امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصول جامع و پایه ترجمه زبان انگلیسی
#1
[عکس: 188391_3.gif]
سلام دوستای عزیز 
در این تاپیک آموزش گام به گام ترجمه رو میخام براتون توضیح بدم.
پس با من همراه باشید
mara
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
اول اینکه ترجمه چیست؟
ترجمه عبارت است از برگردان متنی از زبان مبدا به زبان مقصد بدون کوچکترین افزایش یا کاهش در صورت و معنی. این تعریف اگرچه دقیق است اما صرفا جنبه نظری دارد، زیرا هیچ پیامی را نمی توان بدون تغییر در صورت و معنی از زبانی به زبان دیگر منتقل کرد.مترجم درانتهای فرایند ترجمه به ساختاری از زبان مقصد دست می یابد که به آن می گویند: معادل (equivalent). منظور از معادل در واقع همان کلمه، عبارت یا جمله ای در زبان مقصد است که می تواند معنا و مفهوم کلمه، عبارت یا جملۀ مبدأ، یعنی منظور یا پیام گویندۀ زبان مبدأ را برساند.در این مقاله فرایند ترجمه را به گام های مجزا تقسیم کرده و روشی اصولی برای ترجمه یاد می گیریم
 
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
گام اول:
جمله مناسب ترین واحد ساختاری در بحث مقدماتی ترجمه است زیرا، برخلاف واژه و عبارت، دارای نهاد و گزاره و پیام (message) مشخصی است. بررسی ترجمه بر مبنای جمله در مواقعی کافی نیست که مفهوم پیام آن به جملات قبلی و بعدی و به عناصر غیر زبانی مانند موقعیت مکانی و زمانی، رابطۀ بین گوینده و مخاطب، پوشیده بودن نیت اصلی یا در لفافه بودن منظور اصلی گوینده و استعاری یا ضمنی بودن معانی بستگی داشته باشد.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
گام دوم:
برای پی بردن به پیام ظاهری جمله ابتدا ساختار آن را تحلیل می کنیم. برای این کار، نخست باید جمله را به نهاد (subject) و گزاره تقسیم کرد. این تقسیم بندی زمانی بسیار مهم است که با جمله ای بزرگ و طولانی، حتی به اندازۀ دو سه سطر یا بیشتر، مواجه شده باشیم


گام سوم 
بعد از مشخص کردن نهاد و گزاره، اگر پیام جمله بر اساس معنی هائی که می دانیم روشن باشد، ترجمۀ جمله را به زبان مقصد می نویسیم.


گام چهارم:
اغلب خواهیم دید، ترجمۀ جمله با معنی هایی که ما از قبل می دانیم، جور در نمی آید. بعضی ها حتی از اینکه معنای موجود در حافظۀ شان به درد ترجمۀ شان نمی خورد تعجب می کنند. در اینگونه موارد، بهتر است توجه داشته باشیم که آن لغت یا عبارت ممکن است معنا یا معانی دیگری نیز داشته باشد که ما از آن بی خبریم.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
گام پنجم:

در مرحلۀ جستجوی واژه های جدید و تحقیق در مورد معانی آنها و توجه به نقش و معنای جدید برخی واژه های آشنا و یادداشت کردن معنای جدید آنها، گاهی نیز به عبارتهائی برمی خوریم که ظاهراً از کلمات کاملا آشنائی تشکیل شده اند ولی همنشینی آنها به عنوان یک گروه یا عبارت خاص، معنای خاصی به آنها بخشیده است که با معانی خود آن واژه ها بسیار متفاوت است. در اینجا مترجم باید به معانی تحت الفظی آن واژه های همنشین شک کرده و دست به گمانه زنی بزند.به اینگونه ساختارها در زبان فارسی، اصطلاحات و در زبان انگلیسی (idioms) می گویند.

گام ششم:

بعد از پیدا کردن و پی بردن به معانی اولیه و ثانویۀ لغات و تحقیق در مورد معانی جدید آنها و معنای مجازی و استعاری اصطلاحات و ضرب المثلهای احتمالی و دیگر اطلاعات نهفته در واژه ها و عبارتها، نوبت می رسد به معانی نهفته در گرامر کلمات و جملات، که تشخیص و ترجمۀ درست آنها به معلومات دستوری مترجم و به تسلط او به گرامر زبان مبدأ بستگی دارد.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
فرض کنید
متنی برای ترجمه به شما داده شده است. پیش از آغاز انجام ترجمه لازم است چند پرسش اساسی از خود بپرسید که عبارتند از:۱
٫آیا این متن خوانا می باشد؟

۲٫آیا با موضوع متن به اندازه کافی آشنایی دارم تا از پس کار برآیم ؟۳٫
آیا به منابع زبان شناسی از قبیل فرهنگ های لغت و منابع ارتباطات انسانی جهت استخراج معانی لغات جدید دسترسی دارم؟

۴٫آیا این متن کامل است یا قسمت های جا افتاده ومحذوف دارد؟
۵٫آیا قادر هستم در مهلت تعیین شده کار ترجمه این متن رابه اتمام برسانم؟
۶٫آیا دلیل خوبی جهت انجام ترجمه دارم (مثلا این که آیا ترجمه را به عنوان یک تجربه صرفا آموزشی، وسیله ای برای کسب لذت شخصی، کمک به یک دوست یا همکار و یا دریافت پاداش و حق الزحمه مناسب انجام می دهید)؟پس از پاسخگویی به تمام این سوالات و احساس رضایت خاطرآماده اید که کار ترجمه را شروع کنید.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
خوب تا اینجا باید با ترجمه اشنایی پیدا کرده باشیدولی یک چیز اساسی توی رمانا اینکه بتونیم با اصطلاحات توصیف ظاهر آشنا بشیم

1- او موی صاف طلایی دارد.She has straight blonde (Am.) / fair (Br.) hair.

2- او موی مواج قرمز دارد.She has wavy red hair.

3- او موی مجعّد مشکی دارد.She has curly black hair
4- فرقم را سمت چپ باز می کنم.I part my hair on the left.

5- می خواهم موهایم را فر بزنم.
I’m going to have my hair premed.

6-میخواهد موهایش را رنگ کند.She wants to have her hair dye
 7- از مدل موهایت خوشم می آید.I like your hairstyle.
 8- دخترت موهای چتری قشنگی دارد.Your daughter has nice bangs (Am.)/ a nice fringe (Br.).

9- او دم اسبی بلند و زیبایی دارد.She has long beautiful ponytail.

10- هیچ وقت موهایش را دم اسبی نمی کند.She never wears her hair in a ponytail
11- موهایش را بافته است.She has braided (Am.) / plaited (Br.) her hair.

12- وقتی که موهایم بلند بود آن را می بافتم.When my hair was long, I used to wear it in braids
13- موهایش بلند بود و به طرف عقب شانه شده بود.Her hair was long and swept back
14- موهایش را پشت سرش جمع کرده بود.
She was wearing her hair in a bun.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
حالا 3 تا راهکار ساده برای بهتر کردن زبان انگلیسیتون
که خود من از سومی بیشتر نتیجه گرفتم


قدم اول
مهم ترین گام برای مترجم شدن، این است که دایره لغات خود را گسترش دهید.برای اینکار یک رمان انتخاب کنید، یا حتی یک کتاب علمی انتخاب کنید تا بهتر باشد.حال شروع کنید و در دیکشنری تک تک کلمات را پیدا کنید.سعی کنید کلمات را حفظ یا یادداشت کنید


 قدم دوم
قدم دوم اینه که شما برید و هر چه ضرب المثل و شعری که دوست دارید رو انگلیسیش رو پیدا کنید و به خاطر بسپاریدبه این توجه کنید که یک مترجم باید اصطلاحات رو بلد باشه.


قدم سوم 
فیلم با زبان اصلی و زیرنویس ببینید، سعی کنید جملات رو تفکیک کنید و ببینید که این جمله معنیش تو زیرنویس چی می شه.این موضوع هم به ترجمه و هم به مکالمه شما کمک می کنه تا قوی تر بشن.
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
اغلب خواهیم دید، ترجمۀ جمله با معنی هایی که ما از قبل می دانیم، جور در نمی آید. بعضی ها حتی از اینکه معنای موجود در حافظۀ شان به درد ترجمۀ شان نمی خورد تعجب می کنند. در اینگونه موارد، بهتر است توجه داشته باشیم که آن لغت یا عبارت ممکن است معنا یا معانی دیگری نیز داشته باشد که ما از آن بی خبریم. به عنوان مثال، شاید قبلا یادگرفته باشیم که واژۀ (party) یعنی: مهمانی. اما همین واژه در عبارت (third party) یعنی: شخص و در عبارت (French Socialist Party) یعنی: حزب و در عبارت (the other party) یعنی: طرف. حتی ممکن است با چندین معنای کلمه ای قبلا آشنا شده باشیم ولی باز هم ببینیم که هیچ یک از آن معانی مشکل ترجمۀ ما را حل نمی کند. لذا فوراً باید نتیجه بگیریم که آن کلمه باید معنا یا معانی دیگری هم داشته باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم و یا تا کنون به آن برنخورده ایم. مثلا می دانیم که واژۀ (record) یعنی: صفحۀ گرام یا گرامافون، پرونده، گذشته، سابقه، مدرک، ضبط کردن، صورتجلسه، نام نیک و غیره. حال آنکه، در ترجمۀ عبارت (record loss) این معانی فایده ای ندارند و لذا باید رفت به سراغ یک فرهنگ خوب و کامل تا معلوم شود که واژۀ (record) در نقش صفت هم به کار می رود و معنی آن می شود: بی سابقه، بیشترین، حداکثر. آنگاه خواهیم دیدی که ترجمۀ عبارت (record loss) می شود: خسارت بی سابقه، بیشترین ضرر، سنگین ترین زیانی که تا به حال وارد شده.
(party) – معنائی که می دانیم: مهمانی / معناهای جدید: حزب، شخص، طرف قرارداد یا معامله، طرف اختلاف
(record) – معناهائی که می دانیم: صفحه، سابقه، ضبط کردن / معانی جدید: بی سابقه، بیشترین، بالاترین
(right) – معناهائی می دانیم: راست، سمت راست، درست / معانی جدید: حق، بحق، حقدار
(power) – معنائی که می دانیم: قدرت، نیرو / معانی جدید: برق، اختیارات قانونی، کشور
(book) – معنائی که می دانیم: کتاب / معنای جدید: رزرو کردن بلیط یا جا برای قطار و سینم ا و غیره
(live) – معنائی که می دانیم: زندگی کردن، زنده ماندن، جان سالم بدر بردن / معنای جدید (با تلفظ لایو): زنده (مثل پخش زندۀ برنامۀ رادیو)
(to charge) – معناهائی که می دانیم: شارژ کردن، حساب کردن / معنای جدید: متهم کردن
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:
#10
در مرحلۀ جستجوی واژه های جدید و تحقیق در مورد معانی آنها و توجه به نقش و معنای جدید برخی واژه های آشنا و یادداشت کردن معنای جدید آنها، گاهی نیز به عبارتهائی برمی خوریم که ظاهراً از کلمات کاملا آشنائی تشکیل شده اند ولی همنشینی آنها به عنوان یک گروه یا عبارت خاص، معنای خاصی به آنها بخشیده است که با معانی خود آن واژه ها بسیار متفاوت است. به عنوان مثال، می دانیم که واژۀ (get) یعنی به دست آوردن، گرفتن، کسب کردن و غیره. اما در عبارتی مانند (get on the bus) این معنی ها به درد نمی خورد و کل عبارت یعنی: سوار اتوبوس شدن. به عنوان مثالی دیگر، می دانیم که (let) یعنی: اجازه دادن یا گذاشتن، (cat) یعنی: گربه، (out of) یعنی: بیرون از، به بیرون و (bag) یعنی: کیسه یا توبره. اما از همنشینی همین واژه ها، گروه یا عبارتی به وجود می آید که معنای آن با معنای تک تک واژه های تشکیل دهنده اش کاملا فرق می کند: (سّری را فاش کردن، لو دادن یک راز، در رفتن حرفی از دهن کسی از روی بی احتیاطی).به اینگونه ساختارها در زبان فارسی، اصطلاحات و در زبان انگلیسی (idioms) می گویند. در مورد اصطلاحات، باید گفت که مترجم تازه کار و یا دانشجوی مترجمی اصولا با دو مشکل روبروست: نخست، تشخیص آنها در متن مبدأ و سپس، یافتن معادلهای صحیح برای آنها در زبان مقصد برای متن مقصد. لذا اگر اصطلاحی را از قبل یاد نگرفته و حفظ نکرده باشیم، تشخیص آن در یک جمله، پاراگراف یا متن یک گفتگو یا مقاله و سخنرانی تنها به بی ربط بودن معانی واژه های تشکیل دهندۀ آن بستگی خواهد داشت. مثلا اگر اعضای خانواده ای تصمیم گرفته اند پدر خانواده را با یک مهمانی و جشن اعلام نشده ای مثل جشن تولد غافلگیر کنند و مادر به بچه ها سفارش می کند: (Be careful not to let the cat out of the bag) که به طور تحت الفظی یعنی: (مواظب باشید نگذارید گربه از کیسه خارج شود)، با توجه به اینکه قبلا صحبتی از گربه و کیسه در کار نبوده است، مترجم باید به معانی تحت الفظی آن واژه های همنشین شک کرده و دست به گمانه زنی بزند. همین شک کردن سبب خواهد شد که وی بار دیگر به فرهنگهای لغات خود رجوع کند و ببیند آیا مثلا واژۀ (cat) یا (bag) به تنهائی و یا به صورت یک اصطلاح چند واژه ای معنای دیگری هم دارند یاخیر. لازم به یادآوری است که هرگاه مراجعه به فرهنگهای انگلیسی به فارسی به حل این مشکل کمک نکرد، باید به فرهنگهای انگلیسی به انگلیسی رجوع کنیم. اگر از این کار هم نتیجه ای نگرفتیم، باید به یک یا چند فرهنگ اصطلاحات (Dictionary of Idioms) مراجعه کرده و معانی لازم را استخراج کنیم.نوع دیگری از دستۀ واژگانی یا مجموعۀ واژه های همنشین، عبارتها و جمله هائی است که در فارسی به آنها (ضرب المثل) و در انگلیسی به آنها (proverb) می گویند. برخلاف اصطلاحات (idioms) که به یک چیز خاص، شخص خاص، یا عمل و وضعیت خاصی دلالت می کنند، ضرب المثلها با اشاره به یک حقیقت کلی، برای پند و اندرز دادن و راهنمائی اخلاقی به کار می روند. منبع و سرچشمۀ ضرب المثلها معمولا سخنان حکیمانه در فرهنگهای آباء و اجدادی ملتها، کلمات قصار ادیبان و دانشمندان و رهبران سیاسی و یا کلام الهی درکتابهای آسمانی و روایات مذهبی است. به عنوان مثال، وقتی می گوئیم به قول سعدی شیرازی: (نابرده رنج، گنج میسر نمی شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد) و یا طبق فرمایش قرآن: (لیس للانسان الا ما سعی) و به قول ترکها و آذریها: (ایشله میه ن دیشله مز) و به قول انگلیسی ها: (No pain, No gain)، در واقع از ضرب المثلی در میان اظهارات یا سخنان خود استفاده می کنیم که حاوی یک درس، پیام یا هشدار اخلاقی است. هنگام ترجمه کردن، نخست باید بتوانیم چنین عبارتها و جملاتی را نیز تشخیص دهیم و سپس با مراجعه به فرهنگهای عمومی یا فرهنگهای مخصوص اصطلاحات و ضرب المثلها (مانند امثال و حکم مرحوم علی اکبر دهخدا و دیگر منابع یک زبانه و دو زبانه یا سه زبانه) تحقیق کنیم و معادلهای مناسب آنها را پیدا کرده و یادداشت نمائیم. مانند:

سوار شدن = to get on
لغو کردن = to call off
بلند شدن = هواپیما از زمین to take off
پیاده شدن = to get off
زنگ زدن به کسی = to give a call
نابرده رنج، گنج میسر نمی شود = No pain, no gain
بی گدار به آب نزن = Look before you leap
لو دادن قضیه (از روی بی احتیاطی) = to let the cat out of the bag
تا تنور داغ است نان را بچسبان = Strike while the iron is hot
که بر سنگ غلطان نروید نبات =
A rolling stone gathers no moss
رمز شب ...!
دوست دارم هایت هست
این را که بگویی
خوابم می برد
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
4 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
sadaf (۲۹-۰۲-۹۹, ۱۲:۲۱ ب.ظ)، hadis hpf (۲۹-۰۲-۹۹, ۰۲:۳۰ ق.ظ)، دخترشب (۲۸-۰۲-۹۹, ۱۱:۱۵ ب.ظ)، minaa (۲۸-۰۲-۹۹, ۰۹:۳۹ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان