۲۸-۰۸-۹۱، ۰۴:۰۵ ب.ظ
![[عکس: 0jrh2skv9btnzvt85mk.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/0jrh2skv9btnzvt85mk.jpg)
حسین سپهری در تیر ماه سال ۱۳۵۲ شمسی در خانواده ای از قشر مستضعف اما مقید به اصول و عقاید انسانی در بیمارستان ۲۵ شهریور شهرستان آبادان از شهرهای استان جنگ دیده و مظلوم خوزستان متولد شد . پدرش کارگر و با در آمدی نه چندان مناسب در شرکت ایران زاپن مشغول بود . داستان زندگی او مانند بسیاری از هموطنان همراه با زجر فراوان بوده است . از سال ۱۳۷۲ اقدام به سرودن شعر نموده است که متاسفانه به علت نداشتن آشنا و استطاعت مالی نتوانسته است اشعارش را به چاپ برساند . سری اول اشعارش ۸۶ قطعه ودر ۱۸۶ صفحه آرمیده اند . البته جای نگرانی نیست چرا که ما بعد از مرگ یاد شاعران ونویسندگان و دانشمندان بی آشنا خواهیم افتاد
اشعار حسین سپهری
شکوه
عمریست چنین به خود مینالم
بشکست سبوی عمر رفت امالم
ای دوست بیا و بنگر این وقت
از هجر تو بی حال بگشته حالم
همه گان چشم بغرند به من
گوئیا کفر نموده حالم
آنکه بر من یار بود و همدمی
تیر زه را بزدی بر حالم
بال بشکست و شدم ذله و خوار
کافران گریه کنند بر حالم
ساقیا:خوار بگشتن تا کی
دیگران می بخورند من برود احوالم
مگر این عمر چه ها میسازد؟
که من از ظلم کسان مینالم.
که من از ظلم کسان مینالم
کردار نیک
روزها بگذشت و یک روزدگر امد پـدیـــد
چشم ما جز رنج و آه غم بدیدارش ندید
این چه دور انیست دوران جــــدیــد
قلبها از سنگ شد گــاه از حــــدیــد
دوستان یـکدفــعــه گــردنــد نـا پـــدیـــد
وقـــت سخــتــیـها و در وقــت و عــیـــد
هیچ نتوانی بیابی ای رفیق
چه عزا باشد چه در هنگام عید
کودکان با مهر مادر زیستند
وای بر آنکس که مادر را ندید
روزگار ما چونان روز و شبی
گربیاید از جهان باید برید
دوستان:این عمر ازمایش است
واسه رفتن بیاوردش پدید
توشه گر بردی سلامت میروی
ورنبردی اتشی اید پدید
روز رستاخیز می اید به زود
بایدی ببرید از سنگ و حدید
جمله این منزل رها باید نمود
خانه کردار می باید خرید
خانه کردار نی با پول و زر
بلکه بااخلاق می اید پدید
انکه کردارش نکو نیکو خرید
و انکه بدها کرد دوزخ را بدید
اهل منزل در جهان کمیابند
وای بر انکس که دنیا را خرید
این جهان بازیچه است و جای لهو
هر که از لهوش برد جنت بدید
اهل جنت اهل ایمانند و بس
نی دغل بازان دل سنگ و حدید
آنکه اخری را به این دنیا فروخت
حتم داند آخرت اتش بدید
خدایا!
کودکان گل فروش را می بینی؟!
مردان خانه به دوش،
دخترکان تن- فروش،
مادران سیاه پوش،
کاسبان دین فروش،
محراب های فرش پوش،
پدران کلیه فروش،
زبان های عشق فروش،
انسانهای آدم فروش،
همه رامی بینی؟!
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد رفیق…!!!.zaps.
کودکان گل فروش را می بینی؟!
مردان خانه به دوش،
دخترکان تن- فروش،
مادران سیاه پوش،
کاسبان دین فروش،
محراب های فرش پوش،
پدران کلیه فروش،
زبان های عشق فروش،
انسانهای آدم فروش،
همه رامی بینی؟!
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد رفیق…!!!.zaps.

