(ستاره چین)
به حرمت حضور تو سکوت می کنم ببین
یکی یکی تو از لبم به بوسه واژه را بچین
به ضرب حادثه شکسته قامتم ولی کنون
به اعتبار چشم تو به عشق می کنم یقین
من از غزل به قلب تو پل جنون کشیده ام
مسیر شار روشنی به هفت رنگ دلنشین
پلی ز اشک چشم من به روشنای قلب تو
و فاصله میان ما شکسته می شود چنین
سکوت تو به ازدحام عشق من شکسته شد
زمان سر سجود زد بر آستانه ی زمین
غزل غزل به نام تو نشانه چیده ام ولی
خودت تمام قصه را ترانه کن غزلترین
ز شعر مست چشم تو در آتشم برای من
سبو سبو شراب شو به بوسه های آتشین
تمام قصه شد اگر پر از هوای عاشقی
به شعر شد شروع و آن اشاره های واژه چین
به روی گونه های من نفس کشیدنت غزل
من از تو مست و عاشقم من از تو شاعرم ببین