۱۱-۱۱-۹۱، ۰۸:۳۸ ب.ظ
(آخرین تغییر در ارسال: ۱۱-۱۱-۹۱، ۰۸:۳۸ ب.ظ توسط بیخیال بابا.)
د سال پیش یه هم کار داشتم که چون قدش کوتاه بود زورش به بچه ها نمی رسید وکسی به حرفش گوش نمی داد و کلاسش همیشه شلوغ بود و پر سر و صدا یکی از این روز ها قرار بود معلم راهنما بیاد سر کلاس این اقا
این معلم راهنما تا به حال این همکار ما رو ندیده بود و باهاش اشنایی نداشت و وقتی رفته بود سر کلاس دیده بود که کلاس شلوغه تصمیم گرفته بود که کلاس رو اروم کنه و سرانجام با عصبانیت چند تا از بچه هارو از کلاس انداخته بود بیرون
که یه دفعه یکی از بچه ها بلند میشه و میگه اقا اجازه اونی که الان انداختیدش بیرون معلممون بود
این معلم راهنما تا به حال این همکار ما رو ندیده بود و باهاش اشنایی نداشت و وقتی رفته بود سر کلاس دیده بود که کلاس شلوغه تصمیم گرفته بود که کلاس رو اروم کنه و سرانجام با عصبانیت چند تا از بچه هارو از کلاس انداخته بود بیرون
که یه دفعه یکی از بچه ها بلند میشه و میگه اقا اجازه اونی که الان انداختیدش بیرون معلممون بود

اهنگ های بی رحم ترین صداهای دنیایند
بی انکه بخواهی تو را به قعر خاطراتی میبرند که برای فراموش کردنشان
بار ها خودت را شکسته ای


