امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنان آندره موروا
#1
[عکس: Andere%20Morva.jpg]


«آندره موروا» (Andre Maurios) یكی از نویسندگان بزرگ فرانسوی است كه اصالت یهودی دارد و نام اصلی او «امیل هرزوگ» (Emile Herzog) است. وی در سال 1885 در شهر «البوف» متولد شد.
مقاله‌های موروا بیشتر لحن شخصی دارد، مانند : «این است اندیشه‌های من» (Mes Songes que voici) (1932)، «پنج چهره از عشق» (Cinq Visages de l’amour) (1942) و مطالعه‌ای تحقیقی درباره پنج رمان‌نویس فرانسوی که در همان سال تکامل یافت و با نام «هفت چهره» (Sept Visages) منتشر شد.
مجموعه «خاطرات» Memoires)) موروا در سال 1942 انتشار یافت که به سبب نقدهای ادبی که در آن وجود دارد، از ارزش فراوان برخوردار است. موروا در آثار نمایشی نیز آزمایشی کرد و نمایشنامه «بیگناهان با دستهای پر» (Aux Innocents les mains pleines) را در سال 1955 نوشت.

«گلهای ماه سپتامبر» (Les Roses de September) از دیگر آثار موروا است كه در سال 1956 منتشر شد. آثار موروا حس انسان‌دوستی، دانایی و هوشیاری فراوان او را آشكار می سازد. موروا در سال 1939 به عضویت آکادمی فرانسه انتخاب شد و در آن زمان، یكی از شخصیتهای درجه اول ادبیات این كشور به شمار می‌رفت.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
بشر به اميد زنده است و اميد همان آرزو است.


هر بشري مي تواند در ژرفاي انديشه ي خود پناهگاهي بسازد و در آن جاي امن، هر گلوله ي سنگين و گران و هر سخن نابجا و نيشدار و مسمومي را ناچيز شمرد.


يك روح آرامش جو كه آرامش و مسالمت [ =سازواري ] را در سراسر وجود خود احساس مي كند، چه ترسي ممكن است به خود راه دهد؟
با تمام وجود نسبت به كسي كه سزاوار و شايسته ي عشق شما به نظر مي رسد سوگند وفاداري ياد كنيد.


درد حقيقي پيري در ضعف جسماني نيست، بلكه در سهل انگاري و بي باكي روحي است.


به راستي تسلي بزرگي است كه كسي بتواند در زمان هاي درد و تنهايي و فراق، دست كم يك خاطره ي كامل درخشنده را به ياد آورد.


براي كار كردن كافي نيست كه انسان پشت يك ميز بنشيند، بلكه بايد خود را در هنگام كار از همه ي انديشه هاي گوناگون پاس داشته و در امان نگاه دارد.


هدف آموزش و پرورش اين نيست كه متخصص و اهل فن تحويل بدهد، بلكه هدف آموزش اين است كه فكر و هوش عالي بسازد.


به هر انديشه و هوش و ادراكي، غذاي ويژه ي خودش را بايد تجويز كرد كه مطابق با اشتهاي آن انديشه باشد.


در ادبيات نيز مانند عشق نمي توان به گزينش ديگري اعتماد كرد. بايد كه مؤمن و معتقد و وفادار باشيم نسبت به آنچه كه طبع و انديشه ي ما مي پسندد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
صرف داشتن موهبت و استعداد كافي نيست، زيرا اگر آن را به حال خود رها كنند عقيم مي ماند.


شعر، گونه اي از حالت تاثر و هيجان است كه در آن حالت، آرامش و سكون به انسان دست مي دهد.


كار، از بين برنده ي كسالت و عيب و نياز است


افراد بشر هيچ گاه نمي توانند به اقدامي مفيد مبادرت ورزند و به عملي مشترك دست زنند، مگر اينكه يكي از ميان آنان برخاسته و تلاش همه را هر لحظه به سوي هدف مشترك رهبري كند.


هر عمل دسته جمعي وقتي درست رهبري نگردد دچار آشفتگي و بي نظمي مي شود.


بدون وجود وجود فرمانده ي شايسته و سزاوار، عيچ عمل نظامي، هيچ حيات ملي و هيچ زندگاني اجتماعي وجود ندارد و نمي تواند وجود داشته باشد.


پيرمردان بسيارند و براي برگزيدن و بهره گيري از آنها نبايد دنبال شناسنامه و تاريخ ولادت آنها رفت و كهن ترين آنها را برگزيد، بلكه بايد به دنبال بهترين آنها رفت.


هرم ها از رأس ساخته مي شود و چيزي كه در معماري بسيار خطرناك است در اداره ي امور عمومي آسان به نتيجه مي رسد.


مرد اگر نمي خواهد در مرحله ي عشق و محبت خسته شود، بايد با حسن نيت، اهميت مقامي را كه عشق در زندگاني و حيات يك زن دارد درك كند.


هيچ كاري ممكن نيست براي مملكت انجام گيرد، مگر اينكه هوي و هوس و خواهش هاي نفساني و هيجان هاي روحي مانند عشق و خشم و جز آن در امور مملكتي راه نداشته باشد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
نخستين ويژگي مورد نياز يك مدير، داشتن اراده است.


در حقيقت، هيچ چيزي براي فرمانبران و زيردستان آنقدر باعث دلسردي و دلسوختگي از كار نمي شود كه داشتن يك مدير سست عنصر و دو دل و دورو.


نمود شخصي همان ميزان حكومت مي كند كه خود شخص.


يك مدير حقيقي هيچگاه گمان و باور ندارد كه يك هدف كه برآورده شد، ديگر همه ي كارها جاودانه و منظم و روبه راه شده است.


باغي كه خوب از آن مراقبت به عمل آمده است اگر مدت زماني به حال خود رها شود، همه ي آن را علف هاي هرزه و بد فرا مي گيرد.


مدير خوب مي داند كه هيچ نتيجه ي مطلوبي هيچ گاه به دست نخواهد آمد.


ارتش بزرگ هميشه فرمانده ي خود را سرمشق عمل خويش قرار مي دهد.


خونسردي، بزرگترين صفت براي كسي است كه امر فرماندهي را بر عهده گرفته است.


گاهي عامل زمان آنقدر مهم است كه بايد تنها عامل روشن و فرضيه ي اساسي و اصلي براي پاسخ به مسأله قرار گيرد.


در دنيا عده ي اندك شماري يافت مي شوند كه مي توان به آنها اعتماد كرد؛ بايد گشت و اينها را يافت.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
مدير واقعي و حقيقي به بشريت اعتماد نمي كند، اما به چند تن از مردان به تمامي اعتماد مي كند.


يك مدير پر توقع و جدي هميشه بيش از يك مدير سهل انگار و سست، مورد علاقه و محبت زيردستان است.


راز اينكه انسان را دوست بدارند، اين است كه او دوست بدارد.


بسيار اشخاص كم و نادري هستند كه با سرشت هاي مشخص بتوانند در برابر قدرت بلامنازع [ =بي مدعي ] كه به آنها داده شده مقاومت كنند و به بيان ديگر، خود را گم نكنند.


آزادي، يك حق غير قابل تصرف بشري نيست، بلكه يك پيروزي مورد پسند است كه بايد هر روز اين پيروزي و فتح از نو آغاز گردد.


هيچ رهبري نمي تواند قدرت خود را پاس دارد، مگر اينكه هر روز خود را سزاوار آن قدرت نشان دهد.


طوفان، درد و تباهي را آشكار ساخته، اما او به هيچ وجه آفريننده ي تباهي و درد نبوده است.


گرگ پير تا زماني كه قدرت آن را دارد كه طعمه اي به چنگ آورد و آن را از هم بدرد مورد احترام [ =بزرگ داشتن ] است.


دگرگوني هاي پرشتاب و نوآوريهاي شگفت انگيز دليل پيروزي جواني است و استقامت و پايداري، ثبات و استحكام سنن و عادت ها، دليل بر حيثيت و شرف پيري است.


زندگاني، يك نمايش و سينماي هميشگي است. تماشاچيان صحنه ي زندگاني يكي پس از ديگري برمي خيزند و از سينماي زندگاني بيرون مي روند.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
رمز پاس داشتن چابكي و نرمي و ظرافت آن است كه انسان هيچ گاه ورزش را ترك نكند.


آنچه را كه ديروز انجام شده است امروز نيز مي توان انجام داد، اما آنچه كه انجام نشده براي هميشه از دست به در شده است.


فن پير شدن عبارت است از جنگ و نبرد در برابر بدي ها و معايب پيري، كه در پايان زندگاني ما، يعني دوره ي نيكبختي و خوشبختي ما پا به عرصه ي ظهور مي گذارد.


هر عملي كه براي جوان گردانيدن و بازدارندگي از آشكار شدن پيري باشد يك عمل و رفتار ناشي از تمدن و مدنيت است.


عشق پيرانه سر نيز مي تواند آن قدر مؤثر و گيرا و همان اندازه صادقانه و صميمانه باشد كه مهرورزي ايام جواني، صادقانه و صميمانه و مؤثر و گيرنده است.


يك پيرمرد بدون اندوه و با نشاط هرگز بدون دوست و رفيق نخواهد ماند.


اگر همه ي مردم مي دانستند كه همه ي مردم از همه ي مردم چه چيزها كه نمي گويند، هيچ كس به هيچ كس سخني نمي گفت.


عيب و علت واقعي و اصلي پيري در ضعف جسماني نيست، بلكه در بي علاقگي روحي است.


مردمي كه آرام تر و كندتر پير مي شوند آنهايي هستند كه با فرهنگ و فرزانگي، دليل و برهان زندگاني را درك نموده اند.


در بسياري از زمانها، پيرمردان بهتر از جوانان، راه و رسم فرمان دادن و اداره كردن را مي دانند.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
فن و هنر پيري آن است كه انسان سالخورده خود را به منزله ي تكيه گاه زندگاني و به منزله ي مرد مورد اعتماد نسل هاي آينده قرار دهد، نه اينكه خود را در برابر جوانان به منزله ي يك دشمن و رقيب نمايان سازد.


يك مرد خردمند، پس از آنكه زماني را صرف كار و تلاش ويژه اي كرد، بقيه ي عمر را جز صرف آسايش خويشتن و فرهنگ و تربيت خاص خود نخواهد ساخت.
براي مردماني كه جز به تكميل احساسات بشري نمي انديشند، موسيقي پناهگاهي شايسته و ابزار سرگرمي مؤثري است.


قدرت و توان بيش از آنكه مربوط به سن و سال باشد، به تندرستي و سلامت وابسته است.


مسرت ها و خوشي هاي زندگاني در سنين پيري بسيار لذت بخش تر و گواراتر از دوران جواني است.


پيروزمندان! فراموش نكنيد كه پيروزي هاي بشري هميشه نسبي و موقتي است.


هيچ پيروزي اي آينده ي ما را در نظر ما مشخص نمي سازد و نمي تواند باعث اعتماد ما به آينده ي دور و درازي باشد.


هيچ انقلابي نتوانسته است نيكبختي و خوشبختي جاودانه ي اجتماعي را تضمين كند.


ثروتها و نام آوريهايي كه زاده ي يك لحظه از عمر اند در يك لحظه از زمان فنا مي شوند.


جنگ و نبرد زندگاني باعث پايداري و قوت شما خواهد شد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
دانشمند كسي است كه از بررسي ها و تجربه هاي خود، حدس ها و قياس هايي [ =سنجش ] بدست آورد كه داراي روابط هميشگي و ثابت از نظر فنون (حوادث حسي) باشند.


اميد و روياي يك مرد عمل اين است كه در زمانهاي بي نهايت دشوار و در موارد پيچيده و سخت، نسبت به ادراك حيواني و هوش فطري خويش اطمينان خاطر كامل به دست آورد.


دانسته ها و آگاهي هاي ما جز در موارد لازم و مناسب از آنِ ما نيستند.


يك مرد بزرگ عمل، به يك شاعر بايستي بسيار بيشتر نزديك باشد تا به يك مؤلف دايره المعارف... .
براي مرد عمل، انديشه با عمل درهم است، همان گونه كه براي يك شاعر، انديشه با تصوير و نشانه هاي درهم و مربوط مي باشد.


كسي كه بخواهد همه كاره باشد هيچ كاره است.


به راستي عبث و بيهوده است كه انسان از طبيعت چيزي را بخواهد كه به او داده نشده است.


تا زماني كه كارت به انجام نرسيده، نبايد از راهي كه برگزيده اي، از انحراف و تغيير جهت روي برتابي


بايد در هر كاري به امكان و عملي بودن آن كار ايمان داشت.


بهترين خلق و خوي، بردباري و متانت و به ويژه، خوش منشي و شوخ طبعي است كه توانايي و قدرت آن را دارد كه براي يك زن و شوهر خوشبختي فوق العاده به بار آورد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
آگاه باشيد! دوست داشتن و عشق ورزيدن را بايد احساس كرد.


عشق مانند آن بوته ي خاري است كه هرچه بيشتر در كندن آن از زمين تلاش شود، آن خارها بيشتر در جسم و گوشت طرف مقابل نفوذ و رسوخ مي نمايد.


انسان هميشه در پي چيزي است كه از او دوري مي جويد و رد مي كند چيزي را كه به او تسليم مي گردد.


كسي كه در دسترس و معرض ديد و همنشيني قرار ندارد آسان مي تواند مورد تحسين و ستايش قرار گيرد.


وقتي كه غذايي به عشق و محبت نرسد و بي قوت بماند، يا به خواب مي رود و يا فنا مي شود و يا به علت نقص كمك از مبدأ كمال و فراواني دچار كاستي مي شود


ستايش، خود گونه اي از هديه و ارمغان است.


مردي كه سزاوار گرفتن نام "مردي" باشد به كار خود بيش از همه ي جهان و حتا بيش از هر زني كه او را دوست مي دارد عشق مي ورزد.


اگر زن درصدد تلاش و كوشش مجدد براي دور كردن مرد از شغل اش برآيد، جز اينكه كينه و بغض مرد را به خود متوجه سازد نتيجه ي ديگري نمي گيرد.


بهترين كتابها و رمان هاي عاشقانه آنهايي هستند كه به آنها كه سزاوار حقيقي محبت و عشق اند، راه و رسم زندگاني را بياموزند.


يكي از موارد اساسي آيين دلبري اين است كه شخصي كه مي خواهد محبوب باشد بايد وقت بيشتري را صرف تربيت و فرهنگ خويش نمايد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#10
هر كاري كه با عشق و محبت آغاز مي گردد، لذت بخش و سرورآميز است، اما عشقي كه با كار آميخته شود لذت اش بيشتر و مسرت و سرور آن افزونتر است.


همان گونه كه هر چيز تازه اي، جذابيت و تمايل بيشتري دارد، در برابر، از قابليت فناپذيري بيشتري نيز برخوردار است.


استعداد و ذوق هميشه براي زن و شوهر، تازگي و تجدد و تنوع پايدار و هميشگي ايجاد مي كند.


كسي كه ديگري را دوست دارد و به راستي به او عشق مي ورزد، هر روز تلاش مي كند يك كشيش دهكده اي باشد كه دوست دارد همه شب خيابان هاي تنگ و پرپيچ و خم خود را طي كند و در محيط انديشه و هوش و استعداد محبوب خود گردش نمايد.


بزرگترين رمز خسته نشدن، طبيعي بودن است.


اگر ما دلدار خود را با ويژگي هاي خاص خودش برگزيده ايم، بايد بگذاريم كه او در حركات و پرورش و نمو آزاد باشد.


عشق نياز به تجزيه كننده ندارد، بلكه براي بيان نيازمند شاعر است.


كسي كه با نيروي تمام دوست دارد و با قدرت كامل عشق مي ورزد، مي فهمد كه اگر لازم باشد بايد خود را تازگي مجدد بخشد و دم به دم خويش را نو و نوتر نمايد.


يك عشق بزرگ، به موجودات بسيار ساده قدرت و قابليت تيزهوشي، از خودگذشتگي و اعتماد و اطمينان خاص مي بخشد.


براي همگان، حكومت كردن بر خانه از هر جاي ديگر و هر امر ديگري دشوارتر است.
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  سخنان بزرگان دخترشب 12 1,164 ۱۹-۰۸-۹۹، ۰۳:۴۴ ب.ظ
آخرین ارسال: دخترشب
  سخنان تصویری زیبا از بزرگان !!Tina!! 37 4,782 ۱۷-۰۱-۹۷، ۱۱:۴۲ ب.ظ
آخرین ارسال: !!Tina!!
  مجموعه ای از سخنان دکتر الهی قمشه ای !!Tina!! 7 1,386 ۰۹-۱۰-۹۶، ۰۵:۱۶ ب.ظ
آخرین ارسال: !!Tina!!

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان