امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قصه خاله سوسکه و اقا موشه...
#1
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود سوسک خوش بالایی بود,دختر زیبایی بود.صورتی مثال ماه با 2تا چشم سیاه,قد نگو بالا بلند,مونگومثل کمند,از شبق مشکی ترک,از کمندبلند ترک...بابای سوسکه ولی خیلی فقیر,ناتوان بود وتودردوغم اسیر.تاکه روزی از روزا تاجری از تاجرا شهره ی خوشکلی سوسکو شنیدمرغ دل از قفس پرید.نامه ای نوشت برای پدرش خواستگاری کرد از اون دختر از گل بهترش.پدرش با خاله این قصه رو گفت,خاله هم نشست و حرفاش وشنفت:

((بشنو از من دخترم دختر ازبرگ گل نازک ترم,بروشهر همدون پیش مرد مهربون,بهش میگن مش رمضون,عاشقه برای تو از دلو جون,شوهری پیدا نمی کنی دیگه بهتر از اون.پول داره طبق طبق خونه داره هزار هزار,جون من ای دخترم ,بهونه ای تازه نیار.))

((مهربون عزیز دل ای پدرم من که از گل بهترم از خوشگلا خوشگل ترم ,دور بشم از تو برم؟ازدواج کنم با مردی که نه خوبیش رو دیدم,نه اونو پسندیدم؟))

بعد چند ماه پدر سوسکه سیاه,شد مریض وروی لباش ناله و آه.خاله سوسکه پاکوتاه پوشیدش ترمه قبا,راهی شد برهمدون شو کنه با رمضون,عصا واسه پدر بشه وضع اونا بهتر بشه.

خاله سوسکه رفت ورفت تا رسید به بقالی ,بقاله سبیل کلفت,چاق وتاس وتپلی.

((سلام علیکم سوسکه سیاه ,حال شما چطوره؟قربون اون قد وبالا دماغ امسال شما چطوره؟))

-((این چجور حرف زدنه؟تربیت هم خوب چیزیه.حرف نزنی که بهتره,نزاکت هم خوب چیزیه.یکی یک دونه منم ,گل بابونه منم,خوشگل وگل دهنم,توی سوسکا نوبرم))

((چرا اینقدر خاله جون بدت اومد؟ای بابا دنیا که آخر نیومد.بگو پس من چی بگم.قربون قدت برم.))

-((به من بگو:ای خاله قزی کفش قرمزی,پیرهن گلی چشم بلبلی,کجا میری؟چرا تو تنها میری؟))

((خیلی خوب کجا میری؟))

-((میروم بر همدون ,شوکنم بر رمضون,قلیـ ـون بلور بکشم,منت مردم نکشم))

((زن من بشو سوسکه سیاه این همه هم ادا نیا.))

-((واه واه واه ,واه چه حرفا چه چیزا,این نشد خواستگاری ای بی حیا!))

((بگو پس من چی بگم؟ قربون قدت برم؟ ))

-((باید بگی:خاله سوسکه ناز نازی,رخت ولباس پوس پیازی,اگه دل بدم به تو,توهم به من دل می بازی؟))

((خاله سوسکه ناز نازی,رخت ولباس پوس پیازی,اگه دل بدم به تو,توهم به من دل می بازی؟))

-((اگه من زنت بشم ,وصله ی تنت بشم,یه روز دعوامون بشه,قهر بین دوتامون بشه,منو با چی میزنی؟))

((با سنگ پاتوق میزنم هی میزنم وهی میزنم))

-((واه واه واه واه من زن بقال نمیشم اگربشم کشته میشم,به خونم آغشته میشم.))

خاله سوسکه رفت ورفت تا رسید به قصابی.قصابه بیرون دوید گفت به او با بی تابی:

((خاله سوسکه نازنازی٬رخت ولباس پوست پیازی٬بگوکه کجامیری.بی کس وتنها میری؟))

-((خاله سوسکه ودردپدرم چرامیزاری سربه سرم؟من که ازگل بهترم٬تودخترا تاج سرم٬خاله سوسکه کدومه؟بی تربیت بی نزاکت٬حرف نزنی سنگین تری!))

((این قدر دعوا چرا خاله سوسکه پر ادا؟چی باید ادات کنم؟بگوچی صدات کنم؟))

-((به من بگو:ای خاله قزی٬کفش قرمزی٬اغربخیر٬کجامیری؟))

((ای خاله قزی٬کفش قرمزی٬اغربخیر٬کجامیری؟))

-((میرم برهمدون٬شو کنم بررمضون ٬ نون گندم بخرم٬منت مردم نبرم.میرم که غوغابکنم٬دشمنورسوا بکنم.))

((این همه راهوبری تاهمدون؟پیش آقارمضون؟من خودم فدات می شم٬نوکربابات میشم٬خاک زیرپات میشم.))

-((اگه من زنت یشم وصله ی تنت بشم٬دنیا که یک جور نمیشه٬بدون نمک شورنمیشه٬وقتی دعوامون بشه٬قهربین ۲تامون بشه٬من و باچی میزنی؟))

((بله؟دعوامون بشه؟قهربین ۲تامون بشه؟اگه هی کفش بخوای لباس بخوای٬باحرف من تو٬راه نیایبا ایت ساطورقص ابی دمارتودر میارم٬داغون پاغونت می کنم.))

-((واه٬واه٬واه واه واه٬من زن قصاب نمیشم))

((چرا نمیشی؟))

-((اگربشم کشته میشم٬به خونم آغشته میشم.))

خاه سوسکه رفت ورفت تارسیدبه خرازی٬مردخرازبه اوگفت:((خاله سوسکه نازنازی٬رخت ولباس پوس پیازی.با اون لب مثل انار٬باقدسرووچنار٬کجا میری بی کس ویار؟))

-((این چه حرف زدنه؟تربیتم خوب چیزیه٬وقاحتم حدی داره٬نزاکتم خوب چیزیه.))

((این قدر دعواچرا؟خاه سوسک پرادا؟بگو که چی چی بگم٬نگی من بایدبرم!))

-((به من بگو:ای خاله قزی٬کفش قرمزی٬اغربخیر٬کجامیری؟))

((ای خاله قزی٬کفش قرمزی٬اغربخیر٬کجامیری؟))

-((میرم برهمدون٬شو کنم بررمضون٬واسه پدرعصابشه٬گره ی فقرش وابشه.))

((خاله سوسکه پاکوتاه٬شیرین ادا٬ترمه قبا٬ای باباجسارته٬می بخشیا٬وصله ی تنم میشی؟))

-((واسه خواستگاری٬بروپیش پدرم٬شرمی کن حیایی کن٬ای خدا خاک به سرم.))

((توفقط جواب بگو٬میرم پیش بابات٬لال بشه زبون من قربون شرم وحیات.))

-((اگه من زنت یشم وصله ی تنت بشم٬یه روز دعوامون بشه ٬قهربین دوتامون بشه٬منوباچی میزنی؟))

((خدانیاره اون روزو چشام نبینه اون روزو ولی اگه دعوامون بشه٬قهربین ۲تامون بشه٬بااین سوزن خیاطی٬حالت رومن جا میارم.جونی برات نمیزارم.))

-((واه٬واه٬واه واه واه٬چه چیزا٬من زن خراز نمیشم٬اگربشم کشته میشم به خونم آغشته میشم!))

خاله سوسکه رفت ورفت تا رسیدبه جوی آب.خواست که از آب رد بشه٬لغزیدش به توی آب.تاکه موشی مهربون٬سوسکه رو دید٬بی درنگ میون جوی آب پرید.دم خودروپیش خاله جون آوردبا دمش خاله روازآب بیرون کشید.خاله سوسکه چشم گشود٬دل زموش ماربود. موشه گفت:((ای خاله قزی٬کفش قرمزی٬ازاین وراکجامیری؟اگه جای دورمیری٬پس چراتنها میری؟))

-((میرم بر همدون٬شوکنم بررمضون٬نون گندم بخورم٬هی بخورم هی بخوابم.))

اشکی ازچشم آقا موشه چکید٬خبرخوبی نبود که اون شنید.آقاموش عاشق قصه ی ما٬باصدایی پرزشرم وحیا٬گفت به او:((شیرین ادا٬ترمه قبا٬چشمون سیاه٬دلبری٬نقل تری٬ازهمه قشنگ تری٬توی سوسکانوبری٬میدونی دوست دارم؟میدونی جای تودرقلب منه؟هرچی ازمحبتم برات بگم بازم کمه؟ژ٬میتونم ازشماخواهشی کنم؟با من عروسی بکنی؟))

-((اگه من زنت بشم٬وصله ی تنت بشم٬شب که از راه برسه٬تاریکی بی حساب بیاد٬مئ کجالالا کنم؟توچشمام که خواب بیاد؟میدونی عروس خانوم لونه میخواد٬خونه میخواد٬یه جایی که گرم باشه٬یه جایی که نرم باشه.))
((گمونم روخیک شیره خونه ی خوبی باشه٬ای همسرم٬ازبرگ گل نازک ترم.))

-((خیک شیره٬واه واه واه ٬چسبی بشم؟خداپناه.))

((خیک روغن چجوره؟نگیرانقدربهونه.))

-((خیک روغن نمیخوام٬نگوکه بایدبیام.چرب میشه تن وبدنم٬میریزه موی سرم.))

((غصه نخورقشنگ من٬خوشگل ملنگ من٬هرچی موش وگربه هست٬فدای ناز نگات٬بخوره توسرمن٬تموم این دردروبلات.هرچی که ازم بخوای ٬برات فراهم میارم.برای تومهربون سنگ تموم من میزارم.))

-((اگه من زنت یشم وصله ی تنت بشم٬یه روز دعوامون بشه ٬قهربین دوتامون بشه٬منوباچی میزنی؟))

((زدن چیه خاک به سرم٬توهستی چون تاج سرم٬اگرکه دعوامون بشه ٬قهربین ۲تامون بشه٬ازدلت در میارم٬جون سر راهت میزارم.))

-((حالا که فهمیدم توهستی مهربون٬زنت میشم از دل وجون.))

خاله سوسکه دروغ نگم عاشق موشه شده بود٬حرفای موش عزیز٬سوسکه روراضی کرده بود٬خاله سوسکه وآقا موش عروسی کردند.

بچه ها٬خوش وخرم زندگی کردندباهم٬شکرخدا.بادابادا
پایان رمانتون رو اینجا اعلام کنین

http://forum.iranroman.com/showthread.php?tid=129070&pid=782078#pid782078
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان