<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[ایران رمان - راهنمای کار و زندگی]]></title>
		<link>http://forum.iranroman.com/</link>
		<description><![CDATA[ایران رمان - http://forum.iranroman.com]]></description>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2026 18:12:44 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[۷ کشور که بی‌ادب‌ترین مردم دنیا را در قبال توریست‌ها دارند!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B7-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A8%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF</link>
			<pubDate>Thu, 24 Apr 2025 20:55:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B7-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A8%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[در هفته‌ها و ماه‌های اخیر انتشار ویدئوهایی از سراسر ایران و با موضوع برخورد ایرانی‌ها با گردشگران خارجی، موضوع کیفیت برخورد مردم کشورمان با گردشگران خارجی را سر زبان‌ها انداخت. ویدئوهایی که البته همه آن‌ها منفی نبودند و از قضا برخی از آن‌ها درباره مهمان‌نوازی و محبت بدون چشم‌داشت مردم مهربان ایران با غریبه‌هایی بود که در بیشتر مواقع حاضر نیستند حتی با رزرو هتل اندکی به اقتصاد بیمار ایران کمک کنند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/S1IX7tgb573k/Bumv1zAHak0,/Slidethailand-home.jpg" alt="[عکس: Slidethailand-home.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
واکنش مردم ایران به این ویدئوها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شد. عده‌ای که به درستی مردم ایران را از نظر استقبال و محبت به غریبه‌ها در دنیا بی‌نظیر می‌دانستند و معتقد بودند نباید به خاطر تعدادی افراد سودجو فرهنگ غنی مهمان‌نوازی مردم کشورمان را زیر سوال ببریم. دسته دوم باز هم به درستی به تاثیر مخرب وضعیت بد اقتصادی و شاید مهم‌تر از آن نبود امنیت اقتصادی بر روان و فرهنگ مردم اشاره می‌کردند و معتقد بودند مردم ما به دلیل برخورد بسیار کم و تعداد انگشت‌شمار توریست‌های خارجی در کشورمان اساسا الفبای رفتار با گردشگران را بلد نیستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/aISlpu4D7O9f/Bumv1zAHak0,/Tourism-worldwide.jpg" alt="[عکس: Tourism-worldwide.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
نکته‌ای که اما کمتر به آن اشاره شد به نقش بسیار کم‌رنگ(اگر نگوییم بدون رنگ و نامرئی) دولت، حاکمیت و بازوهای آن همچون صدا و سیما و آموزش و پرورش در آموزش شهروندان در مواجهه با گردشگر خارجی بازمی‌گردد. واقعیت این است که اگر فردی در فقیرترین نقاط خوزستان گردشگران خارجی را به منزل خود برده و غذای نه چندان مفصلش را بدون هیچ چشم‌داشتی با آن‌ها تقسیم می‌کند نه به خاطر آموزش و فرهنگ عمومی جامعه در برخورد با گردشگر خارجی بلکه به دلیل شخصیت مهربان و مهمان‌نواز خود آن فرد است. به هر روی به دلیل مورد توجه قرار گرفتن چنین موج‌هایی در شبکه‌های اجتماعی برای این مقاله تصمیم گرفتیم سری بزنیم به کشورهای دیگر و ببینیم توریست‌های خارجی درباره کیفیت مهمان‌نوازی این کشورها که از قضا برخلاف کشور ما اغلب بسیار هم توریست‌پذیر هستند، چه می‌گویند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قطر</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ovjMIE0bDzmB/Bumv1zAHak0,/Qatar.jpeg" alt="[عکس: Qatar.jpeg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
بیشتر مردم دنیا قطر را با برج‌های مدرن و سر به فلک کشیده، سواحل زیبا، آب و هوای گرم و شرجی و البته جام جهانی 2022 به یاد می‌آورند و بنابر همین دلایل سفر به قطر در لیست بیشتر انسان‌های علاقمند به جهانگردی وجود دارد. با این‌حال بسیاری از توریست‌های خارجی پس از سفر به قطر و تجربه نه چندان مثبت از برخورد با افراد بومی، با لب‌هایی بدون لبخند از این کشور کوچک خاورمیانه خارج می‌شوند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/nSeIPD81TY55/Bumv1zAHak0,/Milipol-Qatar-discover-qatar-tourism.jpg" alt="[عکس: Milipol-Qatar-discover-qatar-tourism.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
قطر که حالا از نگاه اقتصاد مبتنی بر توریسم با روزهای اوجش فاصله گرفته و برای نمونه رزرو هتل در این کشور نسبت به سال 2019 با افتی تقریبا 20 درصدی مواجه است انگار در راضی نگه‌داشتن گردشگران خارجی با مشکل روبروست. وقتی از گردشگران خارجی که سابقه سفر به قطر را داشته‌اند درباره دلیلشان برای امتناع از سفر دوباره به این کشور پرسیده می‌شود، پاسخ‌ها بسیار معنادار است. در کنار دلایلی چون ترافیک سنگین، گرانی هتل‌ها و رستوران‌ها و آب و هوای گرم، یک دلیل در پاسخ‌نامه همه گردشگران مشترک است و آن تجربه بسیار بد از برخورد با افراد محلی و بومی و بی‌ادبی مردم محلی در برخورد با گردشگران خارجی است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آفریقای جنوبی</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/KHhQXsOLWXvQ/Bumv1zAHak0,/SA.jpg" alt="[عکس: SA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
برای بسیاری از مردم دنیا آفریقای جنوبی مقصدی رویایی و بدون رقیب برای سفر به حساب می‌آید و این کشور با بهره‌مندی از طبیعت و حیات وحشی بی‌مانند دهان هر علاقمند به سفری را آب می‌اندازد. بیابان‌های زیبا و مملو از حیوانات عجیب و غریب و سواحل گرم و بکر این کشور آفریقایی برای بسیاری از گردشگران دلایل کافی برای بستن چمدان به حساب می‌آید اما ناامنی و رشد تصاعدی جرم و جنایت در این کشور باعث شده درآمد آفریقای جنوبی از توریسم با رشدی منفی روبرو باشد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/naOxElrR5shn/Bumv1zAHak0,/safari-truck-giraffes-micato-safaris-SAFARIGUIDETIPS0721-2549bb165aa34dc193cb8b6f3958654b-e1694024338105.jpg" alt="[عکس: safari-truck-giraffes-micato-safaris-SAF...338105.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اگر شما به عنوان یک فرد اروپایی قصد سفر به این کشور را داشته باشید حتما مسئولان کشورتان چند ساعتی را صرف لیست کردن نقاط و شهرهای ممنوعه مانند ژوهانسبورگ برای شما خواهند کرد، نقاطی که کاملا از طرف گروه‌های خلافکار و شبه‌نظامیان مسلح و کارتل‌های قاچاق(از مواد مخدر گرفته تا اعضای بدن و حیوانات در حال انقراض) اداره می‌شود. نکته دیگری که باعث می‌شود یک گردشگر خارجی از تجربه سفرش به آفریقای جنوبی راضی نباشد فاصله طبقاتی باورنکردنی بین مردم بومی این کشور چه از منظر اقتصادی و چه فرهنگی و اجتماعی است. تمام این دلایل دست به دست هم داده‌اند و باعث شده‌اند گردشگران خارجی مردم آفریقای جنوبی را یکی از بی‌ادب‌ترین مردم دنیا در مواجهه با گردشگر خارجی بدانند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تایلند</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/V0UXLoKnssXg/Bumv1zAHak0,/Thai.jpg" alt="[عکس: Thai.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
یکی دیگر از مقاصد محبوب برای گردشگران خارجی از جمله مردم کشورمان برای سفر کشور تایلند است. هرچند که در کشور ما نگاهی منفی به تایلند وجود دارد و بسیاری از مردم پس از شنیدن قصد شما برای سفر به این کشور لبخندهایی معنادار می‌زنند اما واقعیت این است که این کشور شرق آسیا از فرهنگی بسیار غنی و طبیعتی بسیار جذاب برخوردار است. تایلند از آن دسته از کشورهاست که بخش بزرگی از اقتصادش بر پایه جذب توریست است و با وجود بهره‌مند شدن مردم تایلند از این درآمد اما انگار بسیاری از تایلندی‌ها از ورود بی‌رویه گردشگر به کشورشان دل خوشی ندارند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/yy05Zg8CiKzd/Bumv1zAHak0,/Thail.jpg" alt="[عکس: Thail.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
نکته جالبی که اما در کیفیت تجربه گردشگران خارجی سفر کرده به تایلند مشهود است شما را به این نتیجه می‌رساند که ثروتمند بودن یا نبودن شما در احساس رضایتتان پس از سفر به تایلند بسیار تاثیرگذار است. در حالی که گردشگران ثروتمند از برخورد خوب مردم محلی تایلند با گردشگران می‌گویند اما گردشگرانی که یک سفر اقتصادی و با بودجه کم را ترجیح می‌دهند به شدت از بی‌ادبی و برخورد بد مردم محلی این کشور شکایت دارند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پرتغال</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/BU30DyqHoQ15/Bumv1zAHak0,/Por.jpg" alt="[عکس: Por.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
همسایه کوچک اسپانیا که در بیشتر زمینه‌ها از جمله جذب گردشگر معمولا زیر سایه همسایه بزرگ‌تر و پر سر و صداتر خود می‌ماند در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی در زمینه جذب گردشگر خارجی داشته است. شهرهای بزرگ پرتغال مانند لیسبون هر ساله میزبان تعداد زیادی توریست خارجی است و هرچند اغلب این توریست‌ها از مهمان‌نوازی و برخورد خوب پرتغالی‌ها می‌گویند اما گروهی هم تجربه متفاوتی را در این کشور از سر گذرانده‌اند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/U8GJfi2GH8XA/Bumv1zAHak0,/turismo-em-portugal.jpg" alt="[عکس: turismo-em-portugal.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ماجرا از این قرار است که انگار مردم محلی پرتغال به هیچ‌وجه تاب تحمل گردشگرانی با سبک زندگی متفاوت را ندارند و برای نمونه گردشگرانی که بدنی پوشیده از تتو و خالکوبی دارند اصلا از نحوه برخورد مردم محلی راضی نبوده‌اند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کانادا</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/rUbgTpP68EhF/Bumv1zAHak0,/Canada-Featured.jpg" alt="[عکس: Canada-Featured.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
احتمالا از دیدن نام کانادا در چنین مقاله‌ای تعجب کرده‌اید، کشوری که به عقیده بسیاری از مردم دنیا دارای مهربان‌ترین و باادب‌ترین شهروندان در بین کشورهای دنیا است. البته که بیشتر گردشگران خارجی در کانادا روزهای خوشی را می‌گذرانند اما انگار موضوعی وجود دارد که حتی کانادایی‌ها را هم از کوره به در می‌برد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/tjtBKfrAkQV3/Bumv1zAHak0,/canada-homepage.jpeg" alt="[عکس: canada-homepage.jpeg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
بر اساس نظرسنجی‌ها مردم کانادا که بسیار هم به کانادایی بودنشان افتخار می‌کنند به شدت به مقایسه با همسایه همیشه پر از جنجالشان یعنی آمریکا حساسیت دارند و حتی یک مقایسه کوچک می‌تواند آن‌ها را عصبانی کند. این موضوع ظاهرا در نقاطی از کانادا که فرانسوی زبان هستند بیشتر به چشم می‌آید و برای نمونه بسیاری از گردشگران خارجی که مسلط به زبان فرانسوی نبوده‌اند از کیفیت برخورد مردم محلی در شهرهایی مانند کِبِک رضایت نداشته‌اند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جمهوری چک</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DIWPBL0hmSqW/Bumv1zAHak0,/Cze.jpg" alt="[عکس: Cze.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اگر به گردشگری علاقه داشته باشید نیازی به تعریف کردن از پراگِ رویایی وجود ندارد. پراگ و به صورت کلی جمهوری چک چه به دلیل معماری گوتیک و منحصربفردش و چه به دلیل طبیعت و فرهنگ خاصش همیشه از مقاصد محبوب گردشگران خارجی به حساب می‌آمده است. با وجود تمام این مزایا برای این کشور در جذب گردشگر اما انگار برخورد بد مردم محلی باعث شده شهرت خوب جمهوری چک در پذیرش توریست آسیبی جدی ببیند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/STFPdR7XEDzH/Bumv1zAHak0,/slide-czech-republic-prague-vltava-river.jpg" alt="[عکس: slide-czech-republic-prague-vltava-river.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
ظاهرا در سال‌های اخیر جمهوری چک و به ویژه شهر پراگ پذیرای تعداد قابل توجهی گردشگر خارجی بوده، تعدادی که ظاهرا از ظرفیت این کشور بیشتر بوده است. همین موضوع باعث شده مردم محلی این کشور به خاطر ترافیک همیشگی و موزه‌ها و رستوران‌ها و کلیساهای همیشه پر از جمعیت رویکردی منفی نسبت به گردشگران خارجی پیدا کنند و این رویکرد منفی در برخوردهای بی‌ادبانه با گردشگران خارجی نمود پیدا کرده است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجارستان</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/nH31MZ7GVPKg/Bumv1zAHak0,/tourism-in-hungary-rebounds-to-pre-pandemic-level.jpg" alt="[عکس: tourism-in-hungary-rebounds-to-pre-pandemic-level.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
مجارستان و مشهورترین شهرش در بین مردم دنیا یعنی بوداپست تا حد زیادی وضعیتی شبیه به جمهوری چک و پراگ دارد. کشوری پهناور و بسیار زیبا که به ویژه برای گردشگران علاقمند به فضاهای شهری و معماری گوتیک مانند یک بهشت به نظر می‌رسد و با پل‌ها و کانال‌های آبی مشهورش و چشمه‌های آب گرمِ با خاصیت درمانی‌اش برای بسیاری از گردشگران خارجی یک مقصد رویایی محسوب می‌شود. بوداپست و مجارستان اما هرچه در ظاهر زیبا هستند در باطن یک شهرت منفی را یدک می‌کشند و آن قرار گرفتن در بین سه کشور دنیا از نظر بی‌ادبی مردم محلی است.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/YOnWToNBFBAf/Bumv1zAHak0,/hungary-closes-for-tourism.jpg" alt="[عکس: hungary-closes-for-tourism.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ظاهرا مردم مجارستان هم مانند مردم جمهوری چک از حجم بالای گردشگران خارجی دل خوشی ندارند و این نارضایتی را به خوبی به گردشگران خارجی ابراز می‌کنند. نکته دیگری که نظر بسیاری از گردشگران خارجی سفر کرده به مجارستان را جذب کرده عدم تمایل مردم محلی به ارتباط برقرار کردن با توریست‌های خارجی است. ظاهرا اغلب مردم مجارستان ترجیح می‌دهند به جای سروکله زدن با گردشگران خارجی و کمک کردن به آن‌ها برای یافتن مقصدشان، به زندگی خودشان بپردازند و این عادت رفتاری برای بسیاری از گردشگران خارجی غیرقابل قبول است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در هفته‌ها و ماه‌های اخیر انتشار ویدئوهایی از سراسر ایران و با موضوع برخورد ایرانی‌ها با گردشگران خارجی، موضوع کیفیت برخورد مردم کشورمان با گردشگران خارجی را سر زبان‌ها انداخت. ویدئوهایی که البته همه آن‌ها منفی نبودند و از قضا برخی از آن‌ها درباره مهمان‌نوازی و محبت بدون چشم‌داشت مردم مهربان ایران با غریبه‌هایی بود که در بیشتر مواقع حاضر نیستند حتی با رزرو هتل اندکی به اقتصاد بیمار ایران کمک کنند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/S1IX7tgb573k/Bumv1zAHak0,/Slidethailand-home.jpg" alt="[عکس: Slidethailand-home.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
واکنش مردم ایران به این ویدئوها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شد. عده‌ای که به درستی مردم ایران را از نظر استقبال و محبت به غریبه‌ها در دنیا بی‌نظیر می‌دانستند و معتقد بودند نباید به خاطر تعدادی افراد سودجو فرهنگ غنی مهمان‌نوازی مردم کشورمان را زیر سوال ببریم. دسته دوم باز هم به درستی به تاثیر مخرب وضعیت بد اقتصادی و شاید مهم‌تر از آن نبود امنیت اقتصادی بر روان و فرهنگ مردم اشاره می‌کردند و معتقد بودند مردم ما به دلیل برخورد بسیار کم و تعداد انگشت‌شمار توریست‌های خارجی در کشورمان اساسا الفبای رفتار با گردشگران را بلد نیستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/aISlpu4D7O9f/Bumv1zAHak0,/Tourism-worldwide.jpg" alt="[عکس: Tourism-worldwide.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
نکته‌ای که اما کمتر به آن اشاره شد به نقش بسیار کم‌رنگ(اگر نگوییم بدون رنگ و نامرئی) دولت، حاکمیت و بازوهای آن همچون صدا و سیما و آموزش و پرورش در آموزش شهروندان در مواجهه با گردشگر خارجی بازمی‌گردد. واقعیت این است که اگر فردی در فقیرترین نقاط خوزستان گردشگران خارجی را به منزل خود برده و غذای نه چندان مفصلش را بدون هیچ چشم‌داشتی با آن‌ها تقسیم می‌کند نه به خاطر آموزش و فرهنگ عمومی جامعه در برخورد با گردشگر خارجی بلکه به دلیل شخصیت مهربان و مهمان‌نواز خود آن فرد است. به هر روی به دلیل مورد توجه قرار گرفتن چنین موج‌هایی در شبکه‌های اجتماعی برای این مقاله تصمیم گرفتیم سری بزنیم به کشورهای دیگر و ببینیم توریست‌های خارجی درباره کیفیت مهمان‌نوازی این کشورها که از قضا برخلاف کشور ما اغلب بسیار هم توریست‌پذیر هستند، چه می‌گویند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قطر</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ovjMIE0bDzmB/Bumv1zAHak0,/Qatar.jpeg" alt="[عکس: Qatar.jpeg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
بیشتر مردم دنیا قطر را با برج‌های مدرن و سر به فلک کشیده، سواحل زیبا، آب و هوای گرم و شرجی و البته جام جهانی 2022 به یاد می‌آورند و بنابر همین دلایل سفر به قطر در لیست بیشتر انسان‌های علاقمند به جهانگردی وجود دارد. با این‌حال بسیاری از توریست‌های خارجی پس از سفر به قطر و تجربه نه چندان مثبت از برخورد با افراد بومی، با لب‌هایی بدون لبخند از این کشور کوچک خاورمیانه خارج می‌شوند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/nSeIPD81TY55/Bumv1zAHak0,/Milipol-Qatar-discover-qatar-tourism.jpg" alt="[عکس: Milipol-Qatar-discover-qatar-tourism.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
قطر که حالا از نگاه اقتصاد مبتنی بر توریسم با روزهای اوجش فاصله گرفته و برای نمونه رزرو هتل در این کشور نسبت به سال 2019 با افتی تقریبا 20 درصدی مواجه است انگار در راضی نگه‌داشتن گردشگران خارجی با مشکل روبروست. وقتی از گردشگران خارجی که سابقه سفر به قطر را داشته‌اند درباره دلیلشان برای امتناع از سفر دوباره به این کشور پرسیده می‌شود، پاسخ‌ها بسیار معنادار است. در کنار دلایلی چون ترافیک سنگین، گرانی هتل‌ها و رستوران‌ها و آب و هوای گرم، یک دلیل در پاسخ‌نامه همه گردشگران مشترک است و آن تجربه بسیار بد از برخورد با افراد محلی و بومی و بی‌ادبی مردم محلی در برخورد با گردشگران خارجی است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آفریقای جنوبی</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/KHhQXsOLWXvQ/Bumv1zAHak0,/SA.jpg" alt="[عکس: SA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
برای بسیاری از مردم دنیا آفریقای جنوبی مقصدی رویایی و بدون رقیب برای سفر به حساب می‌آید و این کشور با بهره‌مندی از طبیعت و حیات وحشی بی‌مانند دهان هر علاقمند به سفری را آب می‌اندازد. بیابان‌های زیبا و مملو از حیوانات عجیب و غریب و سواحل گرم و بکر این کشور آفریقایی برای بسیاری از گردشگران دلایل کافی برای بستن چمدان به حساب می‌آید اما ناامنی و رشد تصاعدی جرم و جنایت در این کشور باعث شده درآمد آفریقای جنوبی از توریسم با رشدی منفی روبرو باشد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/naOxElrR5shn/Bumv1zAHak0,/safari-truck-giraffes-micato-safaris-SAFARIGUIDETIPS0721-2549bb165aa34dc193cb8b6f3958654b-e1694024338105.jpg" alt="[عکس: safari-truck-giraffes-micato-safaris-SAF...338105.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اگر شما به عنوان یک فرد اروپایی قصد سفر به این کشور را داشته باشید حتما مسئولان کشورتان چند ساعتی را صرف لیست کردن نقاط و شهرهای ممنوعه مانند ژوهانسبورگ برای شما خواهند کرد، نقاطی که کاملا از طرف گروه‌های خلافکار و شبه‌نظامیان مسلح و کارتل‌های قاچاق(از مواد مخدر گرفته تا اعضای بدن و حیوانات در حال انقراض) اداره می‌شود. نکته دیگری که باعث می‌شود یک گردشگر خارجی از تجربه سفرش به آفریقای جنوبی راضی نباشد فاصله طبقاتی باورنکردنی بین مردم بومی این کشور چه از منظر اقتصادی و چه فرهنگی و اجتماعی است. تمام این دلایل دست به دست هم داده‌اند و باعث شده‌اند گردشگران خارجی مردم آفریقای جنوبی را یکی از بی‌ادب‌ترین مردم دنیا در مواجهه با گردشگر خارجی بدانند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تایلند</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/V0UXLoKnssXg/Bumv1zAHak0,/Thai.jpg" alt="[عکس: Thai.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
یکی دیگر از مقاصد محبوب برای گردشگران خارجی از جمله مردم کشورمان برای سفر کشور تایلند است. هرچند که در کشور ما نگاهی منفی به تایلند وجود دارد و بسیاری از مردم پس از شنیدن قصد شما برای سفر به این کشور لبخندهایی معنادار می‌زنند اما واقعیت این است که این کشور شرق آسیا از فرهنگی بسیار غنی و طبیعتی بسیار جذاب برخوردار است. تایلند از آن دسته از کشورهاست که بخش بزرگی از اقتصادش بر پایه جذب توریست است و با وجود بهره‌مند شدن مردم تایلند از این درآمد اما انگار بسیاری از تایلندی‌ها از ورود بی‌رویه گردشگر به کشورشان دل خوشی ندارند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/yy05Zg8CiKzd/Bumv1zAHak0,/Thail.jpg" alt="[عکس: Thail.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
نکته جالبی که اما در کیفیت تجربه گردشگران خارجی سفر کرده به تایلند مشهود است شما را به این نتیجه می‌رساند که ثروتمند بودن یا نبودن شما در احساس رضایتتان پس از سفر به تایلند بسیار تاثیرگذار است. در حالی که گردشگران ثروتمند از برخورد خوب مردم محلی تایلند با گردشگران می‌گویند اما گردشگرانی که یک سفر اقتصادی و با بودجه کم را ترجیح می‌دهند به شدت از بی‌ادبی و برخورد بد مردم محلی این کشور شکایت دارند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پرتغال</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/BU30DyqHoQ15/Bumv1zAHak0,/Por.jpg" alt="[عکس: Por.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
همسایه کوچک اسپانیا که در بیشتر زمینه‌ها از جمله جذب گردشگر معمولا زیر سایه همسایه بزرگ‌تر و پر سر و صداتر خود می‌ماند در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی در زمینه جذب گردشگر خارجی داشته است. شهرهای بزرگ پرتغال مانند لیسبون هر ساله میزبان تعداد زیادی توریست خارجی است و هرچند اغلب این توریست‌ها از مهمان‌نوازی و برخورد خوب پرتغالی‌ها می‌گویند اما گروهی هم تجربه متفاوتی را در این کشور از سر گذرانده‌اند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/U8GJfi2GH8XA/Bumv1zAHak0,/turismo-em-portugal.jpg" alt="[عکس: turismo-em-portugal.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ماجرا از این قرار است که انگار مردم محلی پرتغال به هیچ‌وجه تاب تحمل گردشگرانی با سبک زندگی متفاوت را ندارند و برای نمونه گردشگرانی که بدنی پوشیده از تتو و خالکوبی دارند اصلا از نحوه برخورد مردم محلی راضی نبوده‌اند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کانادا</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/rUbgTpP68EhF/Bumv1zAHak0,/Canada-Featured.jpg" alt="[عکس: Canada-Featured.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
احتمالا از دیدن نام کانادا در چنین مقاله‌ای تعجب کرده‌اید، کشوری که به عقیده بسیاری از مردم دنیا دارای مهربان‌ترین و باادب‌ترین شهروندان در بین کشورهای دنیا است. البته که بیشتر گردشگران خارجی در کانادا روزهای خوشی را می‌گذرانند اما انگار موضوعی وجود دارد که حتی کانادایی‌ها را هم از کوره به در می‌برد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/tjtBKfrAkQV3/Bumv1zAHak0,/canada-homepage.jpeg" alt="[عکس: canada-homepage.jpeg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
بر اساس نظرسنجی‌ها مردم کانادا که بسیار هم به کانادایی بودنشان افتخار می‌کنند به شدت به مقایسه با همسایه همیشه پر از جنجالشان یعنی آمریکا حساسیت دارند و حتی یک مقایسه کوچک می‌تواند آن‌ها را عصبانی کند. این موضوع ظاهرا در نقاطی از کانادا که فرانسوی زبان هستند بیشتر به چشم می‌آید و برای نمونه بسیاری از گردشگران خارجی که مسلط به زبان فرانسوی نبوده‌اند از کیفیت برخورد مردم محلی در شهرهایی مانند کِبِک رضایت نداشته‌اند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جمهوری چک</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DIWPBL0hmSqW/Bumv1zAHak0,/Cze.jpg" alt="[عکس: Cze.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اگر به گردشگری علاقه داشته باشید نیازی به تعریف کردن از پراگِ رویایی وجود ندارد. پراگ و به صورت کلی جمهوری چک چه به دلیل معماری گوتیک و منحصربفردش و چه به دلیل طبیعت و فرهنگ خاصش همیشه از مقاصد محبوب گردشگران خارجی به حساب می‌آمده است. با وجود تمام این مزایا برای این کشور در جذب گردشگر اما انگار برخورد بد مردم محلی باعث شده شهرت خوب جمهوری چک در پذیرش توریست آسیبی جدی ببیند.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/STFPdR7XEDzH/Bumv1zAHak0,/slide-czech-republic-prague-vltava-river.jpg" alt="[عکس: slide-czech-republic-prague-vltava-river.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
ظاهرا در سال‌های اخیر جمهوری چک و به ویژه شهر پراگ پذیرای تعداد قابل توجهی گردشگر خارجی بوده، تعدادی که ظاهرا از ظرفیت این کشور بیشتر بوده است. همین موضوع باعث شده مردم محلی این کشور به خاطر ترافیک همیشگی و موزه‌ها و رستوران‌ها و کلیساهای همیشه پر از جمعیت رویکردی منفی نسبت به گردشگران خارجی پیدا کنند و این رویکرد منفی در برخوردهای بی‌ادبانه با گردشگران خارجی نمود پیدا کرده است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجارستان</span><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/nH31MZ7GVPKg/Bumv1zAHak0,/tourism-in-hungary-rebounds-to-pre-pandemic-level.jpg" alt="[عکس: tourism-in-hungary-rebounds-to-pre-pandemic-level.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
مجارستان و مشهورترین شهرش در بین مردم دنیا یعنی بوداپست تا حد زیادی وضعیتی شبیه به جمهوری چک و پراگ دارد. کشوری پهناور و بسیار زیبا که به ویژه برای گردشگران علاقمند به فضاهای شهری و معماری گوتیک مانند یک بهشت به نظر می‌رسد و با پل‌ها و کانال‌های آبی مشهورش و چشمه‌های آب گرمِ با خاصیت درمانی‌اش برای بسیاری از گردشگران خارجی یک مقصد رویایی محسوب می‌شود. بوداپست و مجارستان اما هرچه در ظاهر زیبا هستند در باطن یک شهرت منفی را یدک می‌کشند و آن قرار گرفتن در بین سه کشور دنیا از نظر بی‌ادبی مردم محلی است.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/YOnWToNBFBAf/Bumv1zAHak0,/hungary-closes-for-tourism.jpg" alt="[عکس: hungary-closes-for-tourism.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ظاهرا مردم مجارستان هم مانند مردم جمهوری چک از حجم بالای گردشگران خارجی دل خوشی ندارند و این نارضایتی را به خوبی به گردشگران خارجی ابراز می‌کنند. نکته دیگری که نظر بسیاری از گردشگران خارجی سفر کرده به مجارستان را جذب کرده عدم تمایل مردم محلی به ارتباط برقرار کردن با توریست‌های خارجی است. ظاهرا اغلب مردم مجارستان ترجیح می‌دهند به جای سروکله زدن با گردشگران خارجی و کمک کردن به آن‌ها برای یافتن مقصدشان، به زندگی خودشان بپردازند و این عادت رفتاری برای بسیاری از گردشگران خارجی غیرقابل قبول است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مدال بی‌تفاوت‌ترین انسانِ جهان را به این پدر و مادر بدهید]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF</link>
			<pubDate>Fri, 18 Apr 2025 16:04:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[کاربری به نام نرگس، روایتی دارد از پدر و مادری که ظاهرا نسبت به واکسن و تمهیدات پزشکی بدبین هستند، ما اینجا چند روایت دیگر به موازات روایت نرگس، ضمیمه مطلب کرده‌ایم. قضاوت و نتیجه‌گیری با خودتان.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DZ1qXFuxmMaA/Bumv1zAHak0,/000_9WL64K.jpg" alt="[عکس: 000_9WL64K.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما روایت نرگس:</span> بچه چهار سالشه و هیچ واکسنی بهش نزدن و حتی از وقتی به دنیا اومده نبردنش برای قد و وزن و چکاپ. پرستار از مامانش پرسید چند کیلوئه؟ می‌گه نمی‌دونم. به دنیا اومد چهار کیلو بود. بعد پرسید چرا واکسن‌هاش رو نزدین؟ باباش می‌گه به واکسن اعتقاد نداریم. این زن و مرد خیلی عصبانیم کردن!<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
کاربران چه نوشتند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مرضیه نوشت:</span> هروقت این ضدواکسن‌ها رو میبینم یاد مادربزرگم میفتم. تا حرف واکسیناسیون میشد اول از همه ایستاده بود برای انجامش. میگفت شماها یادتون نمیاد ما آبله گرفتن و کور شدن آدم‌ها رو یادمونه. ما یادمونه مردم چقدر آسون میمردن. این واکسن نجاتمون داد. اونوقت یه عده میخوان بر<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 صدسال پیش.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمدرضا از یک خاطره قابل تامل روایت کرده: </span>یه مشتری داشتیم، بحث رسید به کرونا. میگفت من هر سه سری واکسن کرونا رو پیچوندم و پول دادم به یه مرکز بهداشت که الکی مهر برای خودم و خانواده بزنن توی کارت واکسنم. در ادامه میگفت بچه‌هامم از وقتی به دنیا اومدن، آلوده به واکسن نکردم. در همین حین که داشت از حماقتش با افتخار تعریف میکرد، دیدم که سرفه های بچه ش طبیعی نبود و هر سری آخرای سرفه‌ش انگار یه جیغ کوچیکی داشت صداش (برای زمان کروناس داستان) هرجوری بود زودتر کارشون رو راه انداختم که فقط برن. من فقط دارم به این فکر می‌کنم که خروجی همچین مادر و پدر بی‌شعوری، قراره چه آدم فرهیخته‌ای بسازه؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زری هم مورد عجیبی آورده: </span>یه مورد دیدم برنامه بعدیش بعد از واکسن نزدن، به مدرسه نفرستادن بود. فامیل یکی از اسم در کرده‌های طب سنتی!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">عماد: </span>درسته که انتخاب طبیعی قراره حذفشون کنه، ولی اولا تا حذف بشن دهن بقیه رو سرویس میکنن، دوما شاید اون بچه بفهمه تو کله پدر و مادرش چی میگذره و بخواد طعم زندگی رو بچشه. کاش اینجور والدین خطرناک خودشون واکسن نزنن، یا بصورت اکتسابی یه مرضی بگیرن زودتر حذف شن!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مصطفی هم نوشت:</span> معاونت بهداشت دانشگاه باید بعنوان شاکی وارد بشه و با حکم دادگاه پدربچه رو مجبور میکنن واکسن بزنه. یکی از بچهامون که طرح بهداشت بود میگفت همچین چیزی هست. با این اشتباهی که پدر بچه داره میکنه، سلامت عمومی و ایمنی‌جمعی به خطر می‌افته.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ماریا هم یک مورد دیگر آورده:</span> توی یوتیوب به زن روس که شوهرش اصفهانیه دارن همینو تبلیغ میکنن و افتخار میکنن که بچشونو واکسن نمیزنن و دکتر نمیبرن و گیاه خواری میکنن و بچه هم از الان گیاه خواره بعد برده بودنش ازمایش خیلی از فاکتوراش پایین بود گفتن مشکلی نداره با ستاره‌شناسی درست میشه!<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DPOoyNxv3olK/Bumv1zAHak0,/13990120000740_Test_NewPhotoFree.jpg" alt="[عکس: 13990120000740_Test_NewPhotoFree.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خانومِ هیچکس:</span> باید از نزدیک این‌‌ها رو ببینید تا بفهمید چه اعتمادبه‌نفس عجیبی دارن. یارو می‌گه ما رو با واکسن کنترل می‌کنن، به بچه‌م نمی‌زنم. می‌گم خودتون یا همسرتون شخصیت مهمی هستید؟ شاکی می‌شه مسخره می‌کنی! واقعاً نمی‌دونم چی باعث می‌شه فکر کنن برای کنترل این افراد در چنین سطحی هزینه می‌شه!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شهرزاد هم پیش‌بینی خطرناکی کرده: </span>مسئله اینه که ضد واکسن‌ها تو مقطع فعلی با احتمال کمتری گرفتار خواهند شد. چون یه ایمنی جمعی نسبی وجود داره به هر حال. اما با این حجم از افزایش جمعیت این دسته، احتمالا ده سال دیگه واکسن‌زده‌ها هم گرفتار حماقت اینها میشن متاسفانه.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هایکی: </span>خب چهار روز دیگه که بخواد بره مدرسه تو پرونده بهداشتش معلوم میشه که هیچی نزده بعد اون موقع داستان میشه واسشون.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ساجده زهرا هم ادعایی را مطرح کرده: </span>به واکسن نزدن به هیچ‌عنوان اعتقادی ندارم، اما مقاله می‌خوندم در این مورد که یکی از دلایل فعال شدن اوتیسم، می‌تونه افزایش میزان الومینیوم در واکسن‌ها باشه، عجیبه که هیچ‌کاری برای رفع یا جایگزینیش نشده حتی در کشورهای پیشرفته.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پاسخ نرگس به ساجده زهرا:</span> ادعا و منبع مطالعه‌تون غلطه. دیس‌اینفورمیشن منتشر نکنید. پای سلامت اجتماعی وسطه‌.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مریم: </span>من بچه دیدم چهار بار تشنج کرده. خانوم چون همسرش خونه نبوده نمیتونسته هم زمان اون دوتا بچه رو باهم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بغل</span> کنه نیاورده بود بیمارستان، حتی زنگ نزده ۱۱۵، علت تشنجم کمبود کلسیم شدید بخاطر عدم مصرف قطره آ د!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شهروز پیشنهاد جالبی داده:</span> کمیسیون بهداشت مجلس اعلام کرده دولت به طور ویژه پیگیر این خانواده ها نیست و آماری ندارن. اما اگر خودتان خانواده این سبکی رو میشناسید به خانه بهداشت گزارش بدید، پیگیری میشه.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ZMVa8kTjJRgi/Bumv1zAHak0,/314482_548.jpg" alt="[عکس: 314482_548.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ناهید: </span>مردم امروز نمیدونن واکسن یعنی چی؟ چند روز پیش پای صحبت یه پیرمرد ۹۰ ساله نشسته بودم، میگفت ما که بچه بودیم هر بار یه مریضی میومد اکثر بچه های روستا رو جارو میکرد میبرد، میگفت یه بار آبله اومد یکی بچه ش رو برد شهر که نگیره، بعد چند ماه برگشتن به محض رسیدن بچه مریض شد مرد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و لیلا: </span>ماهم یه فامیل داریم بچه اش سندرم دانه و مراقبت درست حسابی نیاز داره. مراقبت ویژه‌شون پیشکش، واکسناش رو هم مادرش اجازه نداده بزنن! بچه رو هم پیش هیچکس نمی‌ذاره که یه وقت نبرن واکسن بزنن براش!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[کاربری به نام نرگس، روایتی دارد از پدر و مادری که ظاهرا نسبت به واکسن و تمهیدات پزشکی بدبین هستند، ما اینجا چند روایت دیگر به موازات روایت نرگس، ضمیمه مطلب کرده‌ایم. قضاوت و نتیجه‌گیری با خودتان.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DZ1qXFuxmMaA/Bumv1zAHak0,/000_9WL64K.jpg" alt="[عکس: 000_9WL64K.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما روایت نرگس:</span> بچه چهار سالشه و هیچ واکسنی بهش نزدن و حتی از وقتی به دنیا اومده نبردنش برای قد و وزن و چکاپ. پرستار از مامانش پرسید چند کیلوئه؟ می‌گه نمی‌دونم. به دنیا اومد چهار کیلو بود. بعد پرسید چرا واکسن‌هاش رو نزدین؟ باباش می‌گه به واکسن اعتقاد نداریم. این زن و مرد خیلی عصبانیم کردن!<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
کاربران چه نوشتند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مرضیه نوشت:</span> هروقت این ضدواکسن‌ها رو میبینم یاد مادربزرگم میفتم. تا حرف واکسیناسیون میشد اول از همه ایستاده بود برای انجامش. میگفت شماها یادتون نمیاد ما آبله گرفتن و کور شدن آدم‌ها رو یادمونه. ما یادمونه مردم چقدر آسون میمردن. این واکسن نجاتمون داد. اونوقت یه عده میخوان بر<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 صدسال پیش.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمدرضا از یک خاطره قابل تامل روایت کرده: </span>یه مشتری داشتیم، بحث رسید به کرونا. میگفت من هر سه سری واکسن کرونا رو پیچوندم و پول دادم به یه مرکز بهداشت که الکی مهر برای خودم و خانواده بزنن توی کارت واکسنم. در ادامه میگفت بچه‌هامم از وقتی به دنیا اومدن، آلوده به واکسن نکردم. در همین حین که داشت از حماقتش با افتخار تعریف میکرد، دیدم که سرفه های بچه ش طبیعی نبود و هر سری آخرای سرفه‌ش انگار یه جیغ کوچیکی داشت صداش (برای زمان کروناس داستان) هرجوری بود زودتر کارشون رو راه انداختم که فقط برن. من فقط دارم به این فکر می‌کنم که خروجی همچین مادر و پدر بی‌شعوری، قراره چه آدم فرهیخته‌ای بسازه؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زری هم مورد عجیبی آورده: </span>یه مورد دیدم برنامه بعدیش بعد از واکسن نزدن، به مدرسه نفرستادن بود. فامیل یکی از اسم در کرده‌های طب سنتی!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">عماد: </span>درسته که انتخاب طبیعی قراره حذفشون کنه، ولی اولا تا حذف بشن دهن بقیه رو سرویس میکنن، دوما شاید اون بچه بفهمه تو کله پدر و مادرش چی میگذره و بخواد طعم زندگی رو بچشه. کاش اینجور والدین خطرناک خودشون واکسن نزنن، یا بصورت اکتسابی یه مرضی بگیرن زودتر حذف شن!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مصطفی هم نوشت:</span> معاونت بهداشت دانشگاه باید بعنوان شاکی وارد بشه و با حکم دادگاه پدربچه رو مجبور میکنن واکسن بزنه. یکی از بچهامون که طرح بهداشت بود میگفت همچین چیزی هست. با این اشتباهی که پدر بچه داره میکنه، سلامت عمومی و ایمنی‌جمعی به خطر می‌افته.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ماریا هم یک مورد دیگر آورده:</span> توی یوتیوب به زن روس که شوهرش اصفهانیه دارن همینو تبلیغ میکنن و افتخار میکنن که بچشونو واکسن نمیزنن و دکتر نمیبرن و گیاه خواری میکنن و بچه هم از الان گیاه خواره بعد برده بودنش ازمایش خیلی از فاکتوراش پایین بود گفتن مشکلی نداره با ستاره‌شناسی درست میشه!<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DPOoyNxv3olK/Bumv1zAHak0,/13990120000740_Test_NewPhotoFree.jpg" alt="[عکس: 13990120000740_Test_NewPhotoFree.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خانومِ هیچکس:</span> باید از نزدیک این‌‌ها رو ببینید تا بفهمید چه اعتمادبه‌نفس عجیبی دارن. یارو می‌گه ما رو با واکسن کنترل می‌کنن، به بچه‌م نمی‌زنم. می‌گم خودتون یا همسرتون شخصیت مهمی هستید؟ شاکی می‌شه مسخره می‌کنی! واقعاً نمی‌دونم چی باعث می‌شه فکر کنن برای کنترل این افراد در چنین سطحی هزینه می‌شه!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شهرزاد هم پیش‌بینی خطرناکی کرده: </span>مسئله اینه که ضد واکسن‌ها تو مقطع فعلی با احتمال کمتری گرفتار خواهند شد. چون یه ایمنی جمعی نسبی وجود داره به هر حال. اما با این حجم از افزایش جمعیت این دسته، احتمالا ده سال دیگه واکسن‌زده‌ها هم گرفتار حماقت اینها میشن متاسفانه.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هایکی: </span>خب چهار روز دیگه که بخواد بره مدرسه تو پرونده بهداشتش معلوم میشه که هیچی نزده بعد اون موقع داستان میشه واسشون.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ساجده زهرا هم ادعایی را مطرح کرده: </span>به واکسن نزدن به هیچ‌عنوان اعتقادی ندارم، اما مقاله می‌خوندم در این مورد که یکی از دلایل فعال شدن اوتیسم، می‌تونه افزایش میزان الومینیوم در واکسن‌ها باشه، عجیبه که هیچ‌کاری برای رفع یا جایگزینیش نشده حتی در کشورهای پیشرفته.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پاسخ نرگس به ساجده زهرا:</span> ادعا و منبع مطالعه‌تون غلطه. دیس‌اینفورمیشن منتشر نکنید. پای سلامت اجتماعی وسطه‌.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مریم: </span>من بچه دیدم چهار بار تشنج کرده. خانوم چون همسرش خونه نبوده نمیتونسته هم زمان اون دوتا بچه رو باهم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بغل</span> کنه نیاورده بود بیمارستان، حتی زنگ نزده ۱۱۵، علت تشنجم کمبود کلسیم شدید بخاطر عدم مصرف قطره آ د!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شهروز پیشنهاد جالبی داده:</span> کمیسیون بهداشت مجلس اعلام کرده دولت به طور ویژه پیگیر این خانواده ها نیست و آماری ندارن. اما اگر خودتان خانواده این سبکی رو میشناسید به خانه بهداشت گزارش بدید، پیگیری میشه.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/ZMVa8kTjJRgi/Bumv1zAHak0,/314482_548.jpg" alt="[عکس: 314482_548.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ناهید: </span>مردم امروز نمیدونن واکسن یعنی چی؟ چند روز پیش پای صحبت یه پیرمرد ۹۰ ساله نشسته بودم، میگفت ما که بچه بودیم هر بار یه مریضی میومد اکثر بچه های روستا رو جارو میکرد میبرد، میگفت یه بار آبله اومد یکی بچه ش رو برد شهر که نگیره، بعد چند ماه برگشتن به محض رسیدن بچه مریض شد مرد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و لیلا: </span>ماهم یه فامیل داریم بچه اش سندرم دانه و مراقبت درست حسابی نیاز داره. مراقبت ویژه‌شون پیشکش، واکسناش رو هم مادرش اجازه نداده بزنن! بچه رو هم پیش هیچکس نمی‌ذاره که یه وقت نبرن واکسن بزنن براش!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نتیجه مذاکره ایران و آمریکا در صندلی عقب تاکسی مشخص شد]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D8%B4%D8%AF</link>
			<pubDate>Tue, 15 Apr 2025 17:14:02 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D8%B4%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[در این شهر شلوغ و پرترافیک، جایی هست که هر روز ده‌ها روایت از سیاست و زندگی، بی‌مقدمه و بی‌دعوت، در آن آغاز می‌شود. جایی میان بوق‌ها، آینه‌های عقب، رادیوهای خش‌دار و مسافرانی که از گوشه‌های مختلف شهر سوار می‌شوند‌ اما انگار از یک دغدغه‌ مشترک می‌آیند. نام این مکان تاکسی است، فضایی عجیب و پارادوکسیکال: نه کاملا عمومی، نه کاملا خصوصی؛ جایی میان خانه و خیابان، صمیمی اما موقتی و شاید یکی از واقعی‌ترین میدان‌های سیاست‌ورزی روزمره.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/IgyGaTXQ0v0e/Bumv1zAHak0,/57857293.jpg" alt="[عکس: 57857293.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روزنامه هفت صبح در شماره امروز خود به سراغ بحث‌های داغی که درباره مذاکرات ایران و آمریکا به ویژه در تاکسی‌ها به مثابه یک تریبون سیاسی شکل می‌گیرد رفته. با ادامه این مطلب همراه ما باشید.</span><a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
تاکسی‌ها، چه اینترنتی، چه خطی، چه گردشی، سال‌هاست که صرفا جابه‌جا‌ کننده‌‌ آدم‌ها نیستند، بلکه حامل افکار، قضاوت‌ها، نقدها، ناامیدی‌ها و امیدهای بی‌نقاب‌اند. راننده‌ای که از صبح اخبار رادیو را شنیده و حالا دنبال کسی می‌گردد تا حرف‌ها را برسرش آوار کند. مسافری که دلش پر است و دنبال گوش شنوا می‌گردد. یا گاهی، گفت‌وگویی بی‌صدا که فقط با یک نگاه در آینه و یک جمله‌‌ نصفه‌کاره آغاز می‌شود: «اوضاع که خیلی خرابه، نه؟»<br />
این فضای محدود، اغلب صندلی عقب، جایی‌ست که بسیاری از مردم برای اولین‌بار بدون سانسور یا واهمه، سیاست را لمس می‌کنند، نه در قالب تحلیل‌های پیچیده یا گفتمان‌های آکادمیک،  با زبان ساده و صریح زندگی. نقد رئیس‌جمهور، مقایسه قیمت‌ها، خاطره‌ای از گذشته، یا حتی یک شوخی تلخ درباره‌‌ بنزین. در تاکسی، سیاست از پشت تریبون پایین می‌آید و کنار مسافر می‌نشیند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/xqNQp6BE972N/Bumv1zAHak0,/6154946.jpg" alt="[عکس: 6154946.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
راننده‌ها خود بدل به ناظران اجتماعی شده‌اند. آنها اخبار را از رسانه‌های رسمی دریافت نمی‌کنند، از تکه‌تکه حرف‌های روزانه‌‌ مردم می‌شنوند و بازتاب می‌دهند. بعضی‌هایشان تحلیلگرند، بعضی شایعه‌پراکن، بعضی خشمگین، بعضی ناامید و برخی دیگر فقط راوی. تاکسی برای آنها دفتر کار نیست، سکویی است برای نظر دادن، نقد کردن، شنیدن و حتی مشاوره دادن. شاید جایی که نقش رسانه و تریبون، بی‌هیچ دکوری، در چند دقیقه کوتاه ایفا می‌شود.<br />
اما این میدان بی‌قانون هم نیست. در تاکسی، مثل هر فضای سیاسی دیگری، نوعی پادشاهی موقتی برقرار است: صندلی عقب، با همه بی‌وزنی‌اش، گاهی تصمیم می‌گیرد که بحث ادامه پیدا کند یا تمام. مسافرها، بسته به موقعیت اجتماعی، ظاهر، لهجه یا حتی حالت چهره‌شان، گاه به میدان سیاست کشیده ‌ یا از آن کنار گذاشته می‌شوند. گاهی راننده فضا را می‌سازد، گاهی مسافر. گاهی سکوت، حاکم مطلق است و گاهی، همه‌چیز در یک جمله کوتاه خلاصه می‌شود: «بگذریم آقا، بگذریم...»<br />
این فضا، یک میدان مهم سیاست‌ورزی است چون بی‌واسطه، بی‌رسمیت و بدون گارد اتفاق می‌افتد. تاکسی جایی است که مردم از نقش‌های رسمی خود بیرون می‌آیند. معلم، مهندس، کارگر، بازنشسته یا دانشجو، همه در مقام شهروند و ناظر وارد می‌شوند و سیاست را به زبان خود بازخوانی می‌کنند. در این لحظه‌هاست که سیاستمدار واقعی دیگر آن کسی نیست که نطق می‌کند، بلکه کسی است که در صندلی عقب، دست روی درد مردم می‌گذارد یا حداقل فکر می‌کند گذاشته.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/dHdB7xLwLeZp/Bumv1zAHak0,/88.jpg" alt="[عکس: 88.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
اما چرا تاکسی چنین جایگاه سیاسی‌ای دارد؟ شاید چون تاکسی زمان دارد ولی انتظار ندارد. در ترافیک، در راه، آدم وقت دارد که فکر کند، بپرسد، بشنود. برخلاف فضای مجازی که پر از فریاد و برچسب است، در تاکسی گاه مکالمه‌ای شکل می‌گیرد که-هرچند کوتاه- می‌تواند عمقی شگفت‌انگیز داشته باشد. حتی اگر از سیاست آغاز نشود، اغلب به آن ختم می‌شود. چون زندگی ما، بی‌اجازه، سیاسی شده است.<br />
در روزگاری که فضاهای رسمی سیاسی هر روز باریک‌تر می‌شوند، تاکسی‌ها بدل شده‌اند به پناهگاه‌های موقت برای بروز احساسات سیاسی. جایی که مردم بدون نیاز به تریبون، حرف‌شان را می‌زنند. با واژه‌هایی ساده‌ اما پرمعنا. با شوخی‌هایی که گاه از فرط تلخی، به فریاد شبیه‌اند.<br />
در نهایت، سیاست واقعی همین‌جاست؛ در جایی که مسافر می‌پرسد: «راستی دلار چند شد؟» و راننده جواب می‌دهد: «ما‌رو باش، هنوز فکر می‌کنیم قراره چیزی ارزون بشه.» یا در آن لحظه‌ای که راننده آهی می‌کشد و هیچ‌کس پاسخی ندارد‌ اما همه می‌فهمند منظور چیست. سیاست در تاکسی جریان دارد. بی‌نام، بی‌تیتر، بی‌خبر فوری. مثل رودخانه‌ای در زیرزمین شهر.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در این شهر شلوغ و پرترافیک، جایی هست که هر روز ده‌ها روایت از سیاست و زندگی، بی‌مقدمه و بی‌دعوت، در آن آغاز می‌شود. جایی میان بوق‌ها، آینه‌های عقب، رادیوهای خش‌دار و مسافرانی که از گوشه‌های مختلف شهر سوار می‌شوند‌ اما انگار از یک دغدغه‌ مشترک می‌آیند. نام این مکان تاکسی است، فضایی عجیب و پارادوکسیکال: نه کاملا عمومی، نه کاملا خصوصی؛ جایی میان خانه و خیابان، صمیمی اما موقتی و شاید یکی از واقعی‌ترین میدان‌های سیاست‌ورزی روزمره.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/IgyGaTXQ0v0e/Bumv1zAHak0,/57857293.jpg" alt="[عکس: 57857293.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روزنامه هفت صبح در شماره امروز خود به سراغ بحث‌های داغی که درباره مذاکرات ایران و آمریکا به ویژه در تاکسی‌ها به مثابه یک تریبون سیاسی شکل می‌گیرد رفته. با ادامه این مطلب همراه ما باشید.</span><a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
تاکسی‌ها، چه اینترنتی، چه خطی، چه گردشی، سال‌هاست که صرفا جابه‌جا‌ کننده‌‌ آدم‌ها نیستند، بلکه حامل افکار، قضاوت‌ها، نقدها، ناامیدی‌ها و امیدهای بی‌نقاب‌اند. راننده‌ای که از صبح اخبار رادیو را شنیده و حالا دنبال کسی می‌گردد تا حرف‌ها را برسرش آوار کند. مسافری که دلش پر است و دنبال گوش شنوا می‌گردد. یا گاهی، گفت‌وگویی بی‌صدا که فقط با یک نگاه در آینه و یک جمله‌‌ نصفه‌کاره آغاز می‌شود: «اوضاع که خیلی خرابه، نه؟»<br />
این فضای محدود، اغلب صندلی عقب، جایی‌ست که بسیاری از مردم برای اولین‌بار بدون سانسور یا واهمه، سیاست را لمس می‌کنند، نه در قالب تحلیل‌های پیچیده یا گفتمان‌های آکادمیک،  با زبان ساده و صریح زندگی. نقد رئیس‌جمهور، مقایسه قیمت‌ها، خاطره‌ای از گذشته، یا حتی یک شوخی تلخ درباره‌‌ بنزین. در تاکسی، سیاست از پشت تریبون پایین می‌آید و کنار مسافر می‌نشیند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/xqNQp6BE972N/Bumv1zAHak0,/6154946.jpg" alt="[عکس: 6154946.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
راننده‌ها خود بدل به ناظران اجتماعی شده‌اند. آنها اخبار را از رسانه‌های رسمی دریافت نمی‌کنند، از تکه‌تکه حرف‌های روزانه‌‌ مردم می‌شنوند و بازتاب می‌دهند. بعضی‌هایشان تحلیلگرند، بعضی شایعه‌پراکن، بعضی خشمگین، بعضی ناامید و برخی دیگر فقط راوی. تاکسی برای آنها دفتر کار نیست، سکویی است برای نظر دادن، نقد کردن، شنیدن و حتی مشاوره دادن. شاید جایی که نقش رسانه و تریبون، بی‌هیچ دکوری، در چند دقیقه کوتاه ایفا می‌شود.<br />
اما این میدان بی‌قانون هم نیست. در تاکسی، مثل هر فضای سیاسی دیگری، نوعی پادشاهی موقتی برقرار است: صندلی عقب، با همه بی‌وزنی‌اش، گاهی تصمیم می‌گیرد که بحث ادامه پیدا کند یا تمام. مسافرها، بسته به موقعیت اجتماعی، ظاهر، لهجه یا حتی حالت چهره‌شان، گاه به میدان سیاست کشیده ‌ یا از آن کنار گذاشته می‌شوند. گاهی راننده فضا را می‌سازد، گاهی مسافر. گاهی سکوت، حاکم مطلق است و گاهی، همه‌چیز در یک جمله کوتاه خلاصه می‌شود: «بگذریم آقا، بگذریم...»<br />
این فضا، یک میدان مهم سیاست‌ورزی است چون بی‌واسطه، بی‌رسمیت و بدون گارد اتفاق می‌افتد. تاکسی جایی است که مردم از نقش‌های رسمی خود بیرون می‌آیند. معلم، مهندس، کارگر، بازنشسته یا دانشجو، همه در مقام شهروند و ناظر وارد می‌شوند و سیاست را به زبان خود بازخوانی می‌کنند. در این لحظه‌هاست که سیاستمدار واقعی دیگر آن کسی نیست که نطق می‌کند، بلکه کسی است که در صندلی عقب، دست روی درد مردم می‌گذارد یا حداقل فکر می‌کند گذاشته.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/dHdB7xLwLeZp/Bumv1zAHak0,/88.jpg" alt="[عکس: 88.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
اما چرا تاکسی چنین جایگاه سیاسی‌ای دارد؟ شاید چون تاکسی زمان دارد ولی انتظار ندارد. در ترافیک، در راه، آدم وقت دارد که فکر کند، بپرسد، بشنود. برخلاف فضای مجازی که پر از فریاد و برچسب است، در تاکسی گاه مکالمه‌ای شکل می‌گیرد که-هرچند کوتاه- می‌تواند عمقی شگفت‌انگیز داشته باشد. حتی اگر از سیاست آغاز نشود، اغلب به آن ختم می‌شود. چون زندگی ما، بی‌اجازه، سیاسی شده است.<br />
در روزگاری که فضاهای رسمی سیاسی هر روز باریک‌تر می‌شوند، تاکسی‌ها بدل شده‌اند به پناهگاه‌های موقت برای بروز احساسات سیاسی. جایی که مردم بدون نیاز به تریبون، حرف‌شان را می‌زنند. با واژه‌هایی ساده‌ اما پرمعنا. با شوخی‌هایی که گاه از فرط تلخی، به فریاد شبیه‌اند.<br />
در نهایت، سیاست واقعی همین‌جاست؛ در جایی که مسافر می‌پرسد: «راستی دلار چند شد؟» و راننده جواب می‌دهد: «ما‌رو باش، هنوز فکر می‌کنیم قراره چیزی ارزون بشه.» یا در آن لحظه‌ای که راننده آهی می‌کشد و هیچ‌کس پاسخی ندارد‌ اما همه می‌فهمند منظور چیست. سیاست در تاکسی جریان دارد. بی‌نام، بی‌تیتر، بی‌خبر فوری. مثل رودخانه‌ای در زیرزمین شهر.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک شهر آرام و ساحلی، آخرین سنگر ایران و آمریکا شد]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84%DB%8C%D8%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%B4%D8%AF</link>
			<pubDate>Mon, 14 Apr 2025 15:33:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84%DB%8C%D8%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%B4%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[یک بار دیگر، یکی از پرمخاطره‌ترین مذاکرات در ژئوپلیتیک خاورمیانه در این شهر آرام ساحلی بدون آسمان‌خراش، در حال برگزاری است. در مسقط، پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> عمان که در دامنه کوه‌های سنگی و بلند حجر قرار گرفته، ایران و ایالات متحده برای نخستین بار از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بر سر برنامه هسته‌ای به‌سرعت در حال پیشرفت تهران مذاکره خواهند کرد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/BzwdSNVtLzu5/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در مرکز این تحولات، عمان قرار دارد؛ یکی از آخرین سلطان‌نشین‌های جهان در لبه شرقی شبه‌جزیره عربستان. تاریخ منحصربه‌فرد، مردم خاص و نزدیکی جغرافیایی‌اش به ایران، این کشور را به بازیگری حیاتی برای غرب تبدیل کرده، چرا که بارها میزبان مذاکرات غیررسمی برای جمهوری اسلامی ایران بوده است. اما این دور از مذاکرات که تنها چند روز پیش، ترامپ در دفتر بیضی به‌طور ناگهانی از آن خبر داد، عمان را به شکلی کم‌سابقه در کانون توجه قرار داده؛ چیزی که معمولاً این کشور از آن پرهیز می‌کند.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
چرا عمان همیشه مطمئن‌ترین محل مذاکرات برای ایران است؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رویداد ۲۴ می‌نویسد:</span> پیشینه مناسبات ایران و عمان به دوره‌های کهن برمی‌گردد. اما در دوره صفویان، پرتغالی‌ها در مسقط حضور داشتند و گاه درگیری‌هایی با نیرو‌های ایرانی رخ می‌داد. بعد‌ها در حکومت نادرشاه ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	 ایرانی‌ها مدتی سواحل عمان را تصرف کردند. این مسئله تا چند قرن باعث ایجاد ذهنیت منفی نسبت به ایرانیان شده بود. اما دوران معاصر شاهد چرخشی کلی در روابط دو کشور بود و نقط عطف این چرخش به شورش ظفار بازمی‌گردد.<br />
شورش ظفار که در سال ۱۹۶۳ آغاز شد، در ابتدا یک شورش کوچک قبیله‌ای بود که توسط جنبش آزادی‌بخش ظفار علیه سعید بن تیمور، پدر سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>، ایجاد شده بود. بریتانیایی‌ها که از سال ۱۶۴۶ به سلطان‌نشین عمان آمده بودند، می‌خواستند حکومت سلطان را حفظ کنند. اهمیت عمان همچنین به دلیل ذخایر انرژی و موقعیت جغرافیایی آن بود؛ موقعیتی که بر سواحل جنوبی تنگه هرمز مشرف است. اما در کل دخالت بریتانیا در عمان همچنان محدود بود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/7CEX9brc7KYd/Bumv1zAHak0,/Untitled.jpg" alt="[عکس: Untitled.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ماجرا وقتی خطرناک شد که در کشور همسایه عمان، یعنی یمن، انقلاب کمونیستی رخ داد و دولت کمونیستی جمهوری دموکراتیک خلق یمن، مشتاق به حمایت از شورشیان ظفاری بود و آنها را با اسلحه، منابع مالی و نیروی انسانی پشتیبانی می‌کرد. علاوه بر این، جمهوری دموکراتیک خلق یمن برای جلب حمایت از دیگر دولت‌های کمونیستی نیز تلاش کرد. چینی‌ها رهبران شورشی را در چین آموزش می‌دادند و مشاوران چینی در عملیات نظامی با شورشیان همراه بودند. کره شمالی نیز به ظفاری‌ها کمک می‌کرد. اتحاد جماهیر شوروی و کوبا نیز برای آنها سلاح می‌فرستادند.<br />
در واقع این تاسیس جمهوری دموکراتیک خلق یمن بود که ماهیت ایدئولوژیک جنبش چریکی ظفار را به طور اساسی تغییر داد. این تغییر در سال ۱۹۶۸، زمانی که شورشیان نام گروه خود را به «جبهه مردمی برای آزادی خلیج عربی» تغییر دادند، علنی شد. این گروه دیگر به آزادسازی ظفار اکتفا نمی‌کرد، بلکه قصد داشت کمونیسم را در سراسر خلیج فارس گسترش دهد. با دسترسی به تسلیحات مدرن، تعداد آنها اکنون به حدود ۶۰۰۰ نفر رسیده بود. در سال ۱۹۶۹ درگیری‌های پراکنده بین نیرو‌های دولتی و شورشیان از یکی دو مورد در هفته در سال ۱۹۶۷، به دو یا سه مورد در روز افزایش یافت. جبهه مردمی... تا سال ۱۹۷۰، حدود ۸۰ درصد از ظفار را تحت کنترل خود داشت و بریتانیایی‌ها تردید داشتند که سلطان بتواند این استان را تا سال بعد حفظ کند.<br />
در همین نقطه بود که سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> از ایران کمک خواست و ارتش ایران به داد سلطان رسید. سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> رسما و به صورت کتبی از ایران درخواست کمک کرد و تا سال ۱۳۵۴ بیش از سه هزار نیروی ایرانی در عمان می‌جنگیدند؛ از جمله آنها یک تیپ زرهی و ۱۶ جنگنده جت بود. ایرانی‌ها در مقایسه با نیرو‌های مسلح سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> بسیار مجهز بودند.<br />
اما چرا قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> از ایران کمک گرفت و نه از کشور‌های عربی؟ هنگامی که قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> نشست عمان از نظر دیپلماتیک منزوی بود، زیرا بسیاری از کشور‌های عربی سلطان را عروسک خیمه‌شب‌بازی بریتانیا می‌دانستند و به همین دلیل کمک اعراب منطقه به عمان با پیچیدگی‌هایی همراه بود. فقط در مراحل پایانی جنگ ظفار بود که دیپلمات‌های بریتانیایی و عمانی توانستند قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> را با سعودی‌ها آشتی دهند و عمان با حمایت عربستان سعودی توانست در سپتامبر ۱۹۷۱ به اتحادیه عرب و سپس به سازمان ملل بپیوندد.<br />
نجات عمان توسط ارتش ایران<br />
ایران در بهمن ماه سال ۱۳۵۱ به منظور آزمایش توان نظامی ارتش پیشرفته خود، شش هلیکوپتر ارتش را برای تامین تدارکات پادگان نیرو‌های مسلح سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> به منطقه دورافتاده «سرفیت» اعزام کرد؛ پادگانی که در معرض بمباران و تسخر به دست شورشیان بود. این عملیات سرآغاز مداخله گسترده ایرانی‌ها در جنگ داخلی عمان بود. <br />
این حمایت خارجی به قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> اجازه داد تا بالاخره روند جنگ را به نفع خود تغییر دهد. تا سال ۱۹۷۵، سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> ۱۱۰۰۰ سرباز تحت فرمان خود داشت. ابتکار عملی که صحنه را به نفع نیرو‌های سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> تغییر داد تشکیل یک خط دفاعی به نام «هورنبیم» بود که با کمک مهندسان و نیرو‌های ویژه ایرانی ساخته شد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/kPaLnbdWlLWL/Bumv1zAHak0,/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%2B%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86.jpg" alt="[عکس: %D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%2B%...%D9%86.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
این خط دفاعی شامل هشت جایگاه در اندازه دسته و گروهان بود که به طول ۶۰ کیلومتر از خلیج فارس تا صحرای داخلی کشیده شده بود. بدین ترتیب انقلابیون مجبور شدند برای تامین تدارکات و مهمات خود به جای کاروان‌های شتر، از نیروی انسانی استفاده کنند. پس از موفقیت هورنبیم، ایرانی‌ها خط دفاعی دیگری در جبهه غرب ساختند که به «دماوند» معروف شد. همچنین نیرو‌های چترباز ایرانی در سال ۱۳۵۱ موفق شدند جاده‌ای را که استان ظفار را به مابقی خاک عمان متصل می‌کرد باز کنند و سپس نیرو‌های ویژه اردن به برای پشتیبانی و حفظ این جاده استراتژیک به میدان آمدند.<br />
علاوه بر این، ایران همچنین نقشی دیپلماتیک در بقای سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> داشت. با پادرمیانی ایران، مصر در دوره ریاست‌جمهوری سادات حمایت خود از انقلابیون ظفار را کنار گذاشت. عراق نیز پس از امضای توافق‌نامه الجزایر با ایران در سال ۱۹۷۵، حمایت خود از مبارزان ظفار را قطع کرد. چین نیز با تلاش برای بهبود روابط با ایران، به فرایند تعلیم و ارسال سلاح به ظفار پایان داد.<br />
پایان جنگ ایران و عراق و نقش فعال عمان در دیپلماسی ایران<br />
پس از پایان جنگ ایران و عراق، عمان بیش از پیش سعی کرد زمینه‌ساز بازگشت تدریجی ایران به مناسبات عادی با منطقه و جهان شود. در واقع عمان بر این باور بود که انزوای طولانی ایران می‌تواند به تشدید تنش‌ها و رقابت‌های خطرناک منجر شود و راه‌حل بلندمدت برای امنیت خلیج فارس، ادغام ایران در ترتیبات منطقه‌ای است. بر این اساس، مسقط در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی از هرگونه گفتگوی دسته‌جمعی با تهران استقبال می‌کرد. زمانی که برخی اعضای شورای همکاری همچنان از نزدیکی به ایران هراس داشتند، عمان مخالف خط تحریم گسترده ایران بود. افزون‌برآن، سفر‌های رسمی متقابل سران دو کشور نیز رشد چشمگیری داشت.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/1ztMFstRcHSg/Bumv1zAHak0,/169288_741.jpg" alt="[عکس: 169288_741.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در دهه‌های بعد موضوع برنامه هسته‌ای ایران و بروز مناقشه میان ایران و قدرت‌های جهانی، به چالشی فراگیر در عرصه بین‌المللی بدل شد و ایران دوباره، و اینبار با اهدافی متفاوت، به انزوای بین‌المللی تن داد. در این شرایط، عمان با حفظ رابطه نزدیک خود و، از سوی دیگر، ارتباطات ویژه با آمریکا، به‌عنوان پلی ارتباطی میان ایران و بلوک غرب مطرح گردید.<br />
در سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳، مذاکراتی محرمانه میان نمایندگان ایران و ایالات متحده در مسقط شکل گرفت و عمان میزبانی این مذاکرات را برعهده داشت. گفته می‌شود میانجی‌گری عمان و اطمینان‌بخشی این کشور به هر دو طرف نقش بسزایی در آغاز رسمی گفت‌و‌گو‌های هسته‌ای ایفا کرد. سپس روند گفت‌و‌گو‌ها در چارچوب گروه ۱+۵ ادامه یافت و سرانجام در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای (برجام) به امضا رسید. این موضوع نقطه عطفی بود که اهمیت مسقط را به‌عنوان میانجی‌گر و تسهیل‌کننده دیپلماسی نشان داد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[یک بار دیگر، یکی از پرمخاطره‌ترین مذاکرات در ژئوپلیتیک خاورمیانه در این شهر آرام ساحلی بدون آسمان‌خراش، در حال برگزاری است. در مسقط، پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> عمان که در دامنه کوه‌های سنگی و بلند حجر قرار گرفته، ایران و ایالات متحده برای نخستین بار از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بر سر برنامه هسته‌ای به‌سرعت در حال پیشرفت تهران مذاکره خواهند کرد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/BzwdSNVtLzu5/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در مرکز این تحولات، عمان قرار دارد؛ یکی از آخرین سلطان‌نشین‌های جهان در لبه شرقی شبه‌جزیره عربستان. تاریخ منحصربه‌فرد، مردم خاص و نزدیکی جغرافیایی‌اش به ایران، این کشور را به بازیگری حیاتی برای غرب تبدیل کرده، چرا که بارها میزبان مذاکرات غیررسمی برای جمهوری اسلامی ایران بوده است. اما این دور از مذاکرات که تنها چند روز پیش، ترامپ در دفتر بیضی به‌طور ناگهانی از آن خبر داد، عمان را به شکلی کم‌سابقه در کانون توجه قرار داده؛ چیزی که معمولاً این کشور از آن پرهیز می‌کند.<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
چرا عمان همیشه مطمئن‌ترین محل مذاکرات برای ایران است؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رویداد ۲۴ می‌نویسد:</span> پیشینه مناسبات ایران و عمان به دوره‌های کهن برمی‌گردد. اما در دوره صفویان، پرتغالی‌ها در مسقط حضور داشتند و گاه درگیری‌هایی با نیرو‌های ایرانی رخ می‌داد. بعد‌ها در حکومت نادرشاه ا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	 ایرانی‌ها مدتی سواحل عمان را تصرف کردند. این مسئله تا چند قرن باعث ایجاد ذهنیت منفی نسبت به ایرانیان شده بود. اما دوران معاصر شاهد چرخشی کلی در روابط دو کشور بود و نقط عطف این چرخش به شورش ظفار بازمی‌گردد.<br />
شورش ظفار که در سال ۱۹۶۳ آغاز شد، در ابتدا یک شورش کوچک قبیله‌ای بود که توسط جنبش آزادی‌بخش ظفار علیه سعید بن تیمور، پدر سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span>، ایجاد شده بود. بریتانیایی‌ها که از سال ۱۶۴۶ به سلطان‌نشین عمان آمده بودند، می‌خواستند حکومت سلطان را حفظ کنند. اهمیت عمان همچنین به دلیل ذخایر انرژی و موقعیت جغرافیایی آن بود؛ موقعیتی که بر سواحل جنوبی تنگه هرمز مشرف است. اما در کل دخالت بریتانیا در عمان همچنان محدود بود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/7CEX9brc7KYd/Bumv1zAHak0,/Untitled.jpg" alt="[عکس: Untitled.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
ماجرا وقتی خطرناک شد که در کشور همسایه عمان، یعنی یمن، انقلاب کمونیستی رخ داد و دولت کمونیستی جمهوری دموکراتیک خلق یمن، مشتاق به حمایت از شورشیان ظفاری بود و آنها را با اسلحه، منابع مالی و نیروی انسانی پشتیبانی می‌کرد. علاوه بر این، جمهوری دموکراتیک خلق یمن برای جلب حمایت از دیگر دولت‌های کمونیستی نیز تلاش کرد. چینی‌ها رهبران شورشی را در چین آموزش می‌دادند و مشاوران چینی در عملیات نظامی با شورشیان همراه بودند. کره شمالی نیز به ظفاری‌ها کمک می‌کرد. اتحاد جماهیر شوروی و کوبا نیز برای آنها سلاح می‌فرستادند.<br />
در واقع این تاسیس جمهوری دموکراتیک خلق یمن بود که ماهیت ایدئولوژیک جنبش چریکی ظفار را به طور اساسی تغییر داد. این تغییر در سال ۱۹۶۸، زمانی که شورشیان نام گروه خود را به «جبهه مردمی برای آزادی خلیج عربی» تغییر دادند، علنی شد. این گروه دیگر به آزادسازی ظفار اکتفا نمی‌کرد، بلکه قصد داشت کمونیسم را در سراسر خلیج فارس گسترش دهد. با دسترسی به تسلیحات مدرن، تعداد آنها اکنون به حدود ۶۰۰۰ نفر رسیده بود. در سال ۱۹۶۹ درگیری‌های پراکنده بین نیرو‌های دولتی و شورشیان از یکی دو مورد در هفته در سال ۱۹۶۷، به دو یا سه مورد در روز افزایش یافت. جبهه مردمی... تا سال ۱۹۷۰، حدود ۸۰ درصد از ظفار را تحت کنترل خود داشت و بریتانیایی‌ها تردید داشتند که سلطان بتواند این استان را تا سال بعد حفظ کند.<br />
در همین نقطه بود که سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> از ایران کمک خواست و ارتش ایران به داد سلطان رسید. سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> رسما و به صورت کتبی از ایران درخواست کمک کرد و تا سال ۱۳۵۴ بیش از سه هزار نیروی ایرانی در عمان می‌جنگیدند؛ از جمله آنها یک تیپ زرهی و ۱۶ جنگنده جت بود. ایرانی‌ها در مقایسه با نیرو‌های مسلح سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> بسیار مجهز بودند.<br />
اما چرا قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> از ایران کمک گرفت و نه از کشور‌های عربی؟ هنگامی که قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> نشست عمان از نظر دیپلماتیک منزوی بود، زیرا بسیاری از کشور‌های عربی سلطان را عروسک خیمه‌شب‌بازی بریتانیا می‌دانستند و به همین دلیل کمک اعراب منطقه به عمان با پیچیدگی‌هایی همراه بود. فقط در مراحل پایانی جنگ ظفار بود که دیپلمات‌های بریتانیایی و عمانی توانستند قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> را با سعودی‌ها آشتی دهند و عمان با حمایت عربستان سعودی توانست در سپتامبر ۱۹۷۱ به اتحادیه عرب و سپس به سازمان ملل بپیوندد.<br />
نجات عمان توسط ارتش ایران<br />
ایران در بهمن ماه سال ۱۳۵۱ به منظور آزمایش توان نظامی ارتش پیشرفته خود، شش هلیکوپتر ارتش را برای تامین تدارکات پادگان نیرو‌های مسلح سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> به منطقه دورافتاده «سرفیت» اعزام کرد؛ پادگانی که در معرض بمباران و تسخر به دست شورشیان بود. این عملیات سرآغاز مداخله گسترده ایرانی‌ها در جنگ داخلی عمان بود. <br />
این حمایت خارجی به قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> اجازه داد تا بالاخره روند جنگ را به نفع خود تغییر دهد. تا سال ۱۹۷۵، سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> ۱۱۰۰۰ سرباز تحت فرمان خود داشت. ابتکار عملی که صحنه را به نفع نیرو‌های سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> تغییر داد تشکیل یک خط دفاعی به نام «هورنبیم» بود که با کمک مهندسان و نیرو‌های ویژه ایرانی ساخته شد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/kPaLnbdWlLWL/Bumv1zAHak0,/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%2B%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86.jpg" alt="[عکس: %D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%2B%...%D9%86.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
این خط دفاعی شامل هشت جایگاه در اندازه دسته و گروهان بود که به طول ۶۰ کیلومتر از خلیج فارس تا صحرای داخلی کشیده شده بود. بدین ترتیب انقلابیون مجبور شدند برای تامین تدارکات و مهمات خود به جای کاروان‌های شتر، از نیروی انسانی استفاده کنند. پس از موفقیت هورنبیم، ایرانی‌ها خط دفاعی دیگری در جبهه غرب ساختند که به «دماوند» معروف شد. همچنین نیرو‌های چترباز ایرانی در سال ۱۳۵۱ موفق شدند جاده‌ای را که استان ظفار را به مابقی خاک عمان متصل می‌کرد باز کنند و سپس نیرو‌های ویژه اردن به برای پشتیبانی و حفظ این جاده استراتژیک به میدان آمدند.<br />
علاوه بر این، ایران همچنین نقشی دیپلماتیک در بقای سلطان قا<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> داشت. با پادرمیانی ایران، مصر در دوره ریاست‌جمهوری سادات حمایت خود از انقلابیون ظفار را کنار گذاشت. عراق نیز پس از امضای توافق‌نامه الجزایر با ایران در سال ۱۹۷۵، حمایت خود از مبارزان ظفار را قطع کرد. چین نیز با تلاش برای بهبود روابط با ایران، به فرایند تعلیم و ارسال سلاح به ظفار پایان داد.<br />
پایان جنگ ایران و عراق و نقش فعال عمان در دیپلماسی ایران<br />
پس از پایان جنگ ایران و عراق، عمان بیش از پیش سعی کرد زمینه‌ساز بازگشت تدریجی ایران به مناسبات عادی با منطقه و جهان شود. در واقع عمان بر این باور بود که انزوای طولانی ایران می‌تواند به تشدید تنش‌ها و رقابت‌های خطرناک منجر شود و راه‌حل بلندمدت برای امنیت خلیج فارس، ادغام ایران در ترتیبات منطقه‌ای است. بر این اساس، مسقط در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی از هرگونه گفتگوی دسته‌جمعی با تهران استقبال می‌کرد. زمانی که برخی اعضای شورای همکاری همچنان از نزدیکی به ایران هراس داشتند، عمان مخالف خط تحریم گسترده ایران بود. افزون‌برآن، سفر‌های رسمی متقابل سران دو کشور نیز رشد چشمگیری داشت.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/1ztMFstRcHSg/Bumv1zAHak0,/169288_741.jpg" alt="[عکس: 169288_741.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
در دهه‌های بعد موضوع برنامه هسته‌ای ایران و بروز مناقشه میان ایران و قدرت‌های جهانی، به چالشی فراگیر در عرصه بین‌المللی بدل شد و ایران دوباره، و اینبار با اهدافی متفاوت، به انزوای بین‌المللی تن داد. در این شرایط، عمان با حفظ رابطه نزدیک خود و، از سوی دیگر، ارتباطات ویژه با آمریکا، به‌عنوان پلی ارتباطی میان ایران و بلوک غرب مطرح گردید.<br />
در سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳، مذاکراتی محرمانه میان نمایندگان ایران و ایالات متحده در مسقط شکل گرفت و عمان میزبانی این مذاکرات را برعهده داشت. گفته می‌شود میانجی‌گری عمان و اطمینان‌بخشی این کشور به هر دو طرف نقش بسزایی در آغاز رسمی گفت‌و‌گو‌های هسته‌ای ایفا کرد. سپس روند گفت‌و‌گو‌ها در چارچوب گروه ۱+۵ ادامه یافت و سرانجام در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای (برجام) به امضا رسید. این موضوع نقطه عطفی بود که اهمیت مسقط را به‌عنوان میانجی‌گر و تسهیل‌کننده دیپلماسی نشان داد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[از دیشب یک ایران در بُهتِ جدلِ لفظی نقی و بهتاش هستند]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%8F%D9%87%D8%AA%D9%90-%D8%AC%D8%AF%D9%84%D9%90-%D9%84%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D9%86%D9%82%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%B4-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF</link>
			<pubDate>Mon, 14 Apr 2025 15:26:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%8F%D9%87%D8%AA%D9%90-%D8%AC%D8%AF%D9%84%D9%90-%D9%84%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D9%86%D9%82%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%B4-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[عجیب این که سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> را همه به کمدی و طنز می‌شناسند و دیشب اما در ملودرام‌ترین حالتش بود و جالب اینجاست که فصل هفتم پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> در قسمت نوزدهم با یک سکانس کاملا ملودرام به اوج دیده شدن رسید! حالا این که آیا چنین اتفاقی متاثر از شرایط جامعه است و یا از سر ضعف سازندگان که مثل قبل توان ایجاد شوخی را ندارند، نمی‌دانیم، مشخص نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="https://uupload.ir/view/1_npqb.mp4/" target="_blank" class="mycode_url">https://uupload.ir/view/1_npqb.mp4/</a></span><br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/6oMqVcC3Twe5/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
هر چه هست که تقابل بهتاش و نقی به تقابل دو نسل و دو وضعیت تعبیر شده و عده‌ای سمت نقی هستند و عده‌ای سمت بهتاش. مرد میانسالی که برای پیش رفتن امورات خانواده بعضا علایقش را هم دفن کرده و یا پسر جوانی که از استبداد دایی‌اش به تنگ آمده؟ با هر کدام از این وضعیت‌ها می‌شود همذات‌پنداری کرد، اما وجه اشتراک بهتاش و نقی شاید بستر نامناسب نظم موجود است که تقریبا در بسیاری از موارد عمر آدم‌ها را نادیده گرفته و آن‌ها را با موجی از حس ناکامی و سرخوردگی رها کرده. بهتاش و نقی شاید به یک اندازه مظلوم باشند، شاید اصلا نباید هیچ بحثی شکل می‌گرفت! بدِ ماجرا این که آن سکانس دیشب برای خیلی‌ها ملموس بوده، یعنی این وضعیت را تجربه کرده‌اند. پس احتمالا این یک درد عمومی‌ست؛ مردان میانسال از خودگذشته‌ی احیانا به تنگ آمده و مستبد، جوانان از دست رفته و ناکام و عصیانگر. <br />
برای فهیمه در دوقطبی فرزند و برادر هم انگار چاره‌ای جز آن سیلی نمی‌ماند، او نظم کهن خانواده را با آن سیلی عمق داده و دل به سنت داد، مثل هما که اولویتش در آن لحظات اعاده حیثیت از زندگی زناشویی‌اش بود. اجازه نمی‌دهم هر چه از دهانت بیرون می‌آید به نقی بگویی! مساله هما، نقی نیست، مساله دفاع از زندگی خودش است. برای هما "من" مهم است.<br />
ارسطو، شری و رحمت با آن تمهید شکست خورده‌ی یک لیوان آب هم همگی مثل بی‌شمار ناظران این صحنه یکسره در بهت و حیرت بودند. من نمی‌دانم حق با نقی بود یا با بهتاش، اما می‌شود به طور قطعی گفت که حق با آن‌هایی نیست که زندگی را این اندازه سخت و بدون چشم‌انداز کردند. ما همه به جان هم افتادیم، هر بار دادگاهی تشکیل دادیم و حکم‌ها صادر شد اما مردان در سایه در آزادی مطلق، پشت تریبون‌ها به ریش نداشته‌ی ما خندیدند. البته که ناامید نیستیم، آقای نقی، آقای بهتاش، شما هم ناامید نباشید، فصل ناپلئونی هم خواهد رسید.<br />
کاربران چه گفتند؟<br />
اما در واکنش به سکانس تعیین‌کننده دیشب، کاربران موضع‌گیری‌های متفاوتی داشتند. حالا در واقع یک دوقطبی سنگین بین طرفداران بهتاش و نقی شکل گرفته و مهم‌تر از آن دفاعیه‌هایی‌ست که صادر می‌شود. چند نمونه را در ادامه مرور خواهیم کرد:<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سینا طرف بهتاش ایستاده: </span>این قسمت پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> 7 چی رو نشون داد؟ کافیه جوون خونواده به بزرگ خانواده بگه چرا این کار اشتباه رو کردی. کل خانواده از بزرگ خانواده حمایت می‌کنن و یه چیزایی رو از قدیم به یاد جوون خانواده میارن که اون زمان بچه‌ای بیش نبوده. در آخر هم جوون خانواده باید از دل همه در بیاره و خودش رو مقصر همه چیز بدونه و اینجوری مثل بهتاش یه گوشه‌ای بغض کنه. دلم واسش کباب شد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/IaFa8U52w0Lh/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سعید اما حال نقی را بیشتر لمس کرده: </span>چقدر سکوت نقی معمولی امشب بغض مرد ایرانی بود که هر چی دویده نرسیده!!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بابل هم در حمایت از بهتاش مقابل نقی ایستاده:</span> پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> امشب اون قسمت دعوای نقی و بهتاش حرف دل خیلی از جوون‌ها با خانواده‌شون یا بزرگ‌ترهایی که همیشه با دخالت‌هاشون زندگیت رو نابود میکنن بعد وقتی هم اعتراض میکنی خودشون رو مظلوم میکنن که من فقط خیر و صلاح تو رو میخواستم! ولی خیر و صلاحتون خراب کرد زندگیمون رو، میدونید؟!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سهیل: </span>بهتاش زیادی تند رفت دیگه شورشو درآورد. حق نقی هم این نبود بعضی حرفا رو بزنه. ارسطو و هما البته به موقع پشتش دراومدن.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روبرتو هم از هواداران بهتاش است: </span>قسمت تاریکش اونجایی بود که چند نفری ریختن سر بهتاش. حتی مادرش که برای خوش‌آمد برادرش به بچه‌ش سیلی میزنه! نسل متحجری  که تمام رفتارهای زشتش رو در قالب احترام به بزرگتر به دیگران تحمیل میکنه و یک سیستم معیوب رو تغذیه میکنه. نتیجه: ناهنجاری و عقده حقارت در نسل بعدی.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/faofwI6HEJOz/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و ناهید: </span>سکانس داخل کمپر ارسطو در قسمت ۱۸ این فصل سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> با موضوع مشاجره خانوادگی  خانواده نقی معمولی ، بسیار خوب و زیبا و حرفه ای اجرا شد و واقعا تحسین برانگیز بود. ن به عنوان یک مادر و همسر پشت نقی هستم و خواهم بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[عجیب این که سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> را همه به کمدی و طنز می‌شناسند و دیشب اما در ملودرام‌ترین حالتش بود و جالب اینجاست که فصل هفتم پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> در قسمت نوزدهم با یک سکانس کاملا ملودرام به اوج دیده شدن رسید! حالا این که آیا چنین اتفاقی متاثر از شرایط جامعه است و یا از سر ضعف سازندگان که مثل قبل توان ایجاد شوخی را ندارند، نمی‌دانیم، مشخص نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="https://uupload.ir/view/1_npqb.mp4/" target="_blank" class="mycode_url">https://uupload.ir/view/1_npqb.mp4/</a></span><br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/6oMqVcC3Twe5/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%AA%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
هر چه هست که تقابل بهتاش و نقی به تقابل دو نسل و دو وضعیت تعبیر شده و عده‌ای سمت نقی هستند و عده‌ای سمت بهتاش. مرد میانسالی که برای پیش رفتن امورات خانواده بعضا علایقش را هم دفن کرده و یا پسر جوانی که از استبداد دایی‌اش به تنگ آمده؟ با هر کدام از این وضعیت‌ها می‌شود همذات‌پنداری کرد، اما وجه اشتراک بهتاش و نقی شاید بستر نامناسب نظم موجود است که تقریبا در بسیاری از موارد عمر آدم‌ها را نادیده گرفته و آن‌ها را با موجی از حس ناکامی و سرخوردگی رها کرده. بهتاش و نقی شاید به یک اندازه مظلوم باشند، شاید اصلا نباید هیچ بحثی شکل می‌گرفت! بدِ ماجرا این که آن سکانس دیشب برای خیلی‌ها ملموس بوده، یعنی این وضعیت را تجربه کرده‌اند. پس احتمالا این یک درد عمومی‌ست؛ مردان میانسال از خودگذشته‌ی احیانا به تنگ آمده و مستبد، جوانان از دست رفته و ناکام و عصیانگر. <br />
برای فهیمه در دوقطبی فرزند و برادر هم انگار چاره‌ای جز آن سیلی نمی‌ماند، او نظم کهن خانواده را با آن سیلی عمق داده و دل به سنت داد، مثل هما که اولویتش در آن لحظات اعاده حیثیت از زندگی زناشویی‌اش بود. اجازه نمی‌دهم هر چه از دهانت بیرون می‌آید به نقی بگویی! مساله هما، نقی نیست، مساله دفاع از زندگی خودش است. برای هما "من" مهم است.<br />
ارسطو، شری و رحمت با آن تمهید شکست خورده‌ی یک لیوان آب هم همگی مثل بی‌شمار ناظران این صحنه یکسره در بهت و حیرت بودند. من نمی‌دانم حق با نقی بود یا با بهتاش، اما می‌شود به طور قطعی گفت که حق با آن‌هایی نیست که زندگی را این اندازه سخت و بدون چشم‌انداز کردند. ما همه به جان هم افتادیم، هر بار دادگاهی تشکیل دادیم و حکم‌ها صادر شد اما مردان در سایه در آزادی مطلق، پشت تریبون‌ها به ریش نداشته‌ی ما خندیدند. البته که ناامید نیستیم، آقای نقی، آقای بهتاش، شما هم ناامید نباشید، فصل ناپلئونی هم خواهد رسید.<br />
کاربران چه گفتند؟<br />
اما در واکنش به سکانس تعیین‌کننده دیشب، کاربران موضع‌گیری‌های متفاوتی داشتند. حالا در واقع یک دوقطبی سنگین بین طرفداران بهتاش و نقی شکل گرفته و مهم‌تر از آن دفاعیه‌هایی‌ست که صادر می‌شود. چند نمونه را در ادامه مرور خواهیم کرد:<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سینا طرف بهتاش ایستاده: </span>این قسمت پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> 7 چی رو نشون داد؟ کافیه جوون خونواده به بزرگ خانواده بگه چرا این کار اشتباه رو کردی. کل خانواده از بزرگ خانواده حمایت می‌کنن و یه چیزایی رو از قدیم به یاد جوون خانواده میارن که اون زمان بچه‌ای بیش نبوده. در آخر هم جوون خانواده باید از دل همه در بیاره و خودش رو مقصر همه چیز بدونه و اینجوری مثل بهتاش یه گوشه‌ای بغض کنه. دلم واسش کباب شد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/IaFa8U52w0Lh/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سعید اما حال نقی را بیشتر لمس کرده: </span>چقدر سکوت نقی معمولی امشب بغض مرد ایرانی بود که هر چی دویده نرسیده!!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بابل هم در حمایت از بهتاش مقابل نقی ایستاده:</span> پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> امشب اون قسمت دعوای نقی و بهتاش حرف دل خیلی از جوون‌ها با خانواده‌شون یا بزرگ‌ترهایی که همیشه با دخالت‌هاشون زندگیت رو نابود میکنن بعد وقتی هم اعتراض میکنی خودشون رو مظلوم میکنن که من فقط خیر و صلاح تو رو میخواستم! ولی خیر و صلاحتون خراب کرد زندگیمون رو، میدونید؟!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سهیل: </span>بهتاش زیادی تند رفت دیگه شورشو درآورد. حق نقی هم این نبود بعضی حرفا رو بزنه. ارسطو و هما البته به موقع پشتش دراومدن.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روبرتو هم از هواداران بهتاش است: </span>قسمت تاریکش اونجایی بود که چند نفری ریختن سر بهتاش. حتی مادرش که برای خوش‌آمد برادرش به بچه‌ش سیلی میزنه! نسل متحجری  که تمام رفتارهای زشتش رو در قالب احترام به بزرگتر به دیگران تحمیل میکنه و یک سیستم معیوب رو تغذیه میکنه. نتیجه: ناهنجاری و عقده حقارت در نسل بعدی.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/faofwI6HEJOz/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و ناهید: </span>سکانس داخل کمپر ارسطو در قسمت ۱۸ این فصل سریال پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> با موضوع مشاجره خانوادگی  خانواده نقی معمولی ، بسیار خوب و زیبا و حرفه ای اجرا شد و واقعا تحسین برانگیز بود. ن به عنوان یک مادر و همسر پشت نقی هستم و خواهم بود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[این سه کلمه را خیلی زود از جهان خانم‌ها حذف کنید!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF</link>
			<pubDate>Sun, 13 Apr 2025 19:17:35 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[حتما شما هم طی روزمره خود برخی عبارات را جسته گریخته در صفحات مجازی و یا به طور مستقیم از دوستان، آشنایان و یا همکارانتان می‌شنوید. حتما دیده‌اید که می‌گویند "مرد که گریه نمی‌کنه" و یا اینکه "من یک زن قوی و مستقل هستم". عباراتی شعارزده که مدام در صفحات زرد مجازی تکرار می‌شوند و انگار تنها ابزارشان برای کارکرد در جهان واقعی، "تلقین" است. در همین ارتباط یک روان‌درمانگر، توئیت قابل تاملی منتشر کرده که اتفاقا با واکنش‌های مختلفی هم روبرو شده. <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این توئیت از محمدنبی کاظمیان را بخوانید: "</span>بنظرم این قضیه "زن قوی و مستقل" هم مسیر "مرد که گریه نمی‌کنه" رو داره پیش میره و سازمان‌یافتگیش در فرهنگ عمومی شبیه همونه. احتمالا در سال‌های آینده شاهد سرخوردگی عظیم زنانی باشیم که درگیر این عناوین بودن؛ شبیه مردایی که درگیر اون عناوین شدن. رفتارهای توده‌ای همیشه همینن." <br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/wlXOsRwNN5NH/Bumv1zAHak0,/IMG_3626.jpg" alt="[عکس: IMG_3626.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
میل شدید به مستقل شدن محصول چیست؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">معین دهاز در صفحه اینستاگرامی "نباید می‌ماندیم" در تایید توئیت مذکور می‌نویسد:</span> این مباحث به‌شدت سوءتفاهم‌خیز هستند! پس همین اول تکلیفم رو با مستقل و قوی بودن زنان (و مردان) معلوم می‌کنم: شخصا همه‌ی آدم‌ها رو تشویق می‌کنم تا "هر قدر در توانشون هست و براشون سازنده است" مستقل و قوی باشند. این‌ها ذاتا صفات خوبی‌اند و بخشی از شکوفایی شخصیتیِ هر آدم، تقویت همین صفاته. طبیعتا توصیه نمی‌کنم که آدمیزاد تسلیم محض، و بنده و برده‌ی جامعه، سنت‌ها و خواسته‌های دیگران باشه. اما ذکر چند نکته لازمه:‌‌‌<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک: </span>بنظرم در این توییت حرف درستی هست. تعریفی که از "زن قوی" داره ارائه و تبلیغ می‌شه با "واقعیت‌های این دنیا" و امکانات موجود و بضاعت‌های جامعه‌ی ما [فعلا] جور در نمیاد. و اصلا معلوم نیست چرا و از این مهم‌تر "چگونه" یک زن این‌همه مسئولیت جدید رو باید متحمل بشه؟ طبق این تعریف‌ها الان چند درصد زنان ایران "قوی و مستقل" محسوب می‌شن؟ احتمالا خیلی‌خیلی کم. عملا جمعیت بزرگی رو مأیوس می‌کنیم. این‌ها برای من صرفا پرسش‌هایی هستند و آرزوم اینه که همه [زن یا مرد] قوی باشند و از زندگیشون راضی باشند، حالا هر شکلی که زندگی می‌کنند. فکر می‌کنم کلمه‌های "قوی و مستقل" باید  بازتعریف بشن، و شرایط "فردی" آدم‌ها و تفاوت‌ها و بضاعت‌ها رو هم در نظر بگیریم.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/hj2BcRbqSgkX/Bumv1zAHak0,/169475205.jpg" alt="[عکس: 169475205.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">‌‌دو:</span> ایده‌ی "زن قوی و مستقل" درست مثل ایده‌ی "مردِ همیشه‌محکم" وقتی که به نسخه‌ای جمعی، واحد و غیرشخصی تبدیل می‌شه، به جای اینکه رهایی‌بخش باشه، درد میاره. چون این تعریف‌ها معمولاً امکانات و شرایط رو در نظر نمی‌گیرن و فرد رو در برابر یه ایده‌ی گنگ و دست‌نیافتنی تنها می‌ذارن.‌‌‌<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سه: </span>اینطور فکر می‌کنم که "میل شدید به مستقل شدن" در واقع محصول ناامیدی از دیگران و نارضایتی از الگوهای مخرب سنتی هم هست (علاوه بر دلایل دیگر). مثلا کنترل‌گری و سلطه‌گری در مردان و عدم پشتیبانی از جانب خانواده و دوستان، به‌طورطبیعی میل به استقلال و حتی در مواردی میل به انزوا رو بیشتر می‌کنه. بنابراین اگر کسی می‌خواد به زنان توصیه کنه که کمتر به استقلالشون اصرار کنند، از اون‌ طرف، مشکلات مربوط به رفتارهای مردان، خانواده‌ها و شرایط محیطی رو هم باید حل‌و‌فصل کنه!‌‌‌‌‌‌‌<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چهار:</span> قوی بودن رو بیشتر در این می‌بینم که آدم (زن یا مرد) بتونه موقعیت‌ها رو درست ببینه، و درست ارزیابی کنه. بتونه خودش رو زود با واقعیت‌ها "تطبیق" بده و انعطاف‌پذیر باشه. بدونه کجا به دیگری تکیه کنه و کجا نه. بدونه کِی وقت دویدنه، کِی بهتره قبول کنه خسته شده، در چیزهایی بازنگری کنه و تصمیم‌های جدید بگیره.<br />
کاربران چه گفتند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمد نوشت:</span> بیش از حد مستقل شدن، پاسخ به تروماست. یعنی مغز اینجوری تربیت میشه که تا جایی که میتونه از هیچکی کمک نگیره و خودش از پس همه چی بربیاد تا آسیب کمتری ببینه. «غایبان در لحظه‌های سخت، باید تا ابد غایب بمانند.»<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نازنین:</span> مرسی که در این‌ مورد نوشتین، شخصا مدت زیادیه فکر و روانم درگیر همین مسئله ست<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نسترن هم معتقد است: </span>هر چیزی که توی چشم میکنی یعنی نداریش. زنان واقعا مستقل حتی حوصلشون نمیکشه فکر کنن و خوشحال باشن که چقدر قوی و مستقلن!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما منیزیم نظر متفاوتی دارد:</span> مردا گریه نمی‌کنن رو زن‌ها رایج نکردن، اونم نتیجه سیستم مردسالاریه که گریه کردن رو یه صفت زنونه ضعیف می‌دونه که واسه پایین آوردن یه مردی استفاده می‌کنه. سیستم‌های مردسالاری رو هم مردها واسه سرکوب ساختن در صورتی که "زن قوی" واسه بالاتر بردن و حس قدرت دادن به زنی‌هایی‌ست که همیشه سرکوب شدن.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/0egb2yeeeRCQ/Bumv1zAHak0,/image.jpg" alt="[عکس: image.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شیما هم نوشت: </span>همه ما چه مرد و چه زن باید بپذیریم که توانایی‌ها و ضعف‌هایی داریم که می‌تونه فارغ از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span>تمون باشه و کاملا نتیجه تربیت، شرایط فیزیکی و روانی باشه که توش رشد کردیم یا برخورد کردیم. هر کس این نقاط ضعف و توانایی رو شناخت و روشون تمرکز کرد برنده است<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما این کامنت از مرتضی:</span> بیخودی فیلم و ادا بازی نکنید و در نیارید! خودتونم بکشید نمی‌تونید منکر این باشید که بدن و اسلوب ساختاری فیزیکی بانوان و ظرفیت روانیشون با آقایون متفاوته و مناسب هر نوع کار یا مسئولیت پر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	 نیست هرچند که در جامعه ای مثل ایران بیشتر این <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ها تحمیلیه نه انتخاب شخصی! اما حامیان نادان برابری در همه چیز دیر یا زود در زندگی شخصی خودشونم می‌فهمند که زن بهتره نقش زنانه همیشگی و نرمال خودش و مرد هم نقش نرمال و مشخص خودش رو داشته باشه! عبارت "زن مستقل قوی" چه بسا مخرب‌تر از "مرد که گریه نمی‌کنه" باشه.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پری اما خطاب به مردان نوشته:</span> حقیقت اینه که شما از همون اول فکر میکردین از همه موجودات زمین برتر و قوی‌ترین. اونم با پایین کشیدن و توی سر زن‌ها زدن. حالا که اون دوران تموم شده و زن‌ها دیگه از شما توسری نمی‌خورن و یاد گرفتن چطور قوی باشن، این رفتار شد رفتار توده‌ای؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و هشدار بابک: </span>متاسفانه عواقبش خیلی زود پدیدار نمی‌شه و تا جامعه به خودش بیاد، خیل عظیمی نابود می‌شن.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[حتما شما هم طی روزمره خود برخی عبارات را جسته گریخته در صفحات مجازی و یا به طور مستقیم از دوستان، آشنایان و یا همکارانتان می‌شنوید. حتما دیده‌اید که می‌گویند "مرد که گریه نمی‌کنه" و یا اینکه "من یک زن قوی و مستقل هستم". عباراتی شعارزده که مدام در صفحات زرد مجازی تکرار می‌شوند و انگار تنها ابزارشان برای کارکرد در جهان واقعی، "تلقین" است. در همین ارتباط یک روان‌درمانگر، توئیت قابل تاملی منتشر کرده که اتفاقا با واکنش‌های مختلفی هم روبرو شده. <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این توئیت از محمدنبی کاظمیان را بخوانید: "</span>بنظرم این قضیه "زن قوی و مستقل" هم مسیر "مرد که گریه نمی‌کنه" رو داره پیش میره و سازمان‌یافتگیش در فرهنگ عمومی شبیه همونه. احتمالا در سال‌های آینده شاهد سرخوردگی عظیم زنانی باشیم که درگیر این عناوین بودن؛ شبیه مردایی که درگیر اون عناوین شدن. رفتارهای توده‌ای همیشه همینن." <br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/wlXOsRwNN5NH/Bumv1zAHak0,/IMG_3626.jpg" alt="[عکس: IMG_3626.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
میل شدید به مستقل شدن محصول چیست؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">معین دهاز در صفحه اینستاگرامی "نباید می‌ماندیم" در تایید توئیت مذکور می‌نویسد:</span> این مباحث به‌شدت سوءتفاهم‌خیز هستند! پس همین اول تکلیفم رو با مستقل و قوی بودن زنان (و مردان) معلوم می‌کنم: شخصا همه‌ی آدم‌ها رو تشویق می‌کنم تا "هر قدر در توانشون هست و براشون سازنده است" مستقل و قوی باشند. این‌ها ذاتا صفات خوبی‌اند و بخشی از شکوفایی شخصیتیِ هر آدم، تقویت همین صفاته. طبیعتا توصیه نمی‌کنم که آدمیزاد تسلیم محض، و بنده و برده‌ی جامعه، سنت‌ها و خواسته‌های دیگران باشه. اما ذکر چند نکته لازمه:‌‌‌<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک: </span>بنظرم در این توییت حرف درستی هست. تعریفی که از "زن قوی" داره ارائه و تبلیغ می‌شه با "واقعیت‌های این دنیا" و امکانات موجود و بضاعت‌های جامعه‌ی ما [فعلا] جور در نمیاد. و اصلا معلوم نیست چرا و از این مهم‌تر "چگونه" یک زن این‌همه مسئولیت جدید رو باید متحمل بشه؟ طبق این تعریف‌ها الان چند درصد زنان ایران "قوی و مستقل" محسوب می‌شن؟ احتمالا خیلی‌خیلی کم. عملا جمعیت بزرگی رو مأیوس می‌کنیم. این‌ها برای من صرفا پرسش‌هایی هستند و آرزوم اینه که همه [زن یا مرد] قوی باشند و از زندگیشون راضی باشند، حالا هر شکلی که زندگی می‌کنند. فکر می‌کنم کلمه‌های "قوی و مستقل" باید  بازتعریف بشن، و شرایط "فردی" آدم‌ها و تفاوت‌ها و بضاعت‌ها رو هم در نظر بگیریم.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/hj2BcRbqSgkX/Bumv1zAHak0,/169475205.jpg" alt="[عکس: 169475205.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">‌‌دو:</span> ایده‌ی "زن قوی و مستقل" درست مثل ایده‌ی "مردِ همیشه‌محکم" وقتی که به نسخه‌ای جمعی، واحد و غیرشخصی تبدیل می‌شه، به جای اینکه رهایی‌بخش باشه، درد میاره. چون این تعریف‌ها معمولاً امکانات و شرایط رو در نظر نمی‌گیرن و فرد رو در برابر یه ایده‌ی گنگ و دست‌نیافتنی تنها می‌ذارن.‌‌‌<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سه: </span>اینطور فکر می‌کنم که "میل شدید به مستقل شدن" در واقع محصول ناامیدی از دیگران و نارضایتی از الگوهای مخرب سنتی هم هست (علاوه بر دلایل دیگر). مثلا کنترل‌گری و سلطه‌گری در مردان و عدم پشتیبانی از جانب خانواده و دوستان، به‌طورطبیعی میل به استقلال و حتی در مواردی میل به انزوا رو بیشتر می‌کنه. بنابراین اگر کسی می‌خواد به زنان توصیه کنه که کمتر به استقلالشون اصرار کنند، از اون‌ طرف، مشکلات مربوط به رفتارهای مردان، خانواده‌ها و شرایط محیطی رو هم باید حل‌و‌فصل کنه!‌‌‌‌‌‌‌<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چهار:</span> قوی بودن رو بیشتر در این می‌بینم که آدم (زن یا مرد) بتونه موقعیت‌ها رو درست ببینه، و درست ارزیابی کنه. بتونه خودش رو زود با واقعیت‌ها "تطبیق" بده و انعطاف‌پذیر باشه. بدونه کجا به دیگری تکیه کنه و کجا نه. بدونه کِی وقت دویدنه، کِی بهتره قبول کنه خسته شده، در چیزهایی بازنگری کنه و تصمیم‌های جدید بگیره.<br />
کاربران چه گفتند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمد نوشت:</span> بیش از حد مستقل شدن، پاسخ به تروماست. یعنی مغز اینجوری تربیت میشه که تا جایی که میتونه از هیچکی کمک نگیره و خودش از پس همه چی بربیاد تا آسیب کمتری ببینه. «غایبان در لحظه‌های سخت، باید تا ابد غایب بمانند.»<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نازنین:</span> مرسی که در این‌ مورد نوشتین، شخصا مدت زیادیه فکر و روانم درگیر همین مسئله ست<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نسترن هم معتقد است: </span>هر چیزی که توی چشم میکنی یعنی نداریش. زنان واقعا مستقل حتی حوصلشون نمیکشه فکر کنن و خوشحال باشن که چقدر قوی و مستقلن!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما منیزیم نظر متفاوتی دارد:</span> مردا گریه نمی‌کنن رو زن‌ها رایج نکردن، اونم نتیجه سیستم مردسالاریه که گریه کردن رو یه صفت زنونه ضعیف می‌دونه که واسه پایین آوردن یه مردی استفاده می‌کنه. سیستم‌های مردسالاری رو هم مردها واسه سرکوب ساختن در صورتی که "زن قوی" واسه بالاتر بردن و حس قدرت دادن به زنی‌هایی‌ست که همیشه سرکوب شدن.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/0egb2yeeeRCQ/Bumv1zAHak0,/image.jpg" alt="[عکس: image.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شیما هم نوشت: </span>همه ما چه مرد و چه زن باید بپذیریم که توانایی‌ها و ضعف‌هایی داریم که می‌تونه فارغ از <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span>تمون باشه و کاملا نتیجه تربیت، شرایط فیزیکی و روانی باشه که توش رشد کردیم یا برخورد کردیم. هر کس این نقاط ضعف و توانایی رو شناخت و روشون تمرکز کرد برنده است<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما این کامنت از مرتضی:</span> بیخودی فیلم و ادا بازی نکنید و در نیارید! خودتونم بکشید نمی‌تونید منکر این باشید که بدن و اسلوب ساختاری فیزیکی بانوان و ظرفیت روانیشون با آقایون متفاوته و مناسب هر نوع کار یا مسئولیت پر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	 نیست هرچند که در جامعه ای مثل ایران بیشتر این <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فشار</span>	ها تحمیلیه نه انتخاب شخصی! اما حامیان نادان برابری در همه چیز دیر یا زود در زندگی شخصی خودشونم می‌فهمند که زن بهتره نقش زنانه همیشگی و نرمال خودش و مرد هم نقش نرمال و مشخص خودش رو داشته باشه! عبارت "زن مستقل قوی" چه بسا مخرب‌تر از "مرد که گریه نمی‌کنه" باشه.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پری اما خطاب به مردان نوشته:</span> حقیقت اینه که شما از همون اول فکر میکردین از همه موجودات زمین برتر و قوی‌ترین. اونم با پایین کشیدن و توی سر زن‌ها زدن. حالا که اون دوران تموم شده و زن‌ها دیگه از شما توسری نمی‌خورن و یاد گرفتن چطور قوی باشن، این رفتار شد رفتار توده‌ای؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و هشدار بابک: </span>متاسفانه عواقبش خیلی زود پدیدار نمی‌شه و تا جامعه به خودش بیاد، خیل عظیمی نابود می‌شن.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چرا کسی به ایران نمی‌آید؟ به این چند دلیل خانم الناز نجفی!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%9F-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C</link>
			<pubDate>Sat, 12 Apr 2025 10:44:30 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%9F-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[روز گذشته خبر آمد که طی سال گذشته فقط و فقط ۲۷۰۰ گردشگر خارجی به ایران آمده؛ آماری که در صنعت گردشگری به معنای آن است که واقعا گردشگر خارجی به ایران سفر نکرده و توری به ایران وارد نشده است. این خبر در حالی منتشر شده که چندی پیش الناز نجفی، معمار مشهور ایرانی در برنامه اکنون به سروش صحت گفت که خارجی‌ها بیشتر از هر چیز شیفته خود "ایرانی‌ها" می‌شوند. این در حالی‌ست که برخی کاربران معتقدند که با چنین تعاریفی، سطح توریسم ایران در جهان تغییری نمی‌کند و روزنه تازه‌ای برای جذب گردشگر به وجود نمی‌آید. این ویدئو را تماشا کنید:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امیر در پاسخ به خانم نجفی نوشت:</span> نذر داریم صبح تا شب جلوی آینه بایستیم و از خودمون تعریف کنیم و به به چه چهِ بیخود! از هندی‌ها بدتر شدیم! واسه اونا جوک می‌ساختند که هر چی تو دنیا رو اسم ببری هندیه میگه این مال ِ هند بوده! حالا یه سور زدیم به اونها...خانم محترم که دارین میگین این چهار پنج تا توریست که می آن ایران واسه ما " ایرانی ها " میان یا واقعا نمیدونی توریسم چیه و کشور توریستی و توریست کیه یا اینکه ببخشید دارین الکی خود شاخ پنداری می‌فرمائید! حضور توریست‌های فعلی ایران فقط و فقط بخاطر علاقمندی همون‌هایی که اسم بردین به مناطق بکر و صحرایی و کویریه...اگه نه تشریف ببرین مصر و تونس و مراکش و ماداگاسکار و...تا واقعا ببینید توریست‌ها چه می کنند و تعدادشون چقدر هست!<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
غ<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زل نیز معتقد است: </span>جو گیر شدن تو خونمون موج میزنه؛ از اتو<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> رونالدو بگیر تا توریستی که اگر بیاد براش مساله‌ای پیش نیاد. ملت انقدر به طرف نگاه میکنن که تو هندوستان و پاکستان به طرف نگاه نمیکنن بعد یارو توریست رو می‌بره خونش نوکریش رو میکنه از شدت مهمون نوازی. بعد یکی تا <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">کمر</span> تو سطل آشغال دنبال نون میگرده، کسی طرف رو خونش نمی‌بره. اون ترکیه از توریست پولی در میاره که ایران از نفت و گاز در نمیاره. نمیخواد شیرین‌کاری کنید. ما مهمان نواز نیستیم ما گدای این حرکات و حرف‌های احمقانه هستیم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/yyjLgeKbMnop/Bumv1zAHak0,/1798877_877.jpg" alt="[عکس: 1798877_877.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دانیال هم نظر متفاوتی دارد:</span> چی بگم؟ این همه زباله ریختن در طبیعت، بردن خاک نقره‌ای ساحل هرمز، یادگاری نوشتن رو آثار باستانی، شکار پرنده‌های مهاحر... ذوق چی؟ تعارفات ظاهری که به قول همین خانم بیشتر در برخورد با توریست‌های اروپا و آمریکاست؟<br />
واقعا چرا کسی به ایران سفر نمی‌کند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سپهر هاشم‌زاده، فعال حوزه گردشگری پیشتر در روزهای برگزاری بزرگترین فستیوال ورزشی جهان در قطر، درست جایی بیخ گوش ایران نوشته بود: </span>ایران چطور باید حس امنیت ایجاد کند؟ قدری با رسانه، فیلم و کارهای سیاسی و دیپلماسی است. خیلی از نقاط گردشگری معروف که مردم دوست دارند به آنجا سفر کنند، به این دلیل است که در موردشان هزینه کردند و در فیلم‌ها و تصاویر آن‌ها را نشان دادند. در واقع ما طی ۵۰، ۶۰ سال گذشته در این حوزه کار تبلیغاتی نکرده‌ایم. موضوع بعدی تمرکز بی‌جایی است که بر روی گردشگری تاریخی کردیم؛ یعنی اگر گردشگری را یک کیک در نظر بگیریم سهم کوچکی از گردشگران دنیا تاریخ را دوست دارند. به دلیل آزاد نبودن گردشگران در کشور سهم زیادی از بازار در دیگر حوزه‌های گردشگری را از دست داده‌ایم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/KljONSppaJSA/Bumv1zAHak0,/1827498_191.jpg" alt="[عکس: 1827498_191.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
تورلیدرهای ایران باید درباره همه حوزه‌های تاریخی اطلاعات کامل داشته باشد، در حالی که در دنیا گردشگری حوزه‌بندی می‌شود و گردشگری تاریخی تنها یک جز از چندین جز است و هر تورلیدری بنا به علاقه وارد حوزه‌ای خاص می‌شود. در نتیجه تا موضوع امنیت، برندینگ گردشگری و عدم تمرکزگرایی بر روی گردشگر تاریخی را برطرف نکنیم کارهای دیگر بی‌فایده است. دولت باید احساس امنیت ایجاد کند و تبلیغات زیادی انجام دهد تا گردشگران را جذب کند. خیلی چیزها در دنیا قدمت چندانی ندارند ولی به خاطر تبلیغات زیادی که کردند برند شدند و ما این کار را نکردیم. در حوزه گردشگری طی چند سال اخیر عربستان هم از ما جلو زده چون فهمیده‌اند که پول و درآمد در گردشگری است. به نظرم دولتمردان ما هم این را فهمیده‌اند اما در تعصبات مقررات و قوانینی که وضع کردند مانده‌اند.<br />
دلیلی وجود ندارد که گردشگر جام جهانی به ایران بیاید. کسی که برای جام جهانی می‌رود برای تفریح و خوش گذرانی می‌رود و ایران اصلا جای تفریح نیست و از نظر خارجی‌ها ایران یک کشور تاریخی است و اگر خوشبینانه نگاه کنیم گردشگران را می‌آوریم تا چند آثار تاریخی را ببینند. «گردشگری مسافران ترانزیت» یکی از کارهایی است که امارات و قطر می‌کنند، در واقع وقتی فرد می‌خواهد از فرانسه به چین برود، به شرکت هواپیمایی نیاز است که در خاورمیانه خدمات دهد. برای این موضوع لوکیشن ایران خیلی بهتر است اما به خاطر موضوعات فراوانی که وجود دارد گردشگر یا کسی که می‌خواهد مسافر ترانزیت باشد به ایران نمی‌آیند و به امارات می‌روند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/SM6Vdl0vNUrl/Bumv1zAHak0,/%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%2B%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C.jpg" alt="[عکس: %D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%2B%...%DB%8C.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اصلا از همه این موارد هم که بگذریم ساده‌ترین چیزی که یک گردشگر می‌خواهد سیم‌کارت است. قانون کشور این است گردشگرانی که بار دومشان است که به ایران می‌آیند می‌توانند سیمکارت بگیرند و یکی دو روز بعد فعال می‌شود. گردشگر خارجی که می‌خواهد فیس‌بوک یا یوتیوب‌اش را چک کند، نه خط دارد، نه اینترنت، به اضافه اینکه تمام این پلتفرم‌ها در ایران فیلتر هستند. ایران چه آپشنی برای گردشگران دارد؟ در ایران ما حتی یک سرویس بهداشتی ساده و آبرومند به سختی یافت می‌شود. در این سرزمین موضوع پول نقد یک موضوع جدی است. گردشگران خارجی که می‌آیند حتما باید پول نقد داشته باشند اما ایران کردیت کارت بین‌المللی ندارد. اینها موارد حاشیه‌ای که مانع ورود گردشگر نمی‌شود اما مزاحم گردشگر است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روز گذشته خبر آمد که طی سال گذشته فقط و فقط ۲۷۰۰ گردشگر خارجی به ایران آمده؛ آماری که در صنعت گردشگری به معنای آن است که واقعا گردشگر خارجی به ایران سفر نکرده و توری به ایران وارد نشده است. این خبر در حالی منتشر شده که چندی پیش الناز نجفی، معمار مشهور ایرانی در برنامه اکنون به سروش صحت گفت که خارجی‌ها بیشتر از هر چیز شیفته خود "ایرانی‌ها" می‌شوند. این در حالی‌ست که برخی کاربران معتقدند که با چنین تعاریفی، سطح توریسم ایران در جهان تغییری نمی‌کند و روزنه تازه‌ای برای جذب گردشگر به وجود نمی‌آید. این ویدئو را تماشا کنید:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امیر در پاسخ به خانم نجفی نوشت:</span> نذر داریم صبح تا شب جلوی آینه بایستیم و از خودمون تعریف کنیم و به به چه چهِ بیخود! از هندی‌ها بدتر شدیم! واسه اونا جوک می‌ساختند که هر چی تو دنیا رو اسم ببری هندیه میگه این مال ِ هند بوده! حالا یه سور زدیم به اونها...خانم محترم که دارین میگین این چهار پنج تا توریست که می آن ایران واسه ما " ایرانی ها " میان یا واقعا نمیدونی توریسم چیه و کشور توریستی و توریست کیه یا اینکه ببخشید دارین الکی خود شاخ پنداری می‌فرمائید! حضور توریست‌های فعلی ایران فقط و فقط بخاطر علاقمندی همون‌هایی که اسم بردین به مناطق بکر و صحرایی و کویریه...اگه نه تشریف ببرین مصر و تونس و مراکش و ماداگاسکار و...تا واقعا ببینید توریست‌ها چه می کنند و تعدادشون چقدر هست!<a href="https://l.24d.ir/vkTsI13g" target="_blank" class="mycode_url"> </a><br />
غ<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زل نیز معتقد است: </span>جو گیر شدن تو خونمون موج میزنه؛ از اتو<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> رونالدو بگیر تا توریستی که اگر بیاد براش مساله‌ای پیش نیاد. ملت انقدر به طرف نگاه میکنن که تو هندوستان و پاکستان به طرف نگاه نمیکنن بعد یارو توریست رو می‌بره خونش نوکریش رو میکنه از شدت مهمون نوازی. بعد یکی تا <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">کمر</span> تو سطل آشغال دنبال نون میگرده، کسی طرف رو خونش نمی‌بره. اون ترکیه از توریست پولی در میاره که ایران از نفت و گاز در نمیاره. نمیخواد شیرین‌کاری کنید. ما مهمان نواز نیستیم ما گدای این حرکات و حرف‌های احمقانه هستیم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/yyjLgeKbMnop/Bumv1zAHak0,/1798877_877.jpg" alt="[عکس: 1798877_877.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دانیال هم نظر متفاوتی دارد:</span> چی بگم؟ این همه زباله ریختن در طبیعت، بردن خاک نقره‌ای ساحل هرمز، یادگاری نوشتن رو آثار باستانی، شکار پرنده‌های مهاحر... ذوق چی؟ تعارفات ظاهری که به قول همین خانم بیشتر در برخورد با توریست‌های اروپا و آمریکاست؟<br />
واقعا چرا کسی به ایران سفر نمی‌کند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سپهر هاشم‌زاده، فعال حوزه گردشگری پیشتر در روزهای برگزاری بزرگترین فستیوال ورزشی جهان در قطر، درست جایی بیخ گوش ایران نوشته بود: </span>ایران چطور باید حس امنیت ایجاد کند؟ قدری با رسانه، فیلم و کارهای سیاسی و دیپلماسی است. خیلی از نقاط گردشگری معروف که مردم دوست دارند به آنجا سفر کنند، به این دلیل است که در موردشان هزینه کردند و در فیلم‌ها و تصاویر آن‌ها را نشان دادند. در واقع ما طی ۵۰، ۶۰ سال گذشته در این حوزه کار تبلیغاتی نکرده‌ایم. موضوع بعدی تمرکز بی‌جایی است که بر روی گردشگری تاریخی کردیم؛ یعنی اگر گردشگری را یک کیک در نظر بگیریم سهم کوچکی از گردشگران دنیا تاریخ را دوست دارند. به دلیل آزاد نبودن گردشگران در کشور سهم زیادی از بازار در دیگر حوزه‌های گردشگری را از دست داده‌ایم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/KljONSppaJSA/Bumv1zAHak0,/1827498_191.jpg" alt="[عکس: 1827498_191.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
تورلیدرهای ایران باید درباره همه حوزه‌های تاریخی اطلاعات کامل داشته باشد، در حالی که در دنیا گردشگری حوزه‌بندی می‌شود و گردشگری تاریخی تنها یک جز از چندین جز است و هر تورلیدری بنا به علاقه وارد حوزه‌ای خاص می‌شود. در نتیجه تا موضوع امنیت، برندینگ گردشگری و عدم تمرکزگرایی بر روی گردشگر تاریخی را برطرف نکنیم کارهای دیگر بی‌فایده است. دولت باید احساس امنیت ایجاد کند و تبلیغات زیادی انجام دهد تا گردشگران را جذب کند. خیلی چیزها در دنیا قدمت چندانی ندارند ولی به خاطر تبلیغات زیادی که کردند برند شدند و ما این کار را نکردیم. در حوزه گردشگری طی چند سال اخیر عربستان هم از ما جلو زده چون فهمیده‌اند که پول و درآمد در گردشگری است. به نظرم دولتمردان ما هم این را فهمیده‌اند اما در تعصبات مقررات و قوانینی که وضع کردند مانده‌اند.<br />
دلیلی وجود ندارد که گردشگر جام جهانی به ایران بیاید. کسی که برای جام جهانی می‌رود برای تفریح و خوش گذرانی می‌رود و ایران اصلا جای تفریح نیست و از نظر خارجی‌ها ایران یک کشور تاریخی است و اگر خوشبینانه نگاه کنیم گردشگران را می‌آوریم تا چند آثار تاریخی را ببینند. «گردشگری مسافران ترانزیت» یکی از کارهایی است که امارات و قطر می‌کنند، در واقع وقتی فرد می‌خواهد از فرانسه به چین برود، به شرکت هواپیمایی نیاز است که در خاورمیانه خدمات دهد. برای این موضوع لوکیشن ایران خیلی بهتر است اما به خاطر موضوعات فراوانی که وجود دارد گردشگر یا کسی که می‌خواهد مسافر ترانزیت باشد به ایران نمی‌آیند و به امارات می‌روند.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/SM6Vdl0vNUrl/Bumv1zAHak0,/%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%2B%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C.jpg" alt="[عکس: %D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%2B%...%DB%8C.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اصلا از همه این موارد هم که بگذریم ساده‌ترین چیزی که یک گردشگر می‌خواهد سیم‌کارت است. قانون کشور این است گردشگرانی که بار دومشان است که به ایران می‌آیند می‌توانند سیمکارت بگیرند و یکی دو روز بعد فعال می‌شود. گردشگر خارجی که می‌خواهد فیس‌بوک یا یوتیوب‌اش را چک کند، نه خط دارد، نه اینترنت، به اضافه اینکه تمام این پلتفرم‌ها در ایران فیلتر هستند. ایران چه آپشنی برای گردشگران دارد؟ در ایران ما حتی یک سرویس بهداشتی ساده و آبرومند به سختی یافت می‌شود. در این سرزمین موضوع پول نقد یک موضوع جدی است. گردشگران خارجی که می‌آیند حتما باید پول نقد داشته باشند اما ایران کردیت کارت بین‌المللی ندارد. اینها موارد حاشیه‌ای که مانع ورود گردشگر نمی‌شود اما مزاحم گردشگر است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آقایان دل‌شکسته، فحش‌های ناموسی به بیرانوند را بس کنید]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%84%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%8C-%D9%81%D8%AD%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B3-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF</link>
			<pubDate>Sat, 12 Apr 2025 10:41:21 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%84%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%8C-%D9%81%D8%AD%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B3-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[روز گذشته در استادیوم شهر یزد، درست در آستانه آغاز بازی چادرملو و تراکتور، طرفداران میزبان دلارهای تقلبی بر سر بیرانوند انداختند. اتفاقاتی که بیرانوند را لبریز کرد و پس از پایان بازی در میکسدزون ورزشگاه خواست که این اتفاقات برای همیشه تمام شود. علیرضا بیرانوند با هر میزان خطا، اشتباه یا حتی خیانت، یک انسان است؛ انسانی با مادری که هیچ‌گاه تصمیمات پسرش را انتخاب نکرده و سزاوار قضاوت و توهین نیست. در این روزها که فضای جامعه ایران، از کوچه و خیابان گرفته تا رسانه و ورزش، لبریز از تنش و خشونت کلامی است، وقت آن نرسیده که (هواداران فوتبال و به‌خصوص طرفداران پرسپولیس) یک گام عقب بگذارند و از مرزهای انسانیت عبور نکنند؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/2VeQqqdEPxL7/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
بیرانوند، این روزها شاید محبوب سابق فوتبال ایران نباشد. تصمیماتی گرفته که دل بسیاری را شکسته. خودش هم به صراحت در چند مصاحبه به این موضوع اشاره کرده و بارها گفته: «اشتباه کردم که یک‌سری مسائل را درست مدیریت نکردم و هواداران را ناراحت کردم.» اما همین مردی که حالا زیر تیغ نقد ایستاده، همان کسی‌ست که سال‌ها با قلبش برای پرسپولیس جنگید، توپ‌هایی را گرفت که معجزه بود و دروازه‌ای را برای هواداران بسته نگه داشت که پشت آن هزاران رؤیا جا خوش کرده بود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/UEu2HKBBWh2s/Bumv1zAHak0,/1949648_609.jpg" alt="[عکس: 1949648_609.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
پس بله، انتقاد واجب است. هو کردن، حق هوادار است. یادآوری بی‌وفایی‌ها و مقایسه با دوران اوج، بخشی از سازوکار طبیعی فوتبال است. اما توهین به مادر؟ این دیگر نقد نیست، تخریب است. این دیگر اعتراض نیست، خشونت است. بی‌ربط‌ترین چیز در دنیا به تصمیمات و حواشی ساده‌لوحانه پیرامون بیرانوند درباره تغییر باشگاهش، مادر اوست. او همین حالا هم افت چشمگیری داشته و جدایی‌اش از پرسپولیس به طور کلی عملکردش را تحت تاثیر قرار داده؛ ولی شما اگر خواستید برایش کری بخوانید یا حتی او را هو کنید اما به خانواده‌اش ناسزا نگویید. اما اگر زبان‌تان به فحش مادر آلوده شود، بیرانوند را نمی‌سوزانید؛ خودتان را می‌سوزانید. خودتان را تبدیل می‌کنید به نسخه‌ای دیگر از کسانی که فقط با خشم معنا پیدا می‌کنند. نمونه‌اش را دیده‌ایم و البته که چه تلخ دیده‌ایم: مهدی هاشمی‌نسب.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Swy5jaZuucjY/Bumv1zAHak0,/qfm2a3nz5.jpg" alt="[عکس: qfm2a3nz5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
هاشمی‌نسب یک استعداد درخشان بود، اما هر جا رفت، سایه توهین‌ها با او بود. فحش‌ها از او چیزی ساختند که دیگر خودش نیست. حالا، سال‌ها بعد از آن انتقال جنجالی، به‌ندرت می‌تواند حرفی بزند بدون اینکه تلاش کند توجه بگیرد، واکنش بسازد، حاشیه بسازد. چرا؟ چون آن حجم از توهین‌ها، آن موج‌های ممتد فحش مادر، او را از هویت اصیلش تهی کرد و وادارش کرد به یک کاراکتر دفاعی، همیشه در موضع پاسخ، همیشه عصبی، همیشه خسته.<br />
نکند با بیرانوند هم همین کار را کنیم. نکند ما هم همان جماعتی شویم که در تقابل با اشتباه، تنها ابزارمان مرگ کلامی باشد. فراموش نکنیم: ما می‌توانیم دشمن یک تصمیم باشیم، نه دشمن یک خانواده. ما می‌توانیم از یک بازیکن ناراحت باشیم، اما مادرش؟ چه نقشی داشته جز زادن و پرورش فرزندش؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/RusEMowrJB64/Bumv1zAHak0,/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84+%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C+%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1+%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%B2+%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF.jpg" alt="[عکس: %D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB...%D8%AF.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
فوتبال بدون حاشیه نیست. اما اجازه بدهیم حاشیه‌ها در مرز احترام متوقف شوند. حتی اگر بیرانوند به تیم رقیب برود، حتی اگر روبه‌روی پرسپولیس بایستد، و حتی اگر گل بخورد، باز هم مادر او مادر است؛ مقدس‌ترین دار و ندار یک فرد در اجتماع. نیازی به فحش نیست. مخصوصاً به مادر. این یک قتل است. نکنید!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روز گذشته در استادیوم شهر یزد، درست در آستانه آغاز بازی چادرملو و تراکتور، طرفداران میزبان دلارهای تقلبی بر سر بیرانوند انداختند. اتفاقاتی که بیرانوند را لبریز کرد و پس از پایان بازی در میکسدزون ورزشگاه خواست که این اتفاقات برای همیشه تمام شود. علیرضا بیرانوند با هر میزان خطا، اشتباه یا حتی خیانت، یک انسان است؛ انسانی با مادری که هیچ‌گاه تصمیمات پسرش را انتخاب نکرده و سزاوار قضاوت و توهین نیست. در این روزها که فضای جامعه ایران، از کوچه و خیابان گرفته تا رسانه و ورزش، لبریز از تنش و خشونت کلامی است، وقت آن نرسیده که (هواداران فوتبال و به‌خصوص طرفداران پرسپولیس) یک گام عقب بگذارند و از مرزهای انسانیت عبور نکنند؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/2VeQqqdEPxL7/Bumv1zAHak0,/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg" alt="[عکس: %D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
بیرانوند، این روزها شاید محبوب سابق فوتبال ایران نباشد. تصمیماتی گرفته که دل بسیاری را شکسته. خودش هم به صراحت در چند مصاحبه به این موضوع اشاره کرده و بارها گفته: «اشتباه کردم که یک‌سری مسائل را درست مدیریت نکردم و هواداران را ناراحت کردم.» اما همین مردی که حالا زیر تیغ نقد ایستاده، همان کسی‌ست که سال‌ها با قلبش برای پرسپولیس جنگید، توپ‌هایی را گرفت که معجزه بود و دروازه‌ای را برای هواداران بسته نگه داشت که پشت آن هزاران رؤیا جا خوش کرده بود.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/UEu2HKBBWh2s/Bumv1zAHak0,/1949648_609.jpg" alt="[عکس: 1949648_609.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
پس بله، انتقاد واجب است. هو کردن، حق هوادار است. یادآوری بی‌وفایی‌ها و مقایسه با دوران اوج، بخشی از سازوکار طبیعی فوتبال است. اما توهین به مادر؟ این دیگر نقد نیست، تخریب است. این دیگر اعتراض نیست، خشونت است. بی‌ربط‌ترین چیز در دنیا به تصمیمات و حواشی ساده‌لوحانه پیرامون بیرانوند درباره تغییر باشگاهش، مادر اوست. او همین حالا هم افت چشمگیری داشته و جدایی‌اش از پرسپولیس به طور کلی عملکردش را تحت تاثیر قرار داده؛ ولی شما اگر خواستید برایش کری بخوانید یا حتی او را هو کنید اما به خانواده‌اش ناسزا نگویید. اما اگر زبان‌تان به فحش مادر آلوده شود، بیرانوند را نمی‌سوزانید؛ خودتان را می‌سوزانید. خودتان را تبدیل می‌کنید به نسخه‌ای دیگر از کسانی که فقط با خشم معنا پیدا می‌کنند. نمونه‌اش را دیده‌ایم و البته که چه تلخ دیده‌ایم: مهدی هاشمی‌نسب.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Swy5jaZuucjY/Bumv1zAHak0,/qfm2a3nz5.jpg" alt="[عکس: qfm2a3nz5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
هاشمی‌نسب یک استعداد درخشان بود، اما هر جا رفت، سایه توهین‌ها با او بود. فحش‌ها از او چیزی ساختند که دیگر خودش نیست. حالا، سال‌ها بعد از آن انتقال جنجالی، به‌ندرت می‌تواند حرفی بزند بدون اینکه تلاش کند توجه بگیرد، واکنش بسازد، حاشیه بسازد. چرا؟ چون آن حجم از توهین‌ها، آن موج‌های ممتد فحش مادر، او را از هویت اصیلش تهی کرد و وادارش کرد به یک کاراکتر دفاعی، همیشه در موضع پاسخ، همیشه عصبی، همیشه خسته.<br />
نکند با بیرانوند هم همین کار را کنیم. نکند ما هم همان جماعتی شویم که در تقابل با اشتباه، تنها ابزارمان مرگ کلامی باشد. فراموش نکنیم: ما می‌توانیم دشمن یک تصمیم باشیم، نه دشمن یک خانواده. ما می‌توانیم از یک بازیکن ناراحت باشیم، اما مادرش؟ چه نقشی داشته جز زادن و پرورش فرزندش؟<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/RusEMowrJB64/Bumv1zAHak0,/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84+%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C+%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1+%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%B2+%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF.jpg" alt="[عکس: %D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB...%D8%AF.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
فوتبال بدون حاشیه نیست. اما اجازه بدهیم حاشیه‌ها در مرز احترام متوقف شوند. حتی اگر بیرانوند به تیم رقیب برود، حتی اگر روبه‌روی پرسپولیس بایستد، و حتی اگر گل بخورد، باز هم مادر او مادر است؛ مقدس‌ترین دار و ندار یک فرد در اجتماع. نیازی به فحش نیست. مخصوصاً به مادر. این یک قتل است. نکنید!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[برای اولین بار؛ تصاویر ناب و لو رفته از زندگی در کره شمالی]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%9B-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D9%84%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C</link>
			<pubDate>Wed, 09 Apr 2025 10:29:06 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%9B-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D9%84%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[به تازگی انتشار تصاویری واقعی از کره شمالی توسط کاربری به نام "Medhi" درتوئیتر سروصدا به پا کرده. تصاویری که شاید تماشای آن‌ها با توجه به فضایی که از کره شمالی و حاکمیت آن در اذهان عمومی ترسیم شده، جالب بنظر برسد. تصاویری که در ادامه می‌بینید، برای نخستین بار واقعیت‌های موجود در زندگی یک شهروند ساکن کره شمالی را تا حدودی لو می‌دهد. با ما همراه باشید.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/A4WTLCOfUaHU/Bumv1zAHak0,/6.jpg" alt="[عکس: 6.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این کاربر نوشت:</span> بسیار تجربه ناب و خاصی بود. هنوز ذهنم نیاز به پردازش اون همه اطلاعات و چیزایی که دیدم داره. استادیوم و مخصوصا جو تماشا چی هاش عالی بود! خیلی منظم و مرتب و تمیز. ۵ سالی تعطیل بوده همه چی و احتمالا مشتاق تر بودن مردم.  عکس هایی که خودم خیلی دوسشون دارم و خاصن. بعضی‌هاش خیلی دردناک،  بعضی‌ها جنبه رنگی‌تر مردم و جامعه. بعضی‌هاش هم احتمالا فقط خاص توریست‌ها یا انگشت‌شمار کره‌ای با قدرت! اینا چیزایی هست که من دیدم و به تصویر کشیدم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DAwwEJ6MnumD/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/RN968bbpq5bz/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
صبح خیلی زود یه روز سرد بهاری وسط شهر پیونگ‌یانگ. هوا مه عجیبی داشت. سطح شهر پر هست با نیروهای یونیفرم پوش. رنگ و علائم مختلف. انگار همه کار می کنن و هیچ کاری نمی کنن! بعضی هاشون یونیفرم آبی تن<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شونه</span>	. راهنمایی و رانندگی هستن. مراقب ترافیک اما بیشتر دکوری هستن و تماشاگر اندک ماشینی که بی توجه به عابر پیاده با سرعت رد می شن و تلاش می کنن بین چاله چوله ها لایی بکشن! عموما چهره‌هایی خسته و ع<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> و کنجکاو دارن. لباس هایی مرتب اما بسیار قدیمی و دمده.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/lqVmMRYmQ3z8/Bumv1zAHak0,/8.jpg" alt="[عکس: 8.jpg]" class="mycode_img" /><br />
تمیز کاری عادی که انجام می دادن. حتی وقتی ما بودیم. آدم فقیر زیاد می‌دیدی. زیادی فقیر و بیچاره! اما اینکه بخشی از شهرو صحنه درست کنن برای توریست‌ها نه.  یه بخشی از اینو به نظرم می‌دونم از کجا میاد. فرض کنید یه فیلم می بینید از یه توریست خارجی. اومده شهر شما. رفته جاهایی که آبروریزی هست! کثیفه،  ناامنه، ... شاکی می‌شید و می‌گید چرا نبردن فلان جای خوب.<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/WohGUcEwhW9L/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
یا مهمون بیاد خونه یهویی. احتمالا سریع لحاف وسایل رو پرت کنید یه اتاقی درشو ببندید و دوس نداشته باشید حتی فامیل و رفیق زیاد ببینه اون بخش خراب و نامرتب رو.  "یه بخشی" از این ادعا از اینجا میاد. کره شمالی خیلی کشور فقیریه اما دوس نداره اینو نشون بده. حتی مردمش. بهترین و تنها ترین لباس هاشونو می پوشن. خودشون شاید لباسی کهنه و قدیمی تن<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شونه</span>	 اما لباس بچهشون رنگی و جدیده. <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/aB08s9pysl9W/Bumv1zAHak0,/5.jpg" alt="[عکس: 5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
یه بخشی زیادی از قایم کردن فقر و تلاش برای نشون دادن پیشرفت و جاهای شیک از اینجا میاد.  بخشی هم خوب پروپاگاندای نظام و تلاش برای اینکه بگن ما بهترین و قوی‌ترینیم و در حال پیشرفت. اما اینکه مثل فیلم‌ها بیان دکور الکی درست کنن به نظرم دقیق و درست نیست. (نظر شخصی)<br />
مترو پیونگ‌یانگ. نسبتا تمیز اما فرسوده. قطار سریع میاد. شلوغه. داخل تونل تاریکه. کوپه لامپ کافی نداره. قطار و لوکوموتیو شبیه قطار های قدیمی برلین هست. به احتمال زیاد ساخت آلمان شرقی اینا باید باشه. ظاهرا عمیق ترین خط مترو هست با ١١٠ متر عمق! ظاهرا هدف استفاده دوکاربره بوده برای موشک و جنگ اتمی. اما تور لیدر می گه به خاطر رودخونه عمیق ساخته شده. از سمت راست گروه ما داره میره بالا و سمت چپ محلی ها دارن میان پایین.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/uM0cEpeKNfnk/Bumv1zAHak0,/10.jpg" alt="[عکس: 10.jpg]" class="mycode_img" /><br />
پیرمردی خسته با دوچرخه ای از دل تاریخ! نزدیک خیابون سفارت خانه ها. لباسی قدیمی و خاکی. انگار ماه ها همین رو پوشیده. منتظر دوستش بود. نزدیک شدیم. کمی باهاش تلاش کردیم صحبت کنیم و عکس بگریم. مودب بود. خیلی دوست داشتم می شد بدون قید و بند ها حرف هاشو بشنوم.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Zq31B9sH08YW/Bumv1zAHak0,/9.jpg" alt="[عکس: 9.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
کاربران چه گفتند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ترانه نوشت:</span> من فکر میکردم لباس رنگی پوشیدن اونجا ممنوعه! چه باحاله عکسا!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وحید اما معتقد است</span>: همیشه تجربه یک مسافر با تجربه زیسته یه شهروند فرق داره. خیلیا رفتن کوبا و لذت بردن. و به به و چهچه کردن اما برای مردم همیشه زندگی سخت و با حداقل امکانات بوده.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آلیسون:</span> من هرچی سفرنامه گوش دادم گفتن فیلم‌برداری و عکس‌برداری ممنوع بود یا سخت‌گیری زیاد. عجب عکسایی گرفتی!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و سبزینه: </span>وقتی حرف از سفر به کره شمالی و دیدن اونجا میشه، برام مثل این میمونه که برم زندان و زندانی ها رو‌تماشا کنم و از دیدن نااگاهی شون از دنیای بیرون و  زندگی و شرایط عجیبشون متعجب شم ، با احترام به شما البته ، و قطعا این نگاه من از بیرونه، شاید تجربه ش فرق داره]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به تازگی انتشار تصاویری واقعی از کره شمالی توسط کاربری به نام "Medhi" درتوئیتر سروصدا به پا کرده. تصاویری که شاید تماشای آن‌ها با توجه به فضایی که از کره شمالی و حاکمیت آن در اذهان عمومی ترسیم شده، جالب بنظر برسد. تصاویری که در ادامه می‌بینید، برای نخستین بار واقعیت‌های موجود در زندگی یک شهروند ساکن کره شمالی را تا حدودی لو می‌دهد. با ما همراه باشید.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/A4WTLCOfUaHU/Bumv1zAHak0,/6.jpg" alt="[عکس: 6.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این کاربر نوشت:</span> بسیار تجربه ناب و خاصی بود. هنوز ذهنم نیاز به پردازش اون همه اطلاعات و چیزایی که دیدم داره. استادیوم و مخصوصا جو تماشا چی هاش عالی بود! خیلی منظم و مرتب و تمیز. ۵ سالی تعطیل بوده همه چی و احتمالا مشتاق تر بودن مردم.  عکس هایی که خودم خیلی دوسشون دارم و خاصن. بعضی‌هاش خیلی دردناک،  بعضی‌ها جنبه رنگی‌تر مردم و جامعه. بعضی‌هاش هم احتمالا فقط خاص توریست‌ها یا انگشت‌شمار کره‌ای با قدرت! اینا چیزایی هست که من دیدم و به تصویر کشیدم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/DAwwEJ6MnumD/Bumv1zAHak0,/2.jpg" alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/RN968bbpq5bz/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
صبح خیلی زود یه روز سرد بهاری وسط شهر پیونگ‌یانگ. هوا مه عجیبی داشت. سطح شهر پر هست با نیروهای یونیفرم پوش. رنگ و علائم مختلف. انگار همه کار می کنن و هیچ کاری نمی کنن! بعضی هاشون یونیفرم آبی تن<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شونه</span>	. راهنمایی و رانندگی هستن. مراقب ترافیک اما بیشتر دکوری هستن و تماشاگر اندک ماشینی که بی توجه به عابر پیاده با سرعت رد می شن و تلاش می کنن بین چاله چوله ها لایی بکشن! عموما چهره‌هایی خسته و ع<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بوس</span> و کنجکاو دارن. لباس هایی مرتب اما بسیار قدیمی و دمده.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/lqVmMRYmQ3z8/Bumv1zAHak0,/8.jpg" alt="[عکس: 8.jpg]" class="mycode_img" /><br />
تمیز کاری عادی که انجام می دادن. حتی وقتی ما بودیم. آدم فقیر زیاد می‌دیدی. زیادی فقیر و بیچاره! اما اینکه بخشی از شهرو صحنه درست کنن برای توریست‌ها نه.  یه بخشی از اینو به نظرم می‌دونم از کجا میاد. فرض کنید یه فیلم می بینید از یه توریست خارجی. اومده شهر شما. رفته جاهایی که آبروریزی هست! کثیفه،  ناامنه، ... شاکی می‌شید و می‌گید چرا نبردن فلان جای خوب.<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/WohGUcEwhW9L/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
یا مهمون بیاد خونه یهویی. احتمالا سریع لحاف وسایل رو پرت کنید یه اتاقی درشو ببندید و دوس نداشته باشید حتی فامیل و رفیق زیاد ببینه اون بخش خراب و نامرتب رو.  "یه بخشی" از این ادعا از اینجا میاد. کره شمالی خیلی کشور فقیریه اما دوس نداره اینو نشون بده. حتی مردمش. بهترین و تنها ترین لباس هاشونو می پوشن. خودشون شاید لباسی کهنه و قدیمی تن<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">شونه</span>	 اما لباس بچهشون رنگی و جدیده. <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/aB08s9pysl9W/Bumv1zAHak0,/5.jpg" alt="[عکس: 5.jpg]" class="mycode_img" /><br />
یه بخشی زیادی از قایم کردن فقر و تلاش برای نشون دادن پیشرفت و جاهای شیک از اینجا میاد.  بخشی هم خوب پروپاگاندای نظام و تلاش برای اینکه بگن ما بهترین و قوی‌ترینیم و در حال پیشرفت. اما اینکه مثل فیلم‌ها بیان دکور الکی درست کنن به نظرم دقیق و درست نیست. (نظر شخصی)<br />
مترو پیونگ‌یانگ. نسبتا تمیز اما فرسوده. قطار سریع میاد. شلوغه. داخل تونل تاریکه. کوپه لامپ کافی نداره. قطار و لوکوموتیو شبیه قطار های قدیمی برلین هست. به احتمال زیاد ساخت آلمان شرقی اینا باید باشه. ظاهرا عمیق ترین خط مترو هست با ١١٠ متر عمق! ظاهرا هدف استفاده دوکاربره بوده برای موشک و جنگ اتمی. اما تور لیدر می گه به خاطر رودخونه عمیق ساخته شده. از سمت راست گروه ما داره میره بالا و سمت چپ محلی ها دارن میان پایین.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/uM0cEpeKNfnk/Bumv1zAHak0,/10.jpg" alt="[عکس: 10.jpg]" class="mycode_img" /><br />
پیرمردی خسته با دوچرخه ای از دل تاریخ! نزدیک خیابون سفارت خانه ها. لباسی قدیمی و خاکی. انگار ماه ها همین رو پوشیده. منتظر دوستش بود. نزدیک شدیم. کمی باهاش تلاش کردیم صحبت کنیم و عکس بگریم. مودب بود. خیلی دوست داشتم می شد بدون قید و بند ها حرف هاشو بشنوم.<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/Zq31B9sH08YW/Bumv1zAHak0,/9.jpg" alt="[عکس: 9.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
کاربران چه گفتند؟<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ترانه نوشت:</span> من فکر میکردم لباس رنگی پوشیدن اونجا ممنوعه! چه باحاله عکسا!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وحید اما معتقد است</span>: همیشه تجربه یک مسافر با تجربه زیسته یه شهروند فرق داره. خیلیا رفتن کوبا و لذت بردن. و به به و چهچه کردن اما برای مردم همیشه زندگی سخت و با حداقل امکانات بوده.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آلیسون:</span> من هرچی سفرنامه گوش دادم گفتن فیلم‌برداری و عکس‌برداری ممنوع بود یا سخت‌گیری زیاد. عجب عکسایی گرفتی!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و سبزینه: </span>وقتی حرف از سفر به کره شمالی و دیدن اونجا میشه، برام مثل این میمونه که برم زندان و زندانی ها رو‌تماشا کنم و از دیدن نااگاهی شون از دنیای بیرون و  زندگی و شرایط عجیبشون متعجب شم ، با احترام به شما البته ، و قطعا این نگاه من از بیرونه، شاید تجربه ش فرق داره]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[غش و ضعف‌ها برای مادر رایان کوچولو را زودتر تمام کنید!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%BA%D8%B4-%D9%88-%D8%B6%D8%B9%D9%81%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF</link>
			<pubDate>Sun, 06 Apr 2025 11:36:37 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%BA%D8%B4-%D9%88-%D8%B6%D8%B9%D9%81%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[این روزها برشی از گفت‌وگوی رضا رشیدپور با رایان سرلک، بازیگر نونهال <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای ایران پربازدید شده. همانجایی که پسرک در پاسخ پرسش رشیدپور مبنی بر شغل مادرش می‌گوید: "مادره!". خب در فرهنگ ما مقام "مادر" را مقدس می‌شمارند و البته که تردیدی در جایگاه مادر به عنوان یکی از ستون‌های خانواده وجود ندارد. پاسخ سرلک هم در متن خود چه بسا زیبا جلوه می‌کند اما در فرامتن آن، غش و ضعف‌ برخی کاربران را شاهدیم که کمی اگزجره به نظر می‌رسد. اما تمام این قضایا نقطه مقابلی هم دارد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به تازگی توئیت کاربری به نام "علی" یک ضدجریانِ غلیظ را علیه این ویدئوی پربازدید ایجاد کرده. علی به سراغ آن دسته از مادرانی رفته که در زندگی فرزندانشان نقش منفی ایفا کردند و جز تباهی چیزی به بار نیاوردند. این چند خط را بخوانید:</span><br />
<br />
"امروز که نسبتاً مرد کاملی هستم تازه جرأت پذیرش این حقیقت رو پیدا کردم و از باورش و بیانش شرم و ترسی ندارم: مادر من قلباً و عمیقاً از من متنفره. اون پسری  که زاییده‌ی تخیلات خودشه رو دوست داره که هیچ شباهتی به منِ واقعی نداره. از منِ واقعی، پسری که واقعاً زاییده، تو همه‌ی لایه‌های وجودش متنفره.<br />
تمام تلاشش رو داره می‌کنه که با مظلوم‌نمایی، نقش قربانی بازی کردن، حس گناه دادن، دروغ دروغ دروغ، سرزنش، کوچک‌کردن، حس ناکافی بودن دادن، گرفتن اختیار و حق انتخاب، و تخریب شخصیت چه در حضور و چه در غیاب، اون افساری که دلش میخواد رو <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 من بندازه تا هر لحظه هر کاری که اون خواست رو من انجام بدم.<br />
هنوز و همیشه باورم اینه که مادر من یه هیولای واقعیه که اگر ببینیدش میگید من یه هیولام که این حرف رو می‌زنم و فقط باید جای من زندگی کرده باشید و روانتون زیر چکمه‌های سربیِ نامرئیش خُرد شده باشه تا باورم کنید."<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/hDnscCEllBaX/Bumv1zAHak0,/47.jpg" alt="[عکس: 47.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خواندن این چند خط شاید تکان‌دهنده باشد. البته که برخی به تندی واکنش نشان دادند و این حرف‌ها را کذب می‌شمارند اماغالب کاربران از تجربیات مشابه و احساسات مشترک گفته‌اند. این مطلب با اتکا به نظرات کاربران توئیتر درباره یادداشت کوتاه "علی" گردآوری شده. با ما همراه باشید.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نیما نوشت: </span>مادر مقدس نیست. مادر آزارگر و نارسیست بچه شو فقط شرطی دوست داره، ازش به عنوان ابزاری برای پر کردن خلأهای خودش استفاده میکنه و این آسیب در تمام زندگی با اون بچه میمونه. چون شما تجربه نکردید، دلیل نمیشه که وجود نداره. همدردی بلد نیستید، نمک رو زخم نپاشید حداقل.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هاله: </span>این حرفارو فقط و فقط و فقط کسی میفهمه که خودش همچین شرایطی داشته .. نمیتونید حتی حدس بزنید تحقیر شدن توسط مادر ، چقدر میتونه زیر پوستی و کوچیک و آزاردهنده باشه و ادامه دار بودنش میتونه زندگی آدم و تا سالهای خیلی طولانی تغییر بده واقعا تجربه ی تلخ و بد و وحشتناکیه.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آرش: </span>همیشه مسئولیت مامانم بودم نه کسی که دوست داشته باشه. محبتی که اون بهم نداد باعث شد دنبال توجه باشم یا سریع وابسته بشم همزمان هم بترسم آسیب ببینم و اجازه ندم کسی بهم نزدیک بشه. مامانم آجر های دیواری رو چید که دور خودم کشیدم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شیدا: </span>چکمه‌های سربی نامرئی رو خیلی وقتها خودت هم نمیبینی. به جاش مدام حس گناه داری. مدام تلاش میکنی بهتر بشی. مدام با درد بی ارزشی سر و کله میزنی درحالیکه حتی اسم احساست رو هم نمیدونی.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خسته: </span>من فکر میکنم یک تعداد زیادی از مادرهای ایرانی همینجوری‌ان. چه در مورد فرزند دختر و چه پسر. بدبختی اینه که با این کلیشه مقدس‌بودن مادر و با نقش‌بازی‌کردن حرفه‌ای‌شون هیچ‌کس هم حرف بچه‌ها رو نمیپذیره و روان بچه‌ها آسیب میبینه تا ابد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/a0OqFKk2CfSr/Bumv1zAHak0,/57375753.jpg" alt="[عکس: 57375753.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تشکر خانم لوبیا از علی:</span> بازم دم شما گرم که با این واقعیت کنار اومدی و به‌جای انکار و توجیه‌کردن رفتارهاشون، تونستی درباره‌ش این حرفا رو بزنی. می‌گن اگه می‌خوای حس واقعی کسی نسبت به خودت رو بدونی عصبانیش کن یا از دستوراتش پیروی نکن.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نارسیس: </span>چه شجاعتی و چه روان سالمی که چنین صادقانه با خودش کنار آمده و چیزی می‌نویسه که دور بر ما نه کم هست و نه کمیاب!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اوریانا:</span> من که والد نیستم ولی به نظرم هولناک ترین لحظه‌ی والدگری وقتیه که بچه‌ت چیزی که تو فکر کردی نمیشه، نمیخواد که بشه، بلند بلند فریاد میزنه که میخوام راه خودم برم، اون طور که خودم فکر میکنم زندگی کنم. مشکلی که خیلی از ماها با والدین‌مون داریم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">عرفان:</span> خیلی از تجربه‌ی این دوستمون غمگین شدم و دوست دارم اضافه کنم که من هم دیدم هیولاهایی که وقتی از بیرون نگاه می‌کنی فکر می‌کنی یک فرشته‌ی زیبای بی‌آزارند ولی فقط باید با آن‌ها زندگی کرده باشی تا هیولا بودنشان را با تمام وجودت درک کنی.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تجربه دردناک مسافر</span>: مادر من هم .. دامادش رو به دختر مجرد مریضش و من ترجیح میداد. جوری که برای درمان کرونای دامادش، ازش بدون قرنطینه تو خونه ما پرستاری کرد و خیلی ساده همه ما آلوده شدیم. نتیجه: مادر و خواهر مریضم هم مبتلا و در یک هفته فوت شدند تا تاوان سختی براش بده.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نیکول:</span> مادرم انقد زنده نموند که من واقعی رو ببینه. سال ۹۴ رفت در حالی که من هنوز اینی که الان هستم نشده بودم. ولی خواهرم بابت چیزی که هستم ازم متنفره. برام مهم نیست. خرداد امسال که بیاد میشه دو سال که باهاش حرف نزدم و ندیدمش.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و تارا:</span> این پدیده ایه که تا زندگیش نکنید نمی‌فهمید. این که مادرت از پدرت متنفر باشه ولی طلاق نگیره به خاطر تو، ولی تمام تلاششو از اول زندگیش بذاره رو این که نذاره تو شبیه پدرت بشی و کوچکترین چیزی ازش یاد بگیری و حتی تو رو به چشم شوهر نداشته‌اش ببینه مگه این که شبیه پدرت بشی.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این روزها برشی از گفت‌وگوی رضا رشیدپور با رایان سرلک، بازیگر نونهال <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ای ایران پربازدید شده. همانجایی که پسرک در پاسخ پرسش رشیدپور مبنی بر شغل مادرش می‌گوید: "مادره!". خب در فرهنگ ما مقام "مادر" را مقدس می‌شمارند و البته که تردیدی در جایگاه مادر به عنوان یکی از ستون‌های خانواده وجود ندارد. پاسخ سرلک هم در متن خود چه بسا زیبا جلوه می‌کند اما در فرامتن آن، غش و ضعف‌ برخی کاربران را شاهدیم که کمی اگزجره به نظر می‌رسد. اما تمام این قضایا نقطه مقابلی هم دارد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به تازگی توئیت کاربری به نام "علی" یک ضدجریانِ غلیظ را علیه این ویدئوی پربازدید ایجاد کرده. علی به سراغ آن دسته از مادرانی رفته که در زندگی فرزندانشان نقش منفی ایفا کردند و جز تباهی چیزی به بار نیاوردند. این چند خط را بخوانید:</span><br />
<br />
"امروز که نسبتاً مرد کاملی هستم تازه جرأت پذیرش این حقیقت رو پیدا کردم و از باورش و بیانش شرم و ترسی ندارم: مادر من قلباً و عمیقاً از من متنفره. اون پسری  که زاییده‌ی تخیلات خودشه رو دوست داره که هیچ شباهتی به منِ واقعی نداره. از منِ واقعی، پسری که واقعاً زاییده، تو همه‌ی لایه‌های وجودش متنفره.<br />
تمام تلاشش رو داره می‌کنه که با مظلوم‌نمایی، نقش قربانی بازی کردن، حس گناه دادن، دروغ دروغ دروغ، سرزنش، کوچک‌کردن، حس ناکافی بودن دادن، گرفتن اختیار و حق انتخاب، و تخریب شخصیت چه در حضور و چه در غیاب، اون افساری که دلش میخواد رو <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">گردن</span>	 من بندازه تا هر لحظه هر کاری که اون خواست رو من انجام بدم.<br />
هنوز و همیشه باورم اینه که مادر من یه هیولای واقعیه که اگر ببینیدش میگید من یه هیولام که این حرف رو می‌زنم و فقط باید جای من زندگی کرده باشید و روانتون زیر چکمه‌های سربیِ نامرئیش خُرد شده باشه تا باورم کنید."<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/hDnscCEllBaX/Bumv1zAHak0,/47.jpg" alt="[عکس: 47.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خواندن این چند خط شاید تکان‌دهنده باشد. البته که برخی به تندی واکنش نشان دادند و این حرف‌ها را کذب می‌شمارند اماغالب کاربران از تجربیات مشابه و احساسات مشترک گفته‌اند. این مطلب با اتکا به نظرات کاربران توئیتر درباره یادداشت کوتاه "علی" گردآوری شده. با ما همراه باشید.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نیما نوشت: </span>مادر مقدس نیست. مادر آزارگر و نارسیست بچه شو فقط شرطی دوست داره، ازش به عنوان ابزاری برای پر کردن خلأهای خودش استفاده میکنه و این آسیب در تمام زندگی با اون بچه میمونه. چون شما تجربه نکردید، دلیل نمیشه که وجود نداره. همدردی بلد نیستید، نمک رو زخم نپاشید حداقل.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هاله: </span>این حرفارو فقط و فقط و فقط کسی میفهمه که خودش همچین شرایطی داشته .. نمیتونید حتی حدس بزنید تحقیر شدن توسط مادر ، چقدر میتونه زیر پوستی و کوچیک و آزاردهنده باشه و ادامه دار بودنش میتونه زندگی آدم و تا سالهای خیلی طولانی تغییر بده واقعا تجربه ی تلخ و بد و وحشتناکیه.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آرش: </span>همیشه مسئولیت مامانم بودم نه کسی که دوست داشته باشه. محبتی که اون بهم نداد باعث شد دنبال توجه باشم یا سریع وابسته بشم همزمان هم بترسم آسیب ببینم و اجازه ندم کسی بهم نزدیک بشه. مامانم آجر های دیواری رو چید که دور خودم کشیدم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شیدا: </span>چکمه‌های سربی نامرئی رو خیلی وقتها خودت هم نمیبینی. به جاش مدام حس گناه داری. مدام تلاش میکنی بهتر بشی. مدام با درد بی ارزشی سر و کله میزنی درحالیکه حتی اسم احساست رو هم نمیدونی.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خسته: </span>من فکر میکنم یک تعداد زیادی از مادرهای ایرانی همینجوری‌ان. چه در مورد فرزند دختر و چه پسر. بدبختی اینه که با این کلیشه مقدس‌بودن مادر و با نقش‌بازی‌کردن حرفه‌ای‌شون هیچ‌کس هم حرف بچه‌ها رو نمیپذیره و روان بچه‌ها آسیب میبینه تا ابد.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/a0OqFKk2CfSr/Bumv1zAHak0,/57375753.jpg" alt="[عکس: 57375753.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تشکر خانم لوبیا از علی:</span> بازم دم شما گرم که با این واقعیت کنار اومدی و به‌جای انکار و توجیه‌کردن رفتارهاشون، تونستی درباره‌ش این حرفا رو بزنی. می‌گن اگه می‌خوای حس واقعی کسی نسبت به خودت رو بدونی عصبانیش کن یا از دستوراتش پیروی نکن.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نارسیس: </span>چه شجاعتی و چه روان سالمی که چنین صادقانه با خودش کنار آمده و چیزی می‌نویسه که دور بر ما نه کم هست و نه کمیاب!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اوریانا:</span> من که والد نیستم ولی به نظرم هولناک ترین لحظه‌ی والدگری وقتیه که بچه‌ت چیزی که تو فکر کردی نمیشه، نمیخواد که بشه، بلند بلند فریاد میزنه که میخوام راه خودم برم، اون طور که خودم فکر میکنم زندگی کنم. مشکلی که خیلی از ماها با والدین‌مون داریم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">عرفان:</span> خیلی از تجربه‌ی این دوستمون غمگین شدم و دوست دارم اضافه کنم که من هم دیدم هیولاهایی که وقتی از بیرون نگاه می‌کنی فکر می‌کنی یک فرشته‌ی زیبای بی‌آزارند ولی فقط باید با آن‌ها زندگی کرده باشی تا هیولا بودنشان را با تمام وجودت درک کنی.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تجربه دردناک مسافر</span>: مادر من هم .. دامادش رو به دختر مجرد مریضش و من ترجیح میداد. جوری که برای درمان کرونای دامادش، ازش بدون قرنطینه تو خونه ما پرستاری کرد و خیلی ساده همه ما آلوده شدیم. نتیجه: مادر و خواهر مریضم هم مبتلا و در یک هفته فوت شدند تا تاوان سختی براش بده.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نیکول:</span> مادرم انقد زنده نموند که من واقعی رو ببینه. سال ۹۴ رفت در حالی که من هنوز اینی که الان هستم نشده بودم. ولی خواهرم بابت چیزی که هستم ازم متنفره. برام مهم نیست. خرداد امسال که بیاد میشه دو سال که باهاش حرف نزدم و ندیدمش.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و تارا:</span> این پدیده ایه که تا زندگیش نکنید نمی‌فهمید. این که مادرت از پدرت متنفر باشه ولی طلاق نگیره به خاطر تو، ولی تمام تلاششو از اول زندگیش بذاره رو این که نذاره تو شبیه پدرت بشی و کوچکترین چیزی ازش یاد بگیری و حتی تو رو به چشم شوهر نداشته‌اش ببینه مگه این که شبیه پدرت بشی.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک گزارش اختصاصی و تماشایی مخصوص ۱۳بدر]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%DB%B1%DB%B3%D8%A8%D8%AF%D8%B1</link>
			<pubDate>Wed, 02 Apr 2025 16:15:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%DB%B1%DB%B3%D8%A8%D8%AF%D8%B1</guid>
			<description><![CDATA[سلام به سیزده به درِ عزیز که هر چه کردند از سکه نیفتاد، روزی برای با هم بودن، برای در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">آغوش</span> کشیدن و در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">آغوش</span> کشیده شدن، برای کمی بیشتر ایرانی بودن. به خیابان رفتیم و در یک گزارش مفرح از مردم پرسیدیم که کدام خوراکی اگر نباشد، سیزده شما به در نمی‌شود، پاسخ‌ها بامزه از آب درآمده است.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><a href="https://mcdn.bartarinha.ir/d/195a8faad5b_94af8d/13-%D8%A8%D8%AF%D8%B1.mp4" target="_blank" class="mycode_url"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/sM2lXIsUXJZr/Bumv1zAHak0,/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88.png" alt="[عکس: %D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9...%D9%88.png]" class="mycode_img" /></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به سیزده به درِ عزیز که هر چه کردند از سکه نیفتاد، روزی برای با هم بودن، برای در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">آغوش</span> کشیدن و در <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">آغوش</span> کشیده شدن، برای کمی بیشتر ایرانی بودن. به خیابان رفتیم و در یک گزارش مفرح از مردم پرسیدیم که کدام خوراکی اگر نباشد، سیزده شما به در نمی‌شود، پاسخ‌ها بامزه از آب درآمده است.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><a href="https://mcdn.bartarinha.ir/d/195a8faad5b_94af8d/13-%D8%A8%D8%AF%D8%B1.mp4" target="_blank" class="mycode_url"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/sM2lXIsUXJZr/Bumv1zAHak0,/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88.png" alt="[عکس: %D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9...%D9%88.png]" class="mycode_img" /></a></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روایت تکان‌دهنده از قهوه‌های آلوده به مواد مخدر در تهران!]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86</link>
			<pubDate>Fri, 14 Mar 2025 16:03:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[این‌روزها تب قهوه‌خوری در ایران بالاست. خیلی‌ها روزشان را با یک شات قهوه شروع می‌کنند و برخی نیز دستگاه قهوه‌ساز تهیه کرده و برای خود اسپرسوی سینگل و دبل سرو می‌کنند. به هر حال می‌گویند که قهوه می‌خوریم تا تجدید قوا کرده باشیم و خوابمان نگیرد. هر کسی دلیل خود را دارد.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/UiEA3u3SDEyJ/Bumv1zAHak0,/11.jpg" alt="[عکس: 11.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اما به تازگی توئیت یک کاربر درباره یک قهوه‌فروشی در تهران موجب شکل‌گیری شائبه‌ای بحث‌برانگیز در میان کاربران شده است. این توئیت را بخوانید<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">:</span> "شما ببین مملکت کجاست؛ مغازه تیک‌اِوِی (بیرون‌بر) قهوه توی یکی از نقاط پررفت‌ و آمد تهران، روزی ۴۰۰-۵۰۰ تا سفارش، شلوغ، اسم و رسم‌دار، ماهی ۱۲۰-۱۳۰ فقط اجاره مغازشه، گزارش تخلف رُست قهوه با شربت متادون رسیده. باورنکردنیه!"<br />
<br />
<br />
از زمان انتشار این توئیت، بحث و گفت‌وگوهای داغی شکل گرفته. عده‌ای معتقدند که به لحاظ علمی چنین فرضیه‌ای امکان‌پذیر نیست و برخی دیگر معتقدند که این رویه به صورت سنتی در قهوه‌خانه‌های بین شهری رواج داشته. به هر حال اصل قضیه شبیه به یک فاجعه است. اعتمادی که از بین رفته و جان‌هایی که در خطرند. کاش خودمان به فکر خودمان باشیم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/iN807gZldUoA/Bumv1zAHak0,/behcoffee-drink-espresso.jpg" alt="[عکس: behcoffee-drink-espresso.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">در ادامه به سراغ واکنش‌ها به این توئیت پربازخورد می‌رویم. با ما همراه باشید.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فرفری این فرضیه را تایید کرده: </span>به طور کلی هر جایی دیدین یه قهوه دیگه خیلی بهتون چسبیده امکان اینکه چیزی قاطیش کرده باشن زیاده. حتی لووتیروکسین یا پرگابالین!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سعید اما مخالف است: </span>باز این داستان‌های احساسی! قیمت شربت متادون می‌دونید چنده؟ برای قهوه‌فروشی صرفه اقتصادی داره؟ مثل داستان سوسیس کالباس و گوشت خر، که گفتیم والا گوشت خر (بدلیل کمبود عرضه) از کوشت گاو گرونتره. کی میخواید بفهمید توی شیر وایتکس نیست، توی برنج پلاستیک نیست و ...!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمد نوشت: </span>واقعا امیدوارم همین سیاست و پلنی که صادقانه غذای خوب و سالم دست مردم بدم برام بمونه. واقعا دلم نمیخواد شبیه این‌ها بشم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">علی هم خاطره‌ای مشابه دارد: </span>یه سفره‌خونه می‌شناختم که قلیـ ـون‌هاش خیلی حال می‌داد، یه روز دیدیم پلمب کردن. پرس‌وجو کردیم دریافتیم که بله! مواد رو آب‌ می‌کرده می‌ریخته تو تنباکو!<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/BdWYnYI27Nvs/Bumv1zAHak0,/12.jpg" alt="[عکس: 12.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سهیل هم به برخی تلنگر زده: </span>وقتی میگی ما که وضعمون خوبه، اوضاع مملکت هر چی میخواد بشه و به ما چه نتیجه‌ش این میشه که وقتی رفتی بیرون دور دور و عشق و حال و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	 قهوه می‌کنی و قهوه اداییت رو داری میخوری میفهمی توش متادونه!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رها هم مدعی اتفاق تلخی شده:</span> بعضی از این قهوه‌خونه‌های بین راهی هم چای و قهوه‌هاشون رو با یکم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تریاک</span> قاطی می‌کنن که راننده‌های بین شهری بهشون وابسته بشن! اگه توی جاده‌های بین شهری بودید چای و قهوه نگیرید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شاهین: </span>سال ۸۱ بود، با دوستی تصمیم گرفتیم تا سفری چندروزه داشته باشیم، در مسیر به یک قهوه‌خونه رسیدیم، یک چای زدیم حسابی سرحال شدیم، بعد فهمیدیم موقع دم کردن چای توش مقداری <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تریاک</span> می‌ندازن. در هتل یکی از شهرها زیر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> منقل بود، ذغال هم می‌دادند، یک فضایی هم مثل لابی داشت که مسافران هتل می‌توانستند دور هم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تریاک</span> بکشند!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حامد هم نوشت:</span> چندین سال پیش دور‌ میدون سپاه یک دوغ‌فروشی بود که میگفتن سال‌ها توی دوغ دیازپام می‌ریخته که بگه اصل دوغ هست و بخوری خوابیدی. بعد کاشف به عمل اومد‌ که طرف واقعا دیازپام می‌ریخته!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سایه به این فرضیه مشکوک است:</span> دمای دستگاه رستر، در ابتدایی‌ترین مرحله رست قهوه از 180 درجه سانتیگراد شروع میشه و تا 245 درجه هم بالا میره ( بسته به نوع رست قهوه و دانه سبز قهوه). من اطلاعی ندارم که چیزی مثل شربت متادون که ایشون گفته، در این دما پایدار خواهد ماند یا خیر.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روایت عجیب سحر:</span> یکی از دوستام عصر روز عروسیش یه قهوه میزنه که تو مراسم رو فرم باشه.شب وسط مراسمش دوبار تشنج میکنه. بعدا که باقی‌مانده قهوه رو میدن آزمایشگاه معلوم می‌شه توش کلی از همچین مواردی قاطی داشته!<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/eimw3C5gpQMH/Bumv1zAHak0,/2482995_503.jpg" alt="[عکس: 2482995_503.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نجوا: </span>اینو که خیلی وقته ما میگیم. هر کافه‌ای دیدید به شکل عجیبی مشتری داره شک کنید. حتی دکه‌ها و قهوه‌فروشی‌هایی که قهوه بیرون‌بر دارن.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خاطره عرفان: </span>من هم چند ماه آخر قبل از اسباب‌کشی و نقل مکان از غرب تهران، در یک کافه مدام قهوه می‌خوردم. درست پایین کوچه‌مون بود و هر روز می‌دیدم ده‌ها نفر دور مغازه طرف بودند. من هم خسته و کلافه و افسرده بودم؛ تا وقتی قهوه‌ام رو بخورم و درد و غم و غصه‌هام یادم بره. خوب می‌شدم ولی کار نمی‌کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و شهباز:</span> از هوش مصنوعی پرسیدم متادون در اثر حرارت خراب میشه که مشخص شد از نظر علمی امکانپذیر نیست!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این‌روزها تب قهوه‌خوری در ایران بالاست. خیلی‌ها روزشان را با یک شات قهوه شروع می‌کنند و برخی نیز دستگاه قهوه‌ساز تهیه کرده و برای خود اسپرسوی سینگل و دبل سرو می‌کنند. به هر حال می‌گویند که قهوه می‌خوریم تا تجدید قوا کرده باشیم و خوابمان نگیرد. هر کسی دلیل خود را دارد.<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/UiEA3u3SDEyJ/Bumv1zAHak0,/11.jpg" alt="[عکس: 11.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
اما به تازگی توئیت یک کاربر درباره یک قهوه‌فروشی در تهران موجب شکل‌گیری شائبه‌ای بحث‌برانگیز در میان کاربران شده است. این توئیت را بخوانید<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">:</span> "شما ببین مملکت کجاست؛ مغازه تیک‌اِوِی (بیرون‌بر) قهوه توی یکی از نقاط پررفت‌ و آمد تهران، روزی ۴۰۰-۵۰۰ تا سفارش، شلوغ، اسم و رسم‌دار، ماهی ۱۲۰-۱۳۰ فقط اجاره مغازشه، گزارش تخلف رُست قهوه با شربت متادون رسیده. باورنکردنیه!"<br />
<br />
<br />
از زمان انتشار این توئیت، بحث و گفت‌وگوهای داغی شکل گرفته. عده‌ای معتقدند که به لحاظ علمی چنین فرضیه‌ای امکان‌پذیر نیست و برخی دیگر معتقدند که این رویه به صورت سنتی در قهوه‌خانه‌های بین شهری رواج داشته. به هر حال اصل قضیه شبیه به یک فاجعه است. اعتمادی که از بین رفته و جان‌هایی که در خطرند. کاش خودمان به فکر خودمان باشیم.<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/iN807gZldUoA/Bumv1zAHak0,/behcoffee-drink-espresso.jpg" alt="[عکس: behcoffee-drink-espresso.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">در ادامه به سراغ واکنش‌ها به این توئیت پربازخورد می‌رویم. با ما همراه باشید.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فرفری این فرضیه را تایید کرده: </span>به طور کلی هر جایی دیدین یه قهوه دیگه خیلی بهتون چسبیده امکان اینکه چیزی قاطیش کرده باشن زیاده. حتی لووتیروکسین یا پرگابالین!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سعید اما مخالف است: </span>باز این داستان‌های احساسی! قیمت شربت متادون می‌دونید چنده؟ برای قهوه‌فروشی صرفه اقتصادی داره؟ مثل داستان سوسیس کالباس و گوشت خر، که گفتیم والا گوشت خر (بدلیل کمبود عرضه) از کوشت گاو گرونتره. کی میخواید بفهمید توی شیر وایتکس نیست، توی برنج پلاستیک نیست و ...!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمد نوشت: </span>واقعا امیدوارم همین سیاست و پلنی که صادقانه غذای خوب و سالم دست مردم بدم برام بمونه. واقعا دلم نمیخواد شبیه این‌ها بشم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">علی هم خاطره‌ای مشابه دارد: </span>یه سفره‌خونه می‌شناختم که قلیـ ـون‌هاش خیلی حال می‌داد، یه روز دیدیم پلمب کردن. پرس‌وجو کردیم دریافتیم که بله! مواد رو آب‌ می‌کرده می‌ریخته تو تنباکو!<br />
<br />
<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/BdWYnYI27Nvs/Bumv1zAHak0,/12.jpg" alt="[عکس: 12.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سهیل هم به برخی تلنگر زده: </span>وقتی میگی ما که وضعمون خوبه، اوضاع مملکت هر چی میخواد بشه و به ما چه نتیجه‌ش این میشه که وقتی رفتی بیرون دور دور و عشق و حال و <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">هوس</span>	 قهوه می‌کنی و قهوه اداییت رو داری میخوری میفهمی توش متادونه!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رها هم مدعی اتفاق تلخی شده:</span> بعضی از این قهوه‌خونه‌های بین راهی هم چای و قهوه‌هاشون رو با یکم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تریاک</span> قاطی می‌کنن که راننده‌های بین شهری بهشون وابسته بشن! اگه توی جاده‌های بین شهری بودید چای و قهوه نگیرید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شاهین: </span>سال ۸۱ بود، با دوستی تصمیم گرفتیم تا سفری چندروزه داشته باشیم، در مسیر به یک قهوه‌خونه رسیدیم، یک چای زدیم حسابی سرحال شدیم، بعد فهمیدیم موقع دم کردن چای توش مقداری <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تریاک</span> می‌ندازن. در هتل یکی از شهرها زیر <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> منقل بود، ذغال هم می‌دادند، یک فضایی هم مثل لابی داشت که مسافران هتل می‌توانستند دور هم <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تریاک</span> بکشند!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حامد هم نوشت:</span> چندین سال پیش دور‌ میدون سپاه یک دوغ‌فروشی بود که میگفتن سال‌ها توی دوغ دیازپام می‌ریخته که بگه اصل دوغ هست و بخوری خوابیدی. بعد کاشف به عمل اومد‌ که طرف واقعا دیازپام می‌ریخته!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سایه به این فرضیه مشکوک است:</span> دمای دستگاه رستر، در ابتدایی‌ترین مرحله رست قهوه از 180 درجه سانتیگراد شروع میشه و تا 245 درجه هم بالا میره ( بسته به نوع رست قهوه و دانه سبز قهوه). من اطلاعی ندارم که چیزی مثل شربت متادون که ایشون گفته، در این دما پایدار خواهد ماند یا خیر.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روایت عجیب سحر:</span> یکی از دوستام عصر روز عروسیش یه قهوه میزنه که تو مراسم رو فرم باشه.شب وسط مراسمش دوبار تشنج میکنه. بعدا که باقی‌مانده قهوه رو میدن آزمایشگاه معلوم می‌شه توش کلی از همچین مواردی قاطی داشته!<br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/eimw3C5gpQMH/Bumv1zAHak0,/2482995_503.jpg" alt="[عکس: 2482995_503.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نجوا: </span>اینو که خیلی وقته ما میگیم. هر کافه‌ای دیدید به شکل عجیبی مشتری داره شک کنید. حتی دکه‌ها و قهوه‌فروشی‌هایی که قهوه بیرون‌بر دارن.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خاطره عرفان: </span>من هم چند ماه آخر قبل از اسباب‌کشی و نقل مکان از غرب تهران، در یک کافه مدام قهوه می‌خوردم. درست پایین کوچه‌مون بود و هر روز می‌دیدم ده‌ها نفر دور مغازه طرف بودند. من هم خسته و کلافه و افسرده بودم؛ تا وقتی قهوه‌ام رو بخورم و درد و غم و غصه‌هام یادم بره. خوب می‌شدم ولی کار نمی‌کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و شهباز:</span> از هوش مصنوعی پرسیدم متادون در اثر حرارت خراب میشه که مشخص شد از نظر علمی امکانپذیر نیست!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چرا دکمه‌های پیراهن مردانه و زنانه مخالف هم است؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F</link>
			<pubDate>Sat, 13 Apr 2024 12:20:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[گجت نیوز: تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چه دلیلی برای تفاوت در طراحی پیراهن مردانه و زنانه وجود دارد؟ ریشه تاریخی این تفاوت به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد.پیراهن مردانه و زنانه به شکلی طراحی می‌شوند که یک تفاوت اساسی دارند. این تفاوت ممکن است در نگاه اول به چشم نخورد؛ اما فلسفه آن پیشینه قدیمی دارد. دکمه‌ها در پیراهن مردانه سمت راست دوخته می‌شوند؛ در حالی که روی پیراهن زنانه در سمت چپ قرار می‌گیرند.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/eo0Hxj5G7aTY/Bumv1zAHak0,/Capture.png" alt="[عکس: Capture.png]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
این تفاوت مخصوصا زمانی عجیب به نظر می‌رسد که به یاد بیاوریم اغلب انسان‌ها راست دست هستند. همچنین دانشمندان می‌گویند تعداد زنان راست دست از مردان بیشتر است. با این حساب چه پیش آمده که حالا بیش از نیمی از جمعیت جهان باید برای بستن دکمه‌های پیراهن خود از دست غیر غالب کمک بگیرند؟<br />
به نظر می‌رسد که پاسخ این سوال به اندازه پیدایش دکمه پیراهن قدمت داشته باشد. یکی از نظریه‌های اولیه مرتبط می‌گوید دکمه‌های پیراهن مردانه با توجه به احتمال رخداد نبرد با شمشیر در سمت راست دوخته می‌شدند. البته این احتمال که در زندگی مدرن امروزی دیگر وجود ندارد!<br />
نویسنده کتاب A Gentleman’s Wardrobe به نام پاول کرز در این باره به مجله The Guardian گفت: مردان در گذشته شمشیر خود را سمت چپ بدن نگه می‌داشتند تا بتوانند آن را در صورت لزوم با دست راست خود بیرون بکشند. اگر روپوش آن‌ها به صورت راست روی چپ بسته می‌شد، احتمالش وجود داشت که شمشیر در هنگام بیرون آمدن کاملا اتفاقی به لبه لباس گیر کند. به همین خاطر، همه مردان ترجیح می‌دادند روپوشی به تن کنند که لبه چپ آن روی لبه راست قرار می‌گرفت. این سنت در طراحی و دوخت، به عنوان نشانه‌ای مردانه به سایر پوشاک آن‌ها تعمیم پیدا کرد.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://gadgetnews.net/wp-content/uploads/2024/04/1-2-620x439.jpg" alt="[عکس: 1-2-620x439.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
</div>این نظریه منطقی به نظر می‌رسد و توجیه می‌کند که چرا دکمه‌ها در پیراهن مردانه سمت راست دوخته می‌شوند؛ اما چه دلیلی برای تفاوت موقعیت دکمه‌ها میان پوشاک مردانه و زنانه وجود دارد؟ ترجیح می‌دادیم یک پاسخ صریح و روشن برای این سوال وجود داشت؛ اما چند نظریه مختلف در این باره مطرح است. در این نظریه‌ها درباره دلایل مختلف ظهور این تفاوت و باقی ماندن آن به عنوان استاندارد طراحی پوشاک صحبت شده.<br />
یکی از این نظریه‌ها با حمایت بسیاری از مورخان بیان می‌کند که دکمه‌های پیراهن زنانه در سمت چپ دوخته می‌شوند تا شخص دیگری بتواند به فرد اصلی در پوشیدن لباس کمک کند. به بیان ساده‌تر، فرد بتواند از مقابل، دکمه‌های پیراهن را ببندد.<br />
بنیان گذار برند پوشاک زنانه الیزابت و کلارک به نام ملانی مور در این باره به Today گفت: دکمه‌ها ابتدا در قرن سیزدهم اختراع شدند و مانند هر تکنولوژی تازه‌ای گران قیمت بودند. خانم‌های ثروتمند آن زمان، خودشان لباس نمی‌پوشیدند و از خدمتکاران برای این کار کمک می‌گرفتند. از آنجا که اغلب افراد راست دست بودند، قرار گرفتن دکمه‌ها در سمت چپ به ندیمه‌ها کمک می‌کرد راحت‌تر بتوانند آن‌ها را روی تن صاحب‌خانه ببندند.<br />
همین طراحی می‌توانست نشانه ثروتمند بودن برای افراد باشد. این حقیقت که دکمه‌های لباس شما در سمت متضاد دوخته می‌شدند، نشان می‌داد شما آن‌قدر پولدار هستید که خدمتکارها لباس را به تنتان می‌پوشانند.<br />
یک تئوری دیگر هم وجود دارد که مبتنی بر اسب سواری شکل گرفته است. در این تئوری گفته می‌شود دکمه‌های پیراهن زنانه سمت چپ دوخته می‌شدند تا وقتی زن‌ها روی زین یک طرفه اسب می‌نشستند، هوا وارد لباسشان نشود.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://gadgetnews.net/wp-content/uploads/2024/04/2-3.jpg" alt="[عکس: 2-3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
</div>حالا که قرن‌ها از زمان اختراع و استفاده اولیه از دکمه‌ها گذشته، هنوز معلوم نیست که چرا سنت قبلی پابرجا باقی مانده است. این روزها دیگر مردان از شمشیر استفاده نمی‌کنند، زن‌ها یک‌طرفه روی زین اسب نمی‌نشینند و همه خودشان لباس می‌پوشند و دکمه‌ها را می‌بندند. احتمالی که برای توجیه ادامه این روند وجود دارد، شامل پردازش‌های کارخانه‌ای از سوی سازندگان می‌شود.<br />
یک طراح لباس برند Our Visn به نام ناتالی هیکس به Huffington Post گفت: در قرن نوزدهم میلادی با توجه به پیشرفت‌های تکنولوژی دوخت و دوز، استفاده از دکمه در پوشاک افزایش پیدا کرد. از طرفی سنت اولیه تفاوت در قرارگیری دکمه‌های پیراهن مردانه و زنانه از قرن سیزدهم به بعد همچنان ادامه داشت و هرگز اصلاح نشد. حالا طراحان همه لباس‌های تازه را بر اساس الگوهای قدیمی طراحی می‌کنند.<br />
این تفاوت همچنین ممکن است به وجود پلیس مد در برهه‌ای از زمان ربط داشته باشد.<br />
کلوئه چاپین، تاریخ شناس مد، در این باره به Today گفت: در دهه ۱۸۸۰ مد بود که پوشاک زنانه با الهام از مردانگی طراحی شود. از طرفی هم در برخی مناطق کاملا غیرقانونی بود که خانم‌ها لباس مردانه بپوشند. به همین خاطر، شاید تفاوت در جهت دوخت دکمه‌ها می‌توانست توجیه کند که شما لباس کاملا زنانه تن کرده‌اید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[گجت نیوز: تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چه دلیلی برای تفاوت در طراحی پیراهن مردانه و زنانه وجود دارد؟ ریشه تاریخی این تفاوت به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد.پیراهن مردانه و زنانه به شکلی طراحی می‌شوند که یک تفاوت اساسی دارند. این تفاوت ممکن است در نگاه اول به چشم نخورد؛ اما فلسفه آن پیشینه قدیمی دارد. دکمه‌ها در پیراهن مردانه سمت راست دوخته می‌شوند؛ در حالی که روی پیراهن زنانه در سمت چپ قرار می‌گیرند.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/eo0Hxj5G7aTY/Bumv1zAHak0,/Capture.png" alt="[عکس: Capture.png]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
این تفاوت مخصوصا زمانی عجیب به نظر می‌رسد که به یاد بیاوریم اغلب انسان‌ها راست دست هستند. همچنین دانشمندان می‌گویند تعداد زنان راست دست از مردان بیشتر است. با این حساب چه پیش آمده که حالا بیش از نیمی از جمعیت جهان باید برای بستن دکمه‌های پیراهن خود از دست غیر غالب کمک بگیرند؟<br />
به نظر می‌رسد که پاسخ این سوال به اندازه پیدایش دکمه پیراهن قدمت داشته باشد. یکی از نظریه‌های اولیه مرتبط می‌گوید دکمه‌های پیراهن مردانه با توجه به احتمال رخداد نبرد با شمشیر در سمت راست دوخته می‌شدند. البته این احتمال که در زندگی مدرن امروزی دیگر وجود ندارد!<br />
نویسنده کتاب A Gentleman’s Wardrobe به نام پاول کرز در این باره به مجله The Guardian گفت: مردان در گذشته شمشیر خود را سمت چپ بدن نگه می‌داشتند تا بتوانند آن را در صورت لزوم با دست راست خود بیرون بکشند. اگر روپوش آن‌ها به صورت راست روی چپ بسته می‌شد، احتمالش وجود داشت که شمشیر در هنگام بیرون آمدن کاملا اتفاقی به لبه لباس گیر کند. به همین خاطر، همه مردان ترجیح می‌دادند روپوشی به تن کنند که لبه چپ آن روی لبه راست قرار می‌گرفت. این سنت در طراحی و دوخت، به عنوان نشانه‌ای مردانه به سایر پوشاک آن‌ها تعمیم پیدا کرد.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://gadgetnews.net/wp-content/uploads/2024/04/1-2-620x439.jpg" alt="[عکس: 1-2-620x439.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<br />
</div>این نظریه منطقی به نظر می‌رسد و توجیه می‌کند که چرا دکمه‌ها در پیراهن مردانه سمت راست دوخته می‌شوند؛ اما چه دلیلی برای تفاوت موقعیت دکمه‌ها میان پوشاک مردانه و زنانه وجود دارد؟ ترجیح می‌دادیم یک پاسخ صریح و روشن برای این سوال وجود داشت؛ اما چند نظریه مختلف در این باره مطرح است. در این نظریه‌ها درباره دلایل مختلف ظهور این تفاوت و باقی ماندن آن به عنوان استاندارد طراحی پوشاک صحبت شده.<br />
یکی از این نظریه‌ها با حمایت بسیاری از مورخان بیان می‌کند که دکمه‌های پیراهن زنانه در سمت چپ دوخته می‌شوند تا شخص دیگری بتواند به فرد اصلی در پوشیدن لباس کمک کند. به بیان ساده‌تر، فرد بتواند از مقابل، دکمه‌های پیراهن را ببندد.<br />
بنیان گذار برند پوشاک زنانه الیزابت و کلارک به نام ملانی مور در این باره به Today گفت: دکمه‌ها ابتدا در قرن سیزدهم اختراع شدند و مانند هر تکنولوژی تازه‌ای گران قیمت بودند. خانم‌های ثروتمند آن زمان، خودشان لباس نمی‌پوشیدند و از خدمتکاران برای این کار کمک می‌گرفتند. از آنجا که اغلب افراد راست دست بودند، قرار گرفتن دکمه‌ها در سمت چپ به ندیمه‌ها کمک می‌کرد راحت‌تر بتوانند آن‌ها را روی تن صاحب‌خانه ببندند.<br />
همین طراحی می‌توانست نشانه ثروتمند بودن برای افراد باشد. این حقیقت که دکمه‌های لباس شما در سمت متضاد دوخته می‌شدند، نشان می‌داد شما آن‌قدر پولدار هستید که خدمتکارها لباس را به تنتان می‌پوشانند.<br />
یک تئوری دیگر هم وجود دارد که مبتنی بر اسب سواری شکل گرفته است. در این تئوری گفته می‌شود دکمه‌های پیراهن زنانه سمت چپ دوخته می‌شدند تا وقتی زن‌ها روی زین یک طرفه اسب می‌نشستند، هوا وارد لباسشان نشود.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://gadgetnews.net/wp-content/uploads/2024/04/2-3.jpg" alt="[عکس: 2-3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
</div>حالا که قرن‌ها از زمان اختراع و استفاده اولیه از دکمه‌ها گذشته، هنوز معلوم نیست که چرا سنت قبلی پابرجا باقی مانده است. این روزها دیگر مردان از شمشیر استفاده نمی‌کنند، زن‌ها یک‌طرفه روی زین اسب نمی‌نشینند و همه خودشان لباس می‌پوشند و دکمه‌ها را می‌بندند. احتمالی که برای توجیه ادامه این روند وجود دارد، شامل پردازش‌های کارخانه‌ای از سوی سازندگان می‌شود.<br />
یک طراح لباس برند Our Visn به نام ناتالی هیکس به Huffington Post گفت: در قرن نوزدهم میلادی با توجه به پیشرفت‌های تکنولوژی دوخت و دوز، استفاده از دکمه در پوشاک افزایش پیدا کرد. از طرفی سنت اولیه تفاوت در قرارگیری دکمه‌های پیراهن مردانه و زنانه از قرن سیزدهم به بعد همچنان ادامه داشت و هرگز اصلاح نشد. حالا طراحان همه لباس‌های تازه را بر اساس الگوهای قدیمی طراحی می‌کنند.<br />
این تفاوت همچنین ممکن است به وجود پلیس مد در برهه‌ای از زمان ربط داشته باشد.<br />
کلوئه چاپین، تاریخ شناس مد، در این باره به Today گفت: در دهه ۱۸۸۰ مد بود که پوشاک زنانه با الهام از مردانگی طراحی شود. از طرفی هم در برخی مناطق کاملا غیرقانونی بود که خانم‌ها لباس مردانه بپوشند. به همین خاطر، شاید تفاوت در جهت دوخت دکمه‌ها می‌توانست توجیه کند که شما لباس کاملا زنانه تن کرده‌اید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[۱۶ کاربرد جالب‌ و شگفت‌انگیزِ سشوار در خانه]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B1%DB%B6-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8%E2%80%8C-%D9%88-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%90-%D8%B3%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87</link>
			<pubDate>Sat, 13 Apr 2024 11:54:21 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%B1%DB%B6-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8%E2%80%8C-%D9%88-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%90-%D8%B3%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87</guid>
			<description><![CDATA[راهنماتو: من یک سشوار در کشوی لوازم آرایشم دارم که به ندرت از آن استفاده می کنم و به غیر از زمان هایی که برای خشک کردن موهایم عجله دارم، به سراغش نمی روم. با این حال، از زمانی که با کاربردهای آن آشنا شده ام، بسیار بیشتر از قبل از آن استفاده می کنم و دیگر در بین لوازم آرایشم خاک نمی خورد.از پاک کردن برچسب های سخت گرفته تا سایز کردن کفش، بعضی از این کاربردها آنقدر جالب اند که به نظر می رسد خشک کردن مو یکی معدود کارهایی است که سشوار می تواند انجام دهد! قطعا اگر شما هم مثل من با کاربردهای سشوار آشنا شوید، قدرش را بیشتر می دانید و بیش از پیش از آن استفاده خواهید کرد. در ادامه با معرفی کاربردهای شگفت انگیز سشوار با راهنماتو همراه باشید:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۱- پاک کردن انواع برچسب از روی سطوح</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به گزارش راهنماتو،</span> برچسب های ضربه گیر، کاغذهای یادداشت و هر نوع برچسبی را می توانید با استفاده از گرمای سشوار به راحتی پاک کنید. گرما چسب را سست کرده و به جدا شدن برچسب از روی سطوح کمک می کند.‌<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2- پاک کردن آثار شمع</span><br />
تمیز کردن موم شمع از روی سطوحی مانند مبلمان و فرش کار بسیار دشواری است. اما به کمک گرمای سشوار می توانید به راحتی آن را از روی سطوح پاک کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۳- برق انداختن تزئینات کیک</span><br />
کافی است سشوار را روی دور کند قرار دهید و آن را به آرامی بر روی کیکی که پخته اید، حرکت دهید. با این کار می توانید درخشش خاصی به تزئینات کیکتان ببخشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۴- خشک کردن لباس ها</span><br />
لباستان را روی دوش یا کابینت آویزان کنید و از دور به آرامی باد سشوار را روی آن بگیرید و لباستان را خشک کنید.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/3/b8a3456d-6317-4e52-8cf7-ceb5a9b1d6a0.jpg" alt="[عکس: b8a3456d-6317-4e52-8cf7-ceb5a9b1d6a0.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">5- از بین بردن بخار آینه</span><br />
می توانید با استفاده از اندکی باد گرم سشوار، بخار آینه را از بین ببرید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۶- از بین بردن گرد و غبار</span><br />
تزئینات چوبی حکاکی شده، آثار هنری، گل های مصنوعی، قفسه های کتاب، لامپ و کیبورد کامپیوتر را می توان با استفاده از باد سشوار از هر گونه گرد و غبار پاک کرد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۷- کمپرس گرم</span><br />
برای گرم کردن بدن و اعمال کمپرس گرم می توانید از باد گرم سشوار استفاده کنید. کافی است یک حوله مرطوب بر روی قسمت مورد نظر قرار دهید و از دور باد گرم سشوار را بر روی آن بگیرید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۸- پاک کردن آثار مداد رنگی از روی دیوار</span><br />
باد گرم سشوار را روی آثار مداد رنگی بگیرید. سپس با استفاده از یک پارچه مرطوب و مقدار کمی مواد شوینده به راحتی این آثار را از بین ببرید.<div style="text-align: center;" class="mycode_align">
<br />
</div><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/3/913d71bb-ca1c-497e-a628-370bd8bf483c.jpg" alt="[عکس: 913d71bb-ca1c-497e-a628-370bd8bf483c.jpg]" class="mycode_img" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[راهنماتو: من یک سشوار در کشوی لوازم آرایشم دارم که به ندرت از آن استفاده می کنم و به غیر از زمان هایی که برای خشک کردن موهایم عجله دارم، به سراغش نمی روم. با این حال، از زمانی که با کاربردهای آن آشنا شده ام، بسیار بیشتر از قبل از آن استفاده می کنم و دیگر در بین لوازم آرایشم خاک نمی خورد.از پاک کردن برچسب های سخت گرفته تا سایز کردن کفش، بعضی از این کاربردها آنقدر جالب اند که به نظر می رسد خشک کردن مو یکی معدود کارهایی است که سشوار می تواند انجام دهد! قطعا اگر شما هم مثل من با کاربردهای سشوار آشنا شوید، قدرش را بیشتر می دانید و بیش از پیش از آن استفاده خواهید کرد. در ادامه با معرفی کاربردهای شگفت انگیز سشوار با راهنماتو همراه باشید:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۱- پاک کردن انواع برچسب از روی سطوح</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به گزارش راهنماتو،</span> برچسب های ضربه گیر، کاغذهای یادداشت و هر نوع برچسبی را می توانید با استفاده از گرمای سشوار به راحتی پاک کنید. گرما چسب را سست کرده و به جدا شدن برچسب از روی سطوح کمک می کند.‌<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2- پاک کردن آثار شمع</span><br />
تمیز کردن موم شمع از روی سطوحی مانند مبلمان و فرش کار بسیار دشواری است. اما به کمک گرمای سشوار می توانید به راحتی آن را از روی سطوح پاک کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۳- برق انداختن تزئینات کیک</span><br />
کافی است سشوار را روی دور کند قرار دهید و آن را به آرامی بر روی کیکی که پخته اید، حرکت دهید. با این کار می توانید درخشش خاصی به تزئینات کیکتان ببخشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۴- خشک کردن لباس ها</span><br />
لباستان را روی دوش یا کابینت آویزان کنید و از دور به آرامی باد سشوار را روی آن بگیرید و لباستان را خشک کنید.<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/3/b8a3456d-6317-4e52-8cf7-ceb5a9b1d6a0.jpg" alt="[عکس: b8a3456d-6317-4e52-8cf7-ceb5a9b1d6a0.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">5- از بین بردن بخار آینه</span><br />
می توانید با استفاده از اندکی باد گرم سشوار، بخار آینه را از بین ببرید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۶- از بین بردن گرد و غبار</span><br />
تزئینات چوبی حکاکی شده، آثار هنری، گل های مصنوعی، قفسه های کتاب، لامپ و کیبورد کامپیوتر را می توان با استفاده از باد سشوار از هر گونه گرد و غبار پاک کرد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۷- کمپرس گرم</span><br />
برای گرم کردن بدن و اعمال کمپرس گرم می توانید از باد گرم سشوار استفاده کنید. کافی است یک حوله مرطوب بر روی قسمت مورد نظر قرار دهید و از دور باد گرم سشوار را بر روی آن بگیرید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۸- پاک کردن آثار مداد رنگی از روی دیوار</span><br />
باد گرم سشوار را روی آثار مداد رنگی بگیرید. سپس با استفاده از یک پارچه مرطوب و مقدار کمی مواد شوینده به راحتی این آثار را از بین ببرید.<div style="text-align: center;" class="mycode_align">
<br />
</div><img src="https://cdn01.rahnamato.ir/2024/3/913d71bb-ca1c-497e-a628-370bd8bf483c.jpg" alt="[عکس: 913d71bb-ca1c-497e-a628-370bd8bf483c.jpg]" class="mycode_img" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کاربردهای تفاله لیموترش که از آن بی‌خبر بودید]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AF</link>
			<pubDate>Sat, 13 Apr 2024 11:40:53 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[تابناک نوشت: لیمو ترش خاصیت اسیدی دارد و به همین دلیل علاوه بر مصارف خوراکی، در بسیاری از ترفندها نیز می توان از آن استفاده کرد. لیمو ترش خاصیت اسیدی دارد و به همین دلیل علاوه بر مصارف خوراکی، در بسیاری از ترفندها نیز می توان از آن استفاده کرد. اگر شما هم در فصل لیمو ترش، خودتان آب لیمو می گیرید و برایتان جای سوال است که با تفاله های معطر و ترش مزه لیمو ترش چه کارهایی می شود کرد، با ما همراه باشید. به قدری استفاده های متنوعی برای تفاله لیموترش وجود دارد که حتما شگفت زده خواهید شد و تنها چیزی که دیگر انجام نخواهید داد، دور ریختن تفاله های لیموترش بعد از گرفتن آب لیمو است.<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/mHdYZkSqnZfp/Bumv1zAHak0,/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%B4.jpg" alt="[عکس: %D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%84%DB...%D8%B4.jpg]" class="mycode_img" /></div>‌<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تفاله لیمو ترش چه کاربردی دارد</span><br />
<br />
ارزش تغذیه ای لیموترش بسیار بالاست. لیموترش حاوی ویتامین سی، کلسیم، آهن، فیبر غذایی و بسیاری دیگر از مواد مغذی است. خوشبختانه تفاله های لیموترش نیز منبع سرشاری از تمامی مواد بالا با درصد بالایی از فیبر است.<br />
در ادامه برخی از استفاده های تفاله لیموترش را برایتان گردآوری کرده ایم. بعد از اینکه آب لیموترش را گرفتید، تفاله های آن را داخل پلاستیک فریزر ریخته و صاف کنید. این بسته ها را داخل فریزر قرار دهید تا در زمان نیاز هر بار تکه ای از تفاله یخ زده را شکسته و استفاده کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده از تفاله لیموترش در خوراکی ها</span><br />
یکی از محبوب ترین نوشیدنی های فصل گرم که بسیار خنک کننده است و اثرات گرمازدگی را به خوبی برطرف می کند، شربت آبلیموست. می توانید از کمی تفاله داخل شربت خود بریزید. شربت شما با این کار شکل و طعم بهتری خواهد داشت چرا که تفاله های لیمو نیز عطر و مزه قوی و خوبی دارند. البته می توانید تفاله ها را در قالب های یخ نیز با کمی آب منجمد کنید و در شربت یا آب بریزید تا طعم دیتاکس لیمو را به خوبی احساس کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انواع دمنوش</span><br />
عطر و مزه لیموترش با جوشیدن نیز از بین نمی رود البته ویتامین سی در اثر گرما دیدن از بین می رود. می توانید با تفاله های لیمو دمنوش های ترش مزه و گوارا تهیه کنید. این دمنوش ها را می توانید به صورت گرم و یا سرد مصرف کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انواع غذا</span><br />
در انواع خورش ها و سوپ ها علی الخصوص سوپ مرغ و خوراک های حاوی مرغ می توانید تفاله لیموترش را اضافه کنید. طعم سوپ شما بی نظیر خواهد شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">برنج یا ماکارونی</span><br />
می توانید کمی از تفاله های لیمو را هنگام پخت برنج یا ماکارونی به آب جوش اضافه کنید. با این کار علاوه بر اینکه رایحه برنج و پاستا بهتر می شود، دیگر نیازی نیست تا نگران چسبیدن برنج و ماکارونی نیز باشید. در نظر داشته باشید که با این کار رنگ برنج و ماکارونی شما کمی روشن تر نیز می شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درست کردن ادویه</span><br />
تفاله های لیمو را خشک کرده و سپس آن ها را آسیاب کنید. این پودر خوش بو و ترش مزه را می توانید در انواع و اقسام غذاها استفاده کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده در بهداشت و سلامتی</span><br />
به گزارش ترفندتو، حتما روی بسیاری از شوینده ها و کرم های بهداشتی و آرایشی، عکس لیمو را دیده اید. لیمو ترش تاثیر شگفت انگیزی روی سلامتی دارد. می توانید تفاله لیمو را در انواع ماسک های خانگی زیبایی ترکیب کنید و یا به سادگی تفاله ها را روی پوست صورت قرار دهید و بعد از چند دقیقه با آب سرد بشویید. می بینید که این ماسک احساس تازگی و پاکیزگی را برایتان به ارمغان خواهد آورد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ماسک صورت با تفاله لیمو ترش</span><br />
از ترکیب عسل و آبلیمو نیز می توانید برای ماسک صورت استفاده کنید. ماسک آبلیمو باعث روشن شدن پوست می شود اما در نظر داشته باشید که بعد از استفاده از تمامی ماسک ها علی الخصوص ماسک آبلیمو، حتما از ضدآفتاب استفاده کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خواص تفاله لیمو ترش برای مو</span><br />
آب لیمو خاصیت ضدقارچ دارد. این مساله سبب می شود که بتوانید به کمک آبلیمو شوره سر خود را کاهش داده و آلودگی های پوست سر را از بین ببرید. می دانید که همانند پوست صورت، لازم است که برای داشتن موهای سالم، هر از چندگاهی پوست کف سرتان را نیز لایه برداری و پاکیزه کنید. آبلیمو این کار را برایتان انجام می دهد.<br />
علاوه بر اینکه با این کار رنگ موی شما نیز کمی روشن تر می شود. استفاده مکرر از آبلیمو بر روی موهای رنگ نشده به سادگی رنگ مو را یک درجه روشن تر می کند. برای برطرف کردن شوره سر تنها کافی است ۲۰ دقیقه قبل از رفتن به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حمام</span>، کف سرتان را به کمک یک قطره چکان با آبلیمو آغشته کنید. برای روشن کردن مو نیز بعد از اینکه موهایتان را با آبلیمو آغشته کردید۳۰ دقیقه در آفتاب بمانید تا تاثیر آبلیمو روی موهای شما افزایش یابد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده از تفاله لیموترش در درمان های خانگی</span><br />
یکی از جالب ترین استفاده های خانگی و سنتی از آبلیمو، برای درمان و کنترل خون دماغ شدن است. در صورتی که دچار خون دماغ شدید، یک دستمال یا پنبه را به آبلیمو آغشته کرده و داخل سوراخ بینی قرار دهید. با این کار، خیلی سریع ریزش خون متوقف می شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> رفع خشکی لب با تفاله لیمو</span><br />
برای برطرف کردن خشکی لب ها، می توانید از ماسک لیمو یا تفاله لیمو استفاده کنید. البته در نظر داشته باشید که اگر روی لب شما زخم باشد ممکن است با این کار کمی احساس سوزش داشته باشید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده از لیموترش در تمیزکاری های خانگی!</span><br />
یکی از بهترین کاربردهای لیموترش تمیز کردن داخل مایکروفر است! تمیزکردن مایکروفر می تواند خیلی سریع و راحت باشد. تنها کافی است نیمی از یک لیموترش بزرگ را آب گرفته و آن را با یک لیوان آب مخلوط کرده و داخل مایککروفر قرار دهید. با روشن کردن مایکروفر و بخار شدن آب اسیدی لیموترش، لکه های چربی روی مایکروفر به سادگی جدا شده و داخل دستگاه شما تمیز و خوشبو می شود.<br />
البته ممکن است نیاز باشد تا چند بار این کار را انجام دهید اما در حالت عادی چیزی حدود ۱۰ دقیقه روشن بودن مایکروفر کافی است تا چربی ها به خوبی تمیز شوند. به کمک لیمو ترش می توانید ظروف چرب و یا حتی سینی فر نیز به خوبی تمیز کنید. بعد از استفاده از لیموترش، سطح مربوطه را با یک دستمال نخی تمیز پاک کنید تا کاملا عاری از هرگونه چربی و آلودگی شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خاصیت لکه بری</span><br />
خاصیت لکه بری و تمیز کردن لیموترش آسیبی به ظرروف و شیرآلات نمی زند. می توانید به کمک سابیدن تفاله های لیمو و یا دستمال آغشته به آبلیمو، شیرآلات را به خوبی تمیز کرده و برق بیندازید. اغلب ظروف فلزی از جمله ظروف و قابلمه های استیل و حتی مسی را می توانید به کمک همین ترفند تمیز کنید. البته توصیه می کنیم از دستکش استفاده کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تمیز کردن ظروف با تفاله لیمو ترش</span><br />
خاصیت لکه بری لیموترش علاوه برای ظروف، بر روی پارچه نیز کارایی دارد. می توانید به راحتی لک عرق و حتی بوی نامطبوع روی لباس را به کمک آبلیمو برطرف کنید. ابتدا کمی بر روی لک زرد لباس آبلیمو بزنید و بعد از چند دقیقه با آب سرد و صابون به آرامی همان قسمت را بشویید تا لک بر طرف شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رفع لکه چای با تفاله لیمو ترش</span><br />
یکی از بدقلق ترین لکه ها، لکه چای است. به کمک اسپری کردن آبلیمو ترش می توانید لکه چای را از روی پارچه و حتی فرش برطرف کنید. بعد از اسپری کردن آبلیمو روی فر ش، با یک دستمال نخی نم دار، کمی روی فرش بسابید تا کاملا تمیز شود. امیدواریم به کمک ترفندهای بالا بتوانید با روش های سالم و بی ضرر پاکیزگی و سلامت را به خانه خود هدیه دهید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تابناک نوشت: لیمو ترش خاصیت اسیدی دارد و به همین دلیل علاوه بر مصارف خوراکی، در بسیاری از ترفندها نیز می توان از آن استفاده کرد. لیمو ترش خاصیت اسیدی دارد و به همین دلیل علاوه بر مصارف خوراکی، در بسیاری از ترفندها نیز می توان از آن استفاده کرد. اگر شما هم در فصل لیمو ترش، خودتان آب لیمو می گیرید و برایتان جای سوال است که با تفاله های معطر و ترش مزه لیمو ترش چه کارهایی می شود کرد، با ما همراه باشید. به قدری استفاده های متنوعی برای تفاله لیموترش وجود دارد که حتما شگفت زده خواهید شد و تنها چیزی که دیگر انجام نخواهید داد، دور ریختن تفاله های لیموترش بعد از گرفتن آب لیمو است.<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/servev2/mHdYZkSqnZfp/Bumv1zAHak0,/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%B4.jpg" alt="[عکس: %D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%84%DB...%D8%B4.jpg]" class="mycode_img" /></div>‌<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تفاله لیمو ترش چه کاربردی دارد</span><br />
<br />
ارزش تغذیه ای لیموترش بسیار بالاست. لیموترش حاوی ویتامین سی، کلسیم، آهن، فیبر غذایی و بسیاری دیگر از مواد مغذی است. خوشبختانه تفاله های لیموترش نیز منبع سرشاری از تمامی مواد بالا با درصد بالایی از فیبر است.<br />
در ادامه برخی از استفاده های تفاله لیموترش را برایتان گردآوری کرده ایم. بعد از اینکه آب لیموترش را گرفتید، تفاله های آن را داخل پلاستیک فریزر ریخته و صاف کنید. این بسته ها را داخل فریزر قرار دهید تا در زمان نیاز هر بار تکه ای از تفاله یخ زده را شکسته و استفاده کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده از تفاله لیموترش در خوراکی ها</span><br />
یکی از محبوب ترین نوشیدنی های فصل گرم که بسیار خنک کننده است و اثرات گرمازدگی را به خوبی برطرف می کند، شربت آبلیموست. می توانید از کمی تفاله داخل شربت خود بریزید. شربت شما با این کار شکل و طعم بهتری خواهد داشت چرا که تفاله های لیمو نیز عطر و مزه قوی و خوبی دارند. البته می توانید تفاله ها را در قالب های یخ نیز با کمی آب منجمد کنید و در شربت یا آب بریزید تا طعم دیتاکس لیمو را به خوبی احساس کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انواع دمنوش</span><br />
عطر و مزه لیموترش با جوشیدن نیز از بین نمی رود البته ویتامین سی در اثر گرما دیدن از بین می رود. می توانید با تفاله های لیمو دمنوش های ترش مزه و گوارا تهیه کنید. این دمنوش ها را می توانید به صورت گرم و یا سرد مصرف کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انواع غذا</span><br />
در انواع خورش ها و سوپ ها علی الخصوص سوپ مرغ و خوراک های حاوی مرغ می توانید تفاله لیموترش را اضافه کنید. طعم سوپ شما بی نظیر خواهد شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">برنج یا ماکارونی</span><br />
می توانید کمی از تفاله های لیمو را هنگام پخت برنج یا ماکارونی به آب جوش اضافه کنید. با این کار علاوه بر اینکه رایحه برنج و پاستا بهتر می شود، دیگر نیازی نیست تا نگران چسبیدن برنج و ماکارونی نیز باشید. در نظر داشته باشید که با این کار رنگ برنج و ماکارونی شما کمی روشن تر نیز می شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درست کردن ادویه</span><br />
تفاله های لیمو را خشک کرده و سپس آن ها را آسیاب کنید. این پودر خوش بو و ترش مزه را می توانید در انواع و اقسام غذاها استفاده کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده در بهداشت و سلامتی</span><br />
به گزارش ترفندتو، حتما روی بسیاری از شوینده ها و کرم های بهداشتی و آرایشی، عکس لیمو را دیده اید. لیمو ترش تاثیر شگفت انگیزی روی سلامتی دارد. می توانید تفاله لیمو را در انواع ماسک های خانگی زیبایی ترکیب کنید و یا به سادگی تفاله ها را روی پوست صورت قرار دهید و بعد از چند دقیقه با آب سرد بشویید. می بینید که این ماسک احساس تازگی و پاکیزگی را برایتان به ارمغان خواهد آورد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ماسک صورت با تفاله لیمو ترش</span><br />
از ترکیب عسل و آبلیمو نیز می توانید برای ماسک صورت استفاده کنید. ماسک آبلیمو باعث روشن شدن پوست می شود اما در نظر داشته باشید که بعد از استفاده از تمامی ماسک ها علی الخصوص ماسک آبلیمو، حتما از ضدآفتاب استفاده کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خواص تفاله لیمو ترش برای مو</span><br />
آب لیمو خاصیت ضدقارچ دارد. این مساله سبب می شود که بتوانید به کمک آبلیمو شوره سر خود را کاهش داده و آلودگی های پوست سر را از بین ببرید. می دانید که همانند پوست صورت، لازم است که برای داشتن موهای سالم، هر از چندگاهی پوست کف سرتان را نیز لایه برداری و پاکیزه کنید. آبلیمو این کار را برایتان انجام می دهد.<br />
علاوه بر اینکه با این کار رنگ موی شما نیز کمی روشن تر می شود. استفاده مکرر از آبلیمو بر روی موهای رنگ نشده به سادگی رنگ مو را یک درجه روشن تر می کند. برای برطرف کردن شوره سر تنها کافی است ۲۰ دقیقه قبل از رفتن به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">حمام</span>، کف سرتان را به کمک یک قطره چکان با آبلیمو آغشته کنید. برای روشن کردن مو نیز بعد از اینکه موهایتان را با آبلیمو آغشته کردید۳۰ دقیقه در آفتاب بمانید تا تاثیر آبلیمو روی موهای شما افزایش یابد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده از تفاله لیموترش در درمان های خانگی</span><br />
یکی از جالب ترین استفاده های خانگی و سنتی از آبلیمو، برای درمان و کنترل خون دماغ شدن است. در صورتی که دچار خون دماغ شدید، یک دستمال یا پنبه را به آبلیمو آغشته کرده و داخل سوراخ بینی قرار دهید. با این کار، خیلی سریع ریزش خون متوقف می شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> رفع خشکی لب با تفاله لیمو</span><br />
برای برطرف کردن خشکی لب ها، می توانید از ماسک لیمو یا تفاله لیمو استفاده کنید. البته در نظر داشته باشید که اگر روی لب شما زخم باشد ممکن است با این کار کمی احساس سوزش داشته باشید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استفاده از لیموترش در تمیزکاری های خانگی!</span><br />
یکی از بهترین کاربردهای لیموترش تمیز کردن داخل مایکروفر است! تمیزکردن مایکروفر می تواند خیلی سریع و راحت باشد. تنها کافی است نیمی از یک لیموترش بزرگ را آب گرفته و آن را با یک لیوان آب مخلوط کرده و داخل مایککروفر قرار دهید. با روشن کردن مایکروفر و بخار شدن آب اسیدی لیموترش، لکه های چربی روی مایکروفر به سادگی جدا شده و داخل دستگاه شما تمیز و خوشبو می شود.<br />
البته ممکن است نیاز باشد تا چند بار این کار را انجام دهید اما در حالت عادی چیزی حدود ۱۰ دقیقه روشن بودن مایکروفر کافی است تا چربی ها به خوبی تمیز شوند. به کمک لیمو ترش می توانید ظروف چرب و یا حتی سینی فر نیز به خوبی تمیز کنید. بعد از استفاده از لیموترش، سطح مربوطه را با یک دستمال نخی تمیز پاک کنید تا کاملا عاری از هرگونه چربی و آلودگی شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خاصیت لکه بری</span><br />
خاصیت لکه بری و تمیز کردن لیموترش آسیبی به ظرروف و شیرآلات نمی زند. می توانید به کمک سابیدن تفاله های لیمو و یا دستمال آغشته به آبلیمو، شیرآلات را به خوبی تمیز کرده و برق بیندازید. اغلب ظروف فلزی از جمله ظروف و قابلمه های استیل و حتی مسی را می توانید به کمک همین ترفند تمیز کنید. البته توصیه می کنیم از دستکش استفاده کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تمیز کردن ظروف با تفاله لیمو ترش</span><br />
خاصیت لکه بری لیموترش علاوه برای ظروف، بر روی پارچه نیز کارایی دارد. می توانید به راحتی لک عرق و حتی بوی نامطبوع روی لباس را به کمک آبلیمو برطرف کنید. ابتدا کمی بر روی لک زرد لباس آبلیمو بزنید و بعد از چند دقیقه با آب سرد و صابون به آرامی همان قسمت را بشویید تا لک بر طرف شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رفع لکه چای با تفاله لیمو ترش</span><br />
یکی از بدقلق ترین لکه ها، لکه چای است. به کمک اسپری کردن آبلیمو ترش می توانید لکه چای را از روی پارچه و حتی فرش برطرف کنید. بعد از اسپری کردن آبلیمو روی فر ش، با یک دستمال نخی نم دار، کمی روی فرش بسابید تا کاملا تمیز شود. امیدواریم به کمک ترفندهای بالا بتوانید با روش های سالم و بی ضرر پاکیزگی و سلامت را به خانه خود هدیه دهید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک نسخه از این عکس حتما در آلبوم خانوادگی شما هم هست]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA</link>
			<pubDate>Thu, 26 Jan 2023 05:51:35 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000cd;" class="mycode_color">برترین‌ها _ المیرا فلاحیان:</span> کدام تصویر قدیمی از آلبوم خانوادگی‌تان در گوشه ذهنتان جا خشک کرده و تا حرفی از نوستالژی می‌شود، به یادش می‌افتید؟ همه ما یک آلبوم خانوادگی داریم که در آن تصاویری با کیفیت نه چندان بالا، اما پر از حس زندگی قرار گرفته‌اند. تصاویری کاملا به عکس تصاویر این روزها. بله! دوربین‌های امروز کیفیت شگفت‌انگیزی دارند و احتمالا می‌توانند کوچک‌ترین لکه روی لباستان را هم ثبت کنند، اما چند درصد این تصاویر باکیفیت، حس و حال آن عکس‌های قدیمی آلبوم خانوادگی‌تان را دارند؟<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/OyMDmSuIM0EQ/Bumv1zAHak0,/%D8%AD%D9%87%DA%A9.jpg" alt="[عکس: %D8%AD%D9%87%DA%A9.jpg]" class="mycode_img" /><br />
اینبار دست گذاشته‌ایم روی عکسی قدیمی از یک سفره خانوادگی؛ که حتما خیلی از شما هم مشابهش را بین تصاویر قدیمی خودتان و یا پدر و مادرتان دارید. اولین چیزی که بعد از دیدن تصویر به ذهنم رسید این بود که اصلا قدیم‌ترها چه اصراری داشتند در موقعیت‌هایی که ذره‌ای آمادگی عکس نداشتند هم عکس یادگاری بگیرند؟! البته که این روزها عکس‌های اصطلاحا «یهویی» به شدت هم پرطرفدار شده‌اند، اما همین تصاویر یهویی هم طبق اصول خاصی گرفته می‌شوند. مثلا پلو کشیدن یک نفر وقتی نفر کناری‌اش دست به سالاد شده و یکی هم آن <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بغل</span> خیره به سفره مانده، چه جذابیتی برای عکاس داشته که آن را به ثبت رسانده؟ نمی‌دانم آن روز چه چیزی از ذهن عکاس گذشته، اما امروز دوست دارم بارها از همان عکاس قدردانی کنم برای اینکه بعد از ۲۵ سال توانست با یک عکس، بوی خوش زندگی و نوستالژی را برایم زنده کند. در ادامه جزئی‌تر به این تصویر نگاه کرده‌ایم:<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زن و شوهری که خوشپوش بودند و هستند</span><br />
خانم جوانی، ۲۵ سال پیش، در روزهایی که اکثر خانم‌ها رنگ‌های تیره را انتخاب میکردند، قرمز و سبز را با هم ست کرده. همین استدلال کافیست که مطمئن شوید اولین خانم از سمت راست در تصویر، در دهه 70، زنی خوشپوش و جسور بوده. کنارش مرد خوشپوشی نشسته که به نظر می‌رسد همسر خانم خوشپوش است. همانقدر که مردان دهه شصت را با پشت موی کفتری و شلوار دمپا می‌شناسید، مردان دهه هفتاد را هم باید با سبیل‌های ذوزنقه‌ای یک شکل به یاد بیاورید.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/az8YM5DECmnL/Bumv1zAHak0,/9%D8%B9%D8%AD%D8%AE.jpg" alt="[عکس: 9%D8%B9%D8%AD%D8%AE.jpg]" class="mycode_img" /><br />
احتمالا مردان آن روزها ارادت خاصی به آقای ابراهیم تاتلیسس قائل بودند که کل ایران پر شد از مردانی با سبیل‌های ذوزنقه‌ای! البته این را هم بگویم که در همان سال‌ها این مدل سبیل تعریفی از مرتب و شیک بودن را هم ارائه میکرد. مرد خوشپوش تصویر نه تنها با سبیل‌هایش، بلکه با آیتم‌های استایلش هم ثابت می‌کند که مرتب بودن اولویت اوست. شلوار طوسی‌رنگش را با جلیقه بافتی که آن هم تقریبا طوسی است، ست کرده و با آن ساعت طلایی احتمالا گران‌قیمتش هم به شکلی فخر می‌فروشد. ضمنا لازم است بدانید که این جلیقه‌های بافت دوباره به صنعت مد و ترند بازگشته‌اند و امسال از پرطرفدارترین آیتم‌ها بوده‌اند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/ijTHVGcksqls/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روسری خال‌داری که هنوز هم پرطرفدار است</span><br />
پارچه‌های خالدار این روزها هم به شدت پرطرفدار هستند ولی روزهای اوج آن‌ها بی‌شک به دهه ۹۰ میلادی و دهه ۷۰ شمسی بازمیگردد. این ترند جذاب به واسطه پرنسس دایانا به این میزان از محبوبیت رسید. دایانا از هواداران دوآتیشه لباس‌های خالخالی بود و بارها در مراسم مختلف با لباس‌های خا‌دار دیده شده بود. خانمی که در این تصویر روسری خالخالی سر کرده هم احتمالا متوجه محبوبیت این پارچه در سراسر جهان بوده. در کل پارچه طرح خالخالی را می‌توانیم از آن دسته پارچه‎هایی بدانیم که با گذر زمان از مد نمی‌افتند و همیشه طرفداران خودشان را دارند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ظروف ملامین؛ محبوب‌ترین آیتم سفره‌های دهه ۶۰ و ۷۰</span><br />
ظروف آرکوپال، ظروف سرامیکی، ظروف چوبی، ظروف چینی! در دهه 60 و 70 کمتر سفره‌ای این تنوع ظروف را داشت. ظروف ملامین، در همه سفره‌های ایرانی یافت می‌شدند و محبوبیت زیادی هم داشتند. این ظروف ملامین طرح‌های مختلفی داشتند. گل‌های رنگارنگ و نقاشی‌های متفاوتی را روی بشقاب‌ها و دیس‌های ملامین می‌دیدیم. گل‌های درشت با رنگ‌های خاص و یا حتی در بعضی موارد پروانه و درخت و طاووس هم روی بشقاب‌ها دیده می‌شدند. خود من هم آن زمان عاشق خیره شدن به این طرح‌ها بودم. یادم هست که همیشه دوست داشتم در بشقابی که گل درشت بنفش دارد، غذایم را بخورم.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/XUXBx0YPLUz5/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این ظروف ملامین در بهترین حالت و در خانواده‌هایی که وضع مالی بهتری داشتند، تبدیل به چینی‌های گل سرخی می‌شدند. همان گل سرخی‌هایی که این روزها هم به عنوان ظروف نوستالژی مورد استفاده قرار می‌گیرند. اصلا به نوعی این چینی‌های گل سرخی تبدیل به تعریفی از ایران و ایرانی بودن شده‌اند.<br />
این روزها اما نه خبری از آن بشقاب‌های ملامین است و نه خبری از دوربین‌های کم‌کیفیتی که تصاویر باکیفیت می‌گرفتند!<br />
شما چه چیزی از سفره‌های دهه 70 به یاد دارید؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000cd;" class="mycode_color">برترین‌ها _ المیرا فلاحیان:</span> کدام تصویر قدیمی از آلبوم خانوادگی‌تان در گوشه ذهنتان جا خشک کرده و تا حرفی از نوستالژی می‌شود، به یادش می‌افتید؟ همه ما یک آلبوم خانوادگی داریم که در آن تصاویری با کیفیت نه چندان بالا، اما پر از حس زندگی قرار گرفته‌اند. تصاویری کاملا به عکس تصاویر این روزها. بله! دوربین‌های امروز کیفیت شگفت‌انگیزی دارند و احتمالا می‌توانند کوچک‌ترین لکه روی لباستان را هم ثبت کنند، اما چند درصد این تصاویر باکیفیت، حس و حال آن عکس‌های قدیمی آلبوم خانوادگی‌تان را دارند؟<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/OyMDmSuIM0EQ/Bumv1zAHak0,/%D8%AD%D9%87%DA%A9.jpg" alt="[عکس: %D8%AD%D9%87%DA%A9.jpg]" class="mycode_img" /><br />
اینبار دست گذاشته‌ایم روی عکسی قدیمی از یک سفره خانوادگی؛ که حتما خیلی از شما هم مشابهش را بین تصاویر قدیمی خودتان و یا پدر و مادرتان دارید. اولین چیزی که بعد از دیدن تصویر به ذهنم رسید این بود که اصلا قدیم‌ترها چه اصراری داشتند در موقعیت‌هایی که ذره‌ای آمادگی عکس نداشتند هم عکس یادگاری بگیرند؟! البته که این روزها عکس‌های اصطلاحا «یهویی» به شدت هم پرطرفدار شده‌اند، اما همین تصاویر یهویی هم طبق اصول خاصی گرفته می‌شوند. مثلا پلو کشیدن یک نفر وقتی نفر کناری‌اش دست به سالاد شده و یکی هم آن <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بغل</span> خیره به سفره مانده، چه جذابیتی برای عکاس داشته که آن را به ثبت رسانده؟ نمی‌دانم آن روز چه چیزی از ذهن عکاس گذشته، اما امروز دوست دارم بارها از همان عکاس قدردانی کنم برای اینکه بعد از ۲۵ سال توانست با یک عکس، بوی خوش زندگی و نوستالژی را برایم زنده کند. در ادامه جزئی‌تر به این تصویر نگاه کرده‌ایم:<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زن و شوهری که خوشپوش بودند و هستند</span><br />
خانم جوانی، ۲۵ سال پیش، در روزهایی که اکثر خانم‌ها رنگ‌های تیره را انتخاب میکردند، قرمز و سبز را با هم ست کرده. همین استدلال کافیست که مطمئن شوید اولین خانم از سمت راست در تصویر، در دهه 70، زنی خوشپوش و جسور بوده. کنارش مرد خوشپوشی نشسته که به نظر می‌رسد همسر خانم خوشپوش است. همانقدر که مردان دهه شصت را با پشت موی کفتری و شلوار دمپا می‌شناسید، مردان دهه هفتاد را هم باید با سبیل‌های ذوزنقه‌ای یک شکل به یاد بیاورید.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/az8YM5DECmnL/Bumv1zAHak0,/9%D8%B9%D8%AD%D8%AE.jpg" alt="[عکس: 9%D8%B9%D8%AD%D8%AE.jpg]" class="mycode_img" /><br />
احتمالا مردان آن روزها ارادت خاصی به آقای ابراهیم تاتلیسس قائل بودند که کل ایران پر شد از مردانی با سبیل‌های ذوزنقه‌ای! البته این را هم بگویم که در همان سال‌ها این مدل سبیل تعریفی از مرتب و شیک بودن را هم ارائه میکرد. مرد خوشپوش تصویر نه تنها با سبیل‌هایش، بلکه با آیتم‌های استایلش هم ثابت می‌کند که مرتب بودن اولویت اوست. شلوار طوسی‌رنگش را با جلیقه بافتی که آن هم تقریبا طوسی است، ست کرده و با آن ساعت طلایی احتمالا گران‌قیمتش هم به شکلی فخر می‌فروشد. ضمنا لازم است بدانید که این جلیقه‌های بافت دوباره به صنعت مد و ترند بازگشته‌اند و امسال از پرطرفدارترین آیتم‌ها بوده‌اند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/ijTHVGcksqls/Bumv1zAHak0,/3.jpg" alt="[عکس: 3.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روسری خال‌داری که هنوز هم پرطرفدار است</span><br />
پارچه‌های خالدار این روزها هم به شدت پرطرفدار هستند ولی روزهای اوج آن‌ها بی‌شک به دهه ۹۰ میلادی و دهه ۷۰ شمسی بازمیگردد. این ترند جذاب به واسطه پرنسس دایانا به این میزان از محبوبیت رسید. دایانا از هواداران دوآتیشه لباس‌های خالخالی بود و بارها در مراسم مختلف با لباس‌های خا‌دار دیده شده بود. خانمی که در این تصویر روسری خالخالی سر کرده هم احتمالا متوجه محبوبیت این پارچه در سراسر جهان بوده. در کل پارچه طرح خالخالی را می‌توانیم از آن دسته پارچه‎هایی بدانیم که با گذر زمان از مد نمی‌افتند و همیشه طرفداران خودشان را دارند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ظروف ملامین؛ محبوب‌ترین آیتم سفره‌های دهه ۶۰ و ۷۰</span><br />
ظروف آرکوپال، ظروف سرامیکی، ظروف چوبی، ظروف چینی! در دهه 60 و 70 کمتر سفره‌ای این تنوع ظروف را داشت. ظروف ملامین، در همه سفره‌های ایرانی یافت می‌شدند و محبوبیت زیادی هم داشتند. این ظروف ملامین طرح‌های مختلفی داشتند. گل‌های رنگارنگ و نقاشی‌های متفاوتی را روی بشقاب‌ها و دیس‌های ملامین می‌دیدیم. گل‌های درشت با رنگ‌های خاص و یا حتی در بعضی موارد پروانه و درخت و طاووس هم روی بشقاب‌ها دیده می‌شدند. خود من هم آن زمان عاشق خیره شدن به این طرح‌ها بودم. یادم هست که همیشه دوست داشتم در بشقابی که گل درشت بنفش دارد، غذایم را بخورم.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/XUXBx0YPLUz5/Bumv1zAHak0,/4.jpg" alt="[عکس: 4.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این ظروف ملامین در بهترین حالت و در خانواده‌هایی که وضع مالی بهتری داشتند، تبدیل به چینی‌های گل سرخی می‌شدند. همان گل سرخی‌هایی که این روزها هم به عنوان ظروف نوستالژی مورد استفاده قرار می‌گیرند. اصلا به نوعی این چینی‌های گل سرخی تبدیل به تعریفی از ایران و ایرانی بودن شده‌اند.<br />
این روزها اما نه خبری از آن بشقاب‌های ملامین است و نه خبری از دوربین‌های کم‌کیفیتی که تصاویر باکیفیت می‌گرفتند!<br />
شما چه چیزی از سفره‌های دهه 70 به یاد دارید؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فرصت بزرگی که ماجرای عمامه‌پرانی‌ها ایجاد کرد]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF</link>
			<pubDate>Thu, 10 Nov 2022 07:31:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[این متن با تغییراتی از کانال تلگرامی محسن حسام مظاهری(پژوهشگر حوزه دین) برداشته شده است و بازنشر آن به معنای تاییدش نیست:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک؛ عمامه‌داران و چادری‌ها</span><br />
برای بدنه‌ی مذهبی جامعه (آن‌دسته که زیست اجتماعی معمولی دارند، نه ساکنین گلخانه‌ها)، این روزها، روزهای سخت و ناگواری است. روزهایی که دین و دینداری، از یک‌سو سوژه‌ی خشونت است و برخی از بدترین رفتارها به نام دین و با شعار دفاع از آن و توسط کسانی که شکل و شمایل مذهبی دارند  اِعمال می‌شود و از سوی دیگر، قربانی خشونت‌اند و زندگی روزمره‌شان بعضاً با بیم و هول و هراس از آزار دیگران همراه شده است. این میان به‌طور خاص دو گروه که حاملان نمادهای رسمی و مرئی دینداری‌اند، بیش از دیگران قربانی شده‌اند: یکی دختران و زنان محجبه (چادری) و دوم روحانیون. <br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/oG4RiqNakIzt/Bumv1zAHak0,/2833.jpg" alt="[عکس: 2833.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دو؛ معترضانِ بی‌شناخت</span><br />
قربانیان مذهبی، گلایه می‌کنند که چرا باید سوژه‌ی این خشونت باشند. آنها که لااقل بخشی‌شان نه‌تنها نسبتی با حاکمیت ندارند بلکه چه بسا با معترضان همدلی دارند. گلایه می‌کنند که معترضان خشمگین نمی‌دانند همه‌ی مذهبی‌ها، همه‌ی چادری‌ها، همه‌ی آخوندها از یک جنس نیستند و بین آن‌ها چندین و چند دسته و گرایش است، با تفاوت‌ها و تعارض‌های چشمگیر. نمی‌دانند که نباید همه را با یک چوب راند. معترضان خشمگین شناخت درستی از «دیگری» خود ندارند. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سه؛ تلقی‌های نادرست</span><br />
به‌عنوان مثال در افکار عمومیِ لااقل بخشی از جامعه، مراجع تقلید به‌عنوان متحدانِ حاکمیت و حوزه‌های علمیه به‌عنوان مراکز حکومتیِ تولید نیروهای وفادار شناخته می‌شوند. این تلقی‌ها هم مطابق واقعیت هست و هم نیست. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بله؛ این واقعیت است که: </span><br />
•  بسیاری از حوزه‌ها و مراکز و مؤسسات حوزوی و پژوهشی دینی از بودجه‌ی دولتی تغذیه می‌شوند<br />
•  بسیاری از روحانیون در مناصب حکومتی و دولتی قرار دارند<br />
•  شماری از مراجع تقلید به‌صورت مستقیم یا باواسطه مناسبات گسترده‌ای با حاکمیت دارند<br />
•  بخش مهمی از بدنه‌ی طلاب علوم دینی به حاکمیت اعتقاد راسخ دارند<br />
•  و... <br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/HR6pOqKexrGC/Bumv1zAHak0,/13991206000630637497727165428137_46521_PhotoN.jpg" alt="[عکس: 13991206000630637497727165428137_46521_PhotoN.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما این هم واقعیت است که: </span><br />
•  کم نیستند روحانیون و حتی مراجع تقلیدی که با ساختار میانه‌ی خوشی ندارند<br />
•  کم نیستند مذهبی‌هایی که حامی و هوادار ساختار نیستند<br />
•  در بین نویسندگان و محققان دینی و فضلای حوزوی، صاحبان آرای نواندیشانه و مغایر با قرائت رسمی (ازجمله در موضوع حجاب اجباری و قوانین و احکام علیه زنان) کم نیست<br />
•  همه‌ی حوزه‌ها و مؤسسات حوزوی و مذهبی، از منابع عمومی و بیت‌المال تغذیه نمی‌کنند و هنوز بخش قابل توجهی از منابع مالی حوزه از وجوهات دینی مردم تأمین می‌شود<br />
•  دگراندیش‌بودن در حوزه و در کسوت روحانیت به‌مراتب دشوارتر و پرهزینه‌تر از دیگر اصناف جامعه است<br />
•  بسیاری از طلاب و روحانیون از نظر معیشتی در مضیقه‌ی شدید قرار دارند و با سختی گذران زندگی می‌کنند<br />
•  و... .             <br />
واقعیت حوزه و روحانیت را ترکیب این هر دو دسته گزاره است که می‌سازد. اما در افکار عمومی نوعاً تنها دسته‌ی اول انعکاس یافته و روایت مرسوم از روحانیت را به‌ویژه در نظر بخشِ کمترمذهبی جامعه شکل داده است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و این اصلاً عجیب نیست؛ </span>چراکه شناخت جامعه از روحانیت و دیگر نهادهای دینی به‌واسطه‌ی رسانه‌ها بوده است و رسانه‌ها هم چه رسانه‌های رسمی و وابسته یا وفادار به حاکمیت و چه رسانه‌های مخالف و اپوزیسیون، گرچه با اهداف و انگیزه‌های متفاوت، اما هردو مروج همین روایت کلیشه‌ای و ناقص مبتنی بر گزاره‌های دسته‌ی اول بوده‌اند. و این میان، صدای بخش مستقل و دگراندیش روحانیت در هیاهوی رسانه‌های بزرگ گم شده و به گوش جامعه نرسیده است. به‌عبارت دیگر، روحانیت قربانی برساخت رسانه‌ای از روحانیت شده است. <br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/1o9fNFW57tOs/Bumv1zAHak0,/timthumb.jpg" alt="[عکس: timthumb.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چهار؛ مذهبی‌ها که هستند؟</span><br />
مشابه همین روایت مغشوش و ناقص از دیگر گروه‌های مذهبی نیز وجود دارد. پس می‌توان پذیرفت که بخشی از این خشونت‌هایی که این روزها گریبان مذهبی‌ها را گرفته، غیرطبیعی است و ریشه در شناخت غلطِ معترضان از آنها دارد. اما این تبیین تنها برای بخشی از خشونت‌های مذکور کفایت می‌کند. این ماجرا یک سویه‌ی دیگر هم دارد: سویه‌ای که به خصلت بومرنگی رفتارها و انتخاب‌های ما برمی‌گردد. از این منظر، بدنه‌ی مذهبی حالا در آستانه‌ی فصل زمستان خود است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پنج</span><br />
خشونت‌ علیه دینداران، گرچه غیرقابل قبول است و مردود، اما بخشی‌ از آن ریشه در رفتارهای پیشین برخی دینداران دارد. در همه‌ی این سال‌ها برخی مذهبی‌ها، آگاهانه و غیرآگاهانه، صاحب فرصت‌ها و امکاناتی بوده و هستند که از دیگران سلب شده است. در مقابل، دیگران به‌نام مناسک مذهبی در معرض تبعیض‌ها بوده و هستند که برخی افراد مذهبی هیچگاه تجربه نکرده و نمی‌تواند هم تصور کند. آزادی‌ای که برخی افراد مذهبی در انتخاب سبک زندگی خود، در انتخاب پوشش خود، در انتخاب الگوی گذران فراغت خود، در شکل‌دهی محیط پیرامونی خود و نظایر این‌ها داشته و دارد، قابل مقایسه با فرصت‌ها و امکانات برخی افراد غیرمذهبی نیست. سهمی که برخی افراد مذهبی از خیابان، از رسانه‌های رسمی، از فضاهای عمومی داشته و دارد، قابل مقایسه با سهم برخی افراد غیرمذهبی نیست. یک نمونه‌اش همین مناسک مذهبی (که دایم در حال تورم ‌است). برخی مذهبی‌ها می‌توانند برای اجرای مناسک آزادانه و بی‌نیاز از مجوز نهادهای قانونی هر رفتاری انجام دهند؛ گروه تشکیل دهند، به گمان عده‌ای معابر عمومی را تصرف کنند، صدا تولید کنند، در خیابان‌ها مانور جمعیت بدهند، تبلیغات محیطی کنند و سازمان‌ها و نهادهای رسمی بعضا هم نه‌تنها مانع‌شان نشده، بلکه حامی و مشوق آن‌ها هم هستند.   <br />
برخی فکر می‌کنند در حافظه‌ی جامعه چقدر ثبت شده که مذهبی‌ها مثلاً‌ در دلِ برگزاری یک آیین مذهبی، دغدغه‌ی پاسداشت حقوق دیگران را داشته باشند؟ چقدر ثبت شده در برابر تبعیض‌هایی که علیه دیگر شهروندان روا داشته می‌شود، زبان به اعتراض بگشایند؟  غیر از این است که بسیاری از متدینین سنتی از حجاب رضایت داشته و دارند؟ غیر از این است که قاطبه‌ی مراجع و روحانیت از تورم مناسک (که بسیاری اوقات متأثر از منافع سیاسی است) از مانورهای خیابانی، از توسعه‌ی تقویم مناسکی و افزایش مناسبت‌ها خشنودند و آن را درمجموع به نفع می‌پندارند؟ غیر از این است که بخش مهمی از بدنه‌، به‌جهت همین انتساب  بدان موصوف است خود را مُحق و برتر از دیگران می‌داند؟<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/WMV18EnNwXFW/Bumv1zAHak0,/17568230_605.jpg" alt="[عکس: 17568230_605.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
خشونتی که این روزها علیه دین و مظاهر دینی روا داشته می‌شود، همین عمامه‌پرانی‌ها، چادرکشیدن‌ها و آزارهای زبانی (که البته هنوز محدودند و فراگیر نشده‌اند، اما اگر شرایط به همین منوال ادامه یابد، رفتارهایی مستعد تکثیرند)، ثمره‌ی سال‌ها است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شش</span><br />
با همه‌ی این اوصاف من معتقدم وضعیت فعلی، هرچند تلخ و ناگوار و تهدیدآمیز است، اما درعین‌حال برای نهاد دین و بدنه‌ی دینداران می‌تواند یک فرصت طلایی باشد. فرصتی برای بازنگری و بازسازی. نظام تربیت دینی ما، نظام تبلیغ دینی ما، نیازمند یک نوسازی بنیادین است. و به گمان من مسیر این نوسازی، نه از نهاد رسمی دین بلکه از دل جامعه‌ی دینی می‌گذرد. نوسازی را نه از دین که از دینداری، و نه از اندیشه‌ی دینی که از زیست دیندارانه باید آغاز کرد. و پرچمدار آن نه روحانیت که خود بدنه‌ی دینداران باید باشد. تصور می‌کنم به‌طور خاص جوانان مذهبی (طبقه‌ی متوسط شهری) و بالاخص دختران جوان استعداد بیشتری برای این پرچمداری دارند. در این‌صورت می‌توان پس از زمستانی که در آنیم، امید به آمدنِ بهار دینداری داشت. فراموش نکنیم که درست در بحران‌های بزرگ، زایش‌های بزرگ هم رخ می‌دهد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این متن با تغییراتی از کانال تلگرامی محسن حسام مظاهری(پژوهشگر حوزه دین) برداشته شده است و بازنشر آن به معنای تاییدش نیست:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک؛ عمامه‌داران و چادری‌ها</span><br />
برای بدنه‌ی مذهبی جامعه (آن‌دسته که زیست اجتماعی معمولی دارند، نه ساکنین گلخانه‌ها)، این روزها، روزهای سخت و ناگواری است. روزهایی که دین و دینداری، از یک‌سو سوژه‌ی خشونت است و برخی از بدترین رفتارها به نام دین و با شعار دفاع از آن و توسط کسانی که شکل و شمایل مذهبی دارند  اِعمال می‌شود و از سوی دیگر، قربانی خشونت‌اند و زندگی روزمره‌شان بعضاً با بیم و هول و هراس از آزار دیگران همراه شده است. این میان به‌طور خاص دو گروه که حاملان نمادهای رسمی و مرئی دینداری‌اند، بیش از دیگران قربانی شده‌اند: یکی دختران و زنان محجبه (چادری) و دوم روحانیون. <br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/oG4RiqNakIzt/Bumv1zAHak0,/2833.jpg" alt="[عکس: 2833.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دو؛ معترضانِ بی‌شناخت</span><br />
قربانیان مذهبی، گلایه می‌کنند که چرا باید سوژه‌ی این خشونت باشند. آنها که لااقل بخشی‌شان نه‌تنها نسبتی با حاکمیت ندارند بلکه چه بسا با معترضان همدلی دارند. گلایه می‌کنند که معترضان خشمگین نمی‌دانند همه‌ی مذهبی‌ها، همه‌ی چادری‌ها، همه‌ی آخوندها از یک جنس نیستند و بین آن‌ها چندین و چند دسته و گرایش است، با تفاوت‌ها و تعارض‌های چشمگیر. نمی‌دانند که نباید همه را با یک چوب راند. معترضان خشمگین شناخت درستی از «دیگری» خود ندارند. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سه؛ تلقی‌های نادرست</span><br />
به‌عنوان مثال در افکار عمومیِ لااقل بخشی از جامعه، مراجع تقلید به‌عنوان متحدانِ حاکمیت و حوزه‌های علمیه به‌عنوان مراکز حکومتیِ تولید نیروهای وفادار شناخته می‌شوند. این تلقی‌ها هم مطابق واقعیت هست و هم نیست. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بله؛ این واقعیت است که: </span><br />
•  بسیاری از حوزه‌ها و مراکز و مؤسسات حوزوی و پژوهشی دینی از بودجه‌ی دولتی تغذیه می‌شوند<br />
•  بسیاری از روحانیون در مناصب حکومتی و دولتی قرار دارند<br />
•  شماری از مراجع تقلید به‌صورت مستقیم یا باواسطه مناسبات گسترده‌ای با حاکمیت دارند<br />
•  بخش مهمی از بدنه‌ی طلاب علوم دینی به حاکمیت اعتقاد راسخ دارند<br />
•  و... <br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/HR6pOqKexrGC/Bumv1zAHak0,/13991206000630637497727165428137_46521_PhotoN.jpg" alt="[عکس: 13991206000630637497727165428137_46521_PhotoN.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما این هم واقعیت است که: </span><br />
•  کم نیستند روحانیون و حتی مراجع تقلیدی که با ساختار میانه‌ی خوشی ندارند<br />
•  کم نیستند مذهبی‌هایی که حامی و هوادار ساختار نیستند<br />
•  در بین نویسندگان و محققان دینی و فضلای حوزوی، صاحبان آرای نواندیشانه و مغایر با قرائت رسمی (ازجمله در موضوع حجاب اجباری و قوانین و احکام علیه زنان) کم نیست<br />
•  همه‌ی حوزه‌ها و مؤسسات حوزوی و مذهبی، از منابع عمومی و بیت‌المال تغذیه نمی‌کنند و هنوز بخش قابل توجهی از منابع مالی حوزه از وجوهات دینی مردم تأمین می‌شود<br />
•  دگراندیش‌بودن در حوزه و در کسوت روحانیت به‌مراتب دشوارتر و پرهزینه‌تر از دیگر اصناف جامعه است<br />
•  بسیاری از طلاب و روحانیون از نظر معیشتی در مضیقه‌ی شدید قرار دارند و با سختی گذران زندگی می‌کنند<br />
•  و... .             <br />
واقعیت حوزه و روحانیت را ترکیب این هر دو دسته گزاره است که می‌سازد. اما در افکار عمومی نوعاً تنها دسته‌ی اول انعکاس یافته و روایت مرسوم از روحانیت را به‌ویژه در نظر بخشِ کمترمذهبی جامعه شکل داده است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">و این اصلاً عجیب نیست؛ </span>چراکه شناخت جامعه از روحانیت و دیگر نهادهای دینی به‌واسطه‌ی رسانه‌ها بوده است و رسانه‌ها هم چه رسانه‌های رسمی و وابسته یا وفادار به حاکمیت و چه رسانه‌های مخالف و اپوزیسیون، گرچه با اهداف و انگیزه‌های متفاوت، اما هردو مروج همین روایت کلیشه‌ای و ناقص مبتنی بر گزاره‌های دسته‌ی اول بوده‌اند. و این میان، صدای بخش مستقل و دگراندیش روحانیت در هیاهوی رسانه‌های بزرگ گم شده و به گوش جامعه نرسیده است. به‌عبارت دیگر، روحانیت قربانی برساخت رسانه‌ای از روحانیت شده است. <br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/1o9fNFW57tOs/Bumv1zAHak0,/timthumb.jpg" alt="[عکس: timthumb.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چهار؛ مذهبی‌ها که هستند؟</span><br />
مشابه همین روایت مغشوش و ناقص از دیگر گروه‌های مذهبی نیز وجود دارد. پس می‌توان پذیرفت که بخشی از این خشونت‌هایی که این روزها گریبان مذهبی‌ها را گرفته، غیرطبیعی است و ریشه در شناخت غلطِ معترضان از آنها دارد. اما این تبیین تنها برای بخشی از خشونت‌های مذکور کفایت می‌کند. این ماجرا یک سویه‌ی دیگر هم دارد: سویه‌ای که به خصلت بومرنگی رفتارها و انتخاب‌های ما برمی‌گردد. از این منظر، بدنه‌ی مذهبی حالا در آستانه‌ی فصل زمستان خود است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پنج</span><br />
خشونت‌ علیه دینداران، گرچه غیرقابل قبول است و مردود، اما بخشی‌ از آن ریشه در رفتارهای پیشین برخی دینداران دارد. در همه‌ی این سال‌ها برخی مذهبی‌ها، آگاهانه و غیرآگاهانه، صاحب فرصت‌ها و امکاناتی بوده و هستند که از دیگران سلب شده است. در مقابل، دیگران به‌نام مناسک مذهبی در معرض تبعیض‌ها بوده و هستند که برخی افراد مذهبی هیچگاه تجربه نکرده و نمی‌تواند هم تصور کند. آزادی‌ای که برخی افراد مذهبی در انتخاب سبک زندگی خود، در انتخاب پوشش خود، در انتخاب الگوی گذران فراغت خود، در شکل‌دهی محیط پیرامونی خود و نظایر این‌ها داشته و دارد، قابل مقایسه با فرصت‌ها و امکانات برخی افراد غیرمذهبی نیست. سهمی که برخی افراد مذهبی از خیابان، از رسانه‌های رسمی، از فضاهای عمومی داشته و دارد، قابل مقایسه با سهم برخی افراد غیرمذهبی نیست. یک نمونه‌اش همین مناسک مذهبی (که دایم در حال تورم ‌است). برخی مذهبی‌ها می‌توانند برای اجرای مناسک آزادانه و بی‌نیاز از مجوز نهادهای قانونی هر رفتاری انجام دهند؛ گروه تشکیل دهند، به گمان عده‌ای معابر عمومی را تصرف کنند، صدا تولید کنند، در خیابان‌ها مانور جمعیت بدهند، تبلیغات محیطی کنند و سازمان‌ها و نهادهای رسمی بعضا هم نه‌تنها مانع‌شان نشده، بلکه حامی و مشوق آن‌ها هم هستند.   <br />
برخی فکر می‌کنند در حافظه‌ی جامعه چقدر ثبت شده که مذهبی‌ها مثلاً‌ در دلِ برگزاری یک آیین مذهبی، دغدغه‌ی پاسداشت حقوق دیگران را داشته باشند؟ چقدر ثبت شده در برابر تبعیض‌هایی که علیه دیگر شهروندان روا داشته می‌شود، زبان به اعتراض بگشایند؟  غیر از این است که بسیاری از متدینین سنتی از حجاب رضایت داشته و دارند؟ غیر از این است که قاطبه‌ی مراجع و روحانیت از تورم مناسک (که بسیاری اوقات متأثر از منافع سیاسی است) از مانورهای خیابانی، از توسعه‌ی تقویم مناسکی و افزایش مناسبت‌ها خشنودند و آن را درمجموع به نفع می‌پندارند؟ غیر از این است که بخش مهمی از بدنه‌، به‌جهت همین انتساب  بدان موصوف است خود را مُحق و برتر از دیگران می‌داند؟<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/WMV18EnNwXFW/Bumv1zAHak0,/17568230_605.jpg" alt="[عکس: 17568230_605.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
خشونتی که این روزها علیه دین و مظاهر دینی روا داشته می‌شود، همین عمامه‌پرانی‌ها، چادرکشیدن‌ها و آزارهای زبانی (که البته هنوز محدودند و فراگیر نشده‌اند، اما اگر شرایط به همین منوال ادامه یابد، رفتارهایی مستعد تکثیرند)، ثمره‌ی سال‌ها است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شش</span><br />
با همه‌ی این اوصاف من معتقدم وضعیت فعلی، هرچند تلخ و ناگوار و تهدیدآمیز است، اما درعین‌حال برای نهاد دین و بدنه‌ی دینداران می‌تواند یک فرصت طلایی باشد. فرصتی برای بازنگری و بازسازی. نظام تربیت دینی ما، نظام تبلیغ دینی ما، نیازمند یک نوسازی بنیادین است. و به گمان من مسیر این نوسازی، نه از نهاد رسمی دین بلکه از دل جامعه‌ی دینی می‌گذرد. نوسازی را نه از دین که از دینداری، و نه از اندیشه‌ی دینی که از زیست دیندارانه باید آغاز کرد. و پرچمدار آن نه روحانیت که خود بدنه‌ی دینداران باید باشد. تصور می‌کنم به‌طور خاص جوانان مذهبی (طبقه‌ی متوسط شهری) و بالاخص دختران جوان استعداد بیشتری برای این پرچمداری دارند. در این‌صورت می‌توان پس از زمستانی که در آنیم، امید به آمدنِ بهار دینداری داشت. فراموش نکنیم که درست در بحران‌های بزرگ، زایش‌های بزرگ هم رخ می‌دهد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[غذا خوردن زن و مرد در کنار هم و وسوسه‌های شیطان]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D9%88-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86</link>
			<pubDate>Tue, 25 Oct 2022 07:27:25 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D9%88-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000cd;" class="mycode_color">برترین‌ها: </span>در میان اعتراضات چهل روز اخیر، دانشجویان بی‌وقفه‌ترین اعتراضات را داشتند و حالا بعد از تصاویر مکرری که از تجمع و شعار آمده و همچنان می‌آید، مساله «سلف» مورد تازه‌ای‌ست که در حاشیه این اعتراضات و در هم‌افزایی با موجی که «زن‌ها» را در مرکز خودش دارد، خودنمایی می‌کند. دانشجویان دانشگاه‌های مختلف و به طور خاص دیروز در شریف تلاش می‌کنند به طور مختلط کنار هم بنشینند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/R3GuqgO6zgPi/Bumv1zAHak0,/F0LSfAEpbB2F.jpg" alt="[عکس: F0LSfAEpbB2F.jpg]" class="mycode_img" /><br />
با هم غذا خوردن البته چیزی‌ست که دائم و هر لحظه در تمام رستوران‌ها و کافه‌ها و ... تکرار می‌شود. مشخص نیست اصرار به تفکیک <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span>تی هنگام غذا خوردن دقیقا واجد چه ملاحظه‌ای‌ست؟ صرف این که چنین چیزی اصلا چرا باید تبدیل به مطالبه و بعد تنش شود، به هر حال رسانه‌ها خوانش خودشان از ماجرا را داشته‌اند، برخی مثل فرهیختگان و تسنیم و فارس و یا ایرنا علیه دانشجویان خواهان اختلاط بودند، برخی رسانه‌های آن طرف آب چنین مطالباتی را بدیهی می‌دانند، ما اینجا اما صرفا ماجرا مرور کرده‌ایم، با اشاره به تمام نگاه‌های موجود:<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روزنامه فرهیختگان درباره این اتفاقات نوشت:</span> دانشگاه صنعتی‌شریف این روزها به‌جای صحبت از دستاوردهای محققان و آخرین مطالعات اساتید و نتایج پژوهش دانشجویانش با حواشی عجیب‌و‌غریبی روی خط خبری رسانه‌ها می‌چرخد. دانشگاهی که پس از دو هفته با حضور مجدد دانشجویان کارشناسی قرار بود به‌حالت عادی فعالیت خود برگردد و دانشجویان ورودی جدید هم از هفته آینده حضوری به دانشگاه بروند. شنبه هم تریبون آزاد جامعه اسلامی دانشجویان این دانشگاه با حضور رئیس و معاونان برگزار شد. اتفاقی که با وجود برخی اتفاقات و رفتارها اما حرکتی در‌جهت بازگشت آرامش به دانشگاه پس از وقایع تلخ یکشنبه دهم مهرماه بود. دانشجویان با دیدگاه‌های مختلف پشت تریبون حاضر شدند، نکات خود را مطرح کردند و رئیس دانشگاه هم به انتقادات پاسخ داد. (فرهیختگان اما ننوشته که یکی از دانشجویان در همان جلسه پرسش و پاسخ بازداشت شده است)<br />
با این حال روز گذشته دوباره حال‌و‌هوای شریف دگرگون شد. ماجرا از آنجایی شروع شد که تعدادی از دانشجویان در اعتراض به مختلط‌ شدن فضای سلف اقدام به برگزاری تجمع کردند. صبح دیروز هم نامه‌ای از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی‌شریف منتشر شد که در آن قانون را یکی از محورهای اعتراضات خوانده، اراده دانشجویان را مهم‌ترین قانون معرفی کرده و بی‌اهمیت شمردن این اراده با عناوینی مانند خواسته‌های خلاف قانون را به‌عنوان عامل اصلی تجمع‌های شریف دانسته بود. دبیر انجمن به جلیلی هشدار داده که امنیت دانشگاه در گرو رویکرد شماست و پیشنهاد کرده که بخشی از کارنامه سرکوب نشود که عاقبتی بهتر از عاقبت اعقاب خود ندارد!<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/ZL0kbIEOPTKk/Bumv1zAHak0,/t_1666544427_5758062.jpg" alt="[عکس: t_1666544427_5758062.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/A0UYsdQ0GL8P/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_10-05-39.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_10-05-39.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 همین نامه و اتفاقات روز شنبه در سلف البرز دوباره باب تجمع کف دانشگاه را باز کرد. پس از گروه اول، حالا نوبت گروه دوم بود که با شعارها زورآزمایی کنند؛ هرچند همه زور بر شعارها باقی نماند. همین دقایق و لحظات، کم‌کم صدای شکستن شیشه از سلف البرز بلند می‌شود تا این‌بار در غربی سلف صحنه مقابله دو جریان دانشجویی باشد. یک‌ طرف سنگر گرفته در سلف و طرف دیگر با همه وجود به خط زده است!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خبرگزاری فارس مدعی شده دانشجویان معترض اکثرا پسر بودند. در واقع این رسانه هدف این مطالبات را «<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span>» تفسیر کرد و نوشت: </span>مطالبه این دانشجویان که اکثریت آنها پسران دانشجو بودند، حضور مختلط در سلف سرویس دانشگاه و غذا خوردن با خانم‌ها بود که سرانجام با سکوت و همراهی مسئولین دانشگاه، با ورود این دانشجویان به محیط سلف سرویس، تعدادی از آنها به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 و پایکوبی پرداختند و خوشحالی خود را از این اتفاق بروز دادند و در این بین چند دانشجوی دختر نیز در تریبون آزادی که در حضور رئیس دانشگاه برگزار شد، بدون حجاب حاضر شدند. <br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/vOBlIRbk9PIQ/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-23_09-42-13.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-23_09-42-13.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سردبیر جوان نیز با نوعی تعمیم‌گرایی اتفاقات روز گذشته را تحلیل کرد:</span> از سلف مختلط شروع می‌کنند و به استخر مختلط می‌رسند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/nbBnH3lHxkWh/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_10-11-46.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_10-11-46.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خسرو نقیبی،روزنامه‌نگار در کپشن عکس زیر از تجمع بسیجیان دانشگاه نوشت: </span>فکر می‌کردیم «دینامیت»ها و «گشت ارشاد»ها اغراق می‌کنند؟ عزای هم‌نشینی دختر و پسر در سلف دانشگاه گرفته‌اند حاضران در این عکس، وسط این روزها. <br />
کاش یکی بگوید جعل است کپشن‌های خبری پای این عکس. آدم باورش نمی‌شود در سال ۱۴۰۱. این‌ها مگر کجای این شهر زندگی می‌کنند؟ رستوران نه، ساندویچی محل‌شان نمی‌روند؟ <br />
دوباره به این عکس نگاه کنید. باورنکردنی‌ست هنوز هم برای من، واقعی‌شدنِ آن کاریکاتورهای توی فیلم‌های کمدیِ بازاری. کاش روزی بفهمند فقط دارند با آبروی مذهبیون و معتقدان بازی می‌کنند با این افراطی‌گری‌های سبک‌سرانه. روزی نه خیلی دیر.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/4rIPtYUASMQi/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_09-43-52.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_09-43-52.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دیگری نوشت: ‌</span>این‌ها بسیجیان دانشگاه شریف هستند که اینطور‌ گریه می‌کنند.<br />
گریه نمی‌کنند برای اینکه مردم به نان شب‌شان محتاج شده‌اند گریه می‌کنند چون امروز دختران در کنار پسران در دانشگاه ناهار خورده‌اند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ابراهیم داروغه‌زاده نیز نوشت: ‌</span>دختر ها و پسر های دانشجو در یک سالن غذا بخورند چه اتفاقی می افتد؟ مگر رستوران های سطح شهر زنانه مردانه هستند ؟ <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یکی دیگر ازکاربران با انتشار تصویر زیر نوشت: ‌</span>در باره گریه ۱۰ دانشجو بابت حضور دختران‌وپسران در سلف‌سرویس دانشگاه شریف<br />
حضور انور این دانشجویان عزیز عرض می‌کنم که دو عکس پیوست را ببینند.<br />
هر سال میلیون‌ها زن‌ومرد به‌صورت مختلط مراسم عبادی حج و راهپیمایی اربعین را به‌جا می‌آورند و بعضا در کنار هم می‌خوابند!<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/vhoJpUovfRCZ/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_10-38-16.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_10-38-16.jpg]" class="mycode_img" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000cd;" class="mycode_color">برترین‌ها: </span>در میان اعتراضات چهل روز اخیر، دانشجویان بی‌وقفه‌ترین اعتراضات را داشتند و حالا بعد از تصاویر مکرری که از تجمع و شعار آمده و همچنان می‌آید، مساله «سلف» مورد تازه‌ای‌ست که در حاشیه این اعتراضات و در هم‌افزایی با موجی که «زن‌ها» را در مرکز خودش دارد، خودنمایی می‌کند. دانشجویان دانشگاه‌های مختلف و به طور خاص دیروز در شریف تلاش می‌کنند به طور مختلط کنار هم بنشینند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/R3GuqgO6zgPi/Bumv1zAHak0,/F0LSfAEpbB2F.jpg" alt="[عکس: F0LSfAEpbB2F.jpg]" class="mycode_img" /><br />
با هم غذا خوردن البته چیزی‌ست که دائم و هر لحظه در تمام رستوران‌ها و کافه‌ها و ... تکرار می‌شود. مشخص نیست اصرار به تفکیک <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span>تی هنگام غذا خوردن دقیقا واجد چه ملاحظه‌ای‌ست؟ صرف این که چنین چیزی اصلا چرا باید تبدیل به مطالبه و بعد تنش شود، به هر حال رسانه‌ها خوانش خودشان از ماجرا را داشته‌اند، برخی مثل فرهیختگان و تسنیم و فارس و یا ایرنا علیه دانشجویان خواهان اختلاط بودند، برخی رسانه‌های آن طرف آب چنین مطالباتی را بدیهی می‌دانند، ما اینجا اما صرفا ماجرا مرور کرده‌ایم، با اشاره به تمام نگاه‌های موجود:<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روزنامه فرهیختگان درباره این اتفاقات نوشت:</span> دانشگاه صنعتی‌شریف این روزها به‌جای صحبت از دستاوردهای محققان و آخرین مطالعات اساتید و نتایج پژوهش دانشجویانش با حواشی عجیب‌و‌غریبی روی خط خبری رسانه‌ها می‌چرخد. دانشگاهی که پس از دو هفته با حضور مجدد دانشجویان کارشناسی قرار بود به‌حالت عادی فعالیت خود برگردد و دانشجویان ورودی جدید هم از هفته آینده حضوری به دانشگاه بروند. شنبه هم تریبون آزاد جامعه اسلامی دانشجویان این دانشگاه با حضور رئیس و معاونان برگزار شد. اتفاقی که با وجود برخی اتفاقات و رفتارها اما حرکتی در‌جهت بازگشت آرامش به دانشگاه پس از وقایع تلخ یکشنبه دهم مهرماه بود. دانشجویان با دیدگاه‌های مختلف پشت تریبون حاضر شدند، نکات خود را مطرح کردند و رئیس دانشگاه هم به انتقادات پاسخ داد. (فرهیختگان اما ننوشته که یکی از دانشجویان در همان جلسه پرسش و پاسخ بازداشت شده است)<br />
با این حال روز گذشته دوباره حال‌و‌هوای شریف دگرگون شد. ماجرا از آنجایی شروع شد که تعدادی از دانشجویان در اعتراض به مختلط‌ شدن فضای سلف اقدام به برگزاری تجمع کردند. صبح دیروز هم نامه‌ای از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی‌شریف منتشر شد که در آن قانون را یکی از محورهای اعتراضات خوانده، اراده دانشجویان را مهم‌ترین قانون معرفی کرده و بی‌اهمیت شمردن این اراده با عناوینی مانند خواسته‌های خلاف قانون را به‌عنوان عامل اصلی تجمع‌های شریف دانسته بود. دبیر انجمن به جلیلی هشدار داده که امنیت دانشگاه در گرو رویکرد شماست و پیشنهاد کرده که بخشی از کارنامه سرکوب نشود که عاقبتی بهتر از عاقبت اعقاب خود ندارد!<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/ZL0kbIEOPTKk/Bumv1zAHak0,/t_1666544427_5758062.jpg" alt="[عکس: t_1666544427_5758062.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/A0UYsdQ0GL8P/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_10-05-39.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_10-05-39.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 همین نامه و اتفاقات روز شنبه در سلف البرز دوباره باب تجمع کف دانشگاه را باز کرد. پس از گروه اول، حالا نوبت گروه دوم بود که با شعارها زورآزمایی کنند؛ هرچند همه زور بر شعارها باقی نماند. همین دقایق و لحظات، کم‌کم صدای شکستن شیشه از سلف البرز بلند می‌شود تا این‌بار در غربی سلف صحنه مقابله دو جریان دانشجویی باشد. یک‌ طرف سنگر گرفته در سلف و طرف دیگر با همه وجود به خط زده است!<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خبرگزاری فارس مدعی شده دانشجویان معترض اکثرا پسر بودند. در واقع این رسانه هدف این مطالبات را «<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">جنسی</span>» تفسیر کرد و نوشت: </span>مطالبه این دانشجویان که اکثریت آنها پسران دانشجو بودند، حضور مختلط در سلف سرویس دانشگاه و غذا خوردن با خانم‌ها بود که سرانجام با سکوت و همراهی مسئولین دانشگاه، با ورود این دانشجویان به محیط سلف سرویس، تعدادی از آنها به <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">رقص</span>	 و پایکوبی پرداختند و خوشحالی خود را از این اتفاق بروز دادند و در این بین چند دانشجوی دختر نیز در تریبون آزادی که در حضور رئیس دانشگاه برگزار شد، بدون حجاب حاضر شدند. <br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/vOBlIRbk9PIQ/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-23_09-42-13.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-23_09-42-13.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سردبیر جوان نیز با نوعی تعمیم‌گرایی اتفاقات روز گذشته را تحلیل کرد:</span> از سلف مختلط شروع می‌کنند و به استخر مختلط می‌رسند.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/nbBnH3lHxkWh/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_10-11-46.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_10-11-46.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خسرو نقیبی،روزنامه‌نگار در کپشن عکس زیر از تجمع بسیجیان دانشگاه نوشت: </span>فکر می‌کردیم «دینامیت»ها و «گشت ارشاد»ها اغراق می‌کنند؟ عزای هم‌نشینی دختر و پسر در سلف دانشگاه گرفته‌اند حاضران در این عکس، وسط این روزها. <br />
کاش یکی بگوید جعل است کپشن‌های خبری پای این عکس. آدم باورش نمی‌شود در سال ۱۴۰۱. این‌ها مگر کجای این شهر زندگی می‌کنند؟ رستوران نه، ساندویچی محل‌شان نمی‌روند؟ <br />
دوباره به این عکس نگاه کنید. باورنکردنی‌ست هنوز هم برای من، واقعی‌شدنِ آن کاریکاتورهای توی فیلم‌های کمدیِ بازاری. کاش روزی بفهمند فقط دارند با آبروی مذهبیون و معتقدان بازی می‌کنند با این افراطی‌گری‌های سبک‌سرانه. روزی نه خیلی دیر.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/4rIPtYUASMQi/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_09-43-52.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_09-43-52.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دیگری نوشت: ‌</span>این‌ها بسیجیان دانشگاه شریف هستند که اینطور‌ گریه می‌کنند.<br />
گریه نمی‌کنند برای اینکه مردم به نان شب‌شان محتاج شده‌اند گریه می‌کنند چون امروز دختران در کنار پسران در دانشگاه ناهار خورده‌اند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ابراهیم داروغه‌زاده نیز نوشت: ‌</span>دختر ها و پسر های دانشجو در یک سالن غذا بخورند چه اتفاقی می افتد؟ مگر رستوران های سطح شهر زنانه مردانه هستند ؟ <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یکی دیگر ازکاربران با انتشار تصویر زیر نوشت: ‌</span>در باره گریه ۱۰ دانشجو بابت حضور دختران‌وپسران در سلف‌سرویس دانشگاه شریف<br />
حضور انور این دانشجویان عزیز عرض می‌کنم که دو عکس پیوست را ببینند.<br />
هر سال میلیون‌ها زن‌ومرد به‌صورت مختلط مراسم عبادی حج و راهپیمایی اربعین را به‌جا می‌آورند و بعضا در کنار هم می‌خوابند!<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/vhoJpUovfRCZ/Bumv1zAHak0,/photo_2022-10-24_10-38-16.jpg" alt="[عکس: photo_2022-10-24_10-38-16.jpg]" class="mycode_img" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ایران تا چند سال دیگر غیر قابل سکونت می‌شود؟]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%AA-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F</link>
			<pubDate>Fri, 27 May 2022 02:19:48 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%AA-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F</guid>
			<description><![CDATA[روزنامه شرق - مژگان جمشیدی: پیش به سوی جهانی گرم‌تر و ایرانی داغ و سوزان! حقیقت تلخی که با گذشت کمتر از یک دهه از هشدارهای جدی در سطح ملی، هم‌اکنون در کشورمان به منصه ظهور رسیده است. شاید تا دو، سه دهه قبل کمتر کسی در ایران تصور می‌کرد روزی برسد که بحران‌های زیست محیطی و پیامدهای حاصل از آن، موجب ناآرامی‌های اجتماعی و گسترش تنش‌های سیاسی و امنیتی در برخی مناطق کشور شود، اما چند سالی است که با شدت گرفتن بحران بی‌آبی، افزایش دمای هوا و وقوع پدیده گرد و غبار در سراسر ایران، همه آنچه متخصصان اقلیمی و محیط‌زیست هشدار می‌دادند و نسبت به وقوع آن ابراز نگرانی می‌کردند گاه زودتر از موعد به منصه ظهور رسیده است.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/aECPAeOu2Mg6/Bumv1zAHak0,/1186197_567.jpg" alt="[عکس: 1186197_567.jpg]" class="mycode_img" /><br />
بسیاری از تهدیدهایی که از دهه 80 می‌توانست در سایه برنامه‌ریزی ملی به فرصت تبدیل شود، اما در نتیجه ناباوری و انکار حقیقت اقلیمی در کشورمان و گاه اتخاذ الگوهای غلط توسعه‌ای و سوءمدیریت در بخش منابع آب و خاک، در سایه گرمایش جهانی عملا سوخت و از بین رفت. از این‌رو، بسیاری از پهنه‌های تالابی کشورمان اکنون به بیابان تبدیل شده است، گرد و غبار دیگر نه فقط خوزستان و ایلام و کرمانشاه و کردستان که حتی تهران و نواحی البرز را هم در نوردیده، میلیون‌ها هکتار از مراتع ملی کشور که به اشتباه به اراضی کشاورزی تبدیل شده بودند حالا به دلیل کمبود آب به کانون‌های اصلی گرد و غبار و بیابان تبدیل شده و فرونشست زمین نه فقط در خراسان و فارس و همدان که حتی قلب پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> را هم در نوردیده و معیشت بسیاری از ایرانیان که طی سال‌های گذشته به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به دامداری و کشاورزی گره خورده بود حالا با کمبود آب، یا از دست رفته یا در معرض نابودی است. این‌قدر که اعتراضات ناشی از بی‌آبی دیگر فقط محدود به خوزستان و چهارمحال و بختیاری نیست، اصفهانی‌ها و کرمانی‌ها و خراسانی‌ها و حتی گلستان و مازندران و گیلانی‌ها و آذری‌ها هم به کمبود آب و گرد و غبار معترض هستند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آیا شرایط فعلی قابل پیش‌بینی بود؟</span><br />
ایران 2040، ایران 2050 و ایران 2100 از نظر اقلیم، چگونه ایرانی است؟ این پرسشی است که از سال‌های گذشته تاکنون بارها مطرح شده و متخصصان به آن پاسخ داده‌اند، اما همچنان کمتر مورد توجه سیاستمداران و برنامه‌ریزان در سطح ملی قرار گرفته است.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/7iwlW4RGgoxa/Bumv1zAHak0,/637823329297374419.jpg" alt="[عکس: 637823329297374419.jpg]" class="mycode_img" /><br />
«ایران 2040، ایرانی با بحران فزاینده آب!» این توصیف 7 سال پیش، شبکه 24 فرانسه به نقل از متخصصان اقلیمی جهان بود. اما پیش‌بینی ادوین آلدریان، معاون نخستین گروه کاری «هیات بین‌الدولی تغییر اقلیم سازمان ملل متحد» (IPCC) که 6 سال پیش در ایران سخنرانی می‌کرد نیز از این بهتر نیست. او نیز خاطرنشان کرد: «ایران تا کمتر از دو دهه دیگر با چندین چالش بزرگ مرتبط با تغییر اقلیم مواجه می‌شود، چالش‌هایی در ابعاد خشکسالی، موج شدید گرما، کمبود آب و پیامدهای آن برای تولید غذا».<br />
تصویری که بانک جهانی نیز از آینده منطقه خاورمیانه باتوجه به وقوع تغییر اقلیم به تصویر کشیده است، بهتر از این نیست. متخصصان بانک جهانی نیز یک دهه قبل هشدار داده بودند تغییر اقلیم، خاورمیانه و شمال آفریقا را هم بی‌نصیب نخواهد گذاشت و علاوه بر اینکه بخش اعظمی از این منطقه با خشکسالی و کمبود آب مواجه خواهد شد بخش‌های دیگری نیز در نتیجه بالا آمدن سطح دریاها دچار آب‌گرفتگی می‌شوند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چشم‌انداز اقلیم ایران در قرن بیست و یکم</span><br />
«چشم‌انداز تغییر اقلیم ایران در قرن بیست و یکم» عنوان گزارش علمی است که توسط سازمان هواشناسی کشور و پژوهشکده اقلیم‌شناسی مشهد در فاصله بین دولت یازدهم و دوازدهم تهیه شده و تاکید می‌کند چنانچه کشورهای جهان تعهدات‌شان را در قبال توافقنامه پاریس عملی نکنند، میانگین دمای هوای ایران تا پایان قرن بیست و یکم، حدود ۵،۲ درجه سانتیگراد و در صورت پایبندی به آن ۱،۳ درجه سلسیوس نسبت به دوره ۱۹۸۶ - ۲۰۰۵ افزایش می‌یابد. در همین حال کشورهایی همچون افغانستان، عراق، فلسطین، سوریه و اردن با 30درصد کاهش بارش و ایران نیز با 20درصد کاهش بارش مواجه می‌شود که بیشترین کاهش بارش و افزایش دما در منطقه زاگرس و شمال غرب ایران رخ خواهد داد که این امر منجر به خشک شدن زاگرس و موج فزاینده‌ای از مهاجرت‌ها از منطقه غرب ایران می‌شود. این گزارش که براساس سناریوهای پیش‌بینی شده سازمان ملل از تغییر اقلیم جهان 6 سال پیش، تهیه شده بود، اگرچه چشم‌انداز تاریکی را از آینده پیش روی ایران در دهه‌های آتی به تصویر می‌کشد، اما در عین حال پیشنهادهایی هم ارایه می‌داد که اگر جدی تلقی می‌شد، می‌توانستیم امیدوار باشیم، تا حدودی ایران از پیامدهای بحران آب و اقلیم نجات یابد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۲ درجه افزایش دما در ایران در نیم قرن</span><br />
براساس پژوهش‌های سازمان هواشناسی کشور، متوسط دما در ایران در نیم قرن اخیر حدود دو درجه در کشور افزایش یافته و این نتیجه تغییر اقلیم است. گرچه روند تغییر اقلیم، روندی کند است اما شواهد علمی حاکی از این است که تغییر اقلیم رخ داده و در ایران نیز شاهد تاثیر آن در بخش‌های مختلف هستیم.برای مثال بنیاد آمارهای هواشناسی که در سایت این سازمان نیز قابل دسترس است، در 15 سال اخیر عمدتا بارش‌ها در کشور زیر حد نرمال بوده که همین امر می‌تواند نشانه تغییر اقلیم باشد.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/6GZq26od36vJ/Bumv1zAHak0,/4304964.jpg" alt="[عکس: 4304964.jpg]" class="mycode_img" /><br />
اما اوضاع بحرانی دریاچه ارومیه با وجود هزینه‌کرد بیش از 15 هزار میلیارد تومان برای احیای این دریاچه، خشکیدگی تالاب بین‌المللی هامون، گاوخونی، میانکاله و خلیج گرگان، شادگان و هورالعظیم و از جریان افتادن زاینده‌رود و کارون را هم اگر به این مجموعه اضافه کنیم به‌طور قطع به همان نتیجه‌ای می‌رسیم که کارشناسان اقلیم‌شناسی کشورمان چند سالی است برای برون‌رفت از بحران پیشنهاد داده‌اند. عدم سازگاری با تغییر اقلیم و تداوم سیاست‌های توسعه‌ای غلط و ناسازگار با اقلیم کشورمان و تداوم بهره‌کشی از سرزمین موجب تشدید این وقایع در ایران شده است . اگر این روند متوقف نشود بدون شک در سال‌های آتی با پیامدهایی مخرب‌تر از اینها مواجه خواهیم شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روزنامه شرق - مژگان جمشیدی: پیش به سوی جهانی گرم‌تر و ایرانی داغ و سوزان! حقیقت تلخی که با گذشت کمتر از یک دهه از هشدارهای جدی در سطح ملی، هم‌اکنون در کشورمان به منصه ظهور رسیده است. شاید تا دو، سه دهه قبل کمتر کسی در ایران تصور می‌کرد روزی برسد که بحران‌های زیست محیطی و پیامدهای حاصل از آن، موجب ناآرامی‌های اجتماعی و گسترش تنش‌های سیاسی و امنیتی در برخی مناطق کشور شود، اما چند سالی است که با شدت گرفتن بحران بی‌آبی، افزایش دمای هوا و وقوع پدیده گرد و غبار در سراسر ایران، همه آنچه متخصصان اقلیمی و محیط‌زیست هشدار می‌دادند و نسبت به وقوع آن ابراز نگرانی می‌کردند گاه زودتر از موعد به منصه ظهور رسیده است.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/aECPAeOu2Mg6/Bumv1zAHak0,/1186197_567.jpg" alt="[عکس: 1186197_567.jpg]" class="mycode_img" /><br />
بسیاری از تهدیدهایی که از دهه 80 می‌توانست در سایه برنامه‌ریزی ملی به فرصت تبدیل شود، اما در نتیجه ناباوری و انکار حقیقت اقلیمی در کشورمان و گاه اتخاذ الگوهای غلط توسعه‌ای و سوءمدیریت در بخش منابع آب و خاک، در سایه گرمایش جهانی عملا سوخت و از بین رفت. از این‌رو، بسیاری از پهنه‌های تالابی کشورمان اکنون به بیابان تبدیل شده است، گرد و غبار دیگر نه فقط خوزستان و ایلام و کرمانشاه و کردستان که حتی تهران و نواحی البرز را هم در نوردیده، میلیون‌ها هکتار از مراتع ملی کشور که به اشتباه به اراضی کشاورزی تبدیل شده بودند حالا به دلیل کمبود آب به کانون‌های اصلی گرد و غبار و بیابان تبدیل شده و فرونشست زمین نه فقط در خراسان و فارس و همدان که حتی قلب پای<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">تخت</span> را هم در نوردیده و معیشت بسیاری از ایرانیان که طی سال‌های گذشته به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به دامداری و کشاورزی گره خورده بود حالا با کمبود آب، یا از دست رفته یا در معرض نابودی است. این‌قدر که اعتراضات ناشی از بی‌آبی دیگر فقط محدود به خوزستان و چهارمحال و بختیاری نیست، اصفهانی‌ها و کرمانی‌ها و خراسانی‌ها و حتی گلستان و مازندران و گیلانی‌ها و آذری‌ها هم به کمبود آب و گرد و غبار معترض هستند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">آیا شرایط فعلی قابل پیش‌بینی بود؟</span><br />
ایران 2040، ایران 2050 و ایران 2100 از نظر اقلیم، چگونه ایرانی است؟ این پرسشی است که از سال‌های گذشته تاکنون بارها مطرح شده و متخصصان به آن پاسخ داده‌اند، اما همچنان کمتر مورد توجه سیاستمداران و برنامه‌ریزان در سطح ملی قرار گرفته است.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/7iwlW4RGgoxa/Bumv1zAHak0,/637823329297374419.jpg" alt="[عکس: 637823329297374419.jpg]" class="mycode_img" /><br />
«ایران 2040، ایرانی با بحران فزاینده آب!» این توصیف 7 سال پیش، شبکه 24 فرانسه به نقل از متخصصان اقلیمی جهان بود. اما پیش‌بینی ادوین آلدریان، معاون نخستین گروه کاری «هیات بین‌الدولی تغییر اقلیم سازمان ملل متحد» (IPCC) که 6 سال پیش در ایران سخنرانی می‌کرد نیز از این بهتر نیست. او نیز خاطرنشان کرد: «ایران تا کمتر از دو دهه دیگر با چندین چالش بزرگ مرتبط با تغییر اقلیم مواجه می‌شود، چالش‌هایی در ابعاد خشکسالی، موج شدید گرما، کمبود آب و پیامدهای آن برای تولید غذا».<br />
تصویری که بانک جهانی نیز از آینده منطقه خاورمیانه باتوجه به وقوع تغییر اقلیم به تصویر کشیده است، بهتر از این نیست. متخصصان بانک جهانی نیز یک دهه قبل هشدار داده بودند تغییر اقلیم، خاورمیانه و شمال آفریقا را هم بی‌نصیب نخواهد گذاشت و علاوه بر اینکه بخش اعظمی از این منطقه با خشکسالی و کمبود آب مواجه خواهد شد بخش‌های دیگری نیز در نتیجه بالا آمدن سطح دریاها دچار آب‌گرفتگی می‌شوند.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چشم‌انداز اقلیم ایران در قرن بیست و یکم</span><br />
«چشم‌انداز تغییر اقلیم ایران در قرن بیست و یکم» عنوان گزارش علمی است که توسط سازمان هواشناسی کشور و پژوهشکده اقلیم‌شناسی مشهد در فاصله بین دولت یازدهم و دوازدهم تهیه شده و تاکید می‌کند چنانچه کشورهای جهان تعهدات‌شان را در قبال توافقنامه پاریس عملی نکنند، میانگین دمای هوای ایران تا پایان قرن بیست و یکم، حدود ۵،۲ درجه سانتیگراد و در صورت پایبندی به آن ۱،۳ درجه سلسیوس نسبت به دوره ۱۹۸۶ - ۲۰۰۵ افزایش می‌یابد. در همین حال کشورهایی همچون افغانستان، عراق، فلسطین، سوریه و اردن با 30درصد کاهش بارش و ایران نیز با 20درصد کاهش بارش مواجه می‌شود که بیشترین کاهش بارش و افزایش دما در منطقه زاگرس و شمال غرب ایران رخ خواهد داد که این امر منجر به خشک شدن زاگرس و موج فزاینده‌ای از مهاجرت‌ها از منطقه غرب ایران می‌شود. این گزارش که براساس سناریوهای پیش‌بینی شده سازمان ملل از تغییر اقلیم جهان 6 سال پیش، تهیه شده بود، اگرچه چشم‌انداز تاریکی را از آینده پیش روی ایران در دهه‌های آتی به تصویر می‌کشد، اما در عین حال پیشنهادهایی هم ارایه می‌داد که اگر جدی تلقی می‌شد، می‌توانستیم امیدوار باشیم، تا حدودی ایران از پیامدهای بحران آب و اقلیم نجات یابد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">۲ درجه افزایش دما در ایران در نیم قرن</span><br />
براساس پژوهش‌های سازمان هواشناسی کشور، متوسط دما در ایران در نیم قرن اخیر حدود دو درجه در کشور افزایش یافته و این نتیجه تغییر اقلیم است. گرچه روند تغییر اقلیم، روندی کند است اما شواهد علمی حاکی از این است که تغییر اقلیم رخ داده و در ایران نیز شاهد تاثیر آن در بخش‌های مختلف هستیم.برای مثال بنیاد آمارهای هواشناسی که در سایت این سازمان نیز قابل دسترس است، در 15 سال اخیر عمدتا بارش‌ها در کشور زیر حد نرمال بوده که همین امر می‌تواند نشانه تغییر اقلیم باشد.<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/6GZq26od36vJ/Bumv1zAHak0,/4304964.jpg" alt="[عکس: 4304964.jpg]" class="mycode_img" /><br />
اما اوضاع بحرانی دریاچه ارومیه با وجود هزینه‌کرد بیش از 15 هزار میلیارد تومان برای احیای این دریاچه، خشکیدگی تالاب بین‌المللی هامون، گاوخونی، میانکاله و خلیج گرگان، شادگان و هورالعظیم و از جریان افتادن زاینده‌رود و کارون را هم اگر به این مجموعه اضافه کنیم به‌طور قطع به همان نتیجه‌ای می‌رسیم که کارشناسان اقلیم‌شناسی کشورمان چند سالی است برای برون‌رفت از بحران پیشنهاد داده‌اند. عدم سازگاری با تغییر اقلیم و تداوم سیاست‌های توسعه‌ای غلط و ناسازگار با اقلیم کشورمان و تداوم بهره‌کشی از سرزمین موجب تشدید این وقایع در ایران شده است . اگر این روند متوقف نشود بدون شک در سال‌های آتی با پیامدهایی مخرب‌تر از اینها مواجه خواهیم شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نوزاد شهر ما را سطل زباله در [color=#ff0000]آغوش[/color] گرفته بود]]></title>
			<link>http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B7%D9%84-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF</link>
			<pubDate>Fri, 27 May 2022 02:10:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.iranroman.com/Thread-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B7%D9%84-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[برترین‌ها: روز گذشته ویدئویی تکان‌دهنده از کودکی که در سطل زباله رها شده بود در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. کودکی که در تقلای زندگی دست و پا می‌زد و مایی که هنوز بهت‌زده‌ایم. این روزگار ظاهرا چندان با این مردم سر سازگاری ندارد و هر روز داغی تازه بر روی دلشان جا ‌می‌گذارد.<br />
هر چه بود این نوزاد حالا صحیح و سالم در بیمارستان است. تنها دلخوشی ما نیز از این اتفاق همین بود. گرچه لحظات آن ویدئو به تلخی گذشت ولی همین زندگانی به خودی و خود نباید دست کم گرفته شود و ما همه دلخوشیم به حیات فرزندان ایران.<br />
 <br />
<br />
رضا صائمی،نویسنده و منتقد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا درباره این لحظات می‌نویسد: پیدا شدن نوزادی در سطل زباله در نازی آباد تهران، درست در هفته ملی جمعیت رخ می دهد تا نقیضی باشد بر سیاست های فرزندآوری و افزایش جمعیت!...یاد آلبر کامو افتادم که گفته بود امروز خم شدم و در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمده بود آرام گفتم: چیزی را از دست ندادی!<br />
در جامعه ای که نوزاد را از سر فقر و نداری یا هر دلیل دیگری به سطل زباله می اندازند....کودکانی که نان سفره شان را با سر فرو بردن در سطل زباله تامین می کنند....و روان پریشانی که برای تفریح و خوشگذرانی خود، کودکان را به سطل زباله پرت می کنند، تولد هر کودک، پیش خرید فلاکت است نه افزایش جمعیت!....تضمین فردا در لشکر ساختن نیست، در کشور ساختن است.<br />
<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/F3jvZ5gR9k2a/Bumv1zAHak0,/FThywNIUYAAuASz.jpg" alt="[عکس: FThywNIUYAAuASz.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما در بعدی گسترده‌تر، مردم در شبکه‌های اجتماعی نظراتشان را بیان می‌کنند و این ماجرا نیز از آن دست خبرسازها بوده. نظرات نیز متفاوت است. با هم به سراغ چندتایی از آن برویم.</span><br />
* یه رفیقی داشتیم می‌گفت ما خیلی شانس آوردیم که در رقابت از بین میلیون‌ها و میلیاردها برنده بودیم و به دنیا اومدیم. شاید هم بدشانس‌ترین بودیم! در هر حال مشاهده‌ی این عکس حقّاً لذّت‌بخش بود و این شانس کمی نیست واسه من.<hr class="mycode_hr" />* چرا عقل ندارید؟ عکسی از این بچه پخش نکنید و اصلا عکس نگیرید که وقتی بزرگ شد هیچ وقت هیچ کسی بهش نگه چی شد؟ الان یه عده بیمار که می شناسندش و زندگیش رو دنبال می کنند بعدا بهش نشون میدند!<hr class="mycode_hr" />* اسمش رو بگذارید «ایران»<hr class="mycode_hr" />* یه خبر دیدم اینجا، که نوزادی رو توی سطل آشغال پیدا کردن، فیلم و عکس گرفتن و... وقتی اینجور بچه‌هارو منتقل می‌کنن مرکز ما، جز در گزارش پلیس ۱۱۰ و گزارش پرونده پزشکی اشاره‌ای به جزئیات نوزاد نمی‌کنیم. محل پیدا شدن، تصویر و... برای حفظ وجهه و آینده‌ بچه. برام جالب بود بازتاب خبردر واقع در مرکز و بخش ما خیلی پلیسی برگزار میشه ماجرا.<hr class="mycode_hr" />حتی به مادرهای حاضر در بخش هم توضیحی نمیدیم راجع به نوزاد وگرنه مگه کم داریم از این بچه‌ها؟! یادمه یه سال یه بچه تو محوطه یه بیمارستانی پیدا شد و منتقل شد مرکز ما. خیلی خیلی خوشگل بود. از همکارا داوطلب شدن واسه فرزند خواندگی. پزشک رییس بخشمون مخالفت کرد. گفت گذشته از مراحل قانونی این بچه رو به آشنا ندین، بزرگ میشه هر جا بره میگن عه این بچه که تو سطل آشغال پیداش کردن.فیلم و عکس و صورت بچه رو دیدم کلی حالم گرفته شد، اون لحظه که کیسه رو‌ باز کردن چقد یخ‌زده بچه طفلک، چقد بی‌رحمانه‌ست مثل یه تیکه آشغال با یه بچه بی‌دفاع رفتار کردن!<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/DzWAb5jUWle7/Bumv1zAHak0,/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%2B%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C%2B%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF.jpg" alt="[عکس: %DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%2B%D9%86%D8%A7%...%D8%AF.jpg]" class="mycode_img" /><hr class="mycode_hr" />
<br />
* وقتی تمام راههای پیشگیری از بارداری رو میبندن و سقط جنین رو هم غیرقانونی میکنن نتیجه میشه پیدا شدن نوزاد توی سطل آشغال. بعد از این با اضافه شدن فقر مفرط به اون دو مورد، از این صحنه‌ها بیشتر خواهیم دید متاسفانه.<hr class="mycode_hr" />* از صبح داره توی سرم می‌چرخه که یه نوزاد دو روزه توی سطل آشغال <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بغل</span> بیمارستان پیدا شده و ۹۳۵ هزار دانش‌آموز ترک تحصیل کردن و مردم هنوز توی متروپل زیر آوارن و دارن جون میدن و تهران آلوده‌ترین شهر دنیاست و ..<hr class="mycode_hr" />* توی همه این خبرهای سیاه، عاشق اون‌ نوزاد سرحال و سالمم که برخلاف همه سیاهی‌ و زشتی این روزها، جنگیده و توی سطل آشغال هم زنده مونده؛ امیدوارم خیلی زندگی ببینی بچه و سرنوشت کیک تولد باشه برات؛ پر از غافلگیری و خوشی بی‌وقفه.<hr class="mycode_hr" />* پیدا شدن نوزاد زنده در سطل زباله در جنوب تهران !<br />
توضیح و توصیه روش جلوگیری از بارداری ممنوع<br />
 فروش اقلام جلوگیری ممنوع<br />
غربالگری نوزاد حذف   <br />
اینجا انسانیت در حال فروریختن است!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[برترین‌ها: روز گذشته ویدئویی تکان‌دهنده از کودکی که در سطل زباله رها شده بود در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. کودکی که در تقلای زندگی دست و پا می‌زد و مایی که هنوز بهت‌زده‌ایم. این روزگار ظاهرا چندان با این مردم سر سازگاری ندارد و هر روز داغی تازه بر روی دلشان جا ‌می‌گذارد.<br />
هر چه بود این نوزاد حالا صحیح و سالم در بیمارستان است. تنها دلخوشی ما نیز از این اتفاق همین بود. گرچه لحظات آن ویدئو به تلخی گذشت ولی همین زندگانی به خودی و خود نباید دست کم گرفته شود و ما همه دلخوشیم به حیات فرزندان ایران.<br />
 <br />
<br />
رضا صائمی،نویسنده و منتقد <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">سینم</span>	ا درباره این لحظات می‌نویسد: پیدا شدن نوزادی در سطل زباله در نازی آباد تهران، درست در هفته ملی جمعیت رخ می دهد تا نقیضی باشد بر سیاست های فرزندآوری و افزایش جمعیت!...یاد آلبر کامو افتادم که گفته بود امروز خم شدم و در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمده بود آرام گفتم: چیزی را از دست ندادی!<br />
در جامعه ای که نوزاد را از سر فقر و نداری یا هر دلیل دیگری به سطل زباله می اندازند....کودکانی که نان سفره شان را با سر فرو بردن در سطل زباله تامین می کنند....و روان پریشانی که برای تفریح و خوشگذرانی خود، کودکان را به سطل زباله پرت می کنند، تولد هر کودک، پیش خرید فلاکت است نه افزایش جمعیت!....تضمین فردا در لشکر ساختن نیست، در کشور ساختن است.<br />
<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/F3jvZ5gR9k2a/Bumv1zAHak0,/FThywNIUYAAuASz.jpg" alt="[عکس: FThywNIUYAAuASz.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما در بعدی گسترده‌تر، مردم در شبکه‌های اجتماعی نظراتشان را بیان می‌کنند و این ماجرا نیز از آن دست خبرسازها بوده. نظرات نیز متفاوت است. با هم به سراغ چندتایی از آن برویم.</span><br />
* یه رفیقی داشتیم می‌گفت ما خیلی شانس آوردیم که در رقابت از بین میلیون‌ها و میلیاردها برنده بودیم و به دنیا اومدیم. شاید هم بدشانس‌ترین بودیم! در هر حال مشاهده‌ی این عکس حقّاً لذّت‌بخش بود و این شانس کمی نیست واسه من.<hr class="mycode_hr" />* چرا عقل ندارید؟ عکسی از این بچه پخش نکنید و اصلا عکس نگیرید که وقتی بزرگ شد هیچ وقت هیچ کسی بهش نگه چی شد؟ الان یه عده بیمار که می شناسندش و زندگیش رو دنبال می کنند بعدا بهش نشون میدند!<hr class="mycode_hr" />* اسمش رو بگذارید «ایران»<hr class="mycode_hr" />* یه خبر دیدم اینجا، که نوزادی رو توی سطل آشغال پیدا کردن، فیلم و عکس گرفتن و... وقتی اینجور بچه‌هارو منتقل می‌کنن مرکز ما، جز در گزارش پلیس ۱۱۰ و گزارش پرونده پزشکی اشاره‌ای به جزئیات نوزاد نمی‌کنیم. محل پیدا شدن، تصویر و... برای حفظ وجهه و آینده‌ بچه. برام جالب بود بازتاب خبردر واقع در مرکز و بخش ما خیلی پلیسی برگزار میشه ماجرا.<hr class="mycode_hr" />حتی به مادرهای حاضر در بخش هم توضیحی نمیدیم راجع به نوزاد وگرنه مگه کم داریم از این بچه‌ها؟! یادمه یه سال یه بچه تو محوطه یه بیمارستانی پیدا شد و منتقل شد مرکز ما. خیلی خیلی خوشگل بود. از همکارا داوطلب شدن واسه فرزند خواندگی. پزشک رییس بخشمون مخالفت کرد. گفت گذشته از مراحل قانونی این بچه رو به آشنا ندین، بزرگ میشه هر جا بره میگن عه این بچه که تو سطل آشغال پیداش کردن.فیلم و عکس و صورت بچه رو دیدم کلی حالم گرفته شد، اون لحظه که کیسه رو‌ باز کردن چقد یخ‌زده بچه طفلک، چقد بی‌رحمانه‌ست مثل یه تیکه آشغال با یه بچه بی‌دفاع رفتار کردن!<br />
<br />
<br />
<br />
<img src="https://static4.bartarinha.ir/servev2/DzWAb5jUWle7/Bumv1zAHak0,/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%2B%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C%2B%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF.jpg" alt="[عکس: %DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%2B%D9%86%D8%A7%...%D8%AF.jpg]" class="mycode_img" /><hr class="mycode_hr" />
<br />
* وقتی تمام راههای پیشگیری از بارداری رو میبندن و سقط جنین رو هم غیرقانونی میکنن نتیجه میشه پیدا شدن نوزاد توی سطل آشغال. بعد از این با اضافه شدن فقر مفرط به اون دو مورد، از این صحنه‌ها بیشتر خواهیم دید متاسفانه.<hr class="mycode_hr" />* از صبح داره توی سرم می‌چرخه که یه نوزاد دو روزه توی سطل آشغال <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">بغل</span> بیمارستان پیدا شده و ۹۳۵ هزار دانش‌آموز ترک تحصیل کردن و مردم هنوز توی متروپل زیر آوارن و دارن جون میدن و تهران آلوده‌ترین شهر دنیاست و ..<hr class="mycode_hr" />* توی همه این خبرهای سیاه، عاشق اون‌ نوزاد سرحال و سالمم که برخلاف همه سیاهی‌ و زشتی این روزها، جنگیده و توی سطل آشغال هم زنده مونده؛ امیدوارم خیلی زندگی ببینی بچه و سرنوشت کیک تولد باشه برات؛ پر از غافلگیری و خوشی بی‌وقفه.<hr class="mycode_hr" />* پیدا شدن نوزاد زنده در سطل زباله در جنوب تهران !<br />
توضیح و توصیه روش جلوگیری از بارداری ممنوع<br />
 فروش اقلام جلوگیری ممنوع<br />
غربالگری نوزاد حذف   <br />
اینجا انسانیت در حال فروریختن است!]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>