امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنان آنتوني رابينز
#1
[عکس: L129178207682.jpg]



آنتوني يا توني رابينز نويسنده و سخنران مقتدرامريكايي در 29 فوريه 1960 در كاليفرنيا بدنيا آمد. شهرت عمده او به خاطر سلسله كتاب هايش در زمينه موفقيت است. آنتوني رابينز بيش از نيمي از عمر خود را صرف کمک به ديگران کرده، تا عظمت وجود خود را کشف نموده و آن را بهتر سازند.

او يکي از موفق ترين افراد ایالات متحده در زمينه بهبود عملکرد ديگران است. وي بنيانگذار و رئيس هيأت مديره بنياد آنتوني رابينز است که به منظور کمک به افراد براي رسيدن به موفقيت هاي فردي و حرفه اي تأسيس شده است. رابينز براي بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهايي از قبيل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ايالات متحده و همچنين تيم هاي ورزشي لس آنجلس و قهرمانان مدال طلاي المپيک همکاري داشته است.

وي همچنين مورد مشاوره بسياري از چهره هاي معروف جهاني بوده و در مورد بازسازي شهر شفيلد که چهارمين شهر بزرگ انگلستان است، طرف مشورت بوده است. وي درصدد است تا با کمک به افراد، جهان را به جاي بهتري براي زيستن تبديل نمايد. او مي خواهد به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گيرند، روابط خود را با ديگران بهبود بخشند، به دنبال هدفهاي ارزشمند زندگي خود بروند، بر ناکامي هاي عاطفي يا مالي غلبه کنند و به سهم خود، به جامعه و کشور خدمت نمايند. سالهاست که او بدون خودخواهي، نيرو و منابع خود را در اختيار نيازمندان قرار داده است.

وي در سال 1991 بنيادي غيرانتفاعي را بوجود آورد که هدف آن، کمک به کودکان عقب مانده، افراد بي خانمان، سالمندان و زندانيان است. رابينز از روش هاي گوناگوني براي بالا بردن سطح زندگي خود و ديگران استفاده مي نمايد . او بر اين اعتقاد است که فرايند تفکر و ارزيابي، چيزي جز پرسش و پاسخ دروني نمي باشد. مي دانيم که نحوه تفکر و ارزيابي ما (که خود ارزيابي هم به عوامل گوناگون و موقعيت آن بستگي دارد )، احساس ما را شکل مي دهد و با توجه به اينکه يک شخص هر چقدر هم که عاقل و بالغ باشد، بر مبناي احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل مي کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و اين رفتارها و عادت هايي که شايد در بسياري از مواقع، متوجه ميزان بازدارندگي آنها نمي شويم و سرانجام سرنوشت ما را رقم مي زنند.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
كاميابي، كليد دارد.


من زماني كامياب هستم و توانگر مي‌شوم كه احساس كنم دارم كاري فراگير و جهاني انجام مي‌دهم.


هرچه بيشتر ببخشيد، بيشتر دريافت مي‌كنيد.


اگر پول داشته باشيد، به راه نادرست نرفتن، آسانتر است.


ارزش هايي كه براي خود برمي گزينيد، بر همه ي تصميم هاي شما در زندگي اثر مي گذارند.


افرادي داراي قدرت هستند كه فلسفه ي زندگي و كنش هاي آنان يكي باشد.


بايد بدانيم، آنچه همچون نيرويي مغناطيسي، جهت زندگي ما را آشكار مي كند، قدرت جادويي ارزشها است.


ارزشها، نيروهايي هستند كه در پيش روي ما قرار دارند و ما را به گرفتن تصميم هايي وا مي دارند كه جهت و هدف نهايي زندگي ما را روشن مي سازند.


تنها راه دستيابي به نيك بختي درازمدت آن است كه بر مبناي بزرگترين آرمانهاي خود زندگي كنيم، يعني هدف راستين خود را بشناسيم و بر پايه ي آن به كنش بپردازيم.


آنچه در زندگي بيشتر مردم، مايه ي اندوه است، اين است كه بيشتر، مي دانند در زندگي خود خواهان چه چيزهايي هستند، ولي به درستي نمي دانند كه چه كسي مي خواهند باشند.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
تنها راه نيك بختي و خشنودي جاوداني اين است كه بر پايه ي ارزشهاي راستين خود زندگي كنيم.


براي اينكه به خوشبختي راستين برسيد، بايد تفاوت ميان وسيله و هدف را بدانيد و به ناگزير در جهت هدف يا ارزش پاياني به جنبش درآييد.


اگر سلسله مراتب ارزشهاي خود را بشناسيد، دليل كنش هايتان براي خودتان روشن تر مي شود و مي توانيد در زندگي، ثبات بيشتري داشته باشيد.


كساني كه به مجردِ برخورد با سختي، كار را رها مي كنند، هرگز به جايي نمي رسند.


بايد گفت كه چه در درون شركتها و چه در روابط بين افراد، مديريت از هر چيزي مهمتر است.


افراد، براي فرار از رنج، تلاش بيشتري مي كنند تا براي كسب لذت.


بزرگترين خشنودي هاي زندگي، زماني به دست مي آيد كه انسان بداند در راستاي باورهاي راستين خود، رفتار كرده است.


بيشتر ما براي باز شناختن بهاي هر چيز، قانوني داريم و آن اينكه، خواستار امور كمياب هستيم و براي امور بسيار شگفت انگيزي كه پيوسته در پيرامون مان رخ مي دهد، ارزشي قائل نيستيم.


براي احساس شادكامي و خوشبختي، لزومي ندارد كه پيشامد ويژه اي رخ دهد.


مي توانيد هم اكنون، احساس شادي كنيد، بدون اينكه هرگز به دليل ويژه اي نياز باشد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
اگر زندگي خود را به گونه اي بنا كنيم كه خوشبختي ما وابسته به اموري بيرون از دسترس ما باشد، در آن صورت، احساس رنج خواهيم كرد.


اينكه احساس كنيد، ارزشهاي مورد نظرتان برآورده مي شود يا نه، بستگي به قوانين فردي شما دارد.


زندگي، پديده اي دگرگون شونده است، از اين رو، قوانين ما بايد به گونه اي باشد كه به ما اجازه ي سازگاري، رشد و لذت را بدهد.


بيشتر كاميابي من ناشي از اين باور است كه مي دانم توانايي انجام بسياري از كارها را دارم، هرچند كه آن كارها را پيش تر انجام نداده باشم.


اينكه ديگران، همه ي باورهاي شما را بپذيرند، امري، نشدني است.


كساني كه خود را هميشه خوب و خوش احساس مي كنند، رفتارشان با ديگران بهتر است و به عنوان يك فرد انسان، از توانايي هاي خود بيشتر بهره مي گيرند.


اگر كامروا نشويد، زندگي، خود به خود و به ميزان كافي، شما را دچار رنج خواهد ساخت و نيازي نيست كه با ايجاد قوانين سخت، پيوسته خود را دچار رنج و اندوه كنيد.


هر كسي داراي قوانين و ارزش هاي ويژه اي است كه ممكن است با قوانين و ارزش هاي شما متفاوت [ =ديگرگون ] باشد؛ ارزش هاي آنها نه بهتر است و نه بدتر.


قوانين فردي، بر همه ي كنش هاي ما فرمانروايي مي كنند.


به ياد داشته باشيد كه هر گاه از دست كسي خشمگين و يا برآشفته شديد، اين، قوانين فردي شما است كه ناآرام تان كرده است، نه رفتار طرف مقابل.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
اگر قواعد بازي را ندانيد، امكان بُرد وجود ندارد.


اگر به ديگران، قوانين خود را نگوييد، نبايد اميد داشته باشيد كه آنان بر پايه ي قوانين شما رفتار كنند.


اگر نخواهيد دست كم، برخي از قوانين ديگران را بپذيريد و پاس بداريد، نبايد اميدوار باشيد كه ديگران، بر پايه ي قوانين شما رفتار كنند.


اگر قرار باشد كه در برابر هر چيزي، واكنش نشان دهيم، پيوسته از فشار رواني، رنج خواهيم برد.


خودباوري انسان، برآمده از اين است كه خود را بر شرايط زمانه چيره ببيند، نه اينكه شرايط بر او چيره باشد.


قوانين فردي خود را به گونه اي سامان دهيد كه به شيوه ها و راههاي بسيار انبوه و گوناگون، احساس عشق و محبت كنيد و لذت بردن را براي خويش بسيار آسان سازيد.


اگر قوانين ديگران را ندانيد، بي شك، بازي را خواهيد باخت، زيرا ناگزير، دير يا زود، آن قوانين را زير پا خواهيد گذاشت.


يادتان باشد كه نيروبخش ترين قانون اين است: با وجود هر پيشامدي، از زندگي خود لذت ببريد.


اگر بخواهيم سبب رفتار انسانها را بدانيم، بررسي مهمترين و كارسازترين تجارب مرجع زندگي آنها، بي گمان، راهنماي خوبي است.


هرچه تجارب زندگي ما بيشتر و كيفيت آنها بالاتر باشد، ميزان حق گزينش ما بيشتر مي شود و بهتر مي توانيم معناي [ =چَم ] هر چيز را دريابيم و توان خود را براي انجام هر كار بسنجيم.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
اگر بر اين باوريد كه فرد باهوشي هستيد، سبب آن، اين است كه چارچوبهاي مرجع روشني را در ذهن خود، پويا مي كنيد كه اين احساس اطمينان را نيرو مي بخشد.


خوبي يا بديِ هر چيزي نسبي است و بستگي به اين دارد كه با چه چيز سنجيده شود.


نيروي انگاره ي ما، ده بار توانمندتر از نيروي اراده است.


اگر قدرت انگاره ي خود را از قيد و بند رها كنيم، خودباوري و بينشي در ما ايجاد مي شود كه محدوديت هاي گذشته مان را در هم مي شكند.


اگر كسي در هر يك از زمينه هاي زندگي، بهتر از ما واكنش نشان دهد، ساده ترين دليل اش آن است كه راهي بهتر براي داوري و معنا [ =چَم ] كردن امور دارد و مي داند كه در هر مورد، چه واكنشي نشان دهد.


كليد بنيادي داوري عالي اين است كه در هنگام ارزيابي امور و رويدادها، داراي روحيه ي نيرومند و حالت فكري و عاطفي مثبت باشيم.


اگر نسبت به خود، زياد سخت گير باشيد، بي گمان، نسبت به ديگران نيز سخت گير خواهيد بود.


بايد از گذشته درس بياموزيم، نه اينكه در گذشته ها زندگي كنيم.


در پژوهش بر روي يك اثر خوب، نيرويي نهفته است كه شما را وا مي دارد همچون نويسنده بينديشيد.


در هر تجربه اي، نكته اي ارزشمند مي توانم پيدا كنم و اگر از هر تجربه، نكته اي و نظريه اي را دريابم، در آن صورت، پيوسته رشد خواهم كرد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
تجربه ها بررسي هاي من همه نمايانگر اين است كه محدوديت هاي وجود ما (چه مثبت و چه منفي) بسيار كمتر از آن چيزي است كه به ما باورانده اند.


سرآغاز بهروزي اين است كه بدانيم باورهاي ما ارادي است.


داشتن ابزارهاي خوب و نيرومند فايده اي نخواهد داشت، مگر آنكه بدانيد به چه منظور از آنها استفاده كنيد.


ممكن است بزرگترين اره اي كه در جهان اختراع شده است در دست شما باشد و در عين حال، در ميان انبوهي از درختان جنگل، سرگردان بمانيد و ندانيد چه كنيد. اگر بدانيد كه چه درختاني را بايد بريد و چرا؟ شرايط بر وفق مراد است، وگرنه ابزاري عالي در دست داريد كه به هيچ نمي ارزد.


هدفهاي محدود، زندگي را محدود مي سازند.


هدف بايد به سود شما و ديگران باشد.


پيش از آنكه رويدادي در جهان بيرون رخ دهد بايد در جهان درون پيش آيد.


اگر مي خواهيم از حد توانايي هاي خود فراتر برويم، ابتدا بايد آن خواسته را در ذهن تجربه كنيم، آنگاه زندگي ما به آن سمت مي رود.
تمام محدوديت هايي كه داريد آنهايي هستند كه خودتان براي خود ايجاد كرده ايد.


محدوديت ها فقط در ذهن وجود دارند؛ پس هر وقت محدوديتي به ذهنتان رسيد، بي درنگ آن را از مغز خود بيرون كنيد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
اگر براي انجام كاري دلايل كافي در دست داشته باشيد، ناگزير به انجام آن وادار مي شويد.


يكي از راههاي غلبه بر دشواريها و محدوديت هايي كه خود، آنها را ايجاد مي كنيم اين است كه آنها را به گونه اي دقيق بشناسيم.


به درستي، هر كس كه به توفيق بزرگي نايل شده، نمونه و سرمشق يا آموزگار، راهنما و مشاوري داشته است تا راه درست را به او نشان دهد.


اگر خودتان براي زندگي خود برنامه نداشته باشيد، كسي ديگر از وجود شما براي برنامه هاي خود بهره نخواهد گرفت.


بد نيست دفتر يادداشتي داشته باشيد و رويدادهاي مهم روزانه را در آن ثبت كنيد. اگر زندگي انسان ارزش ادامه را داشته باشد ارزش ثبت كردن را نيز دارد.


براي هر يك از ما در هر زمان، امكاناتي موجود است تا زندگي خود را بهتر سازيم.


هر چه دقيق تر باشيم مي توانيم كارهاي مؤثرتري انجام دهيم.


براي ايجاد تغيير در ديگران بايد از تصورات دروني آنها درك درستي داشته باشيد.


پرمغزترين مطالب، زيباترين انديشه ها و هوشمندانه ترين انتقادات به طور مطلق بي معني هستند، مگر آنكه مخاطب، معنا و احساس آنها را درك كند.


اتومبيل مي تواند هم به سمت بالاي جاده حركت كند و هم به سمت پايين؛ بستگي به اين دارد كه روي آن به كدام سمت باشد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
يك رهبر راستين بايد بتواند از دانسته هايي كه از بيرون دريافت مي كند به نحو مؤثر بهره گيرد، وگرنه كار رهبري به خود بزرگ بيني مي انجامد.


يك پزشك ممكن است در تشخيص بيماري بسيار استاد باشد، اما كار درمان به خوبي پيشرفت نمي كند، مگر آنكه احساس كنيد پزشك به وجود شما اهميت مي دهد.


ما بايد خود را با زندگي، آنچنان كه هست و نه آن گونه كه مي خواهيم باشد، سازگار كنيم.


لزومي ندارد كه افراد به درستي مانند هم باشند تا با هم صميمي شوند، بلكه بايد به تفاوت ديدگاههاي يكديگر توجه و در عين حال به هم احترام بگذارند.


نمي توان به اصطلاح با قدرت اراده با ديگران ارتباط برقرار كرد و با كمك چماق، آنها را وادار به پديرفتن باورها و نقطه نظرهاي خود كرد.


در بسياري از موارد، اگر كاري را به دقت مانند گذشته انجام دهيم برايمان راحت تر است. اما آنچه آسان تر است بيشتر وقتها از همه بدتر است.


برخي از ما بحث را با مشاجره و بوكس بازي هاي لفظي اشتباه مي گيريم، در حالي كه راههاي ظريفانه تر و مؤثرتري براي از بين بردن مقاومت ها وجود دارد.


يكي از راههاي از بين بردن دشواريها و رفع گرفتاريها آن است كه آنها را از نو تعريف كنيم.


اگر باور كنيد كه بر خود مسلط بوده و قادر به تغيير روحيات خود هستيد، البته به اين كار توانا خواهيد شد.


هيچ چيز به خودي خود داراي معنا نيست، بلكه احساسات، رفتارها و واكنش هاي ما نسبت به هر چيز بستگي به نحوه ي ادراك و تصور ما از آن چيز دارد.
پاسخ
سپاس شده توسط:
#10
بدبختي، گونه اي نقطه نظر است. كسي كه كارش فروش آسپيرين است از سر درد شما احساس خشنودي مي كند.


ما دنيا را آنچنان كه هست نمي بينيم، زيرا ماهيت امور از نقطه نظرهاي گوناگون قابل تفسير است.


درست است كه پرچم تنها يك تكه پارچه است، اما در عين حال نشانه ي تمام فضايل و ويژگي هاي يك ملت به شمار مي رود.


بايد عواملي را كه در شما روحيات منفي ايجاد مي كند از محيط خود بزداييد و به جاي آنها عوامل مثبت را در ذهن خود و ديگران جاي دهيد.


اگر كسي به كار معيني دست بزند، اما در ژرفناي وجود خود خواهان چيز ديگري باشد، به خوشبختي و رضايت خاطر نخواهد رسيد


هيچ موفقيت حقيقي به دست نمي آيد، مگر اينكه با ارزش هاي اساسي ما مطابقت داشته باشد.


گاهي بايد بياموزيم كه چگونه ارزش هاي ناسازگار را با يكديگر آشتي دهيم.


به كمك ارزش هاي والاي انساني و ارتباط دادن آنها با اخلاق پسنديده، مي توان عادتهاي ناپسند را ترك كرد.


بهترين راه پيوند افراد به يكديگر آن است كه ارزش هاي والاي آنها را به هم نزديك سازيم.


هر سيستمي كه قابليت انعطاف بالايي داشته باشد و تغييرات زيادتري را بپذيرد، كارايي بيشتري خواهد داشت.
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  سخنان بزرگان دخترشب 12 1,162 ۱۹-۰۸-۹۹، ۰۳:۴۴ ب.ظ
آخرین ارسال: دخترشب
  سخنان تصویری زیبا از بزرگان !!Tina!! 37 4,781 ۱۷-۰۱-۹۷، ۱۱:۴۲ ب.ظ
آخرین ارسال: !!Tina!!
  مجموعه ای از سخنان دکتر الهی قمشه ای !!Tina!! 7 1,385 ۰۹-۱۰-۹۶، ۰۵:۱۶ ب.ظ
آخرین ارسال: !!Tina!!

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان