ارسالها: 55
موضوعها: 3
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۳
اعتبار:
263
سپاسها: 0
0 سپاس گرفتهشده در 0 ارسال
گور بابای غم و غصه
بگو بخند زندگی کن
:) والا
ارسالها: 2,094
موضوعها: 246
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۴
اعتبار:
3,100
سپاسها: 54
381 سپاس گرفتهشده در 31 ارسال


من اون مو بافته ام اکثرا مو هام رو بافتم
بازی بازی با دل ادمم بازی؟
ارسالها: 1,023
موضوعها: 9
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۴
اعتبار:
2,440
سپاسها: 0
22 سپاس گرفتهشده در 1 ارسال

من از طرف راست پنجمیم همونی که موهاشو بافته و چتریهاشو ریخته تو صورتش
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،غصه هم می گذرد،!آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند،لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
ارسالها: 62
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۵
اعتبار:
239
سپاسها: 0
0 سپاس گرفتهشده در 0 ارسال
مممممممممننننننننننننننننننننننننننننننننننن
چهارمی از سمت راستم
ووووووووووووووواااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییی که چنگده خوجلم
بوس بوس بای برای خودم
نیستی تا ببینی
که از همه چی
خسته شدم
ارسالها: 2,213
موضوعها: 732
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۴
اعتبار:
5,879
سپاسها: 0
24 سپاس گرفتهشده در 5 ارسال



من اولی موطلاییه هستم .
رمان های زیبای انجمن اثر نویسندگان توانا :
در عشق زنده باش | محمد رضا عباس زاده
رمان از نسل آفتاب|ثمین
رمان طلوع در سرزمین خدایان|الی نجفی
ارسالها: 121
موضوعها: 9
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۴
اعتبار:
523
سپاسها: 0
0 سپاس گرفتهشده در 0 ارسال
من اون آخرا وایسادم

از آنچه که گذشت انچه که شکست انچه که نشد انچه که ریخت حسرت نخور زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد