امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مردمان روزگار ما
#1
پیرمرد بر صندلی اش روی ایوان نشسته بود و پیپ می کشید. سوار خسته، لبه کلاهش را بالا داد و از پیرمرد پرسید:
«هی! پیری! مردم اینجا چه جور آدمهایی اند؟»

پیرمرد پرسید:
«مردم شهر تو چه جوری هستند؟»

سوار گفت :
«مزخرف!»

پیرمرد گفت :
«اینجا هم همین طور»

چند ساعت گذشت. سوار دیگری رسید و همان سوال را از پیرمرد پرسید. و باز پیرمرد گفت :
« مردم شهر تو چه جوری هستند؟»

سوار گفت :
«خوب! ... مهربان هستند»

پیرمرد گفت :
« اینجا هم همینطور!»


نویسنده: جرج هایشمن
بعضی آدم‌ها ناخواسته همیشه متهم‌اند!
به خاطر :
سکوت‌شان ، کاری به کار کسی نداشتن‌شان ، خلوت‌شان ،
اتاق‌شان ، استراحت‌شان ، روی پای خود ایستادن‌شان ، دوست داشتنشان !
گویی جان میدهند برای اتهام بستن و از همه بدتر این‌ که :
زود فراموش می شود خوبی هایشان!
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  حکایت «قصاص روزگار» صنم بانو 0 292 ۰۷-۱۲-۹۶، ۱۱:۳۰ ب.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
Rainbow سختي روزگار v.a.y 0 286 ۰۵-۰۴-۹۴، ۰۲:۴۱ ب.ظ
آخرین ارسال: v.a.y

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان