مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





برچسب ها
همسايه, مردی, سطل, خود, این, چیزی, , , , , , , تپه, های, شنی, ریگان, align, align, , , , , , , آزاده, نامداری, ازدواج, كرد, تازه, پرس, واسه , تولدم, چی , گرفتی؟, تولدم, زیبایی, لطافت, پوست, بدن, asal24, اختراع, , , رمان, عشقم, باران, large, پیش, بگیر,

جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 19,816
» آخرین کاربر: Angel098
» موضوعات انجمن: 125,873
» ارسالهای انجمن: 793,291

آمار کامل

کاربران حاضر
ما 49 کاربر حاضر در انجمن دارید
» 1 کاربر عضو | 48 مهمان
پرسا

آخرین موضوعات
امان از دست خبر نگاران
انجمن: جالب و خنده دار
آخرین‌ارسال: sadaf
3 ساعت قبل
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 7
شما هم قرنطینه اید
انجمن: حيوانات و پرندگان
آخرین‌ارسال: sadaf
۱۸-۰۱-۹۹، ۰۴:۴۴ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 87
درخواست دانلود کتاب و رما...
انجمن: دانلود رمان و کتاب
آخرین‌ارسال: 09171273756
۱۸-۰۱-۹۹، ۱۰:۴۷ ق.ظ
» پاسخ‌ها: 110
» بازدید: 9,182
دختران بامزه شاهرخ استخری...
انجمن: نوزادان و كودكان
آخرین‌ارسال: دخترشب
۱۸-۰۱-۹۹، ۰۲:۱۳ ق.ظ
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 21
در امتداد باران | _SarA
انجمن: کتاب و رمان کامل شده ایرانی
آخرین‌ارسال: آریحون
۱۸-۰۱-۹۹، ۱۲:۰۲ ق.ظ
» پاسخ‌ها: 5
» بازدید: 373
کار خوب شهرداری اصفهان +ع...
انجمن: اخبار اجتماعی داخلی و خارجی
آخرین‌ارسال: sadaf
۱۷-۰۱-۹۹، ۰۹:۵۳ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 18
رمان قهرمان زندگی من| ژال...
انجمن: کتاب و رمان کاربران انجمن
آخرین‌ارسال: ژاله صفری
۱۷-۰۱-۹۹، ۰۸:۴۴ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 17
» بازدید: 546
اصغر و گلی
انجمن: كاريكاتور و ترول
آخرین‌ارسال: minaa
۱۷-۰۱-۹۹، ۰۲:۳۲ ق.ظ
» پاسخ‌ها: 10
» بازدید: 97
کار عجیب این دختر برای از...
انجمن: متفرقه
آخرین‌ارسال: minaa
۱۷-۰۱-۹۹، ۰۱:۰۶ ق.ظ
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 26
زیباترین باغچه های داخل ب...
انجمن: طبیعت و گل
آخرین‌ارسال: sadaf
۱۵-۰۱-۹۹، ۰۳:۵۳ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 9

 
  رمان قهرمان زندگی من| ژاله ی صفری کاربر انجمن ایران رمان
ارسال‌شده توسط: ژاله صفری - ۲۰-۱۱-۹۸، ۱۲:۴۲ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان کاربران انجمن - پاسخ ها (17)

نام رمان: قهرمان زندگی من
نویسنده: ژاله صفری
ژانر: اجتماعی، عاشقانه

خلاصه:رمان " قهرمان زندگی من " قصه‌ی زندگی انسان‌هایی است که تعدادشان در جامعه کم نیست، کسانی که در نهایت استیصال دست به کارهای غیر معقول می‌زنند و سعی در خاتمه دادن به زندگی که قادر به ادامه‌اش نیستند دارند و از طرفی " پرسام" که او هم با این آدم‌ها دردی مشترک دارد ولی زاویه‌ی نگاهش به زندگی با آدم‌های ناامید و عاصی متفاوت است و در جریان داستان می‌شود نقطه ی امید و اتکا برای اطرافیانش، می‌شود نور امید و انگیزه برای ادامه‌ی زندگی.

چاپ این بخش

  رمان فرار از این گمان|openworld کاربر انجمن ایران رمان
ارسال‌شده توسط: open☠ world - ۲۱-۰۸-۹۸، ۰۸:۳۱ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان کاربران انجمن - پاسخ ها (4)

رمان:فرار از این گمان
نویسنده:openworld
ژانر:اجتماعی |عاشقانه | درام| جنایی


خلاصه:درباره ی شقایق دختری که به خاطر جرمی که مرتکب نشده میوفته زندان و چند سال بعد آزاد میشه ولی دیگه هیچ چیزی مثل قبل نیست همه اونو به چشم یه قاتل میبینن و زمانی که به خونه ی جدیدش میره و تموم زندگیش با ورود پیانویی که توی خونش با الیاس پسری که صاحب پیانوست عوض میشه جوری که امیدش به زندگی دوبرابر میشه و زندگی بی رنگش دوباره رنگ خواهد گرفت با ورود کسی که غم رو از وجودش پاک میکنه ولی وقتی در آخر میفهمه الیاس....


مقدمه:در هزار تویی گیر افتاده ام و سعی بر فرار دارم ولی هرچه بیشتر تلاش برفرار دارم ببیشتر گم میشوم اگر هم فرار نکنم درگذشته گم خواهم شد اکنون من چه کنم؟ در این بــــیـن این دوراهی گیر افتادم که با تو میتوانم فرار کنم با نواختن تو....

چاپ این بخش

  رمان فرار از این گمان |openworld انجمن ایران رمان
ارسال‌شده توسط: open☠ world - ۲۱-۰۸-۹۸، ۰۸:۰۵ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان ایرانی - بدون‌پاسخ

رمان:فرار از این گمان
نویسنده:openworld
ژانر:اجتماعی |عاشقانه | درام| جنایی


خلاصه:درباره ی شقایق دختری که به خاطر جرمی که مرتکب نشده میوفته زندان و چند سال بعد آزاد میشه ولی دیگه هیچ چیزی مثل قبل نیست همه اونو به چشم یه قاتل میبینن و زمانی که به خونه ی جدیدش میره و تموم زندگیش با ورود پیانویی که توی خونشونه با الیاس پسری که صاحب پیانوست عوض میشه جوری که امیدش به زندگی دوبرابر میشه و زندگی بی رنگش دوباره رنگ خواهد گرفت با ورود کسی که غم رو از وجودش پاک میکنه ولی وقتی در آخر میفهمه الیاس....

مقدمه:در هزار تویی گیر افتاده ام و سعی بر فرار دارم ولی هرچه بیشتر تلاش برفرار دارم ببیشتر گم میشوم اگر هم فرار نکنم درگذشته گم خواهم شد اکنون من چه کنم؟ در این بــــیـن این دوراهی گیر افتادم که با تو میتـــــوانم فرار کنم با نواختن تو....

چاپ این بخش

  رمان گمشده در بازیهای کنسولی|nazy.r کاربر انجمن ایران رمان
ارسال‌شده توسط: nazy.r - ۲۷-۰۷-۹۸، ۰۴:۴۶ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان کاربران انجمن - پاسخ ها (4)

نام داستان :   گمشده در بازیهای کنسولی
نویسنده  : nazy.r

ژانر داستان:تخیلی
خلاصه داستان:

ورودسه دختر نوجوان به دنیای بازی های کنسولی ،بالاخره ان ها می توانند به دنیای خودشان برگردن ؟
اشتباهی رخ میدهد و آن سه خواهر  چندتا ازقهرمان های بازی ها را با خود به دنیای انسان ها می آورند.
محبوبترین شخصیت ها لینک و ملکه‌اش زلداست.

چاپ این بخش

  رمان ماموریت من | Aedan کاربر انجمن ایران رمان
ارسال‌شده توسط: Aedan - ۰۷-۰۶-۹۸، ۰۶:۴۵ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان کاربران انجمن - بدون‌پاسخ

نویسنده:AEDAN خودمو میگم
ژانر:عاشقانه پلیسی
خلاصه:درباره ی یه پلیسی که اتفاقی با یه دختر توی اداره ی پلیس آشنا میشه و به اون دختر کمک میکنه که تموم لحظات بد زندگیشو فراموش کنه توی هین همین دیدو بازدیدا دختری که با اون آشنا بوده میخواد بگه که چیکارس تا اینکه پسره میگه من یه پلیسم دختره هم شکه میشه و به دروغ میگه منم توی یه شرکت بزرگ شب کارم تا اینکه دختره از اینکه عاشق یه پلیس شده ناراحت و کمی از دست خودش اصبانی میشه چونکه اون هیچوقت نمیتونه مثل مردم عادی زندگی کنه مثل من مثل تو اون یه مجرم بوده یه مجرمی که هیچکس نمیتونه پشت اون قیافه مظلوم تشخیصش بده

xcvlxcvlxcvlxcvlxcvlxcvl

بزودی میزارم

چاپ این بخش

  رمان در معبد سکوت تو [color=#ff0000]رقص[/color] یدم |نسیم شبانگاه
ارسال‌شده توسط: minaa - ۲۹-۰۵-۹۸، ۰۵:۵۶ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان ایرانی - پاسخ ها (53)

به اسم تو ای دوست ترین...
#1


به تنهایی از پله ها سرازیر میشوم.
. این روزها که خیلی بیشتر از قبل به بودن یکی نیاز داشتم هردو باهم تنهایم گذاشته بودند.
از هردوگله داشتم. هم از مهتاب که آن بلا را سر خودش آورد و مرا با این حجم از عذاب وجدان و تنهایی، تنهاتر کرد و هم از ترنم که نمیدانم چرا، علارغم اینکه تاوان او را پس داده بودم نیاز مبرمی به حضورش در کنارم حس میکردم.

شاید عجیب ترین گره ی کور دنیا را داشتیم ما سه نفر. مهتاب به جای من تاوان پس داده بود و من به جای ترنم. حالا مهتاب زیر خروارها خاک خوابیده است و من در میان انبوهی از سردرگمی سرگردان بودم. و ترنم میان دنیایی از... نمی دانم ها ... بلاتکلیفیها... بیشتر از قبل طغیان کردن ها...

مثل تمام چند ماه اخیر، خالی تر از همیشه، در خود فرو رفته و سر به زیر راه خروج از در دانشگاه را در پیش دارم که باشنیدن نامم، همانطور سربه زیر مکث میکنم. مکث میکنم و می اندیشم که؛ حجم تنهایی ام آنقدر بالا زده و نیازم به حضوری که بتواند از کسالت و خمودگی لحظه‌هایم بکاهد، آنقدر بالاست که میان توهماتم شروع کرده ام به برآوردن نیاز هایم.

با شنیدن صدای مردانه اش برای بار دوم، سربلند میکنم. توهم نیست. خود خود اوست. خود نامردش. بعد از بیشتر از دوسال بی خبری، بعد از خراب شدن همه چیز...
بی توجه به کیفی که از روی شانه ام روی زمین افتاده و بی توجه به نگاههایی که ممکن است جلوی در ورودی دانشگاه متوجه ما باشد و بی توجه به گلگی های انباشته در گلویم،
به خاطر نگاههای عجیب، پرحرف و هزار رنگ اطرافیان خیلی زود مرا از آغوشش محروم میکند.
شاید نمیداند قرنها وقت لازم دارم برای جبران بیش از دو سال دوری اش.
نمیتوانم نگاهش راتفسیر کنم وقتی چهره اش را از پس پرده اشک درست نمیبینم. اما بی شک او هم دل تنگ است که این طور در میان صورتم سرگردان است.
-لپای خوشکلتو کجا جا گذاشتی عروسک؟!

شرمنده و غمگین میگوید.
یک هق کوچک از گلویم در می رود، قبل از اینکه بتوانم در کنار بقیه گلگی های انباشته در گلویم حبسش کنم .
دلم دل می‌زند که« آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟». لبهایم اما سکوت پیشه کرده اند و از هم باز نمیشوند.
کاش زودتر آمده بود. تا همه چیز آن طور فاجعه بار خراب نشود. تا شاید بتوان از میان مخروبه های شهر من آلونکی کوچک سر پا کرد.

دیر بود... خیلی دیر...اما باز هم وجودش می‌توانست مرهم باشد حتی اگر من هرگز من سابق نمی شدم. حتی اگر شهر من هرگز دیگر روی آبادانی به خودش نمی‌دید.

دست دراز می‌کنم و کیفم را از الناز، همکلاسی کنجکاوم می‌گرم. می‌دانم برای سرکشی اینجاست. کنجکاوی در چشمانش بلوا کرده و نگاهش بین من و مرد جذابم در رفت و آمد است. با تشکری کوتاه از جانب من و اوی نامرد و لازمِ این روزهایم، سرش به طاق وتیرش به سنگ می‌خورد، و با کنجکاوی ارضا نشده اش تنها می‌ماند و من می روم و اویی که چشمان الناز را خیره و بی پروا کرده.


دستم را در میان دستان بزرگش سخت فشار می‌دهد. با قدم های بلند مرا وادار می‌کند قدم های بلند تر و سریع تر از قدم های مخصوص به خودم بردارم.
می‌دانم... سرش پر از سوال است. پر از چرا، پر از کجا، پر از کی و چه کسی... و برای پرسیدن اینهاست که اینقدر عجله دارد.

اما دل من هم پر است. پر از کجاها، پر از چرا ها...
چراهای او‌ از جنس ندانستن و چراهای من از جنس گله اند.

با عجله و کشان کشان از میان ترافیک سنگین و وحشتناک روبروی دانشگاه عبورم می‌دهد و دزد گیر را می‌زند.
با تمام عجله اش برای یافتن جایی دنج و خلوت، صبر می‌کند تا سوار شوم، تا از امنیتم اطمینان حاصل کند. می‌نشینم و در را می‌بندم و او دوباره باز می‌کند و محکمتر می‌بندد.
دست تنگ و جیب شرمنده ی مرد محبوبم از سر و روی آردی یشمی رنگ شره می‌کند. اه می‌کشم و با صد جان ناقابل قربان قدو بالای دیوانه کننده اویی می‌روم که ماشین را دور می‌زند.

چاپ این بخش

  از عشق بگو|elham.hکابر انجمن ایران رمان
ارسال‌شده توسط: elham.hajizadeh - ۱۸-۰۴-۹۸، ۱۲:۵۴ ق.ظ - انجمن: کتاب و رمان کاربران انجمن - پاسخ ها (5)

خلاصه:

داستان درباره دختری به اسم آویناس. بخاطر قبولیش در شهری دیگه مجبور میشه به تنهایی زندگی کنه،دوستیش بادختری مسیر زندگیشو عوض میکنه و با پسری
افسرده آشنا میشه که با معیارهاش جور درنمیاد ولی روحیه ی ماجراجوییش باعث میشه همه چیز عوض بشه، آوینای قصه ما درمسیری قرار بگیره که هیچ وقت فکرش رو هم نمیکرد...

ژانر داستان:
عاشقانه
طنز

مقدمه:

چقدر خوب است
که میان این همه هیاهوی زندگی
یکی باشد که تو را دیوانه وار دوست بدارد
و تو را به زندگی دلبسته تر کند!
خنده هایش تو را دورکند از این هیاهو
و تو برای عاشقانه زیستن
او را بهانه کنی
چقدر خوب است!

چاپ این بخش

  رمان جلبک عسلی | Moaz17 کاربر انجمن
ارسال‌شده توسط: نیـایــش - ۲۳-۰۳-۹۸، ۱۱:۳۸ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان ایرانی - پاسخ ها (11)

نام رمان: جلبک عسلی
نویسنده: Moaz17
ژانر: عاشقانه، طنز، تخیلی
خلاصه:
السا ، دختری دورگه از طرف مادر ایرانی و از طرف پدر آمریکایی. یه دختر سرخوش و بیخیال که بعضی وقتا اساسی شیش میزنه! اون تصمیم میگیره با دوستاش با کشتی به مسافرت بره ولی دریا طوفانی میشه و اونا به یه جزیره ناشناخته و دور افتاده کشیده میشن و ... خب اتفاقایی در راهه که باعث میشه السا با یه جلبک رو به رو بشه و ماجرا های این رمان رو رقم بزنه!

مقدمه:
+اعتراف کن که منو دوست داری.
- هههه! ماست موسیر متوهم!
+ خواهیم دید.
- فقط چشمات کور نشه.
+برات مهمه؟
- وقتی خفه میشی جذاب تری!
اینجا دنیای آدماست
هر چقدر کسل کننده
هر چقدر بد
اما خنده هم وجود داره
بخصوص اینکه بتونی بقیه رو حرص بدی!
اینکه دیوونه باشی و دیوونه بازی کنی
اینکه دیگرانو مجبور کنی مثل خودت دیوونه باشن
شاید توی این دیوونگی ها ....
عشق اومد سراغت
بهش محل نزار چون دهنتو سرویس میکنه
خدای من!
اون یه عوضیه خود خواهه
به حرفش گوش نده دختر!

چاپ این بخش

  رمان سربه‌سر دردِسر | روشنک.ا و fateme078 کاربران انجمن
ارسال‌شده توسط: نیـایــش - ۲۳-۰۳-۹۸، ۱۱:۲۵ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان ایرانی - پاسخ ها (12)

نام رمان: سربه‌سر دردِسر
نویسندگان: روشنک.ا و fateme078
ژانر: طنز، اجتماعی، عاشقانه
خلاصه: ساختمانِ گیتی نشان دچار تحولاتی می‌شود و مدیرِ ساختمان به‌خاطر عدم توجه ساکنین به نظام همسایه‌داری و آپارتمان نشینی مدیریت خود را تغییر می‌دهد و نوع جدیدی از استبدادِ مدیریتی گیتی نشان را به‌نمایش می‌گذارد. در این حین عاشقانه‌ غیر منتظره و ناخواسته‌ای به‌وجود می‌آید و دغدغه‌های عاشقانه دو جوان از دو خانواده‌ ضد هم در ساختمان بالا می‌گیرد.

مقدمه:
هیچ اسمی بی‌دلیل انتخاب نمی‌شود و هیچ غنچه‌ای از ابتدا با تنی ورزیده به‌دنیا نمی‌آید‌‌. گاهی غنچه‌ها بشکه می‌شوند و جلال‌ها، خلال دندان! حال اگر دست سرنوشت خلال‌ها و بشکه‌ها را در یک‌قدمی هم قرار بدهد، شاید خلال بتواند بعد از رد کردن دردسر ها و مشکلات بسیار بشکه‌ را از آن خود کند! حتی اگر تمام روز و شب‌های گیتی نشان پر باشد از "سر به سر دردِ سر"

چاپ این بخش

Wink پایان تابستان| حبیب آذرگشسب کاربر انجمن ایران رمان
ارسال‌شده توسط: حبیب آذرگشسب - ۲۷-۰۲-۹۸، ۱۱:۳۸ ب.ظ - انجمن: کتاب و رمان کاربران انجمن - پاسخ ها (2)

نام رمان: پایان تابستان
نام نویسنده: حبیب آذرگشسب
ژانر: اجتماعی، معمایی و جنایی پلیسی
خلاصه:
علی و اکبر، پسران ارشد خانواده غضنفری هستند و بر سر ارث و میراث خانوادگی شان با هم به مشکل بر می خورند. در این بین کسانی که جز ثروتمندان شهر هستند و رقیب شرکت شان هستند، از فرصت استفاده می کنند و بخش عظیمی از سهام شرکت را به نام خود می کنند. حال علی و اکبر با هم منتظر فرصتی هستند تا باز هم ثروت گذشته شان را بدست ییاورند.

چاپ این بخش

آمار انجمن
برترین سپاس شده ها
sadaf 98425
taranomi 54813
♥صنم♥ 51394
admin 45314
دخترعلی 37259
v.a.y 35545
AsαNα 26012
لیلی 19266
جدیدترین کاربران
Angel098 امروز
Fatemehgholami دیروز
popup دیروز
qwert11 دیروز
لارا دیروز
avin22 ۰۱-۱۸
0000 ۰۱-۱۸
Satinnnn ۰۱-۱۸
بیشترین پاسخ ها
  اتاق گپ بچه ه... 20026
  تایـپوگرافـی 6828
  از نفر بعدى س... 3989
  دلنوشته ها و ... 3080
  هركى مى خواد ... 1597
  بازی لقب..لقب... 1585
  بازی اسم وفام... 1557
  نظرت درباره آ... 1505
برترین ارسال کنندگان
sadaf 100723
ملکه برفی 35930
taranomi 33148
~ MoOn ~ 27583
♥صنم♥ 27346
v.a.y 26358
admin 24522
نويد 14737
بیشترین بازدیدها
  نرم افزار اند... 1169485
  تایـپوگرافـی 293507
  رمان این مرد ... 285170
  رمان واحد روب... 264820
  رمان اسطوره |... 240730
  رمان زندگی خص... 181141
  • رمان مهمان ... 143558
  هشت نكته براي... 143329
برترین اعتبارگیرنده ها
sadaf 23710
admin 22075
v.a.y 18990
ملکه برفی 18536
taranomi 17095
♥صنم♥ 14653
نويد 13689
لیلی 13346
آخرین ارسال ها
موضوع تاریخ، ساعت  نویسنده آخرین ارسال کننده انجمن
  امان از دست خبر نگاران 3 ساعت قبل admin sadaf جالب و خنده د...
  شما هم قرنطینه اید ۰۱-۱۸, ۱۶:۴۴ admin sadaf حيوانات و پرن...
  درخواست دانلود کتاب و رما... ۰۱-۱۸, ۱۰:۴۷ ملکه برفی 09171273756 دانلود رمان و...
  دختران بامزه شاهرخ استخری... ۰۱-۱۸, ۰۲:۱۳ sadaf دخترشب نوزادان و كود...
  در امتداد باران | _SarA ۰۱-۱۸, ۰۰:۰۲ sadaf آریحون کتاب و رمان ک...
  کار خوب شهرداری اصفهان +ع... ۰۱-۱۷, ۲۱:۵۳ sadaf sadaf اخبار اجتماعی...
  لاغری عجیب سپند امیرسلیما... ۰۱-۱۷, ۲۱:۵۲ sadaf sadaf بازيگران و خ...
  رمان قهرمان زندگی من| ژال... ۰۱-۱۷, ۲۰:۴۴ ژاله صفری ژاله صفری کتاب و رمان ک...
  اصغر و گلی ۰۱-۱۷, ۰۲:۳۲ minaa minaa كاريكاتور و ت...
  کار عجیب این دختر برای از... ۰۱-۱۷, ۰۱:۰۶ sadaf minaa متفرقه
  مدل موی عجیب خواننده ماکا... ۰۱-۱۶, ۲۳:۵۰ sadaf دخترشب بازيگران و خ...
  روسرس گل گلی شیلا خداداد ... ۰۱-۱۶, ۲۳:۴۷ sadaf دخترشب بازيگران و خ...
  سیبیل خان خوش صدا در کنار... ۰۱-۱۵, ۱۸:۰۱ sadaf admin بازيگران و خ...
  زیباترین باغچه های داخل ب... ۰۱-۱۵, ۱۵:۵۳ sadaf sadaf طبیعت و گل
  ترسناک ترین عروس جهان در ... ۰۱-۱۵, ۱۲:۰۱ sadaf admin مطالب جالب و ...
  پیام‌های خلاقانه یک نانوا... ۰۱-۱۵, ۱۰:۱۳ sadaf sadaf متفرقه
  عکس مهران احمدی و مادرش ۰۱-۱۵, ۰۲:۲۲ sadaf دخترشب بازيگران و خ...