امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چند دقیقه سکوت کنید!
#1
[highlight=#fefefd]وزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.
ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.
بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.
کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.
کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.
کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."
پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.
بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.
کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"
پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."[/highlight]
هیچ کس..با هیچکس سخن نمیگوید...که خاموشی .به هزار زبان در سخن است.....(احمد شاملو)
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  افشای چند راز شگفت‌انگیز از بی‌ادب‌ترین کاسکوی دنیا صنم بانو 0 118 ۳۱-۰۱-۳، ۰۹:۴۵ ب.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
  راز‌های عجیبی که فقط چند نفر از آن‌ها باخبرند! صنم بانو 0 485 ۱۱-۰۶-۰، ۰۶:۰۷ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
  جانور عجیب و چند سر که نمی میرد ولی بقیه را با نفسش میکشد ( عکس ) صنم بانو 0 161 ۱۶-۱۰-۹۹، ۱۰:۰۳ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
1 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
#*Ralya*# (۱۸-۰۹-۹۴, ۰۲:۲۰ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان