انجمن ايران رمان



امروز بعد از 4 سال خوشحالم....
زمان کنونی: ۲۹-۱۰-۹۶، ۰۳:۰۳ ب.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ...rozhin
آخرین ارسال: ...rozhin
پاسخ 1
بازدید 227

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امروز بعد از 4 سال خوشحالم....
#1
از آدمهایی که رفتارشان را اینجوری توجیه میکنند که:
«...چون عصبانی بودم»، میترسم.
این را بعد از یک تجربه ی خیلی سخت، خیلی دردآور و خیلی بیرحمانه یاد گرفتم.
عصبانیت را میفهمم
اما به آدم عصبانی حق نمیدهم هر رفتاری را به بهانه ی عصبانی بودن توجیه کند.
بعضی حرفها، بعضی کارها مثل گلوله هایی هستند که شلیک کنی.
گلوله، زخمی میکند و میکشد.
گلوله درد دارد.
حالا چه با عصبانیت شلیک شده باشد، چه با آرام...ش.
عصبانی بودن به کسی حق نمیدهد که تفنگش را بردارد و دیگران را به رگبار ببندد.
17 خرداد امسال میشود چهار سال که این را یاد گرفته ام.
خوشحالم که خودم را از میدان تیرش نجات دادم.
خوشحالم که آنقدر نایستادم که گلوله هایش به قلـ ـبم بخورد.
خوشحالم که یک روز گرم بهاری، جایی توی پیاده روی شرقی ولیعصر، بین ونک و میرداماد، گوشی ام را خاموش کردم و دیگر هیچوقت برنگشتم.
امروز که از آنجا میگذشتم،
یادم آمد.....
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  امروز صبح شیطان را دیدم. !!Tina!! 3 24 ۰۴-۰۷-۹۶، ۰۴:۵۸ ب.ظ
آخرین ارسال: ♥صنم♥
  فردا شکل امروز نیست | نادر ابراهیمی ملکه برفی 0 133 ۰۵-۰۵-۹۴، ۰۵:۴۷ ب.ظ
آخرین ارسال: ملکه برفی
  امروز كه از خواب بيدار شدم از خودم پرسيدم زندگی چه می گويد؟ SilentCity 0 254 ۱۰-۰۴-۹۴، ۰۱:۲۱ ب.ظ
آخرین ارسال: SilentCity

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان