انجمن ايران رمان



کاریکلماتور...
زمان کنونی: ۲۳-۰۹-۹۶، ۰۲:۳۰ ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ونوشه
آخرین ارسال: ونوشه
پاسخ 3
بازدید 568

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کاریکلماتور...
#1
Star 
-چراغ راهنما از بس كه چشمك زد، مژه هايش ريخت.

-تا دو كلمه حرف حساب زدم، چرتكه لبخند زد!

-وقتي بچه را از شير گرفتند، عاشق بستني شد.

-وقتي بهمن سقوط مي كنه، اسفند بالا مي ره!

-لامپ از ذوق روشن شدن سوخت!

-از بس كه دلم براي ديگران سوخته ديكه ازش جز خاكستر چيزي نمونده .

-دلم گرفته بود اما مامانم گفت به درد نمي خوره پسش بده .

-دلم براش تنگ شده بود درز هاشو شكافتم حالا برام گشاد شده .

-گذر زمان ويران گر خاطره هاست اما دارم با ويرانه هاش مجسمه درست ميكنم تا ابدي بشه!

-سكوت قشنگترين اوازيست كه تاكنون شنيده ام .

-چشمايت را ببند تا ببيني انچرا كه تاكنون نديده اي .

-در زير اب نفس كشيدن را تجربه كن .

-باغبان مشغول چيدن گلهاي است كه يك سال منتظر رويدنش بوده است

-براي رهايي از مرگ به عزراييل جانم را رشوه خواهم داد.

-حق نفس كشيدن را از ماهي سلب كردند تا زنده بماند.

-بعضي ها مرگ به سراغشان مي ايد بعضي ها هم خودشان به سراغ مرگ مي روند.

-درهر سكوتي را كه بگشايي يك عالمه حرف از ان بيرون مي ريزد.

-اين چه حكايتيست كه پلكهايم روزها با هم قهر ميكنند و شبها همديگر را در اغـ ـوش مي كشند.

-پر اضطرابترين بازي در كل دنيا بازي مرگ و زندگيست.

-منزل چشمانم هر لحظه ميزبان روي يار است.

-هر زمان كه از كنار تو مي گذرم پاي لبـ ـهايم در باطلاق گونه هايت فرو مي رود.

-اگر زماني به تو نياز پيدا كنم به خانه دلم رجوع خواهم كرد.

-همه جا را به دنبالت گشتم بجز انجا كه حظور داشتي.
پاسخ
سپاس شده توسط: yasi ، mahiye ghermez
#2
قشنگ بودن خانووووميTongue
دكتر چه مهربونه...
درد منو ميدونه....
با شادي و با خنده زخم منو ميبنده...
ميگه مريض كوچولو,كوچولوي موچولو....
برو بخواب تو خونه دواي تو همينه...
تا كه بشي سلامت,خوشحال و شاد و راحت...: دي
پاسخ
سپاس شده توسط: ونوشه ، saghi
#3
Star 
* آدم خيال باف هيچ وقت بافته اش را نمي تواند بفروشد.


* همه ماهي ها پولکي هستند.


* چون مي خواست حرف هايش با ارزش باشد دائم از پول حرف مي زد.


* جرثقيل هميشه زير بار زور مي رود.


* چاه مکن بهر کسي تا پولشو نگرفتي.


* رعد که غرید ابر ترسید و گریست.


*نصف روز حسرت خورد که دیروز تمام شده است نصف روز را هم می ترسید که فردا بیاید.


*از ترس بیشتر می ترسید.


*از وقتی نقره داغ شد از طلا هم می ترسد.


*پرنده پیر از سایه گربه هم می ترسد.


* برخي حقوق کارمندي، ضد حقوق بشر است.


* دل گرسنه هميشه کباب است.


* شهرداري موقع بيکاري، براي مردم نقشه مي کشد.


* خشک کردن ريشه گراني، براي بعضي گران تمام مي شود.


* از سايه خودش مي ترسيد، آفتابي نمي شد.


* قلبي که عاشق نشود، مثل کليه سنگ ساز مي شود.
پاسخ
سپاس شده توسط: yasi ، saghi


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان