امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اس ام اس عاشقانه جدید
#1
‌کاش رابطه ها
یه آپشنی داشتن
که هروقت دارن به تــه خط میرسن
یه پیام هشدار بیاد که"رابطه بسیار ضعیف است،لطفا
با یک "بوسه"
یک "دوستت دارم"
یک "فقط تورو میخوام"
شارژش کنیــد..."
کاش...
___________****___________
گاهی یک مرد
بهانه دلخوشی یک زن میشود و
یک زن بانی خوشبختی یک مرد...
زندگے کوتاه است کاش بهانه و بانی باشیم...
___________****___________
تا زنده ای
در برابر کسی که
به خودت علاقه مند کردی
مسئولی!
مسئولی در برابر غم هایش
در برابر اشکهایش
در برابر تنهاییش
اگر روزی فراموش کردی
دنیا به یادت خواهد آورد!
___________****___________
گذشته دروغی بیش نیست...!
و خاطره بازگشتی ندارد
و هر بهاری که میگذرد
دیگر برنمیگردد...
و حتی شدید ترین
و دیوانه کننده ترین عشق ها نیز
حقیقتی ناپایدارند.
___________****___________
گرقرار باشد خوبی ما، وابسته به رفتاردیگران باشد..
این دیگرخوبی نیست؛
بلکه معامله است...
می شود پروانه بود و به هرگلی نشست..
اما بهتراست مهربان بود
وبه هردلی نشست..!!
میگویند هر وقت دلت برای کسی تنگ شد...
نگاهش کن" نبود , صدایش کن" نشنید , دعایش کن..
___________****___________
یک نفر از جنس احساسِ تــــو
می خواهد دلــــــــــــم
یک نفر مثل خــودت،
اصلا تــــــــو می خواهد دلـــم
___________****___________
بوےعِشق میدهی
بوےبِهشت
چه خوشبختَم
ڪه خدا سرنوشت
مرآ با "توُ نوشت
___________****___________
عشق یَعنی وُجود تـــو
حضورِت یَعنـی خوشبَختی
خوشبَخـتـی یَعنی با تو بودَن
با تــــــــــو
بودن یَعنی تَنها آرزوے مَن
___________****___________
زن ها که قصدشان
رفتن نیست!
ولی امان از روزی که
صدایِ بمی
جلوشان را نگیرد...
___________****___________
بعضی آدم ها دوستت نخواهند داشت
حتی اگر هر کاری کنی
و بعضی آدم ها
حتی اگر هرکاری هم که کنی
از دوست داشتنت دست نمیکشن
جایی برو که عشق هست...!
___________****___________
آدم باید یه " تو " داشته باشه
که هر وقت
از همه چی خسته و ناامید بود بهش بگه :
مهم اینه که تو هستی
بیخیالِ دنیا...
___________****___________
برای تسخیر چشمان مرد
زیبا بودنتان کافیست
اما از پس قلب و دستانش
تنها یک زن عاقل و مهربان برمی آید
اگر مردتان را تمام و کمال میخواهید
تلاش کنید تا همیشه
آراسته و زیبا و عاقل و مهربان باشید
___________****___________
انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تو باشی
___________****___________
فراموشی سخت است
انتظار هم سخت است
اما از همه سخت تر این است
که ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش
___________****___________
گاهی نباید ناز کشید
نباید آه کشید
نباید انتظار کشید
نباید درد کشید
نباید فریاد کشید
تنها باید دست کشید و رفت
___________****___________
وقتی قلبت کوه آتشفشان است
چگونه انتظار داری در دستانت گل بروید
___________****___________
از اینجا تا عرض جغرافیایی تو
هر چقدر میخواهد طول بکشد
حساب مساحت انتظار با من
___________****___________
قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه نیز میروند
و من چه ساده ام که سالهای سال
کنار این قطار رفته
به انتظار نشسته ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام
___________****___________
خیلی وقت است فراموش کرده ام
کدامیک را سخت تر می کشم ؟
رنج!
انتظار!
یا نفس را
___________****___________
آدم ها را بخاطر اینکه باعث نا امیدی شما می شوند سرزنش نکنید
خودتان را سرزنش کنید که بیش از حد از آنها انتظار دارید
___________****___________
گاهی باید از دلواپسی ، نگرانی و تردید دست بکشید
ایمان داشته باشید که همه چیز درست خواهد شد
شاید نه آنگونه که شما انتظار دارید
بلکه آنگونه که صلاح در آن است
پاسخ
سپاس شده توسط: _RaHa_ ، _RaHa_ ، صنم بانو ، صنم بانو ، minaa ، minaa ، nafas ، nafas
#2
مجالی گر بیفتد دستمان در،گاه تنهاییدر آغوش تو خواهم خفت، اگر آغوش بگشایی
جهانی جزوهِ غم داد به دست آرزو هایمتو استادم شو ،درس شادمانی ده بشیدایی
گلوی شعرهایم را به حس تازه ای تر کنبه حس تازه ای غیر از فراق و ناشکیبایی
من از مِهر تو مرتاضم ،بجز باتو نمی سازمنه در بند تنی بودم ،نه پابند تمنایی
خیال زلف شبگونت ،شرر انداخت بر روزمسحر هم سوختم از تب به بیماری رویایی
دل از غم قیرگون است و شراب نغمه ای خواهمگذارم بر لب حسرت به قصد باده پیمایی
بنازم گردش چشمت چه گَردی میکند بر پانسیمم میشود طوفان چو مژگانت به هم سایی
چو یوکابد مرا باری ست که باید بسپرم بر نیلبرونم زخمی فرعون ،درونم لطف موسایی
من از روزی که دانستم عصای دست نااهلمکشیدم سینه ی خود را به آغوش چلیپایی
جگر بند کبابم را غذای گرگ ها کردندببخش گر آتش آهم کشیده قد به رسوایی
نه دردم میشود درمان ،نه درمان میشود دردممگر که گوشه ای از دل به این دلداده بخشایی.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
آخرش با من نگفتی راز این آزار چیستمن که تسلیم تو بودم بی پدر پیکار چیست
میکشی با دست پیش و میزنی با پای پسپشت سر اقرار جانم پیش رو انکار چیست
بی محلی کردنت دیگر حدیثی تازه نیستحرف ما نقل محافل گشته این رفتار چیست
دل بریدم از جهانی بس که پا بندت شدمقهقهه خندیدنت با دیگران هر بار چیست
هر بلایی خواستی خب بر سرم آورده ایپیش چشمم با رقیبان وعده ی دیدار چیست
دکمه ی پیراهنت باز است و غوغا میکندموی افشان کرده ای کوتاهی شلوار چیست
از زبان عشق میخوانم برایت ای دریغدر جواب دوستت دارم دو خط لیچار چیست
خشک و تر میسوزد از چشم غضب آلود تومن خطا کردم گناه مردم بازار چیست
ناز کن جانم فدایت با من اما قهر نهسقف دنیا بر سرم میریزد این آوار چیست
در کلاس عشق استادی به بد انداختنیا قبولم کن عزیزم یا بگو معیار چیست ؟
پاسخ
سپاس شده توسط: nafas
#4
ای آنکه شده اسمِ تو انسان،به چه قیمتتزویر و طمع حیله و بُهتان به چه قیمت
تا کی بزنی لاف و به مردم بفروشیکالای خودت را به دو چندان،به چه قیمت
دنیای خودت را بفروشی به مقامیهمنوع تو گریان و تو خندان،به چه قیمت
این پول و مقام،اینهمه ثروت به چه ارزدبا خود نبری ذره ای از آن، به چه قیمت
بالاتر از اسکندر ملعون که نباشیگیرم که شوی رستم دستان،به چه قیمت
دین و دلِ خود را به چه ارزان بفروشیوجدانِ خودت را تو به شیطان به چه قیمت
تنها به جهان مهر و وفا مانده و خوبیشاید نشود فرصت ِ جبران، به چه قیمت
نا غافل اگر مرگ سراغِ تو بیایدچشمی شود از دست تو گریان به چه قیمت
کاری نکن آنجا به خود اینگونه بگوییای آدم بی جنبه و نادان، به چه قیمت
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
کسی که در حضور تو غـزل ارائه می کند
حـرف نمی زند تو را ،عمل ارائه می کند
فقـط برای کام خود لـب تو را نمی گزم
کسی که شهد می خورد عسل ارائه میکند
نشسته بین دفترم نگاه ِ لــــرزه افـکنت
و صفحه صفحه شاعرت گسل ارائه میکند
به کُشته مرده های تو قسم که چشم محشرت
به خاطر ِ معـــاد تـو اجـــل ارائه می کند
« رفــاه ِ » دست های تو شنیده ام به تازگی
برای جــذب مشتری « بغـــل » ارائه میکند
بگو به کعبه از سحر درون صـــف بایستد
ظهــر ، قریش ِ طبع من هُبَل ارائه میکند
ظهــر ، کیس ِ دینی و مـن و تـو و معـلمی
که هی برای بـــودنت عـلل ارائه می کند!
و غیبتی که می زند برای آن کسی ست که
نشسته در حضــــور تو غزل ارائه  می کند
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
یک نفر دارد مرا هر دَم هوایی می کندعاشقم کرده ولی بی اعتنایی می کند
بی وفا با اینکه می داند دلم درگیر اوستمثل یک بیگانه او از من جدایی می کند
دل به سودای کسی جز او نمی گوید سخندر دلِ من او فقط فرمانروایی می کند
آرزو کردم بماند ،در کنار من نماندمن نمی دانم چرا او بی وفایی می کند
باوجود اینکه می آزارد این دل را ولیدل مرا همواره سمتش رهنمایی می کند
چند روزی می شود از او ندارم یک خبرغم درون سینه ام زور آزمایی می کند
شب که می آید دلم آرام می گیرد کمیشب مرا در گیرِ حسی ماورایی می کند
آسمان هم صحبت ماه است و می خندد ولیماه من پس ای خدا کی رونمایی می کند?
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستی
قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی   !
مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی
مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی
من غبارآلود ِهجرانم تو اما مدتی ست
عهده دار ِ آن نگاه ِ لرزه افکن نیستی
یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد ِمن اندازه ی یک عشق، روشن نیستی!
لاف آزادی زدی؛ حالا که رنگت کرده فصل
از گزندِ بادهای هرزه ایمن نیستی!
چون قیاسش می کنی با من، پس از من هرکسی
هرچه گوید عاشقم،می‌گویی: اصلا نیستی!
دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
چه صیامی؟! – که ندارم سحری، زان که مدامشب ظلمانی گیسوی تو را می بینم! –
چه هلالی؟! – که به هر سو که نگاهی بکنم،جلوه ی نازک ابروی تو را می بینم! –
چه نمازی؟! – که سر از سجده اگر بردارمجای محراب فقط روی تو را می بینم! –
چه قیامی؟! – که به «قد قامت…» اگر گوش دهمپیش رو قامت دلجوی تو را می بینم! –
هرکجا جمع پریشان دل مشتاقی هست؛عشقبازان سر کوی تو را می بینم!
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
این معجزه‌ی توست که پاییز قشنگ استهر شاخه‌ی با برگ گلاویز قشنگ است
هر خش‌خشِ خوشبختی و هر نم‌نمِ بارانتا یاد توام هرکس و هرچیز قشنگ است
کم‌صبرم و کم‌حوصله، دور از تو غمی نیستپیمانه‌ی من پیش تو لبریز قشنگ است
موجی که نپیوست به ساحل به من آموختدر عین توانستن پرهیز قشنگ است
بنشین و تماشا کن از این فاصله من رافواره‌ام، افتادن من نیز قشنگ است
بنشین و ببین،‌زردم و نارنجی و قرمزپاییز همین است؛ غم‌انگیز قشنگ است
پاسخ
سپاس شده توسط:
#10
از مردم صد رنگِ این دوران می ترسماز آشنای بی رگ و وجدان می ترسم
از آنکه در ظاهر رفیق و در خفا امّاما را فروشد این چنین ارزان می ترسم
از آدمِ بی جنبه که، تا می رسد جاییبد می شود حالا به هر عنوان می ترسم
یا از کسی که عقده ی حُجب و حیا داردهر خلوتی... سر می کند عریان می ترسم
از آنکه سر، در چند وچونِ این و آن دارددر خلوت مردم دهد جولان، می ترسم
آن مردِ چوپانِ دبستان را به یادت هست؟من از کسی مانند این چوپان می ترسم
از ابتدا با آدمِ نامرد بد بودماز هر چه نا مرد است در ایران می ترسم
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تست هوش تصویری جدید با جواب SilentCity 6 871 ۲۸-۰۳-۹۴، ۰۵:۵۰ ب.ظ
آخرین ارسال: Eman

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
6 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
nafas (۰۶-۱۲-۹۹, ۰۱:۴۴ ب.ظ)، نويد (۰۶-۱۲-۹۹, ۰۲:۲۶ ق.ظ)، صنم بانو (۰۴-۱۲-۹۹, ۰۹:۳۵ ق.ظ)، minaa (۰۵-۱۲-۹۹, ۰۹:۲۶ ب.ظ)، _RaHa_ (۰۴-۱۲-۹۹, ۰۸:۱۴ ق.ظ)، negar1380 (۰۶-۱۲-۹۹, ۰۸:۰۸ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان