۱۵-۱۱-۹۶، ۱۲:۴۶ ب.ظ
وب سایت خانه روانشناسی ایران: کارل راجرز (Carl Rogers) (زاده ۸ ژانویهٔ ۱۹۰۲ – مرگ ۴ فوریهٔ ۱۹۸۷)، روانشناس آمریکایی، یکی از نظریهپردازان معروف شخصیت و یکی از چهرههای اصلی در رویکرد روانشناسی انسانگرایانه و اگزیستانسیالیستی در روانشناسی است. راجرز به عنوان یکی از پدرهای تحقیقات روان درمانی شناخته میشود و به دلیل تحقیقات پیشرویی که انجام دادهاست، نشانِ مشارکت علمی برجسته از سوی انجمن روانشناسی آمریکا در سال ۱۹۵۶ به او تعلق گرفت.
![[عکس: 1124121_372.jpg]](http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1395/10/19/1124121_372.jpg)
زندگینامه
کارل راجرز در ۸ ژانویهٔ ۱۹۰۲ در اوک پارک در حومهٔ شیکاگو به دنیا آمد. نام پدرش والتر و نام مادرش جولیا بود. آنها شش فرزند بودند و راجرز چهارمین بود. پدرش مهندس عمران و پیمانکار بسیار موفقی بود، و به همین دلیل، راجرز در کودکی هیچ مشکل مالی نداشت. راجرز خودش را به این صورت توصیف میکند: "فرزند میانی در خانوادهای بزرگ و بسیار در هم بافته، که سخت کوشی و مسیحیت (پروتستان اصول گرا، حتی افراطی)، در آن ارزشمند بود.” راجرز میگوید که "بچههایم باورشان نمیشود که آن زمان حتی آب گازدار نیز نوشابهای مکروه محسوب میشد. یادم میآید که وقتی اولین نوشابهٔ گازدار را نوشیدم، احساس گناه به من دست داد.” والدین راجرز به او و دیگر بچهها اجازه نمیدادند با بچههای غریبه دوست شوند زیرا هر کسی به غیر از خویشاوندان، به کارهای مشکوک مشغول بودند.
در نتیجهٔ این پیش ذهنیت نسبت به "غیر خودیها”، راجرز مدت زمان زیادی را به تنهایی میگذراند، هر چه دم دستش میرسید را میخواند، از جمله دائرهالمعارفها و لغتنامههای مختلف. در اوک پارک، خانوادهٔ راجرز در محلهای نسبتاً مرفه نشین زندگی میکردند. در همانجا راجرز به مدرسهٔ ابتدایی هولمز رفت، همکلاسیهایش عبارت بودند از ارنست همینگوی (که دو سال از او بزرگتر بود) و فرزندان فرانک رویدلایت، آرشیتکت معروف آمریکا.
کارل راجرز در ۸ ژانویهٔ ۱۹۰۲ در اوک پارک در حومهٔ شیکاگو به دنیا آمد. نام پدرش والتر و نام مادرش جولیا بود. آنها شش فرزند بودند و راجرز چهارمین بود. پدرش مهندس عمران و پیمانکار بسیار موفقی بود، و به همین دلیل، راجرز در کودکی هیچ مشکل مالی نداشت. راجرز خودش را به این صورت توصیف میکند: "فرزند میانی در خانوادهای بزرگ و بسیار در هم بافته، که سخت کوشی و مسیحیت (پروتستان اصول گرا، حتی افراطی)، در آن ارزشمند بود.” راجرز میگوید که "بچههایم باورشان نمیشود که آن زمان حتی آب گازدار نیز نوشابهای مکروه محسوب میشد. یادم میآید که وقتی اولین نوشابهٔ گازدار را نوشیدم، احساس گناه به من دست داد.” والدین راجرز به او و دیگر بچهها اجازه نمیدادند با بچههای غریبه دوست شوند زیرا هر کسی به غیر از خویشاوندان، به کارهای مشکوک مشغول بودند.
در نتیجهٔ این پیش ذهنیت نسبت به "غیر خودیها”، راجرز مدت زمان زیادی را به تنهایی میگذراند، هر چه دم دستش میرسید را میخواند، از جمله دائرهالمعارفها و لغتنامههای مختلف. در اوک پارک، خانوادهٔ راجرز در محلهای نسبتاً مرفه نشین زندگی میکردند. در همانجا راجرز به مدرسهٔ ابتدایی هولمز رفت، همکلاسیهایش عبارت بودند از ارنست همینگوی (که دو سال از او بزرگتر بود) و فرزندان فرانک رویدلایت، آرشیتکت معروف آمریکا.
راجرز در دوازده سالگی به همراه خانواده اش به مزرعهای در ۵۰ کیلومتری شیکاگو نقل مکان کرد. زندگی در مزرعه به این معنا نبود که آنها سبک زندگی نسبتاً لوکس و مرفه خود را کنار بگذارند. همه میدانند که راجرز در مزرعه بزرگ شدهاست، اما کمتر کسی میداند که خانهٔ آنها در مزرعه، سقف آردواز، کف کاشیکاری، هشت اتاق، و پنج حمام داشت. در پشت خانه، یک زمین تنیس خاکی قرار داشت. در همین مزرعه بود که راجرز برای اولین بار به علوم علاقه¬مند شد. پدرش اصرار داشت که مزرعه طبق اصول علمی اداره شود، به همین دلیل، در بارهٔ بسیاری آزمایشهای علمی در بارهٔ کشاورزی مطالعه کرد. از روی این مطالعات، او به بید علاقه مند شد. او آنها را میگرفت، بزرگ میکرد، و تولید مثلشان میداد. علاقه به علم هرگز در راجرز از بین نرفت، هرچند که در تمام عمر، در یکی از غیرعینی ترین زمینههای روان شناسی فعالیت کرد.
![[عکس: 1124123_757.jpg]](http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1395/10/19/1124123_757.jpg)
دل کندن اگر آسان بود
فرهاد،کوه نمی کند
دل می کند...
فرهاد،کوه نمی کند
دل می کند...







![[عکس: 1124124_857.jpg]](http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1395/10/19/1124124_857.jpg)