انجمن ايران رمان



حجله یا گور ؟!
زمان کنونی: ۲۸-۰۸-۹۶، ۱۱:۰۵ ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: admin
آخرین ارسال: رها
پاسخ 3
بازدید 544

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حجله یا گور ؟!
#1
حجله یا گور؟!!!!!!
شنیدم در دهی از "آن ور آباد"
جوانی سخت کم رو گشت داماد
تو گویی جز سکوت و جز شنفتن
ندارد هیچ زادی بهر گفتن
شب عیش و زفاف و وصلت آمد
جوان در حجله با صد خجلت آمد
دو محرم را به خلوت کرده بودند
فراش وصل را گسترده بودند
مهیا مقتضی و منع مفقود
گل و گلچین و رخصت هر سه موجود
همین مانده بر افکندن نقابی
کنار و بـ ـوسه ای و فتح بابی
ولی کم رو جوان هر رشته می تافت
برای گفتگو حرفی نمی یافت
عروس از انتظار خود کلافه
ز بی تابی و خشمش پر قیافه
به قول پیرهای استخوان دار:
جوان خندان شود با کاه دیوار
جوان و این قدر بی حال و کم رو؟
ندانم کاه دیوار است یا شو؟
سرانجام آن جوان دل را به دریا
زد و پرسید از همسر که:"آیا
تو میدانی اصول دین بود چند؟"
عروسش زد تمسخر بار لبخند
که:"حجله ست این نه گور ای خانه آباد!
نکیر و منکری تو یا که داماد!!!!!!
خدایا حجله ام را گور گردان
ز من این کره خر را دور گردان"
خداوندا...
توخيلي بزرگی ومن خيلي کوچـک، ولي جالب اينجاســـت
تـــوبه ايـــن بزرگـي من کوچک را فراموش نميکني ؛
ولـــــي من به اين کوچـکي تورا فرامـوش کرده ام
وجالب تر اينجاست كه نعمتهايت را نديده ميگيريم و
حكمت هايت را تحليل و زير سوال ميبريم!!!
به بزرگي ات همه را ببخش...

پاسخ
سپاس شده توسط: shazdekuchulu ، رها
#2
با حال بود
بچه فال فروشی را پرسیدم چه میکنی؟
گفت به ان هایی که در امروز خود مانده اند فردا می فروشم.

[عکس: treeswing.gif]
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
مرسی..
کوله بارم بر دوش سفرى مى باید،سفرى تاته تنهایى محض

هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى فقط آهسته بگو: من خدا را دارم
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان