امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وقتی میخوام برم بیرون...
#1
[عکس: kh9g_0_633991001390323896_jazzaab_ir.jpg]
برای هر دردی دو درمان است:

سکوت و زمان
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
خخخخ من نع ازشون اجازه میگیرم نع پول xcvl
خَـستـہ تَــر اَز اونَـم
 
ڪـہ تـــــو بِـخواے
خـودتـو گُـم ڪُــنــــے
 
و مَـن‌ دُنبـاݪــت بِـگَردَم! :)
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
یعنی من نمی فهمم اینا بچه اند یا ما بچه بودیمHuh
یالثارات الحسین
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
خخخ. دقيقا مثل منه.
من هر وقت دارم ميرم بيرون ميگم بابا من دارم ميرم بيرون.بعد ميگه تو که لباس پوشيدى.
ميگم خو دارم ميرم ديگه. بعد ميگه پس اجازت چيه ديگه؟ ميگم اجازه نگرفتم که. گفتم که بدونى نيستم.خخخ
یه عقاب همیشه تنهاس
بزار لاشخورا دور هم حال کنن ..!!..
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
دقیقا ...بیچاره باباهاasna
من آرزو نمیکنم که برگردی
چون باید با دلت برگردی
نه آرزوی من.... 
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
فرزند صالح به این میگن ها asna
شاد باش، نه یک روز بلکه هزاران سال
بگذار آوازه شاد بودنت چنان در شهر بپیچد
که رو سیاه شوند
آنانکه بر سر غمگین کردنت شرط بندی کرده اند.
پاسخ
سپاس شده توسط:


چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
10 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
ملکه برفی (۱۴-۰۳-۹۶, ۰۳:۴۱ ب.ظ)، avapars (۱۴-۰۳-۹۶, ۰۹:۳۶ ب.ظ)، ♥صنم♥ (۱۴-۰۳-۹۶, ۰۸:۱۳ ب.ظ)، d.ali (۱۴-۰۳-۹۶, ۰۷:۲۴ ب.ظ)، دختربهار (۱۴-۰۳-۹۶, ۱۱:۱۲ ب.ظ)، •Vida• (۱۴-۰۳-۹۶, ۰۷:۲۷ ب.ظ)، ♥هستی♥ (۱۴-۰۳-۹۶, ۰۳:۲۱ ب.ظ)، taranomi (۱۶-۰۳-۹۶, ۰۲:۴۳ ب.ظ)، ~Ava~ (۱۴-۰۳-۹۶, ۱۲:۴۸ ب.ظ)، هاجر (۱۴-۰۳-۹۶, ۰۳:۵۴ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان