان: تلویزیون از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا امروز سریال‌ها و برنامه‌های مختلفی را روی آنتن برده است. بعضی از این برنامه‌ها و سریال‌ها جزو برند‌های رسانه ملی شناخته می‌شدند و تلویزیون روی جذب مخاطب به واسطه آن‌ها حساب زیادی باز کرده بود، بعضی دیگر از آن‌ها هم بی سروصدا پخش شدند، مدتی روی آنتن بودند و به پایان رسیدند. اکنون که شهریورماه است و تقریبا نیمی از سال ۱۴۰۰ سپری شده، از میان چهره‌های شاخص تلویزیون ناموفق‌ترین‌ها را در شش ماه ابتدایی سال بررسی کرده‌ایم.<br />
داریوش ارجمند/ سریال یاور<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/11/2683516_288.jpg" alt="[عکس: 2683516_288.jpg]" class="mycode_img" /><br />
یکی از پرحاشیه‌ترین سریال‌های تلویزیون در شش ماه ابتدایی سال، «یاور» است. بسیاری از اتفاقات قصه تناسبی با واقعیت نداشت و ایراد‌های فیلم نامه باعث می‌شد ماجرا‌هایی که در سریال اتفاق می‌افتاد برای مخاطب باورپذیر و منطقی نباشد. شخصیت داریوش ارجمند به نام «یاور چلویی» شباهت‌هایی به شخصیت «حشمت فردوس» در «ستایش» داشت و بازی او در «یاور» کاملا یادآور بازی‌اش در «ستایش» بود. علاوه بر این که سریال در جلب رضایت مخاطب موفق نبود، داریوش ارجمند هم به عنوان بازیگر خودش را تکرار کرد، در نتیجه این سریال هیچ دستاوردی برای او نداشت.<hr class="mycode_hr" />علیرضا افخمی/ احضار<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/11/2683517_749.jpg" alt="[عکس: 2683517_749.jpg]" class="mycode_img" /><br />
علیرضا افخمی پس از چند سال دوری از ساخت سریال‌های ماورایی، سال گذشته مجموعه «احضار» را جلوی دوربین برد. این کارگردان با ساخت سریال‌های پرمخاطبی مانند «او یک فرشته بود»، «پنجمین خورشید» و «پنج کیلومتر تا بهشت» کارنامه قابل دفاعی در ژانر ماورایی داشت، اما با «احضار» نتوانست موفقیت پیشین خود را تکرار کند. پیام‌های مستقیم و شعاری سریال برای نقد رمالی و اعتقاد به خرافات و بازی ضعیف بازیگران از نقاط ضعف این مجموعه بود. هرچند که «احضار» با ۴۳ درصد مخاطب پربیننده‌ترین سریال ماه رمضان امسال بود، اما رضایت مخاطبان را جلب نکرد.<hr class="mycode_hr" />برق نورد و تشکر/ دودکش ۲<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1400/6/11/2683518_741.jpg" alt="[عکس: 2683518_741.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ساخت فصل دوم «دودکش» به دلیل استقبال مخاطبان از «دودکش ۱» و «پادری» خبر مهمی بود و این سریال جزو برگ‌های برنده تلویزیون به حساب می‌آمد، اما «دودکش ۲» ساخته برزو نیک‌نژاد نتوانست خاطره خوب فصل‌های قبلی را تکرار کند. بخش زیادی از سریال به کل کل تکراری هومن برق‌نورد و بهنام تشکر با یکدیگر می‌گذشت. علاوه بر این تکرار، حضور بهنام تشکر در قصه نسبت به دو فصل قبلی کم رنگ‌تر شده بود و شخصیت «بهروز» جای آن را گرفته بود که این موضوع هم لطمه‌ای به سریال زد و در نهایت زوج کمدی «فیروز» و «نصرت» در «دودکش ۲» موفق ظاهر نشدند.</div>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>