ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



مي گذري
مي روي
سبز خواهم شد وْ
زوزه هاي تو
گم خواهد شد
در شاخسار من!
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



به دنبال
سايه ام
تا غروب
دويدم..
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



وقتي جاده مرا در سفرجا گذاشت وْ
رفت
وقتي در تاريكي شب
خيانت كرد، شعر
آسمان شكست
و من
در حضور بي تو
تنها شدم..
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



با اينكه
دلمان
عاشق نبود
اما
عاشقانه
جان سپرد..
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



در جمع من و تنهايي
هيچگاه
تنها نبودم..
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



ياد تو مي پيچيد
بر پيكرم
همچون پيچكي!
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



از پدر غرور آموختم
و از مادر،اشکهای پنهانی.
اکنون این من و اشک چه مغرورانه
به فتح عشق میرویم.
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



ما نخواهیم رفت
ما غرق می شویم
در عشق،رویای سفر.
او که رفت عاشق بود
و ما...
***
تنها دوای دردمان گریه است
و صبر
و خوش باوری بهار
به نبودن خزان.
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!
ارسالها: 27,690
موضوعها: 1,657
تاریخ عضویت: دى ۱۳۹۲
اعتبار:
12,492
سپاسها: 35
166 سپاس گرفتهشده در 12 ارسال



بعد از تو و باران
هيچ گاه رنگين كمان نشد
در قلب خسته ابري من
و زمستان ابدي شد
براي بهار وجود من.
مي دانم
جمع من و تو و قاصدك ها
ديگر تكرار نخواهد شد.
خنده بر لب میزنم تا کَــس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که مـــا دیدیم ، خندیدن نداشت ...!