امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امید
#1
Rainbow 
تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد ....

تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممکن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»


صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.


مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»
برای هر دردی دو درمان است:

سکوت و زمان
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
اينه كه ميگن كاراي خدا بي حكمت نيستShy
دل کندن اگر آسان بود
فرهاد،کوه نمی کند
دل می کند...
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  امید بهترین محرک زندگی . خانوم معلم 0 397 ۲۴-۱۰-۹۴، ۱۲:۴۹ ق.ظ
آخرین ارسال: خانوم معلم
  ماجرای امید بخش ترین آیه قرآن الهه ی شب 0 371 ۰۲-۰۴-۹۴، ۱۱:۰۰ ق.ظ
آخرین ارسال: الهه ی شب
  داستان بسیار زیبای امید به زندگی admin 2 400 ۲۲-۱۲-۹۳، ۱۰:۵۸ ب.ظ
آخرین ارسال: • Niha •

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
5 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۲۹-۰۴-۹۶, ۰۵:۰۶ ب.ظ)، نويد (۲۹-۰۴-۹۶, ۰۵:۳۶ ب.ظ)، صنم بانو (۲۹-۰۴-۹۶, ۰۸:۲۲ ب.ظ)، d.ali (۲۹-۰۴-۹۶, ۰۵:۲۷ ب.ظ)، taranomi (۲۹-۰۴-۹۶, ۰۹:۰۴ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان