امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بفرمایید شعر
در این خاک،
در این پاک،
به جز عشق،
به جز مهر،
دگر هیچ نکاریم.

پاسخ
سپاس شده توسط:
از مریضی که دلش در خطر تاراج است
به طبیبی که به بیمار خودش محتاج است
نامه از من به تو ای دوست که دشمن شده ای!
کاتب نامه به “شبلی” نکند “حلاج” است:
السّلام ای که به من سنگ زدی، طعنه زدی
چوبه ی دار من آغاز شب معراج است
آب و آتش به هم آمیخته در نامه ی من
کاغذ نامه برافروخته و مواج است
هر چه را او بپسندد به سر خوبش بنه
!بندگی در گرو داشتن این تاج است
عمر، یک دایره ی فرضی و سرگردان بود
هر که از دایره بیرون نرود اخراج است!


مهدی موسوی

پاسخ
سپاس شده توسط:
شعله ور شو که مرا یک شبه نابود کنی
مثل اسفند بسوزانی ام و دود کنی
من زمین خورده ی ماه توام و می خواهم
که مرا دایره در دایره محدود کنی
چون حباب آمده ام و می روم آرام،
مرایک سر سوزن اگر راضی و خشنود کنی
سفر دور و درازم، دو سه روزه ست اگر
گوشه ی چشم به سر منزل مقصود کنی
تاجر جاده ی ابریشم او باش و برو !
برو ای دل که تجارت کنی و سود کنی


مهدی موسوی

پاسخ
سپاس شده توسط:
نفست می‌وزد و بوی بهار
در گلِ پیرهنت پنهان است
در زمستان تن من، تن توبرف
در چلّه‌ی تابستان است
لطف فروردین در آمدنت،
سال نو لحظه‌ی خندیدنِ توست
ساعت از این هیجان در آتش،
عقربه عقربِ سرگردان است
عشق تو ریشه دوانده در من،
مثل یک بوته‌ی گل در دلِ خاک
تنِ من اما در آغوشت،
خاکِ خشکی است که در گلدان است

پاسخ
سپاس شده توسط:
شده از یک خیابان تا خیابان در به در باشی؟
که شاید لحظه ای از حال یارت باخبر باشی
ولی هربار من رفتم به سویش کرد تهدیدم :
حسابت با رقیبان است اگر این دور و بر باشی
دلا سخت است اگر مانند یک فرمانده ی عاشق
امیر یک سپاه اما اسیر یک نفر باشی
شنیدم زیر لب می گفت حین خواندن شعرم :
تو باید از تمام شاعران دیوانه تر باشی !
من از گیسوش فهمیدم به وقت مرگ نزدیکم
خوشا ! ای عشق ! ممنونم !
همیشه خوش خبر باشی !

پاسخ
سپاس شده توسط:
من خرابم! بنشين! زحمت آوار نكش
نفست باز گرفت! اينهمه سيـ ـگار نكش…

علیرضا اذر

پاسخ
سپاس شده توسط:
دل به دريا زده اى! پهنه سراب است، نرو!
برف و كولاك زده! راه خراب است، نرو!

پاسخ
سپاس شده توسط:
کنار خودم مینشینم، کنارم شلوغ است
و از سفره زندگی هرچه خوردم دروغ است
خوم با خودم پشت میزم غریبه امم مریضم
اجازه دهید آخرین چای خود را بریزم

پاسخ
سپاس شده توسط:
من عزادار خودم هستم و غمخوار خودم
بعدِ تو سوخت به حالم دل سیـ ـگار خودم
من که حتی خودم از دست خودم دلگیرم
اعتباری که نمانده ست به بازار خودم
منم آن صِفر که آغازگر فاصله هاست
شده ام مبدا تنهایی بُردار خودم
شک ندارم به خودم بوی تو می آید
بازمن توهم زده در قصه ی بودار خودم
هرکه آمد سر دیوار دلم فحش نوشت
سنگ خوردم من از آن قوم هوادار خودم
رو به آیینه که شمشیر بگیرم یعنی
من خودم آمده ام باز به پیکار خودم
من “خودم” کرد که لعنت به خودم باد،
که من شده ام باز بدهکار و طلب کار خودم…


میلاد میزایی

پاسخ
سپاس شده توسط:
بی لشکریم، حوصله شرح قصه نیست
فرمانبریم، حوصله شرح قصه نیست
با پرچم سفید به پیکار می رویم
ما کمتریم، حوصله شرح قصه نیست

فاضل نظری

پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  درخواست شعر درباره ایران minaa 4 1,060 ۱۵-۰۸-۹۷، ۰۲:۳۸ ب.ظ
آخرین ارسال: minaa
Star مشاعره با شعر های خواننده ها ... ! ونوشه 1,009 69,878 ۱۲-۰۶-۹۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ
آخرین ارسال: tanin93
  شعر گرافی سعدی ! !!Tina!! 17 2,305 ۲۳-۰۸-۹۶، ۰۸:۲۱ ب.ظ
آخرین ارسال: !!Tina!!

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
11 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۱۹-۰۸-۰, ۰۹:۵۵ ق.ظ)، صنم بانو (۱۹-۰۸-۰, ۱۰:۱۵ ق.ظ)، دخترشب (۱۷-۰۸-۰, ۰۳:۰۵ ق.ظ)، دختربهار (۱۹-۰۷-۰, ۱۱:۱۰ ق.ظ)، minaa (۱۶-۰۸-۰, ۰۱:۲۶ ق.ظ)، Mr. pickle (۱۶-۰۸-۰, ۱۲:۵۲ ق.ظ)، arom (۱۱-۰۸-۲, ۱۰:۱۷ ب.ظ)، Aradel.M (۰۳-۰۹-۱, ۰۴:۲۰ ب.ظ)، mahdi942 (۰۳-۰۹-۰, ۰۳:۴۹ ب.ظ)، arashke (۲۰-۰۸-۰, ۰۶:۵۹ ب.ظ)، qaz111 (۱۷-۰۸-۲, ۱۱:۳۱ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان