ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



[b][b]
عشق پنهان
عشقی رو...پنهون کردی
دلی رو...پرخون کردی
با اون...شبی بوده ای
غم رو...تو مهمون کردی
از تو...کلامی نبود
شادی رو...بیرون کردی
اون ...دل ...بیقرارو
کشتی و ...مدفون کردی
چراغ...انتظارو
دانه های...انارو
دل های ...مردما رو
زدی و...پرخون کردی
همه رو ...پریشون کردی
تنهای...تنها ...شدی
مهتاب ...شبها... شدی
درحسرت... دل خود
عشق وتو ...حیرون کردی[/b][/b]
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



وقتی در غربت چشمات
من میشم مثلِِ غریبه
دلمو میدم به دریا
آخه ساحلت فریبه
شبهای من بی ستاره
دل میگه فرقی نداره
دریا رو بغل میگیرم
روح من چه بیقراره
شب با من تنهای تنها
میرم اون بالای بالا
دستامو میدم به ابرها
تا دیگه نمونم اینجا
اشکاتو نریز رو گورم
من دیگه ،همیشه دورم
توی اون دنیای روشن
میمونم، سرشار نورم
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



بنال ستاره تو بنال به حسرت
شبا به عشق به حسرتم که گفته
تبی به من که میرسه بگم باز
بذار گلم بشم غم شکفته
هزیون نگفتم با ماه پریشون
دمی به من مهلت بده تو آسون
قصه ی دل، نگفته ها ی قلبم
بذار بگم نگو که هستی مهمون
قصه ی شب کهنه شده میدونم
بذار بگم که عاشقم ،همونم
که لحظه های پنجره تباهی
شکسته شیشه ی دلم ،خزونم
یکی نبود همیشه شد غم من
شبی بدون ماه می شه ،سیاهی
سراب لحظه ها، تن خشک من
مگه چه کردم که شدم یه آهی
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



دیگه اینجا نمی مونم
تا برات قصه بخونم
ناز چشمای قشنگت
رفتی و منم خزونم
تا سحر ستاره گریون
ماه شب دلش پریشون
میبره غُصه ی شب رو
با دلی همیشه پرخون
عشق من قصه همینه
اشک شب روی زمینه
ماه ماتم با ستاره
غم و غصه رو میباره
اگه خواستی که بمونم
واست از شادی بخونم
قلبتو بده به دستم
تا ببینم که من هستم
من اگه بودم توی اون
شب میشم ستاره بارون
قلب مو با عشق ومستی
میدمت هر جا که هستی
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



من یک طوفانم
درسکوتی دل فریب
اما چو پنهانم
شوق رفتن از خفا
از او گریزانم
با کلامی آشنا
در دل ایمانم
همچو رودی من به دریا
سوی جانانم
برکنم غم را زدلها
من مهرگانم
عطر خاکم هست هویدا
شوق ایرانم
پایه سقفم چهل ستونم
دور زویرانم
ریشه ام آب حیاتم
من جاویدانم
تخت جمشید افتخارم
گنج کاشانم
عدل ودادبوده کتیبه
در همدانم
رفته اینک هرچه بوده
آه پریشانم
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



من چقدر بهاریم
یه روز بهاری بود
من همه شوق وامید
بوسه ی خورشید خانوم
عشق بیقراری بود
شوق دیدار گلی
که همه فصل اونو
توی لحظه های من
به دل انتظاری بود
دونه ،دونه عشق تو
توی روزها و شبام
آبی و رنگین کمون
آسمون ،نواری بود
بهترین لحظه ها رو
می دیدم کنار تو
از زمین گذشتم و
روح من فراری بود
میزدم بوسه به ماه
با لب ستارها
لحظه های پر امید
عشقی و بهاری بود
آیینه شمعدون روبرو
عروسی شیرین عسل
همه زیبا وقشنگ
امیدم سواری بود
من چقدر بهاریم
با تو وصل عاشقی
من همیشه، پیش تو
عهد ی وقراری بود
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



وقتی احساس غریبی، به دلم رو میاره
تموم غم های دنیا ،مثل بارون میباره
گلهای زرد تو باغچه،انتظارشون غمه
دیگه حتی گل مریم ،برا من بو یی نداره
شب وتنهایی غم، زود اومده با رفتنت
دل من خالی زشادی، گِله از نبودنت
شاپرک بیا بریم از شب تاریک وسیاه
میدونم دلت میگیره،بی کسی و بی پناه
دست من اندازه ی رسیدن،به تو نبود
شاید تقدیر منه،گفتن اون دیگه چه سود
بسه از عشق توگفتن، نمی خوام دیگه تو رو
میرم اندازه ی غم ،شم، نگو که بازم نرو
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



همسفر
همسفر باتو شدن
غریبگی لحظه هام
می خوام از پیشت برم
با همه ی غُصه هام
آشنا ترین بودم
با غم ودلواپسی
گفتی از یادت برم
با همه دلبستگی
ای کاش اون لحظه بیاد
که توی یادت باشم
با همه غریبگیم
با تو آشنا بشم
همسفر بیا بریم
به خوبی لحظه ها
بوسه ی بهاریمون
دوری از غُصه ها
تپش قلبمونو
شادی شقایق ها
گرمی محبت و
عشق خوب عاشق ها
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



همه ی رازهای قلبم...
بی تو خسته غریبم
سوزتو شده رفیقم
بی تو تنهایی شبهام
حلقه زده اشکی چشمام
ای پری شهر قصه
دوری تو دیگه بسه
شعر مو برات می خونم
عاشقم با هات می مونم
توی و همه ی خیالی
عشقی و مستی حالی
برای تو بوده عشقم
تو بودی تو سرنوشتم
بیا تا با هم بشینیم
قصه ی غم نبینیم
با شادی هامون بخندیم
با خوبی هامون بمونیم
پس بگو چرا شکستی
مگه تو چقدرا مستی
خواهشم از تو همینه
که بمونی بی بهونه
پس بیا بشین عزیزم
تو بشنو آخرین سوزم
توی شبهای غریبم
همه ی رازهای قلبم
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



دل من در اوج رفتن
خسته از زندانی تن
می روم تا بیکرانها
هدفم از همه گفتن
بهار تنم خزون شد
همه کس چه مهربون شد
در شب وتاریکی من
روح من از تن برون شد
در شب تنهایی من
چشم دل بینایی من
ثروتم چند تکه پارچه
یاور وهمراهی من
ای خدا باری ندارم
مظلومم خاری ندارم
تو بکن رحمی به بنده
بی کسم راهی ندارم
رحمتت نوری به دیده
هرکسی به دل خریده
تو شفاعتی خدایا
از گناه کمر خمیده
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!