امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سلام بر مقتدا و پدرم على (ع)
#1
السلام عليك يا على بن ابيطالب
اولين بار كه امامى را در كلمات و جملات شناختم على بود
شايد كمتر از ٦سال داشتم كه باشنيدن نحوه ى شهادتش گريستم

نمى دانم همان موقع بود يا قبل از ان
شايد حتى قبل از تشكيل نطفه ى من در رحم مادر بود
شايد حتى قبل از زمانى بود كه ابراهيم خليل الله در كنار كعبه لبيك اللهم لبيك را سر داد
شايد قبل از هبوط ادم به زمين بود
شايدقبل از سرشتن گل ادم توسط خدا بود
نمى دانم از كى عشق من به على بوجود امد و من عاشق شدم
چنان عاشق كه هيچ گاه نتوانستم عاشق كسى جز على باشم
يك عشق بى حد واندازه ،بى بهانه !
يك عشق بى هيچ واحدى براى اندازه گيرى

وقتى اقا رسول الله فرمودند:من و على پدران اين امتيم
ومن ان حديث را ديدم(نمى دانم كى) على رسماً شد پدرم و من شدم دختر على .
پدرم ؛روسياه و گنهكارم
پدرم؛غفلت مى كنم
پدرم؛درحق خودم ،شما ،ديگران ظلم مى كنم
اما پدرم ؛تو پدر من و پدر تمام مسلمانانى ،كمكمان كن و دستمان را بگير.
هربار گفتيم ؛يا على ،درحقيقت گفتيم :اى پدر
اين شبها بيشتر مى شنوييم كه مرزى با يتيم شدن نداريم
پدرم شهادت زيبنده ات بود
پدرم مظلوم ومعصوم ومومن روزگار بودى
پدرم مانند هميشه يارى رسانمان باش.
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
[عکس: 1733083.jpg?ts=1486462047399]




بهشت همين جاست .شك نكنيد
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
اين شعر را چند سال پيش سرودم .بخوبى مى دانم پر از ايراد است .
روح عزيز
ماه را ديدم كه از غم روى در ابر مى كند
قلبم از درد مى درد ،روحم نجوا مى كند
با خودم گفتم :كه است اين مرد ره پيماى عشق
كز برايش هست ونيست ،با غم نجوا مى كند
اردكان و مرغكان و قفل خاموش و كلون
بهر ان روح عزيز ،با شب نجوا مى كند
اردكى پرپرزنان برخاك پاى ان عزيز
مى دود و مى جهد ،با رب نجوا مى كند
كودكى تشنه زخواب خود هراسان مى پرد
چشم او برظرف شير ،با اشك نجوا مى كند
ان سوى ديوار مخروبه ،سيه قلبى خموش
روبه سوى كفر خود،با تيغ نجوا مى كند
چند قدم ان سوتر ،نخل خموش و چاه اب
همره ان بيوه زن،گريان نجوا مى كند
اه من زان لحظه كز دست سياه ديو مست
تيغ زهرالود ملجم با سر اقا نجوا مى كند
اشك من ريزد به روى گونه ام با سوز دل
بهر خود پرسم كه شايد مرگ هم با درد نجوا مى كند


اى عزيز كعبه و اى مرد هر روز خدا
دست و قلبم با غمت امشب نجوا مى كند
زير لب گويم به سوز اى شيعه ى ال على
امد ان شب كه رخت با اشك نجوا مى كند
اسمان شب زعمق فاجعه از خود دريد
گويى او هم از غمت با اشك نجوا مى كند
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
تو كتابى خوندم
روزى امام حسن يا امام حسين كنار پدرشون امام على نشسته و مشغول رجز خوندن هستن.
امام على مى فرمايند:پدر من مرد بزرگى بود چون ابوطالب بود و رئيس قريش و …
فرزندش مى فرمايد:نه پدر من والاتر هست
پدر من تنها كسى است كه در كعبه به دنيا امده
اولين مردى است كه مسلمان شد
تنها كسى است كه در glaاغوش رسول الله بزرگ شد
پدرم كسى است كه درجنگ خندق پيامبر در موردش ان جمله را گفت :كه ثواب و ارزش اين ضربه ى على برابر با تمام كارهاى نيك مردم تا اخر زمان است
پدرم كسى است كه …
شايد پاسخ اميرالمومنين لبخند بود.
جملات دقيق نيست چون از حافظه ام كمك گرفتم .
ارى پدر من ،پدر تو على بالاترين و والاترين پدر عالميان است .
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
بچه ها اين يه تاپيك همگانيه
هركسى دوست داره مى تونه متن ،شعر،دل نوشته ،حديث يا…اينجا قرار بده.
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست ///این لب تشنه ی پرشور غزلخوان علی ست ///این که گسترده تراز وسعت آفاق شده ست/// به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست/// منت نان ونمک نیست سرسفره ی او/// پس خوشا آن که دراین دنیامهمان علی ست ///آتش اشکی اگر درغزلم شعله ور است/// بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست/// لحظه پرتوحسنش زتجلی دم زد/// که جهان آینه درآینه حیران علی ست ///کعبه یکبار دهان رابه سخن واکرده است/// تابدانیم کلید دراین خانه علی ست ///ازدم صبح ازل علی رامیخواند/// دل که تاشام ابد دست به دامان علی ست
دلم یک کلبه میخواهد
درون جنگل پاییز
به دور از رنگ آدمها
من و آواز توکاها
من و یک رود
من و یک کلبه پردود
من وچای و کتاب حافظ و خیام
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
لطف تو یارب! ازل است و ابد
این منم و این گنه بی‌عدد
روی سیه، بار خطا، فعل بد
نمی‌زنی به سینه ‌ام دست رد
تشنـه لبم آب حیاتم بده
غرق گنـاهم حسناتم بده
از کرم خویش نجاتم بده
اگرچه باشدگنهم بی‌عدد
بنده ولی بنـده شرمنده‌ام
رو سیه و زار و سرافکنده‌ام
باز به سوی تو پناهنده‌ام
ای همه عفو تو فراترزحد
آمده‌ام تا کـه قبولم کنی
وصل به اولاد رسولم کنی
سائل زهرای بتولم کنی
جزکرمت هیچ ندارم سند
مرا به قرآن پیمبر ببخش
به اشک صدیقه ‌اطهر ببخش
به آخرین نماز حیدر ببخش
که بوده ذکرم همه حیدرمدد
عبـد فراری‌ام که برگشته‌ام
غرق به خوناب جگر گشته‌ام
ببین به کار خویش سرگشته‌ام
آخر کارم به کجا می‌رسد؟
من که گنه‌کارترم از همه
ز آخر کار خود کنم واهمه
به پهلوی شکسته فاطمه
ببخش ورنـه آبرویم رود
یه عقاب همیشه تنهاس
بزار لاشخورا دور هم حال کنن ..!!..
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
بى شك وقتى فاطمه بنت اسد همسر پاكدامن ابى طالب توسط دستانى نامرئى به داخل كعبه كشيده شد ،نشان از تولد برگزيده ى خدا داشت
گويى خداوند مانند نقاشى چيره دست تمامى هنر خود را براى خلق اين اثر به كار برده بود
اثرى به نام على
خود نام على بخشيد
خود هدايت كردش به خانه ى پيامبر
على همان ١٣ساله ايى است كه بى هراس و با عشق همراه پيامبر شد
همان جوانى است كه بدون هراس و با عشق به جاى پيامبر به بستر مرگ رفت تا پيامبر اسوده به مدينه هجرت كند
همان جوانى است كه اولين شمشير حق بر ناحق براى او ساخته شد ذوالفقار
همان جوانى كه در جنگهاى بدر و احد شجاعانه جنگيد و بخاطر حفاظت از پيامبر دهها زخم بر بدن شريفش فرو امد
همان جوانى است كه در كنار خندق از پيامبر اجازه خواست تا برخيزد و جواب توهينهاى عمر بن عبدود را بدهد.
و ضربه ايى زد كه برترين حركت دين تا ابد نام گرفت
همان است كه در خيبر با وجود چشم درد و سردردبه جنگ يهوديان اشوبگر رفت و بى قصد دربى را به چنگ گرفت كه قدرت زمينى را قدرت گشودن ان نبود و گفت كه يد الله بود ان قدرت .
و…
و…
و…
و…
و…
و…
على در چاه درد دل مى كرد
و زمانى كه ابن ملجم ملعون در همان خانه ى خدا(مسجد كوفه)ضربه بر فرق مبارك حضرت زد ،پدرمان ،مولايمان گفت :به خداى كعبه رستگار شدم .


پروردگارا به حرمت اين اقا ،اين بهترين بنده ى عزيزت ،ما را لايق نام شيعه قرار بده .
يا اميرالمومنين
زيارت مزارت را نصيب همه ى ما بگردان .
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
[عکس: 1191405716297248_orig.jpg]
1 ـ قالَ الاْمامُ علىّ بن أبی طالِب أمیرُ الْمُؤْمِنینَ (عَلَیْهِ السلام) :
إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَهِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَهِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّیْنِ لِلشَّهادَهِ، وَ عِنْدَ دَعْوَهِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَیْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.([1])
حضرت امیر المومنین امام علی (علیه السلام) فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید:
موقع
تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ـ فى سبیل اللّه ـ موقع ناراحتى و آه كشیدن مظلوم. در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست.

2ـ قالَ(علیه السلام): اَلْعِلْمُ وِراثَهٌ كَریمَهٌ، وَ الاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِكْرَهُ مِرآهٌ صافِیَهٌ، وَ الاْعْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ كَفى بِكَ أَدَباً تَرْكُكَ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَیْرِكَ.([2])
فرمود: علم; ارثیه اى با ارزش، و ادب; زیورى نیكو، و اندیشه; آئینه اى صاف، و پوزش خواستن; هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود. و براى با أدب بودنت همین بس كه آنچه براى خود دوست ندارى، در حقّ دیگران روا نداشته باشى.

3ـ قالَ(علیه السلام): اَلـْحَقُّ جَدیدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْیّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ.([3])
فرمود: حقّ و حقیقت در تمام حالات جدید و تازه است گر چه مدّتى بر آن گذشته باشد. و باطل همیشه پست و بى أساس است گر چه افراد بسیارى از آن حمایت كنند.

4ـ قالَ(علیه السلام): اَلدُّنْیا تُطْلَبُ لِثَلاثَهِ أشْیاء: اَلْغِنى، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَهِ، فَمَنْ زَهِدَ فیها عَزَّ، وَ مَنْ قَنَعَ إسْتَغْنى، وَ مَنْ قَلَّ سَعْیُهُ إسْتَراحَ.([4])
فرمود: دنیا و اموال آن، براى سه هدف دنبال مى شود: بى نیازى، عزّت و شوكت، آسایش و آسوده بودن. هر كه زاهد باشد; عزیز و با شخصیّت است، هر كه قانع باشد; بى نیاز و غنى گردد، هر كه كمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد; همیشه آسوده و در آسایش است.

5ـ قالَ(علیه السلام): لَوْ لاَ الدّینُ وَ التُّقى، لَكُنْتُ أدْهَى الْعَرَبِ.([5])
فرمود: چنانچه دین دارى و تقواى الهى نمى بود، هر آینه سیاستمدارترین افراد بودم ـ ولى دین و تقوا مانع سیاست بازى مى شود ـ .

6ـ قالَ(علیه السلام): اَلْمُلُوكُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ، وَ الْعِلْمُ حاكِمٌ عَلَیْهِمْ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْعِلْمِ أنْ تَخْشَى اللّهَ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْجَهْلِ أنْ تَعْجِبَ بِعِلْمِكَ.([6])
فرمود: ملوك بر مردم حاكم هستند و علم بر تمامى ایشان حاكم خواهد بود، تو را در علم كافى است كه از خداوند ترسناك باشى; و به دانش و علم خود بالیدن، بهترین نشانه نادانى است.

7ـ قالَ(علیه السلام): ما مِنْ یَوْم یَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَم إلاّ قالَ لَهُ ذلِكَ الْیَوْمُ: یَابْنَ آدَم أنَا یَوُمٌ جَدیدٌ وَ أناَ عَلَیْكَ شَهیدٌ.
فَقُلْ فیَّ خَیْراً، وَ اعْمَلْ فیَّ خَیْرَاً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ فِى الْقِیامَهِ، فَإنَّكَ لَنْ تَرانى بَعْدَهُ أبَداً.([7])
فرمود: هر روزى كه بر انسان وارد شود، گوید: من روز جدیدى هستم، من بر اعمال و گفتار تو شاهد مى باشم. سعى كن سخن خوب و مفید بگوئى، كار خوب و نیك انجام دهى. من در روز قیامت شاهد اعمال و گفتار تو خواهم بود. و بدان امروز كه پایان یابد دیگر مرا نخواهى دید و قابل جبران نیست.
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#10
امام على (ع) مى فرمايند:
هركس يقين دارد به كارى ،به بهترين صورت انجام مى دهد.


بى گمان يكى از عاليترين خصوصيات انسان ،دانستن است .
اگر چيزى بداند بى گمان به دنبال انجام ان خواهد بود
درشبهاى قدر چه شايسته است كمى دانش و يقين خود را استحكام بخشيم
يعنى بدانيم چه هستيم و چه مى خواهيم و چه بايد بخواهيم و كدام خواسته ارزش بيشترى دارد؟!
ان را بيابيم و پرورش دهيم .
التماس دعا
خدايا تو ببين 
خدايا تو ببخش

 
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
12 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۲۶-۰۳-۹۶, ۰۱:۴۶ ق.ظ)، sadaf (۲۴-۰۳-۹۶, ۰۹:۱۹ ب.ظ)، نويد (۲۶-۰۳-۹۶, ۰۵:۴۵ ب.ظ)، ♥صنم♥ (۲۸-۰۳-۹۶, ۰۷:۰۱ ق.ظ)، Living Corpse (۲۸-۰۳-۹۶, ۰۶:۱۱ ب.ظ)، d.ali (۲۸-۰۳-۹۶, ۰۷:۱۰ ب.ظ)، Land star (۲۵-۰۳-۹۶, ۰۵:۰۷ ق.ظ)، Elesa (۲۵-۰۳-۹۶, ۱۱:۵۴ ق.ظ)، taranomi (۲۸-۰۳-۹۶, ۰۶:۱۸ ب.ظ)، maTisA (۲۶-۰۳-۹۶, ۰۱:۴۰ ق.ظ)، هاجر (۲۴-۰۳-۹۶, ۰۱:۵۸ ق.ظ)، "فاطیما79" (۲۵-۰۳-۹۶, ۰۹:۲۵ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان