امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان شکایت زنها از درد زایمان نزد حضرت موسی
#1
در قوم بني اسراييل که قوم ايراد گيري بودند يک روز زنها نزد حضرت موسي آمدند وگفتند:
اي پيامبر خدا ،اين چه عدالتي است که پروردگار قرارداده است.
حضرت موسي فرمودند منظورتان چيست ؟
گفتند:خداوند همه درد ها و رنج ها را به جان ما زنها انداخته مثلأ همين درد زايمان
ما زنها بايد 9 ماه بارداري را بارنج ومشقت تحمل تازه بعد از آن بد بختی هایمان شروع می شود که باید بچه را شیر بد هیم تمیز کنیم و بزرگش کنیم
ولی مردهادراين بين فقط در به وجود آمدن بچه نقش دارند وهيچ گونه دردي راتحمل نمي کنند
اين از بي عدالتي خداست.
حضرت موسي عرض کرد هيچ يک از کارهاي پروردگار بي حکمت نيست ودرآن بي عدالتي نيست
حتمأ حکمتي در آن است
زنها اصرار کردند که اين بي عدالتي محض است ماخواهان آن هستيم که خداوند حداقل درد زايمان را براي مردها در نظر بگيرد
پيامبر هر چه اصرار کرد بي فايده بود تا اينکه حضرت موسي به کوه طور رفت و نزد پروردگار به راز ونيايش پرداخت سپس گفت:پروردگارا اين بندگان نادانت از من چيزي خواستند که خلاف خلقت توست
ندا رسيد موسي برو به زنهاي بني اسراييل بگو از فردا هرکس حامله شد موقع زايمان همسرش را کنارش بگذارند ودرد زايمان به جان همسرش ميافتد.
از فرداچنین شد هر زنی که مو قع وضع حملش می شود همسرش را می آوردند و در مو قع و ضع حمل همسرش با آه ناله و درد و فغان باعث می شد که زن بدون درد زایمان کند.چند وقتی به این منوال گذشت.
تا اینکه زن خواجه وقت زایمانش شد خبر دادند که خواجه را صدا کنید که زود خود را بر ساند که وقت وضع حمل همسرش است .
خواجه آمد و همسر ش در حالت وضع حمل بود همه منتظر که خواجه را درد بگیرد و آه و ناله کند ولی در کمال تعجب دیدند خواجه طبیعی و بدون درد نشسته است ولی در عوض از خانه ای که همسایه خواجه است صدای ناله های مرد جوانی می آید .
از روز بعد تمام زنهای بنی اسراییل نزد حضرت موسی آمد ند و گفتند ما به همان طریق قبل راضی هستیم
و حضرت موسی فرمود دیدید که تمام کارهای پر وردگار از روی حکمت است و اگر این طور نبو د خیلی از شما بی آبرور می شدید و فر صت تو به پیدا نمی کردید.
خداوندا...
توخيلي بزرگی ومن خيلي کوچـک، ولي جالب اينجاســـت
تـــوبه ايـــن بزرگـي من کوچک را فراموش نميکني ؛
ولـــــي من به اين کوچـکي تورا فرامـوش کرده ام
وجالب تر اينجاست كه نعمتهايت را نديده ميگيريم و
حكمت هايت را تحليل و زير سوال ميبريم!!!
به بزرگي ات همه را ببخش...

پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
منطقی نبود.درمورد همه صدق نمیکرد dfgh
شازده کوچولو پرسید:کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت:از وقتی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره.

 
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان تکان دهنده/ یک چشم صنم بانو 1 55 ۰۶-۱۲-۹۹، ۱۱:۱۴ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
  داستان تکان دهنده/ تصادف ماشین صنم بانو 0 9 ۰۶-۱۲-۹۹، ۱۱:۰۸ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو
  داستان غم انگیز دفتر خاطرات صورتی صنم بانو 1 7 ۰۶-۱۲-۹۹، ۱۱:۰۳ ق.ظ
آخرین ارسال: صنم بانو

چه کسانی از این موضوع دیدن کرده اند
3 کاربر که از این موضوع دیدن کرده اند:
admin (۱۱-۰۱-۹۹, ۰۷:۴۰ ب.ظ)، دخترشب (۱۷-۰۱-۹۹, ۰۸:۵۶ ب.ظ)، d.ali (۱۴-۰۱-۹۹, ۰۳:۳۷ ب.ظ)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان