امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بيمار
#1
Rainbow 
روزی سقراط مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است

علت ناراحتیش را پرسید ،

پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم

سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت

و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم

سقراط گفت : چرا رنجیدی؟

مرد با تعجب گفت : خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است

سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟

مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم

آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود

سقراط پرسید : به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

مرد جواب داد : احساس دلسوزی و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم

سقراط گفت : همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی

آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟

و آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟

اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟

بیماری فکر و روان نامش “غفلت” است

و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند

و غافل است دل سوزاند و کمک کرد

و به او طبیب روح و داروی جان رساند

.
.
.
.

در نتیجه :

از دست هیچکس دلخور مشو

و کینه به دل مگیر

و آرامش خود را هرگز از دست مده

و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است...
دیشب خوابت را دیدم..
صبح،
شمعداني باغچه مان گل از گلش شکفته بود...
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان