امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنان بزرگان
#1
من میدانم که در وجودم بدی ها و زشتی های بسیاری بود،و شایسته ی هیچ ستایش و ترحمی نیستم،آن که مرا سرزنش کند باید بداند که من 
خود ،پیوسته مشغول ملامت خویش بوده ام...
"نیکالای لسکوف"
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط: شاهدخت. ، sadaf
#2
یک نقاشی احمقانه بکش!
یک شعر((لی لی لو لو ))بگو!
یک آواز ((لالا لی لی ))بخون!
توی آشپزخانه((دیرام درامی))برقص !
چیز جدیدی به جا بگذار
که توی دنیا نبوده!

"شل سیلور استاین"
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط: شاهدخت.
#3
دوست داشتن یک نفر،مثل نقل مکان کردن به یه خونست.
اولش عاشق همه چیزهایی میشی که برات تازگی دارن.
هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی...
بعد به مرور زمان دیوارا فرسوده میشن...
چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛بکله بخاطر عیب و نقص هاشه...
تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد میگیری...
یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده،کلید توی قفل گیر نکنه،یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه...
اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم میکنن.
کتاب "مردی به نام اُوِه"
"فردریک بکمن"
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط: شاهدخت.
#4
دیوانگی یعنی عدم توانایی انتقال باورها و تصورات.
انگار تو در سرزمینی بیگانه هستی:تو همه چیز را میبینی ،هر چه در اطرافت میگذرد درک میکنی اما ناتوان از توضیح دادن و کمک گرفتن هستی چون زبان مردم را نمیدانی.
ما همه یک زمانی چنین احساسی داریم.
ما همه دیوانه ایم،هر کسی به نوعی.

کتاب"ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد"
"پائولو کوئیلو"
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
ای کاش...
میتوانستم بگویم
که با من چه میکنی
تو جانی در جانم می آفرینی..
تو تنها سببی هستی که بخاطر آن
روزهای بیشتر شب های بیشتر
و سهم بیشتری از زندگی میخواهم
تو به من اطمینان میدهی 
که فردایی وجود دارد

"جبران خیلی جبران"
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط: شاهدخت.
#6
((زندگانی کرده ایم خان عمو،یک بار زندگانی کرده ایم و هیچ آدمی در این دنیا بیش از یک بار زندگانی نمیکند...زندگانی یک بار است در هر فصل.
تو چه میپنداری،ستار؛تو درباره زندگانی چه فکر میکنی؟))

کلیدر
محمود دولت آبادی
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
هرگز فورا بدبختی کسی را باور نکنید.بپرسید که میتواند بخوابد یا نه؟
اگر جواب مثبت باشد ، همه چیز روبراه است.
همین کافی است.

"لویی فردینان سلین"
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط: شاهدخت. ، sadaf
#8
زمان خود را به بهتر کردن خود با مطالعه نوشته های دیگران اختصاص دهید.
بنابراین شما به سادگی آنچه را بدست می آوردید که دیگران سخت برای آن سخت زحمت کشیده اند.

"سقراط"
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست
پاسخ
سپاس شده توسط: شاهدخت. ، sadaf


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
3 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
sadaf (۲۲-۰۶-۹۹, ۰۹:۲۶ ب.ظ)، دخترشب (۲۱-۰۶-۹۹, ۰۷:۵۳ ب.ظ)، شاهدخت. (۲۱-۰۶-۹۹, ۰۷:۴۸ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان