امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لطفا با فکر بلیط تان را عوض کنید
#1
پس از خواندن این داستان کوتاه خـــلاقیت شما 10 برابر میشود !!!!!!!

در کشور چین، دو مرد روستایی می خواستند برای یافتن شغل به شهر بروند. یکی از آن ها می خواست به شانگهای برود و دیگری به پکن.
اما در سالن انتظار قطار، آنان برنامه خود را تغییر دادند زیرا مردم می گفتند که شانگهایی ها خیلی زرنگ هستند و حتی از غریبه هایی که از آنان آدرس می پرسند پول می گیرند اما پکنی ها ساده لوح هستند و اگر کسی را گرسنه ببینند نه تنها غذا، بلکه پوشاک به او می دهند.
فردی كه می خواست به شانگهای برود با خود فكر كرد: «پكن جای بهتری است، كسی در آن شهر پول نداشته باشد، باز هم گرسنه نمی ماند. با خود گفت خوب شد سوار قطار نشدم و گرنه به گودالی از آتش می افتادم.»
فردی كه می خواست به پكن برود پنداشت كه شانگهای برای من بهتر است، حتی راهنمایی دیگران نیز سود دارد، خوب شد سوار قطار نشدم، در غیر این صورت فرصت ثروتمند شدن را از دست می دادم.
هر دو نفر در باجه بلیت فروشی، بلیت هایشان را با هم عوض كردند. فردی كه قصد داشت به پكن برود بلیت شانگهای را گرفت و كسی كه می خواست به شانگهای برود بلیت پكن را به دست آورد.
نفر اول وارد پكن شد.
متوجه شد كه پكن واقعا شهر خوبی است.
ظرف یك ماه اول هیچ كاری نكرد. همچنین گرسنه نبود.
در بانك ها آب برای نوشیدن و در فروشگاه های بزرگ شیرینی های تبلیغاتی را كه مشتریها می توانستند بدون پرداخت پول بخورند، می خورد.
فردی كه به شانگهای رفته بود، متوجه شد كه شانگهای واقعا شهر خوبی است هر كاری در این شهر حتی راهنمایی مردم و غیره سود آور است.
فهمید كه اگر فكر خوبی پیدا شود و با زحمت اجرا گردد، پول بیشتری به دست خواهد آمد.
او سپس به كار گل و خاك روی آورد. پس از مدتی آشنایی با این كار، 10 كیف حاوی از شن و برگ های درختان را بارگیری كرده و آن را «خاك گلدان» نامید و به شهروندان شانگهایی كه به پرورش گل علاقه داشتند فروخت.
در روز 50 یوان سود برد و با ادامه این كار در عرض یك سال در شهر بزرگ شانگهای یك مغازه باز كرد. او سپس كشف جدیدی كرد؛ تابلوی مجلل بعضی از ساختمان های تجاری كثیف بود. متوجه شد كه شركت ها فقط به دنبال شستشوی عمارت هستند و تابلو ها را نمی شویند.
از این فرصت استفاده كرد. نردبان، سطل آب و پارچه كهنه خرید و یك شركت كوچك شستشوی تابلو افتتاح كرد.
شركت او اكنون 150 كارگر دارد و فعالیت آن از شانگهای به شهرهای هانگجو و ننجینگ توسعه یافته است.
او اخیرا برای بازاریابی با قطار به پكن سفر كرد.
در ایستگاه راه آهن، آدم ولگردی را دید كه از او بطری خالی می خواست. هنگام دادن بطری، چهره كسی را كه پنج سال پیش بلیط قطار را با او عوض كرده بود به یاد آورد.
خلاقیت و استعداد در برخورد با مشكلات شكوفا و نمایان می شود.
در دنیای كسب و كار، آنان كه آرامش را در بستن چشم ها بر تحولات دنیای اطراف می جویند، مرگ زودرس را استقبال می كنند.
یك رهبر موفق به استقبال تهدیدها رفته و از دل آن ها فرصت های ناب كشف می كند. آنهایی كه از جای خود می جنبند، گاهی می بازند، آنهایی كه نمی جنبند همیشه می بازند.
پس... لطفا با فکر بلیط تان را عوض کنید !
به نام خدایی که به گل ، خندیدن آموخت . . .
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
خیلی جالب بودmara
اگه زندگیت ته کشید
بشین با ته دیگش حال کن
هی نشین بگو به اخرش رسیدم...
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مردان بدون زنان دوام نمی‌آورند، باور نمی‌کنید؟ بخوانید صنم بانو 0 205 ۱۱-۰۶-۰، ۰۶:۲۸ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
  در دید و بازدیدها، سوالات رومُخی نپرسید لطفا صنم بانو 4 112 ۰۱-۰۱-۰، ۰۶:۳۶ ب.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
  لطفا با خودتان مهربان باشد؛ ۱۵ راهکار ساده صنم بانو 4 209 ۰۱-۰۱-۰، ۰۶:۰۶ ب.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
7 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۱۴-۰۴-۹۴, ۱۱:۰۸ ق.ظ)، hasti.cruel (۱۴-۰۴-۹۴, ۱۱:۱۹ ق.ظ)، v.a.y (۱۴-۰۴-۹۴, ۱۱:۳۱ ق.ظ)، ملکه برفی (۱۵-۰۴-۹۴, ۰۷:۱۱ ب.ظ)، hedy (۲۸-۰۴-۹۴, ۱۰:۲۷ ب.ظ)، ghazaleh (۱۴-۰۴-۹۴, ۱۱:۲۱ ق.ظ)، elham zelzele (۱۴-۰۴-۹۴, ۱۱:۴۵ ق.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان